https://t.me/TahlilZamane/104054 تحلیل
زمانه, [18 Jan 2026
um 14:59] آنان مردم
خود را نمی
کشند سعید
معدنی جامعه
شناس ۱۷دیماه ۱۴۰۴ جنایت
های
امپریالیسم
آمریکا نسبت
به سایر ملل
را میشناسیم.
آنها در جهت
تحقق منافع
ملیشان دهها
کودتای خونین
در سراسر جهان
انجام داده و
مردم سایر ملل
را غارت کرده
و کشور خود را
به توسعه و
پیشرفت
رساندهاند.
اما بندرت
اتفاق افتاده
که مردم خود
را بکشند. داستان
جورج فلوید که
یادتان هست.
یک جوان سیاهپوست
بهدست پلیس
کشته شد. چه
غوغایی در
کانال های تلویزیونی
و شبکههای
اجتماعی و
سراسر آمریکا
ایجاد شد. در
جریان حمله
انبوهی از
جمعیت معترض و
تسخیر مجلس (کنگره)آمریکا
در دوره نخست
ریاست جمهوری
ترامپ، که در
تاریخ آمریکا
بی سابقه بود
فقط یک معترض
کشته شد. آن هم
زنی بود که میخواست
وارد اتاق
نمایندگان
مجلس شود که
به ضرب گلوله
از پا درآمد.
البته چند
نفری هم بر
اثر فشار
جمعیت خفه
شدند. یک افسر
هم سکته کرد.
اما نکته
اساسی این است
که در جریان
این حرکت و
طغیان به این بزرگی
که قصد تسخیر
مجلس را داشت
فقط یک نفر کشته
شد! جنایات
اسرائیل علیه
مردم فلسطین،
غزه و بخشی از
مردم لبنان و
سایر
مسلمانان
جهان در ۷۰سال
گذشته رامی
دانید. شاید
جنایتکارترین
حکومت نسبت به
مردمان
کشورهای
همسایه خود
همین کشور
اسرائیل
باشد، اما این
حکومت با این
همه جنایات،
مردم خود را
نمی کشد، مگر
در موارد
بسیار
استثنایی.
جالب تر آنکه
اگر چه در
اسرائیل
قانون منع
اعدام وجود
ندارد اما در
تاریخ هفتاد
ساله این کشور
به دلیل حساسیت
بالای تشکل
های مدنی
اعدام صورت
نمیگیرد و
حتی برخی
مبارزان
فلسطینی که
دستگیر می
شوند و ار نظر
حکومت
تروریست
هستند باز هم
اعدام نمی
شوند. به همین
دلیل امثال
یحیی سنوار و
بسیاری دیگر
مبارزان
فلسطینی به
حبس طویل المدت
و یا حبس ابد
محکوم شده و
می شوند. هم
آمریکا و هم
اسرائیل
بیشترین
جنایت و کشتارشان
علیه دشمنان
شان را دارا
هستند. ولی مردم
خود را نمیکشند.
آنان در
جستجوی رفاه و
امنیت و توسعه
و پیشرفت مردم
خود هستند.
گاهی با خود
میگویم ما
مسلمانیم اما
آنها آیه قرآن
« أَشِدَّاءُ
عَلَى
الْكُفَّارِ
رُحَمَاءُ
بَيْنَهُمْ»
[بر كافران
سختگير [و] با
همديگر
مهربانند] را
بهتر از هر
کشور مسلمان
دیگری نسبت به
مردم خود اجرا
می کنند. همگان
میدانیم
اعتصاب جلیقه
زردها در
فرانسه ماهها
طول کشید
معترضان
بسیاری از
راهها را بسته
بودند و
تقریبا همه
امور کشور فلج
شده بود اما
تعداد کشتهها
آنقدر کم بود
که اصلا به
حساب نیامد.
فرانسویان با
تفنگ ساچمهای
جوانان شان را
کور نکردند.
آنان با سلاح
گرم به معترضان
حمله نکردند و
در زندانها
شورشیان
دستگیر شده را
اعدام نکردند.
زیرا میدانند
خشونت، خشونت
میآورد و اگر
حکومتی وارد
چرخه خشونت
شود، این چرخهی
شومِ بی پایان
تا آخر ادامه
خواهد داشت.
