گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 19.Dezember 2025 März 2026

13. März 2026


تاریخ : ۱۴۰۴/۱۲/۲۲
سیزدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ بیش از سه میلیون نفر تاکنون آواره شده اند

خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۳۱۲ حمله در قالب ۱۰۹ رویداد در ۱۵ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۱۲۴ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. گزارشات امروز نشان می دهد  در کنار تهران، استانهای خوزستان، اصفهان و البرز شامل عمده حملات بودند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد امروز اعلام کرد که در پی درگیری‌های جاری در ایران حدود ۳.۲ میلیون نفر به طور موقت در داخل کشور آواره شده‌اند.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۱۰ غیرنظامی کشته و ۹۱ غیرنظامی زخمی شده‌اند. همچنین ۲۱ مورد مرگ در سطح رویداد ثبت شده که طبقه‌بندی آن‌ها (غیرنظامی/نظامی) در داده‌های موجود مشخص نیست و بنابراین برای جلوگیری از خطای طبقه‌بندی، در این گزارش در دسته «نامشخص» ارائه شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۲۸۶ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰۵ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۹۹ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۳۷۳ نفر
سایر بخش های این گزارش مروری تحلیلی مقدماتی از رویدادهای مستند ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته ارائه می‌دهد. تمامی ارقام و طبقه‌بندی‌ها بر اساس اطلاعات در دسترس در زمان انتشار هستند. با ادامه روند راستی‌آزمایی و در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی‌ها ممکن است به‌روزرسانی شوند.
در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، سازمان هایی مانند کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز به ارائه یافته های خود از آخرین تحولات ایران پرداختند.
این کمیساریا اعلام کرد که در پی درگیری‌های جاری در ایران حدود ۳.۲ میلیون نفر (معادل حدود ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون خانوار) به طور موقت در داخل کشور آواره شده‌اند؛ به گفته این نهاد، بیشتر آوارگان از تهران و دیگر شهرهای بزرگ به مناطق شمالی و روستایی کشور رفته‌اند و در میان جمعیت آسیب‌دیده، پناهندگان ساکن ایران ـ به‌ویژه اتباع افغانستان ـ نیز به دلیل ناامنی و دسترسی محدود به خدمات اساسی در وضعیت آسیب‌پذیر قرار دارند.
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اند. ß

 

یک هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی در عراق سقوط کرد
انتشار 2 ساعت پیشانتشار 2 ساعت پیشآخرین به‌روز رسانی 57 دقیقه پیشآخرین به‌روز رسانی 57 دقیقه پیش
سنتکام از سقوط یک هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 در غرب عراق خبر داد. به گفته سنتکام این حادثه بر اثر شلیک دشمن یا نیروهای خودی رخ نداده است. با این حال یک گروه شبه‌نظامی عراقی مسئولیت سرنگونی این هواپیما را بر عهده گرفت.

https://p.dw.com/p/5AJsL
به گفته سنتکام این حادثه به دلیل شلیک دشمن نبوده است
اسرائيل: به بیش از ۲۰۰ هدف در ایران در شبانه‌روز گذشته حمله شد
منیره طبری
ارتش اسرائيل صبح جمعه ۲۲ اسفند (۱۳ مارس) اعلام کرد، در طول شب و روز گذشته نیروی هوایی این کشور به بیش از ۲۰۰ هدف در مناطق مرکزی و غربی ایران حمله کرده است.
طبق اعلام ارتش، این اهداف از جمله شامل پرتابگرهای موشک‌‌های بالستیک، پدافندهای دفاعی و مراکز تولید سلاح بوده‌اند.
ارتش اسرائيل با انتشار تصاویری از عملیات خود افزوده که ده‌ها جنگنده‌ این کشور بر فراز ایران این اهداف را بمباران کرده‌اند.

بحران انسانی در زندان‌های ایران: ضرورت فوری اجرای مصوبه ۲۱۱
حسین نوش‌آذر ـ در شرایطی که جنگ جاری جان هزاران زندانی را تهدید می‌کند، معین خزائلی، حقوق‌دان و پژوهشگر حقوق بشر در گفت‌وگو با رادیو زمانه هشدار می‌دهد که تعلل قوه قضائیه در اجرای مصوبه الزام‌آور شماره ۲۱۱ شورای عالی قضایی (مصوب ۱۳۶۵) نه تنها نقض قوانین داخلی است، بلکه می‌تواند مصداق مسئولیت بین‌المللی ایران در قبال نقض حقوق بنیادین زندانیان، از جمله حق حیات و منع رفتار غیرانسانی، تلقی شود. خزائلی بر لزوم فوری اقدامات قانونی مانند آزادی مشروط، تبدیل قرار تأمین و کاهش جمعیت زندان تأکید کرده و عدم همکاری با نهادهایی چون کمیته بین‌المللی صلیب سرخ را عامل تشدید بحران می‌داند.
حسین نوش‌آذر

با توجه به جنگ جاری در ایران که با حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات نظامی و امنیتی همراه است، وضعیت زندان‌های کشور به شدت وخیم شده.
در این میان، زندان تهران بزرگ، معروف به فشافویه، به‌عنوان یکی از مراکز اصلی نگهداری زندانیان، با مشکلات بسیار جدی روبه‌روست. گزارش‌های متعدد از کمبود شدید آب آشامیدنی سالم، غذا و خدمات پزشکی خبر می‌دهند. این بحران عمدتاً ناشی از بمباران‌های اخیر، اختلال کامل در زنجیره تأمین، ترک پست توسط شماری از کارکنان زندان و همچنین انتقال اجباری زندانیان از زندان‌هایی مانند اوین به این مکان به وجود آمدهß

11. März 2026

https://t.me/TahlilZamane/108819
تحلیل زمانه,[ 10. März 2026 um 17:39]
فوری استفاده از مهدکودک برای استقرار خودروی نظامی

تصویری منتشر شده که نشان می‌دهد یک خودروی نظامی متعلق به نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در داخل محوطه یک مهدکودک مستقر شده است. این اقدام پرسش‌های جدی درباره استفاده از مراکز کودکان و اماکن غیرنظامی برای استقرار تجهیزات نظامی ایجاد کرده است.
استقرار خودروهای نظامی در چنین مکان‌هایی می‌تواند جان کودکان و کارکنان این مراکز را در معرض خطر قرار دهد و نشان‌دهنده بی‌اعتنایی کامل به امنیت و جان شهروندان، به‌ویژه کودکان است.
سه‌شنبه ۱۹ اسفند
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

آسمانِ سوخته و سُفره‌های مسموم
واکاوی «بوم‌ کُشی» در بمباران مخازن نفت و پالایشگاه تهران.
در حالی که وجدان بیدار بشری همچنان در شوک بمباران فرشته‌های کوچک در مدرسه میناب و ترور ملوانان ناوشکن دنا در پهنه اقیانوس هند به سر می‌برد، آمریکا و اسرائیل با گشودن جبهه‌ای جدید در «جنگ کثیف» خود، قلب تپنده زیستی پایتخت ایران تهران را نشانه رفته‌اند. بمباران مخازن نفت و پالایشگاه تهران در روزهای اخیر، فراتر از یک تخریب صنعتی، سرآغاز یک فاجعه‌ی زیست‌محیطی بی‌سابقه یا به تعبیری دقیق‌تر، یک «بوم‌کُشی» (Ecocide) سازمان‌یافته است.

نویسنده سیاوش قائنی
امروز آسمان تهران نه با ابرهای باران‌زا، بلکه با توده‌ای عظیم از دود سیاه و ذرات سمی پوشانده شده است؛ ابری که همچون ابر قارچیِ یک انفجار مهیب، خورشید را در میانهٔ روز به بند کشیده است. این بار، سلاح دشمن نه فقط گلوله و اژدر، بلکه «باران دوده» و آلاینده‌های مرگبار است؛ نوعی «تروریسم تنفسی» که ریه‌های میلیون‌ها شهروند، از کودکان معصوم تا سالمندان بی‌دفاع را هدف قرار داده است.
در حالی که شعله‌های سرکش مخازن نفت، خاک حاصلخیز دشت ری را مسموم و سفره‌های آب زیرزمینی را به زهر هیدروکربن‌ها آلوده می‌کند، روشن است که هدف این اتحاد شوم «اسرائیل و امریکا»، تنها ضربه به زیرساخت نیست؛ بلکه آن‌ها با آگاهی کامل «حق نفس کشیدن» و «بقای سرزمین» را به گروگان گرفته‌اند تا فصلی سیاه از جنایت علیه بشریت را بر فراز آسمان سوخته تهران رقم بزنند.
باران دوده؛ تروریسم تنفسی علیه میلیون‌ها غیرنظامی
بمباران مخازن استراتژیک و واحدهای تقطیر پالایشگاه تهران، تنها یک انفجار صنعتی نبود؛ این اقدام آگاهانه در میانه اسفندماه، زمانی که پدیده «وارونگی دما» (Inversion) آسمان پایتخت را به سقفی نفوذناپذیر تبدیل کرده، مصداق بارز تروریسم زیست‌محیطی است. با هدف قرار گرفتن میلیون‌ها لیتر فرآورده‌های نفتی و آروماتیک، ستون‌های عظیم دود غلیظ و فوق‌سمی بر فراز نیمه جنوبی شهر شکل گرفت که به دلیل پایداری جوی، راهی برای خروج نیافت و به جای صعود، در ارتفاع پایین حبس شد.ß

 

رادان: با هر که برای اعتراض به خیابان بیاید مثل دشمن رفتار می‌کنیم
مریم همتی

رادان از بازداشت ۸۱ نفر به اتهام "انتشار مطالب تشویش‌کننده در فضای مجازی" خبر دادعکس: Icana/ZUMA/picture alliance
احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، در یک برنامه خبری تلویزیونی شهروندان ایران را تهدید کرده و هشدار داد اگر برای اعتراض به خیابان بیایند، مأموران انتظامی "دست به ماشه آماده هستند". او گفت: «اگر کسی به خواست دشمن [به خیابان] بیاید، او را ما معترض و غیره نمی‌بینیم. او را ما دشمن می‌بینیم و با او برخوردی می‌کنیم که با دشمن می‌کنیم. همه بچه‌های ما دست به ماشه آماده‌اند
رادان همچنین از بازداشت ۸۱ نفر به اتهام "انتشار مطالب تشویش‌کننده در فضای مجازی" خبر داده و گفت برای این افراد پرونده قضایی تشکیل شده است. او بدون اشاره به محل دستگیری این افراد، ادعا کرد که آنها مطالبی را به رسانه‌های خارج از کشور ارسال کرده بودند.
در روزهای گذشته گزارش‌ها و روایت‌های متعددی از شهروندان ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر حضور گسترده نیروهای حکومتی در خیابان‌ها و به‌ راه‌انداختن ایست‌ بازرسی توسط سپاه و نیروهای بسیج منتشر شده است. برخی گفته‌اند که شمار زیادی از "مأموران لباس شخصی" و بسیجی در سطح شهر تهران حضور دارند و با سر دادن شعار "حیدر حیدر" یا همراه داشتن پرچم‌های جمهوری اسلامی سعی در ایجاد جو رعب و وحشت کرده‌اند.
رسانه‌های داخلی همچنین تصاویری را از بازدید محمدرضا عارف، معاون اول پزشکیان، از چندین ایستگاه بازرسی فراجا در شهر تهران منتشر کردند.


یازدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ تراژدی در بزرگراه رسالت
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۲۰۲ حمله در قالب ۱۰۶ رویداد در ۱۹ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۵۳ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. گزارشات امروز نشان می دهد  در کنار تهران، مناطق مرکزی و جنوبی ایران هدف حملات بودند. حمله به تقاطعی در اتوبان رسالت تهران که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از غیرنظامیان شد از جمله وقایع تلخ امروز بود.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۱۷ غیرنظامی کشته و ۱۹ غیرنظامی زخمی شده‌اند. همچنین ۸ مورد مرگ در سطح رویداد ثبت شده که طبقه‌بندی آن‌ها (غیرنظامی/نظامی) در داده‌های موجود مشخص نیست و بنابراین برای جلوگیری از خطای طبقه‌بندی، در این گزارش در دسته «نامشخص» ارائه شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۲۶۲ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰۰ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۹۰ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۳۳۵ نفر
سایر بخش های این گزارش مروری تحلیلی مقدماتی از رویدادهای مستند ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته ارائه می‌دهد. تمامی ارقام و طبقه‌بندی‌ها بر اساس اطلاعات در دسترس در زمان انتشار هستند. با ادامه روند راستی‌آزمایی و در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی‌ها ممکن است به‌روزرسانی شوند.
یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ایران ثبت شده است، از جمله:ß

09. März 2026

میراثِ وحشت؛ کودکان و پیامدهای روانی جنگ در عصر الگوریتم‌ها
در دنیای مدرن، جنگ‌ها دیگر با شمشیر و در میدان‌های دوردست رقم نمی‌خورند. امروز ما با نوعی از «توحشِ از راه دور» روبرو هستیم؛ جایی که الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی، مختصاتِ نابودی را تعیین می‌کنند و بمب‌های هوشمند، سکوت شب‌های ایران و شهرهای بزرگ را به جهنمی از آهن و آتش بدل می‌سازند. اما آنچه در محاسبات این ماشین‌های جنگی نمی‌گنجد، روحِ لرزان کودکی است که زیر پتو، با هر صدای انفجار، تکه‌ای از امنیتِ روانی‌اش برای همیشه فرو می‌ریزد.

میراثِ وحشت؛ کودکان و پیامدهای روانی جنگ در عصر الگوریتم‌ها

صدای انفجار فراتر از یک لرزش، یک فروپاشی است. صدای مهیب انفجار در نزدیکی خانه‌های مسکونی، تنها یک موج صوتی نیست؛ این صدایی است که «حسِ امنیتِ پایه» را در کودک سلاخی می‌کند. برای کودکی که هنوز معنای سیاست و مرز زندگی و جنگ را نمی‌فهمد، خانه باید پناهگاه باشد. وقتی بمب‌های مافوق صوتِ ساخت قدرت‌های بزرگ، دیوارهای خانه را می‌لرزانند و یا شیشه‌ی پنجره‌ها را پودر می‌کنند، جهان در چشم کودک به مکانی غیرقابل‌پیش‌بینی و وحشی تبدیل می‌شود. این آغازِ «ترومای جمعی» است؛ زخمی که از ویتنام تا به امروز، نسل به نسل منتقل شده است. کودکی که باید تا آخر عمر با این تروما زندگی کند، با هر صدایی دچار دلهره شده و سعی در پنهان کردن خود می‌کند.
استفاده از تکنولوژی‌های نوین برای بمباران، فاصله‌ی عاطفی میان ضارب و مقتول را افزایش داده است. کسی که دکمه‌ای را از هزاران کیلومتر دورتر فشار می‌دهد، هرگز نمی‌بیند که چگونه یک کودک دچار «پس‌روی رفتاری» می‌شود، چگونه شب‌ها با فریاد از خواب می‌پرد و یا چگونه لکنت زبان، جایگزین شیرین‌زبانی‌های کودکانه‌اش می‌گردد. این کودکان، قربانیانِ خاموشِ هوش مصنوعی هستند؛ ابزاری که سرمایه‌داران بزرگ برای سود و رهبرانی چون ترامپ و نتانیاهو (که در دادگاه به عنوان مسبب نسل‌کشی محکوم شده‌اند) برای تحمیل قدرت خود با قلدری و ارعاب به دنیا به کار می‌گیرند. این فریبکاران که در لباس فرشتگان آزادی ظاهر می‌شوند، با بمب به جان کودکان و خانواده‌هایی می‌افتند که پیش از این به اندازه کافی از نظام مرتجع دینی ایران آزار دیده‌اند. همان‌گونه که وقتی دختربچه‌ها در کلاسِ مدرسه ابتدایی بودند، ناگهان بمبی با غرشی غیرقابل‌توصیف به مدرسه برخورد کرد و بیش از ۱۷۰ کودکی را که امیدِ بزرگ شدن داشتند، نابود ساخت. آینده‌ی این کودکان پیش از آنکه آغاز شود، در میان دود و باروت مسموم شده است. حیوانات نیز قربانیان فراموش‌شده‌ی جنون بشر هستند. زبان‌بستگانی که بخشی از زیست‌بوم و حتی خانواده‌های ما هستند، سهمی از این وحشت می‌برند. حیوانات خانگی و شهری با سیستم‌های شنیداری حساس‌تر، درکی از «پناهگاه» ندارند. سکته‌های قلبی ناشی از صدای انفجار و فرارهای از روی وحشت، لایه‌ی دیگری از قساوت این حملات است که نشان‌دهنده تخریب کامل اکوسیستمِ آرامش در یک منطقه است.
تاریخ نشان داده است که کودکانِ جنگ، بزرگسالانی مضطرب خواهند بود. ترومای ناشی از بمباران‌ها تنها به امروز ختم نمی‌شود؛ این وحشت در ناخودآگاهِ هزاران کودک رسوب کرده و در آینده به شکل خشم، افسردگی مزمن و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) سر باز خواهد کرد. ما با نسلی روبرو هستیم که یاد می‌گیرد آسمان، به جای ستاره، حامل مرگ است. روان‌شناسان بر این باورند که کودکان به‌دلیل سیستم تنظیم هیجانی نارس، به‌شدت در برابر آسیب‌های روانی طولانی‌مدت آسیب‌پذیرند. والدین باید با حفظ آرامش، کنترل اخبار و ایجاد حس امنیت، از انتقال وحشت به کودکان جلوگیری کرده و به آن‌ها انعطاف‌پذیری ذهنی بیاموزندß


مجتبی خامنه‌ای رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام شد
مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی مجتبی خلامنه‌ای را به عنوان جانشین پدرش و رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام کرد. شایعه بالاخره به واقعیت پیوست. ولایت فقیه هم موروٍثی شد. روشن است که مجتبی خامنه‌ای کاندیدای سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی رژیم است. طی دهه‌های اخیر او در واقع نزدیک تر‌ین رابط خامنه‌ای با این نیروها و چه بسا صحنه‌گردان اصلی سرکوب‌های رژیم در پشت پرده بود. حضور مرموز او در دستگاه حکمرانی خامنه‌ای همیشه این احتمال را پر رنگ‌تر می‌کرد که طبق روال دیکتاتوری‌های رایج در منطقه خاورمیانه، در کنار ریاست جمهوری‌های موروثی، این بار ولایت فقیه هم موروثی خواهد شد. امری که به وقوع پیوست و همه کارگزاران رژیم از امروز یکی پس از دیگری با مجتبی خامنه‌ای اعلام بیعت کرده‌اندß.

 

پیامدهای ژئواکونومیکِ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر بازارهای انرژی و سرمایه
در این نوشتار تلاش می‌شود پیامدهای ژئواکونومیک این جنگ بررسی شود و نشان داده شود که چگونه یک درگیری نظامی در منطقه غرب آسیا می‌تواند در زمانی بسیار کوتاه، اقتصاد جهانی را در معرض شوک‌هایی عمیق و زنجیره‌ای قرار دهد..

نویسنده سیاوش قائنی   
پیامدهای ژئواکونومیکِ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر بازارهای انرژی و سرمایه
مقدمه
در پی تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در بامداد نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپولیتیک جهان به‌سرعت به کانون بحرانی گسترده تبدیل شد. این جنگ با حمله نظامی، ترور رهبر جمهوری اسلامی و واکنش متقابل ایران در منطقه خلیج فارس آغاز شد و تنها در چند روز نخست، ابعادی فراتر از یک درگیری صرفاً منطقه‌ای پیدا کرد. این رویداد به سرعت به یکی از مهم‌ترین بحران‌های اقتصادی و ژئواکونومیک سال‌های اخیر تبدیل شد.
در پنجمین روز جنگ، با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان عملاً از کار افتاد. این گذرگاه راهبردی، که بخش قابل توجهی از صادرات جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کند، نقشی تعیین‌کننده در ثبات بازارهای انرژی دارد. توقف جریان انرژی در این آبراه نه تنها شوکی فوری به بازارهای نفت و گاز وارد کرد، بلکه پیامدهای آن به سرعت در حوزه‌های مالی، حمل‌ونقل دریایی، زنجیره‌های تأمین جهانی، صنعت بیمه و حتی سیاست‌های پولی بسیاری از کشورها بازتاب یافت.
علی‌محمد نائینی، معاون روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در اظهاراتی هفتم مارس در صدا و سیمای ایران درباره وضعیت تردد در تنگه هرمز گفت:
«
ما بر اساس اصل عبور بی‌ضرر در حقوق بین‌الملل دریایی عمل می‌کنیم. بنابراین تنها در صورتی اجازه عبور شناورها از تنگه هرمز داده می‌شود که از بی‌ضرر بودن آن‌ها اطمینان حاصل شود. بر همین اساس، به هیچ وجه به شناورهای ایالات متحده، اسرائیل و طرف‌هایی که مستقیماً وارد جنگ با ما شده‌اند اجازه عبور داده نشده و نخواهد شد.
در حال حاضر حدود سیصد نفتکش و کشتی کانتینری در دو سوی تنگه هرمز متوقف شده‌اند. به طور طبیعی این جنگ در همین چند روز تأثیر خود را بر قیمت نفت، قیمت گاز و بازارهای جهانی سهام گذاشته است. همچنین حدود ۲۳ هزار پرواز بین‌المللی و میلیون‌ها مسافر در فرودگاه‌های منطقه به دلیل شرایط ناشی از این جنگ با اختلال مواجه شده‌اند. بنابراین می‌توان گفت پیامدهای این جنگ تنها محدود به منطقه نیست و بر همه مردم جهان تأثیر می‌گذارد. همه بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای باید بدانند که پیامدها و خسارت‌های ناشی از این جنگ متوجه دولت ایالات متحده و اسرائیل است
اهمیت این رخداد تنها در اختلال موقت در عرضهٔ انرژی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد چگونه یک گلوگاه ژئوپلیتیکی می‌تواند به نقطه‌ای تعیین‌کننده در اقتصاد جهانی تبدیل شود. در جهانی که شبکه‌های تجارت، انرژی و مالی به شدت درهم‌تنیده‌اند، هرگونه اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی می‌تواند موجی از بی‌ثباتی اقتصادی ایجاد کند که آثار آن از بازارهای کالا تا نظام بانکی و سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها گسترده استß

هوش مصنوعی و جنگ: چرا تصمیم‌گیری در میدان نبرد نباید به ماشین‌ها سپرده شود
سیاستمدار بزرگ فرانسوی ژرژ کلمانسو که در پیروزی فرانسه در جنگ جهانی اول نقش مهمی داشت، گفته بود «جنگ آن‌قدر جدی است که نمی‌توان آن را فقط به نظامیان سپرد.» روزنامۀ فرانسوی لوموند به تقلید از این سخن مشهور می‌نویسد: «جنگ آن‌قدر حساس است که نباید به هوش مصنوعی سپرده شود

شرکت «آنتروپیک» که هوش مصنوعی «کلود» را طراحی کرده، با وزارت دفاع آمریکا اختلاف دارد AP - Patrick Sison
در ماه‌های اخیر در آمریکا، بحث درباره نقش هوش مصنوعی در امور نظامی شدت گرفته است. درست قبل از حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران، اختلافاتی میان مقامات نظامی و شرکت‌های پیشرو در حوزه هوش مصنوعی درگرفت که نشان می‌داد هنوز چارچوب سیاسی و حقوقی روشنی برای استفاده از این فناوری در جنگ وجود ندارد..ß

