گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 17. November 2025 Dezember 2025

19. Dezember 2025

سرو کهنسال ابرکوه، تاب‌آوری هزاران ساله در برابر چالش‌های امروز
سارا افضلی ـ در شیوه مواجهه مسئولان با سرو ابرکوه، شکافی روشن میان نگاه مدیریتی و واقعیت زیستی این درخت کهنسال وجود دارد. دیدن این شکاف تنها با ماندن در سطح تصمیم‌ها ممکن نیست؛ باید از اکنون عبور کرد و مستقیماً به خود سرو رجوع کرد: به تاریخش، ساختارش و جایگاهی که در طول هزاران سال ایجاد کرده است. این نوشته تلاشی است برای نزدیک‌شدن به این درختِ کهنسال؛ نه به‌عنوان یک نماد اداری یا فرمایشی، بلکه به‌مثابه موجودی زنده با تاریخی عمیق و شکننده.

در سکونِ چند‌هزارساله‌اش، آبان ۱۴۰۴ لحظه‌ای پرهیاهو شکل گرفت؛ همایشی که قرار بود «نقطهٔ عطف حفاظت» باشد، در عمل بیش از آن‌که نشانی از یک تصمیم علمی باشد، شبیه نمایشی چندساعته بود. ماجرا از جایی شروع شده بود که مسئولین شهر یک نظرسنجی در شبکه‌های اجتماعی انجام دادند و نتیجه نشان داد که سلامت سرو مهم‌ترین نگرانی مردم است. بر همین اساس تصمیم گرفته شد همایشی با عنوان «سرو ابرکوه» برگزار شود؛ با سه محور: سلامت درخت، گردشگری، و سامان‌دهی فضای پیرامونی. قرار بود متخصصان، استادان دانشگاه و مدیران استانی و احتمالاً کشوری گرد هم بیایند تا چشم‌اندازی علمی، عملی و ملی برای آیندهٔ سرو ارائه شود.
اما آنچه در آبان رخ داد، با یک رویداد تخصصی فاصله بسیاری داشت. برنامه‌ای کوتاه که از صبح تا حوالی ظهر ادامه یافت و بخش عمدهٔ آن صرف یک سخنرانی مبهم از سوی مسئول کارگروه سرو در استانداری یزد شد؛ گزارشی پر از عبارت‌های کلی مانند «رسیدگی کرده‌ایم»، «در حال پیگیری هستیم»، «وضعیت با نهایت دقت تحت کنترل است». بی‌آن‌که مستند، داده یا روش مشخصی ارائه شود. پرسش و نقد نیز عملاً جایی نداشت؛ هر تلاش برای سؤال، با سکوت یا تذکر روبه‌رو می‌شد. فضایی که باید میدان گفت‌وگو باشد، بدل شد به تریبونی یک‌طرفه.
اوجِ تناقض اما در پایان مراسم بود؛ لحظه‌ای که برگزارکنندگان پس از خروج از سالن، مستقیماً به سمت سرو رفتند و تنه و شاخه‌های آن را با فشار بالای آب شست‌وشو دادند؛ در هوای سرد پاییزی کویر، بر بدنهٔ درختی که هر تغییر ناگهانی برایش تنش‌زا است. بسیاری از متخصصان چنین شست‌وشویی را برای یک درخت کهنسال ـ آن هم با این ساختار شکننده ـ آسیب‌زا می‌دانند.

نود و نهمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۵۵ زندان

نود و نهمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۵۵ زندان مختلف کشور با اعتصاب غذای زندانیان ادامه دارد. متن کامل بیانیه نود و نهمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در زیر آمده است:
تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودونهم در ۵۵ زندان مختلف
این هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» همزمان با روز جهانی «آشتی» برگزار می‌شود؛ روزی که در جهان برای پایان خشونت معنا دارد. اما در ایران حکومت مستبد همچنان با شتابی وحشتناک طناب دار را جایگزین عدالت و گفت و گو کرده است.
آشتی بدون حقیقت و عدالت ممکن نیست و اعدام نفی عدالت و نفی مطلق هر امکان آشتی اجتماعی است.
این کارزار اکنون در نودونه هفته خستگی ناپذیر در ۵۵ زندان کشور ادامه دارد؛ تلاشی جمعی از درون زندان ها‌ برای دفاع از «حق حیات» و مقابله با سیاست مرگ.
حکومت ستمگر حاکم بر ایران در یک هفته گذشته روند اعدام‌ها را با شدت ادامه داده و دست کم ۶۷ تن را اعدام کرده است و از ابتدای آذر ماه تا کنون قریب به ۲۷۱ تن را به پای چوبه‌های دار فرستاده است.
این اعدام‌ها بدون دادرسی عادلانه، بدون دسترسی موثر به وکیل مستقل و در سکوت خبری اجرا می‌شوند؛ روندی که نشان‌دهنده نهادینه شدن اعدام به عنوان ابزار سرکوب سیاسی و اجتماعی است.
در این هفته رامین زله، زندانی سیاسی محبوس در زندان نقده با حکم شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد و به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده‌است.
همچنین در هفته ای که گذشت، احکام اعدام شش زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار و از اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» شامل بابک علی‌پور، پویا قبادی، وحید بنی عامریان، اکبر(شاهرخ) دانشورکار، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر بار دیگر در شعبه ۲۶ بی‌دادگاه انقلاب تهران صادر شدß

 ایران در آستانه «سونامی سالمندی»: عبور از ۱۴ درصد با سرعتی سه‌برابر جهان
نادر افراسیابی - پدیده سالمندی جمعیت در ایران یکی از سریع‌ترین تغییرات جمعیتی در جهان است. این روند، ناشی از ترکیب موج متولدین دهه ۵۰ و ۶۰ (که به سنین سالمندی نزدیک می‌شوند)، کاهش شدید نرخ باروری به زیر سطح جایگزینی (حدود ۱.۶ فرزند به ازای هر زن)، و افزایش امید به زندگی، ایران را در موقعیتی قرار داده که سرعت سالمندی آن حدود سه برابر میانگین جهانی تخمین زده می‌شود. در حالی که کشورهای توسعه‌یافته مانند فرانسه یا سوئد برای دو برابر شدن جمعیت سالمند خود بیش از یک قرن زمان صرف کردند، ایران این گذار را در کمتر از ۳۰-۴۰ سال تجربه می‌کند.

رئیس سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است که هرچند بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت سالمندان ایران به ۱۲ درصد رسیده، اما طبق آمارهای جدید مبتنی بر ثبت مبنا که در اختیار وزارت بهداشت و سایر مراجع معتبر قرار دارد، این نسبت اکنون از ۱۴ درصد عبور کرده و این امر نشان‌دهنده ورود ایران به دوره سالمندی است. سیدجواد حسینی در همایشی که ۴ آذر برگزار شد افزود که آمارهای واقعی بیانگر آن است که کشور به‌طور حقیقی وارد دوره سالمندی شده است. او تأکید کرد که از آن بدتر، سرعت رشد سالمندی در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر سریع‌تر بوده و ایران در زمره کشورهایی با سرعت بالا در مسیر سالمندی قرار دارد.
او همچنین خاطرنشان کرد که تا سال ۱۴۳۰، ایران به یکی از کشورهای شدیداً سالخورده تبدیل خواهد شد و این پدیده به‌طور واضح در حال رخ دادن استß

نگهدار فرخ!

نادر معتمدی
شلتاق افراد و گروه‌های سیاسی وابسته به افکار چپ وابسته و ارتجاع مذهبی علیه نیروهای ملی‌گرا و پادشاهی‌خواه در روزهای اخیر شدت گرفته است.
آنها با اوج‌گیری تضاد جناح‌های رژیم که خودشان هم فرزندان خلف آنها بوده‌اند بوی کباب شنیده‌اند، غافل از آنکه در تهران خر داغ می‌کنند.
مذهبی و بسیجی سابق، علی افشاری، به بهانه حمله به شاهزاده رضا پهلوی بر روی خانواده‌های داغدار و جوانان آسیب‌دیده از جنایات رژیم شمشیر کشیده و آنها را «نیروهای نیابتی اسراییل» خوانده است.
دیگری، محسن سازگارا، که در طول جنبش سبز از اتاق خوابش چگونگی ساختن کوکتل مولوتوف را به معترضان خیابانی یاد می‌داد، فغان برآورده که چرا رضا پهلوی در جریان جنگ دوازده‌روزه از مردم می‌خواسته علیه رژیم به خیابان‌ها بیایند و نتیجه گرفته «شاهزاده رضا پهلوی شایستگی رهبری جنبش مردم ما برای آزادی را ندارد».
از این دو بدتر، فرخ نگهدار است که اگر عدالتی در دنیا حاکم بود می‌بایستی بابت نقش خود و همپالگی‌اش مهدی فتاپور در به قدرت رساندن رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی و نیم‌قرن قتل و غارت ملت ایران محاکمه بشود، امروز مدعی حامی استقلال میهن ما در مقابل قدرت‌های خارجی شده است!
تکلیف افشاری و سازگارا روشن است. از دید من آنها هیچ اعتباری نزد ملت ایران، به‌ویژه نسل جوان آن، ندارند و یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنند.
اما فرخ نگهدار را باید جدی گرفت. او دست‌پرورده حزب خیانتکار توده است و از دید من، او دانسته یا ندانسته در زمین رژیم بازی می‌کند، به‌ویژه آنکه با حضور مزدوران روسوفیل در ساختار سپاه و نیروهای امنیتی از آنها گرای تبلیغاتی هم می‌گیرد-ß