در جهان مدرن
کشتن مردم خود
توسط حکومت ها
یعنی پایان
راه صلح و
گفتگو. یعنی ایجاد
جامعه ناامن
با عقده های
فروخورده فراوان
و تکرار
اعتراض و
نارضایتی
مداوم. در
جریان جنبش
موسوم به جنبش
مهسا در سال ۱۴۰۱، وقتی
صبحگاهان
شنیدم که محسن
شکاری، ۲۲
ساله، اولین
جوان اعدام
شد. با خود
گفتم این حکومت
با خود چه می
کند؟ چرا
اینگونه به
کشتن خویش ایستاده
است؟! الان
عصر صفویه و
ناصرالدین شاه
نیست. اکنون
جامعه را جهان
ارتباطی،
فضای مجازی،
شبکه های
ماهواره ای،
اخبار و
پروپاگاندا
اداره میکند.
چرا حکومت به
این اشتباه
بزرگ دست زد؟
او فقط
خیابانی را
بسته بود به
باور حکومت
رعب ایجاد
کرده بود. آیا
از او و امثال
او که اکثرا
بیکار و بیآینده
هستند سوال شد
که چرا دست به
شورش میزنند؟
بی شک حکومت و
قدرت همیشه
فرصت اعدام آنها
را داشت. شاید
اگر آنها
اعدام نمیشدند
کمتر شاهد
حوادث تلخ و
غم انگیز
امروز بودیم.
حکومت های عقلانی
در عصر مدرن
با مردم شان
با تامل و صبر
و درایت رفتار
میکنند.
بسیاری از
حاکمان
کشورهای
توسعه یافته در
عصر مدرن مردم
خود را نمی
کشند.
چرا
گفتگوی ملی بر
سر بزرگترین
فاجعه سیاسی تاریخ
معاصر ایران؟ سعید
پیوندی پس از
زمانه سخت
سوگواری،
ماتم و اندوه
وصفناپذیر
باید به این
پرسش اساسی
پرداخت که بر
ما چه رفت و
چگونه این
کشتار
بیرحمانه
هزاران نفر در
خیابانها و
هولناکترین
و تلخترین
رخداد سیاسی
دوران معاصر
ایران شکل گرفت؟
آیا میتوان
گفت که جنبشهای
اعتراضی در
ایران صاحب یک
لیدرشیپ شدهاند؟
آیا آقای رضا
پهلوی میتواند
نقش یک رهبر
ملی و مورد
اعتماد همگان
که نوعی تفاهم
و همگرایی
جمعی در سطح
جامعه به وجود
آورد را ایفا
کند؟ پیآمدهای
این قتلعام
چه خواهد بود،
چه
دورنماهایی
وجود دارد و چگونه
جامعه از زیر
بار سنگین این
همه گلهای
پرپر شده کمر
راست خواهد
کرد؟ با خشونت
حکومتی چه
باید کرد و
جامعه از چه
ابزاری برای
دفاع از خود
برخوردار
است؟ آیا
رویکردها و
تاکتیکها
مناسب شرایط
بودند؟ این
پرسشها و دهها
پرسش دیگر این
روزها به گوش
میرسد و
موضوع بحثها
و جدلهای
فراوانی هم
شدهاند. ما
بیش از هر
زمان به جای
جدل کور و ویرانگر
پس از فاجعه
نیاز به یک
گفتگوی ملی
سنجشگرانه بر
سر "بر ما چه
گذشت؟" و "چه
باید کرد و نکرد؟"
داریم. بحث در
برنامه
رادیویی
پاراگراف اول
آقای محمد
ضرغامی در
رادیو فردا
مشارکتی است
در این گفتگوی
ملی. این
بحثها و پرسشها
نباید
کوچکترین
تردیدی
درباره نقش حکومت
دینی و
مسئولیت این
فاجعه بزرگ به
وجود آورند. برای
شنیدن این
گفتگو از لینک
زیر استفاده
کنید https://www.radiofarda.com/a/33656969.html کانال
شخصی سعید
پیوندی https://t.me/paivandisaeed
تمامیت
ارضی؛ نام
مقدس سرکوب ناصر
خورشیدی ـ
پرسش اصلی
دیگر این نیست
که چه کسی
شعار «تمامیت
ارضی» میدهد،
بلکه این است
که این شعار
در خدمت کدام
پروژه قدرت
است. وقتی این
مفهوم به پیششرط
هر گفتوگو
بدل میشود؛
وقتی حق تعیین
سرنوشت،
خودگردانی یا
بحث دربارهی
اشکال مختلف
همزیستی
سیاسی خط قرمز
اعلام میشود؛
و وقتی رسانهها
وظیفهی خود
را یکدستسازی
سیاسی میدانند،