06. März 2026


05
مارس 2026
سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

۱. زندگی زیر سایه‌ی ترس و امید
در فضا‌یی از ترس و امید زندگی می‌کنیم. اما ترس‌های من از امیدهایم بیشتر است. هر روز صبح با صدای انفجار و جنگنده از خواب بیدار می‌شوم. شب‌ها تا دیروقت هم همین صداها را دنبال می‌کنم و می‌خوابم و ناگهان ۵ صبح با صدای انفجاری از خواب می‌پرم. دوباره ۸ صبح، ۹ صبح ... بیشتر از دو سه ساعت صدای انفجار قطع نمی‌شود. تمام روز گوش‌هایم را تیز کرده‌ام که صدای جنگنده‌ها را بشنوم و وقتی صدای انفجار می‌آید به پشت بام می‌روم که ببینم کجا را زده‌اند. بعد از هر انفجار به هر دوستی که در آن منطقه بوده زنگ می‌زنم که مطمئن شوم حالشان خوب است. وقتی هم سمت ما را می‌زنند آنها به من زنگ می‌زنند. سؤالی که بیش از هر چیز این روزها ذهن همه‌ی ما را درگیر کرده این است که چه قرار است بشود.
زندگی روزمره تقریباً از دست رفته است. خواب تقریباً مختل شده و خیلی تکه تکه است. بیشتر از سه چهار ساعت در شبانه‌روز نمی‌خوابم. مدام صدای انفجار در گوشم می‌پیچد و آن‌قدر نگرانم که خواب سالمی ندارم. با اینکه دارو هم می‌خورم اما انگار دکمه‌ی خواب در مغزم خاموش شده. حُسن‌اش این است که چون درست نمی‌خوابم، کابوس هم نمی‌بینم. اشتها هم ندارم و نمی‌توانم خیلی راحت غذا بخورم. روزها بیشتر در خانه هستم و اگر هم بیرون بروم خیلی زود بر می‌گردم. خیابان‌ها سوت و کور و خلوت است و مغازه‌ها به ندرت بازند.
خیلی از دوستانم که بچه داشتند همان روز اول از تهران رفتند اما یکی از دوستانم که بچه دارد هنوز در تهران مانده. فرزندش از همان هجدهم و نوزدهم دی ماه دچار وحشت و اضطراب زیادی شد. متوجه شده بود که آدم‌های زیادی کشته شدند و با اینکه دکتر به او دارو داده بود، حرکت‌های عصبی‌ شدیدی که داشت از بین نرفته بود. باور نکردنی‌ست که از وقتی جنگ شروع شد، با اینکه صدای جنگنده‌ها را می‌شنود و می‌ترسد، حرکت‌های عصبی‌اش خیلی کاهش یافت. دوستم این روزها بچه‌های فامیل و آشنایانش را مرتب به خانه‌شان دعوت می‌کند یا با فرزندش به خانه‌ی آن‌ها می‌روند تا بچه‌ها بیشتر کنار هم باشند که بازی کنند و خیلی متوجه جنگ نباشند.
در محله‌ی ما برخی از مردم دم خانه‌هایشان برای حیواناتِ خیابان غذا و آب می‌گذارند، به همین دلیل سگ و گربه‌ی زیادی در حوالی خانه‌ها می‌بینم. من حیوانی در خیابان ندیده‌ام که دچار آسیب شده باشد. اما به هر حال در خیابان‌ها خیلی در معرض صداهای انفجار و جنگنده‌اند و طبیعتاً اضطراب زیادی دارند. یکی از دوستانم که سگ دارد می‌گوید این روزها سگش مدام می‌لرزد و بسیار ترسیده است.
معاشرت خیلی کم شده. بیشتر آدم‌ها از خانه‌هایشان تکان نمی‌خورند و همانجا که هستند مانده‌اند. برخی از همان روزهای اول همه در یک مکان جمع شدند و کنار هم زندگی می‌کنند. برخی هم یکی دو ساعتی در روز چند نفر ثابت را می‌بینند و دوباره به خانه‌هایشان برمی‌گردند. این روزها بیشتر از طریق تلفن از هم خبر می‌گیریم. اینترنت هم قطع است و امکان استفاده از پیام‌رسان‌ها را هم نداریم. خبرها را از هم می‌گیریم و می‌پرسیم کجاها را زدند. هر کس هر اطلاعی دارد به دیگری هم می‌دهد. خبرها را دهان به دهان به هم می‌گوییم.
سوپرمارکت‌ها در بیشتر محله‌ها باز هستند و حداقل یک نانوایی. خرید آنلاین به طور کامل غیرقابل دسترس شده. اپلیکیشن کار می‌کند اما فروشگاه‌ها دیگر فروش آنلاین ندارند احتمالاً چون پیک برای ارسال آن ندارند. اما قیمت‌ها بالا رفته. من دیروز به سوپر رفتم و قیمت هرکدام از جنس‌هایی که خریدم حداقل پنجاه هزار تومان بیشتر شده بود.
رستوران‌ها هم خیلی تک و توک در شهر بازند. در یکی از خیابان‌هایی که من زیاد رفت و آمد دارم، هفت هشت رستوران بود که تنها یکی از آنها باز است و در خیابان دیگری که پر از کافه بود تنها دو یا سه کافه بازند. خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است. وسط اتوبان‌ها هم گاهی گشت ایستاده. وسط اتوبان نیایش را بسته بودند و گشت گذاشته بودند.
وقتی صدای جنگندهها را می‌شنوم اضطراب شدیدی به من حمله می‌کند، اما همین که می‌روم پشت بام که ببینم کجا را زده‌اند، انگار اضطرابم کمتر می‌شود. انگار می‌خواهم ببینم چه دارد بر سرمان می‌آید و این آرامم می‌کند. ستون‌های دود همین‌طور در شهر بالا می‌روند. در نقاط مختلف شهر. پنجره‌های خانه‌ی ما دوجداره است و چسب نزده‌ایم. اما برخی از دوستانم چسب زده‌اند. بعضی‌ها خیلی مراقب‌ترند، بعضی دیگر دل به دریا سپرده‌اند. آژیر در برخی نقاط شهر زده می‌شود اما بی‌معنی است چون ما پناهگاهی نداریم که به آن برویم. جایی جز خانه‌هایمان نیست که در آن بمانیم. برخی سایت‌های داخلی مطالبی درباره‌ی اینکه زمان حمله چه کار کنید منتشر می‌کنند اما فکر نمی‌کنم کسی زیاد ببیند. بیشتر مردم درباره‌ی این چیزها با هم حرف می‌زنند و از تجربه‌های هم استفاده می‌کنند. به همدیگر بیشتر اعتماد دارند تا چیزی که حکومت به آنها می‌گوید.
در مقایسه با جنگ ۱۲روزه، این جنگ خیلی مهیب‌تر است. هم شدت حمله‌ها هم ساعت‌هایی که مورد حمله قرار می‌گیریم خیلی بیشتر شده و همه چیز غیرقابل پیش‌بینی است. اما در مقایسه با جنگ قبلی تعداد کمتری از اطرافیان من از تهران رفته‌اند و در این جنگ بیشتر مردم در خانه‌هایشان ماندند. با اینکه گستردگی حمله‌ها بیشتر است و انفجارها شدیدتر است. ß

حمایت از میهن در برابر تجاوز دوباره آمریکا و اسرائیل
در ساعت ۹:۲۵ بامداد روز نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، دور تازه‌ای از حملات نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه خاک ایران آغاز شد. این در حالی بود که ایران در مسیر مذاکره و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات بود. آغاز این تجاوز در میانه گفت‌وگوها، ضربه‌ای آشکار به اعتماد بین‌المللی و ثبات منطقه است و نشان‌دهنده نیت خصمانه دشمنان ملت ایران می‌باشد.

ثمیلا امیر ابراهیمی : هرآینه، هرآینه به شما می‌گویم، اگر دانهٔ گندم به زمین نیفتد و نمیرد، تنها می‌ماند؛ اما اگر بمیرد، میوهٔ بسیار می‌آورد... * جمله برگرفته از انجیل یوحنا، فصل ۱۲، آیهٔ ۲۴ ، یکی از مشهورترین تمثیل‌های عیسی مسیح درباره مرگ و رستاخیز.
نویسنده سیاوش قائنی
این بار دوم است که آمریکا و اسرائیل، در شرایطی که ایران به مسیر دیپلماسی پایبند بود، دست به تجاوز نظامی زده‌اند. دور نخست این حملات، موسوم به «جنگ دوازده‌روزه»، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ رخ داد. در آن عملیات، نیروهای اسرائیلی برخی از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و سیاستمداران ایران را هدف قرار دادند و به سامانه‌های پدافند هوایی و تأسیسات حیاتی نظامی و هسته‌ای آسیب رساندند. همانند امروز، تجاوزکاران با علم به احتمال تلفات انسانی و ویرانی زیرساخت‌ها، امنیت و آرامش مردم ایران را هدف قرار داده‌اند.
همه نیروهای مترقی و میهن‌دوست این تجاوز جدید را به‌طور قاطع محکوم می‌کنند و تأکید دارند که دفاع از سرزمین و میهن، استقلال و حاکمیت ملی، حقی مسلم و غیرقابل انکار برای هر ایرانی است. ملت ایران، با اتکا به انسجام، همبستگی و اراده ملی، حق دارد از خاک، جان و تمامیت سرزمینی خود در برابر هرگونه تعرض خارجی دفاع کند. این دفاع به معنای حفاظت از تمامیت سرزمینی و ملت ایران است، نه دفاع از حکومتی که ۴۷ سال است آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی را سرکوب کرده است. این دفاع هرگز بهانه‌ای برای سرکوب مردم یا محدود کردن حقوق شهروندی نیست، بلکه پاسخی مشروع و ضروری است برای مقابله با تجاوز آشکار و حفاظت از موجودیت ملی، تمامیت ارضی و امنیت ایرانیانß

 

مرگ رهبر و بار سنگین یک میراث شوم
سعید پیوندی

مرگ آقای خامنه‌ای در نخستین روز حمله امریکا و اسرائیل به ایران پایان سیاه‌ترین دوران تاریخ معاصر ایران است. کارنامه حکومت 36 ساله او در برابر همگان است : تمرکز بی‌سابقه قدرت، پاسخگو نبودن، حکمرانی ناکارا، تعلیق توسعه و آسیب‌های بزرگ زیست محیطی، فساد سیستمی، گسترش فقر و سقوط قدرت خرید، رهبری محور مقاومت در برابر اسرائیل و کشاندن پای ایران به جنگ و تنش‌های منطقه‌ای و دست‌زدن به بزرگترین کشتارهای خیابانی تاریخ ایران...
با مرگ او را بسیاری در ایران و جهان شادمانی کردند؛ همان اتفاقی که ما بارها در خاورمیانه شاهد آن بودیم بی آن‌که بدانیم آیا چرخه ظهور و سقوط دیکتاتورها و شوربختی‌های مردم هم پایان می‌یابد؟
بازخوانی دوران 36 ساله حکومت او این پرسش را پیش می‌کشد که او چگونه از یک رهبر دینی ضعیف که قرار بود موقتی هم باشد به ولی فقیه خودکامه با اشتهای سیری‌ناپذیر قدرت تبدیل شد؟ چگونه کسی که خود زمانی طعم زندان و سرکوب سیاسی را چشیده بود توانست معمار یک گفتمان توتالیتر و دستگاه سرکوب هولناک شود، گاه نزدیکترین یارانشان را از میان بردارد و بدون ابراز تاسف و با خونسردی جباریت بی‌نظیر حکومتی را توجیه کند؟
نظریه‌های علوم انسانی درباره شکل گیری شخصیت‌های خودکامه به عوامل فردی، ساختاری و ایدئولوژیک اشاره می‌کنند. علی خامنه‌ای بر جای کسی نشست که با اقتدار کاریزماتیک توانسته بود بر موج انقلاب سال 1357 سوار شود. او اما چیزی از این سرمایه نمادین نصیبش نشد و اقتدارش بیشتر از نوع هنجاری و بوروکراتیک بود و به گفته وبر ما با نوعی "روتینه" شدن کاریزما سروکار داشتیم. علی خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه از مشروعیت دینی نیم‌بندی برخوردار بود و با کمک ساز و کارهای رسمی و یا بوروکراسی سیاسی به صورت نماد "نظام" در آمد و ناچار بود برای حفظ این اقتدار شکننده به ساختارهای امنیتی و نظامی تکیه کند.
شخصیت خودکامه علی خامنه‌ای فقط نتیجه ویژگی‌های فردی او نبود. ساختارهای قدرت و ایدئولوژی حکومت دینی بسترهای نهادی، حقوقی و فرهنگی مناسب را برای ظهور خودکامگی چنین رهبری فراهم آوردند. زبان و روایت دینی نوعی مشروعیت و پذیرندگی در میان پیروان به وجود آورده بود. از اصول‌گرا، اصلاح‌طلب و روزنه‌گشا تا هواداران و پیروان نظام دینی پذیرای اقتدار بتی شدند که خود آن را تراشیده بودند. آن‌ها بازیگر نمایشی شدند که ذوب شدن در ولایت و اطاعت از "مقام معظم رهبری" اصل هنجاری ناگزیر آن بود.
علی خامنه ای مانند دیگر حاکمان خودکامه توانست روایت و "رژیم حقیقت" ویژه خود را بسازد. ماشین خودکامگی 36 سال دسته‌دسته مردم را چون رعیت به دیدارش برد تا او با منولوگ خود وعده رسیدن به قله را بدهد.
دشمنی با امریکا و اسرائیل از طریق شکل‌دادن به "محور مقاومت اسلامی" و گروه‌های مسلح نیابتی، پروبال دادن به سپاه قدس و غنی‌سازی اورانیوم همه و همه حلقه‌های به هم پیوسته استراتژی بلندپروازنه‌ای بودند که می‌بایست ج.ا. را به یک قدرت اسلامی-شیعه در منطقه تبدیل کند.
بلندپروازی ایدئولوژیک او را می‌توان در پروژه "تمدن نوین اسلامی" هم مشاهده کرد که از مرزهای ایران فراتر می‌رفت و امت اسلامی را در بر می‌گرفت. بر اساس این نظریه انقلاب اسلامی گام نخست فرایندی بود که می‌بایست پس از گذار از "نظم اسلامی"، "دولت اسلامی" و "جامعه اسلامی" به مرحله "تمدن نوین اسلامی" فراروید. رویکردهای او در داخل از سیاست‌های جمعیتی، چرخش تمامیت‌خواهانه در نظام آموزشی، سبک زندگی اسلامی در چارچوب اتوپیای "تمدن نوین اسلامی" و تاسیس جامعه یکپارچه دینی قابل درک بودند.
جادوی قدرت به ویژه اگر با توهم قدسی در هم‌آمیزد دیکتاتور را در مواجه با جامعه و مخالفان یکسره نابینا و ناشنوا می‌کند. او خود را صاحب ماموریت قدسی می‌دانست و مدعی "حقیقت نهایی". تبدیل شدن دشمن به اصلی‌ترین واژه در گفتمان او هم تصادفی نبود چرا که مخالفان داخلی و خارجی به صورت مانع یا دشمن آرمان پدیدار می‌شدند.
سرود "سلام فرمانده" آئینه تمام‌نمای این جنون ایدئولوژیک، اتوپیای دینی و خودشیفتگی بود. او زمانی در یک دیدار با سرداران سپاه گفته بود "خدای متعال همین‌طور حرف می‌زد! در واقع زبان من بود، حرف خدا بود".
پرده پایانی زندگی او فقط شکست فردی نبود او با لجاجت یک کشور و نسل‌های آن را به سوی زوال نابودی برد . در سال 1357 محمد رضا شاه با مشاهده توده‌های بزرگ ناراضی این شهامت سیاسی و اخلاقی را داشت که به سراغ بختیار رود و به مردم بگوید "من صدای انقلاب شما را شنیدم".
اکنون ایران مانده است و یک جنگ ویرانگر، حکومت ناکارا و خودکامه و انبوهی از بحران‌ها. پرسش بزرگ امروز این است چگونه باید از خود را از این میراث شوم رهانید؟
کانال شخصی سعید پیوندی https://t.me/paivandisaeed

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران: ضربه مرگبار به رهبری تهران و تهدید فزاینده برای خلیج فارس
عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل با هدف‌گیری دقیق رهبری ایران آغاز شد. ضربه سنگین به ساختار فرماندهی تهران، برتری هوایی ائتلاف را تثبیت کرد، اما پاسخ موشکی و پهپادی گسترده ایران به اسرائیل و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، همراه با اختلال در تنگه هرمز و جهش قیمت انرژی، تهدیدی جدی برای امنیت و اقتصاد منطقه ایجاد کرده است. رسانه‌های بین‌المللی چه می‌گویند؟
الاهه نجفی

نمایش مشخصات تصویر
انفجار بمب در سمت خیابان گاندی تهران ـ یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ـ عکس از «وحید آنلاین»
۱۵ اسفند
کارشناسان مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) در تحلیلی جامع به بررسی ابعاد مختلف عملیات نظامی گسترده ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران پرداخته‌اند. این ارزیابی با تمرکز بر مرحله نخست درگیری با هدف برچیدن سپاه پاسداران، جنبه‌های راهبردی، دریایی، سیاسی و پیامدهای آن بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را واکاوی می‌کندß

اخبار جنگ ایران : نگرانی از ترور مجتبی خامنه‌ای انتخاب رهبر جدید ایران را به تعویق انداخت
دو مقام ایرانی به روزنامۀ نیویورک‌ تایمز گفته‌اند که رژیم ایران به دلیل نگرانی‌های امنیتی اعلام جانشین علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، را به تعویق انداخته است. ارتش اسرائیل از آغاز مرحلۀ تازه‌ای از عملیات نظامی با هدف برچیدن رژیم ایران و توانایی‌های نظامی آن خبر داده است. همزمان گزارش‌هایی از فرار ده‌ها افسر سپاه پاسداران از لبنان منتشر شده و دونالد ترامپ نیز از دیپلمات‌های ایرانی خواسته است درخواست پناهندگی بدهند. او همچنین گفته است که باید در تعیین رهبر جدید ایران نقش داشته باشد

مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر کنونی ایران، در راهپیمایی روز قدس در تهران / ۲۰۱۹ AP - Vahid Salemi
دو مقام ایرانی به روزنامۀ نیویورک‌ تایمز گفته‌اند که رژیم ایران به دلیل نگرانی‌های امنیتی اعلام جانشین علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، را به تعویق انداخته است. به گفتۀ این منابع، اظهارات مقام‌های آمریکا و اسرائیل درباره احتمال هدف قرار دادن رهبر بعدی ایران از جمله دلایل اصلی این تأخیر بوده است. بر اساس این گزارش، مجتبی خامنه‌ای، فرزند ۵۶ سالۀ رهبر پیشین جمهوری اسلامی، یکی از گزینه‌های اصلی جانشینی محسوب می‌شود. با این حال، به گفتۀ مقام‌های ایرانی، پس از آن که نام او در رسانه‌ها به عنوان جانشین احتمالی مطرح شد، نگرانی‌های امنیتی افزایش یافت. یکی از این مقام‌ها گفته است: «یکی از دلایل تأخیر در اعلام جانشین، نگرانی از احتمال هدف قرار گرفتن رهبر جدید است.» به گفتۀ این منابع، اظهارات مقام‌های آمریکایی که گفته‌اند مجتبی خامنه‌ای برای رهبری ایران «قابل قبول نیست» و حتی ممکن است در صورت به دست گرفتن قدرت «هدف قرار گیرد»، فضای جانشینی در ایران را حساس‌تر کرده است. این مقام‌ها افزوده‌اند که هنوز فهرست رسمی نامزدها یا جدول زمانی مشخصی برای انتخاب رهبر جدید اعلام نشده است.
سفیر اسرائیل در فرانسه: هدف ما تضعیف رژیم ایران است، نه اعزام نیرو به خاک این کشورß

03. März 2026

اکسیوس: تماس‌های محرمانه ترامپ با رهبران کُرد عراق
منابع آگاه گفته‌اند که ترامپ یک روز پس از صدور مجوز بمباران ایران با چهره‌های اصلی کُرد در عراق، رایزنی تلفنی داشته و این حاصل تلاش پشت‌پرده نتانیاهو بوده است. در پی انتشار این گزارش ایران به مقر کُردهای ایرانی در عراق حمله کرد.

سه منبع آگاه به وب‌سایت اکسیوس گفته‌اند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه ۱۰ اسفند / یکم مارس در تماس تلفنی با رهبران کُرد در عراق درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و تحولات احتمالی پیش‌رو گفت‌وگو کرده است.
اهمیت این تماس‌ها از آن جهت است که نیروهای کُرد هزاران رزمنده در امتداد مرز ایران و عراق دارند و کنترل مناطق راهبردی‌ای را در دست گرفته‌اند که با گسترش جنگ می‌تواند نقشی تعیین‌کننده ایفا کند. افزون بر این، کُردهای عراق روابط نزدیکی با کُردها در ایران دارند.
به‌گفته دو منبع، ترامپ یک روز پس از آن‌که مجوز کارزار بمباران روز شنبه را صادر کرد، با دو رهبر اصلی جناح‌های عمده کرد در عراق، یعنی مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق و بافل طالبانی، رهبر حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق تماس گرفت. یکی از منابع که در جریان این تماس‌ها بوده، آن‌ها را «حساس» توصیف کرده و از ارائه جزئیات درباره محتوای گفت‌وگوها خودداری کرده است.

بدترین سناریو هرج‌ومرج کامل است؛ پشت‌پرده تصمیم ترامپ برای حمله به ایران و بن‌بستِ «تغییر رژیم» – نشریه آتلانتیک

در گزارش تحلیلی و مشروح آتلانتیک، جنگ تازه آمریکا علیه ایران نه به‌عنوان یک «عملیات ضربتی»، بلکه به‌مثابه پروژه‌ای پرریسک و چندلایه ترسیم می‌شود که از ماه‌ها پیش زیر فشار محاسبات نظامی، ملاحظات سیاسی داخلی آمریکا، و برآوردهایی خوش‌بینانه درباره احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی شکل گرفته بود؛ پروژه‌ای که در همان روز نخست به دستاوردی «تاریخی» برای واشنگتن تبدیل شد ــ کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی ــ اما به گفته نویسندگان گزارش، «کشتن رهبر یک چیز است و برکنار کردن رژیم چیز دیگر».
آتلانتیک می‌نویسد در ساعات پایانی پیش از آغاز بمباران‌ها، دونالد ترامپ خواسته بود «یک بار دیگر» طرح را مرور کند و برای اطمینان از جزئیات، با فرمانده ارشد نظامی آمریکا در خاورمیانه تماس گرفت. او از دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، پرسیده بود رژیم ایران «چگونه احتمالاً تلافی خواهد کرد» و «چه تعداد تلفات آمریکایی» ممکن است رخ دهد. گزارش تأکید می‌کند ترامپ در هفته‌های منتهی به عملیات، بزرگ‌ترین تمرکز نیروی نظامی آمریکا در منطقه را از زمان دستور جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به این‌سو ایجاد کرده بود؛ نشانه‌ای از مقیاس بی‌سابقه و پیامدهای بالقوه سنگین تصمیم.
در روایت آتلانتیک، هدف سیاسیِ اعلامی ترامپ از همان ساعات نخست روشن بود: او امیدوار بود کارزار هوایی ــ که با اسرائیل انجام می‌شد ــ رژیم تهران را تضعیف کند و مردم ایران «حکومت را به دست بگیرند». ترامپ در پیام ویدئویی بامداد همان روز، آن را «احتمالاً تنها فرصت برای نسل‌ها» توصیف کرده بود. در پایان همان روز، مقام‌های آمریکایی به این جمع‌بندی رسیدند که عملیات به یک هدف تاریخی دست یافته است: کشته‌شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای. آتلانتیک می‌گوید مجموعه محل استقرار رهبر جمهوری اسلامی از اهداف اصلی بوده و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌داد «چیز زیادی از آن باقی نمانده است».
اما این گزارش از همان نقطه، شکاف میان «ضربه به رأس» و «تغییر رژیم» را محور قرار می‌دهد. آتلانتیک یادآوری می‌کند که دولت ترامپ با وجود ماه‌ها بحث و بررسی، حتی در حالی که بعضی از نزدیک‌ترین دستیاران و مشاوران او تردید داشتند تلاش اندکی برای اقناع افکار عمومی آمریکا درباره منطق حمله انجام داد. با این حال، ترامپ قانع شده بود اکنون لحظه‌ای «کمیاب و گذرا» برای تغییر حکومت در ایران است و سقوط حکومتی که از انقلاب ۱۹۷۹ سر کار آمد، می‌تواند برای او «دستاورد تاریخی» باشد؛ چیزی که به باور او از دست پیشینیانش در هر دو حزب خارج بوده است. ترامپ هنگام اعلام مرگ خامنه‌ای او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» خوانده بودß

Kotzias: Jeder, der sich über die Angriffe der USA und Israels auf den Iran freut, irrt sich – Doppelter Verstoß gegen das Völkerrecht© EUROKINISSI

Der ehemalige Außenminister Nikos Kotzias bezeichnet den Angriff der USA und Israels auf 
den Iran, der eine Krise im Nahen Osten ausgelöst hat, als doppelt illegal.
In seinem Beitrag erklärt Nikos Kotzias, dass "jeder, der sich über die Schläge gegen die Führung des Autoritarismus und der Theokratie im Iran durch die doppelte Verletzung des Völkerrechts durch die USA und ihre Verbündeten irrt", während er an einer anderen Stelle anmerkt, dass Griechenland zu einer multidimensionalen Außenpolitik und deren Einmischung in internationale Angelegenheiten und Diplomatie auf eine Weise zurückkehren muss, die es ermöglicht, mit allen Seiten zu verhandeln, um zwischen ihnen zu vermitteln, sie an den Verhandlungstisch der diplomatischen Verhandlungen zu bringen.
Sein Beitrag folgt im Detail: à

US-Amerikanische Schauspielerin Jane Fonda auf einer Demonstration gegen den Iran-Krieg in Downtown Los Angeles: „Gerade jetzt ziehen Eltern ihre Kinder aus den Trümmern. Dieser gefährliche und wahnsinnige Krieg gegen den Iran verletzt nicht nur das internationale Recht und unsere Verfassung, sondern explodiert zu einem gewaltigen Krieg der Massenvernichtung, der das Leben vieler Menschen kostet, einschließlich US-Amerikanern. Es ist wieder einmal ein Krieg, der auf falschen Informationen basiert, und ich kann nicht umhin, an den Vietnamkrieg zurückzudenken. Obwohl es nicht in den Geschichtsbüchern steht, hatte die amerikanische Anti-Kriegs-Bewegung viel damit zu tun, diesen Krieg zu beenden. Ich glaube fest daran, dass genug Menschen in diesem Land aus dem Vietnamkrieg, dem Irakkrieg, dem Krieg in Afghanistan und den anderen unnötigen und illegalen Kriegen gelernt haben, sodass wir laut und klar sagen können: Wir, das Volk der Vereinigten Staaten, sind hier, um der Trump-Regierung zu sagen: Ihr mögt diesen Krieg in unserem Namen führen, aber ihr sprecht mit nicht für uns.“
#IranWar #Iran #NoWarWithIran
https://x.com/i/status/2028070238084829194

سومین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ افزایش تلفات، تشدید حملات در تهران و غرب کشور
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست ‌۵۶ رویداد یا حمله نظامی در ۱۳ استان کشور را ثبت کرده است که منجر به مجموعاً ۱۰۱ تلفات اعم از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نظامیان شده است.
بر اساس اطلاعات راستی‌آزمایی‌شده خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز، دست کم ۸۵ غیرنظامی کشته و ۵ غیرنظامی زخمی شدند، همچنین ۱۱ نیروی نظامی نیز کشته شدند. در بازه ۲۴ ساعت گذشته، ۵۷۹ مورد اعم از کشته و زخمی، همچنان برای راستی‌آزمایی و طبقه‌بندی در دست بررسی هستند، از جمله ارزیابی اینکه افراد غیرنظامی یا نظامی بوده‌اند.
علاوه بر این، در ۲۴ ساعت گذشته، گزارش شده است که ۲۸ هدف مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این موارد شامل طیفی از اماکن و زیرساخت‌ها، از جمله چندین پایگاه نظامی، دو منطقه مسکونی و اسکله باهنر در بندرعباس می‌شوند. ماهیت این اهداف، اعم از برخورداری از حمایت ویژه معاهدات بشردوستانه، غیرنظامی، نظامی یا دوگانه‌کاربری بودن آنان، همچنان در دست بررسی است و ممکن است با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، طبقه‌بندی‌ها اصلاح شوند. قسمتی از ۲۸ اهداف ثبت‌شده در این گزارش ارائه شده که شامل اهدافی است که مستقیماً مورد حمله قرار گرفته‌اند و نیز مواردی که در اثر حملات مجاور یا پیامدهای جانبی آسیب دیده‌اند.

۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

ß

 

ایران ما را دارند کلنگ می‌زنند.
مهرانگیز کار
جنایات حکومت جمهوری اسلامی، این کلنگ زدن را توجیه کرده است برای مردم جان بر لب.
از خستگی و نفرت مردم سوگوار ایران، آمریکا و اسراییل سوء استفاده می‌کنند برای منافع خودشان.
احساس می‌کنم که باری دیگر خدعه خورده‌ایم.
این بار نه از خمینی که از دشمنان خمینی.
ایران در حال فروریزی حیاتی‌است،نه لزوما حکومت بیدادگرش. ایران ویرانه را می خواهند به ایرانیان تحویل بدهند و بگویند ما بستر را برایتان درست کردیم،و حالا نوبت شماست تا روی این ویرانه دموکراسی بسازید!  کجای این تجاوز و ساز و کار تهاجمی به نفع مردم است؟ اوضاع بی شباهت به سرنوشت غزه نیست!  راه را بر هر پرسشی بسته‌اند،از خشم مردم ستمدیده نسبت به حکومت بیداد ولایت فقیه و عجز آن‌ها از براندازی،دارند به زیان آینده مردم سوء استفاده می کنند. این یادداشت کوتاه را در منتهای نومیدی می نویسم و عواقب آن را می پذیرم. ایران در حال فروپاشی است،حکومت با این هجوم،حتی اگر سقوط کند،حکومتی نظیر یا از آن بدتر جایگزین می‌شود!  جنگ پایان رنج‌های ما نیست،جمهوری اسلامی، به بهانه جنگ،نابخردانه منطقه را درگیر کرده. ایرانیان تنها مانده‌اند،حکومت‌شان از دشمن بدتر استو دوستان ظاهری‌، خانه‌اش را خراب می‌کنند. به کجا پناه ببریم؟
مهرانگیز کار
۲۸ فوریه ۲۰۲۶
واشنگتن دی سی
#
کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران

جنگ علیه ایران. راهبرد تهران
نشریه "یونگه ولت"
ایران بر منطقه‌ای‌سازی جنگ تکیه دارد: حمله به زیرساخت‌های نظامی آمریکا، فشار بر دولت‌های خلیج فارس
پاسخ فوری بود: ظرف کمتر از یک ساعت پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در روز شنبه، ایران ضدحملات خود را آغاز کرد. برخلاف «جنگ دوازده‌روزهٔ ۲۰۲۵» که در آن تهران با رویکردی معتدل‌تر عمل کرد، این‌بار کشور خود را با تهدیدی وجودی روبه‌رو می‌بیند. از این‌رو، ابعاد ضدحمله برای ناظران غربی غافلگیرکننده بود: در ۲۴ ساعت نخست گفته می‌شود دست‌کم ۱٬۰۰۰ تا ۲٬۰۰۰ موشک و پهپاد به‌کار گرفته شده است. ۶ تا ۸ پایگاه آمریکا، از جمله در بحرین و قطر، هدف حمله قرار گرفتند.
ایران حملات را به‌صورت آینه‌ای پاسخ نمی‌دهد، بلکه با گسترش جغرافیایی درگیری عمل می‌کند — جنگی منطقه‌ای که کل معماری و استقرار آمریکا در خلیج فارس را دربر می‌گیرد. هرچند دولت‌های خلیج فارس به‌طور رسمی پایگاه‌های خود را برای حملات در اختیار آمریکا قرار نداده‌اند، ایران نه‌تنها تأسیسات نظامی آمریکا در آن کشورها، بلکه اهداف غیرنظامی را نیز هدف قرار می‌دهد؛ از جمله فرودگاه‌های دبی، ابوظبی و کویت و همچنین بنادر جبل‌علی (امارات متحده عربی) و دُقم (عمان). این اقدامات در عین حال حمله‌ای به بنیان‌های اقتصادی دولت‌های خلیج فارس محسوب می‌شود. هدف، اعمال فشار سیاسی است: ایران می‌کوشد میان آمریکا و پادشاهی‌های خلیج فارس شکاف ایجاد کندß

امریکا و اسرائیل توطئه تجزیه ایران را کلید زدند. کردها وارد می‌شوند

من چهار سناریو برای ایران می‌بینم، از کمترین تا مطلوب‌ترین.
مارکو فراری از میلان ایتالیا
۱) رژیم کم و بیش به همان شکلی که بود مقاومت می‌کند. مطمئناً حذف خامنه‌ای (و اجلاس پاسداران) این سناریو را امروز کمتر محتمل می‌کند. با این حال، ممکن است یک خط جانشینی از قبل آماده و سازماندهی شده وجود داشته باشد، و مهم‌تر از همه هوشمندانه‌تر که از بمباران در روز روشن جلوگیری کند. در این صورت، آنها فقط باید یک ماه، چهل روز را تحمل کنند، سپس هزینه جنگ (فقط هواپیما و موشک) برای ایالات متحده و اسرائیل ناپایدار می‌شود، افکار عمومی در ایالات متحده دیگر بس است، و به روال عادی برمی‌گردند، تا دور بعدی.
۲) پاسداران و بخشی از روحانیون کمتر افراطی، یک کودتای کوچک انجام می‌دهند، قدرت را به دست می‌گیرند، با ترامپ در ازای بقای سیاسی بر سر آتش‌بس مذاکره می‌کنند و از موشک‌های هسته‌ای و بالستیک صرف نظر می‌کنند. ترامپ شعار پیروزی می‌دهد، نتانیاهو کمی کمتر، رژیم ایران در خارج از کشور تضعیف می‌شود (حماس، حزب‌الله و حوثی‌های مختلف)، اما در داخل تقویت می‌شود، سرکوب داخلی ادامه دارد. ایرانی‌ها احساس می‌کنند به آنها خیانت شده است. این سناریویی است که می‌توانیم آن را «عراق ۱۹۹۱» بنامیم، زمانی که صدام از کویت بیرون رانده شد اما در قدرت باقی ماند، ضعیف. یا «ونزوئلا ۲۰۲۶»، منهای مادورو، ترامپ شعار پیروزی سر داد و جانشینان مادورو را گمراه کرد، اما هیچ تغییر رژیم واقعی رخ نداده و ونزوئلا همچنان یک دیکتاتوری است. ترامپ به آزادی ونزوئلایی‌ها اهمیتی نمی‌دهد، او فقط به کنترل کشور و نفت اهمیت می‌دهد (اگرچه هزینه بالا و کیفیت پایین است، اما او از آن خبر ندارد).
۳) بگذارید هرج و مرج فوران کند. رژیم سقوط می‌کند، مخالفان هرچند بی‌نظم قدرت را به دست می‌گیرند، اما سپس شروع به جنگ بین خود می‌کنند، پاسداران اقدامات چریکی و تروریستی را آغاز می‌کنند، کردها در شمال آزاد می‌شوند و به تنهایی به راه خود می‌روند... جنگ داخلی، هزاران کشته و غیره. وضعیتی که به راحتی می‌توان آن را «عراق ۲۰۰۳» نامید، زمانی که ایالات متحده صدام را برکنار کرد و قدرت را به اکثریت شیعه (و کردها در شمال) داد که تا آن زمان سرکوب شده بودند. با این حال، فراموش کردن نیازهای سنی‌ها تا آن زمان که در قدرت بودند. سنی‌ها برای گذار به آمریکایی‌ها پیشنهاد می‌دادند، اما سرسختی ایالات متحده آنها را کنار گذاشت و نیازهای آنها به تروریسم، داعش و غیره تبدیل شد. جنگ داخلی و صدها هزار کشته. اشتباه ایالات متحده این بود که به فکر اجرای سناریوی «آلمان ۱۹۴۵» در عراق افتاد، رژیم سنی را به حاشیه راند و انتخابات را سازماندهی کرد، با این تصور که این کافی خواهد بود (فیلم اکشن زیبای «منطقه سبز» که یک کلید خواندن دوم دارد که نشان می‌دهد چگونه نئوکان بوش به سیا گوش نداد که به آنها هشدار داده بود سنی‌های رژیم سابق را در گذار بگنجانند).
۴) ایران در مسیر دموکراسی گام برمی‌دارد. اپوزیسیون‌های متفرق و سازمان نیافته امروز در حال تشکیل ائتلاف و گذار هستند، حتی با کمک بخش‌های میانه‌رو رژیم که تحت دیکتاتوری «خواب» بودند. این سناریویی مانند اروپای شرقی «پس از ۱۹۸۹» است. در آن کشورها هیچ اپوزیسیون آماده و سازماندهی‌شده‌ای وجود نداشت، اما این گذار به لطف جامعه مدنی قوی (هاول، والسا و غیره) و بخش‌هایی از رژیم‌های کمونیستی میانه‌روتر که رهبری این گذار را بر عهده داشتند، انجام شد. این گذار اغلب توسط خود اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی شده بود که خواهان جدایی تدریجی و هدایت‌شده بود (به انقلاب رومانی مراجعه کنید).
با کمی شناخت از ایران و ایرانی‌ها، واقعاً به چهارمین [انقلاب] امیدوارم. و آن را غیرممکن نمی‌بینم. در ایران، برخلاف کشورهای همسایه، یک جامعه مدنی سکولار بسیار قوی وجود دارد. مشکل واقعی ایران، پاسداران انقلاب هستند که نه تنها به شدت مسلح هستند، بلکه تمام اهرم‌های اقتصادی را نیز در دست دارند. چهل سال است که آنها تمام عرصه‌ها را اشغال کرده‌اند، نه تنها سیاستمداران، بلکه تجارت و اقتصاد، مدیریت صنعت نفت، ترافیک قانونی و غیرقانونی. در واقع ایران یک دزدسالاری بزرگ فاشیستی روحانیون است. این افراد به راحتی تسلیم نخواهند شد و متأسفانه ما مجبور خواهیم شد با آنها به توافق برسیم، در غیر این صورت به سناریوی ۳) «عراق ۲۰۰۳» ختم می‌شود، جایی که پاسداران، سنی‌های آن زمان خواهند بود./جمهوری ایرانی
#
کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

وضعیت بحرانی اوین و زندان تهران بزرگ در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل
گزارش‌های رسیده به بی‌بی‌سی فارسی از انفجار در محدوده اوین و تشدید فضای امنیتی در این زندان حکایت دارد. منابع نزدیک به زندانیان از بسته شدن درها، حضور نیروهای ویژه و شرایط دشوار تأمین غذا خبر می‌دهند

وضعیت بحرانی اوین و زندان تهران بزرگ در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل
گزارش‌های رسیده به بی‌بی‌سی فارسی از انفجار در محدوده اوین و تشدید فضای امنیتی در این زندان حکایت دارد. منابع نزدیک به زندانیان از بسته شدن درها، حضور نیروهای ویژه و شرایط دشوار تأمین غذا خبر می‌دهند

25. Februar 2026

پرونده ورشکستگی سیاست اپوزیسیون ایران: چپ بی‌اثر، راست بی‌اخلاق
این نوشته از یک حکم تند آغاز می‌کند: بحران سیاست در ایران نه فقط شکست چپ است و نه صرفاً سردرگمی راست، بلکه فروپاشی «مداخله» و «الزام» در هر دو سوی میدان است. چپ به تحلیل پناه برده و از عمل، ائتلاف و خطر فاصله گرفته؛ راست نیز سیاست را به مدیریت و گذار فروکاسته و پرسش اخلاقی را به آینده‌ای نامعلوم تعلیق کرده است. نتیجه، سیاستی است یا بی‌اثر یا بی‌وجدان. نوشته حاضر تلاشی است برای بازگرداندن مسئولیت، مداخله و داوری اخلاقی به مرکز سیاست؛ جایی که بدون آن نه رهایی معنا دارد و نه آینده‌ای قابل دفاع شکل می‌گیرد.

این پرونده از یک تشخیص مشترک آغاز می‌شود. بحران سیاست در ایران را نمی‌توان فقط به یک جریان فروکاست. مسئله نه صرفاً ناکامی چپ است و نه فقط سردرگمی راست بلکه فروپاشی دو مؤلفه‌ی بنیادی سیاست‌ورزی است. مداخله و الزام. چپ از عمل عقب نشسته و راست از پرسش اخلاقی گریخته است. حاصل سیاستی است یا بی‌اثر یا بی‌وجدان.
بخش اول نخست به چپ ایران می‌پردازد. جریانی که جامعه از آن جلو زده و خیابان بدون حضورش شکل گرفته است. چپ بیش از آن‌که نیروی کنش باشد به سنتی تحلیلی بدل شده که از تصمیم، ائتلاف و خطر می‌گریزد. این وضعیت نشانه‌ی شکست نیست بلکه نشانه‌ی بی‌ربطی است و بی‌ربطی شکل پنهان حذف از تاریخ است.
متن دوم اپوزیسیون راست ایران را نقد می‌کند. جریانی که سیاست را به مدیریت، گذار و کارآمدی فروکاسته و در لحظه‌ی خطاب به فرد کنشگر سکوت می‌کند. با رجوع به اخلاق کانتی و اندیشه‌ی اتو بائر این متن نشان می‌دهد که تعلیق عدالت و کرامت به نام آینده، خود یک تصمیم اخلاقی است. تصمیمی علیه انسان‌های اکنون.
این دو متن کنار هم تصویری واحد می‌سازند. سیاستی که یا از تصمیم می‌ترسد یا از «باید». این پرونده تلاشی است برای نام‌گذاری این خلأ مشترک و بازگرداندن پرسش مسئولیت به مرکز سیاست. جایی که بدون آن نه بدیلی شکل می‌گیرد و نه رهایی معنایی پیدا می‌کند.
نسلی که خیابان را ساخت و چپی که به آن نرسید
چپ ایران امروز در خطر انحلال سیاسی است، نه به‌دست سرکوب بلکه به‌دست عادت. عادتی مزمن به تحلیل‌کردن به‌جای مداخله. به اخلاق‌گرایی به‌جای سیاست و به درست‌ بودن به‌جای مؤثر‌ بودن. اگر چپ نتواند این وضعیت را به‌مثابه یک بحران واقعی بپذیرد دیگر «به حاشیه رانده نمی‌شود» بلکه خود داوطلبانه از تاریخ کنار می‌رود.
واقعیت ساده است. جامعه جلوتر از چپ حرکت کرده است.
در لحظه‌ای که خیابان، بدن، زندگی روزمره و خشم انباشته‌شده بدل به میدان اصلی سیاست شده‌اند بخش بزرگی از چپ هنوز مشغول نزاع‌های درون‌گفتمانی است. نزاع‌هایی که نه رژیم را تضعیف می‌کنند، نه امید تولید می‌کنند و نه حتی دشمن را گیج می‌کند.
چپ ایرانی امروز نه اپوزیسیون است، نه آلترناتیو بلکه تفسیری دیرهنگام از رویدادهایی است که بدون او رخ می‌دهند. این جایگاه جایگاه شکست نیست، جایگاه بی‌ربطی است و بی‌ربطی خطرناک‌تر از شکست است چون نامرئی است.
یکی از مخرب‌ترین عادت‌های چپ ایران وسواس به «خلوص» است. گویی سیاست میدان اعتراف است و نه میدان زورآزمایی. نتیجه روشن است: چپی که نمی‌تواند ائتلاف کند، چپی که از هر نزدیکی تاکتیکی می‌ترسد، چپی که بیشتر از سرکوب از «آلودگی» می‌هراسد.
اما سیاست همیشه و به‌ویژه در شرایط فروپاشی آلوده است. کسی که این را نمی‌فهمد با سیاست کاری ندارد بلکه داوری اخلاقی می‌کند، آن‌هم از بیرون میدان.
اگر چپ نتواند با نیروهای ناهمگون، نابرابر و حتی مسئله‌دار وارد کنش مشترک شود بهتر است صادقانه اعلام کند که به سیاست علاقه‌ای ندارد.
چپ ایران هنوز در حال صحبت‌کردن با جامعه‌ای است که دیگر وجود ندارد. جامعه‌ای با طبقه کارگر همگن، آگاهی خطی و سوژه‌های آماده بسیج. در حالی‌که جامعه امروز مجموعه‌ای از بدن‌های زخمی، سوژه‌های خسته، خواست‌های فوری و اشکال مقاومت پراکنده است.
زنانی که بدن‌شان میدان جنگ است، جوانانی که چیزی برای ازدست‌دادن ندارند، کارگرانی که حتی نام شغل‌شان تغییر کرده است و این‌ها با جزوه‌های قرن بیستم نمایندگی نمی‌شوند.
چپ اگر نتواند زبان این زیست‌ها را بفهمد، هیچ «تحلیل درستی» نجاتش نمی‌دهد.
بخش بزرگی از چپ از قدرت می‌ترسد. نه به‌معنای اخلاقی بلکه به‌معنای واقعی. ترس از فکرکردن به دولت، قانون، نهاد و تصمیم. نتیجه سیاستی منفی است. فقط نفی، فقط اعتراض، فقط هشدار.
اما سؤال ساده است اگر فردا نظم موجود فروبپاشد بعد چه؟
چپی که از پاسخ به این سؤال طفره می‌رود، در واقع میدان را داوطلبانه به دست نیروهایی می‌سپارد که هیچ تردیدی در قبضه‌کردن قدرت ندارند. سیاست بدون پاسخ ایجابی نه رادیکال است و نه مسئولانه. فقط راحت است.
چپ باید دست از مقدس‌بودن بردارد. چپ اگر می‌خواهد دوباره وارد تاریخ شود، باید از میل به «برحق‌بودن» دست بکشد و باید بپذیرد که ممکن است اشتباه کند، ممکن است شکست بخورد، ممکن است با نیروهایی کار کند که دوست‌شان ندارد. اما در عوض، ممکن است اثر بگذارد.
چپ باید از خود بپرسد آیا می‌خواهیم وجدان بیدار باشیم یا نیروی تغییر؟ آیا می‌خواهیم درست باشیم یا مؤثر؟ این دو همیشه یکی نیستند.
چپ ایران اکنون در یک نقطه باینری ایستاده است. یا خود را بازآفرینی می‌کند، در زبان، سازمان، تخیل و نسبتش با زندگی و یا به یک سنت فکری محترم، قابل‌ارجاع، اما بی‌اثر بدل می‌شود. تاریخ به چپ بدهکار نیست. خیابان منتظر نمی‌ماند و رهایی بدون مداخله فقط یک کلمه است.
چپ اگر می‌خواهد واقعاً کاری بکند باید قبل از هر چیز از ادعای «نمایندگی» دست بردارد و وارد میدان «حمایت عملی» شود. چپ امروز نه مشروعیت رهبری دارد، نه توان هدایت و نه امکان سخنگویی برای دیگران. این بازی را باخته است. آنچه هنوز می‌تواند انجام دهد تقویت و حفاظت از هسته‌های موجود کنش است و نه ساختن تشکل از بالا. کار چپ کمک به تداوم اعتراض است نه مصادره آن. تبدیل‌شدن به نیروی پشتیبان و نه سخنگو. این یعنی اگر اعتصاب کارگری شکل می‌گیرد وظیفه چپ ساختن رسانه، تأمین امنیت، ایجاد صندوق مالی و شبکه حمایت است و اگر اعتراض محلی در جریان است فراهم‌کردن دانش حقوقی، مستندسازی و اتصال آن به بیرون. نه بیانیه رهبری، نه تحلیل کلان، نه ادعای جهت‌دهیß

از «امید به منجی» تا «امید به خود»؛ سرخوردگی پس از وعده‌های نجات
حسین نوش‌آذر ـ هنوز رد انتظار در روان جمعی ایران جاری است؛ این بار در هیئت امید به مداخله‌ی قدرت‌های بیرونی یا چهره‌های نجات‌بخش. علی‌اصغر فرداد، روانکاو، در سومین گفت‌وگو از مجموعه‌ی «روان‌شناسی سیاست» از مکانیسم سرخوردگی جمعی می‌گوید: وقتی وعده‌ها متحقق نمی‌شوند، کشتار سنگین می‌شود و افق آینده بسته می‌ماند، ذهن جمعی میان نوستالژی، درماندگی آموخته‌شده و گرایش به راه‌حل‌های ساده سرگردان می‌ماند. اما او راهی دیگر نیز نشان می‌دهد: گذار از «فروپاشی توان» به «فروپاشی توهم»؛ از «امید به منجی» به «امید به خود».

