گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 19.Dezember 2025 April 2026

24. April 2026

Machtwechsel im Iran
Die zentrale Führung in der Islamischen Republik liegt nun bei der Revolutionsgarde. Der Einfluss der Hardliner in Teheran wächst – mit weitreichenden Folgen für die Region
BLZ, 15.04.2026, von RUSLAN SULEYMANOV
Wir haben das Regime bereits gewechselt. Wir haben es jetzt mit völlig anderen Leuten zu tun, mit denen noch nie jemand verhandelt hat. Eine völlig andere Gruppe. Ich betrachte dies daher als Regimewechsel“, erklärte US-Präsident Donald Trump vor etwa zwei Wochen.
Als er Ende Februar die gemeinsame Militäroperation der USA und Israels gegen den Iran startete, verstand Washington unter dem Begriff „Regimewechsel“ offensichtlich etwas anderes. Doch Trump hat nicht ganz Unrecht. Ein Regimewechsel in der Islamischen Republik hat tatsächlich stattgefunden.
Während der ersten 40 Kriegstage widerstand der Iran nicht nur den Vergeltungsschlägen Israels, der USA und deren Verbündeter und organisierte selbst welche, sondern das Land überstand auch einen Machtwechsel. Nach der Ermordung des Obersten Führers Ayatollah Ali Chamenei, der Iran seit 1989 regiert hatte, wurde am 8. März sein 56-jähriger Sohn Modschtaba zum neuen Rahbar gewählt.

Vor dem Krieg hätte dieses Nachfolgeszenario viele in der iranischen Führung verärgert. Selbst Ali Chamenei schien gegen die Thronfolge seines Sohnes zu sein. 2017 verurteilte er die Erbmonarchie und verglich die Machtübergabe vom Vater auf den Sohn mit der Weitergabe eines Kupfergefäßes für die Waschung im Badezimmer.
Unter den Bedingungen des militärischen Konflikts verlief der Machtwechsel jedoch in einem drastischen Szenario. Modschtaba Chamenei trat nur selten öffentlich in Erscheinung, und seine Reden sind online kaum zu finden. Dennoch ist allgemein bekannt, dass er im Iran-Irak-Krieg (1980–1988) diente und enge Verbindungen zu der Islamischen Revolutionsgarde (IRGC), der Prätorianergarde der Führung in Teheran, knüpfte.
Modschtabas Wahl signalisiert nun mehr als alles andere den Machtwechsel in Teheran vom Klerus zu den Sicherheitskräften der Islamischen Republik.
Der Aufstieg der IRGC zur Macht im Iran begann in den 1980er-Jahren. Ihre ursprüngliche Aufgabe war der Schutz der Errungenschaften der Islamischen Revolution von 1979, darunter das Prinzip der Welayat-e Faqih, also der Herrschaft des höchsten religiösen Autoritätsträgers. à

Majid Roshanzadeh
گزارش: افزایش تردیدها درمورد امکان انتقال نظامی اورانیوم غنی‌شده ایران

روزنامه بریتانیایی تلگراف در گزارشی به بررسی چالش‌ها و خطرات تلاش احتمالی ایالات متحده برای خارج کردن اورانیوم غنی‌شده ایران از طریق اقدام نظامی پرداخته است. ناتاشا لیک، نویسنده این گزارش، به تجربه‌های اندرو وبر، مقام پیشین حوزه امنیت هسته‌ای آمریکا، استناد می‌کند.
وبر که در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما در این حوزه فعالیت داشت، در سال ۱۹۹۳ هدایت عملیاتی موسوم به «پروژه سافیر» را بر عهده داشت. هدف این عملیات، انتقال مقدار قابل توجهی اورانیوم از قزاقستان بود که برای ساخت حدود ۲۰ سلاح هسته‌ای کافی به شمار می‌رفت. او تأکید می‌کند که چنین مأموریت‌هایی بسیار پیچیده هستند و نه سریع انجام می‌شوند و نه آسان؛ بلکه نیازمند تیم‌های فنی تخصصی و برنامه‌ریزی دقیق‌اند.
وبر با اشاره به همین تجربه، نسبت به تکرار چنین اقدامی در ایران هشدار می‌دهد. به گفته او، تلاش برای خارج کردن مواد هسته‌ای بدون توافق دیپلماتیک می‌تواند جان هزاران نیروی آمریکایی را به خطر اندازد. حتی تأمین امنیت تأسیسات نیز ممکن است هفته‌ها یا حتی یک ماه زمان ببرد، و در این مدت نیروهای آمریکایی به اهدافی آسیب‌پذیر برای پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد ایران تبدیل خواهند شد.
او هشدار می‌دهد که چنین عملیاتی در صورت تلفات سنگین انسانی، می‌تواند به «خودکشی سیاسی» برای دولت دونالد ترامپ تبدیل شود. بر اساس این گزارش، ایران در حال حاضر حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد که به گفته وبر، برای تولید حدود ۱۰ سلاح هسته‌ای کفایت می‌کند.
وبر راه‌حل واقع‌بینانه‌تر را در مذاکره می‌داند. او پیشنهاد می‌کند که همانند تجربه قزاقستان، خروج این مواد از طریق توافق انجام شود و حتی می‌توان از نقش یک کشور ثالث مانند قزاقستان یا پاکستان برای کاهش حساسیت‌های سیاسی استفاده کرد.
با این حال، شرایط کنونی با دهه ۱۹۹۰ تفاوت اساسی دارد. در آن زمان قزاقستان تمایل داشت از میراث هسته‌ای شوروی فاصله بگیرد، اما ایران تاکنون با انتقال اورانیوم غنی‌شده از خاک خود مخالفت کرده است.
در مجموع، این گزارش هشدار می‌دهد که هرگونه اقدام نظامی در این زمینه می‌تواند به بحرانی امنیتی با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی در منطقه منجر شود. به باور وبر، چنین تصمیمی نه تنها هزینه‌های انسانی سنگینی برای آمریکا خواهد داشت، بلکه به اعتبار بین‌المللی این کشور نیز آسیب جدی وارد خواهد کرد.

Mehran Barati
قانون محدودیت‌ رئیس جمهور آمریکا برای اعلان جنگ
قانون اختیارات جنگی که در سال ۱۹۷۳ پس از جنگ ویتنام تصویب شد، "War Powers Act" ،قصد دارد قدرت رئیس‌جمهور را برای صدور دستور اعزام به منطقه جنگی بدون تأیید کنگره محدود کند. طبق این قانون، رئیس‌جمهور فقط می‌تواند در شرایط اضطراری و بدون حکم یا اعلام جنگ از سوی کنگره، نیروهای رزمی را به مدت ۶۰ روز اعزام کند. این مدت می‌تواند حداکثر تا ۹۰ روز تمدید شود. با این حال، اگر رئیس‌جمهور از این محدودیت‌ها تجاوز کند، قانونگذاران هیچ راهی برای تحریم او ندارند، مگر با قطع بودجه، زیرا آنها بودجه فدرال را کنترل می‌کنند.
مجوز گسترده: در غیر این صورت، رئیس‌جمهور می‌تواند در صورتی که کنگره با قطعنامه‌ای به او اجازه دهد، نیروهای نظامی را به خارج از کشور اعزام کند. پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، قانونگذاران با اکثریت قاطع به جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت، چنین «مجوزی برای استفاده از نیروی نظامی» اعطا کردند. این «قطعنامه مشترک» حملات تلافی‌جویانه علیه «دولت‌ها، سازمان‌ها و افرادی» را که در برنامه‌ریزی و اجرای حملات تروریستی دخیل بوده‌اند یا به چنین سازمان‌ها و افرادی پناه داده‌اند، مجاز دانست. این امر اساس عملیات علیه القاعده و حامیان آن، طالبان، در افغانستان را تشکیل داد. تفسیر گسترده از «اسکان» افراد و سازمان‌ها، مبنای عملیات بیشتر در سال‌های اخیر بوده است. به عنوان مثال، دولت اوباما گروه تروریستی «دولت اسلامی» (داعش) را به عنوان متحد القاعده طبقه‌بندی کرد تا اقدام علیه آن را توجیه کند. در سال ۲۰۱۵، دولت تلاش کرد تا مجوز مبارزه با القاعده را با مجوز جدیدی که به طور خاص برای داعش طراحی شده بود، جایگزین کند. با این حال، این تلاش ناموفق بود.

Majid Roshanzadeh
آیا اسپانیا می تواند شرف اروپا را نجات دهد؟ - مادرید و‌ «سمت درست تاریخ»؛ دیپلماسی اخلاقی در برابر سیاست قدرت

از زمان حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، دیپلماسی اسپانیا با تکرار عبارتی معنادار تلاش کرده است جایگاه خود را در صحنه بین‌المللی تعریف کند: دولت سوسیالیست به رهبری پدرو سانچز «در سمت درست تاریخ» ایستاده است. این ادعا تنها یک موضع‌گیری لفظی نیست، بلکه به یکی از ارکان اصلی جهت‌گیری سیاست خارجی مادرید در دوره‌ای از تنش‌های فزاینده جهانی بدل شده است.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بر سیاست قدرت و مداخله نظامی تکیه دارند، اسپانیا خود را به‌عنوان مدافعی صریح از حقوق بین‌الملل و حقوق بشر معرفی کرده است. سانچز به‌طور آشکار از آنچه «استانداردهای دوگانه» در رفتار اتحادیه اروپا با بحران‌های اوکراین، غزه، ایران و لبنان می‌خواند، انتقاد می‌کند.
مسیری متفاوت در اروپا
در میان کشورهای اروپایی، موضع اسپانیا به‌وضوح متمایز است. در حالی که آلمان حمایت از اسرائیل را بخشی از منافع بنیادین خود تعریف می‌کند و برخی دیگر از کشورها رویکردی محتاطانه یا سکوت‌آمیز در پیش گرفته‌اند، مادرید با صراحت عملیات نظامی در خاورمیانه را محکوم می‌کند. این رویکرد ریشه در سنت دیرینه سیاست خارجی اسپانیا دارد که همواره بر تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی قدس (اورشلیم)شرقی تأکید کرده است. ß

 

مھدی روسفید
سیاست، جنگ و مرِز اخلاق
 سیاست، در معنای دقیق خود، میدان رقابت است. میدانی که در آن انسانھا برای تعیین سرنوشت خود وارد بازی میشوند، تلاش میکنند، شکست میخورند و دوباره بازمیگردند. در این میدان، برد و باخت نه تنھا  در ھمین چرخه نھفته است: اجتناب ناپذیر است، بلکه بخشی از قاعدهی بازی است. زیبایی سیاست نیز دقیقا اینکھ ھیچ شکستی نھایی نیست و ھیچ پیروزیای دائمی. در جوامعی کھ نھادھا شکل گرفته اند، این قاعده معنا پیدا میکند. شکست، به معنای حذف نیست؛ به معنای بازگشت است. بازنده میتواند در دورهای دیگر، در انتخاباتی دیگر، در ساختاری دیگر، دوباره رقابت کنددß

مھدی روسفید
توھِم تغییر در عصر گفتارزدگی
 ھر آنچه در سطح گفتوگو باقی بماند، به راحتی قابل انکار است. حرف، تعھد نمیآورد؛ ھزینه ندارد؛ امروز گفته میشود و فردا به سادگی پس گرفته یا فراموش میشود. اما نوشته کیفیتی دیگر دارد. نوشته میماند، ثبت میشود، قابل رجوع است، قابل نقد است، و مھمتر از ھمه، الزام به پاسخگویی میآورد. کسی که مینویسد، به ھمین دلیل است که بسیاری از گفتن فراتر نمیروند. ناچار است پشت آنچھ گفته بایستد، و دقیقا در فضای سیاسی اپوزیسیون ایران - بھویژه در خارج از کشور - با پدیدهای روبھرو ھستیم که میتوان آن راß


حشمت‌الله طبرزدی، فعال سیاسی و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران
، در پیامی از زندان مرکزی اصفهان که برای دویچه‌وله فارسی ارسال شده، وضعیت کنونی جامعه ایران را "حبس، سوگ و ایستادگی هم‌زمان" توصیف کرده و از رهبران کشورهای آزاد خواسته است در برابر سرنوشت ایران دچار مصلحت‌اندیشی و تردید نشوند.
او در این پیام که روز ۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ از زندان ارسال شده، تأکید می‌کند که جامعه ایران با وجود فشارها و سرکوب، همچنان بر خواست‌های بنیادین خود پافشاری می‌کند.
طبرزدی در این پیام می‌نویسد: «اکنون ایرانیان پشت دیوارهای بلند کشور خودشان، زندانی، سوگوار و استوارند. امروز رهبران جهانِ آزاد در دولت‌ها، سازمان‌ها و نهادها نباید ایران را قربانیِ عافیت‌طلبی، سهم‌خواهی و دودلی کنند. ایران با وجود رهبرانی متکثر اما متحد، در پی آزادی، برابری و آبادی است
حشمت‌الله طبرزدی جمعه ۱۶ ژانویه در پیام دیگری نیز خطاب به نهادهای بین‌المللی و افرادی که به جامعه ایران دسترسی دارند، چارچوبی برای مدیریت دوران گذار سیاسی در ایران ارائه کرده بود.
او با معرفی خود به‌عنوان "قدیمی‌ترین زندانی سیاسی و روزنامه‌نگار ایران"، بر ضرورت شکل‌گیری یک ساختار فراگیر و نظارت‌شده برای عبور از وضعیت کنونی تأکید کرده بود. ß

تمدید آتش‌بس با چه هدفی؟
حبیب حسینی‌فرد
۱۷ فروردین که آتش بس میان ایران از یک سو و اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر شروع شد، نوسان و کش وقوسش زیاد بود. به رغم آن که دو روز بعد هم دور اول مذاکرات بی‌نتیجه در اسلام‌آباد جریان افتاد، ولی آتش بس لبنان که با فشار جمهوری اسلامی جزیی از توافق آتش بس بود تازه  ده روز بعد شروع شد، زمینه‌ای برای این که ایران هم نهایتا به بستن تنگه هرمز به طور مشروط پایان دهد. این اقدام اما با رفع محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا که در تقابل با اقدام ایران به بستن تنگه هرمز شروع شده بود، همراه نشدß

Majid Roshanzadeh
ایران: عبور از تنگه هرمز فقط با مجوز و عوارض نقدی

خبرگزاری فارس به نقل از بانک مرکزی ایران جزئیات تازه‌ای درباره نحوه دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش، عوارض عبور تنها از کشتی‌هایی دریافت می‌شود که پیش‌تر مجوز رسمی عبور را دریافت کرده باشند. درآمد حاصل از این عوارض در قبال ارائه خدمات امنیتی تلقی شده و به‌صورت نقدی دریافت خواهد شد. همچنین میزان این عوارض بسته به نوع کالا، حجم محموله و سطح ریسک آن متفاوت تعیین می‌شود.
در همین حال، روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از منابع کشتیرانی گزارش داد که شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی در حال اجتناب از عبور از این مسیر هستند. این موضوع در پی توقیف دو کشتی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رخ داد .
تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های تجارت جهانی انرژی به‌شمار می‌رود و هرگونه تغییر در شرایط امنیتی یا ساختار عوارض آن می‌تواند پیامدهای مستقیمی بر زنجیره‌های تأمین و ثبات بازارهای انرژی در سطح جهان داشته باشد.

Majid Roshanzadeh
افزایش ورشکستگی شرکت‌ها در جهان؛ جنگ خاورمیانه فشارهای اقتصادی را تشدید کرد

تداوم جنگ در خاورمیانه پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشته و شرکت بیمه اعتبار تجاری Allianz Trade را وادار کرده است برآوردهای خود از موج ورشکستگی شرکت‌ها در سطح جهان را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد. بر اساس گزارش تازه این نهاد، انتظار می‌رود در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ بیش از ۱۵ هزار مورد ورشکستگی جدید به آمار جهانی افزوده شود.
این شرکت پیش‌بینی می‌کند که تعداد ورشکستگی‌ها در سال ۲۰۲۶ حدود ۶ درصد افزایش یابد، آن هم پس از رشد مشابه در سال ۲۰۲۵. بدین ترتیب، روند افزایشی برای پنجمین سال متوالی ادامه خواهد یافت و برخلاف برآوردهای پیشین، به جای کاهش، سطح بالای ورشکستگی‌ها در سال ۲۰۲۷ تثبیت می‌شود.
انرژی و زنجیره تأمین در کانون بحران
گزارش، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ را عامل اصلی این وضعیت می‌داند. افزایش قیمت انرژی، بالا رفتن هزینه‌های حمل‌ونقل و اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی، فشار قابل توجهی بر شرکت‌ها وارد کرده است. در این میان، صنایع انرژی‌بر مانند حمل‌ونقل، مواد شیمیایی و فلزات بیش از دیگران آسیب‌پذیرند.
مدیرعامل این شرکت، آیلین سومرسان کوکی، تأکید می‌کند که افزایش هزینه‌ها در سراسر زنجیره‌های ارزش جهانی، از کشاورزی تا صنعت، بهداشت و فناوری، به‌وضوح قابل مشاهده است. به گفته او، ترکیب تقاضای ضعیف، افزایش هزینه نهاده‌ها و سخت‌تر شدن شرایط تأمین مالی، فشار شدیدی بر شرکت‌هایی وارد می‌کند که حاشیه سود پایین یا بدهی‌های سنگین دارند.
نقش کلیدی تنگه هرمز
یکی از مهم‌ترین نقاط حساس، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی برای انتقال انرژی و تجارت جهانی. در صورت تداوم اختلال در این مسیر، چشم‌انداز ورشکستگی‌ها می‌تواند به‌مراتب بدتر شود. در چنین سناریویی، افزایش ۱۰ درصدی دیگر در سال ۲۰۲۶ و ۳ درصد در سال ۲۰۲۷ محتمل خواهد بودß

21. April 2026

Majid Roshanzadeh
عبور کشتی ایرانی از تنگه هرمز با وجود محاصره آمریکا

با وجود تداوم تنش‌ها در خلیج فارس، یک کشتی باری ایرانی توانست از تنگه هرمز عبور کند. این خبر را روز دوشنبه خبرگزاری تسنیم منتشر کرد.
بر اساس این گزارش، کشتی «شجاع-۲» علی‌رغم محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی ایالات متحده، به مسیر خود ادامه داد. این کشتی از بندر شهید رجایی در نزدیکی بندرعباس حرکت کرد و در حال حاضر به سوی بندر کانْدلا در هند در حرکت است.
این تحولات در پی اعلام محاصره دریایی از سوی دونالد ترامپ در تاریخ ۱۲ آوریل رخ داده است. این محاصره کشتی‌هایی را هدف قرار می‌دهد که قصد ورود یا خروج از این گذرگاه راهبردی را دارند. واشنگتن پیش از این اعلام کرد که این محدودیت‌ها تا زمان دستیابی به توافقی با تهران ادامه خواهد داشت.
در عین حال، وضعیت با پیام‌های متناقض پیچیده‌تر شده است. ایران در چارچوب آتش‌بس در لبنان، به‌طور موقت این مسیر آبی را بازگشایی کرد، اما پس از تأکید آمریکا بر ادامه محاصره، این گذرگاه بار دیگر محدود شد.
با این حال، منابع ایرانی گزارش داده‌اند که چندین کشتی باری همچنان موفق به عبور از این مسیر شده‌اند. گفته می‌شود بیشتر این کشتی‌ها حامل گاز مایع و نفت بوده و به سوی بنادر چین، هند و سایر کشورها حرکت کرده‌اند.
این تحولات بار دیگر حساسیت بالای یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان را برجسته می‌کند، مسیری که هرگونه تنش در آن می‌تواند پیامدهای مستقیم بر بازارهای جهانی داشته باشد.

Majid Roshanzadeh
نیویورک تایمز:
جغرافیا به‌مثابه اهرم بازدارندگی؛ قدرت خاموش ایران در خلیج فارس

روزنامه نیو یورک ‌تایمز در تحلیلی تازه، توجه را به عاملی جلب کرد که اغلب کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: جغرافیا. به‌باور این روزنامه، با وجود تلاش‌های مستمر ایالات متحده برای محدود کردن توان هسته‌ای ایران، یک مزیت راهبردی همچنان دست‌نخورده باقی مانده است، موقعیت جغرافیایی ایران در مجاورت تنگه هرمز.
این تنگه یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی در جهان به‌شمار می‌رود و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند. همین ویژگی، به ایران امکان می‌دهد که حتی در صورت اعمال محدودیت بر برنامه هسته‌ای، همچنان از اهرم فشار مؤثری برخوردار باشد.
در این تحلیل آمده است که تهران ممکن است از درگیری‌های اخیر با یک راهبرد مشخص خارج شود: دور نگه داشتن رقبا، فارغ از هرگونه محدودیت در حوزه هسته‌ای. این ارزیابی در واقع نگاه سنتی ایالات متحده و اسرائیل را به چالش می‌کشد؛ نگاهی که بر این فرض استوار بود که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، مهم‌ترین عامل بازدارندگی آن خواهد بود. اکنون اما به‌نظر می‌رسد که ایران پیشاپیش از چنین عاملی برخوردار است، یعنی موقعیت جغرافیایی‌اش.
دنی سیترینووی، رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در این‌باره تصریح می‌کند که در هر درگیری آینده، بستن تنگه هرمز به‌احتمال زیاد در صدر برنامه‌های ایران قرار خواهد گرفت. به‌گفته او، «نمی‌توان بر جغرافیا غلبه کرد».
حتی احتمال وجود مین‌های دریایی می‌تواند برای بازدارندگی کشتی‌های تجاری کافی باشد. افزون بر این، ایران از ابزارهای دقیق‌تری نیز برخوردار است، از جمله پهپادهای تهاجمی و موشک‌های کوتاه‌برد. برآوردهای نهادهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد که با وجود هفته‌ها درگیری، بخش قابل توجهی از این توانمندی‌ها همچنان حفظ شده است و همین امر می‌تواند برای ایجاد اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز کافی باشد.
برای ایالات متحده، باز نگه داشتن این گذرگاه حیاتی یکی از اهداف اصلی در هر سناریوی نظامی به‌شمار می‌رود. این موضوع نه‌تنها از نظر اقتصادی، بلکه از منظر ژئوپلیتیکی نیز اهمیت بالایی دارد. در عین حال، همین وابستگی، نوعی آسیب‌پذیری راهبردی را نیز آشکار می‌کند که رقبای واشنگتن به‌خوبی از آن آگاهند.
ایران هرگونه تلاش برای مسدودسازی تنگه را اقدامی جنگی تلقی می‌کند. با این حال، نشانه‌هایی از احتیاط متقابل نیز دیده می‌شود. کوین دونیگن، دریادار بازنشسته آمریکایی، بر این باور است که هر دو طرف در مقطع کنونی تمایلی به تشدید تنش نداشته ندارند و در عوض، به‌دنبال گشودن مسیرهایی برای مذاکره هستند.
در نهایت، این تحلیل نشان می‌دهد که در معادلات پیچیده خاورمیانه، صرف برتری نظامی تعیین‌کننده نیست. جغرافیا همچنان عاملی است که نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه به‌سادگی بر آن غلبه کرد.

از توقیف کشتی ایرانی تا ابهام در تنگه هرمز؛ آیا محاصره دریایی ایران توسط آمریکا به هدف رسیده است؟
در ادامه رویارویی واشنگتن با تهران، توقیف یک کشتی باری ایرانی توسط آمریکا و وعده تهران برای تلافی این عمل، سرنوشت رفت و آمد کشتی‌ها در تنگه استراتیژیک هرمز را یکبار دیگر در وضعیت مبهمی قرار داده و قیمت‌ها در بازار جهانی را نیز تکان داده است. گزارش تحلیلی نشریه فرانسوی لیبراسیون نیز نشان می‌دهد که محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، اگرچه تا حدی بازدارنده و فشارزا بوده، اما داده‌های موجود نشان می‌دهند که این محاصره، ناقص و قابل دور زدن نیز بوده است.
منتشر شده در: 20/04/2026 - 12:46

تصویری از بررسی وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز توسط کارمندان هاپاگ لوید در آلمان. ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ AP - Ebrahim Norooz
ارتش آمریکا  اعلام کرده که روز یک‌شنبه، پس از شش ساعت درگیری، به یک کشتی باری با پرچم ایران که به سمت بندر عباس ایران در حرکت بود، شلیک کرده و موتورهای آن را از کار انداخته است.
ایران که این اقدام را «دزدی دریایی» خوانده و وعده تلافی داده است، گفته است که این کشتی از چین حرکت کرده بود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به محاصره دریایی توسط آمریکا و نیز توقیف این کشتی باری، گفته که تهران خواسته‌های واضح خود را تغییر نخواهد داد و برای حفظ منافع ملی به ضرب‌الاجل اعتقادی ندارد.
به دنبال این تحرکات جدید در تنگه هرمز که در روزهای عادی، یک پنجم نفت و گاز مایع جهان از آن عبور می‌کرد، قیمت نفت در بازارهای جهانی ۶ درصد افزایش یافته و بازارهای سهام نیز با نگرانی از شکست مذاکرات، به‌گونه قابل‌توجهی متاثر شده استß

 

جھان سومی
«
جھان سومی» فقط نام یک جغرافیا نیست؛ یک وضعیت است، یک عادت ذھنی و یک الگوی زیستن. در تاریخ، این اصطلاح در دوران جنگ سرد برای کشورھایی بکار میرفت که بیرون از دو بلوک بودند. استقلال و نِوع امروز اما، اگر بی پرده حرف بزنیم، «جھان سومی» بیش از ھر چیز به کیفیِت ذھن، میزان نسبت ما با خود و با قدرت اشاره دارد.
کوبنده بگویم:
آنجا که عزت نفس فرو میریزد و اعتماد به نفس به اتکا به دیگری تبدیل میشود، آنجا نشانه ھای این وضعیت پیداست. فرد - فرقی نمیکند کارگر باشد یا کارمند، دکتر باشد یا پروفسور- بجای آنکه از درون خود تعریف شود، مدام به بیرون میچسبد؛ به چھرهھا، به جریانھا، به نامھا، تا از آنھا برای خود قبایی بدوزد. این یعنی ھویِت عاریتی. در چنین وضعیتی، استقلال فکری کمرنگ میشود
.
میتوانی واژهھای بزرگ به زبان بیاوری، ژست روشنفکری بگیری، از آزادی و دموکراسی حرف بزنی. اما اگر اینھا به «نھاد» و «عمل» تبدیل نشوند، بیش از آن که آگاھی باشند، بازتاباند؛ تکرارند؛ توھِم دانایی اند.
نقطه ی خطرناکتر، جایی است که این منطق به سیاست و سرنوشت جمعی کشیده میشود: وقتی امیِد تغییر، بجای اتکا به توان درونی و نھادسازی، به مداخله ی بیرونی گره میخورد. آنجا دیگر اختلاف نظر نیست؛ جابجایی معیار کرامت است.
نمونه ی تیز و دردناک آن را میتوان در رفتارهایی دید که این روزها کم هم نیست: وقتی کسی، صرفا به دلیل مخالفت باحکومت، آرزو میکند تیم ملی کشورش ببازد؛ وقتی موفقیت یا شکست یک ملت را نه به مردم نه به تلاش،بلکه،  صرفا به «حکومت» تقلیل میدهد، وقتی همه چیز از ورزش تا فرهنگ، از امید تاشکست به یک عامل بلکه فروکاسته میشود.
نمونه دیگرش - بیواسطه و تلخ - در صحنه هایی است که در خیابانهای اروپا، آمریکا یا کانادا رخ میدهد؛ جایی که ویرانیِ سرزمین به - عنوان شوکِ تغییر - قابل توجیه یا قابل آرزو نشان داده میشود. این تصویر، هر نام و برچسبی داشته باشد، یک پیام روشن دارد: وقتی نجات را بیرون از خودت جستوجو میکنی، درونت خالی شده است. این، نه رهایی است و نه سیاست؛ این، سقو ِط معیا ِر انسانیت است.
اینجا باید یک خط روشن کشید: انسانی که «جهان سومی» نیست، همهی تخم مرغهایش را در سبد یک شخص نمیگذارد. او به «منجی» دل نمیبندد، به «سیستم» فکر میکند. او بجای شخصیت پردازی و مقدس سازی، به دنبال نهادسازی است.
میداند که فرد - هرکه باشد - میگذرد، اما نهاد اگر ساخته شود، میماند.
میداند که آزادی با «نامها» نمیآید، با «قواعد» میآید؛ با قانون، پاسخگویی و توازن قدرت
.
در مقابل، ذھن جھان سومی، بطور مزمن به اشخاص تکیه میکند: امید را به چھرهھا میبندد، شکست را به چھره ھا نسبت میدھد، و ھر بار که آن چھره فرو میریزد، دوباره به دنبال چھرهای تازه میگردد. نتیجه؟
چرخه ی بی پایا ِن امیِد ھیجانی و سرخوردگ ِی سریع بدون انباشت تجربه، بدون ساختِن ساختار

 
در سطح اجتماعی، این وضعیت با گسست میان گفتار و عمل ھمراه است: از قانون حرف میزنیم، اما رابطه را ترجیح میدھیم؛ از استقلال میگوییم، اما امید را در بیرون میجوییم؛ از دموکراسی مینویسیم، اما مخالف را برنمیتابیم. این یعنی اندیشه ھنوز «نھاد» نشده است. و در عمیقترین سطح، به بحران اخلاقی میرسیم: جایی که رنج عادی میشود، ویرانی توجیه میشود، و مرگ - بعنوان ابزار تغییر - قابل تحمل جلوه میکند. اینجا دیگر مسئله «توسعه نیافتگی» نیست؛ مسئله، اختلال در معنابخشی به واقعیت است.
جمع بندی
 «جھان سومی» یعنی جایی که استقلال در حد شعار مانده و اعتماد از فرد به نھاد منتقل نشده است؛ یعنی جامعه ھای که ھنوز میان تکیه به خود و چشمدوختن به بیرون در نوسان است. عبور از این وضعیت، با شعار ممکن نیست. با بازسازی عزت نفس فردی، استقلال فکری، و - مھمتر از ھمه - نھادسازِی واقعی ممکن است. تا وقتی امید به اشخاص و بیرون گره خورده باشد، ھر تغییر- حتی اگر رخ دھد - پایدار نمی ماند. اما جایی که جامعه بر پای خود بایستد و قواعد بسازد، حتی اگر آھسته پیش برود، در مسیر درست پیش میرود.
مھدی روسفید-
برلن21.04.2026

سارتر در جریان دادگاه راسل (۱۹۶۶–۱۹۶۷)
*
و در متن‌ها و سخنرانی‌های مرتبط با جنگ ویتنام
درباره‌ی جنایت جنگی، انسان‌زدایی، و مسئولیت اخلاقی صحبت کرده است
سارتر در جریان دادگاه راسل (۱۹۶۶–۱۹۶۷) و در متن‌ها و سخنرانی‌های مرتبط با جنگ ویتنام، درباره‌ی جنایت جنگی، انسان‌زدایی و مسئولیت اخلاقی سخن گفته است. او در یکی از تندترین و سیاسی‌ترین مواضع خود تأکید می‌کند که بدترین پیامد جنگ، صرفاً کشته شدن انسان‌ها نیست؛ بلکه لحظه‌ای است که قضاوت اخلاقی جامعه فلج می‌شود. ارزش و عمق این نگاه دقیقاً در همین نکته نهفته است.
امروز، در شرایطی که ایران درگیر فضایی پیچیده و چندلایه شده—از یک‌سو مهندسی افکار و رفتار مردم توسط رسانه‌های خارجی، و از سوی دیگر برانگیخته شدن احساسات میهن‌دوستانه که هم نیروهای حاکم و هم مخالفان می‌کوشند آن را به نفع خود مصادره کنند—بازخوانی این نگاه سارتر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مسئله فقط جنگ یا سیاست نیست؛ مسئله این است که در این میان، چگونه می‌توان انسان ماند و گرفتار بازی‌های روانی قدرت‌ها نشد.
در چنین لحظه‌ای، پرسش‌ها اهمیت حیاتی دارند؛ پرسش‌هایی که مانع از سقوط ما به ورطه‌ی انسان‌زدایی می‌شوند:
چه کسی از زبان جنگ برای خاموش کردن نقد استفاده می‌کند؟
چه کسی از نفرت عمومی برای توجیه خشونت علیه مردم بهره می‌برد؟
چه کسی عامدانه میان حکومت، سرزمین و مردم یکی‌انگاری ایجاد می‌کند؟
این پرسش‌ها فقط متوجه بازیگران رسمی یا کسانی که آگاهانه در این فضا نقش دارند نیست؛ بلکه متوجه همه‌ی ماست. هر فردی باید از خود بپرسد: آنچه اکنون می‌گویم یا انجام می‌دهم، واقعاً به کاهش رنج کمک می‌کند یا ناخواسته در خدمت بازتولید آن است؟
اگر این چارچوب را بر وضعیت ایران تطبیق دهیم، می‌توان سه هشدار اساسی را استخراج کرد:
نخست، مراقب عادی‌سازی مرگ غیرنظامیان باشیم. خطر واقعی از جایی آغاز می‌شود که مرگ انسان‌ها به «عدد» یا «هزینه جانبی» تقلیل پیدا کند. در این وضعیت، فقط جان‌ها از دست نمی‌روند؛ بلکه یک فروپاشی اخلاقی نیز رخ می‌دهد.
دوم، مراقب مصادره‌ی رنج مردم باشیم. هم حکومت می‌تواند از رنج مردم برای مشروعیت‌بخشی به خود استفاده کند، و هم نیروهای خارجی می‌توانند همان رنج را دستاویزی برای توجیه مداخلات یا اهداف سیاسی خود قرار دهند. رنج، زمانی که به ابزار تبدیل شود، دیگر دیده نمی‌شود—فقط مصرف می‌شود.
سوم، از وسوسه‌ی دوقطبی «یا این‌طرف یا آن‌طرف» فاصله بگیریم. می‌توان هم‌زمان منتقد حکومت بود، با حمله‌ی خارجی مخالفت کرد، کشتار غیرنظامیان را محکوم نمود، و در عین حال با سوءاستفاده‌های تبلیغاتی از مفاهیمی چون وطن‌پرستی و آزادی‌خواهی نیز مقابله کرد. پیچیدگی واقعیت را نمی‌توان با انتخاب‌های ساده و دوقطبی فهمید.
سارتر یادآور می‌شود که مسئولیت اخلاقی، قابل واگذاری نیست. هیچ قدرتی—نه داخلی و نه خارجی—نمی‌تواند این مسئولیت را از دوش فرد بردارد. در لحظاتی که ترس، خشم و هیاهو فضای عمومی را تسخیر می‌کند، دقیقاً همان‌جاست که وظیفه‌ی اندیشیدن دشوارتر، اما ضروری‌تر می‌شود.
در این میان، سکوت همیشه به معنای بی‌طرفی نیست؛ گاه به معنای پذیرش روایت غالب است. اما هر فریادی هم الزاماً در جهت حقیقت نیست؛ ممکن است بازتاب همان سازوکارهایی باشد که انسان را به ابزار تبدیل می‌کنند. بنابراین مسئله فقط موضع‌گیری نیست، بلکه کیفیت و آگاهیِ موضع‌گیری است.
اگر بخواهیم از دام انسان‌زدایی عبور کنیم، باید چند اصل را برای خود روشن نگه داریم:
انسان، حتی در سوی «دیگر»، همچنان انسان است؛
رنج، قابل مصادره نیست—حتی اگر به نام عدالت یا حقیقت باشد؛
و هیچ هدفی، هرچقدر بزرگ، ما را از سنجش اخلاقی اعمال‌مان معاف نمی‌کند.
و شاید دقیق‌ترین جمع‌بندی برای وضعیت امروز این باشد:
مردم ایران نه امتداد حکومت‌اند، نه سوخت جنگ، و نه ابزار تبلیغات؛
آن‌ها خودِ مسئله‌اند، نه حاشیه‌ی روایت‌ها.
در نهایت، آنچه باید از آن محافظت کرد، فقط جان انسان‌ها نیست، بلکه توانایی دیدن انسان در دیگری است. اگر این توانایی از بین برود، حتی با پایان جنگ نیز چیزی بنیادی‌تر از دست رفته است: معیار تشخیص درست از نادرست.
و مهم‌ترین پرسشی که باید با خود حمل کنیم این است:
در زمانی که همه‌چیز به سمت ساده‌سازی، دوقطبی‌سازی و حذف پیچیدگی‌ها می‌رود،
آیا هنوز جرأت می‌کنیم پیچیده فکر کنیم—و انسانی بمانیم
غلامحسین بهادر ۳۰ / فروردین / ۱۴۰۵

20. April 2026


خبر اختصاصی
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
دسته : slide,اعدام
کد خبر : 050130505
چاپ خبر
زندان خرم‌آباد؛ ۲ زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند
خبرگزاری هرانا – امروز یکشنبه، دو زندانی در زندان خرم‌آباد که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دو زندانی در زندان خرم‌آباد به سلول انفرادی منتقل شدند.
انتقال این زندانیان، صبح امروز یکشنبه ۳۰ فروردین‌ماه، جهت اجرای حکم اعدام آنان صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، این زندانیان پیشتر از بابت اتهام قتل بازداشت و سپس توسط محاکم کیفری به اعدام محکوم شدند.
جزئیات بیشتر در این رابطه، اعم از هویت این زندانیان، توسط هرانا در دست بررسی است.
بر پایه گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران، که توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شده است، در سال ۱۴۰۴، دست کم ۲٬۴۸۸ شهروند از جمله ۶۳ زن و ۲ کودک-مجرم اعدام شدند. از این میزان حکم ۱۳ نفر در ملاعام به اجرا درآمد. همچنین طی این تاریخ، ۱۳۰ تن دیگر از جمله ۱۰ زن و۱ کودک-مجرم به اعدام محکوم شدندß


Berliner Morgenpost
Iranische Nobelpreisträgerin Mohammadi befindet sich wohl in Lebensgefahr
Die inhaftierte Friedensnobelpreisträgerin Mohammadi befinde sich nach einem Herzinfarkt in einem kritischen Zustand, à


 
خبر اختصاصی
 تاریخ : ۱۴۰۵/۰۱/۲۹
 دسته : slide,زندانیان
کد خبر : 050129508
چاپ خبر
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی نسرین ستوده در یکی از بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات
خبرگزاری هرانا – نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، ۱۸ روز است که توسط ماموران اداره اطلاعات در تهران بازداشت شده و به صورت بلاتکلیف در یکی از بازداشتگاه‌های این نهاد امنیتی نگهداری می‌شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نسرین ستوده کماکان در بازداشت بسر میبرد.
مهراوه خندان، فرزند خانم ستوده با انتشار مطلبی اعلام کرد که مادرش امروز شنبه ۲۹ فروردین‌ماه، طی یک تماس تلفنی اعلام کرده که در یکی از بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات نگهداری می‌شود. خانم خندان اظهار داشت: “ظاهرا یا اجازه نداشته که محل دقیق نگهداری‌اش را بگوید یا خودش هم نمی‌دانسته. بنابراین همچنان نمی‌دانیم که در کجا نگهداری می‌شود اما مسئولیت هر اتفاق ناگواری با وزارت اطلاعات است.”
تاکنون از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه نسرین ستوده به دست نیامده است. ß

بقایی: برنامه‌ای برای مذاکره مجدد با آمریکا نداریم
انتشار 5 ساعت پیش
سخنگوی وزارت خارجه گفت، ایران "تا این لحظه برنامه‌ای برای شرکت در دور دوم مذاکرات صلح ندارد" و افزود جمهوری اسلامی منافع و مصالح ملی را اولویت قرار خواهد داد تا "درباره تداوم مسیر مذاکرات تصمیم مقتضی را اتخاذ کند".

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در نشست هفتگی‌اش با خبرنگاران گفت که تا این لحظه برنامه‌ای برای شرکت در دور دوم مذاکرات صلح با آمریکا نداریمß

بن‌بست مذاکرات صلح پس توقیف کشتی باری توسکا؛ ایران وعدۀ پاسخ داد
توقیف کشتی باری ایرانی توسط نیروهای آمریکایی و اعلام «پاسخ قریب‌الوقوع» از سوی ایران، در شرایطی که فقط دو روز به پایان آتش‌بس باقی مانده، حساسیت‌های سیاسی-دیپلماتیک را یک بار دیگر تشدید کرده‌است. هم‌زمان، دونالد ترامپ از اعزام هیأتی به پاکستان برای از سرگیری مذاکرات صلح خبر می‌دهد و اسلام‌آباد با تدابیر امنیتی گسترده، خود را برای این گفت‌وگوها آماده کرده‌است. با این حال، تهران فعلاً تمایلی به شرکت در مذاکرات نشان نمی‌دهد.
منتشر شده در: 20/04/2026 - 08:18: روزآمد شده در 20/04/2026 - 10:33

نمایی از کشتی باری توسکا، در حالی که ناوشکن مجهز به موشک‌های کلاس آرلی برک نیروی دریایی آمریکا، USS Spruance، به عملیات رهگیری آن در منطقه‌ای در شمال دریای عمان می‌پردازد، نماگرفت از ویدئویی که رویترز آن را پخش کرده‌است. © Centcom / Reuters
ß

خیال واهی اسرائیل، کابوس لبنان
لبنان، بار دیگر در یک جنگ منطقه ای هدف حملاتی از سوی اسرائیل قرار گرفته، وبا بحرانی مواجه شده است که بقای آن به عنوان یک کشور را مورد تهدید قرار می دهد. این بحران از نظر شدت و خطر آفرینی، از جنگ ها و نا آرامی هایی که تا کنون در تاریخ این کشور اتفاق داده است، فراتر می رود. در چنین شرایطی است که تماس مستقیم اولیه در سطح سفرای دو کشور لبنان و اسرائیل، تحت نظارت واشنگتن در ۱۴ آوریل آغاز شد.