با پروژهای
مواجهایم که
نه
دموکراتیک،
بلکه عمیقاً
اقتدارگرا و
سرکوبگر استß
22ژانویه2026 مهندسی
سکوت؛ قطعی
اینترنت در
ایران نیما
اکبرپور در
گفتگو با سپهر
عاطفی قطع
اینترنت در
ایران حالا
وارد هفتهی
سوم خود شده
است و بهتدریج
به بخشی قابل
انتظار از
سازوکار
سرکوب تبدیل
شده است. از
آبان ۱۳۹۸ تا
امروز،
اینترنت نهفقط
بهعنوان
ابزار
ارتباطی،
بلکه بهمثابه
میدان اصلی
نبرد بر سر
روایت، قدرت و
دیدهشدن عمل
کرده است. در
این گفتوگو
با نیما
اکبرپور، از
مسیر تاریخی
قطع اینترنت
در ایران شروع
میکنیم و به
این پرسش میرسیم
که چگونه
خاموشی
ارتباطات، هم
سرکوب را کمهزینهتر
میکند و هم
واقعیت را از
چشم جهان
پنهان. نیما
اکبرپور در
این گفتوگو
از «مهندسی
سکوت»،
اینترنت
طبقاتی، نقش
استارلینک،
مسئولیت شرکتهای
فناوری و
آیندهی
دسترسی به
اینترنت در
ایران میگوید؛
آیندهای که
بهزعم او، نه
صرفاً محصول
امید، بلکه
نتیجهی
روندهای
واقعی و
تغییرناپذیر
فناوری است.ß
رادیو
زمانه، پخش
رادیویی خود
را بار دیگر
آغاز میکند. هر شب از طریق
موج کوتاه در
باند ۴۹متر،
بر روی فرکانس
۵۹۰۰ khz از ساعت ۲۳:۳۰
تا ۰۰:۳۰
به وقت ایران. به ما کمک
کنید تا دیوار
سانسور را
بشکنیم و این
فرکانس و
اعلام را به
داخل ایران
برسانیم. بیایید
مطمئن شویم که
خبرهای درست،
روزانه به
اطلاع همگان
در ایران میرسد View
this email in your browser
تغییر زمین
بازی «گروههای
نیابتی»؛ جنگ
علیه مردم در
خیابانهای
ایران ۲۹/دی/۱۴۰۴ رادیو فردا یک
عضو گروه شبهنظامی
«حشد الشعبی»
عراق در کنار
عکس قاسم سلیمانی،
فرمانده
پیشین نیروی
قدس سپاه
پاسداران و
«پدرخوانده»
گروههای
نیابتی
جمهوری
اسلامی گزارشهای
متعددی از
مشارکت گروههای
نیابتی
جمهوری
اسلامی، در
سرکوب اعتراضهای
سراسری در
ایران منتشر
شده است؛
اعتراضهایی
که هفتم دی و
در واکنش به
سقوط شدید
ارزش پول ملی،
از بازار
تهران آغاز شد
و به سرعت به بسیاری
از نقاط کشور
رسید و فراگیر
شد. شعارها
در این اعتراضها
نیز از
مطالبات
اقتصادی
فراتر رفت و
به سوی خواست
سرنگونی
جمهوری
اسلامی و
همچنین حمایت
از شاهزاده
رضا پهلوی پیش
رفت. برخی
از گزارشها
از مشارکت
گروههایی از
جمله
«فاطمیون»،
متشکل از شبهنظامیان
شیعهٔ
افغانستانی،
«زینبیون»،
متشکل از شبهنظامیان
شیعهٔ
پاکستانی و
شماری از گروههای
شبهنظامی
شیعهٔ عراقی
در سرکوب
اعتراضهای
سراسری ایران
حکایت دارد؛
گروههایی که
جمهوری
اسلامی و بهطور
مشخص، نیروی
قدس سپاه
پاسداران،
برای نفوذ در
دیگر کشورها و
اجرای سیاستهای
جمهوری
اسلامی در
خارج از
مزرها، پایهگذاری
کرده و از آنها
حمایت میکند. یک
منبع آگاه
عراقی به
رادیو فردا
گفته که اعضایی
از گروههای
«کتائب حزبالله»،
«النجبا»،
«کتائب
سیدالشهدا»،
«عصائب اهل
حق»، «کتائب
امام علی» و
«انصارالله
الاوفیا»، طی
روزهای گذشته
برای دفاع از
جمهوری
اسلامی، به
ایران رفتند. پس
از اوج گرفتن
اعتراضهای
ایرانیان
نیز، ابو حسین
حمیداوی،
دبیرکل کتائب
حزبالله،
گروهی که از
سوی آمریکا
تروریستی
شناخته میشود،
در بیانیهای،
بر دفاع از
جمهوری
اسلامی در
ایران تأکید کرد.