خطای تاریخی دو ابرقدرت در درک ظهور بنیادگرایی اسلامی در ایران
 

نویسندهدیمیتری آسینوفسکی*
*
آقای آسینوفسکی یک تحلیلگر سیاسی روس است که به دلیل پژوهش‌های گسترده‌اش درباره دیدگاه اتحاد جماهیر شوروی نسبت به انقلاب ۱۳۵۷ ایران شناخته می‌شود. او پژوهشگر «دانشگاه اروپایی در سن‌پترزبورگ» است و با موسسات تحقیقاتی بین‌المللی نیز همکاری دارد
:::
خبرنامه گویا -
انقلاب ۱۳۵۷ ایران همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای تاریخ معاصر به‌شمار می‌رود؛ انقلابی که نه‌تنها ساختار قدرت در ایران را دگرگون کرد، بلکه معادلات جهانی دوران جنگ سرد را نیز به چالش کشید. این رویداد، به‌ویژه برای اتحاد جماهیر شوروی، پدیده‌ای غیرمنتظره و دشوار برای تحلیل بود.
کارشناسان، سیاست‌مداران و نهادهای اطلاعاتی دو ابرقدرت آن زمان، یعنی شوروی و ایالات متحده، در درک ماهیت واقعی این انقلاب ناکام ماندند. آن‌ها انقلاب ایران را در چارچوب‌های شناخته‌شده‌ی انقلاب‌های ضداستعماری یا چپ‌گرا می‌دیدند و ظهور اسلام سیاسی را جدی نگرفتند.
در فضای فکری دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، هم در ایدئولوژی لیبرال و هم در مارکسیسم، دین پدیده‌ای متعلق به جوامع سنتی و پیشامدرن تلقی می‌شد. از این‌رو، تصور اینکه یک انقلاب بزرگ بتواند با رهبری روحانیت و ایدئولوژی دینی شکل بگیرد، برای نخبگان سیاسی جهان تقریباً ناممکن بود.
به همین دلیل، روایت آیت‌الله روح‌الله خمینی از «انقلاب اسلامی» پس از بازگشت به ایران در بهمن ۱۳۵۷، نه در واشنگتن و نه در مسکو، به‌عنوان یک پروژه سیاسی مستقل و پایدار جدی گرفته نشد.ß

 

واشنگتن‌پست: ایران در جنگ ١٢ روزه در پی کارزار مشترک «دیپلماسی و فریب» اسرائیل و آمریکا غافل‌گیر شد
روزنامۀ واشنگتن‌پست در گزارشی تحقیقی فاش کرده‌است که غافل‌گیری ایران در جنگ ١٢ روزه، نتیجۀ یک کارزار «دیپلماسی و فریب» بود که بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ مشترکاً آن را پیش بردند. این گزارش هم‌چنین از جزئیات پیچیده و چندلایۀ عملیاتِ موسوم به «نارنیا»، عملیاتی که با ترور دانشمندان هسته‌ای و افسران ارشد نظامی جمهوری اسلامی آغاز شد و جنگ اسرائیل و ایران را کلید زد، پرده برداشته‌است.
منتشر شده در: 18/12/2025 - 12:58

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل © Chip Somodevilla / via Reuters

توسط:ار.اف.ای
گزارش تحقیقی مشترک روزنامۀ واشنگتن‌پست و شبکۀ (PBS) جزئیات تازه‌ای را از حملۀ اسرائیل و ایالات متحده به ایران فاش کرده که نشان می‌دهد، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در همدستی با هم، در عین حالی که از ماه‌ها قبل برای حمله به ایران توافق نظر داشتند، به «دیپلماسی و فریب» متوسل شده‌ بودند.
این گزارش که بر پایۀ اطلاعات منابع آگاه و مقامات اسرائیلی، ایرانی، عرب و آمریکایی تهیه شده، جزئیات پیچیده و چندلایۀ برنامۀ حمله به ایران را فاش می‌کند که اسرائیل از دهه‌ها قبل آن را برنامه‌ریزی کرده‌ بود.
بر بنیاد این تحقیق، بنیامین نتانیاهو پس از آغاز دورۀ دوم ریاست جمهوری ترامپ، دربارۀ حمله به ایران، سناریوهای احتمالی رهبری جنگ را به کاخ سفید پیشکش کرد. ترامپ در عین حالی که می‌خواست به دیپلماسی فرصت بدهد، با آن موافقت کرده و طی ماه‌ها به برنامه‌ریزی عملیات و تبادل اطلاعات به صورت پنهانی و راهبردی با اسرائیل ادامه داد.
رهبران اسرائیل نیز معتقد بودند که در صورت وقوع حمله، دیپلماسی برای افکار عمومی و جهانی مهم است اما نگران بودند که ترامپ در پی علاقه‌اش به مذاکره، در نهایت به یک «توافق بد» تن بدهد.
منبع اسرائیلی که نخواسته نامش فاش شود، به واشنگتن‌پست گفته‌است: «برنامه این بود که اگر مذاکرات شکست خورد، آماده باشیم».
بر اساس گزارش، در پی چنین طرحی بود که ترامپ از یک‌سو می‌گفت ترجیحش مذاکره است و از سوی دیگر هم اعلام می‌کرد «حمله ممکن است رخ دهد».
واشنگتن‌پست افشا کرده؛ این‌که مقام‌های اسرائیلی خبر دیدار قریب‌الوقوع ران درمر، مشاور ارشد نتانیاهو و دیوید برنئا، رئیس موساد را با استیو ویتکاف، فرستادۀ ایالات متحده فاش کردند، نیز بخشی از برنامۀ «دیپلماسی و فریب» بودß

https://t.me/paivandisaeed/206
کانال سعید پیوندی Paivandi, [19 Dez 2025 um 11:14]
چرا واگرایی و تنش بر سر خوانش از تاریخ یک قرن گذشته ایران؟
بحث‌های سیاسی پر تنش بر سر تاریخ قرن چهاردهم خورشیدی ایران و تفسیرهای گاه بسیار متفاوت از رخدادها و شخصیت‌های تاریخی نشان می‌دهند که گروه‌های اجتماعی در درون جامعه ایران ، گذشته نزدیک را به یک گونه مورد داوری قرار نمی‌دهند. در این‌جا بحث بر سر خود واقعیت‌های تاریخی و یا پژوهش‌های دانشگاهی درباره رخدادها و شخصیت‌های تاثیر گذار قرن گذشته نیست. مسئله بر سر نوع فهم و خوانش گروه‌های اجتماعی از این رویدادها و شخصیت‌ها است.
حافظهٔ جمعی به‌عنوان یک برساخت را نمی‌توان به‌صورت انتزاعی و جدا از تخیل اجتماعی و خلاقیت جمعی و بستر تاریخی هر زمانه مورد بررسی و تحلیل قرار داد. به همین دلیل ما نه با یک حافظهٔ جمعی که با حافظه‌های جمعی متفاوت و گاه رقیب در جامعه سر و کار داریم که می‌توانند در کنار یکدیگر شکل گیرند، سیال باشند و متحول شوند. زنان، اقلیت‌های دینی یا اتنیکی برای مثال می‌توانند روایت‌ها و خوانش‌های متفاوتی از گذشته تاریخی داشته باشندß

https://t.me/paivandisaeed/204
کانال سعید پیوندی Paivandi, [16 Dez 2025 um 10:37]
"سرنوشت ایران و دخالت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی
سعید پیوندی
چرا بخشی جامعه ایران و به ویژه نیروهای سیاسی، مدنی و روشنفکری از سال‌های شصت کمتر تمایل داشته‌اند تن به بررسی سنجشگرانه سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی دهند؟ این امتناع از بازاندیشی نقادانه هم در مورد جنگ ایران و عراق صدق می‌کند و هم سیاست منطقه‌ای و یا حتا غنی‌سازی اورانیوم. هر سه پرونده نقش اساسی در سرنوشت کشور داشته‌اند و شاید فراتر از سویه‌های سیاسی و ژئوپولتیکی، از نظر اقتصادی پرهزینه‌ترین پروژه‌های تاریخ ایران هم بودند.
رفتار حکومت، سرداران، و کاسبان تحریم در فرار از نقد گذشته چندان شگفتی‌آور نیست. نظام حاکم هربار روایتی را برای توجیه سیاست‌های خود و تلقین "حقیقت" حکومتی ساخته‌ است. از داستان "راه قدس از کربلا می‌گذرد" و "مدافعان حرم" تا عمق استراتژیک و بازدارندگی. حکومت حتا درباره جنگ 12 روزه با اسرائیل هم با شتاب کتاب درسی برای دانش‌آموزان نوشته تا مبادا روایتش از گذشته و دلایل این جنگ مورد تردید و پرسش جامعه قرار گیردß

https://kar-online.com/109847/
در دورانی که جنگ با واژگانی چون «دموکراسی»، «امنیت» و «حقوق بشر» آراسته می‌شود، شکایت آسانژ یادآور این واقعیت تلخ است که جایزۀ صلح نوبل، برخلاف هدف بنیان‌گذارش، به‌تدریج نه در خدمت صلح و دوستی میان ملت‌ها، بلکه در خدمت توجیه جنگ، تحریم و نقض نظام‌مند حقوق جهان‌شمول بشر قرار گرفته است.