نویسنده Henri Mamarbachi برگردان سعید جواد زاده امینی   
ژوزِف باهوت ، استاد علوم سیاسی و مدیر مؤسسه عصام فارِس برای سیاست عمومی و امور بین المللی (IFI ) ، در دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB ) ، به اوریان ۲۱ توضیح می دهد : « لبنان شاید بیش از هر زمان دیگری از تاریخ پر تلاطم خود، بر سر یک دو راهی قرار گرفته است»، و ادامه می دهد، « لبنانی ها نگرانی عمیقی را تجربه می کنند. اتفاقاتی در ابعاد کم و بیش فاجعه بار در حال رخ دادن است : آوارگی های گسترده و پایدار جمعیت ها، تحولات اجتماعی قریب الوقوع، گسترش قطب بندی های سیاسی، با افزایش خطر در گیری های داخلی، که آینده لبنان را با خطر مواجه می کند
یک شخصیت نزدیک به دولت، به شرط ناشناس ماندن، با صراحت اذعان کرد «در حال حاضر در منجلاب بزرگی گرفتار شده ایم...» و اضافه کرد، «قوه مجریه فقط برای رسیدگی به فوری ترین مسائل ، به ویژه کمک های بشر دوستانه و فوریت های امدادی تشکیل جلسه می دهد». آنتوآن آندروس، سیاستمدار نزدیک به رفیق حریری، نخست وزیر سابق ترور شده، می گوید، با اشاره به اختلافات میان فرقه ای، و نا ممکن بودن بی طرفی در یک فضای منطقه ای بی ثبات، « کشور محکوم به فنا است.».ß

 

جنگ بر سر «اراده» و «زمان»؛ تهران مشتری «فست‌فود ترامپ» نیست
علی رسولی ـ اگر قرار است تفاهمی شکل بگیرد، ناگزیر باید به صورت مرحله‌ای، چندزمانه و با بندهای اجرایی بلندمدت طراحی شود. بدون چنین «مدالیته»‌ای، هر توافقی فقط متنی روی کاغذ خواهد بود که وزیدن اولین باد مخالف، بنیاد آن را با خود خواهد برد.
علی رسولی

نمایش مشخصات تصویر
بیلبورد عظیم ضدآمریکایی در میدان ولیعصر تهران در بحبوحه تنش‌های جاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا ـ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ / ۴ فوریه ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری آناتولی ترکیه که در اختیار خبرگزاری فرانسه قرار داده است.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵ß

پزشکیان: تهدید به نابودی ایران، نشانه نیت واقعی دشمن است

رئیس‌جمهور ایران در اظهاراتی تازه، خطوط اصلی سیاست خارجی و امنیتی کشور را تشریح کرد و هم‌زمان انتقادهای تندی را متوجه ایالات متحده ساخت. محور اصلی سخنان او، ارائه تصویری از ایران به‌عنوان نیرویی تثبیت‌کننده در منطقه‌ای پرتنش بود.
به گفته رئیس‌جمهور، سیاست ایران بر حفظ صلح، ثبات و امنیت در خاورمیانه استوار است. او تأکید کرد که ایران نه به دنبال گسترش دامنه جنگ‌هاست و نه آغازگر هیچ‌گونه درگیری یا نزاع نظامی بوده است. همچنین، به گفته وی، تهران قصد تجاوز به هیچ کشوری را ندارد و صرفاً از حق قانونی و مشروع خود برای دفاع از خود استفاده می‌کند.
او به‌طور مشخص از مواضع دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، انتقاد کرد و گفت که هیچ فرد یا دولتی حق ندارد ملتی را از حقوقش محروم کند. این اظهارات در واکنش به مباحث مربوط به برنامه هسته‌ای ایران مطرح شد؛ جایی که محدود کردن دسترسی ایران به حقوق هسته‌ای‌اش از سوی واشنگتن، از نگاه تهران، اقدامی سیاسی و مغایر با حقوق بین‌الملل تلقی می‌شود.
رئیس‌جمهور همچنین اتهام‌های سنگینی را علیه دشمنان ایران مطرح کرد. به گفته او، این طرف‌ها در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده‌اند و در عوض قوانین بین‌المللی را نقض کرده و زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله مدارس و بیمارستان‌ها را هدف قرار داده‌اند. او همچنین اظهاراتی درباره نابودی تمدن ایران یا بازگرداندن کشور به «عصر حجر» را نشانه‌ای از نیت‌ها و اهداف تهاجمی طرف مقابل دانست.
در همین حال، رئیس مجلس ایران، محمدباقرقالیباف، نیز به تحولات نظامی اخیر اشاره کرد. او اعلام کرد که ایران در حوزه پدافند هوایی، به‌ویژه در فاصله میان یک درگیری دوازده‌روزه در سال گذشته و نبردهای اخیر، پیشرفت قابل توجهی داشته است.
قالیباف از «جنگی نابرابر» با ایالات متحده سخن گفت، اما در عین حال بر پایداری نیروهای ایرانی تأکید کرد. به گفته او، همین ایستادگی باعث شد که طرف مقابل در نهایت خواستار آتش‌بس شود. او افزود که هرچند دشمن به‌طور کامل نابود نشد، اما ایران توانست در میدان نبرد دست بالا را به دست آورد ß

آماده‌باش کامل در صنعا، انصارلله از گزینه بستن باب‌المندب می‌گوید

صنعا. هم‌زمان با بازگشت بحران تنگه هرمز به کانون توجه و افزایش نشانه‌های فروپاشی آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده آمریکا، مقامات صنعا سطح آماده‌باش نیروهای نظامی خود را به بالاترین حد رسانده‌اند. در حالی که نیروهای هوایی و دریایی بسیج شده‌اند، یگان‌های زمینی و دفاع ساحلی در دریای سرخ نیز در وضعیت آمادگی کامل به سر می‌برند تا برای احتمال دور تازه‌ای از درگیری مهیا باشند.
وزیر دفاع دولت مستقر در صنعا، محمد العاطفی، در نشست فوق‌العاده کابینه اعلام کرد که دور جدید درگیری‌ها صرفاً به تشدید حملات هوایی محدود نخواهد شد، بلکه «گسترش قابل توجه درگیری‌های دریایی» را نیز در پی خواهد داشت؛ به‌ویژه در سایه حضور فزاینده نیروهای آمریکایی در دریای عمان و دریای سرخ. او همچنین بر کارآمدی راهبرد «وحدت میادین» تأکید کرد؛ مفهومی که به هماهنگی جبهه‌های مختلف در رویارویی اخیر میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و ایران و متحدانش از سوی دیگر اشاره دارد.
در همین حال، صنعا با طرح احتمال بستن تنگه راهبردی باب‌المندب به تنش‌ها دامن زده است. حسین العزی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله، اعلام کرد که نیروهای صنعا توانایی اعمال «انسداد کامل» این گذرگاه حیاتی را دارند و هر تصمیمی در این زمینه «غیرقابل بازگشت» خواهد بود. این موضع با اظهارات علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر عالی ایران، همراه شد که تأکید کرد باب‌المندب عملاً در اختیار نیروهای همسو با ایران در یمن قرار دارد.
ناظران این اظهارات را نشانه‌ای از هم‌راستایی راهبردی ارزیابی می‌کنند. به باور آنان، در صورت تشدید درگیری‌ها، نبرد صرفاً به تنگه هرمز محدود نخواهد ماند و باب‌المندب نیز به‌عنوان گلوگاهی دیگر برای اعمال فشار بر ایالات متحده وارد معادله خواهد شد؛ دو گذرگاهی که از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان به‌شمار می‌روند.
تنش‌ها پس از آن شدت گرفت که محافل نظامی در تهران از احتمال گسترش دامنه درگیری سخن گفتند. در مقابل، واشنگتن اعلام کرد که استقرار نیروهایش در دریای عمان و شمال اقیانوس هند امکان اعمال محدودیت بر کشتی‌های عازم بنادر یمن، از جمله الحدیده، را فراهم می‌کند. ایالات متحده همچنین برای نخستین بار در بیش از یک سال، انصارالله را به نقض سازوکار بازرسی سازمان ملل در جیبوتی متهم کرد و ایران را به ادامه ارسال تسلیحات برای متحدانش در یمن متهم ساخت.
در شورای امنیت سازمان ملل متحد، نماینده آمریکا جنیفر لوکیتا خواستار تشدید نظارت دریایی و قطع منابع مالی و تسلیحاتی انصارالله شد. با این حال، واشنگتن پیش‌تر در کسب مجوز لازم برای توقیف کشتی‌های عازم بنادر یمن ناکام مانده بود.
در مرکز این تحولات، بازگشت ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford به منطقه قرار دارد. در حالی که آمریکا این اقدام را در راستای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی می‌داند، مقامات صنعا آن را تهدیدی مستقیم و زمینه‌ساز تشدید درگیری‌ها تلقی می‌کنند. به باور آنان، این تحرکات توافق کاهش تنش دریایی را که با میانجی‌گری عمان حاصل شده بود، تضعیف می‌کند.
یک منبع نظامی نزدیک به وزارت دفاع صنعا نیز توانایی آمریکا در حفاظت از منافع متحدانش، از جمله صادرات نفت عربستان، را زیر سؤال برد. حزام الاسد، از اعضای دفتر سیاسی انصارالله، هشدار داد که هرگونه تشدید درگیری ممکن است به گسترش عملیات نظامی تا بنادر عربستان بینجامد.
اهمیت این تحولات به نقش حیاتی باب‌المندب در بازار جهانی انرژی بازمی‌گردد. روزانه حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت از این گذرگاه عبور می‌کند، رقمی که معادل حدود ۱۳ درصد عرضه جهانی است. بسته شدن این مسیر می‌تواند شوکی بی‌سابقه به بازارهای انرژی جهان وارد کند.

خستگی...
دکتر مهدی روسفید:
اول فکر میکردم یک حالت گذراست؛ از ھمانھایی که با چند ساعت خواب، یا کمی استراحت از بین میرود. اما این یکی نرفت. ماند. کمکم جا باز کرد، در بدنم، در ذھنم، در نگاه کردنم به جھان. حالا دیگر مثل سایھای است که ھرجا میروم ھمراھم میآید؛ گاھی در سنگینی پلکھا، گاھی در کندی فکر، و گاھی در لحظھای کوتاه پشت فرمان، آنقدر کوتاه که اگر حواسم نباشد، میتواند به یک حادثه تبدیل شود. نمیدانم از سن است، از کم خوابی، از سالھا کار مداوم، یا از چیزی عمیقتر که نامش را ھنوز پیدا نکرده ام. فقط میدانم این خستگی، دیگر فقط خستگی بدن نیست. سیوپنج سال در این کار مانده ام؛ در رفت وآمد، در جاده، در تکرار روزھایی که شبیه ھم اند و در عین حال، ھر کدام چیزی از آدم کم میکنند. از ھمان روز اول با خودم عھد کرده بودم بمانم، «صاحب قدم» باشم، نه از آنھایی که با ھر بادی جھت عوض میکنند. این ثبات را در کار، از سیاست یاد گرفتم؛ از اینکه ایستادن، گاھی مھمتر از تغییر کردن است. ماندم شاید بیشتر از آنچه باید. حالا گاھی با خودم فکر میکنم این ماندن، بھایی ھم داشته است؛ بھایی که امروز به شکل خستگی در من نشسته، خستگی ای که نه به سادگی میآید و نه به سادگی میرود. و ھمینجا، جایی میان این خستگی شخصی، یک سؤال بزرگتر سر بلند میکند: اگر این خستگی فقط ماِل من نباشد چه؟ اگر چیزی شبیه ھمین فرسودگی، در سطحی وسیع تر، در یک نسل یا حتی یک جامعه رسوب کرده باشد چه؟ß

قھوهای در سایه خستگی خسته بودم...
دکتر مهدی روسفید:
از آن خستگی ھایی که دیگر اسم ندارند. نه میشود گفت جسمی اند، نه میشود گفت روحی. چیزی میان این دو، چیزی که آرام آرام در آدم نفوذ میکند و بعد دیگر نمیفھمی از کجا شروع شده است. فقط میدانی ھست. ھمیشه ھست. بی ھدف سوار ماشین شدم و رفتم به پاتوق ھمیشگی ام؛ اسپرسوھاوس در خیابان کنزبک. اینجا را دوست خوب است - بلکه به خاطر ھمان چیزھای کوچک اما نجات دھنده: دارم. نه فقط به خاطر قھوهاش - که واقعا ھمیشه جایی برای پارک پیدا میشود. و اگر نشود، کنار ساختمان دانشگاه، با یک یورو، میشود ماشین را بی دغ دغه رھا کرد. در جھانی کھ ھیچ چیز سر جایش نیست، ھمین نظمھای کوچک آدم را سر پا نگه میدارند. ھوا روشن بود، آفتاب داشت، اما سردی ای زیر پوستش جریان داشت. نشستم. فنجان قھوه را بالا آوردم. سرم را کمی عقب بردم. و ھمان لحظه دیدمشان. کامران... و قمر. بیصدا وارد شدند. کامران با ھمان قدمھای کشدار و خستھ اش، و قمر ساکتتر، اما با دوتایی، آرام، تقریبا نگاھی که انگار بیشتر از حرفھا حرف میزد. اینبار قرار قبلی نبود. ھیچ خبری نداشتم. اما انگار جایی در این شھر، ھنوز رشته ھایی ھست که آدمھا را بی آنکه بدانند، به ھم میرساند. آمدند. بی تعارف نشستند. انگار ھمیشه ھمینجا بوده اند........ قھوه سفارش دادند. و مثل ھمیشه، بحث خیلی زود از احوالپرسی گذشت و به سیاست رسید. کامران ھنوز فنجانش را دست نگرفته بود که گفت: «میدونی این روزھا چه کلمه ای از ھمھ بیشتر بین ایرانیھا میچرخه؟» نگاھش کردم. گفتم: «نه. چی؟» گفت: «افسردگیمکث کرد. بعد با صدایی که انگار خودش ھم از شنیدنش خسته بود، ادامه داد: «ھر کی رو میبینی میگه افسرده شدم. » ß

17. April 2026

در یکی از سرنوشت‌سازترین لحظات این جنگ
*ایران بازی «اولتیماتوم» را علیه آمریکا برگرداند*
نویسنده: آلون میزراحی
۱۵ آوریل ۲۰۲۶
تمام دنیا باید این اتفاق را با دقت زیر نظر بگیرد؛ چرا که ایران همین حالا یکی از جسورانه‌ترین و مهم‌ترین حرکات خود را در این جنگ و چه بسا در تاریخ منطقه انجام داد.
دو روز پیش، در ۱۴ آوریل، ایالات متحده اعلام کرد که قصد دارد تنگه هرمز را برای همگان مسدود کند. این اقدام از نظر تاکتیکی با هدف غیرممکن کردن صادرات نفت ایران و ایجاد اختلال در جریان انرژی برای سایر بازیگران، و از نظر سیاسی به عنوان راهی برای نشان دادن این بود که «رئیس کیست».
ایران حدود ۴۸ ساعت هیچ اظهارنظر رسمی در این باره نکرد (که من آن را نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده تلقی کردم؛ چرا که پذیرش محاصره آمریکا بدون رویارویی مستقیم، هیچ معنایی جز تسلیم بی‌صدا نداشت).
اما امروز، ایران سخن گفت.
*
اکنون ایران رسماً اعلام کرده که ایالات متحده دو راه دارد: یا محاصره هرمز را بدون قید و شرط لغو کند، یا اینکه شاهد بسته شدن کامل خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ باشد.*
*
بوم (انفجار خبری)*
اعلامیه ایران به چند دلیل گامی بسیار معنادار است:
نخست اینکه، این یک تهدید آشکار با رویکرد صریحِ «یا این یا آن» است، بدون اینکه هیچ راه فراری برای طرف مقابل باقی بگذارد. ایران معمولاً چنین رفتار نمی‌کند؛ لحن آن‌ها معمولاً ملایم‌تر است و این از زیرکی آن‌هاست، زیرا وقتی راهی محترمانه برای خروج رقیب باقی می‌گذارید، شانس اجتناب از درگیری بسیار بیشتر می‌شود. ß

مسئولیتِ سکوت
محمدمهدی اردبیلی
از زمان دسترسی‌ام به آب‌باریکۀ متزلزل اینترنت، بسیاری از دوستان و مخاطبان خارج از ایران از سر نیکخواهی و تعهد، پیام‌هایی از این دست را برایم ارسال کرده‌اند که «ما برای ایران جنگ‌زده چه کنیم؟» یا «آیا راهی برای کمک مالی هست؟»، «آیا راهی برای کمک به آوارگان هست؟» «آیا پیشنهاد می‌دهید به ایران برگردیم؟» یا «آیا می‌توانیم برای دستیابی ایرانیان به اینترنت کاری کنیم؟»
جواب من این بود:همه این کارها البته مفید و لازم است، اما به نظر من وظیفۀ اصلی شما این است که ضدتجاوز موضعی صریح، روشن و علنی بگیرید و سلطۀ این افسانۀ رسانه‌ای را بشکنید که «ایرانیان خواهان حمله به ایران هستند».ß

جزئیات مذاکرات پنهان درباره آتش‌بس لبنان در اسلام‌آباد؛ از تهدید به ترک فرودگاه از سوی هیأت ایرانی تا مهلت دوساعته ای که آمریکا خواست

اسلام‌آباد، تهران، واشنگتن – در پشت صحنه دیپلماسی بین‌المللی، در روزهای اخیر جزئیات حساسی از گفت‌وگوهای میان ایالات متحده و ایران فاش شده است؛ گفت‌وگوهایی که فراتر از روابط دوجانبه، پرونده لبنان را نیز در کانون توجه قرار داده‌اند.
بر اساس گزارش روزنامه لبنانی الاخبار با استناد به یک منبع دیپلماتیک که در مذاکرات اسلام‌آباد حضور داشت، موضوع لبنان یکی از ده محور اصلی پیشنهادی تهران به واشنگتن بوده است. این محورها پیش از اعلام توافق آتش‌بس میان دو طرف، به تأیید دونالد ترامپ،رئیس‌جمهور آمریکا، رسیده بود. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، نیز این موضوع را به‌صراحت اعلام کرد.
غافلگیری اسرائیل و مهلت یک‌هفته‌ای
اعلام این توافق، به گفته منبع مذکور، اسرائیل را غافلگیر کرد. در پی آن، نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم، با واشنگتن تماس گرفت و خواستار تعویق اجرای آتش‌بس شد. او استدلال کرد که برای دستیابی به دستاوردهای میدانی به زمان بیشتر نیاز دارد تا در داخل کشورش به‌عنوان شکست‌خورده ظاهر نشود. در نهایت، ترامپ یک مهلت یک‌هفته‌ای در اختیار او قرار داد.
نقض توافق و پیامدهای فوری
در ادامه، حملات اسرائیل به بیروت و دیگر مناطق لبنان گسترش یافت؛ اقدامی که از سوی تهران نقض آشکار توافق تلقی شد. به‌دنبال این تحولات، ایران در واکنشی مستقیم، تنگه هرمز را به‌طور کامل بست؛ در حالی که طبق توافق اولیه، قرار بود روزانه بین ۱۵ تا ۱۷ کشتی از این مسیر عبور کنند.
پاکستان که نقش میانجی را بر عهده داشت، در موقعیتی پیچیده قرار گرفت. اسلام‌آباد تأکید کرد که لبنان بخشی از توافق بوده، اما هم‌زمان اعلام کرد که دیگر کنترل روند تحولات را در اختیار ندارد. پیشنهاد ادامه مذاکرات با وجود تداوم درگیری‌ها از سوی آمریکا و پاکستان، با مخالفت قاطع تهران روبه‌رو شد.
مذاکرات فشرده در آستانه شکست. ß

 

رویترز: ایران و آمریکا در آستانه توافق موقت/ تمدید 60 روزه آتش بس برای رسیدن به توافق نهایی

منابع ایرانی گفتند آمریکا خواستار توقف ۲۰ ساله غنی‌سازی ایران است، در حالی که ایران می‌خواهد این مدت به ۳ تا ۵ سال محدود شود. همچنین تهران خواهان جدول زمانی مشخص برای لغو تحریم‌های سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا است.
به گفته دو منبع ایرانی، مذاکره‌کنندگان ایالات متحده و ایران از هدف دستیابی به یک توافق جامع صلح عقب‌نشینی کرده و در عوض به دنبال یک تفاهم‌نامه موقت هستند تا از بازگشت به درگیری جلوگیری کنند.
به گزاش عصر ایران به نقل از رویترز ، این تغییر رویکرد پس از مذاکرات بی‌نتیجه آخر هفته گذشته در اسلام‌آباد رخ داده است؛ جایی که اختلافات عمیق بر سر برنامه هسته‌ای ایران   از جمله سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و مدت زمانی که تهران باید فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف کند، همچنان مانع پیشرفت بوده، با وجود آنکه مقام‌های آمریکایی و میانجی‌های پاکستانی از چشم‌انداز توافق ابراز خوش‌بینی کرده بودند.
یک مقام ارشد ایرانی گفت: دو طرف شروع به کاهش برخی اختلافات کرده‌اند، از جمله درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز؛ مسیری حیاتی که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند و طی هفته‌های اخیر به روی بیشتر کشتی‌ها بسته بوده است.
این مقام افزود: ایران که سال‌ها با تحریم‌های سنگین آمریکا روبه‌رو بوده، می‌خواهد در این تفاهم‌نامه، واشنگتن بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند و در مقابل، ایران اجازه عبور کشتی‌های بیشتری از این تنگه را بدهد. ß


امیر حسن چهلتن، استاد عزیزم دی‌ماه گذشته مصاحبه‌ای داشتند که بسیار شنیدنی است، احساسات خاصی از بیننده طلب می‌کند. مخاطب را گاهی امیدوار می‌کند و گاهی به شدت غمگین می‌سازد. عمیق و پربار صحبت می‌کنند، یاداور لحظاتی که در کلاس با او گفتگو می‌کردیم.


https://youtu.be/orseI6NUDoQ?si=S1TXzO8e1YbClXto

استقلال؛ واژهای که گم شد
انسان، در آستانه ی سقوط قطار در تاریک ِی تونل پیش میرفت و صدای یکنواخت چرخھا، مثل تکرار جمله ای ناتمام، در ذھنم میپیچید؛ گوشی ھنوز در دستم بود و صفحه ی اخبار، روشن، اما بیروح، مثل نوری که دیگر روشنی نمی آورد بلکه فقط سایه ھا را عمیق تر میکند. ھرچه میخواندم، کمتر میفھمیدم؛ ھرچه بیشتر میدیدم، بیشتر احساس میکردم که آن چه در برابر من قرار دارد، نه خبر، بلکه روایت ھایی است که از پیش ساخته شده اند تا ذھن را ھدایت کنند، نه برای فھمیدن، بلکه برای کشاندن، برای شکل دادن به واکنش، نه اندیشه. در ھمین میان، بی اختیار، چھره ی کامران دوباره در ذھنم ظاھر شد؛ ھمان نگاِه دیروز، ھمان خشِم بی قرار، ھمان فریادھایی که بیشتر از آنکه خطاب به من باشد، خطاب به چیزی درون خودش بود. و ناگھان، ھمھچیز به ھم وصل شد - او، این اخبار، این فریادھا، این واکنشھا - گویی ھمه در یک مدار می چرخیدند، مداری که نه آغازش معلوم بود و نه پایانش. با خودم گفتم: این اتفاقات، دیگر فقط درباره ی ایران نیست. این، درباره ی انسان است. درباره ی آن نقطه ای که در آن، تمام آن چه ما سالھا به نام آموزش، تمدن، فرھنگ و اخلاق شناخته ایم، ناگھان عقب مینشیند و چیزی دیگر، عریان و بیپرده، خود را نشان میدھد. چیزی که نه در دانشگاهھا آموخته میشود و نه در کتابھا نوشته شده، بلکه در لایه ھای پنھا ِن وجود انسان نھفته است و فقط منتظر لحظھای است تا سر برآوردß.

15. April 2026

چگونه ایرانی‌ها به خدمت موساد درآمدند؟
منتشر شده در: 14/04/2026 - 17:44

بدون همکاری ایرانیانی که به خدمت موساد درآمدند، عملیات سنجیدۀ نظامی و ترورهای هدفمند دولت اسرائیل چه در جنگ دوازده روزه و چه در جنگ کنونی ممکن نبود. اسرائیلی‌ها ترورهای هدفمندشان را در ایران در ۱۶ ژانویۀ ۲۰۰۷ با کشتن اردشیر حسین پور آغاز کردند. او استادیار دانشگاه و کارشناسِ الکترومغناطیس بود و در تأسیسات هسته‌ای ایران کار می‌کرد.
بدون همکاری ایرانیانی که به خدمت موساد درآمدند، عملیات سنجیدۀ نظامی و ترورهای هدفمند دولت اسرائیل چه در جنگ دوازده روزه و چه در جنگ کنونی ممکن نبود. اسرائیلی‌ها ترورهای هدفمندشان را در ایران در ۱۶ ژانویۀ ۲۰۰۷ با کشتن اردشیر حسین پور آغاز کردند. او استادیار دانشگاه و کارشناسِ الکترومغناطیس بود و در تأسیسات هسته‌ای ایران کار می‌کرد.
برای این کار، اسرائیلی‌ها در سرزمین‌های همجوار ایران رفته رفته پایگاه‌های مخفی ایجاد کردند تا بهتر بتوانند به خاک ایران راه پیدا کنند. البته این پایگاه‌ها هم‌چنان مخفی اند. به نوشتۀ مجلۀ تخصصی «رِد» که مطالب پژوهشی در زمینۀ ژئوپُلیتیک، تسلیحات و تحولات نظامی در جهان منتشر می‌کند، بیشتر همسایگان ایران منکر چنین پایگاه‌هایی در خاک خود هستند. با این حال، کشورها و سرزمین‌هایی در منطقه مانند کردستان عراق، جمهوری آذربایجان و تا حدودی ارمنستان و حتی چند کشور عربی خلیج فارس مرزهای خود را به روی اسرائیلی‌ها گشوده اند.
از سوی دیگر، در آن منطقه گذشتن از مرز کشورها کار دشواری نیست. زیرا قاچاق در مناطق مرزی آن کشورها فعالیت دیرینه‌ای است. قاچاقچیان با الاغ، شتر، ماشین یا کامیون مواد مخدر، سوخت و دستگاه‌های الکترونیکی قاچاق می‌کنند. گفته می‌شود موساد با بیشتر قاچاقچیان و سرویس‌های اطلاعاتی چندین کشور منطقه ارتباط تنگاتنگ برقرار کرده است.
کارشناسان معتقدند که ترکیب قومی جمعیت ایران، نفوذ موساد را در آن کشور آسان کرد. اسرائیلی‌ها از نارضایتی‌های قومی در ایران بسیار خشنودند. مخالفت با جمهوری اسلامی در میان بعضی از گروه‌های قومی که خود را ملت می‌نامند، شدیدتر است. بنابراین، به آسانی می‌توان در میان آن‌ها یارگیری کرد. درگیری مسلحانۀ گروه‌های بلوچ‌ و کرد با جمهوری اسلامی پیشینۀ درازی دارد.
اسرائیلی‌ها از جریان‌های تجزیه طلب پشتیبانی می‌کنند. در گرماگرم جنگ دوازده روزه، روزنامۀ «اورشلیم پست» طرحی شش ماده‌ای به رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد کرد و از او خواست با ایجاد یک ائتلاف خاورمیانه‌ای دست به تجزیۀ ایران بزند و برنامه‌‌ای درازمدت برای یک ایران فدرال یا تجزیه‌شده در نظر بگیرد.
اگر در آغاز کار، موساد در ایران بیشتر از میان گروه‌های رادیکال قومی یارگیری می‌کرد، با دو جنگ اخیر معلوم شد که دامنۀ نفوذ آن بسیار گسترده‌تر است. به نوشتۀ مجلۀ «رِد»، موساد مانند دیگر سرویس‌های اطلاعاتی، نخست با شناسایی افراد مستعدِ همکاری آغاز می‌کند. این افراد برپایۀ تشخیص موساد یا برای جمع‌آوری اطلاعات در نظر گرفته می‌شوند و یا برای انجام عملیات. موساد برای جذب داوطلبان از فرستادن پیام‌ در شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده می‌کند. در آن پیام‌ها، شماره تلفن‌ها یا شیوه‌های تماسِ رمزگذاری شده در اختیار داوطلبان قرار می‌گیرد.
در مرحلۀ دوم، موساد دربارۀ فرد مستعدِ همکاری، خانواده، دوستان، همکاران و پیرامونیان او تحقیقات کامل انجام می‌دهد. برقراری تماس در مرحلۀ سوم انجام می‌گیرد. این لحظه بسیار حساس است. مأمور پرونده ممکن است با پاسخ منفی رو به رو شود. زیرا در جمهوری اسلامی مجازاتِ جُرم جاسوسی پس از بازجویی‌های سخت، محاکمۀ فوری و حکم اعدام است.
به نوشتۀ «اسرائیل هیوم»، یکی از پرخواننده‌ترین روزنامه‌های اسرائیلی و طرفدار حزب لیکود، حملات پیشگیرانۀ اسرائیل به ایران سرانجامِ چندین سال همکاری گستردۀ نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل بود. برای هدف قرار دادن مقامات ارشد دستگاه امنیتی و دانشمندان هسته‌ای ایران، می‌بایست آماده‌سازی گسترده‌ای انجام گیرد که شامل جمع‌آوری صبورانۀ اطلاعات دقیق و اجرای عملیات نظارتی بود.
به گفتۀ الن روُدیه، افسر ارشد پیشینِ سرویس‌های اطلاعاتی خارجی و مدیر پژوهشی مرکز تحقیقات اطلاعاتی فرانسه، افراد برای همکاری با موساد انگیزه‌های گوناگون دارند. این پژوهشگر از چهار انگیزۀ اساسی نام می‌برد که عبارت‌اند از: پول، ایدئولوژی، مصالحه و خودستایی. او دربارۀ همکاری ایرانیان با موساد می‌گوید: نیروی محرکۀ آنان در درجه نخست احساسات ضدآخوندی و به‌طور کلی دشمنی با جمهوری اسلامی است. البته پای پول نیز همیشه در میان است. زیرا برای تضمین وفاداری آنان به موساد وسیلۀ خوبی است. انگیزۀ خودستایی نیز در پیوستن بعضی از ایرانیان به موساد دیده می‌شود. اما مصالحه بسیار کم دیده می‌شود.
بیشتر وقت‌ها سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل به جای دادن پول نقد به افراد استخدام شده، تسهیلاتی در زمینۀ دانشگاهی و پزشکی برای آنان و خانواده‌هاشان فراهم می‌کنند. این سرویس‌ها با جامعۀ پزشکی چندین کشور در ارتباط هستند و می‌توانند برای بستگان فرد استخدام شده که نیاز به جراحی و درمان‌های گوناگون پزشکی دارند، امکاناتی فراهم کنند. ß


بمب اتمی اسرائیل: تهدیدی، که هیچ‌کس جرأت ندارد نامش را به زبان بیاورد!
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
تارنگاشت عدالت
نویسنده: رونی پ. ساسمیتا
برگرفته از: روزنامۀ چپ
۵ آوریل ۲۰۲۶
تا زمانی که اسرائیل مجبور به گشودن دیمونا به روی بازرسان و پیوستن به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نشود، خاورمیانه هم‌چنان گروگان یک استاندارد دوگانه در مورد مسایل هسته‌ای خواهد بود.
شاید هنوز هم سایۀ مه‌آلود بمباران‌های مشترک آمریکا و اسرائیل بر تهران و نطنز سنگینی کند. اما جهان، از دریچۀ غالب رسانه‌های غربی، هم‌چنان با یک روایت واحد تغذیه می‌شود: خطر پنهان غنی‌سازی اورانیوم ایران، که همیشه تنها یک قدم تا بمب اتمی فاصله دارد.
در بحبوحۀ تحریم‌های اقتصادی، قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و حملات نظامی پیشگیرانه که زیرساخت‌های غیرنظامی و نظامی ایران را ویران کرده است، سکوتی کرکننده پیرامون ملموس‌ترین زرادخانۀ سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه حکمفرماست: یعنی زرادخانۀ هسته‌ای اسرائیل.
در واقع، معماری امنیتی منطقه نه از طرف یک قابلیت هسته‌ای که ممکن است فقط در آینده پدیدار شود، بلکه از سوی قابلیتی که بیش از شش دهه وجود داشته است، تهدید می‌شود. در صحرای نقب اسرائیل، مجتمع دیمونا قرار دارد – یک «جعبه سیاه» که از بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دست نخورده، مصون از تحریم‌ها و به عنوان یکی از اسرار سربستۀ جامعه‌ی بین‌المللی حفظ شده است.
این تناقض شاید آشکارترین نمود استانداردهای دوگانه جهانی باشد که امتیاز هسته‌ای اسرائیل را بالاتر از قوانین بین‌المللی قرار می‌دهد.
تاریخ نشان می‌دهد که جاه‌طلبی‌های هسته‌ای اسرائیل صرفاً واکنشی به تهدیدات خارجی نبود، بلکه بخشی از یک طرح ژئواستراتژیک گسترده‌تر برای تضمین سلطه منطقه‌ای بود. از زمانی که دیوید بن گوریون پس از هولوکاست، دکترین «دیگر هرگز» را تدوین کرد، قابلیت هسته‌ای به عنوان «گزینه سامسون» به تصویر کشیده شده است – یک عامل بازدارنده آخرین راه‌حل، که تضمین می‌کند اسرائیل در صورت تهدید موجودیت خود می‌تواند منطقه را ویران کند.
یک فریب با پی‌آمدهای خطرآفرین
اما این امتیاز به طور طبیعی به وجود نیامده است. این امتیاز از طریق فریب، شبکه‌های تدارکات مخفی و حمایت دیپلماتیک پایدار از قدرت‌های بزرگ – همان قدرت‌هایی که اکنون خود را به عنوان نگهبانان جهانی عدم اشاعه هسته‌ای معرفی می‌کنند – ساخته شده است.
موفقیت اسرائیل در حفظ جایگاه خود به عنوان تنها قدرت هسته‌ای در خاورمیانه، مبتنی بر سیاست «آمیموت» یا پنهان‌کاری هسته‌ای آن است. این دکترین به اسرائیل اجازه می‌دهد بدون تحمل هزینه‌های سیاسی یا اقتصادی، از مزایای استراتژیک بازدارندگی هسته‌ای بهره‌مند شود.
امروزه وقتی جامعه بین‌المللی درباره تهدیدات هسته‌ای در خاورمیانه بحث می‌کند، تمرکز همواره بر ایران است. با این حال، فوری‌ترین و مهم‌ترین تهدید – زرادخانه هسته‌ای اسرائیلهم‌چنان دست‌نخورده باقی مانده است.
این امر اساساً گفتمان منطقه‌ای را تحریف کرده است. جهان مجبور است با نگرانی به کشوری نگاه کند که رسماً به پیمان منع اشاعه هسته‌ای پایبند است – هرچند تحت نظارت دقیق – در حالی‌که کشور دیگری را که از امضای این پیمان امتناع می‌کند و به طور گسترده اعتقاد بر این است که صدها کلاهک هسته‌ای دارد، تحمل می‌کند.
نقطه عطفی که این ریاکاری بین‌المللی را مشروعیت بخشید، در سال ١۹۶۹ رخ داد. در یک جلسه مخفی در کاخ سفید، ریچارد نیکسون، رییس‌جمهور ایالات متحده، و گلدا مایر، نخست‌وزیر اسرائیل، به توافقی رسیدند که سیاست خارجی ایالات متحده را برای دهه‌ها شکل داد. ß

ایران و آمریکا جای خود را عوض کرده‌اند؛ مذاکره در سایه یک وارونگی بزرگ
علی رسولی ـ در این مرحله، دوام آوردن برای جمهوری اسلامی آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر از رویارویی با «تعاقب عقب‌نشینی بزرگ» است. اما این برتری، اگر به «توافقی بزرگ» تبدیل نشود، جمهوری اسلامی می‌ماند و هزاران دشنه‌ای که خیلی زودتر از آنکه تصورش را بکند بر پیکرش فرود خواهد آمد.

دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد دستاورد عینی نداشت ولی شاید زمینه را برای یک تغییر بزرگ آماده کرده باشد.
یک تحول بزرگ زیر سایه اخبار روز پنهان شده است: ایران و آمریکا جای خود را در مذاکرات عوض کرده‌اند. تا پیش از جنگ ۳۸ روزه در هر مناقشه‌ میان تهران و واشنگتن، رویکرد ایران «محدود‌سازی مذاکره به یک پرونده» بود و آمریکا ایده «حل گام‌به‌گام یا یکباره همه پرونده‌ها» را پیش می‌برد. در موضوع چارچوب همکاری امنیتی در افغانستان و عراق، پرونده مذاکرات محرمانه بعد از انفجار خُبَر در عربستان سعودی و پرونده هسته‌ای این الگو را دیده‌ایم.
حتی پس از انعقاد برجام که بنا بود «یک گام کوچک برای تغییر بزرگ» باشد و دامنه آن در نهایت به موضوعات امنیتی منطقه‌ای و جهانی و همزیستی پایدار منجر شود، راهبرد جمهوری اسلامی «جدایی پرونده‌ها» و عدم توسعه برجام هسته‌ای به برجام منطقه‌ای و برجام امنیتی بود. در مقابل این آمریکا بود که همواره می‌خواست همه پرونده‌ها روی میز بیاید. ایران اما نیت غایی آمریکا را «تغییر رژیم» می‌دانست و به همین دلیل حل «همه پرونده‌ها» را ناممکن یا «زمینه‌سازی برای تغییر رژیم» می‌پنداشت.
اکنون چیزی عوض شده و شاید همین تغییر، می‌تواند مذاکرات کنونی را به یک «پایان شگفت‌آور» یا «پایان خونبار» رهنمون کند. ایران اکنون به واسطه اعتماد به نفسش در «بقای نظام سیاسی به رغم یک حمله گسترده» می‌خواهد تنش را به صورت ریشه‌ای حل کند و آمریکای ترامپ صرفا به دنبال «راه خروج» از مخمصه کنونی است. ß

اشپیگل: چرا آمریکا از پاکستان خواست میانجی گری کند و خواهان آتش بس شد؟
وقتی بازیگران یک منازعه ناگهان زبان خود را تغییر می‌دهند، باید به دنبال فشارهایی گشت که این تغییر را اجتناب‌ناپذیر کرده‌اند.
در مناقشه با ایران، به نوشته اشپیگل، نشانه‌های روشنی از ابتکار عمل اولیه واشنگتن برای آتش‌بس دیده می‌شود. به گفته کارشناس اسرائیلی سیترینوویچ، این دولت دونالد ترامپ بود که تقاضای یک آتش‌بس دو هفته‌ای را از طریق پاکستان منتقل کرده بود . این موضوع نشان می‌دهد که آمریکا به دنبال رسیدن سریع‌تر به توافق است. هرچند ایران هم با توجه به شرایط سخت اقتصادی خود انگیزه جدی برای کاهش تنش دارد، اما به نظر می‌رسد حس فوریت در واشنگتن پررنگ‌تر و تعیین‌کننده‌تر استß

 

دکتر مهدی روسفید:
در ایستگاه میان خشم و استقلال
 در راه رفتن به محل کار بودم. صبحی خاکستری، از آن صبحھایی که شھر ھنوز بیدار نشده، اما اضطرابش زودتر از آدمھا در خیابان ھا قدم میزند. پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که ناگھان چشمم به او افتاد. چند قدمی جلوتر ایستاده بود؛ مردی با چھرهای برافروخته، گویی ھنوز در تِب خیابان میسوخت. نزدیک تر که شدم، نگاھش را دیدم. نگاھی که بیش از آنکه به من دوخته باشد، به چیزی در گذشته خیره مانده بود. بی مقدمه شروع کرد. کلماتش، نه جمله بودند و نه استدلال. پرتا ِب خشم بودند؛ فحاشی به «پنجاهوھفتی ھا»، به آنھایی که به زعم او، کشور را به اینجا رسانده بودند. ایستادم. گوش دادم. اما نه به کلماتش به زخمی که پشت آنھا پنھان بود. در آن لحظه، بیش از آنکه صدایش را بشنوم، وز ِن خشمی را حس میکردم که از جایی عمیق تر از یک اختلاف ساده میآمد؛ خشمی که به گذشته گره خورده بود، در اکنون سرگردان مانده بود و آیندهای برای خود نمیدید. در ذھنم جمله ای شکل گرفت...ما ھمه قربانی بودیم... قربانی بازیھایی بزرگتر از خودمان... اما آن جمله، در ذھنم ماند. چون فھمیدم: بعضی انسانھا، در لحظھای از تاریخ متوقف میشوند، و دیگر نه میشنوند، نه می بینند. فقط تکرار میکنند.....نگاھش کردم و سکوت کردم. بعضی حقیقت ھا، در لحظه ی خشم، گوشی برای شنیده شدن ندارند. از او فاصله گرفتم. چراغ سبز شد، اما درون من، ھمھهچیز ھنوز قرمز بود. ß

دکتر مهدی روسفید:
در میان خاک و خاطره
  
آن روز، ھمه چیز با یک خداحافظی آغاز شد، اما آنچه در پایان در من باقی ماند، نه صرفا مرگ، بلکه مواجه ھای عریان با زمان بود. با آن چیزی که بیصدا از انسان عبور میکند و در عوض، او را در خود باقی میگذارد
دیروز به قبرستان رفته بودیم؛ جمعیتی آمده بود، چھرهه ایی آشنا که در عین آشنایی، نوعی غریبی در خود آنھا بودند. برخی را نزدیک به چھل وشش، داشتند، گویی ھر کدامشان نه ھمان آدمھای گذشته، بلکه بازمانده چھلوھفت سال است که میشناسم، و برخی دیگر را بیش از بیست سال بود کھ ندیده بودم، و این فاصله، وقتی در خطوط صورتشان می نشست، دیگر فقط یک عدد نبود، بلکه به تاریخ تبدیل شده بود، تاریخی که بر چھرهھا حک شده بود، نه در کتاب ھا.
من به درخواست دوستم آمده بودم؛ آمده بودم تا در سوگ مادرھمسرش، چند جملھای بگویم، چند کلمھای که شاید بتواند اندکی از بار این فقدان را سبکتر کند، اما ھرچه بیشتر به اطراف نگاه میکردم، بیشتر درمییافتم که کلمات، در برابر چنین حضوری، ناتوان اند. چگونه میتوان از پایان سخن گفت، وقتی خو ِد انسانھا، با تمام گذشتھهشان، در برابر تو ایستادهاند؟ چگونه میتوان از فقدان گفت، وقتی ھر چھره، خود حامل چیزی از دسترفته است؟ß

واشنگتن ناخواسته میزبان هماهنگی درونی ایران شد؛ چرا ایران با یک هیأت بزرگ به اسلام آباد رفت؟

هنگامی که هواپیمای حامل هیأت ایرانی در پایتخت پاکستان، اسلام‌آباد، به زمین نشست، آنچه بیش از هرچیز توجه ناظران را جلب کرد، ابعاد غیرمعمول این هیأت بود. به گزارش روزنامه بریتانیایی تلگراف، مقامات آمریکایی از شمار بالای همراهان هیأت که برای گفت‌وگوهای صلح وارد پاکستان شده بودند، شگفت‌زده شدند.
در مجموع ۷۱ نفر، شامل ۶۹ مرد و دو زن، از هواپیمای اجاره‌ای پیاده شدند و به‌صورت منسجم راهی هتل سرینا شدند. پوشش تقریباً یکسان، کت‌وشلوارهای تیره، بر رسمی بودن و انضباط این حضور می‌افزود. در میان اعضا، چهره‌های برجسته‌ای از ساختار قدرت ایران حضور داشتند: رئیس مجلس محمدباقر قالیباف، وزیر امور خارجه عباس عراقچی، رئیس کل بانک مرکزی عبدالناصر همتی و دبیر شورای عالی امنیت ملی علی‌اکبر احمدیان. این ترکیب با حضور دیپلمات‌ها، مشاوران سپاه پاسداران و خبرنگاران تکمیل شده بود.
این دیدار بالاترین سطح تماس مستقیم میان ایران و ایالات متحده از زمان بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران ۱۹۷۹ به‌شمار می‌رود. هدف رسمی، پایان دادن به درگیری‌ای بود که بیش از یک ماه ادامه داشته است. با این حال، نشانه‌ها حاکی از آن است که این سفر برای تهران کارکردی فراتر از دیپلماسی داشته است.
به گفته یک مقام ایرانی آگاه از تدارکات سفر، پذیرش این مذاکرات از سوی واشنگتن، ناخواسته فرصتی کم‌نظیر برای گردهم‌آیی امن رهبران ایران فراهم کرد. به گفته او، طی هفته‌های گذشته امکان برگزاری جلسات حضوری در داخل کشور به‌شدت محدود شده بود. به گفته این مقام «آن‌ها حدود ۴۰ روز به‌دنبال فرصتی بودند تا بدون نگرانی کنار هم بنشینند و هماهنگی‌های لازم را انجام دهند».
این اوضاع، در عین حال، ضعف ساختاری مهمی را در نظام سیاسی ایران آشکار می‌کند. از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی تحت رهبری روح‌الله خمینی، فرآیند تصمیم‌گیری به‌شدت متکی بر تعاملات حضوری میان نهادهای دینی، نظامی و سیاسی بوده است. تصمیم‌های کلان نه صرفاً از مسیر سازوکارهای اداری، بلکه در گفت‌وگوهای مستقیم و چهره‌به‌چهره شکل می‌گیرند. با از میان رفتن این امکان، کارآمدی سیستم با اختلال مواجه می‌شود.
در عین حال، این گردهم‌آیی خالی از مخاطره نبود. برخی ارزیابی‌ها حاکی از آن است که نهادهای اطلاعاتی غربی احتمالاً ورود و خروج اعضای هیأت را زیر نظر داشته و اطلاعات دقیقی از ترکیب و تحرکات آن‌ها ثبت کرده‌اند؛ داده‌هایی که در صورت شکست مذاکرات، می‌تواند پیامدهای امنیتی جدی در پی داشته باشد.
مذاکرات اسلام‌آباد در نهایت بدون دستیابی به توافق نهایی پایان یافت. اگرچه پیش‌تر با میانجی‌گری پاکستان آتش‌بسی دو هفته‌ای اعلام شده بود، اما تبادل اتهامات میان طرفین مانع از پیشرفت ملموس شد. در نتیجه، هنوز مشخص نیست که این مسیر دیپلماتیک به کاهش تنش خواهد انجامید یا صرفاً فصلی موقت در روندی پیچیده و رو به تشدید است

Majid Roshanzadeh
بی بی سی عربی: کشتی‌های ایرانی از تنگه هرمز گذشتند

در نخستین روز پس از اجرای کامل محاصره دریایی ایالات متحده علیه بنادر ایران، ارزیابی دقیق از میزان اثربخشی این اقدام همچنان با ابهام جدی روبه‌روست. گزارش‌های متناقض و اختلالات فنی، تصویری ناپایدار از وضعیت موجود ارائه می‌دهند.
فرانک گاردنر، تحلیل‌گر امور امنیتی در بی‌بی‌سی، به کمبود آمادگی عملیاتی و اختلال در سامانه‌های ارسال و دریافت سیگنال به‌عنوان دلایل احتمالی این سردرگمی اشاره کرده است. به گفته او، این عوامل می‌توانند مانع از شکل‌گیری تصویری روشن از تحولات میدانی شده باشند.
بر اساس داده‌های کشتیرانی که توسط تیم راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی تحلیل شده، دست‌کم چهار کشتی مرتبط با ایران روز سه‌شنبه از تنگه هرمز عبور کرده‌اند؛ از جمله دو کشتی که پیش‌تر در بنادر ایران پهلو گرفته بودند. همچنین سه کشتی دیگر که ارتباطی با ایران نداشتند، پس از آغاز رسمی محاصره، از این گذرگاه عبور کرده‌اند. این محاصره روز دوشنبه ساعت ۱۰ صبح به وقت ساحل شرقی آمریکا (۱۴:۰۰ به وقت گرینویچ) اجرایی شد.
در مقابل، فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرده است که در ۲۴ ساعت نخست، هیچ کشتی‌ای موفق به شکستن محاصره نشده است. به گفته این نهاد، بیش از ده هزار نیروی نظامی به همراه ده‌ها ناو جنگی و هواپیما در این عملیات مشارکت داشته‌اند.
مقام‌های آمریکایی همچنین مدعی‌اند که شش کشتی تجاری پس از دریافت «دستورالعمل‌هایی از نیروهای آمریکایی» مسیر خود را تغییر داده و به بنادر ایران بازگشته‌اند. با این حال، داده‌های ردیابی کشتی‌ها که توسط بی‌بی‌سی بررسی شده، نشان می‌دهد که دست‌کم دو کشتی مرتبط با ایران پس از عبور از تنگه، در واکنش به محاصره مسیر خود را تغییر داده‌اند.
این اختلاف در روایت‌ها نشان می‌دهد که در حال حاضر نمی‌توان ارزیابی نهایی و دقیقی از میزان موفقیت این محاصره ارائه داد. ناظران معتقدند که در روزهای آینده تصویر روشن‌تری از پیامدهای واقعی این اقدام به دست خواهد آمد.

Majid Roshanzadeh
پیام‌های سخت از تهران، از هشدار نظامی تا تغییر سطح حضور در مذاکرات؛ ایران ادامه آتش‌بس بدون تضمین را بی معنا خواند

تهران در موضع‌گیری تازه‌ای بار دیگر بر رویکرد سخت‌گیرانه خود نسبت به ادامه روند آتش‌بس با ایالات متحده تأکید کرد و آن را مشروط به به رسمیت شناختن حقوق ایران دانست.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در شبکه اجتماعی «اکس» تصریح کرد که پایان آتش‌بس نباید به تمدید خودکار یا بی‌قید و شرط آن منجر شود. او تأکید کرد یا باید حقوق ایران، از جمله تسلط بر تنگه هرمز، به رسمیت شناخته شود، یا این روند در نهایت به بازگشت به درگیری منتهی خواهد شد.
به گفته رضایی، نباید از فضای تنفسی ایجادشده برای بازسازی توان نظامی یا اقدامات خصمانه جدید استفاده شود. او هشدار داد که این دوره نباید به فرصتی برای «شرارت مجدد» تبدیل شود و در صورت نادیده گرفتن حقوق ایران، ادامه چنین آتش‌بسی اساساً معنای خود را از دست می‌دهد. در بیان تندتری نیز تأکید کرد که اگر مطالبات ایران نادیده گرفته شود، این وضعیت شکننده باید کنار گذاشته شود، زیرا به باور او زمینه‌ساز رفتارهای تهاجمی خواهد شد.
در کنار این مواضع، برخی منابع نزدیک به تهران می‌گویند در صورت ازسرگیری مذاکرات، ایران این بار با ترکیبی متفاوت و صرفاً در سطح کارشناسان فنی در گفت‌وگوها شرکت خواهد کرد. این تغییر رویکرد در صورت تأیید، می‌تواند نشان‌دهنده محدود شدن سطح سیاسی مذاکرات و حرکت به سمت چارچوب‌های فنی و جزئی‌تر باشد.
در همین حال، خبرنگار شبکه الجزیره در تهران گزارش داد که در جریان مذاکرات استانبول، ایران پیشنهاد تعلیق پنج‌ساله در موضوع اورانیوم را مطرح کرد، در حالی که طرف آمریکایی خواهان تعلیق ده‌ساله بوده است. این اختلاف زمانی، در بطن خود یکی از نقاط اصلی تفاوت در دیدگاه‌های دو طرف و درعین حال نقطه مشترک توصیف شده است.
در کنار این تحولات، وضعیت دیپلماتیک میان طرف‌ها همچنان نامشخص است. بر اساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ابتکار پاکستان برای میزبانی دور دوم گفت‌وگوها میان ایران و ایالات متحده در اسلام‌آباد در حال بررسی است، اما هنوز توافق نهایی حاصل نشده است. منابع دیپلماتیک می‌گویند تماس‌ها همچنان در سطح تبادل پیام‌های غیرمستقیم ادامه دارد و درباره زمان و مکان دقیق مذاکرات تصمیمی گرفته نشده است.
در اسلام‌آباد نیز برخی منابع می گویند که تلاش‌های میانجی‌گرانه پاکستان ادامه دارد، اما اطلاعات قطعی درباره برگزاری دور جدید مذاکرات وجود ندارد. یک منبع دیپلماتیک دیگر نیز گفته است که برگزاری دور جدیدی از مذاکرات درمکانی دیگر ممکن است، اما هنوز تصمیم رسمی در این باره اتخاذ نشده است.
در همین حال، گمانه‌زنی‌هایی درباره گزینه‌های احتمالی برای محل مذاکرات مطرح شده است؛ از جمله آنکارا، ژنو یا بار دیگر اسلام‌آباد. همچنین سفرهای پیش‌روی نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، به عربستان سعودی و ترکیه در برخی تحلیل‌ها به‌عنوان عاملی مرتبط با زمان‌بندی احتمالی مذاکرات تلقی شده است، هرچند هیچ‌یک از این موارد به‌صورت رسمی تأیید نشده‌اند.
در مجموع، فضای موجود میان تهران و واشنگتن همچنان در وضعیت تعلیق دیپلماتیک قرار دارد؛ وضعیتی که از یک سو با مواضع تند تهران همراه است و از سوی دیگر با تلاش‌های پراکنده برای حفظ کانال‌های گفت‌وگو ادامه پیدا می‌کند.

14. April 2026

محاصره دریایی آمریکا علیه ایران: ده سناریوی محتمل و تبعات آن
محاصره دریایی ایران، اگرچه به‌عنوان ابزار فشار مطرح می‌شود، اما در عمل می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌های هم‌زمان را فعال کند: از شوک انرژی جهانی و بی‌ثباتی هرمز تا گسترش جنگ نیابتی، تشدید فقر و حتی رویارویی قدرت‌های بزرگ. مسعود دلبری در این مقاله با ترسیم ده سناریو نشان می‌دهد که چنین گزینه‌ای بیش از آنکه یک راه‌حل باشد، می‌تواند به ماشه‌ای برای تشدید بحران‌های چندلایه تبدیل شود ـ جایی که هزینه‌ها از کنترل خارج می‌شوند و دیپلماسی به تنها مسیر باقی‌مانده بدل می‌شود.
مسعود دلبری، تحلیلگر انرژی و روابط بین الملل


نمایش مشخصات تصویر
کشتی‌های تجاری به دلیل اختلالات ناوبری در تنگه هرمز، در سواحل امارات متحده عربی لنگر انداخته‌اند. دبی ـ ۲ مارس ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری آناتولی که در اختیار خبرگزاری فرانسه قرار داده است.
۲۵ فروردین ۱۴۰۵
در میان سناریوهای تنش‌زای میان ایالات متحده آمریکا و ایران، محاصره دریایی یکی از رادیکال‌ترین گزینه‌هاست. این اقدام نه‌تنها ایران را هدف می‌گیرد، بلکه امواج آن در سراسر اقتصاد جهانی، معادلات منطقه‌ای و موازنه قدرت‌های بزرگ احساس خواهد شد. محاصره دریایی ابزاری است که هزینه‌هایش تنها متوجه طرف مقابل نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای از واکنش‌های غیرقابل کنترل را به راه می‌اندازد. در ادامه، ده سناریوی محتمل و پیامدهای هر یک با جزئیات بیشتری بررسی می‌شود.
سناریو اول: شوک نفتی جهانی و جهش قیمت انرژی
سناریو دوم: بسته نگه داشتن تنگه هرمز؛ ضدضربه استراتژیک ایران
سناریو سوم: تشدید فعالیت نیابتی و گسترش جنگ به سراسر منطقه
سناریو چهارم: فروپاشی اقتصادی و بحران معیشتی در ایران
سناریو پنجم: ورود چین و روسیه به بازی؛ رویارویی قدرت‌های بزرگ
سناریو ششم: شتاب برنامه هسته‌ای؛ خطرناک‌ترین پیامد
سناریو هفتم: بحران دیپلماتیک و انزوای آمریکا در جهان
سناریو هشتم: جنگ سایبری تمام‌عیار
سناریو نهم: بحران انسانی و موج مهاجرت
سناریو دهم: مذاکره تحت فشار یا تشدید بحران؟
جمع‌بندی
محاصره دریایی ایران یک اقدام تک‌بعدی نیست؛ بلکه زنجیره‌ای از واکنش‌های متقابل را در پی دارد که کنترل آن‌ها دشوار است. از شوک انرژی جهانی تا درگیری‌های منطقه‌ای، از بحران انسانی تا رویارویی قدرت‌های بزرگ، هر سناریو هزینه‌های سنگینی برای همه طرف‌ها به همراه دارد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که فشار حداکثری به‌ندرت به نتیجه دلخواه می‌رسد و اغلب چرخه‌های خطرناک‌تری از بحران را آغاز می‌کند. در چنین محیط پیچیده‌ای، دیپلماسی فعال، میانجیگری بین‌المللی و مدیریت هوشمندانه بحران تنها راه‌های پایدار برای کاهش تنش هستند. ß

Majid Roshanzadeh
عبور نفتکش چینی از تنگه هرمز در سایه فشارهای آمریکا

به گزارش خبرگزاری رویترز، با استناد به داده‌های ردیابی کشتیرانی، یک نفتکش متعلق به یک شرکت چینی امروز تنگه هرمز را عبور کرد، با وجود آن‌که از محدودیت‌ها یا فشارهای آمریکا در این منطقه گزارش شده است. عبور از این آبراه راهبردی همچنان از حساس‌ترین نقاط ژئوپولیتیکی جهان به شمار می‌رود، زیرا یکی از اصلی‌ترین مسیرهای انتقال نفت در تجارت جهانی است.
هم‌زمان، خبرگزاری فرانسه (AFP) به نقل از رسانه‌های رسمی گزارش داده است که رئیس‌جمهور چین شی جین پینگ خواستار احترام کامل به حاکمیت کشورهای خاورمیانه شده است. این موضع‌گیری در چارچوب سیاست کلی پکن تحلیل می‌شود که بر حمایت از اصل حاکمیت ملی و ثبات سیاسی در منطقه تأکید دارد.
این دو تحول در فضایی رخ می‌دهند که تنش‌های ژئوپولیتیکی و رقابت بر سر مسیرهای انرژی و امنیت دریایی در حال افزایش است، و هر اقدام در این حوزه می‌تواند بازتابی فراتر از سطح منطقه‌ای داشته باشد.

 

دوراهی تاریخی : صلح پایدار یا ادامه تنش و زوال؟
کانال شخصی سعید پیوندی https://t.me/paivandisaeed
آتش‌بس شکننده و مذاکرات در پاکستان پرسش مربوط به آینده تنش ویرانگر میان ایران، اسرائیل، امریکا و همسایگان جنوبی را به میان می‌کشد؟ نشست اول در اسلام‌آباد نشان داد که دست کم در این مرحله چرخش مهمی در رویکرد جمهوری اسلامی دیده نمی‌شود.
آتش‌بس نتیجه بن‌بست نظامی بود. بستن تنگه هرمز توانست در برابر برتری نظامی هوایی امریکا و اسرائیل به صورت یک سلاح اقتصادی، سیاسی و نمادین بسیار موثر درآید. امروز همه طرف‌های درگیر از پیروزی خود سخن به میان می‌آورند. این داوری‌های متفاوت در یک جنگ نامتقارن قابل انتظار است.
فرضیه اصلی امریکا و اسرائیل این بود که با حذف سران حکومت و ضربه‌زدن به ماشین نظامی آن، نظام دینی در زمان کوتاه از هم می‌پاشد و فرصتی پدید خواهد آمد برای خیزش مردمی. آن‌ها تاب‌آوری دستگاه حکومتی و بی‌اعتمادی بخش بزرگی از مردم به دخالت نظامی خارجی را دست‌کم گرفته بودند. با وجود برتری نظامی، امریکا و اسرائیل از نظر سیاسی و نمادین شکست خوردند چرا که نتوانستند به هدف‌های سیاسی اعلام شده خود دست یابند.
برای داوری درباره جنگ اما باید فراتر از غرور، نمادها و رجزخوانی‌ها به سراغ صورت‌حساب و ویرانی‌های جنگ هم  رفت. فهرست مناطق و مراکز آسیب‌دیده حکایت از ویرانی‌های گسترده‌ای می‌کند که ترمیم آن‌ها چالشی بزرگ برای اقتصاد بیمار ایران است. ß

منطق قدرت، توّھِم پیروزی و فرسایِش راھبردی
 ھرچه از نردبان بالاتر بروی، سقوطت سنگینتر و استخوانھایت شکسته تر خواھد بود. این ضربالمثل، نه یک ھشدار اخلاقی، بلکھ بیا ِن فشردهی یک قانون در منطق قدرت است: ھرچه فاصله ی قدرت از صرفا واقعیت بیشتر شود، ھزینه ی بازگشت به واقعیت سنگین تر خواھد بود. در ساحت سیاست بین الملل، مفاھیم اغلب بیش از آنکه بازتاب دھندی واقعیت باشند، سازنده ی آناند. «پیروزی» نیز از ھمین سنخ است؛ مفھومی که در زبان، مطلق و قطعی جلوه میکند، اما در میدان، سیال، مشروط و وابسته به شاخصھای عینی ثبات، انسجام و قابلیِت تداوم است. از اینرو، ھر تحلیل علمی ناگزیر است میان «گفتار پیروزی» و «وضعیِت پیروزی» تمایز بگذارد. ß

جنگ بهانه‌ای برای تشدید سرکوب: پرونده‌سازی جدید علیه حشمت‌الله طبرزدی
در حالی که کشور درگیر تنش‌های نظامی است، حشمت‌الله طبرزدی با اتهامات سنگینی روبرو شده که می‌تواند به اعدام منجر شود. محمد مقیمی، وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس حقوق بشر، در گفت‌وگو با زمانه این روند را نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه و قوانین موجود حتی در شرایط جنگی دانسته و آن را ابزاری برای ارسال پیام بازدارنده به جامعه معرفی کرد.
حسین نوش‌آذر

نمایش مشخصات تصویر
حشمت‌الله طبرزدی، دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران ـ عکس از آرشیو
۲۵ فروردین ۱۴۰۵
همزمان با آغاز درگیری‌های نظامی در ایران، زندانیان سیاسی با دور تازه‌ای از قانون‌شکنی‌ها و اتهام‌زنی‌ها مواجه شده‌اند. یک نمونه حشمت‌الله طبرزدی، زندانی سیاسی سرشناس است. میسا طبرزدی، دختر او می‌گوید:
یادی می‌کنم از جان‌باختگان دی‌ماه. با شروع جنگ، پدرم که در زندان مرکزی اصفهان است، به مکان دیگری منتقل شد و بیست و چند روز تحت بازجویی و فشار قرار گرفت. امروز، بیست و یکم فروردین، تحت یک بازپرسی آنلاین به او تفهیم اتهام شد. اتهام‌های سنگینی که حکمش اعدام است. ما نگران پدرمان هستیم، نگران تمام بازداشت‌شدگان و کسانی که در خطر اعدام قرار دارند. در حالی که کشور درگیر جنگ و بحران است، همچنان بازداشت‌ها و اعدام‌ها ادامه دارد.
اتهامات تازه‌ای که متوجه این زندانی سیاسی کرده‌اند چیست چه مجازاتی دارد؟ آیا در نحوه تفهیم اتهام، مقررات مربوط به حقوق زندانیان رعایت شده؟ برگزاری بازپرسی مجازی بدون حضور وکیل مدافع و در شرایط جنگی قطعا با اصول دادرسی عادلانه، حق دفاع مؤثر متهم و مواد قانون اساسی و آیین دادرسی کیفری مطابقت ندارد. آیا خانواده می‌تواند این روند را از طریق شکایت به دادستان، سازمان زندان‌ها یا دیوان عالی کشور پیگیری کند؟ با آقای محمد مقیمی، وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس ارشد حقوق بشر گفت‌وگو کرده‌ایم.ß

گزارشي از تهران اشغال شده توسط نيروهاي سركوب گر به پزشكيان رييس شوراي امنيت
آقاي رييس جمهور خبر داريد تهران پر شده از تویوتا هایلوکسهای مسلح به دوشکا بطوري كه چهره شهر دقیقا مثل دوران حکومت داعش بر رقه و موصل شده است.
خبر داريد یگان ویژه در پارکها، مدارس و مساجد مستقر هستند و حضور زياد ایستهای بازرسی در اکثر چهارراه‌های اصلی و خيابانهاي تهران تا طلوع خورشيد توسط نیروی سرکوب باعث ترافيك و آزار مردم شده است
مانور هزاران اتوموبيل با پرچم جمهوری‌اسلامی، زینبیون، فاطمیون و حشدالشعبی، با ایجاد ترافیک تعمدی و آزار و اذیت مردم، عملا شهر تهران را تبدیل كردند به پادگان هاي‌ تحت امر سپاه!
آقاي رييس جمهور اين حيف و ميل بيت المال از همان بودجه هاي چند هزار ميليارد توماني است كه در اختيار افرادي مانند عزيز جعفري تحت نام كارهاي فرهنگي قرار داديد.
لطفا بساط نيروهاي نظامي و شبه نظامي را از سطح شهر جمع بفرماييد
@Sahamnewsorg

13. April 2026


Historiker Adam Raz im Interview: „Ich schäme mich, Israeli zu sein“
Der israelische Historiker Adam Raz spricht über seine Scham angesichts des Gaza-Krieges, seine Kritik an Netanjahu – und erklärt, warum er Israel in einer gefährlichen Falle sieht.
Von Raphael Schmellerà
11.04.2026

نیویورک تایمز: جنگ ترامپ ایران را قوی‌تر و آمریکا را ضعیف‌تر کرد - شکست راهبردی آمریکا در جنگ با ایران

هیئت تحریریه نیویورک تایمز سیاست نظامی دونالد ترامپ در قبال ایران را به‌شدت مورد انتقاد قرارداد و تأکید کرد این جنگ به‌جای تقویت، موقعیت آمریکا را در ابعاد مختلف تضعیف کرده است. به‌باور این روزنامه، جنگ از ابتدا فاقد پشتوانه قانونی و حمایت متحدان بود و بر پایه دلایل متناقض شکل گرفت، تصمیمی شتاب‌زده که بیشتر به قمار شباهت داشت تا یک راهبرد سنجیده. همچنین، این سرمقاله به خطای محاسباتی در ارزیابی شرایط اشاره می‌کند و می‌نویسد ترامپ با نادیده‌گرفتن هشدارهای اطلاعاتی و تحت تأثیر دیدگاه‌های بنیامین نتانیاهو، آمریکا را وارد جنگی کرد که برای پیامدهای قابل پیش‌بینی آن، از جمله اختلال در بازار انرژی، آمادگی کافی نداشت
در عمل، به‌گفته این روزنامه، نفوذ ایران حتی افزایش یافت. تهران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خود و اعمال فشار بر تنگه هرمز، توانست اهرمی مؤثر در اقتصاد جهانی ایجاد کند. این راهبرد که بر استفاده از ابزارهای کم‌هزینه مانند پهپادها، موشک‌ها و قایق‌های تندرو استوار است، کارآمدی خود را نشان داده است، در حالی که بازگشایی این مسیر از طریق اقدام نظامی، مستلزم عملیاتی گسترده و پرریسک خواهد بود.
از منظر نظامی نیز، ایالات متحده متحمل فشار قابل‌توجهی شده است. این جنگ موجب مصرف بخش مهمی از ذخایر تسلیحاتی پیشرفته، از جمله موشک‌های تاماهاوک و سامانه‌های پاتریوت شده و پرسش‌هایی جدی درباره آمادگی آمریکا برای بحران‌های آینده ایجاد کرده است.
این سرمقاله همچنین به ضعف‌های عمیق‌تر در راهبرد نظامی آمریکا اشاره می‌کند. در حالی که واشنگتن بر تسلیحات پیشرفته و پرهزینه تکیه داشت، ایران با ابزارهای ساده‌تر و ارزان‌تر توانست اختلالات قابل‌توجهی ایجاد کند. این امر نشان می‌دهد که حتی یک بازیگر ضعیف‌تر نیز می‌تواند چالش‌های جدی برای یک قدرت برتر نظامی به وجود آورد.
در عرصه دیپلماتیک، انزوای آمریکا یکی دیگر از پیامدهای این جنگ عنوان شده است. بسیاری از متحدان سنتی این کشور، از جمله ژاپن، کره جنوبی، کانادا، استرالیا و کشورهای اروپای غربی، از حمایت از این جنگ خودداری کردند. این وضعیت نشان‌دهنده کاهش اعتماد به قابلیت اتکای ایالات متحده به‌عنوان یک شریک بین‌المللی است.
در نهایت، این روزنامه به فرسایش جایگاه اخلاقی آمریکا اشاره می‌کند. به‌زعم نویسندگان، لحن تند و تهدیدآمیز ترامپ، از جمله تهدید به نابودی «تمدن ایران»، تصویر ایالات متحده به‌عنوان مدافع ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشر را تضعیف کرده است. چنین رویکردی، پایه‌های مشروعیت رهبری جهانی آمریکا را که فراتر از قدرت نظامی و اقتصادی است، سست می‌کند.
بر همین اساس، هیئت تحریریه خواستار تغییر مسیر شده و از ترامپ می‌خواهد رویکرد یک‌جانبه و شتاب‌زده خود را کنار بگذارد، کنگره را در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دهد و همکاری با متحدان را از سر بگیرد. به‌باور این روزنامه، تنها از طریق اتخاذ راهبردی سنجیده‌تر و مشارکتی می‌توان از شدت آسیب‌ها کاست و جایگاه جهانی آمریکا را بازسازی کرد.

اسلاوی ژیژک دربارهٔ جی.دی. ونس

جی‌دی ونس امروز فقط معاون رئیس‌جمهور امریکا نیست، بلکه برای بسیاری از ناظران، یکی از چهره‌های اصلی آینده راست امریکایی نیز به شمار می‌رود. از همین رو، او به‌تدریج به موضوعی برای تحلیل‌های سیاسی، ایدئولوژیک و حتی شخصیت‌شناسانه تبدیل شده است. در میان این تحلیل‌ها، خوانش اسلاوی ژیژک جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا ژیژک ونس را صرفاً یک محافظه‌کار معمولی یا جانشین اداری ترامپ نمی‌بیند، بلکه او را صورت تازه‌ای از راست‌گرایی معاصر می‌فهمد: صورتی سردتر، منظم‌تر و حساب‌شده‌تر.
ژیژک جی‌دی ونس را به‌عنوان نمونه‌ای از یک تیپ سیاسی نوظهور معرفی می‌کند؛ تیپی که از سیاست پرهیاهو و نمایشی فاصله گرفته و در قالبی سرد، منظم و کاملاً محاسبه‌گر ظاهر می‌شود. به گفته او، ونس فقط یک چهره انتخاباتی نیست، بلکه نشانه‌ای از دگرگونی عمیق در منطق راست‌گرایی معاصر است؛ دگرگونی‌ای که از جنجال آشکار به سوی اقتدار آرام و حساب‌شده حرکت می‌کند. ß

از برتری نظامی تا بن‌بست سیاسی:روایت یک پارادوکس آمریکایی
پشت درهای بسته در پایتخت پاکستان، اسلام‌آباد، آنچه جریان داشت به‌مراتب فراتر از تلاش برای تدوین یک «پیش‌نویس توافق» بود. این‌گونه دورهای مذاکره معمولاً در هاله‌ای از انتظارات عامه‌پسند قرار می‌گیرند که آن‌ها را به دوگانه‌ی ساده‌ی پیروزی یا شکست تقلیل می‌دهد. اما واقعیت سیاسی از منطقی دیگر پیروی می‌کند. مذاکره نه پایان منازعه، بلکه بخشی ذاتی از تداوم آن است. میز مذاکره در این معنا، امتداد طبیعی میدان تقابل است، نه نقطه‌ی خاتمه‌ی آن.
ساعات طولانی گفت‌وگوهای فشرده، همراه با تبادل اتهام‌ها و در عین حال باز نگه‌داشتن حساب‌شده‌ی کانال‌های کاهش تنش، بازتاب‌دهنده‌ی ساختاری پیچیده از «مدیریت قدرت» است. در این چارچوب، مذاکره به ابزاری بدل می‌شود برای تنظیم ریتم، توزیع فشار و کنترل میدان، بی‌آنکه الزاماً به نتیجه‌ای نهایی بینجامد.
فراتر از خبر و روایت
واقعیت‌های میدانی در نگاه نخست ساده به‌نظر می‌رسند: دیداری طولانی، گفت‌وگوهایی دشوار و استمرار زبان تصعید در کنار دیپلماسی. اما ارزش واقعی این صحنه در فاصله‌,میان واقعیت و نحوه‌ روایت آن نهفته است.
میان قرائت‌هایی که از «عقب‌نشینی آمریکا» سخن می‌گویند و آن‌هایی که آن را «بازتنظیم موازنه‌ها» می‌دانند، روشن می‌شود که گفتمان سیاسی خود به ابزاری برای بازسازی واقعیت بدل شده است؛ ابزاری در خدمت منافع راهبردی هر طرف.
چرا اکنون مذاکره؟
ورود ایالات متحده به این مسیر، حاصل فشارهای میدانی و راهبردی فزاینده است. ناکامی در تحقق پیروزی‌های قاطع، اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت، و افزایش خطر لغزش به‌سوی تقابل‌های گسترده‌تر، همگی بر تصمیم‌گیران در واشنگتن سنگینی می‌کنند.
در چنین شرایطی، مذاکره به ابزاری برای مدیریت هزینه‌ها بدل می‌شود. میز مذاکره در عین حال مرزهای قدرت را نیز آشکار می‌سازد، جایی که برتری نظامی لزوماً به کنترل سیاسی پایدار ترجمه نمی‌شود.
فزونی قدرت، کاستی در سیادتß

 

دکتر مهدی روسفید:
توهم ویرانی به مثابه نجات
بازخوانِی تاریخی، سیاسی و اخلاقِی یک خطای راھبردی خطاب به ھموطنانی که خواھان تداوم جنگاند و حتی از بیرون، بمباران ایران را به عنوان «راه حل» تصور میکنند: پرسش این نیست که شما چه میخواھید، پرسش این است که آنچه میخواھید، بر چه فھمی از تاریخ، جامعه و قدرت استوار است. ß

منطق بیرحِم قدرت و امکان رھایی
از توھِم اتکاء به بیرون تا ضرورِت ھمبستگی درونß

ایستادن در کجای تاریخ
از تمثیل مورچه تا مسئولیِت انتخاب در بزنگاهھای تاریخی
روایتی کھن - خواه آن را اسطوره بدانیم، تمثیل یا حقیقت - حکایت میکند کھ چون Abraham (وبقولی حضرت ابراھیم) را در آتش افکندند، مورچه ای قطرهای آب برمیداشت و به سوی آن آتش میبرد. او را گفتند: این کار چه سودی دارد؟ گفت: سودش در خاموش کردن آتش نیست، در این است که خود را از صف دشمن جدا میکنم.
این روایت، در سطح ظاھر، داستانی ساده است؛ اما در عمق خود، یکی از بنیادی ترین مسائل فلسفه ی تاریخ «کارآمدی» نیست، بلکه «جایگاه»  و اخلا ِق کنش را پیش میکشد: در لحظه ھای سرنوشت ساز، مسئله صرفا است. اینکه انسان، در کدام سوی تاریخ میایستد. در ادبیات کلاسیک ما، این معنا به زیبایی در کلام سعدی شیرازی بازتاب یافته است، آنجا که میگوید: غرض نقشی است کز ما باز ماند
 که ھستی را نمی بینم بقایی
ß

بیش از ۱۶۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند
دو سازمان غیردولتی فعال در زمینۀ حقوق بشر روز دوشنبه ۱۳ آوریل در یک گزارش مشترک سالانه در پاریس اعلام کردند در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۶۳۹ نفر در ایران اعدام شده‌اند که این آمار بالاترین رقم ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ تاکنون است. این سازمان‌ها از غرب خواسته‌اند که مجازات اعدام را در قلب هرگونه مذاکره با تهران قرار دهد.
منتشر شده در: 13/04/2026 - 15:36: روزآمد شده در 13/04/2026 - 15:52

عکس از آرشیو، ۱۶۳۹ نفر در سال ۲۰۲۵ در ایران اعدام شدند. AP - Hamideh Shafieeha
توسط: ار.اف.ای
این گزارش از سوی سازمان حقوق بشر ایران (IHRNGO) و سازمان با هم علیه مجازات اعدام (ECPM) ارایه شده است. بر اساس آمار ارایه شده، تعداد اعدامی‌های سال ۲۰۲۵، شصت و هشت درصد افزایش را نسبت به سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که شامل ۴۸ زن نیز می‌شود. در بین اعدام شدگان دست‌کم ۸۴ شهروند افغان، سه شهروند عراقی و مردی که از او به ‌عنوان «تبعه خارجی» یاد شده نیز دیده می‌شود.
این گزارش هشدار داده است در صورتی که جمهوری اسلامی از بحران کنونی جان سالم به در ببرد خطری جدی وجود دارد که اعدام‌ها به طور گسترده‌تر به عنوان ابزار سرکوب و فشار سیاسی استفاده شود. ß

احتمال برگزاری دور تازه مذاکرات میان واشنگتن و تهران

پس از شکست دور اخیر گفت‌وگو در اسلام آباد، نشانه‌هایی از آغاز یک ابتکار دیپلماتیک تازه میان ایالات متحده و ایران دیده می‌شود. روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد که ممکن است دور دوم مذاکرات طی روزهای آینده برگزار شود.
نخستین دور این گفت‌وگوها که در پایان هفته گذشته در پاکستان برگزار شد، بدون دستیابی به نتیجه مشخصی به پایان رسید. با این حال، به نظر می‌رسد تمایل برای ادامه تماس‌ها در هر دو طرف همچنان وجود دارد. بر اساس این گزارش، با وجود لحن تند مقام‌های واشنگتن و تهران، مسیر دیپلماسی همچنان باز است.
همزمان، چندین کشور منطقه در تلاش‌اند تا ایالات متحده و ایران را بار دیگر به میز مذاکره بازگردانند. هدف از این تلاش‌ها، مهار تنش‌ها و جلوگیری از تشدید بیشتر بحران در خاورمیانه عنوان شده است.
همچنین به نقل از منابعی در کاخ سفید آمده است که دونالد ترامپ دستور بررسی اعمال محاصره دریایی در تنگه راهبردی هرمز را صادر کرده است؛ اقدامی که با هدف پایان دادن به فشارهای ایران در منطقه مطرح شده است. با این حال تأکید شده که ترامپ، با وجود شکست مذاکرات اخیر، همچنان برای دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک آمادگی دارد.
از سوی دیگر، ایران تأکید کرد که آماده است که درعرصه دیپلماسی مانند نظامی از حقوق ملت ایران دفاع کند. ازاین رو، از رفتن به مذاکره ابایی ندارد.
روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا این نشانه‌های محتاطانه به پیشرفت‌های ملموس منجر خواهد شد یا تنش‌ها مسیر افزایشی خود را ادامه خواهند داد.

ایران از تشدید کنترل بر تنگه هرمز خبر داد

تهران لحن خود را در منازعه امنیتی در خلیج فارس تندتر کرده است. ستاد مرکزی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد که نیروهای مسلح ایران همچنان با «قاطعیت کامل» تأمین امنیت آب‌های سرزمینی کشور را ادامه خواهند داد.
این نهاد نظامی همچنین از اجرای سازوکاری دائمی برای کنترل تنگه هرمز خبر داد. به گفته این ستاد، این اقدام در واکنش به تداوم تهدیدها علیه مردم ایران و امنیت ملی در مرحله پس از جنگ اتخاذ شده است.
در بیانیه‌ای با لحنی کم‌سابقه، تأکید شد که امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان «یا برای همه خواهد بود یا برای هیچ‌کس». بر همین اساس هشدار داده شد که اگر امنیت بنادر ایران تهدید شود، هیچ بندری در منطقه در امان نخواهد بود.
محدودیت برای کشتی‌های دشمن
در خصوص عبور و مرور دریایی، تهران تصریح کرد که «کشتی‌های وابسته به دشمن» حق عبور از تنگه هرمز را نخواهند داشت. در مقابل، سایر کشتی‌ها می‌توانند مشروط به رعایت ضوابط نیروهای مسلح ایران از این مسیر عبور کنند.
این ستاد همچنین محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی ایالات متحده بر تردد دریایی در آب‌های بین‌المللی را «غیرقانونی» خواند و آن را مصداق «دزدی دریایی» دانست.
در همین راستا، ابراهیم عزیزی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگویی تلویزیونی اظهارات دونالد ترامپ درباره محاصره دریایی ایران را «اغراق‌آمیز و صرفاً هیاهو» توصیف کرد.
پس‌زمینه: اعلام اقدام از سوی آمریکا
این مواضع پس از آن مطرح شد که فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا اعلام کرد از ۱۳ آوریل اجرای اقداماتی علیه کشتی‌های در حال تردد به مقصد یا از مبدأ بنادر ایران را آغاز خواهد کرد. این تصمیم بر اساس اعلامی از سوی ترامپ اتخاذ شده است.
تحولات اخیر نشان‌دهنده تشدید تنش‌ها در یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انرژی و تجارت جهان است؛ مسیری که هرگونه بی‌ثباتی در آن می‌تواند پیامدهای فوری برای کشتیرانی جهانی و امنیت منطقه‌ای به همراه داشته باشد.