او در این
بیانیه به
آمریکا هم
نسبت به حمله
به ایران
هشدار داد. انتفاض
قنبر، سخنگوی
معاون نخستوزیر
اسبق عراق که
ساکن ایالات
متحده آمریکا است،
در این باره
به رادیو فردا
میگوید: «به
من خبر رسیده
که جلسهای در
نجف میان
رهبران گروههای
مسلح از جمله
عصائب اهل حق،
کتائب حزبالله
و النجبا،
برای کمک به
نظام ایران
علیه مردمش برگزار
شد». او
با اشاره به
مشاهداتی از
عبور شبهنظامیان
تحت حمایت
تهران از عراق
به ایران گفت:
«شاهدان عینی،
چندین مورد از
عبور گروههایی
از جوانان به
خاک ایران به
بهانه زیارت گزارش
کردند. آنها
سوار اتوبوسهایی
بودند که بر
خلاف عادت،
آرم شرکتهای
گردشگری نداشت.
فقط جوان
بودند،
خانواده
همراه آنها
نبود. به
گفتهٔ شاهدان
عینی، ورود
این اتوبوسها
به خاک ایران
از چند گذرگاه
از جمله شلمچه
و زُرباطیه
ثبت شده است».
The Guardian: Iranians on a blocked street during
protests in Tehran.
Photograph: MAHSA/Middle East Images/AFP/Getty Images 20 ژانویه 2026 جز
جستجوی آزادی
راه دیگری نمیشناسیم
ــ نامهای از
تهران این
نامه را
یکشنبه ۲۱ دی
ماه برایت
نوشتم و حالا
که ده روز
گذشته در چند
دقیقهای که
به اینترنت
وصل شدم برایت
میفرستم.
خواستم
تصویری از این
روزها را در
کلمه بریزم تا
بخوانی و شاید
دوری را کمی
دورتر کنی.
این بار با
همهی آنچه
پیشتر تجربه
کردیم تفاوتهای
معناداری
دارد. *** مردم
در خیابان
نامی را صدا
میزنند که ۴۷
سال پیش از
کشور بیرون
رانده شده بود.
جمهوری
اسلامی ۴۷ سال
تلاش کرد این
نام را به ننگ
بدل کند و
نتوانست. جنبشهای
اجتماعی هم در
این سالها
تلاش کردند
جامعهی مدنی
بسازند ــ
کتابها
نوشتند که
خوانده نشد،
به زندانهای
طولانی رفتند
که چندان دیده
نشد و همهی
آنچه را در
چنته داشتند
پیش گذاشتند
که شاید روزی
از استبداد
خلاص شویم،
اما نشد که
نشد. حالا خشم
در دل مردم
چنان بزرگ شده
که دیگر نمیخواهند
مسیر آهسته و
پیوستهی
جنبشهای
اجتماعی را
پیش بگیرند و
از همین جامعهی
نحیف مدنی با
خطاب و عتاب
میپرسند که
چه کردید برای
ما. انواع
جنبشهای
زنان، کارگری
و دانشجویی در
این سالها
تلاش کردند،
اما در سایهی
سرکوب گسترده
اندک اندک
توان تشکلیابیشان
را از دست دادند.
در دههی ۱۳۸۰
توانسته
بودند کمی در
بین خودشان
شبکهسازی
کنند و ارتباطهای
بین آنها
گسترده بود.
در آن زمان
چندین تجمع
مشترک برای
روز جهانی زن
و روز جهانی
کارگر برگزار
کردند. اما
موج سرکوب،
چنان به دلشان
زد که بیشترشان
را به کشورهای
دیگر پرتاب
کرد. آنها هم
که ماندند از
حبسی به حبس
دیگر رسیدند.