در دوران سربداران (قرن هشتم هجری، حدود ۷۰۰ سال پیش) نیاکان ما در سبزوار و خراسان اسب سفیدی را آذین می‌بستند، با ساز و دهل به بلندترین نقطه شهر می‌بردند و تا غروب منتظر می‌ماندند که اگر امام آمد بی‌مرکب نماند. در آن ایام حکومت ایلخانان تازه فروپاشیده بود. آن‌ها کشتارهای گسترده کرده و شهرها و اقتصاد را ویران کرده بودند و یاسای چنگیزی را به جای آیین‌های ایرانی نهاده بودند و مردم دچار ستم بی‌پایان ایلچیان و عاملان محلی شده بودند. در آن ایام هم مانند امروز مردم احساس می‌کردند هیچ راهی برای بازگشت به عدالت و استقلال نیست. این دقیقاً همان مرحلهٔ شکاف میان امید و واقعیت است که روانشناسان می‌گویند در فرآیند سرخوردگی رخ می‌دهد.
هنگامی که قیام سربداران اتفاق افتاد، یکی از اندک لحظات تاریخ ایران رقم خورد: داغ امید بربادرفته (از مغول) به امید نو (مهدوی-شیعی-ملی) تبدیل شد و چرخهٔ سرخوردگی را شکست ـ هرچند موقتاً. آیا می‌توانیم بگوییم، اکنون در این بزنگاه تاریخی، پس از کشتار دی خونین، تکیه برخی جریان‌های اپوزیسیون به قدرت نظامی بیگانه به امید رهایی، امید تازه‌ای در دل‌های شکسته ایرانیان داغدار است که بسیارانی از آنان کارتل شبه‌نظامی حاکم را به عنوان یک نیروی اشغالگر درک کرده‌اند؟ مسیر دشوار سرخوردگی چگونه به بلوغ سیاسی راه می‌برد؟
موضوع گفت‌وگوی این هفته من با دکتر علی اصغر فرداد، روانپزشک روانکاو (مقیم سوئیس) وعده نجات و روانشناسی سرخوردگی جمعی است. این گفت‌وگو سومین گفت‌وگو از این مجموعه است. در گفت‌وگوی نخست به «سوگ» و در گفت‌وگوی دوم به «خشم» و پرخاشگری به‌عنوان یک سبک هویتی پرداخته بودیم
حسین نوش‌آذر - کیرکه‌گارد امید را با نجات پیوند می‌زند. از منظر روانشناسی، فرآیند تبدیل «امید انقلابی» یا «انتظار نجات» به «سرخوردگی عمیق» چگونه رخ می‌دهد؟ این فرآیند چه تأثیری بر هویت فردی و جمعی می‌گذارد؟
دکتر علی اصغر فرداد ـ از منظر روان‌شناسی اجتماعی، سرخوردگیِ جمعی وقتی شدید می‌شود که سه عامل هم‌زمان رخ دهد:
امید بسیار بالا (تغییر و نجات، نزدیک و قطعی تصور شود)،
هزینه بسیار بالا (کشتار، بازداشت، شکنجه، سرکوب گسترده در همه ابعاد)،
عدم تحقق آرزوها ( وعده نجات متحقق نشود).
در این وضعیت، همان «شکاف میان امید و واقعیت» شکل می‌گیرد؛ چیزی که شما به درستی «داغِ امیدِ بربادرفته» نامیده‌اید. از نگاه روانکاوانه وقتی انسداد سیاسی در داخل کامل است، می‌تواند یک مکانیسم دفاعی پاتولوژیک فعال ‌شود: ساختن منجی بیرونی. ذهن جمعی به دنبال ابژه‌ای نجات‌بخش می‌گردد؛ گاه یک قدرت جهانی، گاه یک رهبر کاریزماتیک، گاه یک اسطوره تاریخی. همانند روایت «اسب سفید آذین‌بسته» در روزگار سربداران: انتظارِ آمدن کسی که عدالت را بازگرداند.
در سال‌های اخیر بخشی از افکار عمومی امید خود را به نقش بازیگرانی مانند دونالد ترامپ یا چهره‌هایی در اپوزیسیون مانند رضا پهلوی گره زده‌اند. اما وقتی انتظارات از مداخله یا حمایت مؤثر محقق نشد و جنبش با کشتار مهیب پاسخ گرفت، فرایند روانیِ سرخوردگی آغاز شد.
این فرایند معمولاً سه مرحله دارد: ß

 

ما زنده‌ایم: رقصی در برابر مرگِ تحمیل‌شده
آناهیتا ایراندخت

از منظر مردم‌شناسی، پیوند میان سوگواری و رقص پدیده‌ای گسترده در فرهنگ‌های گوناگون است و عزاداری همیشه به معنای سکوت و اندوه خاموش نبوده است. در بسیاری از جوامع، مرگ پایان مطلق تلقی نمی‌شود بلکه مرحله‌ای از گذار است؛ از این رو آیین‌های سوگ می‌توانند همزمان سوگناک و آیینی–شاد باشند. رقص در این بستر کارکردهایی چون تخلیه اندوه، تقویت همبستگی اجتماعی و بازنمایی چرخه مرگ و زندگی دارد.
در مصر باستان، آیین‌های مربوط به اوزیریس با حرکات آیینی مرگ و رستاخیز نمادین او را بازآفرینی می‌کرد. در یونان باستان نیز مناسک مرتبط با دیونیسوس ترکیبی از سوگواری، سرود و رقص بود و پیوند مرگ و زایش دوباره را نشان می‌داد. در بسیاری از فرهنگ‌های آفریقایی، از جمله در غنا، مراسم تدفین با موسیقی و رقص جمعی برگزار می‌شود. در مکزیک نیز جشن روز مردگان با موسیقی و رنگ‌های شاد برگزار می‌شود و مرگ را بخشی طبیعی از زندگی می‌داند.
حتی در اروپا‌ی قرون وسطی، مفهوم «رقص مرگ» مرگ را به‌عنوان سرنوشت مشترک انسان‌ها به تصویر می‌کشید و در برخی سنت‌های محلی ایران نیز حرکات آیینی در بزرگداشت جان‌باختگان دیده شده است. در مجموع، تاریخ نشان می‌دهد که رقص در سوگواری می‌تواند زبانی نمادین برای مواجهه با فقدان باشد؛ زبانی که هم اندوه را بیان می‌کند و هم تداوم زندگی را.
اما در سال‌های اخیر در ایران، هم‌زمان با تشدید سرکوب‌های سیاسی، شکل‌هایی از سوگواری پدیدار شده که با الگوی رایج عزاداری شیعی تفاوت دارد. برای قرن‌ها، به‌ویژه پس از تثبیت تشیع در دوره صفویان، فرهنگ سوگواری در ایران با نشانه‌هایی چون لباس سیاه، گریه، شیون، مرثیه‌خوانی و تأکید بر حزن و ماتم شناخته شده است؛ الگویی که در آیین‌های مرتبط با واقعه کربلا در مراسم عاشورا و تاسوعا با قمه زنی به اوج نمادین خود می‌رسد. در این سنت، اشک و اندوه نه‌تنها بیان احساس، بلکه فضیلت دینی و نشانه وفاداری تلقی می‌شود.
با این حال، در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی معاصر، برخی آیین‌های سوگ چهره‌ای متفاوت یافته‌اند. یکی از نقاط عطف نمادین در این تغییر، اعدام مجیدرضا رهنورد بود؛ جوانی که پیش از اجرای حکم، در پیامی از اطرافیانش خواست پس از مرگ او قرآن و نماز نخوانند، گریه نکنند و به‌جای آن شادی کنند و برقصند. این وصیت کوتاه، در فضای عمومی بازتاب گسترده‌ای یافت و برای بخشی از جامعه به متنی نمادین تبدیل شد. پس از آن، در برخی مراسم‌های مرتبط با جان‌باختگان اعتراضات، به‌جای مرثیه و نوحه، ترانه‌های شاد پخش شد، شیرینی توزیع گردید و حرکات موزون جمعی شکل گرفت
پیوند این تحول با تحلیل پیشین را می‌توان در مفهوم «سوگِ مقاوم» دید؛ جایی که اندوه از حالت انفعالی خارج می‌شود و به کنشی نمادین بدل می‌گردد. اگر در سنت دیرینه شیعی، گریه ابزار همدلی و همبستگی بود، در این شکل تازه، شادی و رقص به ابزار شکستن فضای تحمیل‌شده ترس تبدیل می‌شود. این دگرگونی را نمی‌توان صرفاً به اراده یک فرد نسبت داد، هرچند پیام رهنورد نقش کاتالیزور و شتاب‌دهنده داشت. زمینه‌های اجتماعی، نسلی و فرهنگ مترقی پیشاپیش مهیا بود و آن پیام توانست احساسات پراکنده را در قالبی روشن و جسورانه صورت‌بندی کند و در نماد اعتراض ظاهر شود.
از منظر جامعه‌شناختی، این تغییر را می‌توان نوعی بازتعریف معنا دانست. هنگامی که مرگ در چارچوب رسمی با برچسب‌های خاص توصیف می‌شود، خانواده‌ها و همراهان با برگزاری مراسمی متفاوت، روایت دیگری تثبیت می‌کنند. رقص و پخش موسیقی شاد در چنین بستری الزاماً نشانه شادمانی ساده نیست، بلکه اعلام این پیام است که «زندگی و آرزو» بر «سرکوب و خاموشی» غلبه دارد. این امر به‌ویژه در مورد جوانانی معنا می‌یابد که در آرزوی ازدواج و آینده‌ای معمولی بودند و ناگهان جان باختند. در برخی موارد، خانواده‌ها با برگزاری مراسمی شبیه عروسی بر سر مزار، نمادین‌ترین رؤیای ناتمام آنان را بازسازی می‌کنند؛ گویی می‌خواهند روایت مرگ را با تصویر زندگی کامل کنند.. ß

ایران در جهانِ بی‌قانون: از تهدید نظامی و جنگ اقتصادی تا آزمونِ حاکمیت ملی – بابک دریایی

ایران در جهانِ بی‌قانون: از تهدید نظامی و جنگ اقتصادی تا آزمونِ حاکمیت ملی
بابک دریایی
مقدمه: جهانِ پساقانون و بازگشت منطق زور
اگر ونزوئلا و کوبا هر یک وجهی از منطق امپریالیسم معاصر را عریان می‌کنند—یکی از مسیر بازطراحی حاکمیت اقتصادی و دیگری از راه فرسایش ممتد یک ملت—ایران در نقطه‌ای ایستاده است که این منطق با بیشترین مقاومت و در عین حال با بیشترین فشار مواجه می‌شود. ایران نه صرفاً دولتی تحت تحریم، بلکه یک قدرت قاره‌ای با وزن ژئوپلیتیکی تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای و جهانی است؛ کشوری که جایگاه آن در گره‌گاه غرب آسیا، اوراسیا و مسیرهای راهبردی انرژی و تجارت، آن را به بازیگری غیرقابل حذف در نظم جهانی بدل کرده است.
همین جایگاه ژئوپلیتیکی ایران است که توضیح می‌دهد چرا فشار علیه آن، از ابتدا، ماهیتی چندبعدی یافته و به یک عرصه یا ابزار محدود نمانده است. آنچه در برابر ایران به‌کار گرفته می‌شود، نه مجموعه‌ای از واکنش‌های مقطعی، بلکه چارچوبی منسجم از اعمال قدرت است که هدف آن مهار و فرسایش تدریجی یک بازیگر مستقل در معادلات منطقه‌ای و جهانی است.
آنچه امروز پیرامون ایران جریان دارد، نه حاصل سوءتفاهم‌های دیپلماتیک است و نه پیامد اختلافات مقطعی دولت‌ها. ما با مرحله‌ای تازه از نظم جهانی روبه‌رو هستیم که در آن، قواعد تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل و نهادهای چندجانبه و حتی حداقل‌های عرف دیپلماتیک، عملاً به حاشیه رانده شده‌اند و جای خود را به سیاست اعمال فشار مستقیم داده‌اند. رفتار دولت ایالات متحده—از تهدید علنی کشورها و تحریم‌های فراسرزمینی تا مصادره دارایی‌ها و عادی‌سازی ایده مداخله نظامی—تصویری روشن از جهانی می‌دهد که بیش از هر چیز «قانون جنگل» را تداعی می‌کند. در چنین جهانی، ایران صرفاً یکی از بازیگران نیست؛ بلکه یکی از کانون‌های اصلی تقابل است.
ایران به‌مثابه مسئلهٔ ژئوپلیتیک
ایران نه کشوری حاشیه‌ای است و نه واحدی منزوی در پیرامون نظم جهانی. جایگاه آن در پیوندگاه غرب آسیا، آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و اوراسیا، ایران را به بازیگری تعیین‌کننده در معادلات انرژی، امنیت منطقه‌ای و توازن قدرت بدل کرده است. از همین‌رو، برای ایالات متحده و متحدانش، مسئله ایران نه به برنامه‌ای خاص و نه به دولتی معین فروکاستنی است؛ مسئله، استقلال یک بازیگر راهبردی است که حاضر نشده در نظم سلطه ادغام شود.
تهدید علیه ایران همواره ماهیتی چندلایه داشته است: از جنگ اقتصادی و تحریم‌های حداکثری، تا جنگ ارزی و دست‌کاری هدفمند در پول ملی؛ از عملیات روانی و رسانه‌ای گسترده، تا تهدید علنی و آماده‌سازی نظامی؛ و در نهایت تلاش برای مشروعیت‌بخشی به مداخله بیرونی. این‌ها اجزای یک راهبرد واحدند که در خدمت مهار، فرسایش و محدودسازی نقش ایران به‌عنوان یک بازیگر مستقل به‌کار گرفته می‌شوند، نه واکنش‌هایی پراکنده به رویدادهای مقطعی.
تهدید نظامی: ابزار فشار یا گزینهٔ واقعی؟
تهدید نظامی علیه ایران به‌طور علنی و مکرر مطرح شده است: از استقرار نیرو و جابه‌جایی ناوگان‌ها تا رزمایش‌های مشترک و ادبیات رسمی مقامات آمریکایی و اسرائیلی. این تهدیدها صرفاً «بلوف» نیستند، بلکه بخشی از جعبه‌ابزار فشارند.
بااین‌حال، ایران کشوری بی‌دفاع نیست. توان بازدارندگی چندلایه ایران—در سطح نظامی و منطقه‌ای—هزینه هرگونه تجاوز مستقیم را به‌طور چشمگیر افزایش داده است. همین واقعیت تاکنون مانع عبور تهدید از سطح گفتار به اقدام شده است. اما خطر دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: هنگامی که جنگ مستقیم پرهزینه می‌گردد، فشار به شکل‌های غیرنظامی منتقل می‌شود.
هشدار اخیر عالی‌ترین مقام سیاسی ایران—مبنی بر این‌که آغاز جنگ از سوی آمریکا، به معنای ورود منطقه به جنگی فراگیر خواهد بود—نه بیان تمایل به تقابل، بلکه توصیف واقعیتی عینی از موازنه نیروها در غرب آسیاست. شبکه پایگاه‌های آمریکا، خطوط انرژی، اقتصادهای وابسته به ثبات منطقه و موجودیتی چون اسرائیل، همگی در معرض پیامدهای مستقیم هر ماجراجویی نظامی قرار خواهند گرفت. در این معنا، آنچه تهدید می‌شود، نه فقط ایران، بلکه کل معماری امنیتی و اقتصادی منطقه است.
جنگ اقتصادی و فرسایش اجتماعی
تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را نمی‌توان صرفاً محدودیت‌های مالی یا تجاری دانست. این تحریم‌ها بخشی از یک جنگ فرسایشی سازمان‌یافته‌اند که هدف آن، نه‌فقط تضعیف ظرفیت‌های اقتصادی، بلکه فرسودن تاب‌آوری اجتماعی و تشدید نارضایتی عمومی در بلندمدت است. اعتراف‌های مقامات آمریکایی درباره «بازی با پول ملی» و «خفه‌کردن اقتصاد»، نشان می‌دهد جامعه ایران مستقیماً هدف گرفته شده است.
این فشار بیرونی دقیقاً بر شکاف‌های واقعی داخلی سوار می‌شود: مشکلات معیشتی مزمن، نابرابری طبقاتی، فساد و رانت ساختاری، و ناکارآمدی نهادی. این آسیب‌ها واقعی‌اند و غیر قابل انکار؛ اما تقلیل آن‌ها به عواملی صرفاً درون‌زا، تحلیلی ساده‌ساز و گمراه‌کننده است. جنگ اقتصادی نه‌تنها از این گسل‌ها بهره می‌برد، بلکه آن‌ها را فعالانه تعمیق می‌کند تا نارضایتی اجتماعی از سطح مطالبه‌گری به مرز فرسایش، بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی سوق داده شود. از این منظر، فرسایش اجتماعی نه پیامد جانبی تحریم، بلکه یکی از اهداف اصلی آن است: مهندسی نارضایتی به‌منظور تضعیف پیوند جامعه با امکان کنش مستقل ملی.
منطق پسا‌سرکوب: از اشغال نظامی تا خلع حاکمیت بدون تانک
تجربه عراق و لیبی نشان داد که در مراحل پیشین مداخله امپریالیستی، اشغال نظامی مستقیم ابزار اصلی شکستن حاکمیت و تصاحب منابع بود. پس از مداخله، ساختارهای اقتصادی و حقوقی چنان بازطراحی شدند که کنترل واقعی منابع و تصمیم‌گیری‌ها از دست دولت‌های ملی خارج شدß

24. Februar 2026

ترامپ: تصمیم نهایی درباره جنگ یا توافق با ایران با من است
مانی حقیقت

ترامپ با انتشار پیامی در شبکه تروث سوشال خبر منتشر شده در خصوص مخالفت رییس ستاد کل ارتش آمریکا با جنگ علیه جمهوری اسلامی را "صددرصد نادرست" خواند و گفت که تصمیم‌گیری درباره جنگ یا توافق با حکومت ایران بر عهده خود اوست. ß


اسرائیل برای آغاز یک جنگ دیگر با ایران، به زمان نیاز دارد
۳ اسفند ۱۴۰۴
تارنگاشت عدالت
نویسنده: خوزه نینیو
برگرفته از: آنکات نیوز
۱۹ فوریه ۲۰۲۶
ایالات متحده در موقعیتی غیرمعمول قرار گرفته است. پس از استقرار تقریباً ۱۵۰ موشک رهگیر THAAD و ۸۰ موشک SM-3 برای دفاع از اسرائیل در جریان جنگ دوازده‌روزه در ژوئن ۲۰۲۵، پنتاگون با واقعیتی تلخ روبه‌رو شد. ذخایر تسلیحاتی آن کاهش یافت و خطوط تولیدش دیگر پاسخگو نیست و یک درگیری بزرگ دیگر با ایران به سپر دفاع هوایی نیاز دارد که دیگر آمریکا نمی‌تواند به‌طور کامل آن را فراهم کند.
مسئله این نیست که آیا ایالات متحده آمریکا بار دیگر به ایران حمله خواهد کرد یا نه، بلکه مسئله این جاست که آیا توان پرداخت آن را دارد؟
در حال حاضر، به نظر می‌رسدکه پاسخ منفی است. اما تاریخ نشان می‌دهد که این وقفه ممکن است صرفاً موقتی باشد، و مذاکرات نه به‌عنوان مسیری واقعی برای صلح، بلکه به‌عنوان یک وقفه استراتژیک عمل کند تا اسرائیل مهمات و ذخایر پدافند هوایی تحلیل‌رفته خود را تجدید کند. به هر حال، جنگ دوازده‌روزه، در میانه مذاکرات جاری آغاز شد که منتقدان در سراسر طیف سیاسی آن را یا فریب عمدی یا فرآیندی دیپلماتیک توصیف کردند که اسرائیل با کلبی مزاجی آن را تخطئه کرد.
در جریان درگیری با اسرائیل، دولت اسرائیل به شدت برای کنترل روایت دربارهٔ آنچه موشک‌های ایران واقعاً از بین برد، تلاش‌کرد. قوانین سانسور نظامی مانع از گزارش خبرنگاران دربارهٔ مکانهای اصابت در نزدیکی تأسیسات حساس شد. اما داده‌های ماهواره‌ای تصاویر متفاوتی را ترسیم کرد.
گزارشی در روزنامه دیلی تلگراف، با استفاده از تحلیل راداری دانشگاه ایالتی اورگون، نشان داد که موشک‌های ایرانی دست‌کم پنج پایگاه نظامی اسرائیل را با دقت قابل‌توجهی هدف قرار داده‌. این پایگاه‌ها شامل پایگاه هوایی تل نوف، کمپ گلیلوت (مقر واحد ۸۲۰۰، واحد اصلی اطلاعات سیگنال اسرائیل) و کارخانه تسلیحاتی زیپوریت بودند.
هیچ یک از این حملات در درون اسرائیل اعلام نشد. پروفسور جروم بوردون از دانشگاه تل آویو گفت: «احتمالاً ما هرگز از ابعاد کامل خسارت ها مطلع نخواهیم شد
پالایشگاه نفت بازان در حیفا به مدت دو هفته تعطیل شد و خسارت آن حدود ۲۵۰ میلیون دلار تخمین زده شد. مرکز پزشکی سوروکا در بیرشبع مستقیماً هدف حمله موشکی ایران قرار گرفت. مهم‌تر از این تا ۱۸ ژوئن، یک مقام آمریکایی اعلام کرد که اسرائیل فقط چند موشک رهگیر «آررو» دیگر در اختیار دارد. واشنگتن پست گزارش داد که برآوردها حاکی از آن است که اسرائیل دیگر نمی‌تواند بیش ازده تا دوازده روز دیگر سیستم دفاع موشکی خود را حفظ کند. جنگ به دلایل فیزیکی زرادخانه های تسلیحاتی هردو طرف محدود شده بود.
در جریان جنگ دوازده‌روزه، ایالات متحده تقریباً ۲۵٪ از کل ذخایر جهانی پدافند موشکی THAAD خود را مصرف کرد و حدود ۱۵۰ موشک رهگیر شلیک نمود. همچنین ۸۰ موشک رهگیر SM-3 و ۳۰ موشک رهگیر پاتریوت PAC-3 را به کار گرفت. مشکل این جاست که تولید و مصرف این سلاح ها با یکدیگر همگام نیست.

 

دوستی از ایران نوشت: «این که فارسی‌زبان‌های خارج از کشور کیلو کیلو دور هم جمع شن و شعار بدن و از امریکا و اسراییل بخوان که بمب بریزه روی ایران عجیب نیست! نه این که بگم من چنین کاری می‌کردم‌ها؛ حاشا! منتها میگم این که طرف به نظرش ریخته شدن بمب‌های چند تُنی روی خاک چند هزار کیلومتر اون‌ورتر ایرادی نداشته باشه، عجیب نیست؛ به خودش که نمی‌خوره! کل خاک ایران رو هم شخم بزنن، نه آب و برق و گازش قطع می‌شه، نه مدرسه بچه‌ش تعطیل می‌شه، نه حتی خریدش از سوپری محل تکونی می‌خوره. فوقش می‌خواد یه استوری بذاره و بگه "تو آنجا تیر میخوری، من اینجا می‌میرم" و جرعه بعدی قهوه‌شو بخوره دیگه.
منتها این که یکی داخل ایران با این قضیه همراهی کنه و نزنه توی دهن اون فارسی‌زبانِ خارجی، برام عجیبه.
چند تا احتمال می‌دم،
طرف یا تصورش از جنگ غلطه... مثلا فکر می‌کنه جنگ گسترده‌ی منطقه‌ای مثل جنگ خردادماه با اسرائیله: می‌ریم شمال، چند روز میرزاقاسمی و ماهی‌پلو می‌خوریم و جنگ که تموم شد برمی‌گردیم و شهرداری هم ساختمون‌های تخریب‌شده رو بازسازی می‌کنه. یا مثلا فکر می‌کنه شب امریکا میاد به صورت خیلی‌نقطه‌زن(!) دو سه هزار نفر رو می‌کشه (که هیچ ربطی به ما و خانواده‌مون ندارن) و فرداش به جای آقاخامنه‌ای، جاوید(!) میاد سر کار و زندگی بهتر از قبل جریان داره و مدرسه بچه حتی یه روز هم تعطیل نمی‌شه و تازه معلم‌ها هم از فرداش با مینی‌ژوپ میان!
حالت دیگه اینه که اصلا تصویری از جنگ نداره. بهش فکر نمی‌کنه. نگاهش وسیع نیست، حداکثر یکی دو روز یا حتی یکی دو ساعت رو می‌بینه، اون هم فقط در دایره خودش و چار تا آدم دور و برش. افق نگاهش حتی به همسایه هم نمی‌رسه، چه برسه همشهری و هم‌وطن.
در هر دو حالت، اونی که تصور رو تغییر می‌ده، سیلی سخت واقعیته. این واقعیت که امریکا در اغلب جنگ‌هاش در اولین هفته‌ی جنگ تمام نیروگاه‌های کشور مورد تهاجم رو می‌زنه؛ این یعنی یک تا چند سال زندگی بدون برق، بدون آب شرب، بدون گاز و بنزین. امریکا در جنگ‌های اخیر تقریبا همه اساتید دانشگاه و دانشمندان کشور رو ترور می‌کنه. این یعنی حتی ساختن دوباره کشور هم سال‌ها و بلکه دهه‌ها امکان‌پذیر نمی‌شه (اگر اینجا داری میگی خب اون نخبه‌ها(!)ی خارجی برمی‌گردن، یادت میارم که داریم درباره کشوری بدون امنیت و برق و آب حرف می‌زنیم. شرایطی که برای افغانی‌ها هم قابل تحمل نبود، چه برسه به اون اداییِ خارج از کشور که وضعیت کنونی رو هم تحمل نکرده که رفته). اسرائیل تقریبا هیچ خط قرمزی در جنگ نداره. دیدیم دیگه! براش زدنِ بیمارستان، مهدکودک، عروسی، بازار و خونه‌ی من و تو هیچ محدودیتی نداره. قبلا زده، باز هم می‌زنه! پس تصور این که توی یک جنگ گسترده منطقه‌ای ممکنه جایی امن باشه، کلا تصور بی‌جاییه. احتمالا تا سال‌ها مجبور باشیم برای دریافت غذا منتظر ارسال کمک‌های مردمی از کشورهای دیگه باشیم، دارو به دستمون نرسه، مدرسه‌ها تعطیل شن، دانشگاهی در کار نباشه، به جای نگرانی برای قیمت پوشک و تخم‌مرغ نگران قیمت دخترها و زن‌های ایرانی باشیم، جهان برای کشتارهای چندصدهزار نفری‌مون سری به تاسف تکون بده و اون فارسی‌زبانِ خارج از کشور هم جرعه دیگری از قهوه‌شو بخوره و استوری کنه: "این‌ها تلفات آزادی ست! به زودی صبح آزادی فرا خواهد رسید!" در حالی که ما جدی جدی داریم می‌میریم!
خب
با این وضع، این که یکی از داخل ایران با این گروه همراه بشه، غیرعادی نیست؟ به نظرتون اگر به فارسی‌زبان‌های خارجی که طرفدار جنگ با ایران هستن، میگفتن شرطش اینه که خودت بری ایران، باز همین نظر رو می‌دادن؟! قطعا نه! پس چطور یکی توی ایران ممکنه چنین چیزی رو بخواد؟
نمی‌دونه؟
یا چشماشو بسته؟
یا عقل نداره؟
در هر حال... این کشتی رو حتی اگر‌ یک بی‌عقل سوراخ کنه، همه با هم زیر آب می‌ریم.
اون تیشه رو بده من هم‌وطن! سوراخ نکن‌ این کشتی لامصب رو! ما اینجا داریم زندگی می‌کنیم!! به حرف اونی که توی کشتی کروز نشسته و داره آب‌پرتقالش رو می‌خوره، گوش نده. اون با ما توی یک کشتی نیست. سرنوشت ما و کشتی‌مون هم براش فراتر از چند تا استوری نیست. من و توییم که سرنوشت‌مون به هم گره خورده. چهار تا میخ و الوار بردار، بریم همین کشتیِ ترک‌خورده‌مون رو درستش کنیم، بادبانش رو وصله بزنیم، راهمونو بریم. من قول می‌دم چند متر جلوتر، نسیم خوبی می‌وزه که همه‌مون رو به مقصد می‌رسونه


ارز، قدرت و رانت؛ چگونه اقتصاد ایران به خون آلوده شد؟
سیاوش قائنی: آنچه در دی و بهمن خونین ۱۴۰۴ بر سنگ ‌فرش شهرهای ایران گذشت و به قیمت جان باختن هزاران معترض تمام شد، نه یک شورش کور، بلکه انفجارِ خشمِ انباشته در برابر آخرین پرده از «جراحی‌های اقتصادی» بود. جهش جنون‌آمیز نرخ ارز و سقوطِ نهاییِ معیشت فرودستان، خیابان را به قتلگاهی بدل کرد که ریشه‌های آن را باید در لایه‌های پنهان رانت و قدرت جستجو کرد.
سیاوش قائنی
سازوکار غارت: ثروت ملی چگونه از جیب فرودستان به حساب‌های الیگارشی می‌رود؟ß

18. Februar 2026

"Der Iran hat keine andere Wahl, als sich zu verändern."