10. April 2026

لبنان و آمریکا در مسیر مذاکرات حساس؛ هشدار حزب‌الله و تهران: بدون رعایت اصول، هیچ مذاکره‌ای ممکن نیست

تهران / اسلام‌آباد / بیروت – وضعیت دیپلماتیک در خاورمیانه همچنان پرتنش باقی مانده است، در حالی که ایران و آمریکا نشانه‌هایی از احتمال برگزاری مذاکرات نشان می‌دهند، اما این مذاکرات به شدت مشروط هستند.
رئیس مجلس ایران، محمدباقر قالیباف، هشدار داد که تهران تنها در صورتی حاضر به گفتگو خواهد بود که واشنگتن به تعهدات خود پایبند باشد و در غیر این صورت، احتمال تشدید مجدد تنش و شعله‌ور شدن جنگ وجود دارد. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، تأکید کرد که برقراری آتش‌بس کامل در سراسر منطقه، از جمله لبنان، می‌تواند روند پرونده بازداشت بنیامین نتانیاهو را تسریع کند.
دولت ایران تصریح کردکه مذاکرات برای پایان دادن به خصومت‌ها منوط به تعهد آمریکا برای توقف تمام اقدامات نظامی است و توقف جنگ در لبنان بخش جدایی‌ناپذیر چارچوب پیشنهادی پاکستان محسوب می‌شود. اسلام‌آباد هر دو طرف را برای مذاکرات دعوت کردکه این موضوع هنوز در حال بررسی است.
نماینده پاکستان در شورای امنیت سازمان ملل از ابهامی که در خصوص شمول لبنان در توافق ایجاد شده، ابراز تعجب کر. چرا که این مسئله در بیانیه اولیه کاملاً روشن بوده است و بر اهمیت برگزاری بدون مانع مذاکرات آمریکا و ایران تأکید کرده است.
از بیروت گزارش شد که لبنان آتش‌بس را شرط آغاز مذاکرات مستقیم با اسرائیل قرار داده است. هیئت لبنانی تحت رهبری سفیر سابق سیمون کرم تشکیل خواهد شد و سه عضو خواهد داشت، بدون رعایت سهمیه‌بندی طائفه‌ای. نماینده حزب‌الله، علی فیاض، تأکید کرد که اسرائیل باید اقدامات خصمانه را متوقف کرده، مردم بازگردند و اصول اساسی رعایت شود تا هر اقدام بعدی ممکن شود.
منابع آمریکایی و اسرائیلی به شبکه CNN اعلام کردند که تصمیم ترامپ موجب شد تا نتانیاهو خواستار مذاکرات مستقیم با لبنان شود. طبق گزارش جروزالم پست، مذاکرات احتمالاً اوایل هفته آینده بین سفیران اسرائیل و لبنان در واشنگتن و با میانجیگری سفیر آمریکا در بیروت برگزار خواهد شد.
وضعیت همچنان شکننده است. شکست مذاکرات می‌تواند سریعاً به تشدید تنش منجر شود، در حالی که برقراری آتش‌بس شانس کاهش تنش و احتمال دستیابی به ثبات منطقه‌ای را افزایش می‌دهد.

اشپیگل: یک برنده و جهانی از بازندگان: بازخوانی جنگ علیه ایران؛ پیروزی که از آن تهران شد، شکستی که به نام واشنگتن ثبت شد

در پایان هر جنگ، یک پرسش اساسی و گریزناپذیر باقی می‌ماند: چه کسی برنده شد و چه کسی باخت؟ در مورد تنش نظامی اخیر پیرامون ایران نیز همین پرسش با شدتی خاص مطرح است. تحلیل یولیانه فون میتلشت در مجله اشپیگل به نتیجه‌ای روشن می‌رسد: تنها یک برنده وجود دارد، در حالی که فهرست بازندگان طولانی است، و در صدر آن نام دونالد ترامپ دیده می‌شود.

ترامپ تلاش کرد این رویدادها را به عنوان موفقیتی استراتژیک به تصویر بکشد، اما این روایت در برابر یک بررسی دقیق دوام چندانی ندارد. آنچه قرار بود نمایش قدرت آمریکا باشد، در عمل به قمار پرخطری با پیامدهای جهانی بدل شد. منطقه تا آستانه یک درگیری فراگیر پیش رفت، نظم بین‌المللی دچار تزلزل شد و اقتصاد جهانی ضربه‌ای محسوس را تجربه کرد. این پیامدها، به‌تدریج آشکار می‌شوند و عمیق و ماندگارند.
نخست باید به آنچه رخ نداد توجه کرد: ایالات متحده نتوانست ایران را از نظر نظامی در هم بشکند و نه از منظر سیاسی به زانو درآورد. سناریوی تبدیل ایران به کشوری فروپاشیده یا عقب‌رانده‌شده به گذشته، محقق نشد. همین امر به‌تنهایی می‌تواند نوعی آسودگی نسبی تلقی شود، چرا که گزینه جایگزین می‌توانست فاجعه‌ای با ابعاد غیرقابل پیش‌بینی باشد.
اما برنده واقعی، از نگاه این تحلیل، روشن است: نظام ایران، به‌ویژه سپاه پاسداران. این نهاد، علی‌رغم حملات گسترده، توانست توان نظامی خود را حفظ کرده و حتی موقعیت راهبردی‌اش را تقویت کند. کنترل تنگه هرمز همچنان اهرمی حیاتی در دست تهران باقی مانده است؛ اهرمی که امکان اعمال فشار منطقه‌ای و تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی را فراهم می‌کند. افزون بر آن، درآمدهای قابل‌توجه نفتی، دامنه مانور این نظام را افزایش داده است.
فراتر از این، ایران موفق شد ایالات متحده را به میز مذاکره بازگرداند و نقش خود را به‌عنوان بازیگری غیرقابل چشم‌پوشی در نظم منطقه‌ای تثبیت کند. موضوعاتی مانند رفع تحریم‌ها و به‌رسمیت‌شناختن حقوق هسته‌ای دوباره در دستور کار قرار گرفته‌اند. این تحول نشان می‌دهد که ایران از موقعیت تدافعی، به نوعی تثبیت راهبردی دست یافته است.
در سوی دیگر، بازندگان بسیارند. کشورهای حوزه خلیج فارس اکنون با همسایه‌ای مواجه‌اند که جسورتر و تهاجمی‌تر از گذشته ظاهر می‌شود. در داخل ایران نیز، این وضعیت لزوماً به نفع اپوزیسیون نیست؛ چرا که تقویت نظام معمولاً با افزایش محدودیت‌ها و کاهش احتمال گشایش سیاسی همراه است.
جامعه بین‌المللی نیز هزینه‌ای سنگین می‌پردازد. توازن شکننده میان دیپلماسی و بازدارندگی آسیب دیده است. در کنار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ترامپ روندهایی را فعال کرده که مهار آن‌ها دشوار است. دستیابی به توافقی پایدار دور از دسترس به نظر می‌رسد و در عوض، خطر رقابت تسلیحاتی، حتی در سطح هسته‌ای، افزایش یافته است.
شاید مهم‌ترین خسارت، آسیب به حقوق بین‌الملل و اعتبار اخلاقی غرب باشد. توجیه آشکار خشونت نظامی و اقداماتی که می‌توانند مصداق جنایات جنگی تلقی شوند، اعتماد به نظمی مبتنی بر قواعد را تضعیف کرده است. این اعتماد پیش‌تر نیز در اثر بحران‌های دیگر آسیب دیده بود، و اکنون بیش از پیش فرسایش یافته است.
در این میان، قدرت‌هایی چون روسیه و چین از این وضعیت بهره‌مند می‌شوند. کاهش نفوذ ایالات متحده، فرصت‌هایی تازه برای آن‌ها ایجاد می‌کند. در نتیجه، توان و تمایل واشنگتن برای حمایت از متحدانش در مناطق حساس، ممکن است با تردید مواجه شود.
طنز تلخ ماجرا در این است که سیاست‌های ترامپ، نتیجه‌ای معکوس به بار آورده‌اند. به‌جای نمایش قدرت، نشانه‌های ضعف آشکار شده؛ به‌جای ایجاد نظم، بی‌ثباتی گسترش یافته؛ و به‌جای انزوای رقبا، میدان عمل آن‌ها وسیع‌تر شده است.
پاسخ به پرسش آغازین، در نهایت ساده اما نگران‌کننده است: یک برنده، بازندگان بسیار، و جهانی که بی‌ثبات‌تر از پیش شده است.
لینک مقاله اشپیگل:
https://www.spiegel.de/.../irankrieg-donald-trump...

 

استثمار ذھنی و بنبست جامعه
دکتر مهدی روسفید
تحلیلی بر ناتوانی در فھم مفاھیم سیاسی در ایران
یکی از مسائل بنیادین در جامعه ایران، نه صرفاً اختلاف نظرھای سیاسی، بلکه نوعی نارسایی در فھم مفاھیمی است که خود این جامعه به طور مداوم از آنھا استفاده میکند. واژهھایی چون »استثمار«، »استعمار«، »استقلال« و »آزادی« در گفتار روزمره و سیاسی تکرار میشوند، اما اغلب در سطحی سطحی و بدون درک ساختاری از معنا و پیامدھایشان.
در این میان، مفھوم »استثمار« جایگاھی ویژه دارد. بسیاری آن را بھعنوان بھرهکشی اقتصادی یا سلطه خارجی میشناسند، اما استثمار در معنای عمیقتر خود، صرفاً به اقتصاد محدود نمیشود؛ بلکه سازوکاری پیچیده است که ذھن، ادراک و حتی نظام ارزشگذاری یک جامعه را تحت تأثیر قرار میدھد. استثمار، زمانی به اوج خود میرسد که دیگر نیازی به اجبار مستقیم ندارد، زیرا در سطح ذھنی درونی شده و به بخشی از »طبیعت امور« تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، جامعه نه تنھا تحت تأثیر استثمار قرار دارد، بلکه ناخودآگاه در بازتولید آن نیز مشارکت میکند. افراد، بدون آنکه متوجه باشند، در چارچوبھایی میاندیشند که از پیش توسط ھمان ساختار شکل گرفته اند. در نتیجه، حتی تلاش برای نقد یا مقابله با استثمار، در بسیاری از موارد درون ھمان منطق تعریف میشود و به تغییر بنیادین نمی انجامد. مسئله اصلی دقیقاً در ھمین نقطه نهفته است: تا زمانی که ذھنھا در گرو استثمار باشند، ھیچ امکانی برای رھایی واقعی وجود ندارد.
زیرا ھرگونه تحول اجتماعی، پیش از آنکه در ساختارھای سیاسی و اقتصادی رخ دھد، باید در سطح ادراک و آگاھی شکل بگیرد. جامعه ای که مفاھیم را بدون فھم عمیق به کار میبرد، قادر به تشخیص مرز میان واقعیت و بازنمایی نخواھد بود. در چنین وضعیتی، شعار جای تحلیل را میگیرد و احساس، جایگزین شناخت میشود.
این امر، پیامدھای جدی برای آینده یک جامعه دارد. ھنگامی که درک دقیق از مفاھیم سیاسی وجود نداشته باشد، تصمیم گیریھای جمعی نیز بر پایه تصورات ناقص یا حتی نادرست شکل میگیرند. نتیجه آن، چرخھای از امید و ناکامی است که بارھا تکرار میشود، بی آن که تغییری بنیادی در وضعیت ایجاد گرددß

فاجعه ی کنونی شوربختانه مردم و میهن ما را اماج قرار داده؛ در حالی که نه مردم ما جنگ می خواهند ، نه این جنگ را از آنِ خود می دانند.
جنگی جنایتکارانه که ۴۷ سال حاکمیت ستیزه جوی مردم ستیز زمینه ساز آن شد و در سالی که گذشت( تا امروز) دوبار ایران را دستخوش تجاوزجنایتکارانه ی اسرائیل و امریکا کرد.
رهایی از چنبره ی این مثلث شوم تنها با از میان برداشته شدن حاکمیت ضد مردمی در ایران‌میسر تواند شد.صلح واقعی با سپردنِ حاکمیت به نمایندگان واقعی مردم ایران در چشم انداز قرار خواهد‌گرفت.
متاسفانه در این راه ما با سدسکندرهم از داخل( حاکمیت ویرانگر، و سینه چاکان آن که در جنگ ستایی همپای شانند) ،و هم از خارج( افراطیون مونارشیست و مجاهدین فوندامنتالیست) مواجهیم.
کنار رفتن ابرهای تیره ی جنگ امکانِ خودنمایی ی آفتاب مبارزات مدنی ست.

هیئت ایرانی وارد اسلام آباد شد؟

اسلام‌آباد. روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد که هیأتی بلندپایه از ایران شامگاه پنج‌شنبه وارد پایتخت پاکستان، اسلام‌آباد، شد تا مقدمات گفت‌وگو با ایالات متحده را فراهم کند. ریاست این هیأت را وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، و رئیس مجلس شورای اسلامی، محمدباقر قالیباف، بر عهده دارند.
ازطرف دیگر، خبرنگار الجزیره از تهران گزارش داد که هیئت ایرانی، هنوز تهران را ترک نکرده و اساسا رفتن به اسلام آباد قطعی نیست و هنوز در دست بررسی است.
به گفته منابع دولتی پاکستان که با خبرگزاری آژانس خبری آناتولی گفت‌وگو کرده‌اند، قرار است مذاکرات مستقیم میان نمایندگان ایران و ایالات متحده از روز شنبه آینده آغاز شود. هدف این مذاکرات دستیابی به توافقی برای برقراری آتش‌بس دائم عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، گفت‌وگوها ممکن است به دلیل پیچیدگی موضوعات مورد بحث چند روز به طول بینجامد. ساختار مذاکرات ترکیبی خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که علاوه بر دیدارهای مستقیم میان دو هیأت، رایزنی‌های جداگانه‌ای نیز با طرف پاکستانی انجام خواهد شد. محل برگزاری نشست‌ها یک مرکز نظامی با تدابیر شدید امنیتی و تحت حفاظت مستقیم ارتش پاکستان اعلام شده است. با این حال، چارچوب زمانی مشخصی برای پایان مذاکرات تعیین نشده و برخی منابع احتمال داده‌اند که به دلایل امنیتی، گفت‌وگوهای مستقیم بیش از دو تا سه روز ادامه نیابد.
در همین حال، شبکه سی‌بی‌اس نیوز به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با آتش‌بس منطقه‌ای که لبنان را نیز در بر می‌گیرد موافقت کرده است. به گفته این منابع، این تغییر موضع پس از تماس تلفنی با نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، صورت گرفته است.
از سوی دیگر، یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت تهران تا زمانی که آتش‌بس کامل در لبنان برقرار نشود، اساساً ورود به مذاکره با واشنگتن را منتفی می‌داند و این موضع را به‌صورت جدی دنبال می‌کند. این منبع همچنین از قرار داشتن چند گزینه عملیاتی روی میز خبر داد و گفت یکی از آن‌ها وضعیت تنگه هرمز است؛ به گفته او، بر اساس رصدهای میدانی از صبح امروز، این گذرگاه راهبردی دریایی در وضعیت محدود یا بسته قرار دارد و این شرایط تا زمان تحقق آتش‌بس کامل در لبنان ادامه خواهد داشت.
با این حال، چشم‌انداز مذاکرات همچنان وابسته به تحولات میدانی باقی مانده و طرف‌ها مواضع خود را با توجه به شرایط امنیتی منطقه تنظیم می‌کنند.

09. April 2026

هشدار درباره فروپاشی آتش‌بس: تنش‌ها میان اسرائیل، لبنان و ایران افزایش یافت

از فیسبوک مجید روشن زاده
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ از خطراتی آگاه شده است که می‌تواند به فروپاشی آتش‌بس تازه بین ایران و آمریکا منجر شود. دولت آمریکا ثبات این توافق را حیاتی می‌داند تا از تشدید بحران در منطقه جلوگیری شود.
سازمان ملل متحد نیز نسبت به حملات اخیر اسرائیل به خاک لبنان هشدار داده است. این حملات می‌توانند آرامش شکننده میان اسرائیل و ایران را به خطر بیندازند و آتش‌بس را تضعیف کنند. نمایندگان سازمان ملل این حملات را «تهدید جدی» برای توافق توصیف کردند.
از منظر بین‌المللی نیز صداهایی شنیده می‌شود که خواستار گسترش آتش‌بس به لبنان هستند. نخست‌وزیر استرالیا به نقل از خبرگزاری اسوشیتدپرس اعلام کرد که آتش‌بس باید شامل لبنان نیز شود. او این توافق را گامی مهم دانست، اما ابراز امیدواری کرد که در نهایت به یک توافق صلح جامع منجر شود.
در همین حال، حزب‌الله اعلام کرد که در واکنش به نقض آتش‌بس توسط اسرائیل، با موشک به شهرک مناره حمله کرده است. این سازمان تاکید کرد که پاسخ‌ها تا زمانی ادامه خواهد داشت که «تهاجم اسرائیلی-آمریکایی» علیه لبنان و مردم آن متوقف نشود.
تحولات اخیر نشان می‌دهد که وضعیت خاورمیانه چقدر شکننده است و هر اقدام نظامی می‌تواند آتش‌بس آسیب‌پذیر را تهدید کرده و تنش‌ها میان کشورهای درگیر را بار دیگر افزایش دهد.

 

فراتر از پیروزی و شکست
 تأملی در باب قدرت، وجدان و سرنوشت نام ھا

دکتر مهدی روسفید
اینکه در افق سیاست، گاه فرد یا جریانی در ھیئت پیروز ظاھر میشود و زمانی دیگر در قامت بازنده فرو مینشیند، نه استثنا، بلکه قاعده است؛ سیاست، میدان دگردیسی مداوِم نسبت ھاست - جایی که قدرت، نه ثابت، بلکه سیال است و موقعیت ھا، ھمچون سایه در حرکت اند.
در این قلمرو، پیروزی و شکست، بیش از آنکه حقیقت  باشند , نامھایی موقت اند که بر چھره ی واقعیت نھاده میشوند.
اما آنچه در نسبت با ایران رخ میدھد، از این بازی نامھا فراتر میرود. اینجا، دیگر با جابه جایی ساده ی موقعیتھا روبرو نیستیم؛ بلکه با لحظه ای مواجھیم که در آن، سیاست از مرز خود عبور میکند و به قلمرو وجدان وارد میشود. جایی که دیگر نمیتوان ھر انتخابی را با منطق قدرت توجیه کرد.ß.

تلگراف بریتانیا: «عوارض ۵۰۰ میلیارد دلاری تهران از تنگه هرمز» می‌تواند چهره خاورمیانه را برای همیشه تغییر دهد
کشتی‌ها ابتدا باید اطلاعات مربوط به محموله، مقصد و مالک نهایی خود را به شرکت‌های واسطه مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارائه دهند. پس از آن، ایران حداقل یک دلار به ازای هر بشکه نفت به‌عنوان عوارض دریافت می‌کند؛ رقمی که بسته به میزان «دوستی» کشور مالک کشتی افزایش می‌یابد. پرداخت‌ها باید به یوان چین یا ارزهای دیجیتال انجام شود. به‌طور متوسط، هزینه عبور یک نفتکش به حدود ۲ میلیون دلار می‌رسد.

08. April 2026

آتش‌بس دو‌هفته‌ای در چهلمین روز جنگ؛ تعلیق حملات و آغاز مذاکرات تهران–واشنگتن
سرانجام ایران و ایالات متحده با میانجی‌گری پاکستان به آتش‌بسی دو‌هفته‌ای دست یافتند؛ توافقی که با استقبال سازمان ملل و برخی کشورهای منطقه همراه شده اما اسرائیل با وجود حمایت از موضع آمریکا، دامنۀ آتش‌بس را شامل لبنان ندانسته و همین اختلاف‌نظرها، چشم‌انداز پایداری آن را هم‌چنان در ابهام فرو برده‌است.
منتشر شده در: 08/04/2026 - 08:22: روزآمد شده در 08/04/2026 - 10:06

دونالد ترامپ پس از گفت‌وگو با خبرنگاران، کاخ سفید، واشنگتن، دوشنبه ۶ آوریل ۲۰۲۶. AP - Julia Demaree Nikhinson

فرمولِ پیچیدهٔ آتش‌بس – محمد مالجو
اخبار روز


لحظهٔ بهینه برای قبول آتش‌بس نه زودترین زمانِ ممکن است و نه دیرترین زمانِ قابل‌تحمل. لحظه‌ای است که ادامهٔ جنگ، حتی اگر در میدان دست‌آوردی نیز داشته باشد، در اقتصاد و جامعه «هزینه‌های غیرقابل‌بازگشت» تولید می‌کند. هنر سیاست‌گذار در این است که این آستانهٔ نامرئی را پیش از عبور تشخیص دهد و تصمیم برای پذیرش آتش‌بس را از اسارتِ افقِ کوتاه‌مدت رها کند
لحظهٔ مناسب برای آتش‌بس را نمی‌توان فقط با مترِ میدان جنگ سنجید. مسئله، در اصل، تعیین لحظه‌ای است که ادامهٔ جنگ تحمیلی دیگر مطلقاً همسو با مصلحت ملی نباشد، حتی اگر در کوتاه‌مدت دست‌آورد نظامی هم داشته باشد. در شرایط امروزِ ایران، که هم فشارهای بیرونی شدت گرفته و هم تنگناهای اقتصادی در داخل عمیق‌تر شده، این پرسش دیگر نه یک بحث نظری بلکه یک تصمیم فوری و سرنوشت‌ساز است.
در واقع، تصمیم‌گیری دربارهٔ آتش‌بس را باید در چارچوب یک موازنهٔ زمانی فهمید: موازنه‌ای میان هزینه‌های تداوم جنگ در امروز و هزینه‌هایی که در فرداهای پس از جنگ بر اقتصاد و جامعه تحمیل خواهد شد. این موازنه یعنی در هر لحظه باید هم هزینه‌های جاری جنگ و هم هزینه‌های آینده بر اقتصاد و جامعه را سنجید تا تصمیمی فراتر از چشم‌انداز کوتاه‌مدت اتخاذ شود. به همین دلیل نیز نمی‌توان فقط با نگاه به وضعیت فعلیِ میدان جنگ تصمیم گرفت. مسئله این است که آیا ادامهٔ این مسیر اصولاً اقتصاد ایران را به نقطه‌های فاجعه‌بارِ برگشت‌ناپذیر می‌برد یا نهß

پنتاگون سردرگم و اسرائیل آسیب‌پذیر، شکاف بر سر توان واقعی ایران و آینده جنگ

آلیستر کروک، دیپلمات و افسر پیشین اطلاعاتی بریتانیا، از وجود سردرگمی راهبردی عمیق در واشنگتن و تل‌آویو سخن می‌گوید. او در گفت‌وگو با اندرو ناپولیتانو، قاضی بازنشسته آمریکایی، در پادکست Judging Freedom تأکید کرد که دیدگاه‌ها در پنتاگون درباره توان واقعی ایران به‌شدت دوپاره است. به گفته او، این اختلاف نظر نه بر پایه فرضیه‌ها، بلکه بر اساس شواهد عینی و تجربه‌های به‌دست‌آمده از جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل شکل گرفته است.
کروک می‌گوید در درون ساختار دفاعی آمریکا، صداهایی وجود دارد که صریحا تردید دارند اسرائیل بتواند یک جنگ پرشدت و فرسایشی با ایران را تاب بیاورد. این ارزیابی بر مبنای خسارت‌های واقعی واردشده به اسرائیل در جریان درگیری اخیر است. در مقابل، تحلیلگرانی در رسانه‌های غربی ظاهر می‌شوند که مدعی‌اند موشک‌های ایران قدیمی و ناکارآمدند و همگی رهگیری خواهند شد. کروک این نگاه را نه تحلیلی، بلکه احساسی می‌داند. به باور او، این طرز فکر بر یک پرسش ساده و خطرناک بنا شده است: ایران چگونه می‌تواند سامانه‌های موشکی ما را به چالش بکشد؟
او این پیش‌فرض را رد می‌کند و یادآور می‌شود که چین و روسیه پیش‌تر نشان داده‌اند سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی غرب نفوذناپذیر نیستند. ایران نیز کشوری عقب‌مانده یا در حال فروپاشی نیست. کسانی که چنین تصوری دارند، در واقع همان خطاهای قدیمی را تکرار می‌کنند. ß

 

جنگِ زور، بنبسِت قدرت
 درباره خطاھای راھبردی ترامپ و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
آقای ترامپ جھان را ھمچون سطحی صاف و بیجان میبیند؛ گویی ھمھچیز میخ است و او چکش، و کافی است ضربه بزند تا مسئله حل شود. این فقط یک خطای شخصی نیست، بلکه بیان فشردهی ھمان منطق قدرتی است که دھه ھاست آمریکا را به این توھم رسانده که میتوان با جنگ، تھدید، تحریم و تخریب، واقعیتھای تاریخی و ژئوپولیتیک را وادار به تسلیم کرد. اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دستکم تا این لحظه، بیش از ھر چیز شکست ھمین تصور را آشکار کرده است. امروز دیگر روشن شده که این جنگ نه یک عملیات برقآسا، بلکه یک بنبست فرسایشی است که ھم ایران را زیر فشار برده و ھم برای آمریکا و اسرائیل ھزینه ھای امنیتی، اقتصادی و حیثیتی تولید کرده استß.

۱۰ بند ایران در طرح پیشنهادی برای پایان جنگ چه بود؟

۱- آمریکا به طور اصولی متعهد به تضمین عدم تجاوز شود
۲- استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز
۳- پذیرش غنی سازی
۴- رفع همه تحریم های اولیه
۵- رفع همه تحریم‌های ثانویه
۶- خاتمه تمامی قطعنامه های شورای امنیت
۷- خاتمه تمامی قطعنامه های شورای حکام
۸- پرداخت خسارت ایران
۹- خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه
۱۰- توقف جنگ در همه جبهه‌ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان

ترامپ با پذیرش این شروط به عنوان مبنای مذاکرات، از تهدیدات و بلوف‌های مذبوحانه خود عقب‌نشینی کرد.
@TasnimNews
طرح ۱۰ ماده‌ای ایران به عنوان مبنای مذاکرات را با طرح ۱۵ ماده‌ای ترامپ مقایسه کنید تا موقعیت طرفین را بر سر میز مذاکره و در میدان جنگ ببینید.

واکنش‌های جهانی به آتش‌بس بین ایران و ایالات متحده

آتش‌بسی که دیشب بین ایران و ایالات متحده به دست آمد، توجه جهانیان را جلب کرده و واکنش‌ها نسبت به آن متفاوت است. نخست‌وزیر بریتانیا، کیر استارمر، از این توافق به عنوان «لحظه‌ای از آرامش برای منطقه و جهان» استقبال کرد و بر ضرورت همکاری با شرکای بین‌المللی برای ایجاد صلح پایدار و بازگشایی تنگه هرمز تأکید کرد.
در اسرائیل، رهبر اپوزیسیون، یائیر لاپید، به شدت این توافق را نقد کرد و آن را «فاجعه سیاسی» خواند و نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو را به ناکامی راهبردی و سیاسی متهم کرد. به گفته لاپید، ارتش وظایف خود را انجام داده و مردم مقاومت نشان داده‌اند، اما اهداف سیاسی نتانیاهو شکست خورده و ترمیم خسارت‌های سیاسی و راهبردی سال‌ها طول خواهد کشید.
در اروپا، سیاستمداران آلمانی اهمیت راه‌حل‌های دیپلماتیک را برجسته کردند. وزیر امور خارجه آلمان، یوهان واده‌فول، از مسیر دیپلماتیک حمایت کرد و نسبت به پیامدهای وخیم ادامه جنگ هشدار داد.صدر اعظم آلمان و رئیس حزب اتحاد دموکرات مسیحی، فریدریش مرتس، اقدامات لازم برای تضمین آزادی کشتیرانی در خلیج فارس را اعلام کرد و خواستار مذاکرات برای پایان دائمی جنگ در ایران شد.
واکنش‌های مثبت از آسیا و خاورمیانه نیز مشاهده شد. دولت عمان تلاش‌های میانجیگری پاکستان و سایر طرف‌ها را ستود و بر ضرورت حل بحران از ریشه و دستیابی به صلح پایدار تأکید کرد. اندونزی نیز حفظ حاکمیت و رعایت اصول دیپلماتیک را مورد تأکید قرار داد، در حالی که نخست‌وزیر مالزی ده بند پیشنهاد ایران را فرصتی برای بازگرداندن ثبات جامع دانست.
سازمان‌های بین‌المللی و دیگر کشورها نیز ابراز خوشحالی کردند. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، آتش‌بس دو ‌هفته‌ای را مورد تأیید قرار داد، از طرف‌های درگیر خواست به تعهدات بین‌المللی خود عمل کنند و بر ضرورت حفاظت از جان غیرنظامیان تأکید کرد. ژاپن نیز اعلام کرد که بازگشایی امن تنگه هرمز را پیگیری خواهد کرد. استرالیا این توافق را خوشایند دانست، اما در عین حال اظهارات اخیر رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، را مورد انتقاد قرار داد.
این واکنش‌ها تصویری دوگانه ارائه می‌دهد: در حالی که بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی آتش‌بس را گامی به سوی صلح پایدار می‌دانند، اسرائیل نسبت به پیامدهای سیاسی و راهبردی آن نگران است. تمرکز بعدی بر تثبیت منطقه و اجرای ابتکارات دیپلماتیک خواهد بود تا آتش‌بس به صلح بلندمدت تبدیل شود.

07. April 2026


کد خبر : 050118106
چاپ خبر
سی‌وهشتمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ بیشترین نرخ حملات در ده روز اخیر

خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۵۷۳ حمله در قالب ۲۱۵ رویداد در ۲۰ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۱۰۹ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. حجم گسترده حملات شبانه روز اخیر، بالاترین نرخ حملات در ده روز اخیر محسوب می شود. این حملات علاوه بر شدت و گستردگی، تمرکز زیادی بر صنایع مادر از جمله صنعت انرژی ایران نشان می دهد.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۴۹ نظامی کشته و ۵۸ تن دیگر مجروح شده است.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۶۶۵ نفر (از جمله دست‌کم ۲۴۸ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۲۲۱ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۷۱۱ نفر
یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ثبت شده است، از جمله:
رئیس نظام پزشکی گفت “تا الان بیش از ۲۴ شهید حوزه بهداشت و درمان داشتیم , به بیش از ۳۰۰ مرکز درمانی، بیمارستان و اورژانس حمله شده.”
میعادفر، رئیس سازمان اورژانس گفت “کم‌سن‌ترین مجروح پسربچه‌ای یک ماهه و مسن‌ترین مصدوم مرد ۱۰۰ سال بوده است. تعداد مصدومان کادر درمان ۱۱۷ نفر بوده است، ۷۷ از آنها از نیروهای اورژانس در حال انجام ماموریت بوده‌اند که مجروح شده‌اند‌. ۱۸ درصد از مصدومین خانم بوده‌اند.”
زاکانی، شهردار تهران گفت “در تهران حدود ۵۴۸ نقطه اصابت داشتیم؛ میزان واحدهای آسیب دیده به ۳۳۵۰۰ واحد رسیده است. بیش از ۱۳ هزار واحد تکمیل شده و مردم به خانه‌های خود برگشتند. خانه‌های بیش از ۴۵۰۰ خانوار آسیب کلی‌تری خورده و نیاز به زمان دارد.”
عالیشوندی، معاون امور بین‌الملل هلال‌احمر گفت “شمار شهدای زن در جنگ به ۲۵۱ نفر رسید که دو نفر از آنها باردار بودند. ۲۱۷ کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال شهید شدند.”
از آنجا که این ارقام به صورت تجمیعی ارائه شده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را به طور دقیق با رویدادهای مشخص تطبیق داد، در محاسبات مبتنی بر رویداد که در بخش گزارش‌دهی مستقل خبرگزاری هرانا در این مرور آمده است لحاظ نشده‌اند و صرفاً به عنوان ثبت بیانیه‌های رسمی در اینجا ذکر شده‌اند.
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشتهß

جنگ روز 39 : حمله دشمن آمریکایی صهیونیستی و وقوع چند انفجار در خارگ/شنیده شدن صدای چند انفجار در اهواز /توقف حرکت قطارها از راه آهن مشهد
انهدام کشتی اسرائیلی با موشک‌های بالستیک/آژیرهای خطر در بحرین به صدا در آمدند/حمله پهپادی حزب‌الله به تانک‌های مرکاوای اسرائیل/حمله موشکی حزب الله به «کریات شمونه» اسرائیل/حمله موشکی ایران به غول پتروشیمی عربستان/زخمی شدن 15 نظامی آمریکایی در کویت/ حمله هوایی به اصفهان/حمله به تهران و کرج/امشب، احتمال صدور دستور حمله به زیر ساخت ها/ افزایش ۳۷ درصدی درآمد نفتی ایران طی جنگ
عصر ایران -
امروز سه‌شنبه، روز 18 فروردین 1405، سی‌ و نهمین روز جنگ است.
جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران که از روز شنبه ۹ اسفندماه با حمله جنگنده های اسرائیل به مجموعه بیت رهبری در مرکز تهران آغاز شد، امروز وارد سی‌ و نهمین روز خود شده است. ایران هم در واکنش، علاوه بر حمله به اسرائیل، به پایگاه های آمریکا و دیگر مراکز در کشورهای عربی منطقه حمله می کند. درگیری ها ادامه دارد. ß

در سی‌وهشتمین روز جنگ دانشگاه صنعتی شریف هدف گرفته شد؛ تهران پیشنهاد آتش‌بس را رد کرد
در ادامۀ حملات به زیرساخت‌های کلیدی و تأسیسات صنعتی ایران، مجتمع پتروشیمی پارس جنوبی و دانشگاه صنعتی شریف هدف گرفته شد. ایران نیز متقابلاً به شهرهای اسرائیل و همچنین ابوظبی و کویت حمله کرد. هم‌زمان، روند اجرای احکام اعدام‌ در ایران به اتهام «همکاری با دشمن» شتاب گرفته‌ است. در عرصۀ دیپلماسی، همچنان صحبت از پیشنهاد آتش‌بس است که از سوی پاکستان و متحدانش ارائه شده، هرچند خبرگزاری ایرنا می‌نویسد که تهران این پیشنهاد را رد کرده است.
منتشر شده در: 06/04/2026 - 08:34: روزآمد شده در 06/04/2026 - 18:26


دانشگاه صنعتی شریف بعد از بمباران - ۶ آوریل ۲۰۲۶ AP - Francisco Seco
توسط:ار.اف.ای

نماینده ایرانی‌تبار کنگره آمریکا از حمله به دانشگاه شریف انتقاد کرد
گزارش‌های منتشر شده در روز دوشنبه از حمله اسرائیل و ایالات متحده به دانشگاه صنعتی شریف حکایت دارند. به دنبال این حمله چندین دانشکده این دانشگاه دچار آسیب شدند. هدف قرار گرفتن برترین دانشگاه مهندسی ایران واکنش‌هایی را به دنبال داشت؛ از جمله یاسمین انصاری، تنها نماینده ایرانی‌تبار کنگره آمریکا که آن را با «ام‌آی‌تی» ایران توصیف کرد و گفت چرا آمریکا «دانشگاهی را در شهری با ۱۰ میلیون نفر جمعیت بمباران می‌کند؟»
منتشر شده در: 06/04/2026 - 14:47: روزآمد شده در 06/04/2026 - 14:51

آواربرداری در دانشگاه صنعتی شریف تهران که به گفته مقامات ایران روز هفدهم فروردین مورد حمله هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت © AP - Francisco Seco
توسط:ار.اف.ای
رسانه‌های ایران امروز دوشنبه ویدئویی از مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف منتشر کردند که با حضور در کنار یکی از ساختمان‌های آسیب‌دیده، از خسارات به بخش‌هایی از دانشگاه در پی حمله اسرائیل و آمریکا خبر می‌داد. صدا وسیمای جمهوری اسلامی گزارش داد که به پست گاز این دانشگاه حمله صورت گرفته که باعث قطع موقت گاز مناطقی از پایتخت شده‌است
کانال تلگرامی رسانه دانشجویان متحد با انتشار ویدئویی از خرابی‌ها، حمله به محدود جنوبی دانشگاه را تایید کرد. به نوشته این منبع، مرکز الکترونیک این نهاد دانشگاهی هدف حمله قرار گرفته و به دانشکده‌های عمران و مهندسی برق و مسجد آن آسیب وارد شده‌است. گفته می‌شود این حمله تلفات جانی در پی نداشته‌است
به دنبال این حمله، یاسمین انصاری، نماینده ایرانی‌تبار کنگره ایالات متحده با بازنشر ویدئویی از آسیب‌های وارد‌شده به این دانشگاه، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس این سوال را مطرح کرد که چرا آمریکا «دانشگاهی را در شهری با ۱۰ میلیون نفر جمعیت بمباران می‌کند؟»ß

فخر فروشی مودی به توان هسته ای در سایه بمباران هسته ای ایران
در حالی که خاک ایران زیر باران بمباران‌ها قرار گرفته و یک رویارویی نظامی شدید میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر در جریان است، نخست‌وزیر هند نارندرا مودی موضع‌گیری قابل توجهی انجام داده است. او در میانه این فضای پرتنش، از پیشرفتی مهم در برنامه هسته‌ای غیرنظامی کشورش خبر داد؛ اقدامی که بلافاصله بحث‌هایی گسترده درباره استانداردهای دوگانه و مفهوم بازدارندگی هسته‌ای برانگیخت.
مودی اعلام کرد که هند «گامی تعیین‌کننده» در مرحله دوم برنامه هسته‌ای غیرنظامی خود برداشته است. به‌طور مشخص، راکتور کالپاکام به وضعیت بحرانی رسیده، مرحله‌ای که در آن واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای به‌صورت پایدار و خودنگهدار ادامه می‌یابد. او در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس»، این دستاورد را نشانه‌ای از توان علمی و مهندسی هند دانست و آن را مایه غرور ملی توصیف کرد. ß

یویورک تایمز: آمریکا بمباران می کند، ایران بازی را عوض می‌کند

جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران، در حالی وارد ماه دوم شده که نشانه‌های یک تغییر مهم در نظم جهانی آشکار شده است. تحلیل‌ها در «هیل» و «نیویورک تایمز» نشان می‌دهد آمریکا ممکن است در میدان نظامی پیشروی کند، اما در سطح راهبردی در حال تضعیف شدن است.
به گفته هارلن اولمن در وب سایت «هیل» معیار پیروزی در این جنگ دیگر صرفاً نظامی نیست. ایران در یک جنگ نامتقارن، با حفظ بقا و تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی، می‌تواند دست بالا را داشته باشد. شاخص‌هایی مانند قیمت انرژی و وضعیت بازارهای مالی، به اندازه میدان نبرد اهمیت پیدا کرده‌اند.
در همین حال، رابرت پیپ در نیویورک تایمز از ظهور ایران به‌عنوان یک «قدرت چهارم» سخن می‌گوید. نقطه کلیدی این قدرت، کنترل بر تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی برای انرژی جهان. حتی اختلال محدود در این مسیر می‌تواند اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.
در نتیجه، جهان با نظمی تازه روبه‌روست که در آن، توازن قدرت دیگر فقط با توان نظامی تعیین نمی‌شود، بلکه به کنترل گلوگاه‌های اقتصادی و ایجاد نااطمینانی بستگی دارد.

جنگ در خاورمیانه؛ حملات جدید اسرائیل به ایران پس از تهدید ترامپ به نابودی زیرساخت‌های حیاتی کشور
درحالی که جنگ وارد سی‌ونهمین روز خود شده، دونالد ترامپ شب گذشته تهدید کرد که اگر تهران با بازگشایی تنگه هرمز به اولتیماتوم او پاسخ ندهد، ایران ممکن است «به‌طور کامل» «در عرض یک شب» نابود شود. رئیس جمهوری آمریکا ساعت ۲۰ امروز سه‌شنبه به وقت محلی (۳:۳۰ بامداد چهارشنبه به وقت تهران) را برای پایان مهلت خود تعیین کرده‌است. در واکنش، تهران اعلام کرد که «تهدید‌های بی‌اساس» ترامپ نمی‌تواند «تحقیر آمریکا» را جبران کند. پیش از پایان این ضرب‌الاجل، ارتش اسرائیل به حملات خود به زیرساخت‌های ایران ادامه داد و با هشدار به شهروندان، احتمال حملات قریب‌الوقوع به شبکه راه‌آهن ایران را مطرح کرد. اسرائیل همچنین از رهگیری موشک‌های شلیک شده از سوی ایران خبر داد.
منتشر شده در: 07/04/2026 - 08:51: روزآمد شده در 07/04/2026 - 11:22

حمله به تاسیسات پتروشیمی ماهشهر در جنوب ایران، ۴ آوریل ۲۰۲۶ © SOCIAL MEDIA via REUTERS
ß

03.04.2026
از حمید.
ترامپ و دکترین «عصر حجر»، آنچه در سخنرانی دیشب اعلام شد
ترامپ در سخنرانی دیشب خود، فقط یک تهدید مطرح نکرد، بلکه چارچوب یک رویکرد جنگی را آشکار کرد.
دیشب یک جمله گفته نشد، یک دکترین اعلام شد.
«
بازگرداندن ایران به عصر حجر» دیگر یک تهدید لفظی نیست، یک نقشه است، یک هندسه ویرانی، یک صورت‌بندی دقیق از جنگی که هدفش نه شکست یک حکومت، بلکه فروپاشی یک ملت است.
اینجا دیگر سخن از تغییر سیاسی نیست، سخن از خاموش کردن یک سرزمین است.
در این دکترین، جنگ از میدان نظامی عبور کرده و وارد اعصاب جامعه شده است. هدف، تانک و پادگان نیست، هدف، جریان برق در خانه‌هاست، سوخت در رگ‌های اقتصاد است، نان در سفره مردم است.
وقتی نیروگاه‌ها هدف قرار می‌گیرند، خاموشی فقط خاموشی نیست، توقف زندگی است. بیمارستانی که برق ندارد، شهر نیست، میدان مرگ است.
وقتی پالایشگاه‌ها و مخازن سوخت نابود می‌شوند، فقط انرژی از بین نمی‌رود، زنجیره حیات قطع می‌شود. کامیونی که حرکت نمی‌کند، نان را به شهر نمی‌رساند. و قحطی، نه یک پیامد، بلکه یک ابزار می‌شود.
وقتی ارتباطات قطع می‌شود، ماهواره‌ها از کار می‌افتند، فیبرهای نوری خاموش می‌شوند، بانک‌ها می‌میرند، پول بی‌معنا می‌شود، و جامعه در خلأ فرو می‌رود، خلأیی که نامش هرج‌ومرج است.
این جنگ، جنگ تسخیر نیست، جنگ بی‌اثر کردن است. ß

 

از دکتر مهدی روسفید:
تھدید، تاریخ و توھم قدرت
«تحلیلی انتقادی بر گفتمان «بازگرداندن به عصر حجر

در سخنرانی اخیر، دونالد ترامپ مدعی شد که در صورت عدم تسلیم ایران، این کشور به «عصر حجر» بازگردانده خواھد شد. این گزاره، در ظاھر یک تھدید سیاسی است، اما در سطحی عمیقتر، بازتاب نوعی گفتمان قدرت است که جھان را نه در چارچوب پیچیدگیھای تاریخی و اجتماعی، بلکه در قالب رابطھای ساده سازی شده از «تحمیل» و «تسلیم» تعریف میکند.