آنچه به این
گروهها
بسیار آسیب
رساند، بیاعتمادی
به همرزمانشان
بود که از پی
هر بازداشت در
اتاقهای
بازجویی در
ذهنشان نشست. ß
چه
شد که «والاستریت
ژورنال» تجزیه
ایران را
فرصتی راهبردی
می بیند؟ سیاوش
قائنی انباشتِ
بحرانهای
خود ساخته
حاکمیت،
تجزیه ایران
را برای غرب
جذاب کرده است مقدمه روزنامهٔ
«والاستریت
ژورنال»، که
زیر نظر شرکت
رسانهای «
روپرت مردوک »
ـ سرمایه دار
رسانهای
راستگرا و
محافظهکار
با گرایشهایی
همسو با
دونالد ترامپ
ـ منتشر میشود،
در مقالهای
به تاریخ ۱۶
ژانویهٔ ۲۰۲۶، برای
نخستین بار بهصراحت
فروپاشی
ایران را نه
بهعنوان یک
تهدید، بلکه
بهمثابه فرصتی
استراتژیک
برای غرب
بررسی کرده
است. «شاید
ایرانِ تکهتکهشده
آنقدرها هم
بد نباشد.»
«مرزهای
این کشور
مصنوعی هستند
و فروپاشی آن
میتواند
منافع روسیه،
چین و دیگر
کشورها را به
چالش بکشد.» چنین
لحن صریح و
تحلیل
مستقیمی،
نشانهای از
تغییر گفتمان
رسانهای غرب
است؛ پیشتر،
بحث دربارهٔ
تکهتکهشدن
ایران عمدتاً
به اتاقهای
فکر امنیتی و
محافل تحلیلی
محدود بود و
رسانههای
جریان اصلی آن
را فرضی،
غیرعملی یا
حتی تابو میدانستند. آنچه
این بار
متفاوت است،
علنی شدن
تحلیل و بررسی
فواید
احتمالی
فروپاشی
ایران است.
ضعف داخلی
کشور، بحرانهای
اقتصادی و
اجتماعی و
نارضایتی
گسترده مردم
باعث شدهاند
که این موضوع
از حالت
محرمانه خارج
شود و رسانههای
رسمی با زبانی
مستقیم و
هشداردهنده،
به بررسی چنین
سناریویی
بپردازند. باید
خطر بالقوهٔ
سخن گفتن علنی
دربارهٔ تجزیه
ایران را به
دقت لحاظ کرد،
زیرا این
بیان علنی میتواند
بهتدریج
پذیرش و عادیسازی
این سناریو را
در ذهن افکار عمومی
و سیاستگذاران
ایجاد کند و
این روند خود
میتواند به
عاملی سیاسی
تبدیل شده و
بر گفتمان و
سیاستهای
غرب نسبت به
منطقه اثر
بگذارد. ۱- ریشهها
و پیشینهٔ
تاریخی ایدهٔ
تجزیهٔ ایران پیشتر،
نویسنده در
چندین نوشتار
و مقاله به
بررسی طرحها
و ایدههای
تجزیهٔ ایران
پرداخته است،
از جمله در
مقالههای:
«نگاهی به
بحرانهای
منطقهی «غرب
آسیا» در پرتو
گذار به «نظم
نوین جهانی»»
(در دو بخش) و
«تلاشهای
«غرب» برای
طراحی
خاورمیانه
بزرگ»ß
رسانههای
اسرائیلی و
روایت تردید
ترامپ در
برابر ایران رسانههای
اسرائیلی به
بررسی دلایل
عقبنشینی
دولت دونالد
ترامپ از حمله
نظامی به ایران
پرداختهاند؛
تصمیمی که با
وجود موجی از
تهدیدها و گزارشها
درباره نزدیک
بودن اجرای آن
اتخاذ شد. در این
چارچوب،
رادیوی ارتش
اسرائیل فاش
کرد که مقامهای
پنتاگون
نگران نبود توان
آتش کافی
آمریکا در
خاورمیانه
برای مهار پاسخ
احتمالی
ایران بودهاند.
به بیان دیگر،
هراس از
واکنشی که
مهار آن از
کنترل خارج
شود، عامل
اصلی تردید
واشنگتن بوده
است. وبسایت
«زمان
اسرائیل» نیز
نوشت مشکلی که
ترامپ با آن
روبهروست،
ساده و مقطعی
نیست. ترامپ تصور
میکرد میتواند
ضربهای قاطع
به ایران وارد
کند، اما
هشدارهایی دریافت
کرد که چنین
اقدامی ممکن
است او را
وارد درگیریای
گسترده و حتی
جنگی تمامعیار
کند. در
همین فضا،
اصطلاحی طعنهآمیز
در محافل
سیاسی و رسانهای
اسرائیل رواج
یافته که سایهاش
بر این بحران افتاده
است: «TACO»؛
مخفف عبارت Trump AlwaysChickens
Out. این
تعبیر به
الگویی
تکرارشونده
اشاره دارد که
در آن ترامپ
با رسیدن به
نقطه فشار
واقعی، عقب مینشیند.