Novelist & Essayist
www.cheheltan.net

ونس: ایران با همه خطوط قرمز آمریکا موافقت نکرده است
شاهرخ خیامی

به‌رغم اظهارات خوشبینانه مقامات ایرانی و آمریکایی پس از نشست ژنو، جی دی ونس، معاون ترامپ گفت که ایران همه خطوط قرمز آمریکا را نپذیرفته است. اسرائیل در انتظار اطلاعات بیشتر درباره توافقات ‌آمریکا و ایران در ژنو است.

دیپلماسی یا تکرار تاریخ؟
عقربه‌های ساعت به سمت جنگ ایران و آمریکا می چرخد یا توافق؟
| راه جلوگیری از بروز یک فاجعه بزرگ در خلیج فارس

فاطمه سرخوش
سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۰۳۸۷ ۱۴۰۴/۱۱/۲۹ - ۱۲:۱۱
اقتصادنیوز: برای جلوگیری از تکرار سناریوی عراق در سال۱۹۹۱، نشان دادن انعطاف از سوی دو طرف ضروری است. نشست‌های بیشتر ممکن است به سازش‌های لازم منجر شود، اما اولتیماتوم ترامپ نشان می‌دهد که مذاکرات ژنو، همچنان یک نقطه عطف خواهد بود

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با اعزام تجهیزات و ناو جدید به خاورمیانه، دیروز دومین دور از مذاکرات میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در ژنو، به پایان رسید. اظهارات هر یک از طرفین نشان می دهد که هنوز توافقی حاصل نشده، اما مسیر مذاکرات طبق انتظارات پیش رفته است.
شباهت نگران‌کننده با گذشته
عبدالله الجنید در نشنال اینترست نوشت: خواسته‌های حداکثری دونالد ترامپ درباره برنامه هسته‌ای ایران که توسط نمایندگان او، جرد کوشنر و استیو ویتکاف به نمایندگان ایرانی منتقل شده است، همزمان با افزایش حضور نظامی ارتش این کشور در منطقه، این تصور را ایجاد می‌کند که احتمالا سناریویی شبیه به عملیات چکش نیمه‌شب درحال تکرار شدن است. در این عملیات که در ژوئن 2025 صورت گرفت، آمریکا به همراهی اسرائیل به بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران پرداخت.
نشست‌های تاریخی تکرار می شوند
دور تازه مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران در ژنو، به‌میزان زیادی یادآور نشست معروف ۹ ژانویه ۱۹۹۱ در همین شهر است. در این نشست که تنها چند هفته قبل از عملیات طوفان الصحرا برگزار می‌شد، جیمز بیکر وزیر خارجه وقت آمریکا، اولتیماتومی سخت را به طارق عزیز، سخنگوی رژیم بعث عراق داد. ß

*محسن رنانی*:
*"مادامیکه که  ایرانیان خلق و خوی دیکتاتوری دارند محال است از شر حکام دیکتاتور رهایی یابند"*
نوروز گذشته توانستم خواندن کتاب «نقد و تحلیل دیکتاتوری» نوشته «مانس اشپربر» را به پایان برسانم.
این روانشناس آلمانی، کتاب را در ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی پیش از آنکه هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیش‌بینی کرده که کسی مانند هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. این کتاب که منتشر شد، نویسنده‌اش نه تنها ناچار شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد که کمونیست‌‌های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به فارسی ترجمه و درسال۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است، انتشارات دماوند در سال ۶۴ تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب که متنی بسیار روان و گیرا دارد، با تحلیل *روان‌شناختی شخصیت و رفتار دیکتاتورها نشان می‌دهد که آنها به خودی خود دیکتاتور نمی‌شوند، آنها پیامد رفتار توده‌هایی هستند که خوی دیکتاتوری بخشی از آنهاست.*
*
برای آن که دیکتاتوری برای همیشه از جامعه‌ای رخت بربندد، باید روحیه دیکتاتوری توده‌ها از میان برود.*
*
یادمان نرود که ما ایرانی‌ها رابطه خوبی با ضعیف‌تر از خودمان نداریم.* ببینید بچه‌هایمان به سوی گربه‌ها و سگ‌ها سنگ می‌اندازند، سواره‌ها به پیاده‌ها رحم نمی‌کنند، همه‌مان در کار خودمان فرمانروایی می‌کنیم. بقال حاکم است، نانوا حاکم است، راننده تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همه‌‌ و همه در کار خود می‌خواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را می‌گیریم به جای آن که تحویل پلیس‌‌اش بدهیم اول به او کتک مفصلی می‌زنیم، پلیس‌مان وقتی خطاکاری را دستگیر می‌کند اول او را می‌زندß

 

مدیریت سوگ و امتناعِ بخشش
طاها پارسا
تاریخ انتشار: 28 بهمن 1404
سهم دولت پزشکیان در سوریه‌ای شدن ایران

سال‌ها پیش در ماجرای بخشش یک خانواده حضور داشتم. جوانی ۲۱ ساله کشته شده بود. خانواده پس از کشاکشی طولانی رضایت دادند، اما مادر شرطی گذاشت: قاتل باید شهر را ترک کند. می‌گفت: «من بخشیدم، اما دیدنش زخمم را تازه می‌کند. شهر ما کوچک است؛ هر بار ببینمش انگار پسرم دوباره کشته می‌شود
پیام او روشن بود: بخشش با فراموشی فرق دارد؛ یادآور همان اصل اخلاقی که می‌گوید «می‌بخشیم، اما فراموش نمی‌کنیم
در تجربه آفریقای جنوبی نیز کمیسیون «حقیقت و آشتی» بر همین منطق استوار بود: حقیقت باید گفته شود؛ بخشش ممکن است رخ دهد؛ اما فراموشی جایگاهی ندارد.
اما راهبرد دولتِ مسعود پزشکیان در مواجهه با کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ منطقی وارونه دارد؛ راهبردی که بر «مدیریت روایت» و «مدیریت سوگ» استوار است. دولت با مدیریت روایت می‌کوشد «حقیقت» ناگفته بماند و با مدیریت سوگ تلاش می‌کند داغ ماجرا به «فراموشی» سپرده شود. این در حالی است که سوگواران نه فرصتی داشته‌اند و نه انتخابی برای «بخشیدن» یا نبخشیدن. چه‌بسا فشار برای فراموشی و تلاش برای وارونه‌کردن حقیقت امتناع بخشش را هم به‌دنبال دارد.
خطا در تشخیص صورت مسئله
دولت مسعود پزشکیان – ظاهراً با مشورت چهره‌های رسانه‌ای و «روزنه‌گشا» – تصور می‌کند با مدیریت مراسم، مدیریت رسانه و تعدیل لحن می‌تواند بحران را مهار کند. عذرخواهی‌های کلی و مبهم، نشست با چهره‌های روزنه‌گشا، سپردن مسئولیت کمیته بررسی به محمدرضا عارف و پوشیدن لباس سیاه و تلاش برای برگزاری مراسم چهلم سراسری، همگی نشانه‌های یک راهبرد مشخص‌اند: مهار بحران از طریق مدیریت سیاسی رنجß

/td>

اختلاف وزارت بهداشت با وزارت کشور و اطلاعات در مورد اطلاعات مجروحان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴:
چرا شورای تامین اطلاعات بیماران را می‌خواهد؟ | وزارت کشور اطلاعات را از وزارت بهداشت می‌خواهد ؟
چرا شورای تامین تهران مدارک پزشکی مجروحان اعتراضات دی ماه را می خواهد؟
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی گفت: وزارت بهداشت در مکاتبه‌ای محرمانه با درخواست شورای تامین شهرستان تهران برای ارائه مدارک پزشکی مجروحان حوادث دی ماه مخالفت کرده است.
آفتاب‌‌نیوز :
«
همایون سامه یح نجف‌آبادی» عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با تأیید اصالت نامه منتشرشده از سوی شورای تامین شهرستان تهران خطاب به رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی درباره تحویل مدارک پزشکی مجروحان اعتراضات دی‌ماه به ایلنا گفت: بین وزارت بهداشت و وزارت کشور در مورد ارسال اطلاعات بیماران اختلاف نظر وجود دارد.
وی افزود: وزارت بهداشت اعلام کرده است که هیچ‌کس حق ندارد، بدون طی مراحل قانونی، نام یا پرونده بیماری را برای فردی ارسال کند، زیرا اطلاعات بیماران محرمانه است و هیچ‌کس اجازه انتشار یا دادن اطلاعات شخص دیگری را ندارد. در خصوص این نامه مذکور، نامه‌نگاری محرمانه شده و با درخواست آن مخالفت شده است.
این نماینده مجلس در ادامه گفت: من از روز اول مطلع هستم که دستور مستقیم وزارت بهداشت به تمام بیمارستان‌ها این بوده که تمام پزشکان و بیمارستان‌ها موظفند بیماران را به صورت رایگان درمان کنند و تمام مجروحان را تحت درمان قرار دهند، بدون احراز هویت و توجه به اینکه افراد مجروح اغتشاشگر بوده‌اند یا امنیتی. زیرا در آن زمان مشخص نبود که چه کسی چه کاره است. بیمارستان‌ها قادر به تشخیص علت مجروحیت نبودند و به همین دلیل، همه را با دید مثبت نگاه کرده و به صورت رایگان درمان کردند.

بهمن دارالشفایی
الهه محمدی:
«
نخستین بار چهل روز پیش با شما آشنا شدم. دوستان پسرتان خبر را آوردند. خبر گم شدن و بعد مرده پیدا شدنش را. خبر مرگ تنها فرزندی که با نان کارگری، در خانه‌ای چهل متری، گوشه‌ نَداری تهران، پاسگاه نعمت‌آبا‌د بزرگش کرده بودید.
از همان چهل روز پیش، محله شما پر از حجله بود؛ در هر کوچه چند حجله و در هر حجله، عکس‌های رنگی و در هر عکس، صورتی زیبا و در هر صورت، چشم‌هایی درخشان و این‌ها همه، حجله جوانانی که «بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده» بودند و «موهای صورتشان هنوز درنیامده بود
شما را، پدر و مادر عزیز آن جوان گمشده که مرده پیدا شد اما شرایط تحویل گرفتن بدنش، در توانتان نبود، چهل روز پیش شناختم؛ درست از هجدهم دی‌ماه که تاریکی بر جهانمان سقوط کرد.
گفته بودید «نمی‌توانیم» و قرار گذاشته بودید سر یک گور خالی گریه کنید. سر یک گور خالی گریه کردن، گویی اشارتی بود بر پذیرنده و آرامنده بودن خاک که از چهل روز پیش، سروهای جوان ایران را در دلش جای داد.
این می‌توانست یک داستان کوتاه یا هایکویی ژاپنی باشد درباره پدر و مادری که در درازای بی‌انتهای فقرشان، حتی تا روزها نتوانستند بدن بی‌جان پسرشان را تحویل بگیرند، روی شانه‌هایشان تشییع کنند و قامتش را در میان گودالی از خاک، دراز کنند: «جنازه در سردخانه ماند؛ اشک‌ها خالیِ یک گور را تر کردند

16. Februar 2026

وضعیت بازداشت‌شدگان

 تاریخ : ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
روز پنجاهم از آغاز اعتراضات؛ تشدید پیگردهای امنیتی و استمرار ابهام در خصوص وضعیت بازداشت‌شدگان

خبرگزاری هرانا – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان روز پنجاهم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۷۰۱۵ نفر رسیده است. از این تعداد، ۶۵۰۸ نفر در دسته «معترضان» ثبت شده‌اند. ۲۲۶ نفر جان باخته افراد زیر ۱۸ سال هستند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای نظامی/حکومتی و ۶۷ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۱۷۴۴ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، شمار مصدومان غیرنظامی ۲۵۸۴۵ نفر، مجموع بازداشت‌ها ۵۳۵۵۲ مورد، بازداشت دانشجو ۱۴۴ مورد، اعترافات اجباری ۳۵۵ مورد و احضارها ۱۱۰۵۳ مورد ثبت شده است. مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده نیز ۶۷۶ نقطه در ۲۱۰ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در روز پنجاهم، محور تحولات حول چهار موضوع اصلی شکل گرفت: مناقشه بر سر دسترسی نهادهای امنیتی به اطلاعات مجروحان اعتراضات، طرح صریح مسئله فقر از سوی رئیس مجلس در بستر نارضایتی‌های اخیر، اظهارات رسمی درباره بازداشت دانش‌آموزان و دانشجویان، و ادامه بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی در شهرهای مختلف بر اساس گزارش‌های هرانا.
مخالفت وزارت بهداشت با درخواست شورای تأمین تهران
همایون سامه‌یح نجف‌آبادی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، اعلام کرد وزارت بهداشت در مکاتبه‌ای محرمانه با درخواست شورای تأمین شهرستان تهران برای ارائه مدارک پزشکی مجروحان اعتراضات مخالفت کرده است. به گفته او، این وزارتخانه تأکید کرده هیچ‌کس بدون طی مراحل قانونی حق دسترسی به نام یا پرونده پزشکی بیماران را ندارد و اطلاعات درمانی افراد محرمانه استß

روبیو درباره رویکرد آمریکا در قبال جمهوری اسلامی: ترجیح پرزیدنت ترامپ همچنان دیپلماسی است

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا
وزیر امور خارجه آمریکا می‌گوید که برای دونالد ترامپ حل و فصل مسئله جمهوری اسلامی از طریق مذاکره و دیپلماسی در اولویت قرار دارد و «برای این هدف تلاش خواهیم کرد» هرچند «تاکنون کسی نتوانسته است با حکومت ایران توافق موفقی انجام دهد
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز یکشنبه ۲۶ بهمن در یک کنفرانس مطبوعاتی در براتیسلاوا، پایتخت اسلواکی، به موضوعات گوناگون، از جمله جمهوری اسلامی و افزایش چشمگیر حضور نظامی آمریکا در منطقه، پرداخت.
آقای روبیو در پاسخ به پرسشی درباره اطلاع دادن به کنگره پیش از هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی و پیامدهای یک درگیری نظامی اختمالی تازه در خاورمیانه، تاکید کرد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، «به روشنی گفته است دیپلماسی و نتیجه مبتنی بر توافق مذاکره‌شده را ترجیح می‌دهد
او با این حال به ماهیت حاکمیت در ایران به عنوان «آخوندهای رادیکال شیعه» که «تصمیمات سیاسی - ژئوپلیتیکی را بر اساس الهیات محض می‌گیرند» اشاره کرد و گفت: «این چیز پیچیده‌ای است. منظورم این است که تاکنون نتوانسته است با ایران توافق موفقی انجام دهد، اما ما تلاش خواهیم کرد
آقای روبیو با اشاره به تلاش‌های استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکره‌کنندگان آمریکا، در این زمینه گفت که آنها همین حال هم «برای حضور در جلسه‌های مهم در سفر هستند» و خواهیم دید که نتیجه چه خواهد شدß

 

شعارهای شبانه علیه حکومت، برنامه دیدار عراقچی و گروسی در ژنو
مریم همتی
عباس عراقچی پس از ورود به ژنو در پیامی گفت "با ایده‌های واقعی" برای دستیابی به توافق آمده و آن چیزی که در دستور کار قرار ندارد، "تسلیم شدن در برابر تهدیدهاست." در تهران و برخی شهرها شعارهای شبانه علیه حکومت ادامه یافت.

یک روز پس از تجمع‌های بزرگ ایرانیان خارج از کشور، شعارهای شبانه در ایران علیه حکومت برای دومین شب متوالی ادامه داشت
هیأت جمهوری اسلامی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر خارجه این کشور، بامداد دوشنبه ۱۶ فوریه (۲۷ بهمن) وارد ژنو شد. دور جدید مذاکرات میان تهران و واشنگتن قرار است روز سه‌شنبه (۲۸ بهمن) به میزبانی عمان در این شهر برگزار شود.
عراقچی با انتشار پیامی در ایکس در تشریح دستور کار سفر خود نوشت که روز دوشنبه همراه با گروهی از کارشناسان هسته‌ای ایرانی برای "مباحث فنی دقیق" با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دیدار خواهد کرد.
او افزود: «من با ایده‌هایی واقعی برای دستیابی به توافقی برابر و عادلانه در ژنو حضور دارم. آنچه روی میز نیست: تسلیم شدن در برابر تهدیدها
به نوشته رویترز، هیأت آمریکایی شامل استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ و جرد کوشنر، داماد و مشاور رئیس‌جمهور آمریکا صبح سه‌شنبه با مقامات ایرانی دیدار می‌کنند و نمایندگانی از عمان نیز به عنوان میانجی در این دور از مذاکرات حضور خواهند داشت.
شعارهای شبانه برای دومین شب متوالی
یک روز پس از تجمع‌های چند صد هزار نفره ایرانیان خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی، شعارهای شبانه علیه حکومت در شماری از شهرهای داخل ایران در شامگاه یکشنبه ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن) برای دومین شب متوالی ادامه داشت. برخی از ساکنان تهران در چندین منطقه، از پنجره‌ها و بالکن‌های خود علیه علی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی شعار دادند.
حساب کاربری "شهرک اکباتان" در شبکه ایکس ویدئوهایی را منتشر کرد که در آن شنیده می‌شود ساکنان این منطقه مسکونی در غرب تهران شعارهایی از جمله "جاوید شاه"، "خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک" و "مرگ بر دیکتاتور" را فریاد می‌زنند.
ویدئوهایی از شعارهای شبانگاهی مردم معترض در شهرهای دیگر نظیر بروجرد، مشهد، کرج نیز منتشر شده استß

سایه سنگین احکام امنیتی بر دنیای کودکان
در حالی که آمارهای رسمی بازداشت‌های پس از خیزش دی ۱۴۰۴ از مرز ۵۳ هزار نفر عبور کرده است، نگرانی از موج صدور احکام سنگین امنیتی، بحرانی خاموش را در خانه‌ها رقم زده است. حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، در این گفت‌وگو هشدار می‌دهد که پنهان کردن واقعیت یا تبدیل والد به «قهرمان دست‌نایافتنی»، می‌تواند آسیب‌های روانی جبران‌ناپذیری به کودکانی وارد کند که والدینشان زیر تیغ احکام اعدام هستند. او معتقد است حقِ کودک بر دانستن واقعیت و حفظ روتین زندگی، نباید فدای فشارهای سیاسی و قضایی شود.

در پی خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، آمارهای تکان‌دهنده‌ای از موج بازداشت‌ها در سراسر ایران به گوش می‌رسد. طبق گزارش‌های تجمیعی هرانا، تا پایان روز چهل و هفتم اعتراضات، بیش از ۵۳ هزار مورد بازداشت و ۱۱ هزار مورد احضار ثبت شده است. در این میان، خطر صدور احکام سنگینی با برچسب‌های امنیتی همچون «محاربه» و «افساد فی‌الارض»، جامعه را در نگرانی عمیق فرو برده است.
اما در پسِ این اعداد و برچسب‌های حقوقی، گروهی از آسیب‌پذیرترین قربانیان حضور دارند که صدایشان کمتر شنیده می‌شود: کودکانی که والدینشان بازداشت شده یا با خطر اعدام روبرو هستند.
در گفت‌وگو با حامد فرمند، فعال حقوق کودکان و عضو شبکه جهانی مراکز نگهداری کودکان در زندان‌ها، به بررسی ابعاد روانی و حقوقی زندگی این کودکان پرداخته‌ایم. فرمند با تکیه بر تجربه‌های میدانی خود، از ضرورت شکستن تابوی آسیب‌های روانی در خانواده‌های زندانیان سیاسی می‌گوید و هشدارهای مهمی را درباره نحوه مواجهه با این کودکان مطرح می‌کندß

12. Februar 2026

Der Schah ist weg,
es lebe der Schah?

Irans Regierung hat keine Überlebenschance mehr.
Sie ist finanziell geschwächt und nach den neuerlichen Protesten ohne Rückhalt in der Bevölkerung, das Land verarmt. bringt jetzt eine Einmischung von außen die Wende?
Von Amir Hassan Cheheltan (www.cheheltan.net)

سیاهیِ جمهوری اسلامی و «بالاتر از سیاهیِ» جنگ
آیا واقعاً «بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟» در سال‌های اخیر، بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی در ایران، بخشی از افکار عمومی را به این نتیجه رسانده که تداوم وضع موجود، فرجامی جز فروپاشی حتمی ندارد و در این میان، حتی جنگ نیز نمی‌تواند فاجعه‌بارتر از تداوم حاکمیت فعلی باشد. آرمین خامه در این مقاله با نقد مغالطه «دوگانه کاذب»، نشان می‌دهد که چگونه تقلیلِ «عدم قطعیت‌های بنیادین» به «ریسک‌های محاسباتی»، ما را در تله‌ یک قمار خطرناک گرفتار می‌کند؛ قماری که در آن نه تخریب جنگ قابل مهار است و نه حتی فروپاشیِ حریف، تضمین‌شده.
آرمین خامه

شیکاگو، ایلینوی - ۷ فوریه (عکس از یاسک بوچارسکی / آناتولی از طریق خبرگزاری فرانسه)
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
هر زمان که احتمال حمله خارجی علیه ایران مطرح می‌شود، بحث درباره پیامدهای ویرانگر جنگ دوباره اوج می‌گیرد. در این بحث‌ها، همواره نسبت به هزینه‌های بسیار سنگین و حتی جبران‌ناپذیر جنگ هشدار داده می‌شود: از فروپاشی نظم سیاسی–اجتماعی گرفته تا خطر تجزیه کشور و بی‌ثباتی بلندمدت داخلی.
در برابر این هشدارها، استدلال‌های متفاوتی ارائه می‌شود. برخی اساساً این مخاطرات را اغراق‌آمیز می‌دانند و معتقدند ایران الزاماً به سرنوشت کشورهایی مانند لیبی یا سوریه دچار نخواهد شد. این دیدگاه، هرچند محل بحث است، موضوع این مقاله نیست.
در مقابل، گروهی دیگر مخاطرات احتمالی را می‌پذیرند، اما با این حال، جنگ را گزینه‌ای موجه یا حتی گریزناپذیر تلقی می‌کنند. استدلال آنان بر این پیش‌فرض استوار است که خطر بنیادین نه در «جنگ»، بلکه در «تداوم وضع موجود» نهفته است. از این منظر، تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را به سوی زوال تدریجی سوق می‌دهد: فرسایش زیرساخت‌ها، تعمیق گسست‌های اجتماعی و اضمحلال جایگاه بین‌المللی، آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن عملاً چیزی از ایران باقی نخواهد ماند. بر اساس این نگاه، جمهوری اسلامی کشور را به چنان تیرگی و سیاهی خواهد کشاند که دیگر هیچ فاجعه‌ای، از جمله جنگ، نمی‌تواند وخیم‌تر از وضع فعلی باشد. به بیان دیگر، از دید آنان «بالاتر از سیاهی رنگی نیست».
مقاله حاضر به نقد مبانی همین «استدلال بالاتر از سیاهی» می‌پردازدß

دشنام به‌جای نقد، از خیابان تا شبکه‌های اجتماعی در گفت‌وگو با سعید پیوندی

پس از اعتراضات اخیر در ایران، زبان و ادبیات به‌کاربرده‌شده در شبکه‌های اجتماعی و حتی فضای عمومی به‌طور محسوسی تندتر و قطبی‌تر شده است. توهین، تهدید و برچسب‌زنی به بخشی از گفتار روزمره تبدیل شده و امکان گفت‌وگوی سازنده را کم کرده است. سعید پیوندی، جامعه‌شناس مقیم فرانسه، به بررسی پدیدهٔ خشونت زبانی در جامعه ایران پرداخته‌ و تلاش کرده‌ است که امکان‌های بازسازی زبان نقد عقلانی و احیای فرهنگ گفت‌وگو در فضای عمومی را واکاوی کند.


روز چهل‌وششم از آغاز اعتراضات؛ شرط آزادی با تعهد اجباری، بازداشت معلمان و نشست پارلمان اروپا
خبرگزاری هرانا – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان روز چهل‌وششم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۷۰۰۲ نفر رسیده است. بر اساس این آمار، ۶۵۰۶ نفر از جان‌باختگان در دسته «معترضان» ثبت شده‌اند که ۲۱۶ نفر از آنان افراد زیر ۱۸ سال بوده‌اند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۶۶ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۱۷۳۰ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، شمار مصدومان غیرنظامی ۲۵۰۲۲ نفر، مجموع بازداشت‌ها ۵۲۹۴۱ مورد، بازداشت دانشجو ۱۳۶ مورد، اعترافات اجباری ۳۳۷ مورد و احضارها ۱۱۰۵۱ مورد ثبت شده است. مجموع نقاط اعتراضی ثبت‌شده ۶۷۶ مورد در ۲۱۰ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز چهل‌وششم، روندها عمدتاً حول سه محور قابل مشاهده بود: ادامه بازداشت‌های هدفمند در میان شهروندان و معلمان، اعمال شرط‌های جدید برای آزادی بازداشت‌شدگان، و واکنش‌های بین‌المللی به سرکوب سیستماتیک معترضانß

فیگارو از طراحی ماشین کشتار در ایران به فرمان خامنه‌ای پرده برداشت
روزنامۀ فیگارو در گزارشی به قلم دلفین مینویی نوشت که شهادت‌ها و روایت‌های تازه پس از کشتارهای دی‌ماه نشان می‌دهند که سرکوب خونین معترضان نتیجه طرحی از پیش‌تدارک‌دیده شده در بالاترین سطوح جمهوری اسلامی با دستور مستقیم علی خامنه‌ای بوده است.

