گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 26. Mai 2026 Juni 2026

11. Juni 2026


04
ژوئن 2026
قیمت نان شب، ناامیدی از فردای کار
فرهاد ثابتان
در بهار ۱۴۰۵، هر خانوار تهرانی‌ای که برای خرید مایحتاج هفتگی به بازار می‌رود، با قیمت‌هایی روبه‌رو می‌شود که بیش از دو برابر سال پیش است. روغن، برنج، مرغ، نان. قیمت این کالاهای اساسی که بخش اصلیِ بودجه‌ی خانوار را تشکیل می‌دهد دچار جهشی بیسابقه شده، در حالی که دستمزدها کم‌وبیش راکد مانده و ریال نزدیک به نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. برای میلیون‌ها خانوار ایرانی، این تجربه‌ای است روزمره: مواجهشدن با این واقعیت که درآمد ناچیزشان برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی کافی نیست.
آمارهای رسمی بر آنچه خانواده‌ها با گوشت و پوستِ خود لمس می‌کنند، صحه می‌گذارند. گزارش «چشم‌انداز فقر و اقتصاد کلان» بانک جهانی در آوریل ۲۰۲۶، تورم مواد غذایی در ایران در فوریهی ۲۰۲۶ را نسبت به سال قبل ۹۹ درصد برآورد کرد: تقریباً دو برابر نرخ کلی تورم. این گزارش چنین افزایش بیسابقهای را پیامد کاهش ۴۴ درصدی ارزش پول ملی و تحریم‌ها و اختلالهای ناشی از درگیری کنونی دانست.[1] صندوق بین‌المللی پول نیز پیش‌بینی می‌کند که تولید واقعی اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ به میزان ۶٫۱ درصد کاهش یابد که نشانه‌ی روشنی است از بحران رکود تورمی در ایران: قیمت‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد، در حالی که تولید در اقتصاد کاهش مییابد.[2]
هم‌زمان با تورم بالا، بیکاری چشمگیر، سقوط ارزش پول و اختلالات ناشی از جنگ، کمبود انرژی و آب و بی‌اعتمادی شدید عمومی وضعیت کنونی ایران را از نوعی بحران اقتصادی فراتر می‌برد و به زنگ خطری برای نابسامانی اجتماعی تبدیل می‌کند.
تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه تورم (بهویژه تورم پایدار در قیمت کالاهای ضروری) و بیکاری هم‌زمان رخ میدهد، پیامد آن نه فقط دشواریِ معیشتی بلکه رکود تورمی است: اقتصادی که در آن قیمت‌ها افزایشی تصاعدی دارد، در حالی‌که فرصت‌های شغلی از میان می‌رود و تولید کاهش می‌یابد. چنین ترکیبی یکی از خطرناک‌ترین وضعیت‌های سیاسی برای حکومت هر کشوری است. درک این فرایند و اینکه تا چه اندازه میتواند به وضعیت اجتماعی ایران آسیب برساند، برای ترسیم مسیر آینده‌ی کشور ضروری است.
چگونه تورم به نابسامانی اجتماعی تبدیل می‌شودß

برآورد خط فقر در اردﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۴۰۵
برآورد خط فقر در اردﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۴۰۵ برای یک خانواده چهار نفره: ۱۶۳ میلیون تومان همراه با محاسبات و جداول
محاسبات انجام‌شده بر اساس جداول زیر نشان می‌دهد که حداقل هزینه زندگی یک خانوار چهار نفره در اردﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۴۰۵، ماهانه حدود ۱۶۳ میلیون تومان است. در برخی برآوردهای خط فقر، هزینه زندگی بر اساس میانگین جمعیت خانوار (۳/۳ نفر) یا به‌صورت سرانه محاسبه می‌شود که به ترتیب معادل حدود ۱۳۵ میلیون تومان برای خانوار ۳/۳ نفره و ۴۱ میلیون تومان به ازای هر نفر در ماه است. لازم به ذکر است که میانگین تعداد افراد در خانوارهای ایرانی ۳/۳ نفر برآورد می‌شود.
بر پایه این محاسبات، هزینه خوراکی یک خانوار چهار نفره در اردﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۴۰۵، تنها برای ۱۸ قلم کالای اساسی، حدود ۴۳ میلیون و ۴۶۶ هزار تومان است. این محاسبات در قالب ۱۲ بخش اصلی شامل خوراکی‌ها، دخانیات، مسکن، پوشاک و کفش، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل، ارتباطات، امور فرهنگی و تفریحی، تحصیل، رستوران و هتل، و سایر کالاها و خدمات متفرقه انجام شده است.
سهم هر بخش در سبد هزینه‌های خانوار به این شرح است: خوراکی‌ها ۲۶/۶۴ درصد، مسکن ۳۵/۵ درصد، بهداشت و درمان ۷/۱۴ درصد، حمل‌ونقل ۹/۴۱ درصد، اثاثیه منزل ۳/۹۳ درصد و پوشاک و کفش ۴/۷۸ درصد. سهم سایر اقلام به‌مراتب کمتر از این مقادیر است.
در محاسبه هزینه مسکن برای خط فقر، میانگین اجاره‌بها به همراه هزینه‌های جانبی یک واحد مسکونی استاندارد با حداقل زیربنای ۶۰ مترمربع، مجهز به آشپزخانه و حمام، و ساخته‌شده با مصالح بادوام یا نیمه‌بادوام در نظر گرفته شده است. ß

https://t.me/TahlilZamane/114786
تحلیل زمانه, [10 Jun 2026 um 08:17]
پیروزی نظامی یا غفلت از واقعیت‌های اجتماعی؟
مرتضی صارمی
این روزها برخی مدعی‌اند که جمهوری اسلامی در برابر بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان ایستاده و از این تقابل سربلند بیرون آمده است. فارغ از درستی یا نادرستی این ادعا، هر ارزیابی منصفانه‌ای باید همه ابعاد یک جنگ و پیامدهای آن را در نظر بگیرد، نه فقط روایت‌های تبلیغاتی و سیاسی را.
واقعیت این است که میان توان نظامی ایران و ایالات متحده نابرابری آشکاری وجود دارد. از سوی دیگر، اگر فرض شود هدف آمریکا از ورود به جنگ تغییر حکومت بوده است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا تمام ظرفیت نظامی خود را برای تحقق چنین هدفی به کار گرفته است؟ پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی‌های تخصصی است و نمی‌توان صرفاً با استناد به بقای حکومت، نتیجه جنگ را «پیروزی کامل» نامید.
اما مهم‌تر از بحث‌های نظامی، وضعیت جامعه و اقتصاد است. حتی اگر گروهی از منظر نظامی خود را پیروز بدانند، نمی‌توانند چشم خود را بر واقعیت‌های زندگی مردم ببندند. معیار موفقیت یک حکومت فقط بقای ساختار سیاسی نیست؛ بلکه کیفیت زندگی شهروندان نیز بخشی از امنیت ملی و قدرت ملی محسوب می‌شود.
امروز بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات معیشتی جدی مواجه‌اند. دغدغه بخش بزرگی از جامعه دیگر سرمایه‌گذاری و پیشرفت اقتصادی نیست، بلکه تأمین نیازهای اولیه زندگی است. خانواده‌هایی که توان تأمین هزینه درمان و ازدواج فرزندان خود را ندارند، یا برای تعمیر وسایل ضروری خانه مانند یخچال، کولر، ماشین لباسشویی،  تلویزیون و خودرو با مشکل مواجه‌اند، چگونه می‌توانند روایت پیروزی را در زندگی روزمره خود لمس کنند؟ß

چرا احمق ها از جنایتکاران خطرناک تر هستند!؟
دو روز بعد از این‌که آدولف هیتلر صدراعظم آلمان شد، کشیش دیترش بونهوفر، در یک برنامهٔ رادیویی به مردم کشورش هشدار داد. اما پیش از آنکه حرف‌هایش تمام شود، پخش برنامه‌اش قطع شد. 
او در همان آغاز کار نازی‌ها هشدار داد که هیتلر ممکن است نه «رهنما» بلکه «گمراه‌کننده» باشد. بونهوفر تا پایان عمرش در سال ۱۹۴۵ که به‌خاطر همکاری با توطئهٔ ترور هیتلر اعدام شد، در برابر نازیسم ایستادگی کرد. اما نکتهٔ جالب‌تر، نگاه متفاوت او به ریشه‌های این سقوط اخلاقی و سیاسی بود.
او در نامه‌ای که در زندان نوشت، به این نتیجه رسیده بود که مشکل اصلی، «شرارت» نبود، بلکه «حماقت» بود. 
او نوشت: «حماقت، دشمنی خطرناک‌تر برای خوبی است تا شرارت. چون می‌توان در برابر شرارت مقاومت کرد، آن را افشا کرد یا جلویش را گرفت. اما در برابر حماقت، ما ناتوان هستیم».
او توضیح می‌دهد که فرد احمق، برخلاف فرد شرور، اغلب از خودش راضی است و به‌راحتی تحریک می‌شود و حتی ممکن است دست به حمله بزند. 
بونهوفر معتقد بود حماقت، نه یک نقص هوشی، بلکه یک ضعف انسانی است که در شرایط خاص سراغ افراد می‌آید و مهم‌تر اینکه، مردم اجازه می‌دهند که احمق شوند!
او نوشت: «هر زمان که یک قدرت بزرگ سیاسی یا مذهبی ظهور می‌کند، بخش زیادی از مردم را گرفتار حماقت می‌کند. چرا که قدرت، به حماقت دیگران نیاز دارد». او در جایی دیگر نوشته: «در گفت‌وگو با یک فرد احمق، انگار با خود او حرف نمی‌زنی، بلکه با شعارها و کلیشه‌هایی که در او رسوخ کرده‌اند روبه‌رویی.» و چه‌قدر این جمله آشناست برای زمانه‌ای که در آن بسیاری از انسان‌ها نه با فکر مستقل، بلکه با تکرار طوطی‌وار حرف دیگران، قضاوت و رفتار می‌کنند. ß