میان وابستگی و انزوا
ماکیاولی و دام استراتژیک ائتلاف های خارجی در خاورمیانه


میان سکوت و تھدید: تأملی روانشناختی و سیاسی بر قدرت و زبان آن

استیلا در برابر استقلال
بازخوانی تمامیت ارضی و قاعده مندی اجتماعی به عنوان پارامترھای بنیادین مقاومت در ایران

 فرض کنید این جنگ را برده اید؛ فرض کنید ھمه چیز را ویران کرده اید - از زیرساختھا تا ساختارھای قدرت، از اقتصاد تا بافت اجتماعی - و آنچه را «رژیم» مینامید از میان برده و جریان مطلوب خود را بر سر کار آوردهاید، و حتی فراتر از آن، تمامی اھداف تعریفشدهتان را محقق کرده اید؛ اما درست از ھمان نقطه، پرسش اصلی آغاز میشود: با ملتی چه خواھید کرد که ھویت خود را نه بر پایه قدرتھای گذرا، بلکه بر اساس «استقلال»، «تمامیت ارضی» و نوعی قاعده مندی در ادراک اجتماعی تعریف کرده است؟

فرسایش حق در سایه قدرت
تأملی بر زوال معنا در نظم جھانی


قدرت، ھژمونی و دگردیسی:
 بازخوانی تحلیلی اسلام سیاسی و جایگاه ایران در نظام بینالملل

 برای آن دسته از تحلیلگرانی که مداخله ی نظامی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران را در چارچوب «جنگی رھاییبخش» تفسیر میکنند، رجوع دقیق به گفتمان رسمی بازیگران اصلی - از جمله دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاھو- ضروری است. این گفتمانھا به روشنی نشان میدھند که در منطق حاکم بر سیاست بین الملل، نه ارزشھای ھنجاری، بلکه «قدرت» به عنوان متغیر تعیین کننده، نقش نھایی را ایفا میکند. ھرگونه ناتوانی در درک این اصل، به معنای ناتوانی در فھم بنیانھای واقعی نظم جھانی است.

اینترناسیونال: از رسانه تا خط تولید نادانی و خیانت
بازخوانی نظری نقش روایتسازی در مھندسی ادراک جمعی

در دھه ھای اخیر، تحول در کارکرد رسانه ھا موجب شده است که این نھادھا از جایگاه کلاسیک خود به عنوان ابزارھای انتقال اطلاعات، به بازیگرانی فعال در فرآیند شکل دھی به ادراک جمعی و بازتولید واقعیت اجتماعی ارتقا یابند. در این چارچوب، تحلیل عملکرد برخی رسانه ھا - از جمله ایران اینترنشنال - نشان ً به عنوان ناقلان خبر، بلکه بھمثابه سازوکارھایی در فرآیند «مھندسی میدھد که میتوان آنھا را نه صرفا ادراک» مورد بررسی قرار داد؛ سازوکارھایی که در برخی موارد، به دلیل جھتگیریھای خاص، کارکردی مشابه یک «خط تولید نادانی و خیانت» پیدا میکنند.

حمله به انستیتو پاستور؛ ضربه به یک قرن تاریخ پزشکی ایران
دانیال عمری
۱۴۰۵/۱/۱۷۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه
حمله به انستیتو پاستور ایران، فقط آسیب به یک مرکز پژوهشی و درمانی نیست؛ این حمله نهادی را هدف قرار داد که از دل فروپاشی بهداشت عمومی در سال‌های پایانی قاجار زاده شد و به یکی از پایه‌های پزشکی مدرن و تهیه واکسن تبدیل شد.

انستیتو پاستور ایران، شعبه همدان، پروفسور بالتازار، دکتر بهمنیار و قراگوزلو در مقابل آزمایشگاه تحقیقات عکس: Qajar-Archiv des Golestan-Palasts
در بامداد ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲ آوریل) انستیتو پاستور ایران هدف حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل قرار گرفت.
در پی این حمله  و آسیب گسترده به ساختمان مرکزی و آزمایشگاه‌های این مجموعه، مقام‌های مسئول درباره احتمال انتشار ذرات آلوده در محدوده اطراف آن هشدار دادند و بر استفاده از ماسک‌های فیلتردار تاکید کردند.
هم‌زمان، تدروس آدهانوم گبریسوس، دبیرکل سازمان جهانی بهداشت، با اشاره به گزارش‌های مربوط به حمله به مراکز درمانی و بهداشتی در تهران، نسبت به تداوم این روند ابراز نگرانی کرد.
اما اهمیت این حمله فقط در خسارت امروز خلاصه نمی‌شود. انستیتو پاستور ایران تنها یک مرکز آزمایشگاهی یا پژوهشی نیست؛ این نهاد بخشی از حافظه تاریخی پزشکی مدرن در ایران است. نهادی که در دوره‌ای شکل گرفت که جامعه ایران، هم‌زمان با زخم‌های جنگ، قحطی، آب ناسالم، وبا، طاعون، آبله و نبود بهداشت عمومی، در یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ معاصر خود به سر می‌برد.


عبدالحسین فرمانفرما(سمت راست)، واقف باغ و عمارت انستیتو پاستور در مرکز تهران، عکس از سایت دنیای زنان در عصر قاجارعکس: Website Donya-ye Zanan dar Asr-e Qajar
نهادی که در دل یک بحران ملی متولد شد
برای فهم ارزش انستیتو پاستور ایران باید به واپسین سال‌های قاجار برگشت؛ به دورانی که بیماری‌های واگیر نه یک بحران مقطعی، بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم بودند. در آن زمان، ایران نه نظام بهداشت عمومی منسجمی داشت، نه ابزارهای مدرن تشخیص بیماری، نه ظرفیت کافی برای تولید واکسن و سرم.
در چنین فضایی، فکر تاسیس نهادی که بتواند به شکل علمی با آبله، هاری، وبا و دیگر بیماری‌های عفونی مقابله کند، معنایی بسیار فراتر از بنیان‌گذاری یک موسسه اداری داشت. این، در واقع، تلاشی برای نجات جان انسان‌ها و عبور از درماندگی مزمن پزشکی و بهداشتی بود. ß

روایتی از یک فعال مدنی و عکاس
امتناع از فراموشی زندانیان سیاسی در سایه‌ی جنگ
عالیه مطلب‌زاده، عکاس و فعال مدنی در این یادداشت با تکیه بر تجربه شخصی خود از حبس، زندان را نه فقط یک فضای فیزیکی، بلکه مکانی برای تمرین تدریجی حذف شدن توصیف می‌کند. او هشدار می‌دهد که در شرایط کنونی، سایه جنگ و «حواس‌پرتی جمعی» ناشی از آن، به ابزاری برای فراموشی و فرسایش بیشتر جان و پیوند زندانیان سیاسی با دنیای بیرون تبدیل شده است.
عالیه مطلب‌زاده

نمایش مشخصات تصویر
زندان اوین
۱۸ فروردین ۱۴۰۵
من این یادداشت را به عنوان کسی می‌نویسم که تجربه زیست در زندان را دارد. از تجاربی که به من یاد داد زندان فقط دیوار نیست بلكه نوعی تمرین تحمیلی و تدریجی حذف شدن است.
من متعلق به نسلی از زنانم که همزمان با مبارزه، بدون حب و بغض شخصی، تلاش کردیم نام‌ها و وقایع را در حافظه‌مان حفظ کنیم، چرا که می‌دانستیم روزی همین نام‌ها آخرین سنگرمان در برابر فراموشی خواهد بود.
وقتی از زندانیان سیاسی حرف می‌زنم هدفم پرداختن به یک مفهوم نیست، هدفم گفتن از زندگی‌هایی است که یا متوقف شده‌اند و یا در تعلیقی بی‌پایان نگه داشته شده‌اند. بعضی نام‌ها هنوز تکرار می‌شوند و شاید همچنان پژواکی هر چند ضعیف در جهان پیدا کنند، بعضی دیگر در منطقه‌ای خاکستری معلق‌اند و از بسیاری دیگر، بسیار بیشتر، هیچ نامی در هیچ جا برده نمی‌شود.
آنچه امروز زیر سایه‌ی جنگ بر این زندانی‌ها می‌گذرد ادامه ی همان منطق آشنای سرکوب و حذف است، البته با امتیازی خطرناک برای قدرت: حواس‌پرتی جمعی.
جمهوری اسلامی همیشه با لحاظ وضعیت استثنایی حکومت کرده؛ گاه به نام حفظ امنیت، گاه به نام دین و حالا به نام جنگ. اما برای کسی که این مسیر را زیسته تفاوتی ندارد نام این وضعیت چیست چرا که نتیجه یکی است: تعلیق عامدانه‌ی انسان با نام زندانی.ß

خواننده عرب می خواند:
مرا ببرید به خیابان های تهران تا آواز بخوانم؛ به میدان آزادی تا در سماع مولوی رقصان برقصم
مرا ببرید، نه به مقصدی جغرافیایی، که به لحظه‌ای که صدا از دیوارها عبور می‌کند و شهر را بدل به حنجره‌ای واحد می‌سازد. مرا به تهران ببرید. تهران، در این روایت، فقط خیابان نیست؛ صحنه‌ای است که در آن صدا، پیش از آن‌که شنیده شود، زیسته می‌شود. آوازی که از گلوی یک زن برمی‌خیزد، در پیچ‌وخم خیابان‌ها تکثیر می‌شود، به سنگ‌فرش‌ها می‌چسبد، از پنجره‌ها بالا می‌رود و بر شانه‌های مردمی می‌نشیند که سال‌هاست میان سکوت و فریاد، تعادلی پرهزینه یافته‌اند.
رفتن به تهران، ورود به جریان آوایی است که شهر را به یک دریای زنده بدل می‌کند؛ دریایی از فریادهایی که شرافت را می‌ستایند و ایستادگی را جشن می‌گیرند. هر خیابان، موجی است از مقاومت و هر سنگ‌فرش، پژواک گام‌هایی که در برابر تجاوز ایستاده‌اند. تهران، در این معنا، فقط یک مکان نیست؛ معبدی است که در آن صدا، نه برای شنیده شدن، بلکه برای زنده کردن تاریخ و هویت بلند می‌شود. هر نفس، اعترافی است به آزادی، و هر تکبیر، تلاشی برای پیوند دادن دل‌ها با غرور جمعی؛ جایی که فریاد، نه خشونت، که سپری است در برابر ظلم، و حضور هر انسان، تابلویی از شجاعت در برابر تجاوز و پایبندی به خاک و وطن.
در این صدا، نوعی دعوت پنهان است؛ نه صرفاً به حضور، بلکه به بازشناسی خویشتن. گویی خواننده، شهر را خطاب قرار نمی‌دهد، بلکه حافظه‌ جمعی را صدا می‌زند؛ حافظه‌ای که هم‌زمان زخمی و زنده است. خیابان انقلاب، در این میان، دیگر یک نام نیست؛ استعاره‌ای است از لحظه‌ای که کلمات، دیگر در کتاب‌ها نمی‌مانند و به بدن‌ها منتقل می‌شوند. جایی که شعار، از جنس صدا نیست، از جنس تجربه است.
و میدان آزادی، در این روایت، نه یک میدان که یک آستانه است؛ مرز میان آن‌چه بوده‌ایم و آن‌چه می‌خواهیم باشیم. وقتی صدا به آن‌جا می‌رسد، دیگر فردی نیست. تکبیر، اگرچه واژه‌ای دینی است، اما در اینجا کارکردی فراتر می‌یابد؛ بدل می‌شود به ریتمی که جمع را به حرکت درمی‌آورد، به ضربانی که شهر را زنده نگه می‌دارد.
اما آن‌چه این روایت را از یک سرود سیاسی فراتر می‌برد، لحظه‌ای است که ناگهان، پای رقص به میان می‌آید؛ نه رقصی نمایشی، نه رقص انبوه هلهله گران بی تأمل، بلکه آن چرخش درونی که از دل سنتی کهن سر برمی‌آورد. رقص مولوی، در این متن، نه به‌عنوان یک آیین صوفیانه، بلکه به‌مثابه پاسخی به خشونت زمانه ظاهر می‌شود. چرخیدن، در برابر ایستادن تحمیلی. حرکت، در برابر انجماد. گویی شهر، در اوج فشار، راهی جز چرخیدن نمی‌یابد؛ چرخیدنی که هم فریاد است، هم رهایی.
پیش از این، «داخل حسن» خواننده عراقی، قبل از انقلاب به تهران رفت و بازگشتش با ترانه‌ای در ستایش تهران همراه بود؛ ترانه‌ای که در بغداد زیر سایه‌ چکمه‌ دیکتاتور، مجازات شد. تهران برای او، نه مکان، بلکه نقطه‌ای بود که صدا جسارت پیدا می‌کرد؛ جسارتی که در دنیایی که تلاش دارد سکوت کند، جرم محسوب می‌شود.
با این حال، قدرت این ترانه در توانایی‌اش برای ساختن یک «اگر» است. اگر روزی، خیابان‌های تهران نه فقط محل عبور، که محل هم‌صدایی شوند. اگر رقص، جایگزین خشونت شود. اگر صدا، به‌جای آن‌که خاموش شود، تکثیر گردد.
مرا ببرید، در این معنا، یک درخواست نیست؛ یک امکان است. امکانی که هنوز، میان صدا و سکوت، معلق مانده است.
لینک ترانه:
https://www.facebook.com/share/p/18WBSFpJwf/?mibextid=wwXIfr


iran-emrooz.net | Sun, 05.04.2026, 15:47
جنگ و ناتوانی جامعه‌شناسی؟
فرهاد خسرو خاور و سعید پیوندی
جنگ جامعه‌شناسی را مانند بسیاری از دیگر شاخه‌های علوم انسانی به دانش کم و بیش ناتوان تبدیل می‌کند. نظریه‌ها، مفاهیم، دستگاه‌های مفهومی و بحث‌های جامعه شناسی بیشتر برای شرایط صلح و کارکرد عادی جامعه درست شده‌اند. دستگاه‌های مفهومی و مفاهیم گاه پیچیده به ناگهان با جنگ و خشونت نظامی کارکرد تحلیلی خود را از دست می‌دهند و دیگر جامعه‌شناس با ارجاع به آن‌ها به آسانی نمی‌تواند شرایط را بهتر درک کند و یا آن را توضیح دهد. طبقات و گروه‌های اجتماعی، نهادها، ساختارهای رسمی و مدنی هم در شرایط جنگی دستخوش درهم ریختگی می‌شوند و تا حدودی معنا، کارکرد و جایگاه همیشگی خود را ندارند. این ناتوانی جامعه‌شناسی برمی‌گردد از جمله به تعلیق جامعه و اجزای واقعی یا نمادین آن در زمانه جنگ.
منطق جنگ با روال و منطق زندگی عادی و در صلح از یک جنس نیست. جنگ جامعه و مردمانش در برابر چالش وجودی و آینده پرابهام قرار می‌دهد. روزمره‌گی جنگ همراه است با ترس، دلهره، تردید، تهدید و اضطراب. مرگ در محلات و خیابان‌ها پرسه می‌زند و زندگی عادی و صلح می‌تواند به یک رویا تبدیل شود. در چنین شرایطی کارکردهای عادی جامعه و مناسبات اجتماعی دچار اختلال می‌شود و روانشناسی جمعی و تخیل متفاوتی شکل می‌گیرد. ß

02. April 2026


سی‌وسومین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ از سفارت سابق آمریکا تا کلیسای ارتدکس روسی
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۴۳۹ حمله در قالب ۱۵۷ رویداد در ۱۶ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۲۹ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. حمله موشکی به محل سابق سفارت آمریکا در ایران همزمان حمله به کلیسای ارتدوکس روسی در تهران از مواردی بود که امروز جلب توجه زیادی در رسانه ها داشت.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۸ غیرنظامی کشته و ۱۴ غیرنظامی زخمی شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۶۰۶نفر (از جمله دست‌کم ۲۴۴ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۲۱۲ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۷۰۹ نفر
یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ثبت شده است، از جمله:
رئیس مرکز اورژانس استان تهران گفت “تا به امروز در جنگ رمضان ۲۳ دستگاه آمبولانس و نزدیک به ۱۰ دستگاه پشتیبان عملیات دچار آسیب شده است. ۸ دستگاه کاملا از بین رفته و دو دستگاه همچنان زیر آوار است و به دلیل حجم اصابت‌ها نتوانستیم آن‌ها را خارج کنیم. او اضافه کرد: همچنین ۵۶ همکار رشید ما هم دچار آسیب‌دیدگی شدند و یکی از همکاران ما در منطقه غرب تهران در حین امدادرسانی به مصدومین جنگ با حملات مجدد در صحنه به درجه رفیع شهادت رسید. “
علی اکبری ساری، رئیس انجمن علمی بهداشت ایران در نامه‌ای به سازمان ملل متحد، سازمان بهداشت جهانی و صندوق کودکان ملل متحد مدعی شد “در ۳۰ روز نخست این حملات ناجوانمردانه: ۹۳۳۰۰ واحد غیرنظامی، شامل ۶۰۰ مدرسه، ۳۰۰ مرکز ارائه خدمات سلامت و ۱۷ مرکز هلال احمر در سراسر کشور، تخریب شده یا به طور جدی آسیب دیده‌اند. “
وزارت آموزش و پرورش، با انتشار گزارشی از پیامدهای حملات اعلام کرد: “در ۳۳ روز گذشته از جگ تحمیلی، ۲۳۷ دانش‌آموز مظلوم و ۵۶ نفر از فرهنگیان بی گناه در حملات تروریستی دشمن به شهادت رسیده اند.”
از آنجا که این ارقام به صورت تجمیعی ارائه شده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را به طور دقیق با رویدادهای مشخص تطبیق داد، در محاسبات مبتنی بر رویداد که در بخش گزارش‌دهی مستقل خبرگزاری هرانا در این مرور آمده است لحاظ نشده‌اند و صرفاً به عنوان ثبت بیانیه‌های رسمی در اینجا ذکر شده‌اند.
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشتهß

در سی‌وچهارمین روز جنگ ترامپ از تشدید حملات خبر داد: جنگ ایران وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شد

دونالد ترامپ AFP - ALEX BRANDON
در سی‌وچهارمین روز جنگ، دونالد ترامپ با لحنی تندتر از تشدید حملات علیه جمهوری اسلامی ایران در هفته‌های آینده خبر داد و تهدید کرد که این کشور را « به عصر حجر بازمی‌گرداند». همزمان با ادامه حملات به اهداف نظامی و زیرساخت‌های حساس در ایران، نشانه‌های گسترش دامنه درگیری—از خلیج فارس تا بازارهای جهانی—افزایش یافته است.  در حالی که دورنمای دیپلماتیک همچنان مبهم است، خطر ورود جنگ به مرحله‌ای گسترده‌تر و پرخطرتر تقویت شده است.


سخنرانی ترامپ و ادعای پیروزی؛ واقعیت یا نمایش برای افکار عمومی؟
واشنگتن – دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که عملیات نظامی علیه ایران ممکن است به مدت دو تا سه هفته دیگر ادامه یابد. او در سخنرانی خود به «دستاوردهای تاریخی» نیروهای آمریکایی اشاره کرد، از جمله نابودی ظرفیت‌های دریایی و هوایی ایران و حذف برخی از فرماندهان سپاه پاسداران. همزمان تهدید کرد که در صورت عدم دستیابی به توافق، تأسیسات برق و زیرساخت‌های نفتی هدف حمله قرار خواهند گرفت.
فادی منصور، خبرنگار الجزیره در کاخ سفید، در گزارشی دو نکته کلیدی در سخنرانی ترامپ را برجسته کرد. نخست اینکه توضیح دلایل جنگ در روز سی و دوم ارائه شد، برخلاف رویه روسای جمهور پیشین که اهداف جنگ را از ابتدا روشن می‌کردند، و این نشان‌دهنده آن است که سخنرانی عمدتاً مخاطب داخلی آمریکا را هدف گرفته است، جایی که طبق نظرسنجی‌ها نارضایتی در حال افزایش است. دوم اینکه، با وجود اعلام موفقیت‌ها و ادعای خنثی‌سازی تهدید ایران، ترامپ همچنان تهدید به ادامه حملات کرد. این ترکیب پیروزی تاکتیکی و تهدید، تلاش برای تبدیل موفقیت‌های نظامی به اهرم فشار سیاسی را نشان می‌دهد، زیرا مسائل اصلی مانند تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای ایران هنوز حل نشده‌اند.
جیسون کامبر، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، تأکید کرد که سخنرانی ترامپ قصد دارد ضرورت جنگ را به مردم آمریکا القا کند، اما اهداف سه هفته آینده را روشن نمی‌کند. به گفته او، این ابهام عمدی بخشی از استراتژی غافلگیری است که ترامپ از روز اول جنگ دنبال کرده است. کامبر همچنین هشدار داد که کشورهای خلیج فارس پس از این سخنرانی باید احساس عدم امنیت بیشتری کنند، در حالی که سه هفته حملات اضافی تغییر قابل توجهی در توازن استراتژیک ایران یا اسرائیل ایجاد نمی‌کند.
با این حال، نشانه‌های دیپلماتیک حاکی از تحولات جدید است: جی.دی. ونس، معاون سابق رئیس‌جمهور آمریکا، به عنوان چهره‌ای کلیدی در روند مذاکرات ظاهر شد. به گفته کارشناسان، ونس برای ایران گزینه‌ای قابل اعتماد است، پس از آنکه برخی مقام‌های آمریکایی مانند استیو ویتکاف و جارد کوشنر اعتماد تهران را از دست داده اند.
کامبر در عین حال نسبت به روایت ترامپ از پیروزی کامل تردید دارد. به گفته او، رهبران جدید ایران برخلاف تصویر ارائه‌شده در سخنرانی، عقلانی‌تر نیستند و بسیاری از آنها پس از تغییرات اخیر سختگیرتر از پیشینیان خود هستند، که توهم واشنگتن برای خوش‌بینی به یک نظام معتدل را افزایش می‌دهد.
در عرصه داخلی آمریکا، منصور، خبرنگار الجزیره، وضعیت ترامپ را بحرانی توصیف کرد. قیمت بنزین در آمریکا با افزایش ۳۶ درصدی نسبت به اوت ۲۰۲۲ به بالاترین سطح رسیده و بخشی از حزب جمهوری‌خواه نگران طولانی شدن جنگ و پیامدهای آن بر انتخابات میان‌دوره‌ای هستند. همچنین، پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان احتمال فرآیند استیضاح علیه ترامپ را افزایش می‌دهد و این فشار مضاعفی بر تصمیمات داخلی و خارجی او وارد می‌کند.
جمع‌بندی: استراتژی ترامپ در نقطه‌ای میان نمایش قدرت نظامی، محاسبه سیاسی و عدم قطعیت در عرصه داخلی و بین‌المللی قرار دارد.

ارتش آمریکا دو پهپاد دیگر خود را در ایران از دست داد – مجموع خسارات به ۱۶ رسید

نیویورک. شبکه خبری آمریکایی CBS News روز چهارشنبه گزارش داد که ارتش ایالات متحده دو پهپاد دیگر از نوع MQ-9 Reaper را از دست داده است و بدین ترتیب شمار پهپادهای از دست رفته در جریان جنگ با ایران به ۱۶ رسید.
به گفته مقامات آمریکایی، این دو پهپاد در نزدیکی اصفهان در مرکز ایران از دست رفته‌اند. پهپاد MQ-9 Reaper برای انجام مأموریت‌های اطلاعاتی و نظارتی استفاده می‌شود و قابلیت اجرای حملات دقیق را نیز دارد. رسانه‌های آمریکایی می‌گویند قیمت هر پهپاد حدود ۳۰ میلیون دلار است.
از ۲۸ فوریه، اسرائیل و ایالات متحده جنگی علیه ایران آغاز کرده‌اند که تاکنون هزاران کشته و زخمی بر جای گذاشته است. تهران نیز در پاسخ با پرتاب موشک و پهپاد به سمت اسرائیل واکنش نشان می‌دهد. علاوه بر این، ایران هدف حملات خود را آنچه منافع آمریکا در کشورهای عربی می‌خواند، قرار داده است، اما برخی از این حملات به تلفات انسانی و خسارت به اموال غیرنظامی منجر شده و با محکومیت بین‌المللی مواجه شده است.
خسارات وارده به پهپادهای MQ-9 Reaper نشان می‌دهد که جنگ پهپادی مدرن نه تنها هزینه مالی بالایی دارد، بلکه با ریسک‌های استراتژیک قابل توجهی همراه است.

 

واکنش سریع ایران به سخنان ترامپ با حملات موشکی

تنها دقایقی پس از پایان سخنرانی تلویزیونی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، تنش‌ها در خاورمیانه بار دیگر اوج گرفت. ترامپ در این سخنرانی مدعی شده بود که توانمندی‌های نظامی ایران تا حد زیادی نابود شده و برنامه موشکی این کشور پایان یافته است. این اظهارات با واکنشی فوری از سوی تهران روبه‌رو شد.
تلویزیون رسمی ایران اعلام کرد که موشک‌های ایرانی به بندر حیفا اصابت کرده‌اند. هم‌زمان، روزنامه «اسرائیل هیوم» گزارش داد که یک موشک شلیک‌شده از سوی ایران به سمت شمال اسرائیل رهگیری شده است؛ آن هم درست بلافاصله پس از پایان سخنرانی ترامپ درباره جنگ جاری با ایران.
در همین حال، جبهه داخلی اسرائیل اعلام کرد که در منطقه یرعون در الجلیل الاعلی، پس از شناسایی پرتاب موشک‌ها، آژیرهای خطر به صدا درآمده است. پیش از سخنرانی ترامپ نیز رسانه‌های ایرانی از آغاز موج جدیدی از حملات موشکی به سرزمین‌های اسرائیلی خبر داده بودند. این اقدام، به‌گفته منابع محلی، پاسخی به «مطالبات افراطی و غیرمنطقی» ایالات متحده برای پایان دادن به عملیات نظامی عنوان شده است.
بر اساس اعلام سازمان امداد اسرائیل، در ساعات اخیر ۱۱ محل اصابت ترکش‌های موشکی در منطقه کلان‌شهری تل‌آویو ثبت شده است. همچنین در شهر بنی‌براک سه نفر زخمی شده‌اند که حال یکی از آنان وخیم گزارش شده است.
ترامپ در سخنرانی خود از کاخ سفید تأکید کرد که ایالات متحده به عملیات نظامی علیه ایران ادامه خواهد داد. او گفت «عملیات خشم حماسی» تا تحقق کامل اهداف استراتژیک ادامه می‌یابد. به گفته وی، نیروهای آمریکایی در چهار هفته گذشته «پیروزی‌های سریع و قاطعی» به دست آورده‌اند و بخش عمده‌ای از ایران «نابود شده» و آنچه باقی مانده «به‌سادگی قابل مدیریت» است.
او همچنین هشدار داد هرگونه حرکت به سوی تأسیسات هسته‌ای ایران با «حملات موشکی ویرانگر» پاسخ داده خواهد شد. به گفته ترامپ، این تأسیسات به‌طور مداوم از طریق ماهواره‌ها تحت نظارت قرار دارند.
تحولات اخیر نشان‌دهنده تشدید بیشتر درگیری‌هاست؛ وضعیتی که با نمایش قدرت نظامی از سوی هر دو طرف، خطر گسترش درگیری به سطحی منطقه‌ای را افزایش داده است.


از هرانا
نسرین ستوده بازداشت شد
نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل ایرانی برندۀ جایزه ساخاروف، شب چهارشنبه در منزل خود در ایران دستگیر شد. این خبر را دختر او امروز پنج‌شنبه در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام اعلام کرد.
او نوشت: « دقایقی پیش با خبر شدیم که مامان شب گذشته در حالی که در خانه تنها بوده، بازداشت شده است. با مراجعۀ بستگان به خانه متوجه شدیم که لوازم الکترونیک شامل لپ‌تاپ و گوشی‌های مامان و بابا هم ضبط شده‌اند. مامان تا این لحظه هیچ تماسی نداشته و از نهاد بازداشت کننده هیچ اطلاعی نداریم».


تبریز؛ ایوب شیری بازداشت شد
خبرگزاری هرانا – ایوب شیری، فعال ترک (آذربایجانی) ساکن تبریز، روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین‌ماه در این شهر بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ایوب شیری، فعال ترک (آذربایجانی) بازداشت شد.
براساس اطلاعات دریافتی هرانا، بازداشت آقای شیری روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین‌ ۱۴۰۵، توسط نیروهای امنیتی در تبریز صورت گرفته است.
علیرغم پیگیری‌های خانواده و نزدیکان این شهروند، تاکنون اطلاعی از دلایل بازداشت و محل نگهداری او حاصل نشده است.
این شهروند ساکن تبریز پیشتر نیز به دلیل فعالیت‌های خود، سابقه بازداشت‌ و محکومیت داشته است.

اعدام یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در میانه جنگ
در حالی که آتش جنگ از چهارگوشه ایران شعله می‌کشد قوه قضائیه از اعدام امیرحسین حاتمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه "به‌ اتهام " آتش زدن یک مکان نظامی دارای طبقه‌بندی تهران" خبر داد.

جنگ - روز 34 : کمال خرازی زخمی شد / شلیک موشک ایران به سمت اسرائیل / 4 شهید در حمله به لارستان فارس / حمله به چند شهر خوزستان/فرودگاه بین المللی کویت بسته می ماند/خسارت به ابوظبی/ اردن برای 2ماه سوخت دارد
جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران که از روز شنبه ۹ اسفندماه با حمله جنگنده های اسرائیل به مجموعه بیت رهبری در مرکز تهران آغاز شد، امروز وارد سی و چهارمین روز خود شده است. ایران هم در واکنش، علاوه بر حمله به اسرائیل، به پایگاه های آمریکا و دیگر مراکز در کشورهای عربی منطقه حمله می کند. درگیری ها ادامه دارد.

خط تولید فولاد مبارکه در پی حملات هوایی کاملا متوقف شد

خط تولید فولاد مبارکه متوقف شد؛ فرمانده یگان ویژه دخیل در سرکوب معترضان کشته شد
مجتمع فولاد مبارکه اصفهان روز پنجشنبه اعلام کرد که در پی حملات هوایی روزهای گذشته، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است.
در این اطلاعیه آمده است که واحدهای مرتبط با فرایند تولید با «تخریب اساسی» مواجه شده‌اند و «در این شرایط ادامه فعالیت امکان‌پذیر نیست».
از سوی دیگر، معاون بهره‌برداری شرکت فولاد خوزستان نیز اعلام کرد: «تمامی مدول‌ها و کوره‌های فولادسازی این مجتمع صنعتی آسیب دیده‌اند
او خبر داد که راه‌اندازی مجدد این واحدها «حداقل ۶ ماه و حداکثر یک سال» زمان نیاز دارد.
همچنین رسانه‌ها در ایران اعلام کردند حملات هوایی روز پنجشنبه خسارت‌هایی به جا گذاشته و از جمله یک پل کلیدی در کرج دچار آسیب شده است.
خبرگزاری فارس اعلام کرد در یکی از این حملات پل هوایی «بی۱» در عظیمیه کرج آسیب دیده است. تصویر منتشر شده توسط این خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران نشان می‌دهد به این پل که روی رودخانه کرج واقع است، خسارت جدی وارد آمده است.
استانداری البرز نیز اعلام کرد پس از حملات هوایی روز پنجشنبه، برق برخی مناطق کرج «دچار مشکل» شد و تلاش برای رفع آن در جریان است.
همچنین باشگاه خبرنگاران وابسته به صداوسیما جمهوری اسلامی تصاویری از خسارت شدید به انستیتو پاستور در تهران را منتشر کرده است.
وزارت بهداشت ایران حمله به این مرکز درمانی را به‌شدت محکوم کرده است.

 توفان الکترونیکی شماره 237 نشریه الکترونیکی حزب کارایران فروردین ماه  1405

27. März 2026


بیست‌و‌هفتمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ افزایش مجدد حملات
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۳۵۷ حمله در قالب ۱۵۴ رویداد در ۲۱ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۴۲ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. آمار ثبت شده امروز نشان می دهد پس از دو روز کاهش نسبی حملات، تعداد این حملات مجدد افزایش یافته است.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۶ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۲۸ غیرنظامی کشته و ۹ غیرنظامی زخمی شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۴۹۲ نفر (از جمله دست‌کم ۲۲۱ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۶۷ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۷۰ نفر
یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ثبت شده است، از جمله:
یک مقام استانی در هرمزگان به خبرگزاری مهر گفت “از ابتدای جنگ رمضان تاکنون ۲۲۲ هرمزگانی بر اثر حملات آمریکایی و صهیونیستی به کشورمان به شهادت رسیده‌اند.”
استاندار زنجان با بیان اینکه “بر اثر حملات هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا به استان زنجان ۶۰نفر از شهروندان به شهادت رسیدند گفت: از این تعداد ۴۶نفر ساکن استان بودند و ۱۶نفر دیگر در سایر نقاط کشور ساکن بودند که پیکر آنها در زنجان به خاک سپرده شده است.”
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اند.
تحلیل اولیه نشان می‌دهد که استان تهران با سهم ۴۹ درصدی در صدر لیست استانهایی که مورد حمله قرار گرفته اند دیده میشود. استان های اصفهان و خراسان رضوی هر یک با ۱۰ درصد سهم، مشترکا در ردیف دوم قرار میگیرند و استان فارس با ۷ درصد در رده سوم قرار میگیرد. در ادامه این لیست، استانهای البرز، همدان و سیستان و بلوچستان به ترتیب قرار می گیرند.

۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت / آسیب‌دیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات ثبت شده منجر به آسیب به ۱۵ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد شده است. این موارد طیفی از اهداف را شامل می‌شوند. در برخی موارد نیز خسارات ناشی از حملات مجاور یا پیامدهای ثانویه گزارش شده است.
نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته:
۱- سایت موشکی (ظفر)
2-
پادگان زرهی ارتش (شیراز)
3-
مقر وابسته به سپاه پاسداران (همدان)
4-
صنایع هوایی وزارت دفاع در مهرآباد (تهران)
5-
مخزن سوخت اطراف فرودگاه شهید هاشمی نژاد (مشهد)
برای تعدادی از اهداف فهرست‌شده، ماهیت دقیق هدف (غیرنظامی/نظامی/دوگانه) همچنان در حال بررسی است و ممکن است با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، طبقه‌بندی‌ها بازبینی شوند.
۲.۱ تأسیسات تحت حفاظت حقوق بین‌الملل بشردوستانه
بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مراکز درمانی و خدمات اورژانس، مراکز بشردوستانه و مکان‌های مسکونی از وضعیت حفاظت ویژه برخوردار هستند. در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا به طور مقدماتی موارد زیر را ثبت کرده است:
۱- ساختمان مسکونی ۴ طبقه (اصفهان)
2-
ساختمان دادگستری خیابان کاوه (اصفهان)
3-
ساختمان ۷ طبقه مسکونی بندرعباس)
4-
مناطق مسکونی روستای «اسبَس» (خسروشاه)
5-
شهرک صنعتی (نیشابور)
۳. تلفات غیرنظامیان
ß

محمد مالجو
پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵
یکی از کارمندان “ایران‌اینترنشنال” ادعا می کند که تجربهٔ عراق در سال ۱۹۹۱ نشان داد که اگر مردم همزمان با حملهٔ خارجی برای سرنگونی حکومت اقدام نکنند فرصت از دست می‌رود و هزینه‌ها در آینده چندبرابر می‌شود. نتیجه می‌گیرد در ایران نیز باید جنگ جاری را به نقطهٔ پایانِ حکومت بدل کرد و هر تعللی خیانت به وطن است.
این حرف در ظاهر به تاریخ اشاره می‌کند، اما در واقع عمیقاً غیرتاریخی است: می‌خواهد سرنوشت ایران را با الگوی جنگی یک کشور دیگر توضیح دهد و همان نسخه را این‌جا اجرا کند. اما تاریخ اصلاً نسخهٔ آماده و قابل کپی‌کردن نیست. هر جامعه شرایط خاص خودش را دارد. ترکیبی است از نیروهای سیاسی و شکاف‌های اجتماعی و ظرفیت‌های درونی. نمی توان با یک مقایسهٔ ساده و عجولانه بر استمرار مسیر جنگ اصرار ورزید.
اولا‌ً این استدلال به طرزی فرصت‌طلبانه جنگ را از یک «فاجعه» به یک «فرصت» بدل می‌کند. گویی بمباران نه ویرانگر زیرساخت و جان انسان‌ها بلکه میان‌بُری برای رهایی است. در واقعیت اما جنگ نه جراحی دقیق که طوفانی کور است: نه‌فقط دولت بلکه جامعه را نیز می‌فرساید. نه‌فقط قدرت حکومت بلکه اعتماد و همبستگی و امکان کنش جمعی میان ملت را نیز تضعیف می کند. ایرانِ فرسوده از جنگ نه ایرانِ آماده برای آزادی که ایرانِ آماده برای فروپاشی‌های زنجیره‌ای است.
ثانیاً این روایت با برچسب‌زنی اخلاقی اصولاً پیچیدگی سیاست را به دوگانه‌ای ساده تقلیل می‌دهد: «وطن‌پرست» یا «خائن». اما این دوگانه در بستر حملهٔ خارجی اصلاً خود به ابزار سرکوب بدل می‌شود. هر که را با تهاجم خارجی مخالفت بورزد به‌راحتی به «همدست حکومت» متهم می‌کنند و میدان سیاست را بر این مبنا نه گسترده‌تر که تنگ‌تر می‌سازند. نتیجه کاملاً متناقض‌نماست: جنگی که بنا بود برای آزادی آغاز شود عملاً فضای آزادی را خفه می‌کند.
ثالثاً این نگاه از یک نکتهٔ تعیین‌کننده غفلت می‌کند: نیروهای خارجی اصولاً اهداف خود را دارند نه پروژهٔ رهایی مردم ایران را. تاریخ نشان داده که مداخلهٔ بیرونی، حتی اگر به تغییر حکومت بینجامد، لزوماً به استقرار نظمی باثبات و عادلانه و مردمی ختم نمی‌شود. آنچه باقی می‌ماند غالباً دولتی ضعیف و جامعه‌ای گسیخته و میدانی باز برای انواع رقابت‌های ویرانگر است.
رابعاً قیاس با عراق دقیقاً همان چیزی را پنهان می‌کند که باید دیده شود: هزینهٔ واقعی «تأخیر» نه‌فقط در سال‌ها بلکه در کیفیت ویرانی است. مسئله این نیست که چرا تغییر دیر رخ داد. مسئله این است که چرا تغییر، به‌واسطهٔ جنگ و مداخله، به شکلی رخ داد که خود به منبعی تازه از خشونت و بی‌ثباتی بدل شد.
سرانجام نیز این که مهم‌ترین لغزش این استدلال مشخصاً چشم‌پوشی از اصل بنیادین استقلال است. مخالفت با یک حکومت به‌هیچ‌وجه به معنای پذیرش یا توجیه تجاوز خارجی نیست. برعکس، دقیقاً در لحظهٔ تجاوز است که دفاع از سرزمین و جامعه معنایی دوچندان می‌یابد. آزادی و رهایی اگر قرار است پایدار باشد باید بر بستر نیروهای درونی جامعه ساخته شود نه بر شانه‌های بمب‌افکن‌ها.
از م. مالجو

ایران جزیره خارک را مستحکم کرد، کارشناسان آمریکایی هشدار دادند

Majid Roshanzadeh
به گزارش منابع شبکه CNN که به گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا دسترسی دارند، ایران در هفته‌های اخیر حضور نظامی خود در جزیره خارک را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است. به گفته این منابع، نیروهای اضافی مستقر شده، سامانه‌های دفاع هوایی نصب شده و مین‌های زمینی و موشک‌های زمین به هوا همراه با پرتابگرهای دستی مستقر شده‌اند. این اقدامات به نظر می‌رسد در راستای آماده‌سازی برای یک عملیات احتمالی آمریکا برای کنترل این جزیره باشد.
جزیره خارک در شمال شرق خلیج فارس واقع شده و نقش کلیدی در صادرات نفت ایران دارد؛ حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از این جزیره عبور می‌کند. مقامات آمریکایی تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ بررسی کرده‌اند که استفاده از نیروهای زمینی برای تصرف جزیره به‌عنوان ابزاری برای فشار بر ایران و وادار کردن این کشور به بازگشایی تنگه هرمز ممکن باشد.
با این حال کارشناسان نظامی و مقامات آمریکایی نسبت به ریسک‌های بالای چنین عملیاتی هشدار داده‌اند. جزیره به گفته منابع، دارای استحکامات چند لایه است و نیروهای ایرانی سیستم‌هایی دارند که حملات نیروهای آمریکایی از دریا را دشوار می‌سازد. احتمال تلفات سنگین نیروهای آمریکایی واقعی ارزیابی می‌شود.
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) تاکنون در مورد تحرکات اخیر در خارک اظهارنظری نکرده است. ارتش آمریکا در تاریخ ۱۳ مارس حملات هوایی به جزیره انجام داده که حدود ۹۰ هدف، شامل انبار مین و موشک، مورد اصابت قرار گرفته است. ترامپ تأکید کرد که زیرساخت‌های نفتی جزیره هدف قرار نگرفته‌اند.
منابع اسرائیلی هشدار می‌دهند که تصرف جزیره خارک می‌تواند منجر به حملات پهپادی و شلیک موشک از سوی ایران شود و جان نیروهای آمریکایی را تهدید کند. دریاسالار بازنشسته جیمز استافریدیس، فرمانده سابق ناتو، ایران را هوشمند و بی‌رحم توصیف کرده و هشدار داده که این کشور تلاش خواهد کرد بیشترین خسارت ممکن را به نیروهای آمریکایی وارد کند.
رهبران ایران نیز نسبت به این موضوع هشدار داده‌اند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، روز چهارشنبه در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که همه تحرکات نیروهای آمریکایی زیر نظر دقیق نیروهای مسلح ایران است و تجاوز به هر جزیره ایرانی با پاسخ شدید مواجه خواهد شد.
جزیره خارک تقریباً یک‌سوم مساحت منهتن را دارد و برای کنترل آن نیاز به نیروی بزرگی از نیروهای آمریکایی است. دو واحد از تفنگداران دریایی آمریکا که تخصصشان عملیات سریع و حملات دریایی است، به خاورمیانه منتقل شده‌اند و حدود هزار سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد نیز به زودی در منطقه مستقر خواهند شد.
منابع می‌گویند سنتکام آمریکا به‌طور مستمر جزیره را رصد می‌کند تا تغییرات در استحکامات و مین‌ها شناسایی شود.
همزمان، کشورهای خلیج فارس از آمریکا خواسته‌اند عملیات زمینی انجام ندهد تا از تلفات و تشدید تنش جلوگیری شود و توصیه کرده‌اند اقدامات جایگزینی مانند انهدام هدفمند توان موشکی ایران یا محاصره دریایی انجام شود تا فشار بر تهران بدون ورود نیروهای زمینی افزایش یابد.