اسانژ به دلیل اعطای جایزه صلح نوبل به تسهیلات کننده گان جنایات جنگی ، از بنیاد نوبل در داد گاه لاهه شکایت کرد!
چکیده:
بنیانگذار ویکی‌لیکس مدعی شد که جایزه اعطا شده به ماریا کورینا ماچادو، تسهیل جنایات جنگی را به دنبال داشته است.
امروز چهارشنبه، جولیان آسانژ، بنیانگذار ویکی‌لیکس، در استکهلم شکایتی کیفری علیه بنیاد نوبل ارائه کرد و این بنیاد را به تسهیل ارتکاب جنایات جنگی با اعطای جایزه صلح نوبل به ماریا کورینا ماچادو، فعال راست افراطی ونزوئلایی، متهم کرد.
تفصیل بیشتر:
در این شکایت ادعا شده است که ۳۰ نفر مرتبط با بنیاد نوبل مرتکب جرایمی از جمله اختلاس شدید بودجه، تسهیل جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت و تأمین مالی جرم تجاوز شده‌اند.
آسانژ گفت، بنیاد نوبل - از جمله رئیس آن، آسترید سودربرگ ویدینگ، و مدیر اجرایی آن، هانا استیارنه - با تجلیل از ماچادو، «ابزاری برای صلح را به ابزاری برای جنگ تبدیل کرده‌اند
این تصمیم بنیاد نوبل مغایر با مفاد الزام آور وصیت نامه آلفرد نوبل است که تصریح می کند این جایزه باید به شخصی اعطا شود که بیشترین یا بهترین کار را برای برادری بین ملت ها انجام داده باشد.
در مقابل، او استدلال کرد که «تحریک» ماچادو به آنچه آسانژ آن را بزرگترین افزایش حضور نظامی ایالات متحده از زمان جنگ عراق توصیف کرد، او را «به طور قطعی فاقد شرایط لازم» برای دریافت جایزه صلح نوبل می‌کند.
آسانژ با اشاره به اعضای بنیاد نوبل اظهار داشت: «ماچادو همچنان دولت ترامپ را به ادامه مسیر تشدید تنش‌ها تحریک می‌کند. ماچادو با استفاده از موقعیت والای خود به عنوان دریافت‌کننده جایزه صلح نوبل، ممکن است موازنه را به نفع جنگ تغییر داده باشد، جنگی که مظنونین نامبرده آن را تسهیل کرده‌اند
این شکایت شامل اظهاراتی به عنوان شواهد است که در آنها ماچادو واشنگتن را به مداخله نظامی در ونزوئلا تشویق کرده و حملات آمریکا به کشتی‌های غیرنظامی در سواحل این کشور کارائیب را توجیه کرده است.
در این زمینه، اعطای جایزه به این چهره مخالف ونزوئلا - از جمله پرداخت قریب‌الوقوع ۱ میلیون یورو - جرم اختلاس سنگین محسوب می‌شود.
این شکایت همچنین نسبت به «خطر واقعی» این موضوع هشدار می‌دهد که این وجوه می‌تواند به روش‌هایی منحرف شود که به طور غیرمستقیم به تأمین مالی جنایات جنگی ایالات متحده کمک کند و در نتیجه تعهدات دولتی سوئد تحت اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی را نقض کند.
بنابراین، آسانژ از مقامات سوئدی می‌خواهد که انتقال جایزه نقدی به ماچادو را مسدود کنند، خواستار بازگرداندن مدال شوند و بنیاد نوبل را برای جرایم ادعایی مورد تحقیق قرار دهند.
ماچادو در حال حاضر در نروژ است، جایی که در ۱۱ دسامبر پس از سفری که مانع از رسیدن به موقع او برای مراسم اهدای جایزه شد، به آنجا رسید. با این وجود، او به همراه خانواده و دیگر فعالان راست افراطی در چندین مراسم رسمی در اسلو شرکت کرد.
منبع اقتباس : تله سور.
تر جمه ‌‌-تهیه : عارفه ایماق.
۱۷ دسامبر ۲۰۲۵

رنج خاموش پرستاران: خودکشی دو پرستار کرمانشاهی زیر فشار و فرسودگی شغلی
حسین نوش‌آذر ـ در روزهای اخیر، دو پرستار جوان در کرمانشاه به دلیل فشارهای شدید کاری، اضافه‌کاری‌های اجباری، حقوق ناکافی و فرسودگی عاطفی به زندگی خود پایان دادند؛ خانه پرستار کرمانشاه با بیانیه‌ای به مشکلات نظام‌مند این قشر اشاره کرد و هشدار داد که نادیده گرفتن این بحران می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای سلامت روانی کادر درمان به همراه داشته باشد. صدای پرستاران اغلب کمتر از رزیدنت‌ها شنیده می‌شود. دلایل آن را بررسی کرده‌ایم.
حسین نوش‌آذر

در گرگ و میش هوا باید از خواب ناز بیدار شوی. به بیمارستان که می‌رسی هنوز گیج خوابی. از در چرخان که وارد می‌شوی، نور منفی بیمارستان مثل یک کشیده ناغافل است. هنوز روز شروع نشده اما کار تو ساعتی‌ست که شروع شده است. هر بخش بوی خودش را دارد. بوی بخش بیماران سرطانی فراموش نشدنی‌ست. بوی بخش اورولوژی هم، و روانپزشکی؟ بوی سیگار درآمیخته با بوی ترس. نمی‌توان وصفش کرد. شیفت شب کار را تحویل می‌دهد. همکاران در شیفت صبح همه بداخلاق‌اند و بعدش هم تقسیم کار روزانه و جور کردن امکانات لازم و آنگاه حرکت به سمت تخت بیماران. انواع اتاق‌ها. انواع آدم‌ها، انواع بیماری‌ها و انواع صداها و حالا دیگر تو کاملاً بیداری و خستگی روزهای قبل را از یاد برده‌ای. حواس‌ات حالا دیگر کاملا جمع است و به تنها چیزی که فکر نمی‌کنی صبحانه است.
آنچه که خواندید حداکثر یک ساعت از زندگی پرستاران و بهیاران است. تا انتهای روز اما هنوز دوازده تا چهارده ساعت باقی‌ست. هر روز، هر روز و هر روز به مدت ۲۰ سال و گاهی اگر باهوش و زرنگ نباشی چه بسا ۳۰ سال. تا پایان عمر کاریß

دکتر حسن بلوری۲۰۲۵٫۱۲٫۱۰ِ
فضازمانِ کوانتومیِ  کوانتیزاسیون  هندسهِ  اصلِ عدمِ قطعیت

05. Dezember 2025


28 
نوامبر 2025
زنان عرب ایرانی، زندگی‌هایی که درباره‌اش چیز زیادی نمی‌دانیم
مریم فومنی
زنانی سیاه‌پوش، با عبایه‌هایی که از سر تا قوزک پایشان را پوشانده، در زیر هرم آفتاب جنوب ایران، با چهره‌هایی خسته و مستأصل ــ این تصویر رایجی است که از زنان عرب ایران در رسانه‌ها می‌بینیم. کمی بیشتر که بگردیم، داستان این زنان به قتل‌های ناموسی، ازدواج‌های اجباری، خودکشی‌های از سر ناچاری، کم‌آبی و فقر و کم‌سوادی گره خورده است. این رنج‌‌ها و آن عبایه‌های سیاه گرچه بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از این زنان است اما همه‌ی ماجرا نیست.
همان‌طور ‌که شیما سیلاوی می‌گوید، زنان عرب ‌صرفاً به‌علت عرب‌بودن، زندگی یکسانی ندارند: «تعداد زیادی از مردم عرب کشاورز و دامدارند و در مناطق روستایی زندگی می‌کنند، تعدادی هم شهرنشین هستند و با چالش‌های متفاوتی مواجه‌اند. در کلیشه‌های ساخته‌شده اما زن عرب توسری‌خور است، صدایش درنمی‌آید، به‌زور شوهرش می‌دهند و سرش را می‌برند.» اما به گفته‌ی این فعال حقوق بشر، بسیاری از زنان عرب می‌کوشند تا از این قالب‌های ازپیش‌ساخته خارج شوند.
زنان ایرانی اهل هر جا که باشند و هر هویتی که داشته باشند از تبعیض‌های قانونی و شرعی و عرفی در امان نیستند. برای زنان عرب و دیگر زنان گروه‌های اقلیت که سایه‌ی سنت‌های قومی و قبیله‌ای را نیز بر بالای سر دارند، تبعیض‌ها سنگین‌تر و چندلایه‌تر است. 
هدی کریمی، فعال مدنی و روزنامه‌نگار آبادانی، در گفت‌وگو با «آسو» ماندگاری این تبعیض‌های مضاعف را نتیجه‌ی پشتیبانی حکومت از آیین‌‌ و رسوم و قواعد نانوشته‌‌ی قبیله‌ای می‌داند. همدستی حکومت با ساختار مردسالارانه‌ی قبیله‌ای، گاه به صورت سکوت در برابر سنت‌هایی همچون «نهوه» ــ که عاملیت زنان در ازدواج را به رسمیت نمی‌شناسد ــ دیده می‌شود، گاه در قالب حمایت‌های قانونی و تخفیف در مجازات مردانی تجلی می‌یابد که به بهانه‌ی «ناموس» زنان خانواده و قبیله‌ را به قتل می‌رسانند، و گاه به تلاش برای تحکیم رسوم قدیمی‌ای مثل «خون‌بس» می‌انجامد که زنان را غرامتی برای حل نزاع می‌شمارد و آنها را مجبور به ازدواج ناخواسته می‌کند.
تلاش زنان عرب برای مقابله با پدرسالاری در حکومت و قبیله
شیما سیلاوی می‌گوید: «حکومت از یک طرف ما را قبیله‌محور و قوم‌گرا می‌خواند و از طرف ‌دیگر وضعیتی را که در آن به سر می‌بریم مثل چماق به سرمان می‌کوبد. در واقع، حکومت ترجیح می‌دهد که اصلاً به بعضی مسائل نپردازد. به ما می‌گوید که شما در قبیله‌ی خودتان این مشکل را حل کنید. ولی ما در کشور مدرنی زندگی می‌کنیم که باید در آن دادگاه و نظام تحقیق و تفحص و رسیدگی قضائی وجود داشته باشد. نمی‌توانیم اجازه دهیم که مشکلاتمان را قبیله حل کند. اما از قضا جمهوری اسلامی از واگذار کردن مسئله‌ی قتل‌های ناموسی یا زن‌کشی به قبیله خیلی استقبال می‌کند.»ß