 

حمله آمریکا به چند نقطه ایران
حمله آمریکا به چند نقطه ایران ؛ حمله به پاسگاه‌های ساحلی سپاه، فرماندهی انتظامی و محوطه فرودگاه بندرعباس، میناب، قشم، سیریک، آبیک قزوین، استان تهران و البرز / حملات سپاه به پایگاه های آمریکا در اردن، کویت و بحرین / سپاه: نابودی محل جنگنده های آمریکایی در اردن / آسمان کویت بسته شد / حملات پهپادی ارتش به پایگاه آمریکا در بحرین/ تنگه هرمز کاملا بسته شد


این برای دومین شب متوالی است که ارتش آمریکا حملات گسترده ای علیه ایران انجام می دهد. بامداد امروز برخلاف روز قبل، نقاطی در عمق خاک ایران هم مورد هدف قرار گرفتند. سپاه و ارتش هم در بیانیه هایی گفتند به پایگاه های آمریکا در اردن، کویت و بحرین حملاتی انجام داده اند.
ارتش آمریکا بامداد امروز حملاتی علیه چند منطقه در نقاط مختلف ایران انجام داد. 3 نفر در استان تهران در این حملات زخمی شدند.
به گزارش عصرایران، در واکنش، ایران هم اعلام کرد به پایگاه های آمریکا در کشورهای اردن، کویت و بحرین حمله کرده است.
 
این برای دومین شب متوالی است که ارتش آمریکا حملات گسترده ای علیه ایران انجام می دهد. بامداد امروز برخلاف روز قبل، نقاطی در عمق خاک ایران هم مورد هدف قرار گرفتند.
سپاه و ارتش هم در بیانیه هایی گفتند به پایگاه های آمریکا در اردن، کویت و بحرین حملاتی انجام داده اند.
همچنین سپاه از بسته شدن کامل تنگه هرمز خبر داد و گفت 2 کشتی که قصد عبور بدون هماهنگی را داشته اند را مورد هدف قرار داده است. ß

ترامپ: ایران برای رسیدن به توافق بیش از حد تعلل کرد؛ حالا باید بهای آن را بپردازد
رادیو فردا
۲۰/خرداد/۱۴۰۵

رئیس‌جمهور ایالات متحده روز چهارشنبه ۲۰ خرداد گفت که ایران برای رسیدن به توافقی که می‌توانست برایش بسیار خوب باشد بیش از حد تعلل کرد و حالا باید بهای آن را بپردازد.
دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت: «ارتش ایران کاملاً در وضعیت آشفته‌ای قرار دارد. بخش زیادی از آن، مانند نیروی دریایی و نیروی هوایی، عملاً دیگر وجود ندارد؛ آن‌ها کاملاً شکست خورده‌اند».
او افزود: «ایران فقط حرف می‌زند و عمل نمی‌کند. قلدر خاورمیانه مُرده است!!! آن‌ها برای رسیدن به توافقی که می‌توانست برایشان بسیار خوب باشد بیش از حد تعلل کردند و حالا باید بهای آن را بپردازند!!!»
دونالد ترامپ در این پیام خود توضیحی بیشتری دربارهٔ «پرداخت بها» و همچنین آیندهٔ مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا نداد، اما همزمان فاکس‌نیوز به نقل از دونالد ترامپ گزارش داد که او «به صدور دستور حملات جدید علیه نیروگاه‌ها و پل‌های ایران بسیار نزدیک شده است».
رئیس‌جمهور آمریکا دقایقی بعد نیز در شبکه اجتماعی خود تروث سوشیال خطاب به رسانه‌هایی که او آن‌ها را «رسانه‌های اخبار جعلی» می‌خواند نوشت که محاصره دریایی بنادر ایران «موفق‌ترین محاصره در تاریخ جنگ‌های دریایی» و «یک دیوار فولادی» است و «هیچ چیز از آن عبور نمی‌کند مگر این‌که ما بخواهیم»

ß

ابراهیم والی:

ریوایول: ایران را از نو بیندیشیم، سپتامبر ۲۰۲۵
راهی از دیروز به فردا
نخستین پیش‌نویس این متن در سپتامبر ۲۰۲۵ نوشته شد. آنچه امروز می‌خوانید، بازگشت دوباره به همان ایده‌ها و دغدغه‌هاست؛ نوعی «ریوایول» یک بحث بنیادین دربارهٔ حق تعیین سرنوشت، تنوع ملی و آیندهٔ دموکراسی در ایران.
تحولات سیاسی و فکری ماه‌های اخیر، بار دیگر نشان داده است که مسئلهٔ حقوق ملیت‌ها، اقوام و حق تعیین سرنوشت در ایران نه موضوعی حاشیه‌ای، بلکه یکی از پرسش‌های بنیادین آیندهٔ کشور است. در شرایطی که از یک‌سو گرایش‌های محافظه‌کار و ملی‌گرای افراطی در بخشی از جریان‌های سلطنت‌طلب می‌کوشند هرگونه بحث دربارهٔ تنوع ملی و زبانی را با برچسب «تجزیه‌طلبی» بی‌اعتبار سازند، و از سوی دیگر ایدئولوگ‌های جمهوری اسلامی همچنان بر روایت تمرکزگرایانه و یکسان‌ساز خود پافشاری می‌کنند، ضروری است که این بحث بار دیگر به دستور کار نیروهای دموکراتیک بازگردد.ß

دکتر مهدی روسفید :
میان استیلا و انشقاق
از کودتا تا جنگ، و ضرورت آشتی ملی بھثابه  شرط امکان آینده

آشتی با حقیقت؛ نه با فراموشی
مقاله دیروز من با عنوان «میان استیلا و انشقاق» و بیوژه اشاره ام به کودتای ٢٨ مرداد، واکنشھای
فراوانی برانگیخت. برخی آن را ستودند، برخی آن را رد کردند و گروھی نیز اساسا وقوع کودتا را انکار نمودند. اما آنچه بیش از ھمه توجه مرا جلب کرد، نه اختلاف بر سر گذشته  بلکه  اختلاف برسر آینده بود.
دسته ای از مخاطبان با شدت تمام با مفھوم «آشتی ملی» مخالفت کردند. پرسش آنان ساده اما سنگین بود: «آشتی با چه کسی؟ با کسانی که زندان ساختند، اعدام کردند، تبعید کردند و یک ملت را باین روز انداختند؟»
این پرسش را نمیتوان با شعار پاسخ داد. پشت آن درد، خشم، خاطره و رنج نھفته است. اما درست درھمین نقطه است که فلسفه سیاست آغاز میشود؛ آنجا که انسان ناچار است میان آنچه دوست دارد وآنچه درست است، تمایز قائل شود.

مھاجرت، مادرزن و شکست ژئوپولیتیکی پروژه یونان

08. Juni 2026

قرارگاه خاتم‌الانبیاء "توقف عملیات" علیه اسرائیل را اعلام کرد
مریم همتی

قرارگاه خاتم‌الانبیاء می‌گوید عملیات نظامی علیه اسرائیل "متوقف" شده استعکس: Irgc Official Webiste/ZUMA/IMAGO
قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء از "توقف عملیات" علیه اسرائیل خبر داد. در اطلاعیه‌ این قرارگاه که خبرگزاری‌های داخلی منتشر کرده‌اند، تأکید شده است که "در صورت تداوم تجاوزات و شرارت‌ها از جمله در جنوب لبنان" نیروهای مسلح جمهوری اسلامی حملات خود را "شدیدتر و کوبنده‌تر" از سر خواهند گرفت.
قرارگاه خاتم‌الانبیاء اندکی پیش در اطلاعیه‌ای دیگر مدعی شده بود که سپاه پاسداران در موج جدید حملات خود علیه اسرائیل "ضربات سنگین، هدفمند، هوشمندانه و خسارت‌بار" را به اهداف "مهم و حساس" این کشور وارد آورد.
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا، در اطلاعیه‌ای آمریکا و اسرائیل را "دشمنان بازنده در جنگ" خواند و هشدار داده بود که جمهوری اسلامی و "نیروهای مقاومت" در منطقه "هرگز سر تسلیم فرود نخواهند آورد و در صورت تداوم تجاوز و شرارت با شدت بیشتری با آنها برخورد خواهد شد".
از سوی دیگر علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، تهدید کرده است که ایران تسلیحاتی دارد که اگر به کار بگیرد، "زندگی" اسرائیلی‌ها "مختل می‌شود".
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نیز با انتشار پیامی در شبکه ایکس مدعی "موفقیت" عملیات "نظامی، امنیتی و سایبری" شامگاه یکشنبه علیه اسرائیل شد.

اگر جنگ شد،
اگر اینترنت قطع شد،
اگر دیگه نتونستیم از حال هم باخبر بشیم،
اگه برای هر کدوم از ما اتفاقی افتاد

فقط اینو یادتون باشه :
ما زندگی رو دوست داشتیم.
ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم.
ما با استبداد مخالف بودیم چه داخل چه خارج.