تصاویر برخی از قربانیان قتل عام دی ماه در ایران در تظاهرات ایرانیان در برلین © AFP
توسط: ناصر اعتمادی
روزنامۀ فیگارو، در شمارۀ امروز خود، با انتشار گزارشی به قلم دلفین مینویی نوشته است که با بازگشت تدریجی اینترنت در ایران و گذشت نزدیک به یک ماه از کشتارهای خونین دی ماه در این کشور، شهادت‌ها و روایت‌های تازه‌ای از درون کشور منتشر شده که همگی از برنامه ریزی سرکوب مرگبار معترضان به دستور مستقیم علی خامنه‌ای حکایت دارند. گزارش فیگارو با استناد به منابع متعدد و گفتگوهای میدانی، از وجود «ماشین حذف» سخن می‌گوید که به‌گفته شاهدان، در بالاترین سطوح حاکمیت جمهوری اسلامی و به فرمان مستقیم رهبر این کشور طراحی و اجرا شده است.
مینویی می‌نویسد که اکنون برای بسیاری از ناظران، پیش‌دستی و برنامه‌ریزی قبلی کشتار روزهای ۸ و ۹ ژانویه هم‌زمان با چهل‌وهفتمین سالگرد استقرار جمهوری اسلامی کاملاً روشن است. یک مقام پیشین وزارت کشور  جمهوری اسلامی که نخواسته نامش فاش شود، گفته است که قتل‌عام ژانویه نتیجه «فرآیندی برنامه‌ریزی‌شده و چندلایه» بوده که از سال ۲۰۲۲ توسط نهادهای امنیتی حکومت تهران پیگیری شده است. به‌گفته این منبع، واحدهای مسلح موتوری و پیاده برای محاصره شهرها آموزش دیده بودند و ساختمان‌های کلیدی برای استقرار تک‌تیراندازان از پیش شناسایی شده بودند.
گزارش فیگارو همچنین به آنچه «آمادگی روانی برای کشتار» نامیده، اشاره می‌کند : آموزش‌هایی که بنا بر شهادت‌ها شامل تشویق نیروها به شلیک از فاصله نزدیک و حتی زدن «تیر خلاص» به معترضان زخمی بوده است. به‌گفته این مقام سابق، در برخی موارد افراد با سابقه بزهکاری نیز برای هدایت جمعیت‌ها و منحرف‌کردن مسیر تظاهرات به‌کار گرفته شده‌اند.
روایت شاهدان: از «لباس‌شخصی‌ها» تا حمله به بیمارستان‌هاß

11 فوریه 2026
روبینا امینیان؛ هنرمندی که از کارگاه به تظاهرات رفت و بازنگشت
زانیار عمرانی

روبینا دانشجوی طراحی پارچه در دانشکده فنی‌وحرفه‌ای شریعتی تهران، روز پنجشنبه ١٨ دی، پس از پایان کار در کارگاه، همراه دوستانش از دانشگاه خارج می‌شود که ناگهان تظاهراتی شکل می‌گیرد. روبینا به جمع معترضان می‌پیوندد. همان شب خانواده‌اش از دوستان او خبر می‌گیرند که به روبینا تیراندازی شده است. او با شلیک گلوله از پشت سر کشته شد. در کلنِ آلمان با ریزان نوری و هلاله نوری، دو خاله‌ی روبینا، درباره‌ی این دانشجوی ۲۳ ساله‌ی اهل کرمانشاه گفتگوی کردیم. ß

 

بدون پاسخ‌های قانع‌کننده، اعتراضات به خشونت‌های بیشتری خواهد انجامید
خشمِ پنهان در پسااعتراضات به روایت یک جامعه شناس | غبارآلود بودن آینده، اعتماد عمومی را کاهش داده است

مطهره خردمندان
سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۶۹۰۹۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ - ۱۲:۱۸
اقتصادنیوز:ایران در میانه بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و نااطمینانی امنیتی قرار دارد. طهمورث شیری، جامعه‌شناس، از تأثیرات عمیق این وضعیت بر زندگی مردم می‌گوید و هشدار می‌دهد که چشم‌انداز مبهم آینده، همراه با اعتراضات خشمگین و ترس از جنگ، می‌تواند به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل شو و در صورت بی‌توجهی به این مسائل، جامعه به سمت رادیکالیسم و خشونت بیشتر حرکت خواهد کرد.

به گزارش اقتصادنیوز، در خیابان‌های شلوغ تهران، مردم با نگرانی از آینده‌ای که در انتظارشان است، در حرکت‌اند. از یک سو، بحران اقتصادی و افزایش روزافزون قیمت‌ها فشار زیادی بر دوش خانواده‌ها گذاشته و از سوی دیگر، تهدیدات امنیتی و نااطمینانی از جنگ، دلهره‌ای عمیق در دل‌ها کاشته است.
در چنین فضایی این وضعیت مبهم نه تنها زندگی روزمره مردم را دچار چالش کرده، بلکه سبب بروز شکاف‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی به حاکمیت شده است. مردم در جستجوی راه‌حل‌هایی سریع هستند، ولی بحران‌ها هیچ‌کدام بدون مدیریت صحیح قابل حل نخواهند بود.
طهمورث شیری، جامعه شناس با تأکید بر اینکه ایران در آستانه یک بحران جدید است، هشدار می‌دهد که عدم پاسخگویی به بحران‌های فعلی، خطرات جدی به‌همراه خواهد داشت. او به اقتصادنیوز، می‌گوید: اگر حاکمیت نتواند به این مشکلات پاسخ دهد و شکاف‌های موجود را پر کند. اعتراضات نه تنها ادامه خواهد داشت، بلکه شدت بیشتری خواهد گرفت.
گفتگوی اقتصادنیوز با طهمورث شیری، جامعه‌شناس را بخوانید.

کشتار دی‌ماه، کنش یا واکنش؟
طاها پارسا
22 بهمن 1404
چه کسی خشک و تر را با هم سوزاند؟
https://www.zeitoons.com/wp-content/uploads/2026/02/IMG_9844.jpeg
پس از کشتار دی‌ماه، وسوسه‌ی پخش‌کردن مسئولیت، حتی برخی از مخالفان و منتقدان نامدار جمهوری اسلامی را، در گرفت. گروهی -گاه بر تأکید بر مسئولیت قدرت حاکم- کوشیدند سهمی نیز برای «دیگران» قائل شوند: نیروهای بیرونی، دشمنان خارجی، اپوزیسیون، رسانه‌ها یا بازیگران حاشیه‌ای. حتی در برخی روایت‌ها، کشتار نه به‌مثابه تصمیم یک قدرت مسلح، بلکه به‌عنوان پیامد تحریک و نفوذ دیگران توضیح داده شد؛ گویی کنش‌هایی رخ داده که «مستبدان را برانگیخته» تا «خشک و تر را با هم بسوزانند»*.
نتیجه‌ی این رویکرد، اغلب نه روشن‌شدن حقیقت و نه نزدیک‌شدن به عدالت، بلکه تقویت همان روایتی بود که حکومت از کشتار ارائه می‌کرد و از این رو رسانه‌های جمهوری اسلامی -موزیانه خنده‌های فتح‌شان بر لب- در بازنشر سخنان این منتقدان و‌ مخالفان کم نگذاشتند.
این گرایش به پخش‌کردن مسئولیت البته بی‌ریشه نیست. کارل یاسپرس پس از جنگ جهانی دوم، در بحث «مسئله گناه آلمان»، از نوعی هم‌مسئولیتی اخلاقی سخن گفت. به‌نظر او، مسئولیت تنها به عاملان مستقیم جنایت محدود نمی‌شود؛ سکوت، انفعال و تحمل نیز می‌توانند شرایطی بیافرینند که جنایت در آن ممکن شود. این ایده در بستر تاریخی خود کوششی بود برای گریز از تبرئه‌ی جمعی و مواجهه با خودآگاهی تاریخی.
اما درست در همین نقطه، بود که شاگرد یاسپرس خطر یکی‌کردن خشک و تر را دریافت! هانا آرنت هشدار داد که اگر مفهوم هم‌مسئولیتی بی‌تمایز و بی‌دقت به کار رود، نتیجه نه تعمیق اخلاق، بلکه ابهام سیاسی است. از نظر آرنت، گناه و مسئولیت همواره به کنش مشخص گره خورده‌اند: به دستور، به تصمیم، به فرمان، به شلیک، به سرکوب. او می‌گوید لحظه‌ای که بگوییم «همه مقصرند»، در عمل گفته‌ایم هیچ‌کس پاسخ‌گو نیست.
آرنت با تفکیک میان گناه حقوقی و مسئولیت اخلاقی موافق است، اما تأکید می‌کند که گناه همواره فردی است؛ تعمیم آن به «همه» یا توزیع آن به «دیگران»، بی‌گناهی واقعی را نیز بی‌معنا می‌کند. وقتی همه گناهکار باشند، مسئول مشخصی باقی نمی‌ماند. در برابر این منطق، آرنت از مسئولیت سیاسیِ غیرقابل‌واگذاری دفاع می‌کند؛ مسئولیتی که به «کنش» و انتخاب معین گره خورده است. در نظر آرنت کشتار کنش است و نه واکنشß

فهیمه فرسایی

سیاست بر پرده نقره‌ای «برلیناله پالاست»
هفتاد و ششمین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم برلین (برلیناله)، امسال در ۱۲ فوریه آغاز می‌شود و پایتخت آلمان، به ویژه «میدان‌های پتسدام و مارلنه دیتریش» را به محل نمایش تازه‌ترین تولیدات جهان سینما، رفت و آمد کارگردانان، بازیگران و دست‌اندرکاران بین‌المللی فیلم و بیش از سه هزار خبرنگار از سراسر دنیا تبدیل می‌کند. در این دوره، ۲۲ فیلم از ۲۸ کشور، از جمله ۲۰ اثر که اولین نمایش جهانی خود را تجربه می‌کنند، به بخش مسابقه دعوت شده‌اند. زنان ۴۰ درصد از کل فیلم‌های برلیناله را کارگردانی کرده‌اند که رقم چشمگیری است. ۱۴ فیلمساز پیش‌تر در این جشنواره حضور داشته‌اند. ۶ تن از میان آنان پیش از این، در بخش مسابقه شرکت کرده بودند.

دونالد ترامپ پس از گفت‌وگو با نتانیاهو: امیدوارم تهران این‌بار منطقی‌تر عمل کند؛ تاکید نخست وزیر اسرائیل بر «نیازهای امنیتی» کشورش

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز چهارشنبه بیش از دو ساعت در نشستی پشت درهای بسته با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفت‌وگو کرد. او سپس با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروت‌سوشال، این دیدار را «بسیار خوب» توصیف کرد و نوشت که تأکید داشته مذاکرات با تهران باید فعلا ادامه یابد.
ترامپ در پیام خود افزود: «به جز این‌که من اصرار کردم مذاکرات با [جمهوری اسلامی] ایران ادامه پیدا کند تا مشخص شود آیا می‌توان به توافقی دست یافت یا نه، نتیجه قطعی دیگری حاصل نشد
رئیس‌جمهور ایالات متحده نوشت: «به نخست‌وزیر اطلاع دادم که اگر چنین توافقی امکان‌پذیر باشد، این گزینه، ترجیح ما خواهد بود. اگر هم امکان‌پذیر نباشد، آن‌وقت باید دید نتیجه چه خواهد شد
او همچنین افزود: «دفعه قبل [جمهوری اسلامی] ایران تصمیم گرفت توافق نکند و در پی آن هدف حملات آمریکا قرار گرفت
ترامپ نوشت: «امیدواریم این بار آن‌ها منطقی‌تر و مسئولانه‌تر رفتار کنند
دفتر نخست‌وزیری اسرائیل نیز در بیانیه‌ای کوتاه درباره دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد دو طرف در این گفت‌وگو «به موضوع مذاکرات با ایران، غزه و تحولات منطقه‌ای» پرداخته‌اند.
در این بیانیه آمده است: «نخست‌وزیر بر نیازهای امنیتی اسرائیل در چارچوب مذاکرات تأکید کرد و دو طرف توافق کردند هماهنگی نزدیک و ارتباط مستمر خود را حفظ کنند
وزارت امور خارجه اسرائیل همچنین پیش‌تر اعلام کرده بود که نخست وزیر اسرائیل قبل از دیدار با دونالد ترامپ در کاخ سفید، با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، دیدار و حکم عضویت خود را در «شورای عالی صلح» امضا کرد.
بر اساس طرح ارائه‌شده از سوی دونالد ترامپ، یک هیات بین‌المللی با عنوان «هیات صلح» مسئول نظارت بر اداره موقت نوار غزه خواهد بود.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، سه‌شنبه‌شب در دو گفت‌وگوی جداگانه با رسانه‌ها درباره وضعیت ایران اظهارنظر کرد. او هشدار داد که اگر مذاکرات با جمهوری اسلامی به نتیجه نرسد، آمریکا «اقدامی بسیار سخت» انجام خواهد داد، اما در عین حال تأکید کرد ترجیح می‌دهد توافق حاصل شود.
ترامپ در گفت‌وگو با شبکه اِن۱۲ اسرائیل و آکسیوس گفت: «یا به توافق می‌رسیم، یا مجبور می‌شویم کاری بسیار سخت، شبیه دفعه قبل، انجام دهیم.» او همچنین افزود: «ما یک ناوگروه نظامی داریم که به آن‌جا (خاورمیانه) در حرکت است و شاید یک ناو دیگر هم اعزام شودß

نتانیاهو در سفرش به واشنگتن به دنبال چیست؟
نیلوفر غلامی
۱۴۰۴/۱۱/۲۱۱۴۰۴ بهمن ۲۱, سه‌شنبه
گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره سفر فوری نخست‌وزیر اسرائیل به آمریکا، در شرایطی که تهران و واشنگتن در آستانه دور جدید گفت‌وگوهای خود هستند، مطرح شده است. هدف نتانیاهو از این سفر چیست؟ گفت‌وگو با مئیر جاودانفر و منشه امیر. ß

03. Februar 2026


روز سی‌وهفتم از آغاز اعتراضات؛ موج بیانیه‌های صنفی در کنار تداوم بازداشت‌ها

خبرگزاری هرانا – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی تا پایان روز سی‌وهفتم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۶۸۵۴ نفر رسیده است. بر اساس این آمار، ۶۴۳۰ نفر از جان‌باختگان در دسته «معترضان» ثبت شده‌اند و ۱۵۲ نفر نیز در بخش «کودکان زیر ۱۸ سال» قرار دارند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۵۸ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۱۲۸۰ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، مجموع بازداشت‌ها ۵۰۲۳۵ مورد، بازداشت دانشجو ۱۰۶ مورد، اعترافات اجباری ۳۰۳ مورد و احضارها ۱۱۰۴۶ مورد ثبت شده است. همچنین مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده ۶۶۶ نقطه در ۲۰۹ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز سی‌وهفتم روندها عمدتاً حول چهار محور قابل مشاهده بود: افزایش بیانیه‌های صنفی و تخصصی درباره سرکوب و پیامدهای انسانی آن، تداوم بازداشت‌های پراکنده و بلاتکلیفی بازداشت‌شدگان، اعمال تحریم‌های تازه بریتانیا و هم‌زمان برگزاری/اعلام نشست تخصصی در لاهه درباره سپاه پاسداران، و در حوزه خدمات عمومی، تداوم اختلالات ارتباطی که به زیان سنگین پست و آسیب به کسب‌وکارهای آنلاین انجامیده است.
بیانیه‌ها؛ هشدار درباره پیامدهای انسانی سرکوب و مطالبه پاسخگویی
در روز سی‌وهفتم، چهار بیانیه شاخص از سوی گروه‌های صنفی و تخصصی منتشر شد که همگی بر یک نقطه مشترک تاکید داشتند: هزینه انسانیِ سرکوب، رو به افزایش است و مسئولیت آن متوجه ساختار تصمیم‌گیری و مجریان برخوردهای میدانی است.
۱) بیانیه جمعی از چشم‌پزشکان ایران
جمعی از چشم‌پزشکان با انتشار بیانیه‌ای سرگشاده، نسبت به افزایش موارد آسیب شدید چشمی و نابینایی دائمی در برخورد با اعتراضات هشدار دادند. در این بیانیه، استفاده از سلاح‌های ساچمه‌زن به عنوان عامل اصلی این آسیب‌ها مطرح شده و تاکید شده است که هدف قرار گرفتن صورت و چشم افراد، از منظر پزشکی و انسانی غیرقابل پذیرش است. امضاکنندگان، نابینا کردن شهروندان را مصداق نقض کرامت انسانی دانسته‌اند و خواستار توجه فوری مسئولان اجرایی، نظامی، انتظامی و قضایی به پیامدهای این روند شده‌اند. ß

چند سوال ساده از حکومت!!!
ملک
اول :
چرا تروریستهای اسرائیلی و امریکایی در  شب ۱۸ دی  چند هزار نفر معترض را قتل عام کردند اما در ۲۲ دی تظاهرات طرفداران نظام یک نفر را نکشتند .. تروریستها مخالف معترضین بودند یا طرفداران  نظام  بودند یا اینکه همان شب همه نیست و نابود شدند و برگشتند به خارج از کشور  ؟!!
دوم :
چرا قبل از تظاهرات معترضین یک تروریست یا سلاح انها شناسایی و بازداشت و توقیف نشد .. مسولین امنیتی کشور کجا بودند و چه میکردند با این همه هزینه ای که بر کشور تحمیل میکنند بطوریه در ۴۸۰ شهر اشوب و کشتار صورت گرفت
سوم :
اگر تروریست ها مردم را قتل عام کردند چرا اینترنت را قطع کردید تا فیلم ها و عکسهای جنایت انها منتشر نشود و مردم ایران و جهان اگاه نشوند
چهارم :
طبق اعلام حکومت ۳۱۱۷ نفر کشته شدند که حدود ۱۴۰۰ نفر انها شهید و مابقی غیر شهید بودند و حدود ۳۵۰ نفر نظامی و انتظامی و بسیجی کشته شدن . چرا حکومت برای شهید  شدن ۱۴۰۰ نفر از مردم اعلام عزای عمومی نکرد چرا برای شهادت حدود ۳۵۰ مامور خود هیچ عزای عمومی نگرفت . حکومتی که برای فوت یک پیرمرد ۹۹ ساله در تهران یا قم چندین روز عزای عمومی میگیرد برای جان هزاران نفر از مردم چرا هیچ اهمیتی قائل نیست و در زمان کفن و دفن انها صدا و سیما جشن و پایکوبی راه میاندازد و فیلم های کمدی و طنز پخش میکند
پنجم :
صدا و سیما اعلام پیروزی میکند وقتی طبق امار ۹۹/۹درصد کشته شدگان و بازداشتی ها ایرانی بودند دقیقا حکومت در برابر چه کشوری و چه چیزی پیروز شده
ششم:
دادستانی بیانیه صادر کرده که انتشار فیلم و عکس حواث جرم است .. اگر تروریست ها جنایت کردند چرا باید انتشار فیلم و عکس جنایت تروریستها جرم داشته باشد ؟
هفتم :
وقتی تروریست ها مردم را به رگبار بستند چرا باید پزشکانی که مجروحین را مورد مداوا قرار داده اند مورد پیگرد قرار گیرند و چرا باید مردمی که مورد حمله تروریستها قرار گرفتند ترس از مراجعه به بیمارستان داشته باشند؟
هشتم :
طبق دستور نظام قرار بود مردم از واتس اپ و اینیستا و تلگرام استفاده نکنند  و از بله و ایتا استفاده کنند که داخلی است و امن و مورد اعتماد نظام است و همیشه در دسترس .. چرا بله و ایتا و حتی تلفن و اس ام اس و ... را کلا قطع کردید پس چه فرقی داشت شبکه های خارجی با داخلی .. چرا حکومت همه نوع دسترسی و اطلاع رسانی را قطع کرد ؟ یعنی شبکه های داخلی هم دست دشمن افتاده ؟ میشه مشخص بشه دقیقا چه چیزی دست دشمن نیست؟ و حکومت چه چیزی دستش هست که باید پاسخگوی ان باشد ؟
نهم :
گفته شد ماموران حکومتی هیچ سلاح جنگی در دست نداشتند .. پس ان چند صد نفر تروریست چگونه کشته شدند
دهم :
امار کفن و دفن در گورستانها و تعداد انها  با نام و نشان و شماره قطعه و ردیف در سایت قبرستانها  روزانه و ساعتی مشخص بود چرا از دسترس خارج شد
یازدهم :
چندین هزار کاور مشکی جهت کشته شدگان از قبل اماده بود ایا پیش بینی ان تعداد از قبل صورت گرفته بود ؟
دوازدهم :
سلاح رسمی نیروهای انتظامی و امنیتی کشور چیست ؟ اکثر کشته شدگان با چه نوع سلاحی کشته شدند ؟ تروریست ها از  چه سلاحی استفاده کرده اند و از کجا انها را تهیه کردند؟
سیزدهم :
اگر تروریستها کشتار کردند چرا سردار حسن عباسی از گشتار حمایت میکند و انرا حجامت خونهای کثیف میداند که نیاز حکومت اسلامی است ایا تروریستها برای حفظ حکومت دارند حجامت را انجام میدهند ؟
چهارهم :
چرا در روز ۲۲ دی بسیج ادارات و نهادها و ارگانها مکلف به انتقال کارکنان خود با اتوبوس به محل تجمع شدند ؟ که خوشبختانه بدون هیچ حادثه تروریستی پایان یافت برخلاف تجمع معترضین !
پانزدهم
مهمترین وظیفه حکومت حفظ جان و امنیت مردم است با کشته شدن چندین هزار نفر مردم عادی در خیابانها و کوچه های شهرهای مختلف در یک شب  ایا حکومت به وظایف خودش عمل کرده ؟ ایا کوتاهی و قصوری نشده ؟ ایا از مسولین نظامی و امنیتی کسی عزل و اخراج یا بازداشت و محاکمه شده؟ ایا مسئولی بخاطر  وقوع این همه جنایت و کشتار بی سابقه عذرخواهی کرده است ؟
شانزدهم :
ایا تماشاگران فوتبال هم تروریست هستند که تمام بازیهای فوتبال را بدون تماشاگر کردید
هفدهم :
مسولین نظام حاکمی را سراغ دارند که با کشتار و ظلم به  مردم خود سر سلامت به سر برده باشد؟
هجدهم :
منتظر نظر و پاسخ  مسولین هم نیستیم چون نه مسئولند و نه دلسوز وطن.
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane


#
تحلیل_زمانه

| خبر فوری:
وال استریت ژورنال: ایران نگران است که ایالات متحده در تلاش است از دیپلماسی به عنوان وسیله‌ای برای کسب زمان بیشتر قبل از حمله استفاده کند
آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی: جارد کوشنر، داماد یهودی ترامپ، به مذاکرات جمعه در استانبول خواهد پیوست.
رویترز: مقامات ایران از بازگشت معترضین به خیابان پس از حمله آمریکا واهمه دارند.
یک منبع ایرانی به رویترز گفت که نیروهای خارجی مصمم به ادامه حمایت و تحریک اعتراض‌ها تا سقوط دولت هستند و در صورت از سرگیری اعتراضات، انتظار خشونت بیشتر می‌رود.
یک منبع ایرانی به رویترز گفته: حمله‌ای که هم‌زمان با اعتراضات مردم خشمگین رخ دهد، می‌تواند به فروپاشی نظام حاکم منجر شود. این نگرانی اصلی مقامات ارشد و هدف دشمنان ماست.
با وجود خبرها درباره مذاکرات، نهادهای امنیتی اسرائیل معتقدند دونالد ترامپ در نهایت دستور حمله به جمهوری اسلامی ایران را صادر خواهد کرد.
#تحلیل_زمانه 

 

بیمارستان‌ها به‌مثابه ابزار سرکوب: نقض بی‌طرفی پزشکی در ایران
الاهه نجفی ـ انجمن جهانی پزشکی (WMA) در نامه‌ای رسمی به مقامات ایران، یورش نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، بازداشت مجروحان اعتراضات و اجبار پزشکان به گزارش جراحات گلوله را «نقض شدید اصول اخلاق پزشکی و حقوق بشر» خوانده و خواستار آزادی فوری پزشکان زندانی از جمله علیرضا گلچینی شده. در همان حال معاون وزارت بهداشت ایران مجروحان را به مراجعه بدون ترس به مراکز درمانی دعوت کرده، اما گزارش‌های مستند از تبدیل مراکز درمانی به ابزار کنترل امنیتی حکایت دارد.
الاهه نجفی
انجمن جهانی پزشکی 
با استناد به گزارش‌هایی از استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری، از بازداشت معترضان زخمی در بیمارستان‌ها توسط نیروهای امنیتی و دستور به پرسنل بیمارستان‌ها برای گزارش بیماران دارای جراحت گلوله به مقامات خبر داده است.
این انجمن با محکومیت این اقدامات به‌عنوان نقض آشکار اصول اخلاق پزشکی و حقوق بشر، خواستار آزادی پزشکان زندانی از جمله علیرضا گلچینی شده و بر لزوم انجام وظایف پزشکی بدون ترس از تلافی تأکید کرده است.
انجمن جهانی پزشکی همچنین خواستار تضمین امنیت کادر درمان، محافظت از مراکز پزشکی و پایان خشونت در این مراکز شده است.
 گزارش‌های مستند سازمان‌های حقوق بشری 
و رسانه‌های مستقل حاکی از حضور و مداخله نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها است. بر اساس این گزارش‌ها، مجروحان اعتراضات نه تنها در مراکز درمانی بازداشت شده‌اند، بلکه به پرسنل پزشکی دستور داده شده است تا موارد جراحات ناشی از گلوله را به مقامات امنیتی گزارش دهند. این اقدامات باعث ایجاد فضایی از ترس و بی‌اعتمادی عمیق در میان مجروحان شده است، به‌طوری که بسیاری از ترس بازداشت، از مراجعه به بیمارستان‌ها خودداری کرده و سلامت خود را به خطر می‌اندازندß