زنی که صدای پرده‌نشینان شد؛ ماگه رحمانی، اولین زن داستان‌نویس و تذکره‌نویس افغانستان

بهروز اخلاقی
ماگه رحمانی به جرم «تن ندادن به عرف» باید خانه‌نشین می‌شد. از انتشار مهم‌ترین کتاب او، پرده‌نشینان سخنگوی، تنها یکی دو ماه می‌گذشت و او حالا به سرنوشت زنان ادیبی دچار شده بود که اولین بار خودش تاریخ پرده‌نشینی‌شان را روایت کرده بود. ß

رقابت بزرگ بین پکن و واشنگتن بر سر انرژی آینده
نبرد انرژی چین و امریکا، اروپا در چنگ آتلانتیسم

تجارت، استانداردها، ژئوپلیتیک، رقابت چین و آمریکا در همه زمینه‌ها جریان دارد. در حالی که درگیری‌های بین این دو غول با جلسات «دوستانه» دنبال می‌شود، اما عنصری ثابت به روشنی قابل تشخیص است: اتحادیه اروپا علی‌رغم همسویی با واشنگتن، به طور سیستماتیک عقب مانده و به بازی گرفته نمی‌شود. آیا این امر در بخش استراتژیک انرژی نیز صادق خواهد بود؟

نویسنده Arnaud Bertrand برگردان شروين احمدي  
در این حوزه نیز، شکاف هویدا است... در یک طرف، چین، با مزارع بادی، دشت‌های پنل خورشیدی و کلان‌شهرهایی که روشنایی آنها ظلمت را به چالش می‌کشد؛ کشوری که برخی از ناظران آن را اکنون «دولت الکتریکی» می‌نامند. از سوی دیگر، ایالات متحده، تولیدکننده پیشرو هیدروکربن در جهان، و شعاری که در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ساکن فعلی کاخ سفید، آقای دونالد ترامپ، برجسته بود: « Drill, baby, drill»( «حفاری کن عزیزم ، حفاری کن!»).
به نظر می‌رسد رویارویی بین پکن و واشنگتن در حال شکل دادن به استراتژی‌های انرژی دو ابرقدرت نیز می باشد، جهت‌گیری به سوی سوخت‌های تجدیدپذیر و یا استفاده از انرژی فسیلی، استفاه از برق در مقابل نفت. در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر ۲۰۲۵، رئیس جمهور آمریکا تغییرات اقلیمی را «بزرگترین کلاهبرداری که تاکنون متصور شده است» نامید. سپس به حضار هشدار داد: «اگر فریب این کلاهبرداری انرژی سبز را بخورید، کشورهایتان غرق خواهند شد». شی جین پینگ، همتای چینی او، در پاسخ گفت: «گذار سبز و کم کربن روند عمیق دوران ماست. اگرچه برخی از کشورها با آن مخالفند، جامعه بین‌المللی باید در این مسیر باقی بماند».
فراتر از لفاظی و شعار‌ها، واقعیت این گردش‌ تاریخی که توسط دو غول به صحنه تقابل کشیده شده، چیست؟ و چه عواقبی می‌تواند برای قاره کهن داشته باشد، که به طرز چشمگیری در مورد این موضوع سکوت کرده است؟
جهت‌گیری پکن به سوی انرژی‌های تجدیدپذیر که در گفتمان رسمی ناشی از نگرانی‌های زیست‌محیطی است، به یک ضرورت عدم‌وابستگی نیز پاسخ می‌دهد. چین اکثر سوخت‌های فسیلی خود را (به استثنای زغال سنگ) وارد می‌کند، امری که موجب یک آسیب‌پذیری استراتژیک می‌شود زیرا مسیرهای دریایی که نفت را منتقل می‌کنند از تنگه‌هایی - به ویژه تنگه هرمز و تنگه مالاکا - عبور می‌کنند که در صورت درگیری می‌توانند بسته شوند. بنابراین، برقی کردن اقتصاد با تکیه بر تولید داخلی، راه‌حلی برای رهایی از هرگونه وابستگی در نظر گرفته می‌شود.
عمل‌گرایی در پکن، همانند واشنگتن
پیشرفت چین در این زمینه قابل توجه است (به ضمیمه مقاله «جهش بزرگ به جلو» مراجعه کنید). اگرچه سوخت‌های فسیلی هنوز ۸۰٪ از کل مصرف انرژی کشور را تامین می‌کنند (در مقایسه با ۸۴٪ در ایالات متحده)،اما انرژی‌های تجدیدپذیر در حال حاضر بیش از یک سوم تولید برق (۳۵٪) را تشکیل می‌دهند و پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۴، ۸۳ ٪ از تقاضای برق در حال رشد را پوشش دهند(۱). تقریباً نیمی از کارشناسانی که در سال ۲۰۲۴ در چارچوب یک مطالعه بزرگ مورد سوال قرار گرفتند، معتقدند که این کشور در حال حاضر به اوج انتشار دی اکسید کربن (CO₂) خود رسیده است و یا تا پایان سال ۲۰۲۵، پنج سال زودتر از۲۰۳۰، به هدف رسمی اعلام شده خواهد رسید(۲)ß

 

غارت جنگل بیستون؛ درخت‌کُشی و آماده‌سازی برای تراکم‌فروشی
نادر افراسیابی - پارک جنگلی ۱۱۲ هکتاری بیستون که در جوار کتیبه جهانی بیستون قرار دارد، قربانی یک غارت سیستماتیک شده است: ده سال واگذاری به شرکتی ناکارآمد، قطع عمدی آبیاری، رها کردن جنگل در برابر آفات، تمدید مکرر قرارداد با وجود تخریب آشکار و اکنون واگذاری به شهرداری تحت قانون برنامه هفتم؛ فعالان محیط زیست هشدار می‌دهند که یک سناریوی تکراری برای تبدیل جنگل به مجتمع تجاری و پارکینگ، این بار در جوار یک اثر ثبت جهانی در حال اجراست.
نادر افراسیابی

۱۴ آذر ۱۴۰۴
 باز کنیدبه شکل پی‌دی‌اف به اشتراک بگذارید
پارک جنگلی دست‌کاشت بیستون که در مجاورت اثر تاریخی بیستون قرار دارد با یک بحران چندوجهی درگیر شده استبه گزارش شرق، این جنگل ۵۰ ساله که عمدتاً از درختان کاج الدار تشکیل شده، به دلیل کهولت سن و بی‌توجهی در نگهداری (به ویژه آبیاری ناکافی توسط شرکت متولی پیشین)، در معرض هجوم آفات چوب‌خوار قرار گرفته و بخشی از درختانش خشکیده‌اند. همزمان، پدیده قطع غیرقانونی درختان توسط سودجویان و معتادان، بر وسعت این فاجعه زیست‌محیطی افزوده است. در حالی که مسئولان منابع طبیعی بر ضرورت قطع درختان آلوده و جایگزینی آن‌ها با گونه‌های بومی تأکید دارند، فعالان محیط زیست از کندی اقدامات درمانی و نیز احتمال تغییر کاربری زمین در صورت واگذاری مدیریت جدید به شهرداری، عمیقاً ابراز نگرانی می‌کنند. این وضعیت، صحنه‌ای از تقابل غفلت مدیریتی، بحران اکولوژیک و منافع سودجویانه را به نمایش گذاشته استß