دل ما برای مردم ایران می‌تپید.
برای کودکی که باید آینده داشته باشه ،
برای زنی که باید بی‌ترس زندگی کنه،
برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم بشه.

ما زندگی بهتر میخواستیم.
برای همه
بی‌استثنا.
شاید آرمان‌گرایانه بود.
اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.

اگه صدامون قطع شد،
بدونید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم...🩹

یک نظریه (از ح )
به نظرم نتانیاهو و ترامپ‌ یک روح در دو بدن هستند و با تقسیم کار پیش می روند و حرف اختلاف آنها کمابیش همه زرگربازی است.
نتانیاهو و ترامپ می دانستند که با حمله به ضاحیه،جمهوری اسلامی مجبور به عملی کردن‌ تهدیدش خواهد شد تا اعتبارش در نزد هوادارانش به کلی از بین نرود و طبق تهدید به شمال اسراییل حمله خواهد کرد.
پس حمله اسراییل به ضاحیه برای تحریک ایران به آغاز حمله انجام شد.
ایران‌ به سختی می تواند به اسراییل و یا نیروهای آمریکایی حمله موثر کند. تنها حمله موثر آن به کشورهای نفتی جنوب خلیج فارس است.اگر آمریکا از این پایگاه ها حمله را شروع می کرد، ضد حمله ایران توجیه داشت. از طرف دیگر آمریکا در مقابل کنگره برای ادامه جنگ با مشکل برخورد می کرد.
الان می توانتد بگویند ایران حنله را آغاز کرده است و در صورت حمله به پایگاه های آمریکا، دیگر برای شروع و ادامه جنگ از،طرف آمریکا محظوریت قانونی توسط کنگره وجود نخواهد داشت.
امیدوارم آنها که حمله موشکی به اسراییل را شروع کردند، تا آخر کار را هم فکر کرده باشند.
ظاهرا اینبار زیرساخت ها از اصلی ترین اهداف حملات اسراییل اند.
باید با نگرانی منتظر عاقبت این دور از جنگ بمانیم.
از طرف دیگر شکستن مکرر آتش بس توسط آمریکا و اسراییل، و ادامه محاصره دریایی، وضعیت فرسایشی خطرناکی را برای ایران به وجود آورده بود.
اینکه ایالات متحده از بسته بودن تنکه هرمز بیشتر نفع می برد یا ضرر جای تامل دارد. با توجه به تولید بالای آمریکا، برای اقتصاد ملی آمریکا بالا رفتن قیمت انرژی و فروش بیشنر تجهیزات نظامی در اثر تنش ها، سودآور است. تنها مشکل افزایش تورم و ایجاد نارضایتی میان مردم آمریکا از،این سیاست است.
دود بسته بودن تنگه بیشتر به چشم کشورهای نفتی حوزه خلیج فارس، اروپا و آسیا می رود.
در برابر معلوم نیست، ایران در برابر فشارهای اقتصادی و سایش نظامی خود و متحدانش، تا کجا تحمل داشته باشد.
عدم تعهد نتانیاهو و ترامپ به آتش بس، به ویژه در لبنان، سایش تاب آوری ایران را دنبال می کرد. لبنان در جنگ چهل روزه نشان نشان داد که به عنوان خط مقدم دفاعی نقش برجسته ای در مهار تهاجم آمریکایی-اسراییلی ایفا می کند. نابودی مقاومت در لبنان، ایران را در موقعیتی بس ضعیف تر قرار می داد.
ایران بر سر دو راهی پذیرش شکست و توافق با خواست های حداکثری ترامپ، و یا روشن گردن خط قرمزهای خود بود. هر انتخابی ناروشنی ها و خطرات خود را در پی دارد.
اکنون جمهوری اسلامی ایران راه دوم را انتخاب کرده است.
ایران پر مخاطره ترین دوران تاریخ معاصر خود را می گذراند.

محمد آصفی
شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟
دیشب، با شلیک موشک‌های ایران به اسرائیل در واکنش به حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، بار دیگر سایه یک رویارویی گسترده بر خاورمیانه سنگینی کرد. همزمان، گزارش‌ها از تلاش دونالد ترامپ برای منصرف کردن اسرائیل از یک پاسخ شتاب‌زده حکایت داشت؛ تلاشی که نشان می‌دهد حتی نزدیک‌ترین متحدان تل‌آویو نیز نسبت به گسترش دامنه بحران نگران‌اند و بیم آن دارند که این چرخه، هرگونه فرصت برای دیپلماسی را از میان ببرد.
با این حال، هنوز برای نتیجه‌گیری قطعی زود است. خاورمیانه بارها در آستانه انفجار قرار گرفته، اما همه بحران‌ها الزاماً به جنگی فراگیر ختم نشده‌اند. گاه تنش‌ها از نقطه‌ای معین عبور کرده‌اند و گاه درست در آستانه همان نقطه، سیاست جای میدان را گرفته استß

شعله‌ور شدن دوباره جنگ در خاورمیانه: نقض آتش‌بس لبنان و تبادل آتش میان ایران و اسرائیل
با ورود بحران خاورمیانه به صد و یکمین روز خود، تنش‌ها پس از یک دورۀ آرامش نسبی و خوشبینی به پیشرفت‌های دیپلماتیک، بار دیگر به اوج رسید؛ این درگیری جدید زمانی آغاز شد که ایران در پاسخ به نقض مداوم آتش‌بس در لبنان، به سمت اسرائیل موشک شلیک کرد. در پی این حمله، دونالد ترامپ با دعوت طرفین به خویشتن‌داری، به ایران اعلام کرد که موشک‌هایش را شلیک کرده و حال وقت آن است که به میز مذاکره برگردد و هم‌زمان از بنیامین نتانیاهو نیز خواست تا از پاسخ تلافی‌جویانه خودداری کند. با این حال، اسرائیل به این درخواست‌ها بی‌اعتنایی کرد و حملات هوایی را علیه اهدافی در ایران، از جمله تهران و اصفهان انجام داد؛ اقدامی که بلافاصله با شلیک موشک‌های یمن به سوی اسرائیل همراه شد تا جبهه جدیدی در این درگیری گشوده شود.
منتشر شده در: 08/06/2026 - 09:28: روزآمد شده در 08/06/2026 - 14:53

یک تجمع در ایران با حضور پررنگ پرچم‌های ایران و حزب‌الله لبنان، ایران، یکشنبه، ۷ ژوئن ۲۰۲۶ AP Photo/Vahid Salemi - Vahid Salemi

در برزخ نه جنگ نه آتش‌بس
صلاح_الدین_خدیو:
با حملات موشکی امشب ایران به اسرائیل آتش‌بس شکننده‌ی موجود بیش از پیش بی‌اعتبار شد. براساس آنچه تاکنون شاهدیم، پاسخ ایران بیش از یک حمله‌ی نمادین است. رگبارهای موشکی کم‌تعداد اما متوالی به سوی اسرائیل پیامی خاص دارد.
به نظر می‌رسد تعداد نسبتا کم موشک‌ها در هر رگبار بخاطر کم‌کردن احتمال اصابت‌ها و نمایش واکنشی همسطح با حمله‌ی امروز به ضاحیه است.
اما پرتاب موج‌های متوالی و از پایگاه‌های پراکنده در سراسر کشور بر آن است که این پیام را برساند که ظرفیت موشکی ایران مانند دوران قبل از جنگ دست‌نخورده و پابرجاست.
بعید است که اسرائیل ساکت بنشیند و واکنشی نشان ندهد. حمله‌ی موشکی جتی بدون اصابت و تلفات به منزله‌ی تحمیل معادله‌ی جدیدی به تل‌آویو و زیر سوال رفتن بازدارندگی آن است.
پاسخ احتمالی اسرائیل همزمان با دو چالش روبروست. نخست ترمیم بازدارندگی و بازترسیم ادراک استراتژیک تهران و دوم حرکت در چارچوب ملاحظات آمریکا مبنی بر پرهیز از بازگشت به جنگ تمام‌عیار.
پویایی‌های این دو هدف متضاد، تعیین کننده‌ی نوع و سطح واکنش اسرائیل خواهد بود.
هنوز روشن نیست که شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌ها چه ارتباطی با مبادلات سیاسی روزهای اخیر دارد. آیا بازتابی از بن‌بست‌ دیپلماتیک جاری است؟
اگر اسرائیل به حملات امشب ایران جواب دهد، بدون همراهی آمریکا خواهد بود یا نه؟
اگر به احتمال قوی بدون دخالت مستقیم آمریکا باشد، آیا ایران تنش را به تنگه‌ی هرمز و کشورهای عرب خلیج فارس می ‌کشاند؟
اگر ایران از تشدید تنش در جنوب خودداری کند، از یک اهرم فشار موثر برای کنترل اسرائیل محروم می‌شود.
اگر هم مطابق الگوی روزهای اخیر عمل کند، با خطر فروپاشی کامل آتش‌بس نیم‌بند کنونی مواجه می‌شود.
قضیه خیلی شبیه جنگ فرسایشی مصر و اسرائیل در فاصله‌ی مارس ۱۹۶۹ تا اوت ۱۹۷۰ شده است. یک درگیری نصفه و نیمه‌ی ۱۸ ماهه در امتداد دو ساحل کانال سویز ، اما پرتلفات و خونین و در مواردی همراه با حمله به زیرساخت‌های حیاتی مصر در عمق خاک آن.
نبرد فرسایشی میان‌پرده‌ای طولانی میان دو  جنگ تمام عیار اما کوتاه ژوئن ۱۹۶۷ و اکتبر ۱۹۷۳ بود. اگر نه همین حالا و به این زودی‌ها،  اما تمام شواهد حاکیست که احتمال بازگشت به جنگی تمام‌عیار. هیچگاه گزینه‌ای دور از ذهن نیست.
#
صلاح_الدین_خدیو
@sharname1