به نام خدای حافظ ایران
محسن آرمین
اتحادیه اروپا و آلمان اعلام کرده‌اند باید به میز مذاکره با ایران بازگشت. ترامپ توییت کرده است مذاکرات خوبی با ایران در جریان است. این اظهارات حتی اگر صحت نداشته باشد باید مورد استقبال ایران قرار گیرد. دیپلماسی فعال نه اجتناب از مذاکره است و مشروط کردن مذاکره به پیش شرط‌هایی مثل تأمین خسارت و تضمین عدم حمله و .... بلکه تلاش برای دستیابی به صلحی شرافتمندانه و استقبال از هر ابتکار و اقدام و پیشنهادی برای مذاکره است. دیپلماسی صلح و استقبال ایران از پیشنهادهای مذاکره و صلح، و حتی پیشگام شدن در پیشنهاد صلح شرافتمندانه و عادلانه همزمان با دفاع مقتدارنه در صحنه نظامی، به هیچ وجه نشانه ضعف نیست، بلکه بر عکس بیانگر اعتماد به نفس است. مشروط کردن مذاکره به پیش‌شرط‌هایی نظیر تأمین خسارت و تضمین عدم حمله بیگانه با منطق دیپلماسی است. تضمین عدم حمله مجدد پیش شرط مذاکره نیست، بلکه نتیجه مذاکره است. آن چه در مذاکره باید بدان دست یابیم فقط عدم تکرار حمله نیست. در حال حاضر اسرائيل یکایک فرماندهان و دانشمندان موشکی و هسته‌ای ما را شناسایی و ترور می‌کند. همان کاری که در عراق پس از فروپاشی نظام بعث کرد. بنابراین مذاکره باید با هدف پایان دادن به هرگونه تعرضی چه نظامی و چه ترور باشد.این‌ها و نظایر آن هدف مذاکره‌ و جزو بندهای توافق عادلانه‌ و عزتمندانه‌اند، نه پیش شرط مذاکره. اما این چیزی است که ظاهراً دستگاه دیپلماسی -ما حداقل در سطح مواضع اعلامی- به علت سیطره منطق نظامی و تفوق میدان بر دیپلماسی، با آن بیگانه است.
تضمین عدم حمله مجدد یا هر هدف و خواسته دیگری فقط و فقط مشروط به دو بازنگری خواهد بود:‌۱- توافق همه جانبه مبتنی بر بازتعریف راهبرد و نقش سیاسی ایران در منطقه و مشارکت و همکاری در تأمین امنیت و تضمین زنجیره انرژی و همکاری و وابستگی متقابل با جهان، وگرنه هر توافقی با هر تضمینی برای عدم حمله، موقت خواهد بود. مادام که ایران در نقش و جایگاه منطقه‌ای باز نگری نکند، مانند ماه‌های پس از جنگ دوازده روزه همه چیز در حال تعلیق و ابهام خواهد بود.
۲-بازنگری کامل در شیوه حکمرانی در داخل. علت اصلی تجاوز آمریکایی اسرائیلی به ایران، شکاف فزاینده دولت ملت در داخل بود. آمریکا و اسرائیل بر این شکاف سوار شدند. اگر پس از جنگ دوازده روزه، به پاس همراهی ملت با حاکمیت و «نه» گفتن به فراخوان نتانیاهو و شازده پهلوی،‌ در شیوه‌های حکمرانی بازنگری می‌شد، مردم نادیده و تحقیر نمی‌شدند، فاجعه دی‌ماه مسلماً‌ رخ نمی‌داد و قطعاً تجاوزی صورت نمی‌گرفت. این البته چیزی از میزان خباثت و شرارت و قباحت تجاوز ناجوانمردانه آمریکایی صهیونیستی نمی‌کاهد.
دامن زدن به این تحلیل که اسرائيل و آمریکا در هر صورت به ایران حمله می‌کردند، به ظاهر بیانگر ماهیت ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی نظام و موضعی انقلابی است اما در واقع وبه طور غیر مستقیم پذیرش قدرت مطلقه و نقش فعال مایشائی این دو کشور و ضعف و ناتوانی ایران برای جلوگیری از امکان تجاوز است. آمریکا در پی تضعیف ایران و اسرائيل در پی تجزیه ایران است، اما اسرائیل و آمریکا فعال ما یشاء نیستند که هر اقدامی بخواهند انجام دهند. ایران این امکان و قدرت را دارد که مانع تحقق اهداف شرارتبار این دو کشور شود. به شرط آن که مزیت نسبی خود را در عرصه‌های دیگری جز رقابت نظامی و سخت افزاری با پیشرفته‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا جستجو کندو در عین حفظ و تقویت قدرت تسلیحاتی خود به جای خاکریزهای نظامی در جستجوی خاکریزهای سیاسی، فرهنگی،‌اقتصادی و ... باشد که در آن مزیت نسبی و قدرت مانور و ابتکار دارد. برای این منظور فقط کافی است در سیاست داخلی و خارجی در سناریوی اسرائيل بازی نکند. استراتژی ستیز و بقا به جای استراتژی توسعه پایدار، عادلانه و همه جانبه، طی سالیان گذشته بازی در سناریوی آمریکا و اسرائيل بود. این مسیر ایران را به جایی رسانده است که تنها سه کشور تجاوز آمریکایی اسرائیلی را محکوم کردند و متقابلاً پس از حمله به تأسیسات نظامی آمریکا درمنطقه تقریباً اکثر قریب به اتفاق کشورها به محکومیت آن پرداختند. این مسیر هرچه زودتر تغییر کند. در غیر این صورت ایران حتی در صورت پایان یافتن این تجاوز همچنان در چرخه فرساینده توان ملی گرفتار خواهد ماند.
*
نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران
@kaleme

https://t.me/TahlilZamane/109170
تحلیل زمانه, [26 Mär 2026 um 08:42]
 واشنگتن پست :
حملات موشکی اخیر ایران به دیمونا و آراد، شکاف‌هایی را در پدافند هوایی اسرائیل آشکار کرده و نگرانی‌های جدیدی را در مورد در دسترس بودن سامانه‌های رهگیری، محدودیت‌های سیستم و اینکه آیا اسرائیل می‌تواند در یک جنگ طولانی مدت از خود محافظت کند، ایجاد کرده است.
موشک‌های ایرانی به پدافندهای اسرائیل نفوذ کرده و مستقیماً به مناطق غیرنظامی برخورد کردند و بیش از ۱۱۵ نفر را زخمی کردند که ۱۱ نفر از آنها به شدت مجروح شدند.
مقامات اسرائیلی می‌گویند این نشان دهنده یک ترس دیرینه است: اینکه ایران می‌تواند موشک‌های کافی برای غلبه بر سیستم دفاعی چندلایه اسرائیل بسازد.
یک مقام امنیتی سابق اسرائیل هشدار داد: "دفاع اسرائیل نمی‌تواند ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ موشک را جذب کند."
مسئله دیگر هزینه و موجودی است: سامانه‌های رهگیری گران هستند، اما مقامات می‌گویند نگرانی واقعی در دسترس بودن است، نه قیمت.
#
تحلیل_زمانه
@TahlilZamane

 

https://t.me/TahlilZamane/107377
تحلیل زمانه, [23 Feb 2026 um 10:52]
مادر جاویدنام محراب گلستانی پس از درآوردن لباس عزا نوشت:
«
ما پیمان بستیم؛ ادامه داریم»
سوره دهقانی، مادر جاویدنام#محراب_گلستانی، در ویدئویی که از خود منتشر کرده، اعلام کرد پس از گذشت چهل روز لباس عزا را از تن درآورده است. او در متن همراه این ویدئو، در پایان خطاب به خاله‌ها، عمه‌ها و دایی‌ها نوشت:
«
چهل روز گذشت .... وقتی عمه ی عزیزم این لباس را بمن هدیه داد تا به رسم سنت مرا از عزا در بیاورد ، گفتم نه از من نخواهید ... من تا همیشه عزادارم .
اما یادم رفته بود که من پیمان بستم ، پیمان بسته بودم که بجای پاره ی تنم محرابم عشق بورزم ، مهر بورزم ، زندگی کنم ..... زندگی کنم... پس خواسته ی ذهن و جسمم را پس زدم ، سخت بود ..... اما دنیای من ، الان به فرکانس پرانرژی من نیاز دارد به نور نیاز دارد .... پس برخاستم
نه
خاله ها عمه ها ، دایی ... یادتون نره ما پیمان بستیم ، ما.....
ادامه داریم
نه
برای فرزندم ، فرزند وطن محراب گلستانی»
جاویدنام محراب گلستانی، دانش‌آموز ۱۷ساله بود که در ۱۹ دی به دلیل اصابت گلوله جنگی در اصفهان جان باخت.
#
تحلیل_زمانه
@TahlilZamane


جنگ را معمولاً با صدا می‌شناسند.
با انفجار، با آژیر ، با فرو ریختن ساختمان‌ها.
اما یک‌جایی از جنگ هست که به ظاهر صدا ندارد.
جایی که چیزی نمی‌ترکد، فقط «می‌ریزد».
بی‌هیاهو، آرام، غیرقابل بازگشت.
صدایی که از آجرهای خشتی و دیوارهای کاهی، کاشی‌ها و آیینه‌کاری‌ها فرو می‌ریزد و نابود می‌شود همانند جان آدم‌ها  صدا دارد.
در این جنگ، از اسفند تا حالا، فقط آدم‌ها نبودند که زیر آوار رفتند.
چیزی دیگر هم، همزمان، ترک برداشت؛
چیزی که نه خون دارد، نه فریاد، اما وقتی آسیب می‌بیند، وجود آدم درد و آه می شود؛ دردی‌ست که دیرتر و عمیق‌تر خودش رانشان می‌دهد: حافظه.
عددها می‌گویند بیش از صد اثر تاریخی ایران در بمباران جنگندهای آمریکا و اسرائیل آسیب دیده‌اند.
اما این عدد، وقتی معنا پیدا می‌کند که اسم‌های این آثار و اماکن تاریخی را بشنویم.
در تهران، این آسیب پراکنده است، اما واقعی.
در شمال شهر تهران ، مجموعه تاریخی سعدآباد، با کاخ سبز،موزه برادران امیدوار و کوشک یا عمارت والی، در برابر موجانفجار تاب نیاورده و آسیب سازه‌ای دیده است.
در مرکز شهر، کاخ گلستان، همان تنها اثر ثبت جهانی تهران،درهایش شکسته، پنجره‌هایش فرو ریخته و تزئیناتش آسیب دیده‌اند؛ در تالار آینه، ایوان تخت مرمر و شمس‌العماره، آن‌چه سال‌ها دوام آورده بود، حالا نشانه‌های فروریختن دارد.
در همان حوالی، میدان ارگ و اطرافش دیگر آن شکل آشنا راندارند.
کمی آن‌طرف‌تر، در میدان بهارستان، دو ساختمان آرت‌دکو آسیب دیده‌اند.
ساختمان کلانتری در بازار تهران، بنایی که هیچ کارکرد نظامی نداشت، در اثر موج انفجار تخریب شده.
ساختمان مجلس شورای ملی، مجلس سنا، و کاخ عشرت‌آباد هماز این آسیب‌ها در امان نمانده‌اند.
در مجلس سنا، سقفی که با الهام از گنبد مسجد شیخ لطف‌الله طراحی شده بود، فرو ریخته، نوعی گفت‌وگو میان دو دوره معماری، که حالا قطع شده است.
این فقط بناها نیستند.
در سطح شهر، میدان فردوسی، میدان نیلوفر و میدان هفتاد و دونارمک هم در معرض آسیب قرار گرفته‌اند؛
مکان‌هایی که شاید «اثر تاریخی» به معنای کلاسیک نباشند،
اما بخشی از حافظه زنده شهرند.
اصفهان، روایت را گسترده‌تر می‌کند.
در میدان نقش جهان، کاشی‌ها فرو ریخته‌اند و ترک‌ها در سازه‌هادیده می‌شود.
در عمارت عالی‌قاپو، این ترک‌ها عمیق‌تر شده‌اند.
در باغ و کاخ چهلستون، که خود در فهرست میراث جهانی ثبت شده، آسیب‌ها فقط ظاهری نیستند؛ به ساختار رسیده‌اند. و مسجد جامع عباسی، یکی از شاخص‌ترین بناهای این میدان،از این موج بی‌نصیب نمانده است.
در چنین بناهایی،موج انفجار یعنی لرزش در عمق. و لرزش در عمق، یعنی تغییر در تعادل. هنوز تصویر کامل این خسارت‌ها روشن نیست. دسترسی محدود است و بررسی‌ها ناقص‌اند. اما همان‌قدر که دیده شده، کافی است برای فهم یک چیز: این فقط تخریب نیست. یک جابه‌جایی است؛ در نسبت ایرانیان با گذشته. در این میان، یک جمله گاهی تکرار شده! همان جمله‌ای که همیشه در بحث جنگ گفته می‌شود: «اگر خراب شود، دوباره می‌سازیم
اما همه چیز را نمی‌شود ساخت.
می‌شود کاخ را مرمت کرد،
می‌شود دیوار را بالا آورد،
می‌شود حتی شکل را تقلید کرد.
اما نمی‌شود کاخ گلستان و شمس العماره را دوباره «ساخت».
نمی‌شود نقش جهان را از نو «به‌وجود آورد».
نمی‌شود چهل‌ستون را با همان زمان، همان نور، همان سکوت بازگرداند.
زمان، مصالح نیست. قابل جایگزینی نیست. نمی‌شود قرن‌ها را دوباره در یک سقف و مکان جا داد.
نمی‌شود نور نشسته بر آینه‌های تالار آینه را تکرار کرد.
نمی‌شود آن فرسایش آرام، آن عبور نسل‌ها را دوباره تولید کرد. این‌ها ساخته نمی‌شوند؛ شکل می‌گیرند. و وقتی آسیب می‌بینند، جایگزین ندارند.
قوانین بین‌المللی هست،
کنوانسیون‌ها هست،
تعهدها در زمانه منازعات هست.
اما جنگ، همیشه فاصله‌ای با این‌ها دارد.
و این فاصله، دقیقاً همان جایی است که
سعدآباد، گلستان، بهارستان،
و نقش جهان و چهل‌ستون و عالی‌قاپو
در آن آسیب می‌بینند.
آنچه امروز در حال از دست رفتن است، فقط چند بنا نیست.
یک لایه از تداوم است.
تدام هویت یک ملت
تداوم چیستی یک سرزمین کهن
بناها قرار بود بمانند،
بیشتر از ما، بیشتر از نسل‌ها.
قرار بود شاهد باشند، نه قربانی.
اما جنگ، این نسبت را به‌هم می‌زند.
و وقتی این اتفاق می‌افتد،
دیگر فقط گذشته نیست که فرو می‌ریزد؛
خودِ ایده‌ی ماندگاری فرو می‌ریزد.
 @pourostadv

حمله اسرائیل به ناوگان خزر در بندر انزلی؛ "پیامی به روسیه"
ارتش اسرائیل کشتی‌های موشک‌انداز نیروی دریایی جمهوری اسلامی در دریای خزر، همراه با شناورهای نظامی، مقر فرماندهی و زیرساخت‌های بندر انزلی را هدف قرار داد. کارشناسان این حمله را فراتر از یک هدف صرفا نظامی ارزیابی می‌کنند.
https://p.dw.com/p/5BCEZ
کپی‌کردن لینک
خزر دریای مشترک میان پنج کشور ساحلی در حال نظامی‌شدن است

عکس: Irna
ایران و روسیه از مرز آبی مشترک خود برای انجام تبادلات تجاری و همکاری‌های نظامی بهره می‌برند.
بنا بر گزارش روزنامه فاینشنال تایمز، روسیه بر اساس پیمان راهبردی خود با جمهوری اسلامی، پهپادهای انتحاری در اختیار ایران قرار می‌دهد.
تحویل پهپادها، مواد غذایی و دارو بخشی از بسته حمایتی نظامی است که به تقویت ایران در مقابله با آمریکا و اسرائیل یاری رسانده و دریای خزر در این بین، نقش کلیدی در انتقال پهپادها ایفا می‌کند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله
این دریا فاصله زیادی با اسرائیل دارد و تاکنون در جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی نیز مورد استفاده قرار نگرفته است، بنابراین، پرسش اصلی این است که هدف واقعی اسرائیل از حمله به بندر انزلی چه بوده است؟

افشار سلیمانی، سفیر پیشین ایران در باکو و کی‌یف می‌گوید حمله به بندر انزلی پیامی روشن به روسیه بوده است عکس: Afshar Soleymani
افشار سلیمانی، سفیر پیشین ایران در باکو و کی‌یف، در پاسخ به این پرسش‌ دویچه وله می‌گوید حمله به بندر انزلی پیامی روشن برای روسیه داشته و این حمله از دو منظر قابل توجه است؛ نخست آنکه در کنار اهدافی در مرکز، جنوب و شمال‌غرب ایران، یک بندر مهم و استراتژیک در شمال کشور هدف قرار گرفته است.
این بندر به‌دلیل نقش آن در کریدور شمال-جنوب اهمیت دارد، به‌ویژه با تکمیل نشدن راه‌آهن آستارا-رشت که باعث می‌شود بارها به این بندر منتقل و از آنجا جابه‌جا شوند.
در عین حال، به ادعای اسرائیل، هدف از این حمله جلوگیری از انتقال "اقلامی" به ایران از طریق دریای خزر بوده است.
"
کشتی‌های روسی هم ممکن است هدف قرار بگیرند"
افشار سلیمانی در ادامه می‌گوید حتی کشتی‌های مرتبط با روسیه نیز ممکن است هدف قرار گیرند؛ امری که به‌عنوان پیامی مستقیم به مسکو تفسیر می‌شود مبنی بر اینکه هرگونه ارسال کمک می‌تواند با واکنش مواجه شود.
با این حال، سلیمانی تاکید می‌کند که بندر انزلی از نظر نظامی نقطه‌ای تعیین‌کننده و استراتژیک نیست و هدف قرار دادن آن بیشتر جنبه نمایشی دارد؛ یعنی نشان‌دهنده توان عملیاتی که مناطق مختلف ایران در تیررس قرار دارند.
در ادامه این ارزیابی آمده است که روسیه تمایل دارد جنگ ایران ادامه یابد و حتی در مواردی مانند نیروگاه بوشهر نتوانسته نقش حفاظتی مؤثری ایفا کند. همچنین گفته می‌شود که مسکو رویکردی مبتنی بر معامله دارد و ممکن است از ایران به‌عنوان اهرم در تعاملات با غرب استفاده کند.
افشار سلیمانی در ادامه خاطرنشان کرد که همراهی مستقیم روسیه با ایران در تقابل با آمریکا و اسرائیل بعید به نظر می‌رسد. درباره احتمال ارسال سلاح از سوی روسیه و چین نیز مقامات ایرانی پاسخ روشنی در شرایط جنگ ارائه نمی‌دهند، اما این کشورها همچنان به‌عنوان شرکای نزدیک ایران معرفی می‌شوند.
بندر انزلی مقر اصلی پایگاه نیروی دریایی سپاه
ß


... نویسندگان و هیربدان را بکشت و کتابهاشان همه بسوزانید.[1]
سانسور چیست؟ این واژه که در زبان ما مترادف با سرکوب و بازدارش آزادی سخن است، دقیقاً به چه معناست؟ چگونه عمل می‌کند؟ چه کسی سانسور می‌کند و چه کسی سانسور می‌شود؟ در این نوشته از همه‌ی آنچه در معرض سانسور می‌تواند قرار گیرد، بر متون و آثار خلاق تمرکز می‌کنیم و به چگونگی عملکرد سانسور در این زمینه و در دوران خاص پیش از انقلاب می‌پردازیم. سانسور در آن دوره (به‌خصوص در دوران پهلوی دوم) با سانسور در دوره‌ی حکومت اسلامی همان‌قدر متفاوت است که نهاد زندان در این دو دوره‌ی تاریخی. خواننده اما می‌تواند آنچه را خواهد آمد همچون تبارشناسی سانسور در دوران کنونی نیز بخواند. سانسور شبحی است که نه تنها بر گذشته سایه انداخته بود که بر زمان حال نیز مستولی است و ای بسا آینده نیز عرصه‌ی جولان آن باشد. 
در شناخت وضعیت سانسور در پیش از انقلاب و بهویژه سانسور متون خلاق، مجموعه‌ی سخنرانی‌های شبهای شعر گوته سندی مهم است و میتوان این سخنرانیها را در مجموع مانیفست اعتراضی اهل قلم و اندیشه در آن زمان دانست. در اینجا به متن این سخنرانی‌ها به مناسبت موضوع اشارات کوتاهی می‌کنیم. بررسی و تحقیق درباره‌ی آن رویداد و محتوای آن در حوصله‌ی این مقال نیست. از میان این سخنرانی‌ها سخنان بهرام بیضائی حرف و سخنی از لون دیگری بود، آنجا که می‌گوید،
«... کلمه‌ها، معیارها، و دایره‌ی لغاتی که به کار می‌بریم بسیار فرسوده شده‌اند، از بس هرکس با مصرف آنها صرفه خود را برده، کلمه‌هایی که از دستگاه‌های دولتی تا روشنفکر معاصر هم‌نظر و یک‌سان به کار می‌برند. به من حق بدهید که نسبت به این کلمه‌ها مشکوک باشم. اگر قرار باشد دولت از مسئولیت بگوید و ما هم بگوییم من به این مسئولیت مشکوکم، اگر قرار است او درباره‌ی آزادی بگوید و ما هم، من به این آزادی مشکوکم.»[2]
امروز و پس از گذشت نیم قرن خواندن این گفته ما را به درنگ وامی‌دارد، اگر نگوییم که این سخن بیضائی سخنان ایراد شده در آن شب‌ها را زیر سؤال می‌برد یا لزوم بازخوانی آنها را در حال حاضر ایجاب می‌کند. بیضائی نه همچون دیگر سخنرانان، از سانسور در آن دوره در شکل حکومتی آن، بلکه همچون فضایی از سانسور سخن می‌گوید که در آن آزادی، آزادی بیان، مسئولیت (تعهد) و حتا خود کلمه‌ی سانسور به استعاره‌هایی بدل شده‌اند که از فرط استعمال فرسوده شده و معنای دقیق خود را از دست داده‌اند. چه سازوکارهایی در پیدایش چنین فصایی در کار بود؟ در چنین فضایی مفهوم «حقیقت» نخستین قربانی است که کم کم به صورت یکی از «مبهمات» زبان در می‌آید. واقع این است که فضایی این چنین محصول نه فقط یک سانسور که چند سانسور بود.ß 

ایالات متحده دیگر یک دموکراسی لیبرال نیست
احد قربانی دهناری
۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۵ مارس ۲۰۲۶
ایالات متحده دیگر به‌عنوان یک دموکراسی لیبرال محسوب نمی‌شود. این موضوع در گزارش جدیدی از دانشگاه گوتنبرگ نشان داده شده است. ایالات متحده در گزارش سالانه دموکراسیِ «مؤسسه گوناگونی دموکراسی» [i]که در آن وضعیت دموکراسی کشورهای مختلف تحلیل می‌شود، وضعیت قابل‌توجهی دارد. در فهرست ۱۷۹ کشور، سوئد در صدر قرار دارد، اما ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ از رتبه ۲۰ به رتبه ۵۱ سقوط کرده است. ß

24. März 2026

جنگ در خاورمیانه نه آزادی برای ایرانیان به ارمغان خواهد آورد، نه ثبات برای لبنانی‌ها، و نه امنیت برای اسرائیلی‌ها
گروهی از پژوهشگران و روشنفکران ایرانی‌تبار و اسرائیلی معتقدند که این درگیری ناشی از «منافع راهبردی، جاه‌طلبی‌های امپریالیستی و سودجویی» است که به هیچ وجه در خدمت منافع غیرنظامیان نیست. این مطلب در لوموند ۲۱ مارس ۲۰۲۶ منتشر شده است.

برگردان مرمر کبير
تهاجمی که در ۲۸ فوریه توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، به‌عنوان جنگی معرفی می‌شود که در راستای منافع هر دو ملت اسرائیل و ایران انجام می‌گیرد؛ یعنی از یک سو برای جلوگیری از حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل و از سوی دیگر برای رهایی ایرانیان از چنگ این رژیم. این روایت بر تقابل ساده میان دو اردوگاه بنا شده است: از یک طرف، رژیمی که به‌عنوان منبع شر معرفی می‌شود؛ و از طرف دیگر، قدرت‌هایی که به نام ملت‌ها عمل می‌کنند. در برابر این دوگانه، گویی تنها گزینه، انتخاب یکی از این دو اردوگاه است. در ابتدا، بخشی از جوامع مربوطه، چه در اسرائیل و چه در ایران ، ممکن است این تهاجم را با دید مثبت پذیرفته باشند و آن را راهی برای دستیابی به صلح و آزادی دانسته باشند.
اما این وعده را می‌بایست مورد پرسش داد. در خاورمیانه، آتش چنین جنگ‌هایی بارها توسط رهبران «اردوگاه خیر» افروخته شده است. اما از جنگی به جنگ دیگر، صلح وعده داده‌شده هرگز تحقق نیافته، بلکه جای خود را به سلسله‌ای از بحران‌ها، ویرانی‌ها و خشونت‌های جدید داده است. بدون تردید، جمهوری اسلامی ایران رژیمی سرکوبگر است که مسئول جنایات وحشتناک علیه مردم خود و بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای است. اما آیا باید کسانی را که ادعا دارند این جنگ را علیه آن هدایت می‌کنند، نمایندگان «خیر» و عمل‌کننده در جهت منافع ملت‌ها بدانیم؟ تاریخ اخیر مداخلات ایالات متحده و متحدانش در منطقه، از عراق تا لیبی، ما را به احتیاط دعوت می‌کند: این مداخلات اغلب در خدمت منافع راهبردی خاص دولت‌های آمریکا بوده‌اند و در عین حال جوامعی عمیقاً آسیب‌دیده برجای گذاشته‌اند. دکترین «اول آمریکا»ی دونالد ترامپ و سیاست خارجی‌ای که از آغاز دوره‌اش اجرا کرد، گرایشی امپریالیستی را نشان می‌دهد که به‌وضوح با ادعای اقدام در جهت منافع ملت‌های خاورمیانه در تضاد است. همین تردید درباره اهداف دولت اسرائیل نیز وجود دارد. طی سال‌های اخیر، سیاست‌های بنیامین نتانیاهو در چارچوب نظامی‌سازی فزاینده روابط اسرائیل با مردم منطقه قرار داشته است. این سیاست با ادامه اشغال و سلطه بر فلسطینیان و نیز تخریب گسترده غزه همراه بوده است. چنین سیاستی نه تنها به ملتهای کشورهای همسایه آسیب زده، بلکه جامعه اسرائیل را نیز در بحرانی سیاسی و نهادی بی‌سابقه فرو برده و دولت کنونی را به یکی از مورد مناقشه‌ترین دولت‌های تاریخ این کشور تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، دشوار است ادعا کنیم که این جنگ در خدمت منافع مشترک ملت‌های منطقه یا حتی مردم اسرائیل است.
پروژه‌های موعودگرایانه
آیا باید این جنگ را نبردی میان قدرت‌های سکولار و بنیادگرایی دینی جمهوری اسلامی دانست؟ هیچ چیز گمراه‌کننده‌تر از این نیست. برخلاف تبلیغاتی که این روایت را تکرار می کنند، این جنگ تقابل میان «جهان آزاد» و یک رژیم مذهبی نیست.
چگونه می‌توان ارجاعات مداوم به ماهیت دینی این جنگ را در سخنان ترامپ یا نزدیک‌ترین متحدان جمهوری‌خواه او مانند سناتور لیندزی گراهام توضیح داد؟ چگونه می‌توان معانی موعودگرایانه‌ای را که نتانیاهو و اعضای دولتش به آن نسبت می‌دهند، یا «ابعاد کتاب‌مقدسی» که سخنگوی ارتش اسرائیل، اولیویه رافوویچ، در ۱۲ اکتبر در i24News به آن اشاره کرده، نادیده گرفت؟ در واقع، این جنگ نه سدی در برابر افراط‌گرایی، بلکه محصول چندین پروژه موعودگرایانه است که تنها فاجعه‌ای برای کل خاورمیانه به همراه خواهد داشت
کافی است لایه ضخیم تبلیغاتی دولت ترامپ و دولت نتانیاهو را کنار بزنیم تا ببینیم که این تهاجم نه تنها رژیم ایران، بلکه زیرساخت‌های حیاتی کشور و بی‌ثباتی پایدار آن را هدف قرار داده است. این اقدام در چارچوب پروژه‌ای گسترده‌تر برای بازترکیب ژئوپولیتیکی خاورمیانه قرار دارد که در آن منافع راهبردی، جاه‌طلبی‌های امپریالیستی و سودهای مرتبط با منابع انرژی و صنعت تسلیحات در هم تنیده‌اند. در برابر این پروژه، مسئولیت چندین کشور اروپایی نیز به‌طور کامل مطرح است؛ کشورهایی که از یک سو از عملیات نظامی آمریکا یا اسرائیل حمایت می‌کنند و از سوی دیگر سیاست‌های خود را بر اساس تبلیغاتی شکل می‌دهند که چنین عملیات‌هایی را مشروع جلوه می‌دهد.ß

 


بیست‌و‌چهارمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ روز پرتلفات غیرنظامیان
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۳۷۹ حمله در قالب ۲۰۶ رویداد در ۲۰ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۱۷۵ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. ۵۵ درصد از کل حملات صورت گرفته در شبانه روز گذشته به تهران صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۳ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۳۶ غیرنظامی کشته و ۱۳۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۴۴۳ نفر (از جمله دست‌کم ۲۱۷ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۶۷ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۵۸ نفر
یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ثبت شده است، از جمله:
رییس مرکز اورژانس استان تهران گفت: “تاکنون ۶۸۴۸ نفر در تهران بر اثر جنگ تحمیلی رمضان مصدوم شده اند که ۵۶۰۸ نفر بعد از اقدامات اولیه توسط کارشناسان اورژانس استان تهران به مراکز درمانی انتقال یافتند. متاسفانه ۶۳۶ نفر در تهران طی این مدت به شهادت رسیدند
معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: “اسامی ۱۶ شهید این استان در جنگ تحمیلی آمریکایی و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان که در دیگر استان‌های کشور به شهادت رسیده‌اند مشخص و اعلام شد.”
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اند.
تحلیل اولیه نشان می‌دهد که استان تهران با تحمل ۵۵ درصد از کل حملات صورت گرفته، در صدر استانهایی که مورد حمله قرار گرفتند فهرست بندی می شود. استان های اصفهان و البرز هر یک با ۱۰ درصد مشترکا در رده بعدی و آذربایجان شرقی با ۷ درصد در رده سوم قرار میگیرد. در ادامه این لیست، استانهای یزد، لرستان و هرمزگان به ترتیب قرار می گیرند.

۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت / آسیب‌دیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات ثبت شده منجر به آسیب به ۴۶ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد شده است. این موارد طیفی از اهداف را شامل می‌شوند. در برخی موارد نیز خسارات ناشی از حملات مجاور یا پیامدهای ثانویه گزارش شده است.
نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته:
ß

19. März 2026

نوزدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ حملات گسترده به تاسیسات نفت و گاز

 تاریخ : ۱۴۰۴/۱۲/۲۸
نوزدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ حملات گسترده به تاسیسات نفت و گاز
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۷۹ حمله در قالب ۴۰ رویداد در ۱۱ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۱۲۵ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. حملات امروز برای نخستین بار نقاطی را در منطقه دریای خزر هدف قرار داد، همزمان امروز حملات گسترده ای به تاسیسات نفت و گاز ایران در عسلویه صورت گرفت.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۱۵ غیرنظامی کشته و ۱۰۵ غیرنظامی زخمی شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۳۶۹ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰۷ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۳۸ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۲۷ نفر
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اندß

اعدام سه نفر از بازداشت شدگان اعتراضات دی‌ماه
۲۸ اسفند ۱۴۰۴
ایران وایر

«مهدی قاسمی»، «صالح محمدی» و «سعید داودی» از بازداشت شدگان اعتراضات دی ماه اعدام شدند. قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد ۲۸ اسفند ماه  «با حضور جمعی از افراد» در قم اعدام شدند.
به ادعای قوه قضاییه این سه تن در جریان اعتراضات ۱۸ دی با سلاح سرد به دو مامور پلیس حمله کرده و آن‌ها را کشته‌اند. در این گزارش همچنین آمده است که متهمان در مراحل بازجویی و دادگاه به اتهامات خود اعتراف کرده‌اند.
ساعاتی بعد اعترافات اجباری این متهمان نیز از تلویزیون ایران پخش شد.
در گزارش قوه قضاییه اشاره‌ای به تاریخ دقیق بازداشت مهدی قاسمی، صالح محمدی و سعید داودی نشده است. اما ادعا شده هر سه به مشارکت در قتل «محمد قاسمی هماپور» و «عباس اسدی»، ماموران ناجا، اعتراف کردند.
در پی سرکوب اعتراضات دی‌ماه برای چندین تن از معترضان بازداشت شده حکم اعدام صادر شده است. ß

سعید پیوندی:
این حکومت انتحاری هیچ درکی از تفاهم، درک ملی و سازش ندارد. امروز سه جوان در قم را اعدام کرد دیروز هم یک دو تابعیتی. 47 ساله این رویه ادامه دارد و اتفاقی هم نیست که بخش بزرگی از جمعیت با شنیدن رهبران این حکومت توسط ارزش های خارجی خوشحال می شود. این حکومت هیچ راه دیگری برای مردم نگذاشته است


چگونه ایران به یک کشور درحال جنگ تبدیل شد؟
سعید پیوندی

ایران در طول سال‌ها گام به گام به یک کشور در حال جنگ تبدیل شده است. تکرار چرخه تنش‌ها و درگیرهای برون‌مرزی، ترورها، بمباران‌ها و موشک‌پرانی‌ها، و کشته‌شدن و کشتن‌ها در عمل کشور ما را در وضعیت جنگی قرار داده است. شکل این جنگ شاید با جنگ‌های رایج ناهمسان باشد اما پی‌آمدهای شوم آن را می‌توان همه جا مشاهده کرد.
بودن در وضعیت جنگی به معنای درجا زدن، دود شدن منابع کشور، غلبه سیاست کوتاه مدت و به حاشیه رفتن صلح، آرامش، توسعه و رفاه است. فراتر از آن، کشور در حال جنگ و بحران‌زده جای خوبی برای ماندن نیروهای متخصص، نخبگان و سرمایه‌گذاری بلند مدت هم نیست و ناپایداری به شاخص اصلی سیاست و اقتصاد تبدیل می‌شود. کشور در حال جنگ با اضطراب مداوم زندگی می‌کند، از سوگواری به سوگواری دیگر، از انتقامی به انتقام دیگر می‌رود و در افق جامعه خبری از روشنایی، امید و فردای بهتر نیست. دغذغه اصلی مردم در کشور جنگ زده زیستن روزمره‌گی کمبودها، گرانی، جنگ روانی و بحران‌های بی‌پایان و آرزوی بدتر نشدن وضعیت در مقایسه با گذشته است. ß

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در پیامی در تروث سوشال نوشت
 که آمریکا در جریان حمله اسرائیل به پارس جنوبی نبوده و دیگر چنین حمله ای تکرار نخواهد شد و او به دلیل پیامدهای حمله به زیرساخت ها برای آینده ایران، علاقه ای به انجامش ندارد.
در این پیام آمده است:«اسرائیل، از روی خشم نسبت به آنچه در خاورمیانه رخ داده، به طور خشونت‌آمیزی به یک تأسیسات عمده به نام میدان گازی پارس جنوبی در ایران حمله کرده است. بخش نسبتا کوچکی از کل میدان مورد اصابت قرار گرفته است. ایالات متحده هیچ اطلاعی از این حمله خاص نداشت، و کشور قطر به هیچ وجه، شکل یا فرمی در آن دخیل نبود، و هیچ ایده‌ای هم نداشت که چنین چیزی قرار است اتفاق بیفتد.
متأسفانه، ایران این را نمی‌دانست، یا هیچ‌کدام از واقعیت‌های مربوط و مهم مربوط به حمله به پارس جنوبی را نمی‌دانست، و به طور ناعادلانه و غیرمنصفانه به بخشی از تأسیسات ال ان جی گاز قطر حمله کرد. دیگر هیچ حمله‌ای توسط اسرائیل در رابطه با این میدان گازی بسیار مهم و ارزشمند پارس جنوبی انجام نخواهد شد، مگر اینکه ایران به طور نادرست تصمیم بگیرد و به قطر - که در این مورد کاملا بی‌گناه است - حمله کند.
در آن صورت، ایالات متحده آمریکا، با کمک یا بدون کمک یا رضایت اسرائیل، کل میدان گازی پارس جنوبی را با قدرتی و شدتی عظیم منفجر خواهد کرد که ایران هرگز ندیده و تجربه نکرده است.
من تمایلی به تأیید این سطح از خشونت و تخریب ندارم، به دلیل پیامدهای بلندمدت آن بر آینده ایران، اما اگر دوباره به ال ان جی قطر حمله شود، لحظه‌ای درنگ نخواهم کرد و این کار را انجام خواهم داد. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم
@VahidOOnLine

حمله به تأسیسات گازی پارس جنوبی تنها به‌معنای تضعیف اقتصاد ایران نیست؛
 بلکه نشان‌دهنده یک چرخش استراتژیک عمیق‌تر است.
با توجه به عدم تمایل ناتو برای ورود به جنگ در کنار آمریکا، به نظر می‌رسد اسرائیل به‌دنبال منطقه‌ای‌سازی بحران است؛ یعنی ایجاد وضعیتی که در آن ایران به زیرساخت‌های انرژی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس واکنش نشان دهد، کشورهای عربی را به درون درگیری بکشاند و آن‌ها را به‌سمت هم‌راستایی با اسرائیل علیه تهران سوق دهد.
در این چارچوب، هدف صرفاً زیرساخت نیست، بلکه شکل‌دهی به ائتلاف‌هاست؛ تلاشی برای فراهم کردن زمینه یک نظم منطقه‌ای جدید با محوریت بیشتر اسرائیل در خاورمیانه پساجنگ.
سرانجام اینکه، این حمله خطر تشدید «جنگ ایران» به یک جنگ مخرب زیرساختی را به‌همراه دارد. اگر ایران پایداری نشان دهد، این درگیری می‌تواند به یک جنگ فرسایشی تبدیل شود تا زمانی که آمریکا و اسرائیل به وارد کردن یک ضربه قاطع برای تحمیل «بیشینه درد» بر ایران برآیند.
هشدار داده شده بود!
@Iran_Simorq

 

https://fa.shafaqna.com/news/2231743/
وزیر خارجه عمان: «این، جنگ آمریکا نیست/سناریویی برای رسیدن اسرائیل و آمریکا به اهداف خود وجود ندارد»
انتشار :‌ پنج‌شنبه ۲۸ / ۱۲ /۱۴۰۴ | ساعت ۰۰:۵۲
شفقنا-«بدر البوسعیدی»،وزیر امور خارجه عمان طی یادداشتی در اکونومیست نوشت: «دوستان آمریکا باید به این کشور کمک کنند تا از یک جنگ غیرقانونی خارج شود
به گزارش شفقنا به نقل از الجزیره که بخش کوتاهی از این یادداشت را منتشر کرده است، البوسعیدی افزود: *«پاسخ ایران به اهداف مورد ادعا در خاک همسایگانش نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر این جنگ است هرچند که این حملات تأسف‌بار و غیرقابل قبول است.»*
وی تاکید کرد: «دولت آمریکا با اجازه دادن به خود برای ورود به این جنگ، اشتباه محاسباتی بزرگی مرتکب شد
وزیر خارجه عمان تاکید کرد: «کشورهای عربی که زمانی به همکاری امنیتی آمریکا اعتماد داشتند، اکنون از این همکاری رنج می‌برند
البوسعیدی تصریح کرد: «اگر طراحان این جنگ نتوانستند تاثیرات پاسخ ایران را پیش‌بینی کنند، بدون شک اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اند
وی گفت:«بزرگترین اشتباهی که دولت آمریکا مرتکب شد، بدون شک این بود که اجازه داد خود را درگیر این جنگ کند
رئیس دستگاه دیپلماسی عمان افزود: «این جنگ آمریکا نیست و هیچ سناریوی محتملی وجود ندارد که در آن اسرائیل و آمریکا به اهداف خود برسند
البوسعیدی گفت: «راه برون‌رفت از این جنگ، اگرچه برای هر دو طرف دشوار است، اما ممکن است دقیقاً در بازگشت به مذاکرات نهفته باشد

*CGTN چین :*
*
جنون آمریکایی-اسرائیلی؛ جهان در سراشیبی «جنگ جهانی انرژی»*
05:23:06 2026-03-19
20
روز است که از شروع حمله غیرقانونی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران می گذرد و این جنگ با تبدیل شدن به یک بحران منطقه‌ای، ابعاد گسترده‌تر و خطرناک‌تری به خود گرفته است. با هدف قرار گرفتن زیرساخت های انرژی و تاسیسات گازی پارس جنوبی ایران در منطقه عسلویه در جنوب این کشور در روز چهارشنبه همزمان با نوزدهمین روز جنگ، می‌توان گفت که این جنگ ویرانگر وارد فاز جدیدی شده که می تواند تمام کشورهای جهان را به ویژه از نظر انرژی و اقتصاد، بطور بی سابقه‌ای تحت تاثیر قرار دهد.....👇
https://persian.cgtn.com/2026/03/19/ARTI1773883376635211/

جو کنت، رئیس پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا:
آخرین باری که چارلی کرک را زنده دیدم، در ماه ژوئن در کاخ سفید بود. او در چشم‌هایم نگاه کرد و گفت: «جو، جلوی ما را بگیر تا وارد جنگ با ایران نشویم
و بعد ناگهان او به‌صورت علنی ترور می‌شود و ما حتی اجازه نداریم درباره آن سؤال بپرسیم؟ تحقیقی که من با مشارکت مرکز ملی مبارزه با تروریسم در آن حضور داشتم، از ادامه بازداشته شد. در حالی که هنوز موارد زیادی برای بررسی وجود داشت که نمی‌توانم وارد جزئیاتش شوم.
ما می‌دانیم، بر اساس پیام‌های متنی که علنی شده‌اند، که چارلی تحت فشار زیادی از سوی بسیاری از حامیان طرفدار اسرائیل بوده است.
ما می‌دانیم که چارلی به رئیس‌جمهور ترامپ توصیه می‌کرد که با جنگ با ایران مخالفت کند.
چه کسی مسئول سیاست ما در خاورمیانه است؟
چه کسی تصمیم می‌گیرد که چه زمانی وارد جنگ شویم یا نشویم؟
در این مورد، اسرائیلی‌ها عامل اصلی پیشبرد این تصمیم بودند؛ تصمیمی که می‌دانستیم زنجیره‌ای از رویدادها را به راه می‌اندازد، یعنی واکنش ایران را در پی خواهد داشت.
 @hamvatan2
۴

گسترش جنگ به زیرساخت‌های انرژی؛ خلیج فارس زیر آتش و بازارهای جهانی در شوک
در بیستمین روز جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، دامنۀ درگیری‌ها با حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات نفت و گاز در عربستان، قطر، کویت و عراق تشدید شده و هم‌زمان با افزایش شدید قیمت انرژی، هشدارهای سیاسی دربارۀ ورود بحران به مرحله‌ای خطرناک‌تر شدت گرفته است؛ در همین حال، فرانسه خواستار گفت‌وگوهای مستقیم میان تهران و واشنگتن شده است.