خلع سلاح نمادین: چگونه «نظام» شروین را «مجاز» کرد

حسین نوش‌آذر - حاجی‌پور با ترانه «برای»، به یک نماد بین‌المللی مقاومت بدون مجوز تبدیل شده بود. انتشار آلبوم «واقعی» با مجوز ارشاد اسلامی، نشان‌دهنده یک تغییر استراتژی اساسی است: حرکت از مقاومت از حاشیه (تک‌آهنگ‌های غیرمجاز) به فعالیت از درون چارچوب. این یک گذار پرریسک هویتی است. «شروین» دیگر تنها صدای اعتراض نیست؛ حالا یک هنرمند دارای مجوز است که باید در محدوده خطوط قرمز تأییدشده عمل کند. این گذار، خود به تنهایی برای بسیاری از حامیان سابقش، یک تناقض ذاتی محسوب می‌شودß

اسرائیل گذرگاه رفح را فقط برای خروج فلسطینیان به مصر باز می‌کند

کامیون‌های حامل کمک و آمادۀ عبور از دروازه مصری گذرگاه رفح، ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵. AP - Mohammed Arafat
خبرگزاری فرانسه گزارش داده که اسرائیل امروز چهارشنبه، ٣ دسامبر اعلام کرده که گذرگاه رفح میان غزه و مصر را به هدف خروج ساکنان این منطقه در روزهای آینده باز خواهد کرد. در همین‌حال قاهره ضمن تکذیب هر گونه توافقی با تل‌آویو در این خصوص، تأکید کرده که این گذرگاه باید از دو طرف باز شود تا کاروان‌های کمک‌رسان نیز اجازۀ عبور به غزه را بیابندß

ازبکستان گذرگاه مرزی خود با افغانستان را پس از چهار سال به طور کامل بازگشایی کرد
تاشکند با اعلام بازگشایی کامل تنها گذرگاه مرزی‌اش با افغانستان، تردد مستقیم مسافران را پس از بسته‌بودن از سال ۲۰۲۱ ممکن کرد. این تصمیم بنا بر گفته اتاق بازرگانی و صنایع ازبکستان، تجارت دوجانبه را به شکل قابل توجهی تسهیل خواهد کرد.
منتشر شده در: 03/12/2025 - 13:57

پل دوستی، مرز میان افغانستان و ازبکستان © ار اف ای- زکریا حسنی
توسط:ار.اف.ایدنبال کنید
تبلیغ بازرگانی
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ازبکستان که در سال‌های اخیر روابط تجاری خود با طالبان را گسترش داده است، گذرگاه پل ترمذ–حیرتان را که از زمان به‌قدرت‌رسیدن این گروه در اوت ۲۰۲۱ بر روی افراد عادی بسته بود، به طور کامل بازگشایی کرد. این خبر را اتاق بازرگانی و صنایع ازبکستان روز سه‌شنبه اعلام کرد و گفت: «مسافران اکنون می‌توانند به صورت مستقیم و با امنیت کامل بین دو کشور رفت‌وآمد کنند.» با این حال، این نهاد یادآوری کرده که لزوم دریافت ویزا میان دو کشور همچنان برقرار است
طبق توضیحات این نهاد دولتی، بسته‌بودن این گذرگاه که با نام پل «دوستی» افغانستان و ازبکستان هم شناخته می‌شود طی سه سال گذشته باعث می‌شد افرادی که قصد رسیدن به شهر مزارشریف در ۷۵ کیلومتری مرز ازبکستان را دارند، مجبور شوند یک روز راه را از مسیر تاجیکستان طی کنندß

آقا نوبل
داستان زندگی آلفرد نوبل ،شبیه دزدی است که گوسفند مردم می‌ربود و گوشتش صدقه می‌کرد. از او پرسیدند که این چه معنی دارد؟
گفت:« ثواب صدقه با بزه دزدی برابر گردد و در این میانه‌، پیه و دنبه‌ و دنبلان اش برای من باشد!
آلفرد نوبل هم از یک طرف کارخانه تولید سلاح و وسایل کشتار جمعی به پا می‌کرد از طرفی جایزه صلح نوبل را به کسانی
که «بیشترین یا بهترین کار را برای دوستی بین ملت‌ها، لغو یا کاهش رویارویی‌های نظامی یا تشکیل و ترغیب همایش‌های صلح انجام داده باشد.»اختصاص میداد.
آلفرد نوبل شیمی دان، مهندس، مخترع، اسلحه ساز سوئدی، شخصیت جالبی دارد، در استکهلم به دنیا آمد، در دوران کودکی با خانواده اش به روسیه مهاجرت کرد، مدت کوتاهی به مدرسه رفت، هیچ گاه تحصیلات دانشگاهی نداشت ، مدتها در آمریکا زندگی کرد، به همراه برادرانش در صنعت نفت باکو فعال بود و در ایتالیا در گذشت ودر سوئد به خاک سپرده شدß

01. Dezember 2025

رشد انفجاری تولید تسلیحات در جهان در ۲۰۲۴؛ از آمریکا و اروپا تا خاورمیانه
رادیو فردا

تسلیحات ناتو در لهستان
وقتی دولت‌ها از «امنیت» حرف می‌زنند، اعداد پشت صحنه را شرکت‌های اسلحه‌سازی تعیین می‌کنند.
تازه‌ترین گزارش مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم، سیپری، نشان می‌دهد که صد شرکت بزرگ ساخت تسلیحات در جهان در سال ۲۰۲۴ به رکورد تازه‌ای رسیده‌اند: ۶۷۹ میلیارد دلار فروش سلاح و خدمات نظامی؛ یعنی افزایشی ۵.۹ درصدی فقط در یک سال.
این جهش در حالی رخ داده که جنگ در اوکراین وارد چهارمین سال خود شده، غزه زیر بمباران بوده است، تنش‌های منطقه‌ای از دریای سرخ تا شرق آسیا بالا گرفته و بودجه‌های نظامی در بسیاری از کشورها با سرعتی کم‌سابقه در حال افزایش است.
سیپری می‌گوید: تولیدکنندگان جنگ‌افزار «روی موج تقاضا سوار شده‌اند»، اما این موج فقط عدد و رقم نیست؛ نقشه قدرت و ناامنی در جهان را هم عوض می‌کند.
آمریکا؛ پول بیشتر، تأخیر بیشتر
بزرگ‌ترین سهم از این کیک ۶۷۹ میلیارد دلاری همچنان در دست شرکت‌های آمریکایی است.
۳۹ شرکت آمریکایی حاضر در فهرست صدگانه، مجموعاً ۳۳۴ میلیارد دلار فروش نظامی داشته‌اند؛ ۳.۸ درصد بیشتر از سال قبل. نام‌های آشنا در صدرند: لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن، جنرال داینامیکس و دیگر غول‌های تسلیحاتی.
اما پشت این رشد، بحران مزمنی خوابیده که خود آمریکایی‌ها هم نگرانش هستند: تأخیرهای بی‌پایان و جهش هزینه‌ها در پروژه‌های کلیدی. برنامه جنگنده اف-۳۵، زیردریایی‌های اتمی کلاس کلمبیا و موشک بالستیک قاره‌پیمای جدید «سنتینِل» هر سه با تأخیر و هزینه‌های فراتر از پیش‌بینی روبه‌رو هستندß

تحلیل زمانه, [26 Nov 2025 um 19:24]
نقشه احتمالی اسرائیل از پرواز جنگنده‌ها در امتداد مرزهای ایران
مصطفی نجفی
ورود شب گذشته جنگنده های اسرائیلی به خاک #عراق و پرواز در امتداد مرزهای ایران، برای اولین بار نیست و به نظرم در دو سه هفته اخیر چند بار جنگنده های #اسرائیل دست به چنین اقدامی زده‌اند.
اسرائیل با این پروازها در امتداد مرز کشورمان چند کار را هم‌زمان انجام می‌دهد و همه‌اش را باید در راستای ادامه جنگ ۱۲روزه فهمید.
اول، تمرین و شبیه‌سازی عملیات بعدی است؛ یعنی حفظ آسمان عراق به‌عنوان کریدور اصلی حمله، تست مسیر، زمان واکنش رادارها و دفاع هوایی ایران و جمع‌آوری داده برای هرسناریوی احتمالی. این همان فاز «شکل‌دهی میدان» قبل از هر درگیری بزرگ است.
دوم، بازدارندگی روانی و فشار سیاسی بر تهران است. پیام تل‌آویو این است که: «دست بالا در آسمان با ماست و فاصله بین گشت‌زنی و حمله واقعی خیلی می‌تواند کوتاه باشد.» یعنی یادآوری می‌کند که جنگ ۱۲روزه تمام نشده، فقط از فاز درگیری مستقیم به فاز تهدید دائمی منتقل شده‌ایم.
سوم، هماهنگی میدانی با امریکا برای فشار دیپلماتیک است؛ هم روی پرونده هسته‌ای ایران، هم روی کل معادله ایران–غرب. پیام ضمنی این است: یا در میز مذاکره امتیاز بده، یا ریسک بازگشت حملات را بپذیر! به ویژه اینکه تحرکات جدید دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن آغاز شده است.
چهارم، این پروازها نمایش قدرت برای افکارعمومی داخلی اسرائیل و برای بازیگران عربی منطقه هم هست؛ تل‌آویو می‌خواهد نشان دهد بعد از جنگ ۱۲روزه هنوز ابتکار عمل را از دست نداده، می‌تواند تا کنار مرز ایران پرواز کند و در معادلات امنیتی منطقه تعیین‌کننده باقی بماند.
در کنار همه اینها، یک هدف مهم دیگر هم هست؛ عادی‌سازی تدریجی این حضور برای مقامات نظامی ایران. وقتی این پروازها مدام تکرار شود و به رفتار روتین تبدیل شود، سطح حساسیت و آماده‌باش به‌تدریج پایین می‌آید.
در چنین شرایطی، اسرائیل می‌تواند در یک لحظه‌ی انتخاب‌شده، از دل همین الگوی به ظاهر تکراری، حمله‌ای واقعی انجام دهد و عنصر غافلگیری را حداکثر کند.
به طورکلی، هدف، تثبیت برتری هوایی و روانی پس از جنگ ۱۲روزه، تمرین عملی مسیر حمله، آزمون خطوط قرمز، فراهم کردن امکان یک غافلگیری حساب‌شده و افزودن وزن واقعی به تهدیدهای دیپلماتیک علیه ایران است.
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane


30
نوامبر 2025
حضور پایدار دیانت زردشتی در فرهنگ ایران
فریدون وهمن
متن سخنرانی فریدون وهمن، استاد پیشین زبان‌ها و ادیان کهن ایران در دانشگاه کپنهاگ، به دعوت انجمن فرهنگی ایران و دانمارک، در روز ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵
این سخنرانی کوششی است در بررسی روح فرهنگی ایران و اینکه چرا فرهنگ و تمدن کشور ما در فراز و فرود تاریخ تداوم یافت و نابود نشد. در طول عرایضم به اختصار به سه دوره‌ی مهم از تاریخ ایران خواهم پرداخت: دوران هخامنشی، دوران ساسانی و دوران اسلامی.
و اگر می‌بینید که عنوان دعوت‌نامه‌ها «حضور پایدار دیانت زردشتی در فرهنگ ایران» است بدان سبب است که هویت و فرهنگ ملی ایران در طول قرن‌ها در دامان این دیانت پرورش یافته و حق‌شناسی و وفاداری ملی حکم می‌کرد که نام آیین زردشت سرلوحه‌ی این مطالعه قرار گیرد. نکته‌ی دیگر آن که متأسفانه به علت ضعف شدید بینایی، به آسانی قادر به خواندن مطالبی که نوشته‌ام نیستم. بنابراین، از دوست ارجمندم آقای مهرداد زمانی، عضو هیئت مدیره‌ی انجمن فرهنگی ایران و دانمارک، تقاضا کردم که لطف کنند و متن سخنرانی را بخوانند. البته در بخش دوم این برنامه که به گفت‌وگو درباره‌ی سخنرانی و پرسش و پاسخ اختصاص دارد شرکت خواهم کرد.
درخشان‌ترین بخش تاریخ ما نه در فتوحات این پادشاه یا آن حاکم، بلکه در پویایی «روح مینوی ایران» است، روحی که در گذر زمان، در شکل‌های گوناگون تجلّی یافته است، از آیین‌ها و نیایش‌های دینی و فلسفه تا عرفان و زبان و شعر و ادبیات که به ایران امکان داده تا در برابر فرسایش تاریخی و فرهنگی پایدار بماند.
این روح نه صرفاً دینی یا قومی بلکه فرهنگی و انسانی است و مرزی نمی‌شناسد؛ جوهری است که همواره میان عقل و ایمان، زمین و آسمان، سنت و نوآوری تعادل جسته است.
این گوهر ــ یعنی هویت ایرانی ــ برخلاف تصور رایج، نتیجه‌ی ثبات بیرونی نیست، بلکه حاصل توانِ بازآفرینی درونی است.
ایران بارها در معرض فروپاشی سیاسی قرار گرفت، اما هر بار از دلِ ویرانه‌ها، با صورتی نو و اندیشه‌ای ژرف‌تر باز زاده شد. این پایداری، بیش از هر چیز، به نیرویی برمی‌گردد که در حافظه‌ی جمعیِ ایرانیان ذخیره است، حافظه‌ای که گذشته را نه همچون باری سنگین، بلکه مانند سرچشمه‌ی معنا حفظ کرده است.
در تاریخ کهن جهان، دو کشور از برجستگی خاص برخوردارند، یکی ایران و دیگری یونان. تقدیر چنان بود که هر یک به راهی بروند، اما پیوند و تلاقی‌شان تمدن‌ساز باشد. یونان سرچشمه‌ی اندیشه و فلسفه شد و ایران سرچشمه‌ی ایمان و عرفان.
در گستره‌ی تاریخ، این دو سرزمین بیش از دیگران در بنیاد نهادنِ فرهنگ و اندیشه‌ی بشر نقش داشته‌اند. این دو تمدن، همچون دو بال یک پرنده، اندیشه و ایمان انسان را به پرواز درآوردند و مسیر تمدن جهانی را شکل دادند.
ایران سرزمین کهنِ نور و باورهای دینی، از سپیده‌دم تاریخ حامل اندیشه‌ی معنوی و اخلاقی بود. زردشت از پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک سخن گفت، چنین آموزه‌هایی در امپراتوری‌های بزرگ هخامنشی و ساسانی متبلور شد و راستی و احترام به تنوع باورها در سیاست و فرهنگ جایگاهی والا یافت ــ ارزش‌هایی که بعدها به تمدن‌های دیگر هم راه یافت. نفوذ افکار زردشتی در شکل‌گیری ادیان دیگری مثل مانوی و مزدکی، یهودی، مسیحیت، اسلام و دین نوپای بهائی انکارناپذیر است و اگر فرصتی شد به آن خواهیم پرداخت.
در سوی دیگر، یونان، مهد خرد و پرسش‌گری، فلسفه را به‌عنوان راهی برای شناخت جهان و انسان پدید آورد. از سقراط که انسان را محور جهان شناخت، تا افلاطون که از جهان ایده‌ها سخن گفت و ارسطو که نظم طبیعت و عقل را بنیاد هستی شمرد، اندیشه‌ی یونانی راه را برای علم، منطق و هنر گشود. یونان، با عشق به زیبایی و حقیقت، ستون‌های تفکر عقلانی بشر را بنا نهادß

کانال سعید پیوندی Paivandi, [17 Nov 2025 um 11:56]
آقای خامنه‌ای و ملی‌گرایی بدون ملت و بدون ایران؟
سعید پیوندی
زمانی که آقای خامنه‌ای پس از ده‌ها سال نشنیدن و نادیده گرفتن ترانه ملی که مردم آن را در برابر گفتمان اسلام‌گرایی بدون مرز به پرچم هویتی خود تبدیل کرده بودند از "مداح بیت" خود خواست برایش "ای ایران" را بخواند، کسانی که سال‌های طولانی است در انتظار نوری در انتهای تونل تاریک حکومت دینی هستند بار دیگر این پرسش تکراری را میان کشیدند که آیا کشتی‌بان را سیاستی دگر آمده است ؟
از آن روز حکومت تلاش کرده پرچم "ایران‌گرایی" را این‌جا و آن‌جا بلند کند تا شاید از شکاف فرهنگی و سیاسی با جامعه کاسته شود. جدیدترین اقدام حکومت در این زمینه برپایی مجسمه "زانو زنندگان برابر ایران" است که 16 آبان در میدان انقلاب رونمایی ‌شد. این بار حکومت به جای ارجاع به نشانه‌های دینی به سراغ شاپور اول، پادشاه ساسانی، رفته است تا صحنه نمادین زانو زدن والرین، امپراتور روم، را به نماد مقاومت ایران در برابر امریکا و غرب تبدیل کند.
دست‌کشیدن از روایت انحصاری انقلابی-شیعی اسلام‌ سیاسی و روی‌آوردن به ملی‌گرایی پس از 47 سال، اگر اصالتی در آن باشد، بیشتر به تغییر مذهب می‌ماند و نوکیشان بیگانه با پاردایم جدید باید عادت‌واره‌ها و باورهای پرشماری را برای کنار گذاشتن میراث فکری و هویت گذشته از یاد ببرند و چیزهای زیادی را هم در رابطه با "مذهب" جدید خود بیاموزند.
گفتار، رفتار و کردار چند ماه گذشته دست‌اندرکاران اما نشان می‌دهد که نه خبری از چرخش فرهنگی و دگردیسی فکری در میان است و نه چیز زیادی شاید در امر سیاست‌ورزی به سبک و سیاق حکومت دگرگون شده است. دستگاه حکومتی، رسانه‌های سراسری، سرداران و امامان جمعه برگشته‌اند به همان تنظمیات همیشگی. گویی بهار ایران‌گرایی هم مرده به دنیا آمده است. فقط در این میان مردم جسارت بیشتر پیدا کرده‌اند و در سایه ناتوانی حکومت در کنترل فراگیر عرصه عمومی سبک زندگی خودشان را به حکومت تحمیل می‌کنند.
داریوش شایگان در کتاب "نگاه شکسته" خود به زبان فرانسه (Le regard mutilé) که نقد تاسیس حکومت دینی در ایران را نشانه رفته از مفهوم "روکش‌کاری" برای دگرگون‌شدن سطحی در مواجه سنت با دوران مدرن استفاده می‌کند.
رفتار حکومت تا کنون کم و بیش همان "روکش‌کاری" است بدون نشانی از چرخش پارادیمی یا فرهنگی معنادار. نوحه‌خوانی و ارجاع انحصاری به هویت شیعی، رویکرد مکتبی در سیاست و کشورداری، راهپیمایی اربعین و بی‌اعتنایی به سنت‌های ملی، اذیت و آزار مخالفان ... مانند گذشته ادامه دارد. چیز اساسی تغییر نکرده است و نمودهای بیرونی مذهب جدید ملی‌گرایی بیشتر به رویه بسیار نازکی می‌ماند که می‌توان از ورای آن اصل جنس را به روشنی دید.
شماری این رفتار حکومت را ریاکاری و یا استفاده ابزاری از احساسات ملی جامعه می‌دانند. این داوری چندان هم بی‌پایه نیست اما شاید چیزی فراتر از انگیزه‌ها و نیت دست‌اندرکاران هم وجود دارد. سرنوشت این ملی‌گرایی دیر از راه رسیده حکومت را نمی‌توان از آن‌چه بر خود دین رفت جدا کرد. امروز نظام دینی بیشتر حکومت مناسک و ظواهر دینی است. از دیگ حکومت دینی که قرار بود به نام اخلاق سیاست را از درون تسخیر کند دین تهی شده از اخلاق و معنویت بیرون آمد. نتیجه این وارونگی تسخیر دین توسط سیاست است. در این داد و ستد ضدتاریخی خود دین فاسد شد و به صورت ابزاری برای سلطه اسلام‌گرایان حرفه‌ای درآمد.
اکنون همه شواهد نشان می‌دهند که همان بلایی که در طول چند ده سال بر سر دین آمد به شکل دیگری دارد در چند ماه بر سر ملی‌گرایی حکومتی می‌آید. ملی‌گرایی حکومت دینی که مانند "وفاق ملی"، "آشتی ملی" به روکش‌کاری شبیه است تناقض جدیدی را به پارادکس‌های پرشمار گذشته این نظام سیاسی نازمان می‌افزاید.
ج.ا. ملی‌گرایی بی‌هزینه و سهل و آسان را بدون ایران، بدون ملت و بدون تاریخت آن می‌خواهد. نوعی ابتذال ملی‌گرایی که دامنه آن از چند مناسک نمایشی، محکوم کردن یک طنزپرداز و مشتی شعار فراتر نمی‌رود. به همین دلیل هم حکومت در همان زمانی که مشغول صحنه‌آرایی ایران‌گرایی خود در میدان انقلاب تهران است مقبره کورش را محاصره نظامی می‌کند تا ملت هوس ملی‌گرایی مستقل از قدرت حاکم به سرش نزند.
اگر ملی‌گرایی رهبران ج.ا. واقعی و اصیل بود شاید آن‌ها می‌بایست پیش هر چیز آن‌چه را که بر سر ملک و ملت آورده‌اند را به رسمیت می‌شناختند و مردم را به داوری درباره کارنامه خود فرا می‌خواندند. اگر این ایران‌‌گرایی حکومت معلق صادقانه بود و انگیزه آن نجات کشور از این بن‌بست تاریخی، می‌بایست به اصل شایسته‌سالاری برمی‌گشتند و این امکان را به همه ایرانیان می‌دادند تا درباره آینده کشور و مدیریت آن آزادانه تصمیم بگیرند.