 

*neemaad.com |

سی‌ان‌ان: ترور فرمانده اطلاعاتی سپاه از خاک جمهوری آذربایجان انجام گرفت*
شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان گزارش داد که اسرائیل در جریان جنگ ۳۹ روزه با ایران، نیروهای ویژه‌ خود را در جمهوری آذربایجان، امارات متحده عربی، عراق و سومالی‌لند مستقر کرده بودß

Hamid Bagheri, [Jun 4, 2026 at 15:08]
از #لامرد_۷۲۰K بگوییم
جنایت بزرگ و عجیبی که مغفول واقع شده
آهای مردم شریف ایران! لطفاً دو دقیقه دل بدهید تا با هم یک حساب و کتاب ساده انجام دهیم. نیویورک‌تایمز گزارش داده موشک جدیدی بنام «#PrSM» که برای اولین‌بار در جهان بر سر مردم شهر لامِرد تِست شده، حاوی ۱۸۰ هزار ساچمه بنام «#تنْگِستِن» بوده است! البته اگر این روزنامه آمریکایی هم گزارش نداده بود، در و دیوار سوراخ‌سوراخ شهر گواهی می‌داد! خب حالا چند موشک بر سر مردم لامرد منفجر شده؟ ۴ تا؛ یعنی می‌شود چند ساچمه؟ ۷۲۰ هزار! جمعیت کل مردم این شهر کوچک چقدر است؟ فقط ۳۰ هزار نفر! یعنی سهم هر لامردی از هدیه عمو ترامپ، می‌شود ۲۴ گلوله!
خب این سهمیه با عدالت و بین تمام مردم شهر پخش شده؟! نه! طراحی موشک جدید آمریکا طوری است که قبل از اصابت و در ارتفاع حدود ۶۰ متری زمین منفجر و ۱۸۰ هزار ساچمه را به اطراف پراکنده می‌کند! به همین دلیل، روی زمین هیچ دهانه برخورد و گودالی نیست، اما تا دلت بخواهد دیوارها و در و پنجره‌ها، پر از سوراخ‌های ریز و درشت ساچمه‌هاست. اولی را بر سر محله مسکونی ایثار منفجر کرده، دومی کمی آن‌طرف‌تر و در محله مسکونی تُلْخَندَق، سومی دوباره سهمیه محله ایثار بوده و چهارمی هم بالای مدرسه ابتدایی و سالن ورزشی شهید نعیمی. یعنی تمام این ۷۲۰ هزار گلوله فقط بر سر محدوده کوچکی از این شهر کوچک فرود آمده است! ß

پاتریس لومومبا

در ساعات اولیهٔ تاریک و وحشتناک بامداد ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۶۱، یک هواپیمای دی‌سی-۴ به شدت محافظت‌شده در استان جداشدهٔ کاتانگا، در قلب آشفتهٔ کنگو، به زمین نشست. سرنشین آن پاتریس لومومبا، نخست‌وزیر منتخب مردم بود که جرئت کرده بود در برابر قدرت‌های امپریالیستی غرب بایستد، به همراه نزدیک‌ترین متحدان سیاسی‌اش، موریس امپولو و ژوزف اوکیتو. در طول آن پرواز طولانی و جانکاه، این سه مرد بسته‌شده چنان وحشیانه و پیوسته توسط زندانبانان نظامی خود کتک خوردند که خلبان خود را در کابین حبس کرد تا کاملاً شاهد آن خشونت بی‌حد نباشد. بعداً همان شب، هر سه مرد در برابر درخت تنومندی در ساوانی خلوت نشانده شدند و توسط جوخه‌ی آتش زیر نظارت شدید افسران بلژیکی اعدام شدند. اجسادشان سپس تکه‌تکه شد و در اسید سولفوریک غلیظ حل گردید تا خاطرهٔ تاریخی‌شان کاملاً محو شود.
ترور ناگهانی و وحشیانهٔ این رهبر رویایی کنگو، امواج عظیم و فوریِ شوک را در سراسر قارهٔ آفریقا فرستاد و هر کس را که از حکومت ضداستعماری رادیکال او حمایت سیاسی کرده بود، به شدت به وحشت انداخت. آژانس‌های اطلاعاتی غرب، با پشتیبانی کامل از سوی کنگلومراهای ثروتمند معدن اروپا که عمیقاً برای کنترل کامل ذخایر عظیم اورانیوم و مس در منطقهٔ کاتانگا ناامید بودند، هدف اصلی خود را با موفقیت حذف کرده بودند. با این حال، پاکسازی خونین و تاریک جنبش سیاسی لومومبا به طرز باورنکردنی تا پایان فاصله زیادی داشت، و آسمان‌های تاریک بالای قارهٔ آفریقا قرار بود ناگهان به ابزاری کاملاً نظامی‌شده تبدیل شوندß

این آخرین نامه ی آنتوان دو سنت- اگزوپری ( خالقِ شازده کوچولو) ست.

( در
آلمان تحت عنوانِ آخرین پیام شناخته می شود.)
سنت -اگزوپری آن را از فرودگاهِ صحرایی ی بورگو ، در حوالی ی باستیا( جزیره ی کورس) ، احتمالاً در ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۴ ، پیش از آخرین پروازِ شناسایی ی منتهی به مرگش نوشته
دالوزِ عزیزِ عزیز
چقدر مشتاقِ دریافتِ چند خطی از شما هستم! در این قاره بی تردید شما تنها مرادِ من هستید.خیلی دلم می خواست بدانم در مورد این روز و روزگار چه فکر می کنید. من که درمانده ام.
خیال می کنم شما فکر می کنید من از هرباره و در همه ی امور برحق بوده ام.چه تعارفی!
خدا کند اشتباه کرده باشید. چه خوب می شد اگر حرفِ دلتان را می زدید.
من بسهمِ خودم تا بتوانم با تمامِ وجود می جنگم؛ گرچه در شمارِ مسن ترین خلبانان جنگ در همه دنیاهستم.سقفِ سنّی برای خلبانی ی جنگنده ی تک موتوره که من هدایت می کنم سی سالگی ست. تازه در این اواخر ، در ارتفاعِ ده هزارپایی بر فرازِ شهر ِ انسی موتورِ هواپیما از کار افتاد. درست همان روزی که من چهل و چهارساله شدم! وقتی داشتم با سرعتِ لاک پشتی بر فرازِ آلپ کژ مژ می شدم ،و خب طعمه ی بی دردِ سری برای شکاری های المانی هم بودم ، با فکر کردن به این که میهن پرستانِ کذایی در شمالِ آفریقا خواندنِ کتاب هایم را ممنوع کرده اند، لبخندی بر لبانم نشست:مسخره است. ß

دکتر مهدی روسفید:
خطر یقین؛ از ھیملر تا سیاست معاصر
اپوزیسیون، اراده و سقوط در توھم
تأملی در اخلاق قدرت و شکست اتکاء به بیرون
سیاست به مثابه میدان نفرت
اراده، توھم و فرسایش یک جامعه
آخرین پرواز؛
وداع با دوستی که از سرنوشت ملت ھا میگفت
پیمان ابراھیم؛ صلحی نا تمام در سایه ایران و فلسطین
گاھی تاریخ با صدای بلند فریاد نمیزند؛ بلکه آرام و بی صدا مسیر خود را عوض میکند. پیمان ابراھیم یکی از ھمان لحظه ھا بود. توافقی که نه فقط چند امضا بر روی چند برگ کاغذ، بلکه اعلام تولد نظمی جدید در خاورمیانه بود؛ نظمی که در آن بخشی از جھان عرب تصمیم گرفت اصل قدیمی «اول فلسطین، بعد رابطه با اسرائیل» را کنار بگذارد و مسیر دیگری را انتخاب کند. اما این پیمان دقیق برای چه بوجود آمد ؟اگر بخواھیم با نگاِه تحلیلی و مبتنی بر راستی آزمایی به موضوع نگاه کنیم، مھمترین اھداف آن را میتوان چنین خلاصه کرد:
١ -عادی سازی روابط سیاسی میان اسرائیل و برخی کشورھای عربی
٢ -ایجاد شبکه ای گسترده از ھمکاریھای اقتصادی و سرمایه گذاری
٣ -توسعه  ھمکاریھای علمی، فناورانه  و اطلاعاتی
۴ -افزایش ھماھنگی ھای امنیتی در منطقه
۵ -ایجاد موازنه در برابر نفوذ منطقه ای جمھوری اسلامی ایران
۶ -شکل دھی به نظم جدیدی در خاورمیانه با مشارکت اسرائیل و دولتھای عربی
در پس این توافق، تنھا مسئله روابط دیپلماتیک قرار نداشت. ھدف، ایجاد شبکھای از ھمکاریھای اقتصادی،فناورانه، اطلاعاتی و امنیتی بود که بتواند موازنه جدیدی در منطقه ایجاد کند. در این میان، نقش جرد کوشنر (Kushner Jared ،(مشاورارشِد و داماد دونالد ترامپ (Trump Donald ،(در طراحی و پیشبرِد این پروژه بسیار قابل توجه بودß
قدرت صبر
تأملی بر خطا، زمان و توھِم کنترل در سایه جنگ