شهر صنعتی راس لفان، اصلی‌ترین محل تولید گاز طبیعی مایع و گاز مایع قطر، که زیر حملۀ پهپادها و موشک‌های ایران است و در حدود ۸۰ کیلومتری شمال پایتخت، دوحه واقع شده است. © AFP - KARIM JAAFARß

چرا عربستان؟!
سوالی که پیش می‌آید اینکه چرا عربستان سعودی هدف حملات ایران قرار گرفته است. نخست آنکه بخشی از سرمایه‌ها و تاسیسات نفت و گاز عربستان با مشارکت امریکایی‌ها پا گرفته و منافع و دارایی امریکایی محسوب می‌شود. جالب است بدانید حتی شرکت آرامکو یک شرکت سعودی‌امریکایی بوده و نامش هم کوتاه شدۀ عبارت «Arabian-American Oil» است. هرچند الان مالکیتش سعودی‌ست اما در سرمایه و بدنه و تولید و شرکت‌های بالادستی و پایین‌دستی همچنان امریکایی‌ها جولان می‌دهند و یک سیستم کاملا امریکایی‌ست.
نکتۀ دیگر آنکه عربستان برخلاف ادعاهای مسئولینش در پروژۀ حملۀ نظامی امریکایی‌اسرائیلی به ایران سهم موثر نظامی دارد. نه تنها پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در جنوب‌شرقی ریاض به هاب اصلی سوخت‌رسانی و پروازهای فرماندهی و کنترل هوایی امریکا تبدیل شده بلکه جنگنده‌های امریکایی در دسته‌های پروازی 10 فروندی و بالاتر از اردن وارد حریم هوایی عربستان شده و در جوار خط مرزی عراق و عربستان پرواز و سوخت‌گیری کرده و از شرق عربستان وارد خلیج فارس شده و راهی جنوب ایران می‌شوند.
امریکایی‌ها همچنین برای رصد و مقابله با امواج موشکی ایران علیه اسرائیل، سامانه‌های راداری در عربستان نصب کرده‌اند. یک رادار تاد در جنوب ریاض و یک سامانۀ راداری دیگری هم در شرق عربستان در روزهای گذشته زیر ضربه رفته و نابود شدند. مقامات سعودی جلوی دوربین منکر همکاری در حمله به ایرانند اما در عمل بستر اصلی ستون فقرات عملیات هوایی امریکا را در منطقه‌اند.
👤صادق علیزاده
@rasad_tahlil

تحلیل یک نشریه آمریکایی از پیامدهای جنگ
چگونه جنگ آمریکا علیه ایران نتیجه معکوس داد
جنگ قرار بود ایران را تضعیف کند، از نظر راهبردی تقویت کرد
توسط هفته ارسال در 2026/03/18 - 17:29

تحلیل «فارین افرز» می‌گوید تهران با وجود خسارات نظامی، اکنون در موقعیت قوی‌تری برای تعیین شرایط صلح قرار دارد.
یک تحلیل تازه در نشریه «فارین افرز» استدلال می‌کند که جنگ آمریکا علیه ایران، برخلاف اهداف اعلام‌شده، نه‌تنها به تضعیف تعیین‌کننده تهران منجر نشده، بلکه موقعیت راهبردی آن را در معادلات منطقه‌ای و مذاکرات احتمالی تقویت کرده است.
تنظیم: خسرو شمیرانی
نِیت سوانسون، Nate Swanson به تازگی در مجله‌ی «فارن افرز» تحلیلی ارایه کرده که احتمالا دولت آمریکا آن را دوست ندارد. به نوشته‌ی سوانسون، جنگ آمریکا علیه ایران را می‌توان نمونه‌ای از شکاف میان موفقیت‌های تاکتیکی و ناکامی‌های استراتژیک دانست. به‌رغم وارد آمدن خسارات قابل توجه به برخی زیرساخت‌ها و توان نظامی متعارف ایران، این ضربات نتوانسته‌اند به فروپاشی ظرفیت‌های کلیدی یا تغییر رفتار اساسی در سطح حاکمیت منجر شوند.
سوانسون در بعد نظامی، تحلیل تأکید می‌کند که حملات آمریکا عمدتاً توانایی‌های قابل مشاهده و متعارف ایران را هدف قرار داده‌اند، اما بخش‌های حیاتی‌تر، از جمله شبکه‌های پراکنده، قابلیت‌های زیرزمینی و ظرفیت‌های بازسازی، همچنان پابرجا هستند. به همین دلیل، ایران می‌تواند در یک بازه زمانی چندساله، بخش مهمی از توان موشکی و پهپادی خود را احیا کندß

چهارشنبه سوری، عرصۀ رویارویی جمهوری اسلامی با جوانان کشور
چهارشنبه سوری یکی از جشن‌های کهن ایرانی و به طور کلی جهان فارسی‌زبان است. ایرانیان آن را در شب آخرین چهارشنبۀ اسفند ماه هر سالِ شمسی برگزار می‌کنند. هم‌زمانی چهارشنبه سوریِ امسال با جنگ کنونی می‌تواند آبستن رویدادهای نامنتظر در شهرهای ایران باشد. رضا پهلوی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس از ایرانیان سراسر کشور خواست که عصر سه‌شنبه ۲۶ اسفند در کوچه‌ها و محله‌های خود این جشن باستانی را برگزار کنند. به گفتۀ او، چهارشنبه‌ سوری جشنی ریشه ‌دار در تمدن ایرانی و از گرامی‌ترین سنت‌های فرهنگی ایران است

جشن چهارشنبه سوری -تصویر سال ١٣٩٦ DR
توسط: علیرضا مناف زاده
هم‌زمان با این پیام، احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، دوشنبه شب ۲۵ اسفند از هواداران جمهوری اسلامی خواست که عصر سه‌شنبه «میدان را خالی نکنند» و در خیابان‌ها حضور داشته باشند. او گفت: فردا شب، شب تعیین‌کننده برای ماست. آیا این جشن کهن در اوضاع و احوال کنونی و در زیر بمباران‌های آمریکا و اسرائیل می‌تواند به عرصۀ رویارویی حکومت با مردم تبدیل شود؟
یکی از آیین‌های چهارشنبه سوری، افروختن آتش و جَستن از روی آن است. در سال‌های اخیر جوانان کشور آتش‌بازی و انفجار ترقه‌های نورانی را نیز به این آیین افزوده‌اند. جمهوری اسلامی با برگزاری این جشن مانند بیشتر جشن‌های کهن ایرانی همواره مخالفت کرده، اما تاکنون نتوانسته است از برگزاری آن جلوگیری کند.
دربارۀ ریشه‌های این جشن دیدگاه‌های گوناگون وجود دارد. پژوهشگران دربارۀ معنای واژۀ «سوری» حدس‌های گوناگون می‌زنند. بعضی‌ها آن را از ریشۀ «سور» به معنای جشن و سرور می‌دانند. اما چون یکی از معناهای «سور» رنگ سرخ است، کسانی هم آن را نه «چهارشنبۀ جشن و سرور» بلکه «چهارشنبۀ سرخ» معنی می‌کنند.
شماری از پژوهشگران، این جشن را به سبب افروختن آتش جشنی کهن و یادگار دین زرتشتی می‌دانند. سعید نفیسی در مقاله‌ای که دربارۀ این جشن نوشته، «چهارشنبه سوری» را «چهارشنبۀ عیش و عشرت» معنی کرده و گفته است که این جشن ملی از کهن‌ترین زمان‌هایِ تاریخ در میان ایرانیان معمول بوده استß

13. März 2026


تاریخ : ۱۴۰۴/۱۲/۲۲
سیزدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ بیش از سه میلیون نفر تاکنون آواره شده اند

خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۳۱۲ حمله در قالب ۱۰۹ رویداد در ۱۵ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۱۲۴ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. گزارشات امروز نشان می دهد  در کنار تهران، استانهای خوزستان، اصفهان و البرز شامل عمده حملات بودند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد امروز اعلام کرد که در پی درگیری‌های جاری در ایران حدود ۳.۲ میلیون نفر به طور موقت در داخل کشور آواره شده‌اند.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۱۰ غیرنظامی کشته و ۹۱ غیرنظامی زخمی شده‌اند. همچنین ۲۱ مورد مرگ در سطح رویداد ثبت شده که طبقه‌بندی آن‌ها (غیرنظامی/نظامی) در داده‌های موجود مشخص نیست و بنابراین برای جلوگیری از خطای طبقه‌بندی، در این گزارش در دسته «نامشخص» ارائه شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۲۸۶ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰۵ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۹۹ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۳۷۳ نفر
سایر بخش های این گزارش مروری تحلیلی مقدماتی از رویدادهای مستند ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته ارائه می‌دهد. تمامی ارقام و طبقه‌بندی‌ها بر اساس اطلاعات در دسترس در زمان انتشار هستند. با ادامه روند راستی‌آزمایی و در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی‌ها ممکن است به‌روزرسانی شوند.
در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، سازمان هایی مانند کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز به ارائه یافته های خود از آخرین تحولات ایران پرداختند.
این کمیساریا اعلام کرد که در پی درگیری‌های جاری در ایران حدود ۳.۲ میلیون نفر (معادل حدود ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون خانوار) به طور موقت در داخل کشور آواره شده‌اند؛ به گفته این نهاد، بیشتر آوارگان از تهران و دیگر شهرهای بزرگ به مناطق شمالی و روستایی کشور رفته‌اند و در میان جمعیت آسیب‌دیده، پناهندگان ساکن ایران ـ به‌ویژه اتباع افغانستان ـ نیز به دلیل ناامنی و دسترسی محدود به خدمات اساسی در وضعیت آسیب‌پذیر قرار دارند.
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اند. ß

 

یک هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی در عراق سقوط کرد
انتشار 2 ساعت پیشانتشار 2 ساعت پیشآخرین به‌روز رسانی 57 دقیقه پیشآخرین به‌روز رسانی 57 دقیقه پیش
سنتکام از سقوط یک هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 در غرب عراق خبر داد. به گفته سنتکام این حادثه بر اثر شلیک دشمن یا نیروهای خودی رخ نداده است. با این حال یک گروه شبه‌نظامی عراقی مسئولیت سرنگونی این هواپیما را بر عهده گرفت.

https://p.dw.com/p/5AJsL
به گفته سنتکام این حادثه به دلیل شلیک دشمن نبوده است
اسرائيل: به بیش از ۲۰۰ هدف در ایران در شبانه‌روز گذشته حمله شد
منیره طبری
ارتش اسرائيل صبح جمعه ۲۲ اسفند (۱۳ مارس) اعلام کرد، در طول شب و روز گذشته نیروی هوایی این کشور به بیش از ۲۰۰ هدف در مناطق مرکزی و غربی ایران حمله کرده است.
طبق اعلام ارتش، این اهداف از جمله شامل پرتابگرهای موشک‌‌های بالستیک، پدافندهای دفاعی و مراکز تولید سلاح بوده‌اند.
ارتش اسرائيل با انتشار تصاویری از عملیات خود افزوده که ده‌ها جنگنده‌ این کشور بر فراز ایران این اهداف را بمباران کرده‌اند.

بحران انسانی در زندان‌های ایران: ضرورت فوری اجرای مصوبه ۲۱۱
حسین نوش‌آذر ـ در شرایطی که جنگ جاری جان هزاران زندانی را تهدید می‌کند، معین خزائلی، حقوق‌دان و پژوهشگر حقوق بشر در گفت‌وگو با رادیو زمانه هشدار می‌دهد که تعلل قوه قضائیه در اجرای مصوبه الزام‌آور شماره ۲۱۱ شورای عالی قضایی (مصوب ۱۳۶۵) نه تنها نقض قوانین داخلی است، بلکه می‌تواند مصداق مسئولیت بین‌المللی ایران در قبال نقض حقوق بنیادین زندانیان، از جمله حق حیات و منع رفتار غیرانسانی، تلقی شود. خزائلی بر لزوم فوری اقدامات قانونی مانند آزادی مشروط، تبدیل قرار تأمین و کاهش جمعیت زندان تأکید کرده و عدم همکاری با نهادهایی چون کمیته بین‌المللی صلیب سرخ را عامل تشدید بحران می‌داند.
حسین نوش‌آذر

با توجه به جنگ جاری در ایران که با حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات نظامی و امنیتی همراه است، وضعیت زندان‌های کشور به شدت وخیم شده.
در این میان، زندان تهران بزرگ، معروف به فشافویه، به‌عنوان یکی از مراکز اصلی نگهداری زندانیان، با مشکلات بسیار جدی روبه‌روست. گزارش‌های متعدد از کمبود شدید آب آشامیدنی سالم، غذا و خدمات پزشکی خبر می‌دهند. این بحران عمدتاً ناشی از بمباران‌های اخیر، اختلال کامل در زنجیره تأمین، ترک پست توسط شماری از کارکنان زندان و همچنین انتقال اجباری زندانیان از زندان‌هایی مانند اوین به این مکان به وجود آمدهß

11. März 2026

https://t.me/TahlilZamane/108819
تحلیل زمانه,[ 10. März 2026 um 17:39]
فوری استفاده از مهدکودک برای استقرار خودروی نظامی

تصویری منتشر شده که نشان می‌دهد یک خودروی نظامی متعلق به نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در داخل محوطه یک مهدکودک مستقر شده است. این اقدام پرسش‌های جدی درباره استفاده از مراکز کودکان و اماکن غیرنظامی برای استقرار تجهیزات نظامی ایجاد کرده است.
استقرار خودروهای نظامی در چنین مکان‌هایی می‌تواند جان کودکان و کارکنان این مراکز را در معرض خطر قرار دهد و نشان‌دهنده بی‌اعتنایی کامل به امنیت و جان شهروندان، به‌ویژه کودکان است.
سه‌شنبه ۱۹ اسفند
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane

آسمانِ سوخته و سُفره‌های مسموم
واکاوی «بوم‌ کُشی» در بمباران مخازن نفت و پالایشگاه تهران.
در حالی که وجدان بیدار بشری همچنان در شوک بمباران فرشته‌های کوچک در مدرسه میناب و ترور ملوانان ناوشکن دنا در پهنه اقیانوس هند به سر می‌برد، آمریکا و اسرائیل با گشودن جبهه‌ای جدید در «جنگ کثیف» خود، قلب تپنده زیستی پایتخت ایران تهران را نشانه رفته‌اند. بمباران مخازن نفت و پالایشگاه تهران در روزهای اخیر، فراتر از یک تخریب صنعتی، سرآغاز یک فاجعه‌ی زیست‌محیطی بی‌سابقه یا به تعبیری دقیق‌تر، یک «بوم‌کُشی» (Ecocide) سازمان‌یافته است.

نویسنده سیاوش قائنی
امروز آسمان تهران نه با ابرهای باران‌زا، بلکه با توده‌ای عظیم از دود سیاه و ذرات سمی پوشانده شده است؛ ابری که همچون ابر قارچیِ یک انفجار مهیب، خورشید را در میانهٔ روز به بند کشیده است. این بار، سلاح دشمن نه فقط گلوله و اژدر، بلکه «باران دوده» و آلاینده‌های مرگبار است؛ نوعی «تروریسم تنفسی» که ریه‌های میلیون‌ها شهروند، از کودکان معصوم تا سالمندان بی‌دفاع را هدف قرار داده است.
در حالی که شعله‌های سرکش مخازن نفت، خاک حاصلخیز دشت ری را مسموم و سفره‌های آب زیرزمینی را به زهر هیدروکربن‌ها آلوده می‌کند، روشن است که هدف این اتحاد شوم «اسرائیل و امریکا»، تنها ضربه به زیرساخت نیست؛ بلکه آن‌ها با آگاهی کامل «حق نفس کشیدن» و «بقای سرزمین» را به گروگان گرفته‌اند تا فصلی سیاه از جنایت علیه بشریت را بر فراز آسمان سوخته تهران رقم بزنند.
باران دوده؛ تروریسم تنفسی علیه میلیون‌ها غیرنظامی
بمباران مخازن استراتژیک و واحدهای تقطیر پالایشگاه تهران، تنها یک انفجار صنعتی نبود؛ این اقدام آگاهانه در میانه اسفندماه، زمانی که پدیده «وارونگی دما» (Inversion) آسمان پایتخت را به سقفی نفوذناپذیر تبدیل کرده، مصداق بارز تروریسم زیست‌محیطی است. با هدف قرار گرفتن میلیون‌ها لیتر فرآورده‌های نفتی و آروماتیک، ستون‌های عظیم دود غلیظ و فوق‌سمی بر فراز نیمه جنوبی شهر شکل گرفت که به دلیل پایداری جوی، راهی برای خروج نیافت و به جای صعود، در ارتفاع پایین حبس شد.ß

 

رادان: با هر که برای اعتراض به خیابان بیاید مثل دشمن رفتار می‌کنیم
مریم همتی

رادان از بازداشت ۸۱ نفر به اتهام "انتشار مطالب تشویش‌کننده در فضای مجازی" خبر دادعکس: Icana/ZUMA/picture alliance
احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، در یک برنامه خبری تلویزیونی شهروندان ایران را تهدید کرده و هشدار داد اگر برای اعتراض به خیابان بیایند، مأموران انتظامی "دست به ماشه آماده هستند". او گفت: «اگر کسی به خواست دشمن [به خیابان] بیاید، او را ما معترض و غیره نمی‌بینیم. او را ما دشمن می‌بینیم و با او برخوردی می‌کنیم که با دشمن می‌کنیم. همه بچه‌های ما دست به ماشه آماده‌اند
رادان همچنین از بازداشت ۸۱ نفر به اتهام "انتشار مطالب تشویش‌کننده در فضای مجازی" خبر داده و گفت برای این افراد پرونده قضایی تشکیل شده است. او بدون اشاره به محل دستگیری این افراد، ادعا کرد که آنها مطالبی را به رسانه‌های خارج از کشور ارسال کرده بودند.
در روزهای گذشته گزارش‌ها و روایت‌های متعددی از شهروندان ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر حضور گسترده نیروهای حکومتی در خیابان‌ها و به‌ راه‌انداختن ایست‌ بازرسی توسط سپاه و نیروهای بسیج منتشر شده است. برخی گفته‌اند که شمار زیادی از "مأموران لباس شخصی" و بسیجی در سطح شهر تهران حضور دارند و با سر دادن شعار "حیدر حیدر" یا همراه داشتن پرچم‌های جمهوری اسلامی سعی در ایجاد جو رعب و وحشت کرده‌اند.
رسانه‌های داخلی همچنین تصاویری را از بازدید محمدرضا عارف، معاون اول پزشکیان، از چندین ایستگاه بازرسی فراجا در شهر تهران منتشر کردند.


یازدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ تراژدی در بزرگراه رسالت
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۲۰۲ حمله در قالب ۱۰۶ رویداد در ۱۹ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۵۳ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. گزارشات امروز نشان می دهد  در کنار تهران، مناطق مرکزی و جنوبی ایران هدف حملات بودند. حمله به تقاطعی در اتوبان رسالت تهران که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از غیرنظامیان شد از جمله وقایع تلخ امروز بود.
بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۱۷ غیرنظامی کشته و ۱۹ غیرنظامی زخمی شده‌اند. همچنین ۸ مورد مرگ در سطح رویداد ثبت شده که طبقه‌بندی آن‌ها (غیرنظامی/نظامی) در داده‌های موجود مشخص نیست و بنابراین برای جلوگیری از خطای طبقه‌بندی، در این گزارش در دسته «نامشخص» ارائه شده‌اند.
داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:
کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۲۶۲ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰۰ کودک)
کشته‌شدگان نظامی: ۱۹۰ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۳۳۵ نفر
سایر بخش های این گزارش مروری تحلیلی مقدماتی از رویدادهای مستند ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته ارائه می‌دهد. تمامی ارقام و طبقه‌بندی‌ها بر اساس اطلاعات در دسترس در زمان انتشار هستند. با ادامه روند راستی‌آزمایی و در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی‌ها ممکن است به‌روزرسانی شوند.
یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ایران ثبت شده است، از جمله:ß

09. März 2026

میراثِ وحشت؛ کودکان و پیامدهای روانی جنگ در عصر الگوریتم‌ها
در دنیای مدرن، جنگ‌ها دیگر با شمشیر و در میدان‌های دوردست رقم نمی‌خورند. امروز ما با نوعی از «توحشِ از راه دور» روبرو هستیم؛ جایی که الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی، مختصاتِ نابودی را تعیین می‌کنند و بمب‌های هوشمند، سکوت شب‌های ایران و شهرهای بزرگ را به جهنمی از آهن و آتش بدل می‌سازند. اما آنچه در محاسبات این ماشین‌های جنگی نمی‌گنجد، روحِ لرزان کودکی است که زیر پتو، با هر صدای انفجار، تکه‌ای از امنیتِ روانی‌اش برای همیشه فرو می‌ریزد.

میراثِ وحشت؛ کودکان و پیامدهای روانی جنگ در عصر الگوریتم‌ها

صدای انفجار فراتر از یک لرزش، یک فروپاشی است. صدای مهیب انفجار در نزدیکی خانه‌های مسکونی، تنها یک موج صوتی نیست؛ این صدایی است که «حسِ امنیتِ پایه» را در کودک سلاخی می‌کند. برای کودکی که هنوز معنای سیاست و مرز زندگی و جنگ را نمی‌فهمد، خانه باید پناهگاه باشد. وقتی بمب‌های مافوق صوتِ ساخت قدرت‌های بزرگ، دیوارهای خانه را می‌لرزانند و یا شیشه‌ی پنجره‌ها را پودر می‌کنند، جهان در چشم کودک به مکانی غیرقابل‌پیش‌بینی و وحشی تبدیل می‌شود. این آغازِ «ترومای جمعی» است؛ زخمی که از ویتنام تا به امروز، نسل به نسل منتقل شده است. کودکی که باید تا آخر عمر با این تروما زندگی کند، با هر صدایی دچار دلهره شده و سعی در پنهان کردن خود می‌کند.
استفاده از تکنولوژی‌های نوین برای بمباران، فاصله‌ی عاطفی میان ضارب و مقتول را افزایش داده است. کسی که دکمه‌ای را از هزاران کیلومتر دورتر فشار می‌دهد، هرگز نمی‌بیند که چگونه یک کودک دچار «پس‌روی رفتاری» می‌شود، چگونه شب‌ها با فریاد از خواب می‌پرد و یا چگونه لکنت زبان، جایگزین شیرین‌زبانی‌های کودکانه‌اش می‌گردد. این کودکان، قربانیانِ خاموشِ هوش مصنوعی هستند؛ ابزاری که سرمایه‌داران بزرگ برای سود و رهبرانی چون ترامپ و نتانیاهو (که در دادگاه به عنوان مسبب نسل‌کشی محکوم شده‌اند) برای تحمیل قدرت خود با قلدری و ارعاب به دنیا به کار می‌گیرند. این فریبکاران که در لباس فرشتگان آزادی ظاهر می‌شوند، با بمب به جان کودکان و خانواده‌هایی می‌افتند که پیش از این به اندازه کافی از نظام مرتجع دینی ایران آزار دیده‌اند. همان‌گونه که وقتی دختربچه‌ها در کلاسِ مدرسه ابتدایی بودند، ناگهان بمبی با غرشی غیرقابل‌توصیف به مدرسه برخورد کرد و بیش از ۱۷۰ کودکی را که امیدِ بزرگ شدن داشتند، نابود ساخت. آینده‌ی این کودکان پیش از آنکه آغاز شود، در میان دود و باروت مسموم شده است. حیوانات نیز قربانیان فراموش‌شده‌ی جنون بشر هستند. زبان‌بستگانی که بخشی از زیست‌بوم و حتی خانواده‌های ما هستند، سهمی از این وحشت می‌برند. حیوانات خانگی و شهری با سیستم‌های شنیداری حساس‌تر، درکی از «پناهگاه» ندارند. سکته‌های قلبی ناشی از صدای انفجار و فرارهای از روی وحشت، لایه‌ی دیگری از قساوت این حملات است که نشان‌دهنده تخریب کامل اکوسیستمِ آرامش در یک منطقه است.
تاریخ نشان داده است که کودکانِ جنگ، بزرگسالانی مضطرب خواهند بود. ترومای ناشی از بمباران‌ها تنها به امروز ختم نمی‌شود؛ این وحشت در ناخودآگاهِ هزاران کودک رسوب کرده و در آینده به شکل خشم، افسردگی مزمن و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) سر باز خواهد کرد. ما با نسلی روبرو هستیم که یاد می‌گیرد آسمان، به جای ستاره، حامل مرگ است. روان‌شناسان بر این باورند که کودکان به‌دلیل سیستم تنظیم هیجانی نارس، به‌شدت در برابر آسیب‌های روانی طولانی‌مدت آسیب‌پذیرند. والدین باید با حفظ آرامش، کنترل اخبار و ایجاد حس امنیت، از انتقال وحشت به کودکان جلوگیری کرده و به آن‌ها انعطاف‌پذیری ذهنی بیاموزندß


مجتبی خامنه‌ای رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام شد
مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی مجتبی خلامنه‌ای را به عنوان جانشین پدرش و رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام کرد. شایعه بالاخره به واقعیت پیوست. ولایت فقیه هم موروٍثی شد. روشن است که مجتبی خامنه‌ای کاندیدای سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی رژیم است. طی دهه‌های اخیر او در واقع نزدیک تر‌ین رابط خامنه‌ای با این نیروها و چه بسا صحنه‌گردان اصلی سرکوب‌های رژیم در پشت پرده بود. حضور مرموز او در دستگاه حکمرانی خامنه‌ای همیشه این احتمال را پر رنگ‌تر می‌کرد که طبق روال دیکتاتوری‌های رایج در منطقه خاورمیانه، در کنار ریاست جمهوری‌های موروثی، این بار ولایت فقیه هم موروثی خواهد شد. امری که به وقوع پیوست و همه کارگزاران رژیم از امروز یکی پس از دیگری با مجتبی خامنه‌ای اعلام بیعت کرده‌اندß.

 

پیامدهای ژئواکونومیکِ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر بازارهای انرژی و سرمایه
در این نوشتار تلاش می‌شود پیامدهای ژئواکونومیک این جنگ بررسی شود و نشان داده شود که چگونه یک درگیری نظامی در منطقه غرب آسیا می‌تواند در زمانی بسیار کوتاه، اقتصاد جهانی را در معرض شوک‌هایی عمیق و زنجیره‌ای قرار دهد..

نویسنده سیاوش قائنی   
پیامدهای ژئواکونومیکِ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر بازارهای انرژی و سرمایه
مقدمه
در پی تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در بامداد نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپولیتیک جهان به‌سرعت به کانون بحرانی گسترده تبدیل شد. این جنگ با حمله نظامی، ترور رهبر جمهوری اسلامی و واکنش متقابل ایران در منطقه خلیج فارس آغاز شد و تنها در چند روز نخست، ابعادی فراتر از یک درگیری صرفاً منطقه‌ای پیدا کرد. این رویداد به سرعت به یکی از مهم‌ترین بحران‌های اقتصادی و ژئواکونومیک سال‌های اخیر تبدیل شد.
در پنجمین روز جنگ، با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان عملاً از کار افتاد. این گذرگاه راهبردی، که بخش قابل توجهی از صادرات جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کند، نقشی تعیین‌کننده در ثبات بازارهای انرژی دارد. توقف جریان انرژی در این آبراه نه تنها شوکی فوری به بازارهای نفت و گاز وارد کرد، بلکه پیامدهای آن به سرعت در حوزه‌های مالی، حمل‌ونقل دریایی، زنجیره‌های تأمین جهانی، صنعت بیمه و حتی سیاست‌های پولی بسیاری از کشورها بازتاب یافت.
علی‌محمد نائینی، معاون روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در اظهاراتی هفتم مارس در صدا و سیمای ایران درباره وضعیت تردد در تنگه هرمز گفت:
«
ما بر اساس اصل عبور بی‌ضرر در حقوق بین‌الملل دریایی عمل می‌کنیم. بنابراین تنها در صورتی اجازه عبور شناورها از تنگه هرمز داده می‌شود که از بی‌ضرر بودن آن‌ها اطمینان حاصل شود. بر همین اساس، به هیچ وجه به شناورهای ایالات متحده، اسرائیل و طرف‌هایی که مستقیماً وارد جنگ با ما شده‌اند اجازه عبور داده نشده و نخواهد شد.
در حال حاضر حدود سیصد نفتکش و کشتی کانتینری در دو سوی تنگه هرمز متوقف شده‌اند. به طور طبیعی این جنگ در همین چند روز تأثیر خود را بر قیمت نفت، قیمت گاز و بازارهای جهانی سهام گذاشته است. همچنین حدود ۲۳ هزار پرواز بین‌المللی و میلیون‌ها مسافر در فرودگاه‌های منطقه به دلیل شرایط ناشی از این جنگ با اختلال مواجه شده‌اند. بنابراین می‌توان گفت پیامدهای این جنگ تنها محدود به منطقه نیست و بر همه مردم جهان تأثیر می‌گذارد. همه بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای باید بدانند که پیامدها و خسارت‌های ناشی از این جنگ متوجه دولت ایالات متحده و اسرائیل است
اهمیت این رخداد تنها در اختلال موقت در عرضهٔ انرژی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد چگونه یک گلوگاه ژئوپلیتیکی می‌تواند به نقطه‌ای تعیین‌کننده در اقتصاد جهانی تبدیل شود. در جهانی که شبکه‌های تجارت، انرژی و مالی به شدت درهم‌تنیده‌اند، هرگونه اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی می‌تواند موجی از بی‌ثباتی اقتصادی ایجاد کند که آثار آن از بازارهای کالا تا نظام بانکی و سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها گسترده استß

هوش مصنوعی و جنگ: چرا تصمیم‌گیری در میدان نبرد نباید به ماشین‌ها سپرده شود
سیاستمدار بزرگ فرانسوی ژرژ کلمانسو که در پیروزی فرانسه در جنگ جهانی اول نقش مهمی داشت، گفته بود «جنگ آن‌قدر جدی است که نمی‌توان آن را فقط به نظامیان سپرد.» روزنامۀ فرانسوی لوموند به تقلید از این سخن مشهور می‌نویسد: «جنگ آن‌قدر حساس است که نباید به هوش مصنوعی سپرده شود

شرکت «آنتروپیک» که هوش مصنوعی «کلود» را طراحی کرده، با وزارت دفاع آمریکا اختلاف دارد AP - Patrick Sison
در ماه‌های اخیر در آمریکا، بحث درباره نقش هوش مصنوعی در امور نظامی شدت گرفته است. درست قبل از حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران، اختلافاتی میان مقامات نظامی و شرکت‌های پیشرو در حوزه هوش مصنوعی درگرفت که نشان می‌داد هنوز چارچوب سیاسی و حقوقی روشنی برای استفاده از این فناوری در جنگ وجود ندارد..ß

06. März 2026


05
مارس 2026
سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

۱. زندگی زیر سایه‌ی ترس و امید
در فضا‌یی از ترس و امید زندگی می‌کنیم. اما ترس‌های من از امیدهایم بیشتر است. هر روز صبح با صدای انفجار و جنگنده از خواب بیدار می‌شوم. شب‌ها تا دیروقت هم همین صداها را دنبال می‌کنم و می‌خوابم و ناگهان ۵ صبح با صدای انفجاری از خواب می‌پرم. دوباره ۸ صبح، ۹ صبح ... بیشتر از دو سه ساعت صدای انفجار قطع نمی‌شود. تمام روز گوش‌هایم را تیز کرده‌ام که صدای جنگنده‌ها را بشنوم و وقتی صدای انفجار می‌آید به پشت بام می‌روم که ببینم کجا را زده‌اند. بعد از هر انفجار به هر دوستی که در آن منطقه بوده زنگ می‌زنم که مطمئن شوم حالشان خوب است. وقتی هم سمت ما را می‌زنند آنها به من زنگ می‌زنند. سؤالی که بیش از هر چیز این روزها ذهن همه‌ی ما را درگیر کرده این است که چه قرار است بشود.
زندگی روزمره تقریباً از دست رفته است. خواب تقریباً مختل شده و خیلی تکه تکه است. بیشتر از سه چهار ساعت در شبانه‌روز نمی‌خوابم. مدام صدای انفجار در گوشم می‌پیچد و آن‌قدر نگرانم که خواب سالمی ندارم. با اینکه دارو هم می‌خورم اما انگار دکمه‌ی خواب در مغزم خاموش شده. حُسن‌اش این است که چون درست نمی‌خوابم، کابوس هم نمی‌بینم. اشتها هم ندارم و نمی‌توانم خیلی راحت غذا بخورم. روزها بیشتر در خانه هستم و اگر هم بیرون بروم خیلی زود بر می‌گردم. خیابان‌ها سوت و کور و خلوت است و مغازه‌ها به ندرت بازند.
خیلی از دوستانم که بچه داشتند همان روز اول از تهران رفتند اما یکی از دوستانم که بچه دارد هنوز در تهران مانده. فرزندش از همان هجدهم و نوزدهم دی ماه دچار وحشت و اضطراب زیادی شد. متوجه شده بود که آدم‌های زیادی کشته شدند و با اینکه دکتر به او دارو داده بود، حرکت‌های عصبی‌ شدیدی که داشت از بین نرفته بود. باور نکردنی‌ست که از وقتی جنگ شروع شد، با اینکه صدای جنگنده‌ها را می‌شنود و می‌ترسد، حرکت‌های عصبی‌اش خیلی کاهش یافت. دوستم این روزها بچه‌های فامیل و آشنایانش را مرتب به خانه‌شان دعوت می‌کند یا با فرزندش به خانه‌ی آن‌ها می‌روند تا بچه‌ها بیشتر کنار هم باشند که بازی کنند و خیلی متوجه جنگ نباشند.
در محله‌ی ما برخی از مردم دم خانه‌هایشان برای حیواناتِ خیابان غذا و آب می‌گذارند، به همین دلیل سگ و گربه‌ی زیادی در حوالی خانه‌ها می‌بینم. من حیوانی در خیابان ندیده‌ام که دچار آسیب شده باشد. اما به هر حال در خیابان‌ها خیلی در معرض صداهای انفجار و جنگنده‌اند و طبیعتاً اضطراب زیادی دارند. یکی از دوستانم که سگ دارد می‌گوید این روزها سگش مدام می‌لرزد و بسیار ترسیده است.
معاشرت خیلی کم شده. بیشتر آدم‌ها از خانه‌هایشان تکان نمی‌خورند و همانجا که هستند مانده‌اند. برخی از همان روزهای اول همه در یک مکان جمع شدند و کنار هم زندگی می‌کنند. برخی هم یکی دو ساعتی در روز چند نفر ثابت را می‌بینند و دوباره به خانه‌هایشان برمی‌گردند. این روزها بیشتر از طریق تلفن از هم خبر می‌گیریم. اینترنت هم قطع است و امکان استفاده از پیام‌رسان‌ها را هم نداریم. خبرها را از هم می‌گیریم و می‌پرسیم کجاها را زدند. هر کس هر اطلاعی دارد به دیگری هم می‌دهد. خبرها را دهان به دهان به هم می‌گوییم.
سوپرمارکت‌ها در بیشتر محله‌ها باز هستند و حداقل یک نانوایی. خرید آنلاین به طور کامل غیرقابل دسترس شده. اپلیکیشن کار می‌کند اما فروشگاه‌ها دیگر فروش آنلاین ندارند احتمالاً چون پیک برای ارسال آن ندارند. اما قیمت‌ها بالا رفته. من دیروز به سوپر رفتم و قیمت هرکدام از جنس‌هایی که خریدم حداقل پنجاه هزار تومان بیشتر شده بود.
رستوران‌ها هم خیلی تک و توک در شهر بازند. در یکی از خیابان‌هایی که من زیاد رفت و آمد دارم، هفت هشت رستوران بود که تنها یکی از آنها باز است و در خیابان دیگری که پر از کافه بود تنها دو یا سه کافه بازند. خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است. وسط اتوبان‌ها هم گاهی گشت ایستاده. وسط اتوبان نیایش را بسته بودند و گشت گذاشته بودند.
وقتی صدای جنگندهها را می‌شنوم اضطراب شدیدی به من حمله می‌کند، اما همین که می‌روم پشت بام که ببینم کجا را زده‌اند، انگار اضطرابم کمتر می‌شود. انگار می‌خواهم ببینم چه دارد بر سرمان می‌آید و این آرامم می‌کند. ستون‌های دود همین‌طور در شهر بالا می‌روند. در نقاط مختلف شهر. پنجره‌های خانه‌ی ما دوجداره است و چسب نزده‌ایم. اما برخی از دوستانم چسب زده‌اند. بعضی‌ها خیلی مراقب‌ترند، بعضی دیگر دل به دریا سپرده‌اند. آژیر در برخی نقاط شهر زده می‌شود اما بی‌معنی است چون ما پناهگاهی نداریم که به آن برویم. جایی جز خانه‌هایمان نیست که در آن بمانیم. برخی سایت‌های داخلی مطالبی درباره‌ی اینکه زمان حمله چه کار کنید منتشر می‌کنند اما فکر نمی‌کنم کسی زیاد ببیند. بیشتر مردم درباره‌ی این چیزها با هم حرف می‌زنند و از تجربه‌های هم استفاده می‌کنند. به همدیگر بیشتر اعتماد دارند تا چیزی که حکومت به آنها می‌گوید.
در مقایسه با جنگ ۱۲روزه، این جنگ خیلی مهیب‌تر است. هم شدت حمله‌ها هم ساعت‌هایی که مورد حمله قرار می‌گیریم خیلی بیشتر شده و همه چیز غیرقابل پیش‌بینی است. اما در مقایسه با جنگ قبلی تعداد کمتری از اطرافیان من از تهران رفته‌اند و در این جنگ بیشتر مردم در خانه‌هایشان ماندند. با اینکه گستردگی حمله‌ها بیشتر است و انفجارها شدیدتر است. ß

حمایت از میهن در برابر تجاوز دوباره آمریکا و اسرائیل
در ساعت ۹:۲۵ بامداد روز نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، دور تازه‌ای از حملات نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه خاک ایران آغاز شد. این در حالی بود که ایران در مسیر مذاکره و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات بود. آغاز این تجاوز در میانه گفت‌وگوها، ضربه‌ای آشکار به اعتماد بین‌المللی و ثبات منطقه است و نشان‌دهنده نیت خصمانه دشمنان ملت ایران می‌باشد.