 

ماکسیم رودینسون پیش‌بینی میکرد که انقلاب اسلامی ایران منجر به فاشیسمی عصر حجری خواهد شد!
در سال ۱۹۷۸، همزمان با اوج.گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری روح‌اله خمینی، بسیاری از روشن‌فکران در فرانسه و سایر نقاط غرب از این جنبش استقبال میکردند. در این شرایط، ماکسیم رودینسون (۱۹۱۵–۲۰۰۴)، پژوهشگر مارکسیست و اسلام‌شناس فرانسوی، با نگاهی انتقادی به تحلیل پیامدهای اسلامی‌سازی سیاسی در ایران و جهان اسلام پرداخت. او استدلال میکرد که این روند به شکل‌گیری «فاشیسمی عصر حجری» (archaic fascism) منجر می‌شود که ویژگی‌های زیر را دارد:
۱. فاشیسم عصرحجری: ترکیب تمامیت‌خواهی و نظارت اخلاقی
رودینسون با استفاده از اصطلاح «فاشیسم عصر حجری»، به شباهت‌های ساختاری بین اسلام‌گرایی رادیکال و فاشیسم اروپایی اشاره میکند:
-
نظارت اخلاقی تمامیت‌خواهانه: دولت اسلامی با تحمیل هنجارهای مذهبی بر تمام جنبه‌های زندگی شهروندان (پوشش، روابط اجتماعی، هنر و...)، شکلی از کنترل اجتماعی شبیه به رژیم.های فاشیستی ایجاد میکند.
-
بازسازی مفاهیم مدرن در قالب مذهبی: مفاهیمی مانند ملی.گرایی و سوسیالیسم که ریشه در اندیشه‌های غربی دارند، در این الگو با شعارهای مذهبی مانند «امت اسلامی» یا «اقتصاد عدالت‌محور اسلامی» بازتعریف میشوند، اما جنبه‌های پیشرو آنها (مانند برابری جنسیتی، آزادی بیان، یا نقد قدرت) حذف میگردند.
۲. ریشه‌های تاریخی: تهاجم خارجی و واکنش تودهها
رودینسون توضیح میدهد که اسلام.گرایی سیاسی پاسخی است به تهاجمات تاریخی به جهان اسلام:
-
جنگهای صلیبی، حمله مغولها، امپریالیسم غربی: این تهاجمات نه‌تنها باعث تخریب فیزیکی، بلکه به بحران هویت و احساس تحقیر در میان مسلمانان انجامید.
-
شکاف بین نخبگان غربی‌شده و تودههای فقیر: نخبگان حاکم در کشورهای اسلامی (مانند شاه ایران) که اغلب تحت تأثیر غرب بودند، با تقلید از الگوهای غربی، سنتهای مذهبی و فرهنگی را نادیده گرفتند. این امر موجب شد توده‌های محروم، که هنوز به ارزش.های سنتی پایبند بودند، علیه نخبگان شورش کنند و به اسلام.گرایی به‌عنوان آلترناتیوی هویت‌بخش روی آورند.
۳. نقد استقبال روشنفکران غربی
رودینسون به روشنفکران غربی (مانند میشل فوکو) که از انقلاب ایران به‌عنوان «انقلابی ضداستعماری» دفاع میکردند، انتقاد داشت:
-
ساده‌انگاری سیاسی: به‌زعم او، این روشنفکران با رمانتیک‌کردن اسلام‌گرایی، از درک پیچیدگی‌های آن ناتوان بودند. آنها نمیدیدند که اسلام‌گرایی میتواند به‌جای دموکراسی، به استبداد مذهبی بینجامد.
-
غفلت از تضادهای درونی: اسلام‌گرایی، علیرغم شعارهای ضداستعماری، در عمل ممکن است به تحکیم سلسله‌مراتب سنتی (مانند patriarchy) و سرکوب اقلیت‌ها منجر شود.
۴. مقایسه با فاشیسم اروپایی
-
اشتراکات
  -
تأکید بر ایدئولوژی واحد و نفی تکثرگرایی.
  -
استفاده از نمادهای تاریخی و اسطوره‌ای برای بسیج توده‌ها (مثلاً بازگشت به «عصر طلایی اسلام»).
  -
ایجاد دشمن فرضی (غرب، صهیونیسم، روشنفکران سکولار) برای یکپارچه‌سازی جامعه.
-
تفاوتها:
-
فاشیسم اروپایی حول محور نژاد و ملیت شکل گرفت، در حالی که اسلام‌گرایی بر امت اسلامی (فراملی) تأکید دارد.
  -
فاشیسم مدرنیته را پذیرفت، اما اسلامگرایی خواستار بازگشت به سنت‌های دینی است.
۵. پاسخ به نقدها و میراث فکری رودینسون
-
واکنش اسلام‌گرایان: نظریه رودینسون با مخالفت اسلام‌گرایان روبه‌رو شد که آن را تحقیر «بیداری اسلامی» میدانستند.
-
تأثیر بر مطالعات خاورمیانه: تحلیل او به شکل‌گیری رویکردی انتقادی در مطالعات اسلام سیاسی کمک کرد که اسلام‌گرایی را نه صرفاً بازگشت به گذشته، بلکه پدیدهای مدرن و واکنشی به استعمار میداند.
-
پیشبینی‌های تاریخی: پیشبینی رودینسون درباره سرکوبگری دولت‌های اسلامی (مانند اعدام‌های دهه ۶۰ در ایران یا نظارت اخلاقی طالبان) تا حد زیادی محقق شد.
نتیجه‌گیری:
رودینسون با ترکیب مارکسیسم و اسلامشناسی، نشان داد که اسلامگرایی سیاسی نه یک «بازگشت به سنت»، بلکه «پاسخی مدرن» به بحرانهای ناشی از استعمار و نوسازی شتابزده است. او هشدار داد که این جنبش‌ها با استفاده ابزاری از مذهب، ممکن است به‌جای رهایی‌بخشی، به استبدادی نوین بینجامند. تحلیل او امروزه نیز برای درگیری با پدیده‌هایی مانند داعش یا طالبان مرتبط است.