چپ؛ روایت ناتمامِ رهایی انسان:
تأملی بر انسان، قدرت و آرزوی آزادی:
انسان تنها موجودی است که به جهانِ موجود رضایت نمی‌دهد.
او در برابر سرما آتش می‌آفریند، در برابر تاریکی چراغ روشن می‌کند و در برابر ستم مقاومت می‌کند. تاریخ انسان، پیش از آنکه تاریخ دولت‌ها، پادشاهان، پیامبران و فرمانروایان باشد، تاریخ این نارضایتی خلاق است؛ تاریخ تلاش برای عبور از آنچه هست به سوی آنچه می‌تواند باشد.
در این معنا، چپ را نمی‌توان صرفاً یک جریان سیاسی دانست. چپ یکی از نام‌های تاریخی این میلِ عبور است؛ میل انسان به رهایی از سلطه، فقر، تبعیض و بی‌قدرتی.
چپ از کتاب‌ها آغاز نشد. پیش از آنکه در نظریه‌ها نوشته شود، در زندگی انسان‌ها وجود داشت. در اعتراض برده‌ای که آزادی می‌خواست، در فریاد دهقانی که علیه بهره‌کشی برخاست، در اعتصاب کارگری که سهم خود را از ثروت تولیدشده مطالبه کرد و در مبارزهٔ زنی که خواهان برابری بود.
به همین دلیل، چپ را باید پیش از آنکه یک ایدئولوژی بدانیم، بخشی از تجربهٔ تاریخی انسان بدانیم؛ تجربه‌ای که از این پرسش آغاز می‌شود:
چرا برخی فرمان می‌رانند و برخی فرمان می‌برند؟ß

فرزندان یزدگرد سوم
منبع: تورج دریایی، ساسانیان، صفحات ۱۱۵ و ۱۱۶
فرزندان یزدگرد سوم[پس از حملهٔ اعراب] به شرق گریختند و از امپراتورِ سلسلهٔ تانگ، به نام گائوزوُنگ خواستند که در جنگ با مسلمانان عرب آنها را یاری دهد.
 پیروز، فرزند ارشد یزدگرد سوم، بین سال‌های ۶۵۸ تا ۶۶۳ م حکومتی با عنوان «مرکز فرماندهی ایران» در زَرَنج ایجاد کرد. چینی‌ها او را شاه قانونی ایران می‌شمردند، تا این که در سال‌های ۶۷۴ و ۶۷۵ م در گذشت و فرزندش، نَرسه، در تبعید پادشاه ایران شد.
 پیروز با مجسمهٔ سنگی‌اش نیز شناخته می‌شود که هنوز در مدخل آرامگاه گائوزونگ برپاست و این عبارت بر آن نقش شده است: «پیروز، پادشاه ایران، سردار بزرگ پاسداران دلیر و بر حق سلطنتی و فرماندهٔ کل سپاهیان ایران
در آنجا خاندان ساسان جایگاه سلطنتی خود را حفظ کرده بودند و سرداران نظامی به شمار می‌رفتند و پرستشگاه‌هایی در تون- هوانگ (شا-جو) وو - وی (لیانگ - چو)، چئانگ - آن (تأسیس ۶۳۱ م) و در لویانگ ساخته بودند و در کنار دیگر ایرانیانی می‌زیستند که به فعالیت‌های بازرگانی مشغول یا به دلیل تهاجمات مسلمانان به آنجا گریخته بودند. پسر دیگر یزدگرد سوم، بهرام (در منابع چینی آلوهان) کوشید تا سرزمین‌های از دست رفته را از مسلمانان عرب باز پس گیرد. گرچه او در نهایت موفقیتی به دست نیاورد… پسر بهرام، خسرو (در منابع چینی جولو)، که به کمک ترکان به خاک ایران حمله کرد، باز هم نتوانست مسلمانان را شکست دهد و این آخرین باری بود که می‌شنویم کسی از خاندان ساسان قصد باز پس گرفتن تاج و تخت ایران را داشته است.
منبع: تورج دریایی، ساسانیان، صفحات ۱۱۵ و ۱۱۶

02. Juni 2026

افشای شاخه مخفی موساد:«کار ما با ایران تمام نشده؛تازه شروع کرده ایم»
هنگامیکه دیوید(ددی) بارنیارئیس موساد شد، بازوی دیگری برای بی ثبات کردن ایران تأسیسکرد. اکنون رئیس اینشاخه، که با نام مستعار "O"
شناخته میشود،آنچه در پشت پرده رخ داده است را فاش میکند: چگونه مقامات ارشد رژیم از بیرون مجبور به کناره گیری میشوند«(این کار ارزانتر ازترور آنهاست)»، و چرا هنوز دلیل خوبی برای باور به سقوط رژیم وجود دارد.
نوشته تای لنعای
اسرائیل هیوم،پنجشنبه ۲۸ مه  ۲۰۲۶[ ۷خرداد ۱۴۰۵]

Secret Mossad branch revealed: 'We are not done with Iran. We are just getting started'
When David (Dadi) Barnea became Mossad chief, he established another arm to destabilize Iran. Now the head of the branch, O., reveals what happened behind the scenes: how senior regime officials are forced out from the outside ("it is cheaper than eliminating them"), and why there is still good reason to believe the regime will fall.
By tay lnai Israel Hayom, May 28, 2026
https://www.israelhayom.com/2026/05/28/secret-mossad-branch-revealed-we-are-not-done-with-iran-we-are-just-getting-started/

رستم قاسمی تقریبا از همان ابتدا خاری در چشم جامعه اطالعاتی اسرائیل بود. او در سال۱۹۷۹به سپاه پاسداران انقالب اسالمی پیوست،به عنوان افسر در جنگ ایران و عراق خدمت کرد،سپس به فرماندهی یک پایگاه دریایی منصوب و در اوایل دهه۲۰۰۰به یکی از چهره های مرکزی در تقویت نیروهایویژه نظامی ایران تبدیل شد. پس از بازنشستگی از ارتش، او به عنوان یک وزیرارشد دولتی و مشاور وزیردفاع خدمت کرد و به عنوان فردی نزدیک به رئیس جمهورابراهیم رئیسی شناخته میشد. جای تعجب نیس تکه اسرائیل هر حرکت او را زیرنظر داشت. ß

https://t.me/TahlilZamane/114111
تحلیل زمانه, [1 Jun 2026 um 23:23]
ولاییون و تله «ژنرال های پوشالی»،
وقتی دشمن برای ما ایستاده دست می زند!
احمد یغما
این روزها فضای مجازی پر شده است از ویدئوهایی با تیترهای وسوسه انگیز: «اعتراف تکان دهنده ژنرال سابق ارتش آمریکا»، «تحلیل افسر ارشد موساد از قدرت خیره کننده ایران»، «پیش بینی تحلیلگر روس از فروپاشی قریب الوقوع غرب» و امثال این‌ها
اما آیا تا به حال از خود پرسیده اید چرا دشمن باید تریبون های رسمی و غیررسمی اش را در اختیار کسانی بگذارد که علیه خودش و به نفع ما سخن بگویند؟ حقیقت تلخ است: این نه یک اعتراف، بلکه یک «فریب سیستماتیک» و «تله محاسباتی» است.
۱. مکانیزم فریب: غرور، مقدمه سقوط
هدف از وایرال کردن این کلیپ ها، ایجاد یک «غرور کاذب» و «خطای محاسباتی» در ذهن تصمیم گیران و توده مردم است. دشمن می خواهد ما را در مستی قدرت فرضی غرق کند تا به جای اتخاذ تصمیمات عاقلانه و اصولی، وارد «تله تقابل نابرابر» شویم. آن ها با زبان فریب، ما را به سمت صخره ای هل می دهند که سقوط از آن، خواسته نهایی صهیونیسم است
۲. هزینه یک باور غلط؛ چرا غافلگیر شدیم؟
باید با صراحت و شجاعت اعتراف کرد: یکی از دلایل اصلی که ما تصور می کردیم دشمن «جرأت» حمله به خاک ما یا هدف قرار دادن نمادهای قدرت ملی ما را ندارد، همین تحلیل های مغلطه آمیز و فریبنده بود. ما در تله «تمجیدهای دشمن» افتادیم و بر اساس همین ویدئوهای فریب، باور کردیم که دشمن از ما وحشت دارد! یا مثلا فلج شده و توان پاسخ ندارد. این «توهم بازدارندگی» که توسط خود رقیب و با زبان ژنرال های سابقش به ما تزریق شد، دقیقا همان جایی بود که راه را برای ضربات جبران ناپذیر اخیر هموار کرد
۳. درس های تاریخ؛ از جنگ سرد تا فریب «عملیات گوشت لذیذ»
این روش تازه ای نیست. در جنگ سرد، ک‌گ‌ب و سیا بارها با استفاده از «مهره های نفوذی در نقش تحلیلگر»، اطلاعات غلط را به خورد رقیب می دادند تا او را به سمت هزینه های کمرشکن نظامی یا آسودگی خاطر کاذب سوق دهند.
مثال تاریخی: در جنگ جهانی دوم، بریتانیا با عملیات معروف به «گوشت لذیذ» (Mincemeat)، جسد فردی را با مدارک جعلی افسر ارشد بریتانیایی در سواحل اسپانیا رها کرد. در آن مدارک، از زبان فرماندهان ارشد بریتانیا نوشته شده بود که حمله قرار است به یونان انجام شود، نه سیسیل! هیتلر با دیدن این «اسناد به ظاهر محرمانه و اعتراف گونه»، فریب خورد، تمام توان خود را به یونان برد و سیسیل را به سادگی از دست داد.
-
امروز، آن «جسدهای حامل خبر جعلی»، همین ویدئوهای وایرال شده ژنرال های سابق و تحلیلگران اجاره ای هستند
۴. تله رادیکالیسم هدایت شده
وقتی یک افسر سابق موساد از شکست ناپذیری ما می گوید، در واقع در حال «مشروعیت سازی» برای حمله سنگین کشورش به ایران است. او با بزرگ نمایی تهدید ایران، افکار عمومی جهان را قانع می کند که «ایران به قدری قدرتمند و خطرناک شده که باید همین امروز به آن حمله کرد». این یعنی ما با دستان خودمان، بنزین به آتش پروپاگاندای دشمن می ریزیم
۵. هشدار: بجای احساس غرور، عمق سیاست را ببینیم
سیاستمدار زیرک کسی نیست که از تمجید دشمن خوشحال شود؛ بلکه کسی است که بپرسد: «چرا دشمن می خواهد من احساس قدرت مطلق کنم؟» عناصر ناشناس یا حتی شناخته شده ای که امروز در نقش «دوست دار ایران» ظاهر شده اند، قطعات پازل فریب صهیونیستی برای کشاندن کشور به یک تقابل نظامی نابرابر و ویرانگر هستند. آن ها می خواهند ما «محاسبات واقعی» را کنار بگذاریم و بر اساس «توهمات تزریق شده» تصمیم بگیریم
مخلص کلام:
آگاهی، پادزهر فریب است. اجازه ندهیم اتاق های فکر تل آویو و واشینگتن با چند ویدئوی تقطیع شده و تحلیل های جهت دار، برای راهبرد ملی ما ریل گذاری کنند. هرگاه دیدید دشمن در حال ستایش «ماجراجویی نظامی» شماست، بدانید که تله ای بزرگ زیر پایتان پهن شده است.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