منتقدان میگویند
این رفتار
دیگر یک لغزش
اتفاقی نیست،
بلکه نشانه
ناتوانی او در
فهم عمیق
بحرانها و پیچیدگیهایشان
است. با این
حال، ترامپ
تلاش کرد این
عقبنشینی را
بهعنوان
«موفقیت» جلوه
دهد. او از
طریق فرستادهاش
به
خاورمیانه،
استیو
ویتکاف، مدعی
شد که این
تصمیم به دلیل
آنچه «تعلیق
برخی اعدامها
و کاهش خشونت
در ایران»
خواند، اتخاذ
شده است؛
ادعایی که بیشتر
به توجیهی
سیاسی شباهت
داشت تا
تحلیلی واقعبینانه. این
روایت، بهروشنی
خوانشی سطحی و
گمراهکننده
از واقعیت را
نشان میدهد و
ناتوانی در
درک موازنه
واقعی قدرت را
عیان میسازد. از نظر
فنی نیز تهران
موفق شد
کارایی برخی
از مهمترین
ابزارهای
ارتباطی مورد
اتکای
مخالفانش را
مختل کند؛ از
جمله شبکه
ماهوارهای
استارلینک
متعلق به شرکتSpaceXکه بخشی
از زیرساختهای
پشتیبانی
اطلاعاتی و
فنی مرتبط با
پنتاگون بهشمار
میرود. در
نهایت، مقامهای
رسمی ایران
تأکید کردند
که کشور در
وضعیت آمادگی
کامل نظامی
قرار داشته و
هرگونه حمله
با پاسخی
گسترده و بدون
محدودیت روبهرو
میشد؛ پاسخی
که پایگاههای
آمریکا در
منطقه و
اسراییل را
هدف قرار میداد.
همین واقعیت،
ترامپ را به
هزینه سنگین
هرگونه تشدید
تنش و خطر
خروج آن از
کنترل متقاعد
کرد.
»دستور
صادر نشد»: پشتپرده
تصمیم ترامپ
برای حمله نکردن
به ایران
18. Januar 2026 von باراک
راوید صبح روز
چهارشنبه، دهها
نفر از مقامات
ارشد نظامی،
سیاسی و
دیپلماتیک در
واشنگتن و
سراسر
خاورمیانه
باور داشتند
که حمله
آمریکا به
ایران مسئله
چند ساعت آینده
است. اما تا
بعدازظهر
روشن شد که
دستور صادر
نخواهد شد و همه
چیز متوقف شده
است. این را
مقامهای
آمریکایی
گفتهاند. تصویر کلی در طول هفته
گذشته، رئیسجمهور
ترامپ تمایل
داشت از حمله
حمایت کند. اما
به دلیل کمبود
نیروهای
نظامی کافی در
منطقه،
هشدارهای
متحدانی
مانند
اسرائیل و
عربستان
سعودی،
نگرانی
مشاوران
ارشدش درباره
پیامدها و
اثربخشی
گزینههای
نظامی مطرحشده،
و همچنین وجود
یک کانال تماس
محرمانه مستقیم
با ایرانیها،
رئیسجمهور
هنوز ماشه را
نکشیده است. شرح روند
تصمیمگیری
ترامپ در ده
روز گذشته بر
اساس گفتوگو
با چهار مقام
آمریکایی، دو
مقام اسرائیلی
و دو منبع
دیگر آگاه از
مذاکرات پشتپرده
است. آغاز ژانویه:
ماجرا جدی میشود اگرچه ترامپ
در ۲
ژانویه
نخستین بار
تهدید کرد که
در صورت کشتار
معترضان توسط
رژیم ایران
مداخله خواهد
کرد، چند روز
طول کشید تا
دولت او
اعتراضها را
بهعنوان
لحظهای
بالقوه
سرنوشتساز
برای ایران
تلقی کند. بر پایه
اطلاعات
محدود
میدانی،
نهادهای اطلاعاتی
آمریکا در
ابتدا برآورد
کردند که اعتراضها
شتاب کافی
برای تهدید
جدی رژیم
ندارند. سازمانهای
اطلاعاتی
آمریکا دادههای
کافی درباره
گستره اعتراضها
و شمار کشتهها
در اختیار
نداشتند. اوضاع در ۸ ژانویه
تغییر کرد؛ زمانی
که اعتراضها
در تهران و
شهرهای دیگر
شدت گرفت.