تامل نظری درباره‌ی «پنجاه و هفتی‌ها»
در چند سال اخیر، عبارت «پنجاه‌وهفتی‌ها» همچون برچسبی از سوی هواداران نظام شاهنشاهی با دست‌ودلبازی از دم بر پیشانی همه‌ی کسانی که منتقد، مخالف یا دشمن نظام پیشین بودند، چسبانده می‌شود.
این عبارت بسته به نیاز گوینده معناهای منفی فراوانی را با خود حمل می‌کند، مخاطبش را مسبب تمام مصائب می‌داند و به‌مثابه‌ی بدترین ناسزا به کار می‌رود.
دکتر عبدالمحمد کاظمی‌پور در کتاب تازه‌اش کوشیده است این عبارت را دستمایه‌ی پژوهشی خواندنی قرار دهد. او پیش از این همراه با دکتر محسن گودرزی کتاب «چه شد؟: داستان افول اجتماع در ایران» را نوشته بود که با استقبال روبه‌رو شد و تألیف ۱۲ کتاب به زبان‌های فارسی و انگلیسی و دریافت دو جایزه‌ی معتبر انجمن‌های علمی کانادا و ریاست انجمن جامعه‌شناسی کانادا را در کارنامه دارد.
«
از کج‌خوانی تاریخ تا لج‌خوانی تاریخ: خوانش عکس‌العملی تاریخ و کاستی‌های آن» کتاب تازه‌ی اوست که نشر اگر منتشر کرده و در کتاب‌فروشی‌ها در دسترس است.
لبّ کلام او این است که در برابر «کج‌خوانی تاریخ» حاکمیتی با ابزارهای رسمی، خوانشی واکنشی از تاریخ شکل می‌گیرد که اسمش را گذاشته است «لج‌خوانی تاریخ».
اولی پروژه‌ای آگاهانه و غیرقابل‌تغییر و در نتیجه غیرقابل‌گفت‌وگوست، اما دومی روندی واکنشی است که راه را به گفت‌وگو و نقد می‌گشاید. این کتاب تلاشی است برای گفت‌وگوی انتقادی شیرین و جذاب در این موضوع؛ کتابی پر از اطلاعات و ارجاع به منابع مختلف و سخنان سیاست‌مداران و فیلسوفان و شاعران و مورخان و جامعه‌شناسان و، مهم‌تر از آن، رویدادهای گوناگون سیاسی تاریخ معاصر ایران برای فهم آن‌چه «روح زمانه» می‌خوانَد.
این کتاب نیاز روز همه‌ی ماست؛ چه آن دسته از ما که با گشاده‌دستی برچسب‌های سیاسی را بر پیشانی دیگران می‌چسبانیم، چه آن دسته که بر پیشانی برچسب داریم و چه آن دسته که این بازی خشونت‌بار را تماشا می‌کنیم و در دل یا هوادار یک دسته‌ایم، یا بیزار از هر دو دسته، یا بی‌اعتنا به موضوع.
این کتاب از کاستی‌های ساده‌سازی حوادث سیاسی با حذف جوانب آن پرده برمی‌دارد و مخاطبان را به تأمل دعوت می‌کند.
زبان روایی و ساده‌ی کتاب، کوشش آگاهانه‌ی نویسنده برای عمومی‌تر کردن موضوع‌هایی است که مسئله‌ی جامعه‌ی ماست.
خواندن این کتاب را به همه‌ی کنشگران سیاسی، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، به‌ویژه دانشجویان رشته‌های علوم انسانی، و به همه‌ی ایران‌دوستان به‌شدت توصیه می‌کنم؛ حتی به کسانی که برچسب می‌خورند یا برچسب می‌زنند.
https://t.me/agarpub/370

لوموند: سینمای مستقل ایران پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» وارد عصر تازه‌ای شده است
روزنامه فرانسوی لوموند در گزارش مفصلی به قلم غزل گلشیری که امروز یکشنبه منتشر شده، می‌نویسد که پس از مرگ مهسا امینی و شکل‌گیری جنبش «زن، زندگی، آزادی»، موجی تازه در سینمای ایران شکل گرفته است. موجی که در آن فیلم‌سازان بی‌اعتنا به ساختارهای رسمی، با دورزدن سانسور و بدون دریافت مجوز، به روایت «واقعی» از جامعه ایران روی آورده‌اند.
منتشر شده در: 30/11/2025 - 16:42: روزآمد شده در 30/11/2025 - 16:47
۳ دقیقهمدت خواندن

ترانه علیدوستی، بازیگر سینمای ایران © از صفحه اینستاگرام ترانه علیدوستی
توسط:ار.اف.ایدنبال کنید
تبلیغ بازرگانی
بر اساس گزارش تحلیلی لوموند، نشان‌دادن زنی بی‌حجاب، چه در خانه و چه در خیابان، تا همین چند سال پیش در سینمای ایران «غیرقابل تصور» بود. اما جنبش «زن، زندگی، آزادی» که پس از مرگ مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ شکل گرفت چنان لرزه‌ای بر ساختارهای اجتماعی انداخت که انعکاس آن به سرعت به جهان سینما رسید. به نوشته این روزنامه فرانسوی، بسیاری از بازیگران زن مانند ترانه علیدوستی، با انتشار عکس بی‌حجاب خود در اینستاگرام هزینه‌های سنگینی از جمله بازداشت، ممنوع‌الکاری و فشارهای امنیتی پرداختند
به نوشته لوموند، پس از این موج اجتماعی، شمار زیادی از کارگردانان نیز تصمیم گرفتند از چرخه سنتی سانسور خارج شوند. آن‌ها دیگر فیلمنامه‌ها را به نهادهای رسمی ارائه نمی‌کنند و مجوزهای متعدد برای نگارش، فیلمبرداری و انتشار را نادیده می‌گیرند. لوموند یادآوری می‌کند که پیش از این نیز فیلمسازانی چون جعفر پناهی و محمد رسول‌اف مسیر تولید مستقل و مخفیانه را آزموده بودند؛ مسیری که برای هر دو به زندان اوین و برای رسول‌اف به تبعید انجامیدß


iran-emrooz.net | Mon, 01.12.2025, 8:11
تجربه خشک‌ترین پاییز نیم‌قرن اخیر در ایران
رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی با تشریح وضعیت کم‌سابقه بارش‌ها در پاییز امسال اعلام کرد که یکی از خشک‌ترین پاییزهای پنج دهه اخیر را تجربه شد و بر اساس مدل‌های هواشناسی احتمال می‌رود ورود سامانه بارشی از غرب کشور طی هفته آینده بارش مؤثر و حتی برف را در پی داشته باشد.
احد وظیفه در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: از نظر بارندگی واقعاً پاییز بی‌مانندی است. هیچ‌وقت چنین پاییز کم‌بارشی را در دوره‌های آماری ندیده‌ایم. اکنون حدود ۷۰ روز از پاییز گذشته و بسیاری از نقاط کشور هیچ‌گونه بارشی نداشته‌اند. من که نزدیک سه دهه در هواشناسی فعالیت دارم چنین وضعی را رویت نکرده‌ام و داده‌های آماری پنج دهه گذشته هم همین را تأیید می‌کنند.
وی افزود: این خشکسالی بسیار کم‌سابقه فقط مختص ایران نیست و کشورهای مجاور ما نیز با چنین وضعیتی روبه‌رو هستند.
آغاز تغییر الگوی بارشی از هفته جاری
وظیفه ادامه داد: براساس مدل‌ها به‌نظر می‌رسد از هفته جاری امواج بارشی وارد کشور شوند. از امروز (۱۰ آذرماه) در سواحل شمالی، شمال‌ غرب و غرب کشور بارش‌هایی خواهیم داشت؛ هرچند شدید نیستند اما نسبت به شرایط کنونی یک تغییر محسوب می‌شوند.
ß

مرمت یا تخریب؟ چگونه دانشگاه شیراز، میراث قاجار را به شرکت فروش رنگ سپرد

نادر افراسیابی ـ نارنجستان قوام، جواهر قاجاری شیراز، این روزها زیر دست پیمانکارانی است که حتی یک شرکت فروش رنگ را «مشاور مرمت» کرده‌اند؛ دانشگاه شیراز بدون طرح مصوب و بدون متخصص، ارسی‌های بی‌نظیر را به خطر انداخته و میراث فرهنگی فقط «هشدار شفاهی» می‌دهد. این فقط یک بنا نیست؛ نشانه‌ای از یک فاجعه سیستماتیک است که در سایه رانت و تعارض منافع، کل میراث ایران را بلعیده و هیچ راه‌حلی هم در ساختار فعلی قدرت، قابل اجرا نیستß

تحلیل زمانه, [1 Dez 2025 um 09:46]
مازوت صد در صد سرطانزاست/ تولید مازوت کم سولفور هزینه زیادی دارد
دکتر اسماعیل کهرم، استاد دانشگاه تهران: از مازوت سرطان‌زا برای گرفتن نیروی برق استفاده می‌کنیم و این اصلا مطلوب نیست/ هزینه لازم برای تولید مازوت کم سولفور را نداریم/ از ۱۰ تا ۱۱ سال پیش باید درباره مصرف درست آب و برق فرهنگسازی می‌کردند نه الان که در بحران آب و برق هستیم.
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

توفان الکترونیکی شماره 233 نشریه الکترونیکی حزب کارایران آذر ماه 1404 را ملاحظه فرمائید

Bis 17. November 2025