https://t.me/TahlilZamane/113995
تحلیل زمانه, [31 Mai 2026 um 13:27]
غزه دوم!
#صابر_گل_عنبری
 
جنوب لبنان که قرار بود مشمول آتش‌بس ایران و آمریکا باشد؛ اسرائیل طبق معمول پایبند نبود و بر شدت حملات خود نسبت به قبل از آن افزود؛ تا جایی که امروز این منطقه عملا به «غزه دوم» تبدیل شده است. آنچه اکنون در این منطقه می‌گذرد، از سیاست «زمین سوخته» هم فراتر رفته است.
وضعیت انسانی رقت‌باری حاکم است؛ روستاها و شهرها یکی پس از دیگری ویران می‌شوند و تا اینجا بیش از یک و نیم میلیون نفر آواره شده‌اند. خانواده‌هایی هم که از جنوب لبنان به بیروت و دیگر مناطق کشور پناه می‌برند، به ‌دلیل شکاف‌ها و چنددستگی‌های طایفه‌ای و سیاسی، چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند و زیر فشار قرار دارند.
از سوی دیگر، ارتش اسرائیل مناطق بیشتری را اشغال کرده و از تصرف قلعه تاریخی و راهبردی «شَقیف» خبر داده است؛ قلعه‌ای که بر مسیرهای رود لیتانی و دشت مرجعیون اشراف دارد و حدود ۸۰ کیلومتر با جنوب بیروت فاصله دارد.
در مجموع، در حالی که حزب الله بر خلاف تصورات قبلی اسرائیل ظاهر شد و اکنون پهپادهای «FPV» آن به بزرگ‌ترین تهدید و دردسر برای آن تبدیل شده‌‌اند، اما این رژیم رفته رفته در صرافت تغییر جغرافیای جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه حائل در حدود ۵۶۸ کیلومتر مربع از این منطقه است؛ مساحتی نزدیک به یک ‌و نیم برابر نوار غزه.
واقعیت این است که یکی از انگیزه‌های آتش‌بس در جنگ علیه ایران، فراهم شدن امکان تمرکز اسرائیل بر لبنان بود. جنگ با ایران و درگیر شدن اسرائیل در آن جبهه باعث شده بود که با وجود حملات سنگین و روزانه، نتواند تمرکز کافی به‌ویژه برای عملیات زمینی در جنوب لبنان داشته باشد. ضمن اینکه حملات هم‌زمان از لبنان و ایران، عملاً بخش بزرگی از جغرافیای اسرائیل را درگیر کرده و فشار امنیتی و اجتماعی خاصی ایجاد کرده بود. اما آتش‌بس نه تنها تنفسی برای ایران، آمریکا و منطقه بود؛ بلکه اسرائیل نیز از زیر بار فشار پیشگفته بیرون آمد و تمرکز لازم را روی جبهه لبنان پیدا کرد.
همچنین در پی وخیم‌تر شدن شرایط انسانی و ویرانی و آوارگی گسترده در جنوب لبنان، این حس میان مردم منطقه و آوارگان در حال گسترش است که به حال رها شده‌ و تنها مانده‌اند. البته نباید فراموش کرد که حتی پیش از ورود حزب‌الله به جنگ در کنار ایران، جنوب لبنان همواره در سطحی هدف حملات روزانه اسرائیل بود و اگر حزب‌الله هم وارد این جنگ نمی‌شد، تضمینی وجود نداشت که فجایع و جنایت‌های امروز رخ ندهد.
در مجموع می‌توان گفت با وجود تداوم قدرت آتش حزب‌الله، اما سرمایه ژئوپلیتیک ایران در جنوب لبنان در معرض تهدید وجودی و به تحلیل رفتن است.
در این میان هم در حالی که ایران همچنان در مذاکرات با آمریکا بر شمول لبنان در هر گونه توافقی پافشاری می‌کند و آن را از شروط چنین توافقی قرار داده است؛ اما واشنگتن عملا با کش دادن موضوع و مدیریت وقت فارغ از دلایل و انگیزه‌های دیگر، عملا در حال خرید زمان برای اسرائیل در لبنان نیز هست.
از این رو، احتمالا یکی دیگر از دلایل تعویق ازسرگیری حملات علیه ایران، نیاز اسرائیل به زمان بیشتر برای تمرکز بر جنگ در جنوب لبنان باشد؛ تا جنگ در این منطقه را به نقطه مطلوبی رساند. به ‌طور کلی، جنگیدن هم‌زمان در چند جبهه مطلوب اسرائیل نیست و ترجیح می‌دهد، در عین ملتهب نگه داشتن همه جبهه‌ها، تمرکز اصلی‌اش را روی یک جبهه بگذارد.
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

نبیه بری رئیس پارلمان لبنان: هیچ‌کس جز ترامپ نمی‌تواند یک آتش‌بس واقعی ایجاد کند ؛ این تنها راه است

رئیس‌جمهور لبنان، اظهار داشت: «مذاکره امن‌تر از جنگ است و ما برای توقف جنگ گزینه دیگری نداریم

نگرانی سازمان ملل از عدم رعایت آتش‌بس در لبنان؛ ادامه درگیری میان حزب‌الله و اسرائیل علی‌رغم اظهارات ترامپ
اسرائیل و حزب‌الله شامگاه گذشته با وجود اعلام دونالد ترامپ مبنی بر توافق برای توقف درگیری‌ها، به تبادل حملات ادامه دادند. این توافق قرار بود پیش از آغاز دور تازه مذاکرات میان مقام‌های لبنانی و اسرائیلی در دوم ژوئن در واشنگتن اجرایی شود. در واکنش به حملات اسرائیل به لبنان، سپاه پاسداران نیز تهدید کرده بود که «جبهه‌های جدیدی» را خواهد گشود. از سوی دیگر، دبیرکل سازمان ملل روز دوشنبه پیشنهاد داد که پس از پایان مأموریت نیروهای فعلی حافظ صلح در اواخر سال ۲۰۲۶، حضور نیروهای سازمان ملل در لبنان همچنان ادامه یابد.
منتشر شده در: 02/06/2026 - 10:05: روزآمد شده در 02/06/2026 - 10:11

پسری از داخل یکی از اتاق‌های آسیب‌دیده بیمارستان جبل عامل به ساختمانی ویران‌شده نگاه می‌کند که در پی حمله هوایی اسرائیل در شهر بندری صور در جنوب لبنان هدف قرار گرفته است، ۱ ژوئن ۲۰۲۶©      AP Photo/undefined