رویترز: نگرانی جمهوری اسلامی از احتمال شعله‌ور شدن دوباره اعتراضات در پی اقدام نظامی احتمالی آمریکا

خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی نوشت رهبران جمهوری اسلامی به‌طوری فزاینده نگران هستند که اقدام نظامی احتمالی ایالات متحده بتواند با کشاندن دوباره مردم خشمگین به خیابان‌ها، کنترل حکومت بر اوضاع را تضعیف یا متزلزل کند.
به گزارش رویترز، شش مقام کنونی و پیشین جمهوری اسلامی گفته‌اند در نشست‌های سطح بالا به علی خامنه‌ای اطلاع داده شده که خشم عمومی نسبت به سرکوب خونین خیزش سراسری به سطحی رسیده که دیگر «وحشت»، مانعی برای اعتراض مردم محسوب نمی‌شود.
به گفته چهار مقام فعلی که در جریان این گفت‌وگوها قرار دارند، به رهبر جمهوری اسلامی گفته شده بسیاری از ایرانیان آماده‌اند بار دیگر با نیروهای سرکوب روبه‌رو شوند و فشار خارجی، از جمله یک اقدام نظامی محدود آمریکا، می‌تواند معترضان را جسورتر کرده و به ساختار سیاسی حکومت آسیبی جبران‌ناپذیر وارد کند.
یکی از این مقام‌ها به رویترز گفته است: « اقدام نظامی که با تظاهرات مردم خشمگین همراه باشد می‌تواند به فروپاشی نظام حاکم منجر شود. این اصلی‌ترین نگرانی مقام‌های ارشد است و دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ما می‌خواهند

تخیل سیاسی مسلط و سرکوب گفتمان زن، زندگی، آزادی
گفتمان زن، زندگی، آزادی تنها یک مطالب جنسیتی نیست؛ بلکه چالشی ریشه‌ای علیه منطق خشونت، قدرت عمودی و تخیل سیاسی مردسالار است که سیاست را بدون بدن زنان تصور می‌کند.
مهزاد الیاسی

)
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.(

در ماه‌های اخیر، به‌خصوص هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، شاهد سرکوب سیستماتیک گفتمان «زن، زندگی، آزادی» (ززآ) نه‌فقط از سوی حکومت، بلکه از طرف بخش بزرگی از نیروهای منتقد و اپوزیسیون بوده‌ایم. سرکوب گفتمان ززآ را نمی‌توان صرفاً به رقابت‌های درون‌اپوزیسیونی یا اختلاف‌نظرهای تاکتیکی تقلیل داد. تهدید، ارعاب، به حاشیه‌راندن فعالان زن و حملات هماهنگ آنلاین علیه تمام کسانی که بر استقلال این گفتمان تأکید دارند، نشان می‌دهد که با هراسی عمیق‌تر سروکار داریم؛ هراس نظم مردسالار از قدرت‌گیری زنان و تثبیت گفتمان‌های زن‌محور در آینده‌ی تخیل سیاسی.
حذف گفتمان زن‌محور به نام وحدت
گفتمان «مرد، میهن، آبادی» با چندین هزار کشته، زخمی، نقص عضو و زندانی در روزهای سیاه هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، برای بار چندم نشان داد به‌جز بازتولید خشونت، استراتژی دیگری جهت برون‌رفت از بن‌بست سیاسی کنونی ندارد؛ اما این «زن، زندگی، آزادی» بود که علی‌رغم دستاوردهای مرئی و ماندگار در سه سال گذشته، باید ارزش‌ها و خواسته‌های خود را «موقتاً» کنار می‌گذاشت، سکوت می‌کرد و برای براندازی با ایده‌ی مرد، میهن، آبادی هم‌راستا می‌شد، نه برعکسß

ترامپ: گفت‌وگو با ایران به جایی نرسد شاید اتفاقات بدی بیفتد
مراد رحمتی

دونالد ترامپ اعلام کرد اگر مذاکره نمایندگان او با ایران نتایج خوبی در پی نداشته باشد شاید "اتفاقات بدی" بیفتد. پزشکیان رسما مذاکره ایران با آمریکا را تائید کرد. هرانا شمار کشته‌شدگان اعتراضات ایران را ۶۸۵۴ نفر اعلام کرد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، روز دوشنبه ۱۳ بهمن (۲ فوریه) در نشست خبری در کاخ سفید بار دیگر تأکید کرد: «همین حالا کشتی‌هایی داریم که به سمت ایران می‌روند، کشتی‌های بزرگ و مذاکراتی با ایران در جریان است. خواهیم دید که چگونه پیش می‌رود. امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشد، چون اگر حاصلی نداشته باشد، ممکن است اتفاقات بدی بیفتد ß

https://t.me/paivandisaeed/214
کانال سعید پیوندی Paivandi, [30 Jan 2026 um 21:21]
چالش‌های رهبری انحصاری آقای رضا پهلوی
سعید پیوندی
پس از ماتم وسوگواری کشتار جمعی در خیابان‌ها توسط حکومت اسلامی، زمان بازخوانی سنجشگرانه جنبش اجتماعی دی ماه 1404 است. این جنبش در مقایسه با سه کنش اعتراضی 1396، 1398 و 1401 دارای یک تفاوت معنادار بود که به شنیده‌شدن کم و بیش گسترده نام رضا پهلوی مربوط می‌شد. در یک کنش اعتراضی فراگیر داشتن یک لیدرشیپ و پروژه برای جایگزین کردن آن‌چه موضوع اعتراض است گام مهمی در فراروئیدن به سطح یک جنبش اجتماعی به شمار می‌رود.
دلیل این تحول هر چه که باشد از اهمیت این چرخش و وجود انگاره جمعی نوپدید نمی‌کاهد. معنای سیاسی این رخداد امکان شکل‌گیری یک افق جدید در خلاء سیاسی است که جامعه خشمگین وعاصی را در یک بن‌بست فرسایشی قرار داده است.
فریاد زدن یک نام در خیابان اما به معنای حل‌شدن معادله پیچیده‌ای نیست که جامعه ما در یافتن پاسخ آن در سه دهه گذشته خود را به آب و آتش زده است. فاصله میان استقبال از یک نام در خیابان و تبدیل‌شدن به نماد ملی مسیری است که رضا پهلوی باید بپیماید. رهبری یک جنبش انقلابی مسئولیت تاریخی بزرگی است که در میدان کنش سیاسی صیقل می‌خورد و مشروعیت پیدا می‌کند. چالش آقای رضا پهلوی تبدیل‌شدن از رهبر طرفداران بازگشت نظام پادشاهی به رهبری یک جنبش ملی است.
درباره آن‌چه گذشت اما فراتر از سوگواری همگانی در پی قتل‌عام بیرحمانه حکومت، به گفتگوی ملی نیاز داریم برای یک آسیب‌شناسی مشارکتی. ß

آمار کشته شدگان را نمی دانم چقدر شده است آیا دوازده هزار نفر کشته شده اند یا بیست هزار نفر و یا نزدیک به چهل هزار نفر
این ها هر چه باشند کمیت هستند و من می خواهم از کیفیت صحبت کنم.
روزی در تلویزیون کسی از رفتن بیش از ۹۰ درصدی دانشجویان شریف پس از دوره لیسانس به خارج از کشور افسوس می خورد، طرف دیگر پرسید خب حالا چند نفر رفته اند و پاسخ شنید مثلا ده هزار نفر ( عدد بیشتر است حتما اما خاطرم نیست چقدر بود ), مدافع نظام هم درآمد و گفت خب این تعداد در برابر ۹۰ میلیون جمعیت کشور که رقمی نیست !!!
بعبارتی ابله وار ابدا توجه نداشت که از نظر کمیت مثلا ۱۰ هزار نفر مملکت را ترک کرده اما از نظر کیفیت سرگل آی کیو های بالای ۱۴۰ رفته اند، آیا صد هزار متولد شوند که یکی به دانشگاه شریف برود !!*
حال حکایت این کشته شدگان است که سرگل ژن های دلیر و شجاع کشور بودند که پرپر شدند !
و همه می دانیم که شجاعت بسی کمیاب تر از هوشمندی است !
در محل کارتان که دانشگاه است بنگرید ، همه اساتید هوش بالا دارند و از دانشگاه های معتبر فارغ التحصیل شده اند اما دریغ از جویی شجاعت !!!
 این که پای موبایل بنشینی و حرص بخوری یک سطح است ، این که پنجره را باز کنی تا شعارها را واضح تر بشنوی ، سطح بعدی ، این که خودت هم بروی روی بالکن و صدا را در گلو بیندازی و شعار بدهی ، یک سطح ، این که بروی سر کوچه بایستی ، یک سطح ، این که همراه ملت در تظاهرات شرکت کنی یک سطح و بالاخره این که جلودار شوی و زیر باران گلوله بخواهی کسی را نجات دهی و در چشم شر بی محابا نگاه کنی سطحی دیگر است که کار هر کسی نیست و نظام شر هدفمند سعی کرد چنین سطحی از شجاعت را که کمیاب و نادر است، شناسایی کرده و همچون مغول و چنگیز و روس و اسکندر و عرب و افغان و عثمانی از ایران دریغ شأن کند.
-
ارسالی یک استاد دانشگاه

28. Januar 2026

رایزنی‌ها درباره وضعیت ایران؛ از تماس ترامپ و اردوغان تا گفت‌وگوهای پزشکیان و عراقچی با همسایگان

تماس تلفنی دونالد ترامپ و رجب طیب اردوغان – آرشیو
در حالی که تنش‌ها پیرامون ایران افزایش یافته، نشانه‌هایی از تحرکات دیپلماتیک فشرده و رایزنی‌های پشت‌پرده میان بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دیده می‌شود. نهاد ریاست‌جمهوری ترکیه اعلام کرد رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در تماس تلفنی درباره آخرین تحولات دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی گفت‌وگو کرده‌اند.
با این حال، جزئیات این تماس منتشر نشده و کاخ سفید نیز تاکنون توضیحی ارائه نداده است.
این تماس در شرایطی انجام شده که هم‌زمان، مجموعه‌ای از تماس‌ها و گفت‌وگوهای موازی میان مقام‌های جمهوری اسلامی و کشورهای همسایه گزارش شده؛ تماس‌هایی که به نظر می‌رسد در واکنش به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و هشدارهای واشینگتن درباره سرکوب اعتراضات در ایران صورت می‌گیرد.
دونالد ترامپ روز سه‌شنبه ۷ بهمن در سخنرانی‌ای در ایالت آیووا گفت: «یک ناوگان دریایی زیبا هم‌اکنون به سمت ایران می‌رود؛ خواهیم دید
روز دوشنبه، هم‌زمان با ورود ناو هواپیمابر و ناوگروه ضربت آمریکا به خاورمیانه، کاخ سفید به صدای آمریکا گفت که برای رئیس‌جمهور آمریکا در قبال جمهوری اسلامی «همه گزینه‌ها روی میز است». این اقدام به‌عنوان هشداری به تهران برای خودداری از کشتن و اعدام معترضان تلقی شده است. علاوه بر ناوگروه، آمریکا جنگنده‌های اف-۱۵ و اف-۳۵، هواپیماهای سوخت‌رسان و سامانه‌های پدافند هوایی اضافی را نیز به منطقه اعزام کرده است.
یک مقام کاخ سفید به صدای آمریکا گفت که ترامپ «وضعیت ایران را بسیار جدی زیر نظر دارد» و در صورت ادامه اعدام‌ها، همه گزینه‌ها بررسی خواهد شد.
مایک والتز نیز به فاکس‌نیوز گفت ارتش آمریکا در حال استقرار تجهیزات است تا رئیس‌جمهور بتواند «بهترین تصمیم ممکن» را بگیرد؛ اقدامی که به گفته او شامل حفاظت از پایگاه‌های آمریکا و تضمین امنیت اسرائیل است.
هم‌زمان، حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه ایکس نوشت: «ما ایران را با دقت زیر نظر داریم. رئیس‌جمهور ترامپ مرد عمل استß

آیا جمهوری اسلامی فرومی‌پاشد؟
تحلیل‌های اخیر در نشریات معتبر غربی مانند فارین افرز، فارین پالیسی، نشنال اینترست و اکونومیست نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری، با بحران وجودی عمیقی روبه‌رو شده است؛ مرگ قریب‌الوقوع خامنه‌ای خلأ قدرت ایجاد می‌کند، و شرایط پنج‌گانه انقلاب فراهم شده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند که هرچند حمله نظامی آمریکا می‌تواند رژیم را موقتاً تقویت کند و دموکراسی از بیرون بعید است، اما انشعاب داخلی ـ به‌ویژه کودتای سپاه برای نجات خود ـ محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت است و می‌تواند به‌تدریج و سپس ناگهانی به فروپاشی نظام منجر شود، بدون آنکه لزوماً به دموکراسی بیانجامد.

ß

اختلال در مسیر تکامل جنبش‌های اجتماعی: زمان‌بندی کنش جمعی، شوک سیاسی و حذف ساختاری «صدای سوم»

در پرتو نظریات تیلی، تارو و اولسون
شیوا رها ـ زمان‌بندی نامناسب کنش جمعی، در ترکیب با قطع ارتباطات و ایجاد شوک سیاسی، می‌تواند مسیر طبیعی تکامل یک جنبش را از سازمان‌یابی تدریجی به واکنش‌های پرهزینه منحرف کند. در شرایطی که ابزارهایی چون اعتصاب در حال تثبیت به‌عنوان زبان مشترک اعتراض بودند، کنش‌های ناهماهنگ و شبانه، پنجرۀ فرصت را محدود کرده و میدان را به نفع نیروهای سرکوب بازتنظیم کردندß.

ترامپ: ناوگان عظیمی در حال حرکت به سوی ایران است و آماده انجام مأموریت خود با سرعت و خشونت است

رئیس‌جمهوری ایالات متحده روز چهارشنبه هفتم بهمن اعلام کرد که ناوگانی عظیم در حال حرکت به سوی ایران است و افزود که این ناوگان در صورت لزوم، آماده انجام مأموریت خود «با سرعت و خشونت» است.
دونالد ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال، نوشت که «این ناوگان با سرعت بالا و با قدرت، اشتیاق و هدفمندی زیاد پیش می‌رود. این ناوگان بزرگ‌تر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن در رأس آن قرار دارد».
او تأکید کرد: «همانند ماجرای ونزوئلا، این نیرو آماده است، اراده‌اش را دارد و توانش را دارد که در صورت لزوم، مأموریت خود را با سرعت و خشونت انجام دهد».
رئیس‌جمهوری ایالات متحده ابراز امیدواری کرد که ایران هرچه زودتر «پای میز مذاکره بیاید» و درباره یک توافق منصفانه و عادلانه، بدون سلاح هسته‌ای،که به نفع همه طرفین باشد، مذاکره کند. آقای ترامپ یادآور شد که زمان «در حال سپری شدن است» و «هر لحظه واقعاً حیاتی است
او تصریح کرد: «همان‌طور که قبلاً به ایران گفته بودم: توافق کنید! نکردند و “عملیات چکش نیمه‌شب” انجام شد و ویرانی گسترده‌ای در ایران به‌بار آمد».
رئیس‌جمهور آمریکا هشدار داد که «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین چیزی اتفاق بیفتد».

 


نهادهای حقوق بشری اعتراضات دی‌ماه را خونین‌ترین اعتراضات تاریخ معاصر ایران لقب داده‌اند
عکسSalamPix/ABACA/IMAGO
هرانا: هویت ۶۲۲۱ نفر از جان‌باختگان اعتراضات تایید شده است
"هرانا" تعداد جان‌باختگان تأیید‌شده در اعتراضات را ۶۲۲۱ نفر اعلام کرد و گفت هویت ۱۷۰۹۱ جان‌باخته دیگر هنوز در دست بررسی است. نشریه تایم پیش‌تر گزارش داده بود شمار جان‌باختگان احتمالا به "۳۰ هزار" تن می‌رسد.
خبرگزاری حقوق بشری هرانا طبق تازه‌ترین داده‌های تجمیعی خود تا پایان سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات سراسری، اعلام کرد که مجموع جان‌باختگان تاییدشده "به ۶۲۲۱ نفر رسیده است که از این تعداد ۵۸۵۸ نفر معترض، ۱۰۰ نفر کودک زیر ۱۸ سال، ۲۱۴ نفر نیروهای وابسته به حکومت و ۴۹ نفر غیرمعترض-غیرنظامی هستند."
بر اساس این گزارش، تعداد جان‌باختگانی که این نهاد حقوق بشری هویت آنها را در دست بررسی دارد، در حال حاضر ۱۷۰۹۱ نفر است. این گزارش می‌افزاید که مجموع بازداشت‌ها به ۴۲۳۲۴ نفر رسیده که از این میان، شمار مجروحان با جراحت شدید، ۱۱۰۱۷ نفر است. همچنین تعداد موارد پخش اعترافات اجباری از صداوسیما ۲۶۱ مورد گزارش شده است.
طبق گزارش هرانا،  ۱۱۰۲۶ نفر نیز به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار شده‌اند.
خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با اشاره به این که مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده، در مجموع، ۶۵۶ مورد در ۲۰۱ شهر و ۳۱ استان بوده، اعلام کرد که در سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات، بازداشت‌های پراکنده و گسترده ادامه دارد. همچنین نخستین دادگاه مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ملارد برگزار شده و گفته می‌شود که کادر درمان و پزشکانی که به معترضان مجروح کمک‌ کرده‌اند همچنان تحت فشارهای شدید امنیتی هستند.
در همین راستا خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده که به دلیل قطع اینترنت و اختلال در تماس‌ها، این خبرگزاری نتوانسته است به طور مستقل شمار کشته‌ها را ارزیابی کند.
حکومت ایران تعداد معترضان کشته شده را بسیار کمتر و تنها "۳ هزار و ۱۱۷ نفر" اعلام کرده و مدعی شده است که ۲ هزار و ۴۲۷ نفر از آن‌ها غیرنظامیان و نیروهای امنیتی و بقیه "تروریست" بوده‌اند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، به‌تازگی در گفت‌وگو با شبکه خبری "ای‌بی‌سی" گفت، گزارش‌هایی دریافت کرده که تعداد کشته‌ها را تا ۲۰ هزار نفر برآورد می‌کنند. ساتو تأکید کرد: «برای بررسی اینکه در ایران جنایت علیه بشریت روی داده یا نه و همچنین پیگرد احتمالی علی خامنه‌ای برای این کشتار، باید یک هیئت حقیقت‌یاب مستقل در ایران تشکیل شود

ابوالفضل قدیانی: خامنه‌ای مانند غریقی است که به هر حشیشی متوسل می‌شود؛ اما نجاتی نیست

ابوالفضل قدیانی، ۸۰ساله، زندانی سیاسی
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، در نامه‌ای از بند ۷ زندان اوین، علی خامنه‌ای را مسئول مستقیم کشتار معترضان در اعتراضات سراسری علیه جمهوری اسلامی دانست و سرکوب این اعتراضات را جنایت علیه بشریت توصیف کرد.
قدیانی در این بیانیه با اشاره به صدور فرمان «قتل‌عام» معترضان از سوی خامنه‌ای، تأکید کرد آنچه در هفته‌ها و ماه‌های اخیر رخ داده، فراتر از سرکوب معمول و یک «قتل‌عام سازمان‌یافته و بی‌سابقه» با ابعادی هنوز نامعلوم است. او از شلیک هدفمند به سر، صورت و چشم معترضان، یورش نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، تهدید کادر درمان و ربودن مجروحان سخن گفت و این اقدامات را نشانه فروپاشی اخلاقی و سیاسی حاکمیت دانست.
وی نوشت: «ابعاد جنایت ارتکابی توسط آدم‌کشان علی خامنه‌ای که نسبت به معترضان و مخالفان نظام انجام شد، در صد سال اخیر بی‌سابقه است
او افزود: «خامنه‌ای مانند غریقی است که به هر حشیشی متوسل می‌شود، اما نجات برایش ممکن نیست. این رذایل اخلاقی که ذات اوست، دیگر کارکردی برایش نخواهد داشت. نظام فاسد جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف فروپاشیده است. این حکومت ویرانگر ولایت مطلقه فقیه، به زور سرنیزه، ملت ایران را به گروگان گرفته است
این زندانی سیاسی با خطاب قرار دادن نیروهای سرکوب، از آن‌ها خواست سلاح‌های خود را زمین بگذارند و هشدار داد که ادامه کشتار و خشونت، مانع فروپاشی جمهوری اسلامی نخواهد شد. او نوشت خامنه‌ای «مانند غریقی است که برای زنده ماندن به هر خس و خاشاکی چنگ می‌زند» و بقای حکومت را تنها با دروغ، ارعاب، سرکوب و خون‌ریزی ممکن می‌داند.
قدیانی همچنین خواستار تشکیل دادگاه ویژه و پیگیری عدالت بین‌المللی شد و تأکید کرد آمران و عاملان این کشتار باید در برابر ملت ایران و جامعه جهانی پاسخگو باشند. او در پایان، با ابراز همدردی با خانواده‌های جان‌باختگان و زندانیان، نوشت:
«
پیروزی ملت ایران نزدیک استß


Guernica by Pablo Picasso
19
 ژانویه 2026
مداخله‌ی بشردوستانه و مسئولیت حفاظت
گرِت اوانز
قتل عام و پاکسازی قومی ــ از آن نوعی که در دهه‌ی ۱۹۹۰ در رواندا و شبه‌جزیره‌ی بالکان، و در قرن بیست‌ویکم در دارفور، سری لانکا، لیبی و سوریه رخ داد ــ وجدانِ ما را به شدت تکان داده است. از زمان وقوع هولوکاست و نسل‌کشی در کامبوج، دنیا به ‌خوبی می‌دانسته که این فجایع چطور آغاز می‌شود و شتاب می‌گیرد، و بنابراین به آسانی می‌شد از بسیاری از آن‌ها جلوگیری کرد. این همان چیزی است که عذاب وجدانِ ما را تشدید می‌کند. هر چند سال یک‌بار چنین فاجعه‌ای رخ می‌دهد و دوباره شرمسار و سرافکنده می‌شویم و قول می‌دهیم که دیگر هرگز اجازه نخواهیم داد که چنین فاجعه‌ای تکرار شود.
سیاست‌گذاران مدت‌ها در خلأ به سر می‌بردند و بر سر هیچ اصلی اجماع وجود نداشت. آن‌ها نمی‌توانستند توافق کنند که کشور مستقلی که هیچ یک از همسایگان یا امنیت جهانی را تهدید نمی‌کند آیا باید در امور داخلی‌اش آزادی عملِ کامل داشته باشد یا نه؛ حتی کسانی هم که به آزادی عملِ کامل قائل نبودند درباره‌ی قیدوبندها و محدودیت‌های لازم اختلاف نظر داشتند. بر سر اینکه کِی و کجا می‌توان علیه یک کشورِ مستقل به نیروی نظامی متوسل شد هیچ توافقی وجود نداشت. اما خوشبختانه اکنون این خلأ برطرف شده است. در سال ۲۰۰۵، سران بیش از ۱۵۰ کشور در اجلاس جهانیِ گرامی‌داشتِ شصتمین سال تأسیس سازمان ملل به اتفاق آراء بر سر اصلی توافق کردند که توضیح می‌دهد که در چه مواردی می‌توان در امور داخلیِ یک کشور مداخله کرد و حتی به قوه‌ی قهریه متوسل شد. ß

23. Januar 2026

https://t.me/TahlilZamane/104054
تحلیل زمانه, [18 Jan 2026 um 14:59]
آنان مردم خود را نمی کشند
سعید معدنی جامعه شناس
۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴
جنایت های امپریالیسم آمریکا نسبت به سایر ملل را می‌شناسیم. آنها در جهت تحقق منافع ملی‌شان ده‌ها کودتای خونین در سراسر جهان انجام داده‌ و مردم سایر ملل را غارت کرده و کشور خود را به توسعه و پیشرفت رسانده‌اند. اما بندرت اتفاق افتاده که مردم خود را بکشند.
داستان جورج فلوید که یادتان هست. یک جوان سیاه‌پوست به‌دست پلیس کشته شد. چه غوغایی در کانال های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی و سراسر آمریکا ایجاد شد. در جریان حمله انبوهی از جمعیت معترض و تسخیر مجلس (کنگره)  آمریکا در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، که در تاریخ آمریکا بی سابقه بود فقط یک معترض کشته شد. آن هم زنی بود که می‌خواست وارد اتاق نمایندگان مجلس شود که به ضرب گلوله از پا درآمد. البته چند نفری هم بر اثر فشار جمعیت خفه شدند. یک افسر هم سکته کرد.‌ اما نکته اساسی این است که در جریان این حرکت و طغیان به این بزرگی که قصد تسخیر مجلس را داشت فقط یک نفر کشته شد!
جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین، غزه و بخشی از مردم لبنان و سایر مسلمانان جهان در ۷۰‌سال گذشته را  می دانید. شاید جنایتکارترین حکومت نسبت به مردمان کشورهای همسایه خود همین کشور اسرائیل باشد، اما این حکومت با این همه جنایات، مردم خود را نمی کشد، مگر در موارد بسیار استثنایی. جالب تر آنکه اگر چه در اسرائیل قانون منع اعدام وجود ندارد اما در تاریخ هفتاد ساله این کشور به دلیل حساسیت بالای تشکل های مدنی اعدام صورت نمی‌گیرد و حتی برخی مبارزان فلسطینی که دستگیر می شوند و ار نظر حکومت تروریست هستند باز هم اعدام نمی شوند. به همین دلیل امثال یحیی سنوار و بسیاری دیگر مبارزان فلسطینی به حبس طویل المدت و یا حبس ابد محکوم شده و می شوند.
هم آمریکا و هم اسرائیل بیشترین جنایت و کشتارشان علیه دشمنان شان را دارا هستند. ولی مردم خود را نمی‌کشند. آنان در جستجوی رفاه و امنیت و توسعه و پیشرفت مردم خود هستند. گاهی با خود می‌گویم ما مسلمانیم اما آنها آیه قرآن « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» [بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند] را بهتر از هر کشور مسلمان دیگری نسبت به مردم خود اجرا می کنند.
همگان می‌دانیم اعتصاب جلیقه زردها در فرانسه ماه‌ها طول کشید معترضان بسیاری از راهها را بسته بودند و تقریبا همه امور کشور فلج شده بود اما تعداد کشته‌ها آنقدر کم بود که اصلا به حساب نیامد. فرانسویان با تفنگ ساچمه‌ای جوانان شان را کور نکردند. آنان با سلاح گرم به معترضان حمله نکردند و در زندان‌ها شورشیان دستگیر شده را اعدام نکردند. زیرا می‌دانند خشونت، خشونت می‌آورد و اگر حکومتی وارد چرخه خشونت شود، این چرخه‌ی شومِ بی پایان تا آخر ادامه خواهد داشت. در جهان مدرن کشتن مردم خود توسط حکومت ها یعنی پایان راه صلح و گفتگو. یعنی ایجاد جامعه ناامن با عقده های فروخورده فراوان و تکرار اعتراض و نارضایتی مداوم.
در جریان جنبش موسوم به جنبش مهسا در سال ۱۴۰۱، وقتی صبحگاهان شنیدم که محسن شکاری، ۲۲ ساله، اولین جوان اعدام شد. با خود گفتم این حکومت با خود چه می کند؟ چرا اینگونه به کشتن خویش ایستاده است؟! الان عصر صفویه و ناصرالدین شاه نیست. اکنون جامعه را جهان ارتباطی، فضای مجازی، شبکه های ماهواره ای، اخبار و پروپاگاندا اداره می‌کند. چرا حکومت به این اشتباه بزرگ دست زد؟ او فقط خیابانی را بسته بود به باور حکومت رعب ایجاد کرده بود. آیا از او و امثال او که اکثرا بیکار و بی‌آینده هستند سوال شد که چرا دست به شورش می‌زنند؟ بی شک حکومت و قدرت همیشه فرصت اعدام آنها را داشت. شاید اگر آنها اعدام نمی‌شدند کمتر شاهد حوادث تلخ و غم انگیز امروز بودیم. حکومت های عقلانی در عصر مدرن با مردم شان با تامل و صبر و درایت رفتار می‌کنند. بسیاری از حاکمان کشورهای توسعه یافته در عصر مدرن مردم خود را نمی کشند.