مجید روشن زاده:
زنگ خطر در دانمارک؛ آمادگی برای دفاع از گرینلند

نوک، کپنهاگ، واشنگتن، در سرمای سوزان زمستان، ساکنان شهر نوک، پایتخت گرینلند، شاهد ورود نیروهای نظامی دانمارک به جزیره بودند. آنچه در ظاهر یک رزمایش معمولی با عنوان «پایداری قطبی» به نظر می‌رسید، در واقع بازتاب نگرانی‌های فزاینده‌ای بود که در پی اظهارات دونالد ترامپ درباره ضرورت کنترل گرینلند شکل گرفته بود.
مقام‌های دانمارکی این رزمایش را صرفاً یک تمرین آموزشی نمی‌دانستند. گزارش‌ها حاکی از آن بود که کپنهاگ سناریوهای اضطراری مختلفی را برای مقابله با هرگونه اقدام احتمالی علیه حاکمیت خود بر گرینلند بررسی کرده است. در چارچوب این برنامه‌ها، نیروهای اعزامی تنها با تجهیزات زمستانی وارد جزیره نشدند، بلکه مهمات ویژه و تجهیزات پزشکی نیز همراه آنان بود.
بر اساس این طرح‌ها، در صورت بروز بحرانی جدی، نیروهای دانمارکی می‌توانستند باندهای فرودگاه‌های گرینلند را تخریب کنند تا از فرود هواپیماهای نظامی و انتقال نیروهای بیشتر جلوگیری شود. همزمان، مقادیر قابل توجهی خون و تجهیزات درمانی از بانک‌های خون دانمارک به جزیره منتقل شد تا در صورت وقوع درگیری، امکان رسیدگی به مجروحان فراهم باشد. چنین اقداماتی نشان می‌داد که کپنهاگ برای نخستین بار پس از دهه‌ها، حتی احتمال رویارویی با نزدیک‌ترین متحد خود، یعنی ایالات متحده، را نیز در محاسبات امنیتی خود وارد کرده است. ß

ایران: آتش‌بس در لبنان بخشی جدایی‌ناپذیر از هر توافق نهایی برای پایان جنگ است؛ واشنگتن چاره ای جز توافق ندارد

جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که حفظ و اجرای آتش‌بس در لبنان، یکی از ارکان اصلی هر توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ به شمار می‌رود. مقام‌های ایرانی همچنین تأکید کردند که تهران در برابر تشدید حملات اسرائیل به لبنان بی‌تفاوت نخواهد ماند و گزینه‌های مختلف برای پاسخ به این تحولات را بررسی می‌کند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه و عضو تیم مذاکره‌کننده ایران، اظهار داشت که آتش‌بس در لبنان بخش جدایی‌ناپذیر هر توافق برای توقف درگیری‌ها و پایان جنگ است. او تأکید کرد که ایران از هیچ اقدامی که در راستای تأمین امنیت خود و امنیت منطقه باشد، چشم‌پوشی نخواهد کرد.
بقائی با اشاره به تشدید حملات اسرائیل در لبنان گفت یکی از اهداف این اقدامات، از بین بردن فرصت‌های موجود برای پیشبرد راه‌حل‌های دیپلماتیک و بهبود شرایط منطقه است. به گفته او، نهادهای تصمیم‌گیر در ایران در حال بررسی گزینه‌های مختلف برای پاسخ به افزایش حملات اسرائیل در لبنان هستند.
وی همچنین تصریح کرد که ایران هر اقدامی را که برای حمایت از لبنان در برابر حملات اسرائیل لازم باشد، انجام خواهد داد و هشدار داد که ادامه نقض آتش‌بس می‌تواند به اقدامات عملی از سوی تهران منجر شود. او اسرائیل و ایالات متحده را به نقض آتش‌بس متهم کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با اشاره به وضعیت غزه و کرانه باختری گفت که همزمان با ادامه جنگ در سرزمین‌های فلسطینی، لبنان نیز با شرایطی دشوار روبه‌رو است و حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور بارها مورد تعرض قرار گرفته است.
بقائی همچنین از سکوت سازمان ملل متحد و شورای امنیت در قبال این تحولات انتقاد کرد و هشدار داد که ادامه این روند می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد. او تأکید کرد که بی‌توجهی به آنچه ایران از آن به عنوان جنایت‌های جنگی یاد می‌کند، بر صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیر خواهد گذاشت.
تمرکز تهران بر پایان جنگ، نه پرونده هسته‌ای
بقائی درباره روابط ایران و آمریکا نیز گفت که در شرایط کنونی هیچ مذاکره‌ای درباره جزئیات پرونده هسته‌ای در جریان نیست و اولویت اصلی تهران پایان دادن به جنگ استß

 


سعید پیوندی: قانون تشدید مجازات جاسوسی، دشمنی میان جامعه و حکومت را بیش‌تر می‌کند
/ نفیسه شرف‌الدینی
ماهنامه خط صلحپس از تصویب و ابلاغ «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی»، بحث‌های گسترده‌ای درباره‌ی پیامدهای حقوقی، سیاسی و اجتماعی این قانون شکل گرفته است.
 بسیاری از منتقدان معتقدند که گسترش مفاهیمی چون «همکاری با دولت متخاصم»، «فعالیت امنیتی» و «اقدام علیه امنیت ملی» می‌تواند مرز میان فعالیت‌های مدنی، علمی، رسانه‌ای و امنیتی را بیش از پیش مبهم کرده و زمینه‌ی گسترش نظارت، کنترل و سرکوب اجتماعی را فراهم کند.
 ماهنامه‌ی خط صلح برای بررسی ابعاد جامعه‌شناختی این قانون، تاثیر آن بر آزادی‌های مدنی، اعتماد اجتماعی، خودسانسوری و امنیتی‌سازی جامعه، با «سعید پیوندی»، جامعه‌شناس ایرانی و مدیر مرکز تحقیقاتی LISEC-Lorraine در دانشگاه لورن، به گفتگو نشسته است.
متن گفتگو با سعید پیوندی را در ادامه می‌خوانید:

https://t.me/paivandisaeed/220

کانال سعید پیوندی Paivandi, [31 Mai 2026 um 16:56]
ادگار مورن، اندیشه درهم‌تنیدگی و امید در دل عدم قطعیت
سعید پیوندی
ادگار مورن اندیشمند فرانسوی در سن 104 سالگی درگذشت. او معمار اصلی مفهوم "درهم‌تنییدگی" (Complexité) بود. شش جلد کتاب مهم او با عنوان روش (متد) را باید تلاش عظیمی برای بسط و تبیین مفهوم "درهم‌تنیدگی" دانست. اندیشه درهم‌تنیدگی یعنی روشی برای فهم ژرف واقعیت که به جای ساده‌سازی و تجزیهٔ پدیده‌ها به عناصر و متغیرهای جداگانه، بر پیوندها، تعاملات، تناقض‌ها و وابستگی‌های متقابل تأکید می‌کند.
"
طبیعتِ طبیعت" به فهم جهان فیزیکی از طریق رابطهٔ نظم، بی‌نظمی، سازمان و نظام‌ها می‌پردازد.
"
زندگیِ زندگی" به تبیین حیات به عنوان پدیده خودسامان و درهم‌تنیده اختصاص دارد.
"
شناختِ شناخت" هدف بررسی چگونگی شکل‌گیری شناخت و خطاهای شناخت انسانی را دنبال می کند
"
ایده‌ها"، درباره نقش ایده‌ها، ایدئولوژی‌ها و نظام‌های فکری در زندگی انسان است.
"
انسانیتِ انسانیت" نوعی بازاندیشی در هویت انسانی در سه ساحت فرد، جامعه و نوع بشر است.
"
اخلاق" کندوکاوی است درباره نقش اخلاق در پیوند ساحت‌های زندگی انسان.
سه پرسش بزرگ در شش کتاب او وجود دارد:
جهان (طبیعت و زندگی) چگونه سازمان می‌یابد؟ مورن نشان می‌دهد که جهان فقط از نظم ساخته نشده، بلکه از تعامل میان نظم و بی‌نظمی شکل می‌گیرد. موجودات زنده نیز نه فقط ماشین‌های زیستی که نظام‌هایی هستند که خود را بازتولید و سازمان‌دهی می‌کنند.
ما چگونه می‌شناسیم و می‌اندیشیم؟ مورن معتقد است هر شناختی در معرض خطا، توهم و محدودیت است؛ بنابراین باید خودِ فرآیند شناخت را موضوع شناخت قرار داد. ایده‌ها فقط ابزارهای ما نیستند؛ گاهی خودِ ما نیز تحت سلطهٔ ایده‌ها و ایدئولوژی‌ها قرار می‌گیریم. ß

کانال شخصی سعید پیوندی https://t.me/paivandisaeed

https://t.me/TahlilZamane/114001
تحلیل زمانه, [31 Mai 2026 um 14:29]
دو تسلیم در یک قرن
فتانه هویدا
در تاریخ معاصر ایران، دست‌کم دو بار سرنوشت کشور در برابر قدرت‌های خارجی به نقطه‌ای رسید که حاکمان میان «مقاومت تا نابودی» و «عقب‌نشینی برای بقا» ناچار به انتخاب شدند؛ تصمیم‌هایی تلخ که در زمان خود برای بسیاری از وطن‌دوستان بوی تحقیر و شکست می‌داد، اما شاید اگر گرفته نمی‌شد، چیزی جز ویرانی گسترده‌تر برای ایران باقی نمی‌ماند.
نخستین بار، در دوران پرآشوب مشروطه بود؛ زمانی که روسیه تزاری با غرور و تهدید، اخراج مورگان شوستر را از ایران خواستار شد. بسیاری از مشروطه‌خواهان این اولتیماتوم را توهینی آشکار به استقلال ایران می‌دانستند و فریاد مقاومت سر دادند. آنان حاضر بودند برای حفظ عزت ملی بجنگند، حتی اگر نتیجه آن شکست باشد. اما ناصرالملک راه دیگری را برگزید؛ راهی که از نگاه بسیاری بوی ترس و تسلیم می‌داد. او اولتیماتوم را پذیرفت تا شاید کشور از اشغال و خون‌ریزی بیشتر در امان بماند. هنوز هم تاریخ درباره آن تصمیم یک‌صدا قضاوت نمی‌کند؛ برخی آن را ضعف می‌دانند و برخی تلخ‌ترین شکل واقع‌بینی سیاسی.
بار دوم، ایران در آتش جنگ جهانی دوم گرفتار شد. ارتش متفقین از شمال و جنوب وارد کشور شدند و ایرانِ خسته و ناتوان توان ایستادگی نداشت. در آن روزهای سنگین، محمدعلی فروغی در مجلس شورای ملی متن پذیرش شرایط متفقین را قرائت کرد؛ کلماتی که برای بسیاری طعم تلخ شکست داشت. اندکی بعد، رضاشاه به تبعید رفت . شاید آن تسلیم، غرور یک ملت را زخمی کرد، اما در نگاه برخی، مانع از آن شد که ایران به میدان ویرانی کامل جنگ تبدیل شود.
در هر دو حادثه، ایران نه از موضع قدرت، بلکه از سر ناچاری تصمیم گرفت. انتخاب میان «مرگ با افتخار» یا «بقای زخمی» انتخابی نیست که بتوان به آسانی درباره آن داوری کرد. شاید به همین دلیل است که این لحظه‌های تلخ هنوز هم در حافظه تاریخی ایرانیان زنده‌اند؛ لحظه‌هایی که در آن‌ها میهن میان غرور و بقا سرگردان ماند.
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

از هرمس :
تحول ساختار قدرت
تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران نه محصول جنگ‌های اخیر یا بحران‌های مقطعی، بلکه نتیجه روندی بلند مدت در گسترش نفوذ نهادهای امنیتی و نظامی است.
 نویسنده با تمرکز بر مسیر سیاسی محمدباقر ذوالقدر، او را نماد نسلی می‌داند که در بطن سپاه پاسداران، دستگاه‌های اطلاعاتی و شبکه‌های امنیتی پرورش یافته و برخلاف نسل‌های پیشین، نیازی به میانجی‌گری میان حوزه سیاسی و نظامی ندارد.
 در این چارچوب، سپاه پاسداران از یک نهاد حافظ نظام به بازیگری تبدیل شده که در سیاست خارجی، اقتصاد و تصمیم‌گیری‌های کلان نقش تعیین‌کننده دارد.
 جمهوری اسلامی همچنان از زبان و نمادهای مشروعیت روحانی استفاده می‌کند، اما در عمل بیش از پیش بر قدرت سازمان‌یافته نهادهای امنیتی تکیه دارد.
 از این رو، ایران امروز نه یک حکومت نظامی کلاسیک، بلکه نظامی است که در آن هسته اصلی قدرت در اختیار ساختار امنیتیِ نهادینه‌شده‌ای قرار گرفته که از حاشیه به مرکز سیاست منتقل شده است.

دکتر مهدی روسفید:
مدیریت بحران؛ تفاوت میان حل مسئله و جست وجوی مقصر

سالهای زیادی به این موضوع فکر کرده ام که تفاوت اصلیِ ما با بسیاری از جوامعِ پیشرفته،  بویژه کشورهایی مانند آلمان دقیقا در چیست. هرچه بیشتر اندیشیده ام، بیشتر به این نتیجه رسیده ام که تفاوت نه در هوش انسانهاست، نه در استعداد و نه حتی در امکانات و منابع مالی؛ بلکه در شیوه نگاه به بحران و نحوه برخورد با مشکلت نهفته است.

کاستور و پولکس، آن دو برادر اسطورهای یونان، یادآور این حقیقت اند که وفاداری گاه از مرگ نیز ماندگارتر است.
میان موج و وطن

زندان، زندانبان و سرنوشت تکرارشوندٔه ما
ھوشنگ ابتھاج، «سایه »، در یکی از خاطراتش روایت میکند که  روزی در سلول زندان نشسته بود.
ناگھان از جایی در زندان، صدای محمدرضا شجریان بلند شد که  میخواند:
«ای ایران، ای سرای امید...»
سایه میگوید بی اختیار شروع به  گریه  کردم. ھم سلولی اش با تعجب از او میپرسد: «چرا گریه میکنی؟» و او پاسخ میدھد: ...«برای اینکه  شعر این ترانه  را من گفته ام.»

دموکراسی و شجاعت زیستن با تفاوت
 هرچه زمان میگذرد، بیشتر به این نتیجه میرسم که دموکراسی پیش از آنکه یک نظامِ سیاسی باشد، یک فضیلت اخلاقی و یک بلوغِ فکری است.

انسان، بحران و تجارت سقوط دیگری
بعضی از انسانھا، بوی فروپاشی را زودتر از گرگھا حس میکنند. نه  فروپاشی جسم؛ فروپاشی روح.
لحظه ای که  انسان دیگر خسته  تر از آن است که  بجنگد، زیر فشار خم شده، در سکوت فرو رفته و زندگی اش
فقط به نخ باریکی بند است.

برلین، قھوه و تاریخ قدیمی «یوبل پرشرھا » (ایرانیھای ھوراکش)
روایتی طنزآلود از ملتی که یا در حال نجات دنیاست یا در حال به  ھمزدن آرامش آن.

برای اولین بار تدریس خط زبان فارسی در سرتاسر کشور تاجیکستان در حضور امام علی رحمان ریس جمهور تاجیکستان به اجرا در آمد و حذف تدریجی زبان روسی از فرهنگ تاجیکستان کلید خورد

Amiri
@OfficialPersiaTwiter

https://t.me/TahlilZamane/114053
تحلیل زمانه, [1 Jun 2026 um 08:21]
رؤیایی که سرابی بیش نبود؛ هنگامی که بغض کسرایی در شوروی ترکید

این عکس یادآور روایتی تلخ و تکان‌دهنده از دیدار این شاعر مطرح با استاد محمدرضا شجریان در مسکو است که پرده از فرجامِ دردناک آرمان‌های سیاسی برمی‌دارد. کسرایی که با سودای مدینه فاضله مارکسیستی به شوروی پناه برده بود، در دیداری با خسرو آواز ایران، با چشمانی اشک‌بار پیغامی هولناک برای هوشنگ ابتهاج (سایه) فرستاد: «ما فریب خوردیم؛ اینجا هیچ خبری نیست!» این عکس، یادآور لحظه‌ای‌ست که شاعرِ «آرش کمانگیر» در بن‌بست غربت، هم‌سنگرانش را از ادامه راهی که به ویرانی ایران ختم می‌شد، منع کرد.
این تصویر روایتی است از فرجام تلخ کسانی که با امید به وعده‌های پرزرق‌وبرقند بیگانگان، راهی بر میگزینند که پایانش جز سرخوردگی، غربت و اعتراف به فریب چیزی نیست. این روایت، هشداری است برای کسانی که هنوز دلشان به شعارهای بیرون‌ساخته و نسخه‌های بیگانه و ضد ایرانی بسته‌اند که تاریخ بارها نشان داده، هر راهی که در نادانی از واقعیت ایران داشته باشد، به آبادانی نمی‌رسد و پایانش جز حسرت و ویرانی نخواهد بود.
پاینده ایران
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

پس از شکست در ایران، آیا کوبا به هدف بعدی دولت ترامپ؟

روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی هشدار داده است که توجه دولت ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ به طور فزاینده‌ای به سوی کوبا معطوف شده و نشانه‌هایی وجود دارد که می‌تواند از تشدید تنش‌ها میان واشنگتن و هاوانا حکایت داشته باشد.
به نوشته این روزنامه، طرح اتهام علیه رائول کاسترو، رئیس‌جمهور پیشین کوبا، یادآور اقداماتی است که پیش از رویارویی‌های واشنگتن با برخی دولت‌های آمریکای لاتین صورت گرفته بود. ایالات متحده کاسترو را در ارتباط با سرنگونی دو هواپیما در سال ۱۹۹۶ به مشارکت در قتل شهروندان آمریکایی متهم کرده و چندین اتهام کیفری علیه او مطرح کرده است.
گاردین معتقد است این اقدام شباهت‌هایی با اتهاماتی دارد که دولت ترامپ پیش‌تر علیه نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، مطرح کرده بود؛ اتهاماتی که بعدها مبنایی برای اقدامات تهاجمی‌تر واشنگتن قرار گرفت.
هم‌زمان، گزارش‌هایی از سوی منابع آمریکایی منتشر شده که مدعی‌اند کوبا بیش از ۳۰۰ پهپاد نظامی در اختیار گرفته است. به ادعای این منابع، این پهپادها می‌توانند پایگاه دریایی آمریکا در خلیج گوانتانامو را تهدید کنند. یکی از مقام‌های ارشد آمریکایی که نامش فاش نشده، این موضوع را «تهدیدی رو به افزایش» توصیف کرده است.
با این حال، گاردین این ادعاها را با تردید می‌نگرد. به باور این روزنامه، این تصور که کوبای گرفتار بحران اقتصادی ناگهان تصمیم به حمله به ایالات متحده بگیرد، چندان واقع‌بینانه نیست. نویسنده گزارش حتی این فضاسازی را با ادعاهای مربوط به «سلاح‌های کشتار جمعی» عراق پیش از حمله آمریکا به آن کشور مقایسه می‌کندß

صلح یا بازتولید سلطه؟ مسئله واقعی مذاکرات ایران و آمریکا

Bis 26.Mai 2026