چرا گفتگوی ملی بر سر بزرگترین فاجعه سیاسی تاریخ معاصر ایران؟
سعید پیوندی
پس از زمانه سخت سوگواری، ماتم و اندوه وصف‌ناپذیر باید به این پرسش اساسی پرداخت که بر ما چه رفت و چگونه این کشتار بیرحمانه هزاران نفر در خیابان‌ها و هولناک‌ترین و تلخ‌ترین رخداد سیاسی دوران معاصر ایران شکل گرفت؟ آیا می‌توان گفت که جنبش‌های اعتراضی در ایران صاحب یک لیدرشیپ شده‌اند؟ آیا آقای رضا پهلوی می‌تواند نقش یک رهبر ملی و مورد اعتماد همگان که نوعی تفاهم و همگرایی جمعی در سطح جامعه به وجود آورد را ایفا کند؟ پی‌آمدهای این قتل‌عام چه خواهد بود، چه دورنماهایی وجود دارد و چگونه جامعه از زیر بار سنگین این همه گل‌های پرپر شده کمر راست خواهد کرد؟ با خشونت حکومتی چه باید کرد و جامعه از چه ابزاری برای دفاع از خود برخوردار است؟ آیا رویکردها و تاکتیک‌ها مناسب شرایط بودند؟
این پرسش‌ها و ده‌ها پرسش دیگر این روزها به گوش می‌رسد و موضوع بحث‌ها و جدل‌های فراوانی هم شده‌اند. ما بیش از هر زمان به جای جدل کور و ویرانگر پس از فاجعه نیاز به یک گفتگوی ملی سنجشگرانه بر سر "بر ما چه گذشت؟" و "چه باید کرد و نکرد؟" داریم. بحث در برنامه رادیویی پاراگراف اول  آقای محمد ضرغامی در رادیو فردا مشارکتی است در این گفتگوی ملی.
این بحث‌ها و پرسش‌ها نباید کوچکترین تردیدی درباره نقش حکومت دینی و مسئولیت این فاجعه بزرگ به وجود آورند. 
برای شنیدن این گفتگو از لینک زیر استفاده کنید
https://www.radiofarda.com/a/33656969.html 
کانال شخصی سعید پیوندی https://t.me/paivandisaeed

تمامیت ارضی؛ نام مقدس سرکوب

ناصر خورشیدی ـ پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی شعار «تمامیت ارضی» می‌دهد، بلکه این است که این شعار در خدمت کدام پروژه قدرت است. وقتی این مفهوم به پیش‌شرط هر گفت‌وگو بدل می‌شود؛ وقتی حق تعیین سرنوشت، خودگردانی یا بحث درباره‌ی اشکال مختلف هم‌زیستی سیاسی خط قرمز اعلام می‌شود؛ و وقتی رسانه‌ها وظیفه‌ی خود را یکدست‌سازی سیاسی می‌دانند، با پروژه‌ای مواجه‌ایم که نه دموکراتیک، بلکه عمیقاً اقتدارگرا و سرکوبگر استß

گزارش لوموند از تبدیل شدن بیمارستان‌های ایران به صحنۀ کشتار جمعی
در پی سرکوب گستردۀ اعتراض‌های سراسری ایران از هشتم ژانویه، شماری از پزشکان و کارکنان درمانی این کشور در گفتگو با لوموند از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان، انبوه کشته‌ها و زخمی‌ها و تلاش سازمان‌یافته برای پنهان‌سازی آثار کشتار سخن گفته‌اند : روایتی که از تبدیل شدن بیمارستان‌ها به مراکز رسیدگی به «تلفات انبوه» و ابعاد کم‌سابقۀ خشونت حکومتی حکایت دارد.
منتشر شده در: روزآمد شده در 
۵ دقیقهمدت خواندن

مرکز پزشکی قانونی کهریزک نوزدهم دی ماه © .
توسط:ناصر اعتمادی
به‌دنبال سرکوب خونین اعتراض‌های سراسری در ایران از هشتم ژانویه، شماری از پزشکان و کارکنان درمانی که در شب‌های اعتراض در بیمارستان‌های چند شهر کشور مشغول به کار بوده‌اند، در گفتگو با روزنامه لوموند از ابعاد کم‌سابقۀ خشونتی سخن گفته‌اند که علیه معترضان به‌کار گرفته شد. این خشونت به گفتۀ آنان، بیمارستان‌ها را به صحنه‌های «کشتار جمعی» بدل کرده بود.
یکی از پزشکان کشیک در شمال ایران، که به‌دلایل امنیتی نخواسته نامش فاش بشود، در یک پیام صوتی که پانزدهم ژانویه و در خلال چند دقیقه اتصال نادر اینترنتی برای خانواده‌اش فرستاده، می‌گوید: «در اورژانس، شب هشتم ژانویه، همه با چکمه راه می‌رفتیم. زمین از خون پوشیده شده بود
او می‌افزاید که همان شب به کارکنان بیمارستان دستور داده شده بود تلفن همراه با خود نداشته باشند. به گفتۀ این پزشک، در بیمارستان کوچک محل خدمتش «هفت جسد بی‌جان» ثبت شده است: «پسری ۱۶ ساله با گلوله زخمی شده بود که ناچار شدیم یکی از کلیه‌هایش را خارج کنیم. برای بیمار دیگری، قطع پا زیر زانو اجتناب‌ناپذیر بود
این پزشک بیستم ژانویه بار دیگر، برای مدتی کوتاه، موفق به اتصال به اینترنت شد و در پیامی به لوموند گفت: «شب هشتم ژانویه، همه ما در بیمارستان ماندیم. حدود صد زخمی را پذیرش کردیم. نیروهای امنیتی برای کشتن شلیک می‌کردند: به گردن، به سر، به شکم.» او می‌گوید با دو بیمارستان دیگر شهر نیز تماس گرفته و مجموعاً «۱۷ کشته در همان شب اول» ثبت شده است. به گفتۀ او، حتی یک عضو بسیج با جراحات شدید نیز به بیمارستان منتقل شد، اما «به‌سرعت به بیمارستان مخصوص سپاه پاسداران انتقال یافت».ß

22 ژانویه 2026
مهندسی سکوت؛ قطعی اینترنت در ایران
نیما اکبرپور در گفتگو با سپهر عاطفی
قطع اینترنت در ایران حالا وارد هفته‌ی سوم خود شده است و به‌تدریج به بخشی قابل انتظار از سازوکار سرکوب تبدیل شده است. از آبان ۱۳۹۸ تا امروز، اینترنت نه‌فقط به‌عنوان ابزار ارتباطی، بلکه به‌مثابه میدان اصلی نبرد بر سر روایت، قدرت و دیده‌شدن عمل کرده است. در این گفت‌وگو با نیما اکبرپور، از مسیر تاریخی قطع اینترنت در ایران شروع می‌کنیم و به این پرسش می‌رسیم که چگونه خاموشی ارتباطات، هم سرکوب را کم‌هزینه‌تر می‌کند و هم واقعیت را از چشم جهان پنهان. نیما اکبرپور در این گفت‌وگو از «مهندسی سکوت»، اینترنت طبقاتی، نقش استارلینک، مسئولیت شرکت‌های فناوری و آینده‌ی دسترسی به اینترنت در ایران می‌گوید؛ آینده‌ای که به‌زعم او، نه صرفاً محصول امید، بلکه نتیجه‌ی روندهای واقعی و تغییرناپذیر فناوری است. ß

رادیو زمانه، پخش رادیویی خود را بار دیگر آغاز می‌کند.
هر شب از طریق موج کوتاه در باند ۴۹متر، بر روی فرکانس ۵۹۰۰ khz از ساعت ۲۳:۳۰ تا ۰۰:۳۰ به وقت ایران.
به ما کمک کنید تا دیوار سانسور را بشکنیم و این فرکانس و اعلام را به داخل ایران برسانیم.
بیایید مطمئن شویم که خبرهای درست، روزانه به اطلاع همگان در ایران می‌رسد
View this email in your browser

 

تغییر زمین بازی «گروه‌های نیابتی»؛ جنگ علیه مردم در خیابان‌های ایران
۲۹/دی/۱۴۰۴
رادیو فردا

یک عضو گروه شبه‌نظامی «حشد الشعبی» عراق در کنار عکس قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران و «پدرخوانده» گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی
گزارش‌های متعددی از مشارکت گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی، در سرکوب اعتراض‌های سراسری در ایران منتشر شده است؛ اعتراض‌هایی که هفتم دی و در واکنش به سقوط شدید ارزش پول ملی، از بازار تهران آغاز شد و به سرعت به بسیاری از نقاط کشور رسید و فراگیر شد.
شعارها در این اعتراض‌ها نیز از مطالبات اقتصادی فراتر رفت و به سوی خواست سرنگونی جمهوری اسلامی و همچنین حمایت از شاهزاده رضا پهلوی پیش رفت.
برخی از گزارش‌ها از مشارکت گروه‌هایی از جمله «فاطمیون»، متشکل از شبه‌نظامیان شیعهٔ افغانستانی، «زینبیون»، متشکل از شبه‌نظامیان شیعهٔ پاکستانی و شماری از گروه‌های شبه‌نظامی شیعهٔ عراقی در سرکوب اعتراض‌های سراسری ایران حکایت دارد؛ گروه‌هایی که جمهوری اسلامی و به‌طور مشخص، نیروی قدس سپاه پاسداران، برای نفوذ در دیگر کشورها و اجرای سیاست‌های جمهوری اسلامی در خارج از مزرها، پایه‌گذاری کرده و از آن‌ها حمایت می‌کند.
یک منبع آگاه عراقی به رادیو فردا گفته که اعضایی از گروه‌های «کتائب حزب‌الله»، «النجبا»، «کتائب سیدالشهدا»، «عصائب اهل حق»، «کتائب امام علی» و «انصارالله الاوفیا»، طی روزهای گذشته برای دفاع از جمهوری اسلامی، به ایران رفتند.
پس از اوج گرفتن اعتراض‌های ایرانیان نیز، ابو حسین حمیداوی، دبیرکل کتائب حزب‌الله، گروهی که از سوی آمریکا تروریستی شناخته می‌شود، در بیانیه‌ای، بر دفاع از جمهوری اسلامی در ایران تأکید کرد. او در این بیانیه به آمریکا هم نسبت به حمله به ایران هشدار داد.
انتفاض قنبر، سخنگوی معاون نخست‌وزیر اسبق عراق که ساکن ایالات متحده آمریکا است، در این باره به رادیو فردا می‌گوید: «به من خبر رسیده که جلسه‌ای در نجف میان رهبران گروه‌های مسلح از جمله عصائب اهل حق، کتائب حزب‌الله و النجبا، برای کمک به نظام ایران علیه مردمش برگزار شد».
او با اشاره به مشاهداتی از عبور شبه‌نظامیان تحت حمایت تهران از عراق به ایران گفت: «شاهدان عینی، چندین مورد از عبور گروه‌هایی از جوانان به خاک ایران به بهانه زیارت گزارش کردند. آن‌ها سوار اتوبوس‌هایی بودند که بر خلاف عادت، آرم شرکت‌های گردشگری نداشت. فقط جوان بودند، خانواده همراه آن‌ها نبود. به گفتهٔ شاهدان عینی، ورود این اتوبوس‌ها به خاک ایران از چند گذرگاه از جمله شلمچه و زُرباطیه ثبت شده است».


The Guardian: Iranians on a blocked street during protests in Tehran.
Photograph: MAHSA/Middle East Images/AFP/Getty Images

20 ژانویه 2026
جز جستجوی آزادی راه دیگری نمی‌شناسیم ــ نامه‌ای از تهران
این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقه‌ای که به اینترنت وصل شدم برایت می‌فرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همه‌ی آنچه پیش‌تر تجربه کردیم تفاوت‌های معناداری دارد. 
***
مردم در خیابان نامی را صدا می‌زنند که ۴۷ سال پیش از کشور بیرون رانده شده بود. جمهوری اسلامی ۴۷ سال تلاش کرد این نام را به ننگ بدل کند و نتوانست. جنبش‌های اجتماعی هم در این سال‌ها تلاش کردند جامعه‌ی مدنی‌ بسازند ــ کتاب‌ها نوشتند که خوانده نشد، به زندان‌های طولانی رفتند که چندان دیده نشد و همه‌ی آنچه را در چنته داشتند پیش گذاشتند که شاید روزی از استبداد خلاص شویم، اما نشد که نشد. حالا خشم در دل مردم چنان بزرگ شده که دیگر نمی‌خواهند مسیر آهسته و پیوسته‌ی جنبش‌های اجتماعی را پیش بگیرند و از همین جامعه‌ی نحیف مدنی با خطاب و عتاب می‌پرسند که چه کردید برای ما.
انواع جنبش‌های زنان، کارگری و دانشجویی در این سال‌ها تلاش کردند، اما در سایه‌ی سرکوب گسترده اندک اندک توان تشکل‌یابی‌شان را از دست دادند. در دهه‌ی ۱۳۸۰ توانسته بودند کمی در بین خودشان شبکه‌سازی کنند و ارتباط‌های بین آن‌ها گسترده بود. در آن زمان چندین تجمع مشترک برای روز جهانی زن و روز جهانی کارگر برگزار کردند. اما موج سرکوب، چنان به دلشان زد که بیشترشان را به کشورهای دیگر پرتاب کرد. آنها هم که ماندند از حبسی به حبس دیگر رسیدند. آنچه به این گروه‌ها بسیار آسیب رساند، بی‌اعتمادی به هم‌رزمانشان بود که از پی هر بازداشت در اتاق‌های بازجویی در ذهنشان نشست. ß

چه شد که «وال‌استریت ژورنال» تجزیه ایران را فرصتی راهبردی می‌ بیند؟
سیاوش قائنی

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است
مقدمه
روزنامهٔ «وال‌استریت ژورنال»، که زیر نظر شرکت رسانه‌ای « روپرت مردوک » ـ  سرمایه دار رسانه‌ای راست‌گرا و محافظه‌کار با گرایش‌هایی همسو با دونالد ترامپ ـ منتشر می‌شود، در مقاله‌ای به تاریخ ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶، برای نخستین بار به‌صراحت فروپاشی ایران را نه به‌عنوان یک تهدید، بلکه به‌مثابه فرصتی استراتژیک برای غرب بررسی کرده است.
«شاید ایرانِ تکه‌تکه‌شده آن‌قدرها هم بد نباشد
«
مرزهای این کشور مصنوعی هستند و فروپاشی آن می‌تواند منافع روسیه، چین و دیگر کشورها را به چالش بکشد
چنین لحن صریح و تحلیل مستقیمی، نشانه‌ای از تغییر گفتمان رسانه‌ای غرب است؛ پیش‌تر، بحث دربارهٔ تکه‌تکه‌شدن ایران عمدتاً به اتاق‌های فکر امنیتی و محافل تحلیلی محدود بود و رسانه‌های جریان اصلی آن را فرضی، غیرعملی یا حتی تابو می‌دانستند.
آنچه این بار متفاوت است، علنی شدن تحلیل و بررسی فواید احتمالی فروپاشی ایران است. ضعف داخلی کشور، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و نارضایتی گسترده مردم باعث شده‌اند که این موضوع از حالت محرمانه خارج شود و رسانه‌های رسمی با زبانی مستقیم و هشداردهنده، به بررسی چنین سناریویی بپردازند.
باید خطر بالقوهٔ سخن گفتن علنی دربارهٔ تجزیه ایران را به دقت لحاظ کرد، زیرا این  بیان علنی می‌تواند به‌تدریج پذیرش و عادی‌سازی این سناریو را در ذهن افکار عمومی و سیاست‌گذاران ایجاد کند و این روند خود می‌تواند به عاملی سیاسی تبدیل شده و بر گفتمان و سیاست‌های غرب نسبت به منطقه اثر بگذارد.
۱- ریشه‌ها و پیشینهٔ تاریخی ایدهٔ تجزیهٔ ایران
پیش‌تر، نویسنده در چندین نوشتار و مقاله به بررسی طرح‌ها و ایده‌های تجزیهٔ ایران پرداخته است، از جمله در مقاله‌های: «نگاهی به بحران‌های منطقه‌ی «غرب آسیا» در پرتو گذار به «نظم نوین جهانی»» (در دو بخش) و «تلاش‌های «غرب» برای طراحی خاورمیانه بزرگ»ß

رسانه‌های اسرائیلی و روایت تردید ترامپ در برابر ایران
رسانه‌های اسرائیلی به بررسی دلایل عقب‌نشینی دولت دونالد ترامپ از حمله نظامی به ایران پرداخته‌اند؛ تصمیمی که با وجود موجی از تهدیدها و گزارش‌ها درباره نزدیک بودن اجرای آن اتخاذ شد.
در این چارچوب، رادیوی ارتش اسرائیل فاش کرد که مقام‌های پنتاگون نگران نبود توان آتش کافی آمریکا در خاورمیانه برای مهار پاسخ احتمالی ایران بوده‌اند. به بیان دیگر، هراس از واکنشی که مهار آن از کنترل خارج شود، عامل اصلی تردید واشنگتن بوده است.
وب‌سایت «زمان اسرائیل» نیز نوشت مشکلی که ترامپ با آن روبه‌روست، ساده و مقطعی نیست. ترامپ تصور می‌کرد می‌تواند ضربه‌ای قاطع به ایران وارد کند، اما هشدارهایی دریافت کرد که چنین اقدامی ممکن است او را وارد درگیری‌ای گسترده و حتی جنگی تمام‌عیار کند.
در همین فضا، اصطلاحی طعنه‌آمیز در محافل سیاسی و رسانه‌ای اسرائیل رواج یافته که سایه‌اش بر این بحران افتاده است: «TACO»؛ مخفف عبارت Trump Always Chickens Out. این تعبیر به الگویی تکرارشونده اشاره دارد که در آن ترامپ با رسیدن به نقطه فشار واقعی، عقب می‌نشیند. منتقدان می‌گویند این رفتار دیگر یک لغزش اتفاقی نیست، بلکه نشانه ناتوانی او در فهم عمیق بحران‌ها و پیچیدگی‌هایشان است.
با این حال، ترامپ تلاش کرد این عقب‌نشینی را به‌عنوان «موفقیت» جلوه دهد. او از طریق فرستاده‌اش به خاورمیانه، استیو ویتکاف، مدعی شد که این تصمیم به دلیل آنچه «تعلیق برخی اعدام‌ها و کاهش خشونت در ایران» خواند، اتخاذ شده است؛ ادعایی که بیشتر به توجیهی سیاسی شباهت داشت تا تحلیلی واقع‌بینانه.
این روایت، به‌روشنی خوانشی سطحی و گمراه‌کننده از واقعیت را نشان می‌دهد و ناتوانی در درک موازنه واقعی قدرت را عیان می‌سازد.
از نظر فنی نیز تهران موفق شد کارایی برخی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی مورد اتکای مخالفانش را مختل کند؛ از جمله شبکه ماهواره‌ای استارلینک متعلق به شرکت SpaceX که بخشی از زیرساخت‌های پشتیبانی اطلاعاتی و فنی مرتبط با پنتاگون به‌شمار می‌رود.
در نهایت، مقام‌های رسمی ایران تأکید کردند که کشور در وضعیت آمادگی کامل نظامی قرار داشته و هرگونه حمله با پاسخی گسترده و بدون محدودیت روبه‌رو می‌شد؛ پاسخی که پایگاه‌های آمریکا در منطقه و اسراییل را هدف قرار می‌داد. همین واقعیت، ترامپ را به هزینه سنگین هرگونه تشدید تنش و خطر خروج آن از کنترل متقاعد کرد.

»دستور صادر نشد»: پشت‌پرده تصمیم ترامپ برای حمله نکردن به ایران
18. Januar 2026 von
باراک راوید
صبح روز چهارشنبه، ده‌ها نفر از مقامات ارشد نظامی، سیاسی و دیپلماتیک در واشنگتن و سراسر خاورمیانه باور داشتند که حمله آمریکا به ایران مسئله چند ساعت آینده است. اما تا بعدازظهر روشن شد که دستور صادر نخواهد شد و همه چیز متوقف شده است. این را مقام‌های آمریکایی گفته‌اند.
تصویر کلی
در طول هفته گذشته، رئیس‌جمهور ترامپ تمایل داشت از حمله حمایت کند. اما به دلیل کمبود نیروهای نظامی کافی در منطقه، هشدارهای متحدانی مانند اسرائیل و عربستان سعودی، نگرانی مشاوران ارشدش درباره پیامدها و اثربخشی گزینه‌های نظامی مطرح‌شده، و همچنین وجود یک کانال تماس محرمانه مستقیم با ایرانی‌ها، رئیس‌جمهور هنوز ماشه را نکشیده است.
شرح روند تصمیم‌گیری ترامپ در ده روز گذشته بر اساس گفت‌وگو با چهار مقام آمریکایی، دو مقام اسرائیلی و دو منبع دیگر آگاه از مذاکرات پشت‌پرده است.
آغاز ژانویه: ماجرا جدی می‌شود
اگرچه ترامپ در ۲ ژانویه نخستین بار تهدید کرد که در صورت کشتار معترضان توسط رژیم ایران مداخله خواهد کرد، چند روز طول کشید تا دولت او اعتراض‌ها را به‌عنوان لحظه‌ای بالقوه سرنوشت‌ساز برای ایران تلقی کند.
بر پایه اطلاعات محدود میدانی، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در ابتدا برآورد کردند که اعتراض‌ها شتاب کافی برای تهدید جدی رژیم ندارند. سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا داده‌های کافی درباره گستره اعتراض‌ها و شمار کشته‌ها در اختیار نداشتند.
اوضاع در ۸ ژانویه تغییر کرد؛ زمانی که اعتراض‌ها در تهران و شهرهای دیگر شدت گرفت.

Bis 19. Dezember 2025