ثمیلا امیر ابراهیمی : هرآینه، هرآینه به شما می‌گویم، اگر دانهٔ گندم به زمین نیفتد و نمیرد، تنها می‌ماند؛ اما اگر بمیرد، میوهٔ بسیار می‌آورد... * جمله برگرفته از انجیل یوحنا، فصل ۱۲، آیهٔ ۲۴ ، یکی از مشهورترین تمثیل‌های عیسی مسیح درباره مرگ و رستاخیز.
نویسنده سیاوش قائنی
این بار دوم است که آمریکا و اسرائیل، در شرایطی که ایران به مسیر دیپلماسی پایبند بود، دست به تجاوز نظامی زده‌اند. دور نخست این حملات، موسوم به «جنگ دوازده‌روزه»، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ رخ داد. در آن عملیات، نیروهای اسرائیلی برخی از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و سیاستمداران ایران را هدف قرار دادند و به سامانه‌های پدافند هوایی و تأسیسات حیاتی نظامی و هسته‌ای آسیب رساندند. همانند امروز، تجاوزکاران با علم به احتمال تلفات انسانی و ویرانی زیرساخت‌ها، امنیت و آرامش مردم ایران را هدف قرار داده‌اند.
همه نیروهای مترقی و میهن‌دوست این تجاوز جدید را به‌طور قاطع محکوم می‌کنند و تأکید دارند که دفاع از سرزمین و میهن، استقلال و حاکمیت ملی، حقی مسلم و غیرقابل انکار برای هر ایرانی است. ملت ایران، با اتکا به انسجام، همبستگی و اراده ملی، حق دارد از خاک، جان و تمامیت سرزمینی خود در برابر هرگونه تعرض خارجی دفاع کند. این دفاع به معنای حفاظت از تمامیت سرزمینی و ملت ایران است، نه دفاع از حکومتی که ۴۷ سال است آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی را سرکوب کرده است. این دفاع هرگز بهانه‌ای برای سرکوب مردم یا محدود کردن حقوق شهروندی نیست، بلکه پاسخی مشروع و ضروری است برای مقابله با تجاوز آشکار و حفاظت از موجودیت ملی، تمامیت ارضی و امنیت ایرانیانß

 

مرگ رهبر و بار سنگین یک میراث شوم
سعید پیوندی

مرگ آقای خامنه‌ای در نخستین روز حمله امریکا و اسرائیل به ایران پایان سیاه‌ترین دوران تاریخ معاصر ایران است. کارنامه حکومت 36 ساله او در برابر همگان است : تمرکز بی‌سابقه قدرت، پاسخگو نبودن، حکمرانی ناکارا، تعلیق توسعه و آسیب‌های بزرگ زیست محیطی، فساد سیستمی، گسترش فقر و سقوط قدرت خرید، رهبری محور مقاومت در برابر اسرائیل و کشاندن پای ایران به جنگ و تنش‌های منطقه‌ای و دست‌زدن به بزرگترین کشتارهای خیابانی تاریخ ایران...
با مرگ او را بسیاری در ایران و جهان شادمانی کردند؛ همان اتفاقی که ما بارها در خاورمیانه شاهد آن بودیم بی آن‌که بدانیم آیا چرخه ظهور و سقوط دیکتاتورها و شوربختی‌های مردم هم پایان می‌یابد؟
بازخوانی دوران 36 ساله حکومت او این پرسش را پیش می‌کشد که او چگونه از یک رهبر دینی ضعیف که قرار بود موقتی هم باشد به ولی فقیه خودکامه با اشتهای سیری‌ناپذیر قدرت تبدیل شد؟ چگونه کسی که خود زمانی طعم زندان و سرکوب سیاسی را چشیده بود توانست معمار یک گفتمان توتالیتر و دستگاه سرکوب هولناک شود، گاه نزدیکترین یارانشان را از میان بردارد و بدون ابراز تاسف و با خونسردی جباریت بی‌نظیر حکومتی را توجیه کند؟
نظریه‌های علوم انسانی درباره شکل گیری شخصیت‌های خودکامه به عوامل فردی، ساختاری و ایدئولوژیک اشاره می‌کنند. علی خامنه‌ای بر جای کسی نشست که با اقتدار کاریزماتیک توانسته بود بر موج انقلاب سال 1357 سوار شود. او اما چیزی از این سرمایه نمادین نصیبش نشد و اقتدارش بیشتر از نوع هنجاری و بوروکراتیک بود و به گفته وبر ما با نوعی "روتینه" شدن کاریزما سروکار داشتیم. علی خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه از مشروعیت دینی نیم‌بندی برخوردار بود و با کمک ساز و کارهای رسمی و یا بوروکراسی سیاسی به صورت نماد "نظام" در آمد و ناچار بود برای حفظ این اقتدار شکننده به ساختارهای امنیتی و نظامی تکیه کند.
شخصیت خودکامه علی خامنه‌ای فقط نتیجه ویژگی‌های فردی او نبود. ساختارهای قدرت و ایدئولوژی حکومت دینی بسترهای نهادی، حقوقی و فرهنگی مناسب را برای ظهور خودکامگی چنین رهبری فراهم آوردند. زبان و روایت دینی نوعی مشروعیت و پذیرندگی در میان پیروان به وجود آورده بود. از اصول‌گرا، اصلاح‌طلب و روزنه‌گشا تا هواداران و پیروان نظام دینی پذیرای اقتدار بتی شدند که خود آن را تراشیده بودند. آن‌ها بازیگر نمایشی شدند که ذوب شدن در ولایت و اطاعت از "مقام معظم رهبری" اصل هنجاری ناگزیر آن بود.
علی خامنه ای مانند دیگر حاکمان خودکامه توانست روایت و "رژیم حقیقت" ویژه خود را بسازد. ماشین خودکامگی 36 سال دسته‌دسته مردم را چون رعیت به دیدارش برد تا او با منولوگ خود وعده رسیدن به قله را بدهد.
دشمنی با امریکا و اسرائیل از طریق شکل‌دادن به "محور مقاومت اسلامی" و گروه‌های مسلح نیابتی، پروبال دادن به سپاه قدس و غنی‌سازی اورانیوم همه و همه حلقه‌های به هم پیوسته استراتژی بلندپروازنه‌ای بودند که می‌بایست ج.ا. را به یک قدرت اسلامی-شیعه در منطقه تبدیل کند.
بلندپروازی ایدئولوژیک او را می‌توان در پروژه "تمدن نوین اسلامی" هم مشاهده کرد که از مرزهای ایران فراتر می‌رفت و امت اسلامی را در بر می‌گرفت. بر اساس این نظریه انقلاب اسلامی گام نخست فرایندی بود که می‌بایست پس از گذار از "نظم اسلامی"، "دولت اسلامی" و "جامعه اسلامی" به مرحله "تمدن نوین اسلامی" فراروید. رویکردهای او در داخل از سیاست‌های جمعیتی، چرخش تمامیت‌خواهانه در نظام آموزشی، سبک زندگی اسلامی در چارچوب اتوپیای "تمدن نوین اسلامی" و تاسیس جامعه یکپارچه دینی قابل درک بودند.
جادوی قدرت به ویژه اگر با توهم قدسی در هم‌آمیزد دیکتاتور را در مواجه با جامعه و مخالفان یکسره نابینا و ناشنوا می‌کند. او خود را صاحب ماموریت قدسی می‌دانست و مدعی "حقیقت نهایی". تبدیل شدن دشمن به اصلی‌ترین واژه در گفتمان او هم تصادفی نبود چرا که مخالفان داخلی و خارجی به صورت مانع یا دشمن آرمان پدیدار می‌شدند.
سرود "سلام فرمانده" آئینه تمام‌نمای این جنون ایدئولوژیک، اتوپیای دینی و خودشیفتگی بود. او زمانی در یک دیدار با سرداران سپاه گفته بود "خدای متعال همین‌طور حرف می‌زد! در واقع زبان من بود، حرف خدا بود".
پرده پایانی زندگی او فقط شکست فردی نبود او با لجاجت یک کشور و نسل‌های آن را به سوی زوال نابودی برد . در سال 1357 محمد رضا شاه با مشاهده توده‌های بزرگ ناراضی این شهامت سیاسی و اخلاقی را داشت که به سراغ بختیار رود و به مردم بگوید "من صدای انقلاب شما را شنیدم".
اکنون ایران مانده است و یک جنگ ویرانگر، حکومت ناکارا و خودکامه و انبوهی از بحران‌ها. پرسش بزرگ امروز این است چگونه باید از خود را از این میراث شوم رهانید؟
کانال شخصی سعید پیوندی https://t.me/paivandisaeed

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران: ضربه مرگبار به رهبری تهران و تهدید فزاینده برای خلیج فارس
عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل با هدف‌گیری دقیق رهبری ایران آغاز شد. ضربه سنگین به ساختار فرماندهی تهران، برتری هوایی ائتلاف را تثبیت کرد، اما پاسخ موشکی و پهپادی گسترده ایران به اسرائیل و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، همراه با اختلال در تنگه هرمز و جهش قیمت انرژی، تهدیدی جدی برای امنیت و اقتصاد منطقه ایجاد کرده است. رسانه‌های بین‌المللی چه می‌گویند؟
الاهه نجفی

نمایش مشخصات تصویر
انفجار بمب در سمت خیابان گاندی تهران ـ یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ـ عکس از «وحید آنلاین»
۱۵ اسفند
کارشناسان مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) در تحلیلی جامع به بررسی ابعاد مختلف عملیات نظامی گسترده ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران پرداخته‌اند. این ارزیابی با تمرکز بر مرحله نخست درگیری با هدف برچیدن سپاه پاسداران، جنبه‌های راهبردی، دریایی، سیاسی و پیامدهای آن بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را واکاوی می‌کندß

اخبار جنگ ایران : نگرانی از ترور مجتبی خامنه‌ای انتخاب رهبر جدید ایران را به تعویق انداخت
دو مقام ایرانی به روزنامۀ نیویورک‌ تایمز گفته‌اند که رژیم ایران به دلیل نگرانی‌های امنیتی اعلام جانشین علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، را به تعویق انداخته است. ارتش اسرائیل از آغاز مرحلۀ تازه‌ای از عملیات نظامی با هدف برچیدن رژیم ایران و توانایی‌های نظامی آن خبر داده است. همزمان گزارش‌هایی از فرار ده‌ها افسر سپاه پاسداران از لبنان منتشر شده و دونالد ترامپ نیز از دیپلمات‌های ایرانی خواسته است درخواست پناهندگی بدهند. او همچنین گفته است که باید در تعیین رهبر جدید ایران نقش داشته باشد

مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر کنونی ایران، در راهپیمایی روز قدس در تهران / ۲۰۱۹ AP - Vahid Salemi
دو مقام ایرانی به روزنامۀ نیویورک‌ تایمز گفته‌اند که رژیم ایران به دلیل نگرانی‌های امنیتی اعلام جانشین علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، را به تعویق انداخته است. به گفتۀ این منابع، اظهارات مقام‌های آمریکا و اسرائیل درباره احتمال هدف قرار دادن رهبر بعدی ایران از جمله دلایل اصلی این تأخیر بوده است. بر اساس این گزارش، مجتبی خامنه‌ای، فرزند ۵۶ سالۀ رهبر پیشین جمهوری اسلامی، یکی از گزینه‌های اصلی جانشینی محسوب می‌شود. با این حال، به گفتۀ مقام‌های ایرانی، پس از آن که نام او در رسانه‌ها به عنوان جانشین احتمالی مطرح شد، نگرانی‌های امنیتی افزایش یافت. یکی از این مقام‌ها گفته است: «یکی از دلایل تأخیر در اعلام جانشین، نگرانی از احتمال هدف قرار گرفتن رهبر جدید است.» به گفتۀ این منابع، اظهارات مقام‌های آمریکایی که گفته‌اند مجتبی خامنه‌ای برای رهبری ایران «قابل قبول نیست» و حتی ممکن است در صورت به دست گرفتن قدرت «هدف قرار گیرد»، فضای جانشینی در ایران را حساس‌تر کرده است. این مقام‌ها افزوده‌اند که هنوز فهرست رسمی نامزدها یا جدول زمانی مشخصی برای انتخاب رهبر جدید اعلام نشده است.
سفیر اسرائیل در فرانسه: هدف ما تضعیف رژیم ایران است، نه اعزام نیرو به خاک این کشورß

03. März 2026

اکسیوس: تماس‌های محرمانه ترامپ با رهبران کُرد عراق
منابع آگاه گفته‌اند که ترامپ یک روز پس از صدور مجوز بمباران ایران با چهره‌های اصلی کُرد در عراق، رایزنی تلفنی داشته و این حاصل تلاش پشت‌پرده نتانیاهو بوده است. در پی انتشار این گزارش ایران به مقر کُردهای ایرانی در عراق حمله کرد.

سه منبع آگاه به وب‌سایت اکسیوس گفته‌اند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه ۱۰ اسفند / یکم مارس در تماس تلفنی با رهبران کُرد در عراق درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و تحولات احتمالی پیش‌رو گفت‌وگو کرده است.
اهمیت این تماس‌ها از آن جهت است که نیروهای کُرد هزاران رزمنده در امتداد مرز ایران و عراق دارند و کنترل مناطق راهبردی‌ای را در دست گرفته‌اند که با گسترش جنگ می‌تواند نقشی تعیین‌کننده ایفا کند. افزون بر این، کُردهای عراق روابط نزدیکی با کُردها در ایران دارند.
به‌گفته دو منبع، ترامپ یک روز پس از آن‌که مجوز کارزار بمباران روز شنبه را صادر کرد، با دو رهبر اصلی جناح‌های عمده کرد در عراق، یعنی مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق و بافل طالبانی، رهبر حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق تماس گرفت. یکی از منابع که در جریان این تماس‌ها بوده، آن‌ها را «حساس» توصیف کرده و از ارائه جزئیات درباره محتوای گفت‌وگوها خودداری کرده است.

بدترین سناریو هرج‌ومرج کامل است؛ پشت‌پرده تصمیم ترامپ برای حمله به ایران و بن‌بستِ «تغییر رژیم» – نشریه آتلانتیک

در گزارش تحلیلی و مشروح آتلانتیک، جنگ تازه آمریکا علیه ایران نه به‌عنوان یک «عملیات ضربتی»، بلکه به‌مثابه پروژه‌ای پرریسک و چندلایه ترسیم می‌شود که از ماه‌ها پیش زیر فشار محاسبات نظامی، ملاحظات سیاسی داخلی آمریکا، و برآوردهایی خوش‌بینانه درباره احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی شکل گرفته بود؛ پروژه‌ای که در همان روز نخست به دستاوردی «تاریخی» برای واشنگتن تبدیل شد ــ کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی ــ اما به گفته نویسندگان گزارش، «کشتن رهبر یک چیز است و برکنار کردن رژیم چیز دیگر».
آتلانتیک می‌نویسد در ساعات پایانی پیش از آغاز بمباران‌ها، دونالد ترامپ خواسته بود «یک بار دیگر» طرح را مرور کند و برای اطمینان از جزئیات، با فرمانده ارشد نظامی آمریکا در خاورمیانه تماس گرفت. او از دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، پرسیده بود رژیم ایران «چگونه احتمالاً تلافی خواهد کرد» و «چه تعداد تلفات آمریکایی» ممکن است رخ دهد. گزارش تأکید می‌کند ترامپ در هفته‌های منتهی به عملیات، بزرگ‌ترین تمرکز نیروی نظامی آمریکا در منطقه را از زمان دستور جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به این‌سو ایجاد کرده بود؛ نشانه‌ای از مقیاس بی‌سابقه و پیامدهای بالقوه سنگین تصمیم.
در روایت آتلانتیک، هدف سیاسیِ اعلامی ترامپ از همان ساعات نخست روشن بود: او امیدوار بود کارزار هوایی ــ که با اسرائیل انجام می‌شد ــ رژیم تهران را تضعیف کند و مردم ایران «حکومت را به دست بگیرند». ترامپ در پیام ویدئویی بامداد همان روز، آن را «احتمالاً تنها فرصت برای نسل‌ها» توصیف کرده بود. در پایان همان روز، مقام‌های آمریکایی به این جمع‌بندی رسیدند که عملیات به یک هدف تاریخی دست یافته است: کشته‌شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای. آتلانتیک می‌گوید مجموعه محل استقرار رهبر جمهوری اسلامی از اهداف اصلی بوده و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌داد «چیز زیادی از آن باقی نمانده است».
اما این گزارش از همان نقطه، شکاف میان «ضربه به رأس» و «تغییر رژیم» را محور قرار می‌دهد. آتلانتیک یادآوری می‌کند که دولت ترامپ با وجود ماه‌ها بحث و بررسی، حتی در حالی که بعضی از نزدیک‌ترین دستیاران و مشاوران او تردید داشتند تلاش اندکی برای اقناع افکار عمومی آمریکا درباره منطق حمله انجام داد. با این حال، ترامپ قانع شده بود اکنون لحظه‌ای «کمیاب و گذرا» برای تغییر حکومت در ایران است و سقوط حکومتی که از انقلاب ۱۹۷۹ سر کار آمد، می‌تواند برای او «دستاورد تاریخی» باشد؛ چیزی که به باور او از دست پیشینیانش در هر دو حزب خارج بوده است. ترامپ هنگام اعلام مرگ خامنه‌ای او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» خوانده بودß

Kotzias: Jeder, der sich über die Angriffe der USA und Israels auf den Iran freut, irrt sich – Doppelter Verstoß gegen das Völkerrecht© EUROKINISSI

Der ehemalige Außenminister Nikos Kotzias bezeichnet den Angriff der USA und Israels auf 
den Iran, der eine Krise im Nahen Osten ausgelöst hat, als doppelt illegal.
In seinem Beitrag erklärt Nikos Kotzias, dass "jeder, der sich über die Schläge gegen die Führung des Autoritarismus und der Theokratie im Iran durch die doppelte Verletzung des Völkerrechts durch die USA und ihre Verbündeten irrt", während er an einer anderen Stelle anmerkt, dass Griechenland zu einer multidimensionalen Außenpolitik und deren Einmischung in internationale Angelegenheiten und Diplomatie auf eine Weise zurückkehren muss, die es ermöglicht, mit allen Seiten zu verhandeln, um zwischen ihnen zu vermitteln, sie an den Verhandlungstisch der diplomatischen Verhandlungen zu bringen.
Sein Beitrag folgt im Detail: à

US-Amerikanische Schauspielerin Jane Fonda auf einer Demonstration gegen den Iran-Krieg in Downtown Los Angeles: „Gerade jetzt ziehen Eltern ihre Kinder aus den Trümmern. Dieser gefährliche und wahnsinnige Krieg gegen den Iran verletzt nicht nur das internationale Recht und unsere Verfassung, sondern explodiert zu einem gewaltigen Krieg der Massenvernichtung, der das Leben vieler Menschen kostet, einschließlich US-Amerikanern. Es ist wieder einmal ein Krieg, der auf falschen Informationen basiert, und ich kann nicht umhin, an den Vietnamkrieg zurückzudenken. Obwohl es nicht in den Geschichtsbüchern steht, hatte die amerikanische Anti-Kriegs-Bewegung viel damit zu tun, diesen Krieg zu beenden. Ich glaube fest daran, dass genug Menschen in diesem Land aus dem Vietnamkrieg, dem Irakkrieg, dem Krieg in Afghanistan und den anderen unnötigen und illegalen Kriegen gelernt haben, sodass wir laut und klar sagen können: Wir, das Volk der Vereinigten Staaten, sind hier, um der Trump-Regierung zu sagen: Ihr mögt diesen Krieg in unserem Namen führen, aber ihr sprecht mit nicht für uns.“
#IranWar #Iran #NoWarWithIran
https://x.com/i/status/2028070238084829194

سومین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ افزایش تلفات، تشدید حملات در تهران و غرب کشور
خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست ‌۵۶ رویداد یا حمله نظامی در ۱۳ استان کشور را ثبت کرده است که منجر به مجموعاً ۱۰۱ تلفات اعم از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نظامیان شده است.
بر اساس اطلاعات راستی‌آزمایی‌شده خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز، دست کم ۸۵ غیرنظامی کشته و ۵ غیرنظامی زخمی شدند، همچنین ۱۱ نیروی نظامی نیز کشته شدند. در بازه ۲۴ ساعت گذشته، ۵۷۹ مورد اعم از کشته و زخمی، همچنان برای راستی‌آزمایی و طبقه‌بندی در دست بررسی هستند، از جمله ارزیابی اینکه افراد غیرنظامی یا نظامی بوده‌اند.
علاوه بر این، در ۲۴ ساعت گذشته، گزارش شده است که ۲۸ هدف مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این موارد شامل طیفی از اماکن و زیرساخت‌ها، از جمله چندین پایگاه نظامی، دو منطقه مسکونی و اسکله باهنر در بندرعباس می‌شوند. ماهیت این اهداف، اعم از برخورداری از حمایت ویژه معاهدات بشردوستانه، غیرنظامی، نظامی یا دوگانه‌کاربری بودن آنان، همچنان در دست بررسی است و ممکن است با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، طبقه‌بندی‌ها اصلاح شوند. قسمتی از ۲۸ اهداف ثبت‌شده در این گزارش ارائه شده که شامل اهدافی است که مستقیماً مورد حمله قرار گرفته‌اند و نیز مواردی که در اثر حملات مجاور یا پیامدهای جانبی آسیب دیده‌اند.

۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

ß

 

ایران ما را دارند کلنگ می‌زنند.
مهرانگیز کار
جنایات حکومت جمهوری اسلامی، این کلنگ زدن را توجیه کرده است برای مردم جان بر لب.
از خستگی و نفرت مردم سوگوار ایران، آمریکا و اسراییل سوء استفاده می‌کنند برای منافع خودشان.
احساس می‌کنم که باری دیگر خدعه خورده‌ایم.
این بار نه از خمینی که از دشمنان خمینی.
ایران در حال فروریزی حیاتی‌است،نه لزوما حکومت بیدادگرش. ایران ویرانه را می خواهند به ایرانیان تحویل بدهند و بگویند ما بستر را برایتان درست کردیم،و حالا نوبت شماست تا روی این ویرانه دموکراسی بسازید!  کجای این تجاوز و ساز و کار تهاجمی به نفع مردم است؟ اوضاع بی شباهت به سرنوشت غزه نیست!  راه را بر هر پرسشی بسته‌اند،از خشم مردم ستمدیده نسبت به حکومت بیداد ولایت فقیه و عجز آن‌ها از براندازی،دارند به زیان آینده مردم سوء استفاده می کنند. این یادداشت کوتاه را در منتهای نومیدی می نویسم و عواقب آن را می پذیرم. ایران در حال فروپاشی است،حکومت با این هجوم،حتی اگر سقوط کند،حکومتی نظیر یا از آن بدتر جایگزین می‌شود!  جنگ پایان رنج‌های ما نیست،جمهوری اسلامی، به بهانه جنگ،نابخردانه منطقه را درگیر کرده. ایرانیان تنها مانده‌اند،حکومت‌شان از دشمن بدتر استو دوستان ظاهری‌، خانه‌اش را خراب می‌کنند. به کجا پناه ببریم؟
مهرانگیز کار
۲۸ فوریه ۲۰۲۶
واشنگتن دی سی
#
کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران

جنگ علیه ایران. راهبرد تهران
نشریه "یونگه ولت"
ایران بر منطقه‌ای‌سازی جنگ تکیه دارد: حمله به زیرساخت‌های نظامی آمریکا، فشار بر دولت‌های خلیج فارس
پاسخ فوری بود: ظرف کمتر از یک ساعت پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در روز شنبه، ایران ضدحملات خود را آغاز کرد. برخلاف «جنگ دوازده‌روزهٔ ۲۰۲۵» که در آن تهران با رویکردی معتدل‌تر عمل کرد، این‌بار کشور خود را با تهدیدی وجودی روبه‌رو می‌بیند. از این‌رو، ابعاد ضدحمله برای ناظران غربی غافلگیرکننده بود: در ۲۴ ساعت نخست گفته می‌شود دست‌کم ۱٬۰۰۰ تا ۲٬۰۰۰ موشک و پهپاد به‌کار گرفته شده است. ۶ تا ۸ پایگاه آمریکا، از جمله در بحرین و قطر، هدف حمله قرار گرفتند.
ایران حملات را به‌صورت آینه‌ای پاسخ نمی‌دهد، بلکه با گسترش جغرافیایی درگیری عمل می‌کند — جنگی منطقه‌ای که کل معماری و استقرار آمریکا در خلیج فارس را دربر می‌گیرد. هرچند دولت‌های خلیج فارس به‌طور رسمی پایگاه‌های خود را برای حملات در اختیار آمریکا قرار نداده‌اند، ایران نه‌تنها تأسیسات نظامی آمریکا در آن کشورها، بلکه اهداف غیرنظامی را نیز هدف قرار می‌دهد؛ از جمله فرودگاه‌های دبی، ابوظبی و کویت و همچنین بنادر جبل‌علی (امارات متحده عربی) و دُقم (عمان). این اقدامات در عین حال حمله‌ای به بنیان‌های اقتصادی دولت‌های خلیج فارس محسوب می‌شود. هدف، اعمال فشار سیاسی است: ایران می‌کوشد میان آمریکا و پادشاهی‌های خلیج فارس شکاف ایجاد کندß

امریکا و اسرائیل توطئه تجزیه ایران را کلید زدند. کردها وارد می‌شوند

من چهار سناریو برای ایران می‌بینم، از کمترین تا مطلوب‌ترین.
مارکو فراری از میلان ایتالیا
۱) رژیم کم و بیش به همان شکلی که بود مقاومت می‌کند. مطمئناً حذف خامنه‌ای (و اجلاس پاسداران) این سناریو را امروز کمتر محتمل می‌کند. با این حال، ممکن است یک خط جانشینی از قبل آماده و سازماندهی شده وجود داشته باشد، و مهم‌تر از همه هوشمندانه‌تر که از بمباران در روز روشن جلوگیری کند. در این صورت، آنها فقط باید یک ماه، چهل روز را تحمل کنند، سپس هزینه جنگ (فقط هواپیما و موشک) برای ایالات متحده و اسرائیل ناپایدار می‌شود، افکار عمومی در ایالات متحده دیگر بس است، و به روال عادی برمی‌گردند، تا دور بعدی.
۲) پاسداران و بخشی از روحانیون کمتر افراطی، یک کودتای کوچک انجام می‌دهند، قدرت را به دست می‌گیرند، با ترامپ در ازای بقای سیاسی بر سر آتش‌بس مذاکره می‌کنند و از موشک‌های هسته‌ای و بالستیک صرف نظر می‌کنند. ترامپ شعار پیروزی می‌دهد، نتانیاهو کمی کمتر، رژیم ایران در خارج از کشور تضعیف می‌شود (حماس، حزب‌الله و حوثی‌های مختلف)، اما در داخل تقویت می‌شود، سرکوب داخلی ادامه دارد. ایرانی‌ها احساس می‌کنند به آنها خیانت شده است. این سناریویی است که می‌توانیم آن را «عراق ۱۹۹۱» بنامیم، زمانی که صدام از کویت بیرون رانده شد اما در قدرت باقی ماند، ضعیف. یا «ونزوئلا ۲۰۲۶»، منهای مادورو، ترامپ شعار پیروزی سر داد و جانشینان مادورو را گمراه کرد، اما هیچ تغییر رژیم واقعی رخ نداده و ونزوئلا همچنان یک دیکتاتوری است. ترامپ به آزادی ونزوئلایی‌ها اهمیتی نمی‌دهد، او فقط به کنترل کشور و نفت اهمیت می‌دهد (اگرچه هزینه بالا و کیفیت پایین است، اما او از آن خبر ندارد).
۳) بگذارید هرج و مرج فوران کند. رژیم سقوط می‌کند، مخالفان هرچند بی‌نظم قدرت را به دست می‌گیرند، اما سپس شروع به جنگ بین خود می‌کنند، پاسداران اقدامات چریکی و تروریستی را آغاز می‌کنند، کردها در شمال آزاد می‌شوند و به تنهایی به راه خود می‌روند... جنگ داخلی، هزاران کشته و غیره. وضعیتی که به راحتی می‌توان آن را «عراق ۲۰۰۳» نامید، زمانی که ایالات متحده صدام را برکنار کرد و قدرت را به اکثریت شیعه (و کردها در شمال) داد که تا آن زمان سرکوب شده بودند. با این حال، فراموش کردن نیازهای سنی‌ها تا آن زمان که در قدرت بودند. سنی‌ها برای گذار به آمریکایی‌ها پیشنهاد می‌دادند، اما سرسختی ایالات متحده آنها را کنار گذاشت و نیازهای آنها به تروریسم، داعش و غیره تبدیل شد. جنگ داخلی و صدها هزار کشته. اشتباه ایالات متحده این بود که به فکر اجرای سناریوی «آلمان ۱۹۴۵» در عراق افتاد، رژیم سنی را به حاشیه راند و انتخابات را سازماندهی کرد، با این تصور که این کافی خواهد بود (فیلم اکشن زیبای «منطقه سبز» که یک کلید خواندن دوم دارد که نشان می‌دهد چگونه نئوکان بوش به سیا گوش نداد که به آنها هشدار داده بود سنی‌های رژیم سابق را در گذار بگنجانند).
۴) ایران در مسیر دموکراسی گام برمی‌دارد. اپوزیسیون‌های متفرق و سازمان نیافته امروز در حال تشکیل ائتلاف و گذار هستند، حتی با کمک بخش‌های میانه‌رو رژیم که تحت دیکتاتوری «خواب» بودند. این سناریویی مانند اروپای شرقی «پس از ۱۹۸۹» است. در آن کشورها هیچ اپوزیسیون آماده و سازماندهی‌شده‌ای وجود نداشت، اما این گذار به لطف جامعه مدنی قوی (هاول، والسا و غیره) و بخش‌هایی از رژیم‌های کمونیستی میانه‌روتر که رهبری این گذار را بر عهده داشتند، انجام شد. این گذار اغلب توسط خود اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی شده بود که خواهان جدایی تدریجی و هدایت‌شده بود (به انقلاب رومانی مراجعه کنید).
با کمی شناخت از ایران و ایرانی‌ها، واقعاً به چهارمین [انقلاب] امیدوارم. و آن را غیرممکن نمی‌بینم. در ایران، برخلاف کشورهای همسایه، یک جامعه مدنی سکولار بسیار قوی وجود دارد. مشکل واقعی ایران، پاسداران انقلاب هستند که نه تنها به شدت مسلح هستند، بلکه تمام اهرم‌های اقتصادی را نیز در دست دارند. چهل سال است که آنها تمام عرصه‌ها را اشغال کرده‌اند، نه تنها سیاستمداران، بلکه تجارت و اقتصاد، مدیریت صنعت نفت، ترافیک قانونی و غیرقانونی. در واقع ایران یک دزدسالاری بزرگ فاشیستی روحانیون است. این افراد به راحتی تسلیم نخواهند شد و متأسفانه ما مجبور خواهیم شد با آنها به توافق برسیم، در غیر این صورت به سناریوی ۳) «عراق ۲۰۰۳» ختم می‌شود، جایی که پاسداران، سنی‌های آن زمان خواهند بود./جمهوری ایرانی
#
کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

وضعیت بحرانی اوین و زندان تهران بزرگ در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل
گزارش‌های رسیده به بی‌بی‌سی فارسی از انفجار در محدوده اوین و تشدید فضای امنیتی در این زندان حکایت دارد. منابع نزدیک به زندانیان از بسته شدن درها، حضور نیروهای ویژه و شرایط دشوار تأمین غذا خبر می‌دهند

وضعیت بحرانی اوین و زندان تهران بزرگ در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل
گزارش‌های رسیده به بی‌بی‌سی فارسی از انفجار در محدوده اوین و تشدید فضای امنیتی در این زندان حکایت دارد. منابع نزدیک به زندانیان از بسته شدن درها، حضور نیروهای ویژه و شرایط دشوار تأمین غذا خبر می‌دهند

25. Februar 2026

پرونده ورشکستگی سیاست اپوزیسیون ایران: چپ بی‌اثر، راست بی‌اخلاق
این نوشته از یک حکم تند آغاز می‌کند: بحران سیاست در ایران نه فقط شکست چپ است و نه صرفاً سردرگمی راست، بلکه فروپاشی «مداخله» و «الزام» در هر دو سوی میدان است. چپ به تحلیل پناه برده و از عمل، ائتلاف و خطر فاصله گرفته؛ راست نیز سیاست را به مدیریت و گذار فروکاسته و پرسش اخلاقی را به آینده‌ای نامعلوم تعلیق کرده است. نتیجه، سیاستی است یا بی‌اثر یا بی‌وجدان. نوشته حاضر تلاشی است برای بازگرداندن مسئولیت، مداخله و داوری اخلاقی به مرکز سیاست؛ جایی که بدون آن نه رهایی معنا دارد و نه آینده‌ای قابل دفاع شکل می‌گیرد.

این پرونده از یک تشخیص مشترک آغاز می‌شود. بحران سیاست در ایران را نمی‌توان فقط به یک جریان فروکاست. مسئله نه صرفاً ناکامی چپ است و نه فقط سردرگمی راست بلکه فروپاشی دو مؤلفه‌ی بنیادی سیاست‌ورزی است. مداخله و الزام. چپ از عمل عقب نشسته و راست از پرسش اخلاقی گریخته است. حاصل سیاستی است یا بی‌اثر یا بی‌وجدان.
بخش اول نخست به چپ ایران می‌پردازد. جریانی که جامعه از آن جلو زده و خیابان بدون حضورش شکل گرفته است. چپ بیش از آن‌که نیروی کنش باشد به سنتی تحلیلی بدل شده که از تصمیم، ائتلاف و خطر می‌گریزد. این وضعیت نشانه‌ی شکست نیست بلکه نشانه‌ی بی‌ربطی است و بی‌ربطی شکل پنهان حذف از تاریخ است.
متن دوم اپوزیسیون راست ایران را نقد می‌کند. جریانی که سیاست را به مدیریت، گذار و کارآمدی فروکاسته و در لحظه‌ی خطاب به فرد کنشگر سکوت می‌کند. با رجوع به اخلاق کانتی و اندیشه‌ی اتو بائر این متن نشان می‌دهد که تعلیق عدالت و کرامت به نام آینده، خود یک تصمیم اخلاقی است. تصمیمی علیه انسان‌های اکنون.
این دو متن کنار هم تصویری واحد می‌سازند. سیاستی که یا از تصمیم می‌ترسد یا از «باید». این پرونده تلاشی است برای نام‌گذاری این خلأ مشترک و بازگرداندن پرسش مسئولیت به مرکز سیاست. جایی که بدون آن نه بدیلی شکل می‌گیرد و نه رهایی معنایی پیدا می‌کند.
نسلی که خیابان را ساخت و چپی که به آن نرسید
چپ ایران امروز در خطر انحلال سیاسی است، نه به‌دست سرکوب بلکه به‌دست عادت. عادتی مزمن به تحلیل‌کردن به‌جای مداخله. به اخلاق‌گرایی به‌جای سیاست و به درست‌ بودن به‌جای مؤثر‌ بودن. اگر چپ نتواند این وضعیت را به‌مثابه یک بحران واقعی بپذیرد دیگر «به حاشیه رانده نمی‌شود» بلکه خود داوطلبانه از تاریخ کنار می‌رود.
واقعیت ساده است. جامعه جلوتر از چپ حرکت کرده است.
در لحظه‌ای که خیابان، بدن، زندگی روزمره و خشم انباشته‌شده بدل به میدان اصلی سیاست شده‌اند بخش بزرگی از چپ هنوز مشغول نزاع‌های درون‌گفتمانی است. نزاع‌هایی که نه رژیم را تضعیف می‌کنند، نه امید تولید می‌کنند و نه حتی دشمن را گیج می‌کند.
چپ ایرانی امروز نه اپوزیسیون است، نه آلترناتیو بلکه تفسیری دیرهنگام از رویدادهایی است که بدون او رخ می‌دهند. این جایگاه جایگاه شکست نیست، جایگاه بی‌ربطی است و بی‌ربطی خطرناک‌تر از شکست است چون نامرئی است.
یکی از مخرب‌ترین عادت‌های چپ ایران وسواس به «خلوص» است. گویی سیاست میدان اعتراف است و نه میدان زورآزمایی. نتیجه روشن است: چپی که نمی‌تواند ائتلاف کند، چپی که از هر نزدیکی تاکتیکی می‌ترسد، چپی که بیشتر از سرکوب از «آلودگی» می‌هراسد.
اما سیاست همیشه و به‌ویژه در شرایط فروپاشی آلوده است. کسی که این را نمی‌فهمد با سیاست کاری ندارد بلکه داوری اخلاقی می‌کند، آن‌هم از بیرون میدان.
اگر چپ نتواند با نیروهای ناهمگون، نابرابر و حتی مسئله‌دار وارد کنش مشترک شود بهتر است صادقانه اعلام کند که به سیاست علاقه‌ای ندارد.
چپ ایران هنوز در حال صحبت‌کردن با جامعه‌ای است که دیگر وجود ندارد. جامعه‌ای با طبقه کارگر همگن، آگاهی خطی و سوژه‌های آماده بسیج. در حالی‌که جامعه امروز مجموعه‌ای از بدن‌های زخمی، سوژه‌های خسته، خواست‌های فوری و اشکال مقاومت پراکنده است.
زنانی که بدن‌شان میدان جنگ است، جوانانی که چیزی برای ازدست‌دادن ندارند، کارگرانی که حتی نام شغل‌شان تغییر کرده است و این‌ها با جزوه‌های قرن بیستم نمایندگی نمی‌شوند.
چپ اگر نتواند زبان این زیست‌ها را بفهمد، هیچ «تحلیل درستی» نجاتش نمی‌دهد.
بخش بزرگی از چپ از قدرت می‌ترسد. نه به‌معنای اخلاقی بلکه به‌معنای واقعی. ترس از فکرکردن به دولت، قانون، نهاد و تصمیم. نتیجه سیاستی منفی است. فقط نفی، فقط اعتراض، فقط هشدار.
اما سؤال ساده است اگر فردا نظم موجود فروبپاشد بعد چه؟
چپی که از پاسخ به این سؤال طفره می‌رود، در واقع میدان را داوطلبانه به دست نیروهایی می‌سپارد که هیچ تردیدی در قبضه‌کردن قدرت ندارند. سیاست بدون پاسخ ایجابی نه رادیکال است و نه مسئولانه. فقط راحت است.
چپ باید دست از مقدس‌بودن بردارد. چپ اگر می‌خواهد دوباره وارد تاریخ شود، باید از میل به «برحق‌بودن» دست بکشد و باید بپذیرد که ممکن است اشتباه کند، ممکن است شکست بخورد، ممکن است با نیروهایی کار کند که دوست‌شان ندارد. اما در عوض، ممکن است اثر بگذارد.
چپ باید از خود بپرسد آیا می‌خواهیم وجدان بیدار باشیم یا نیروی تغییر؟ آیا می‌خواهیم درست باشیم یا مؤثر؟ این دو همیشه یکی نیستند.
چپ ایران اکنون در یک نقطه باینری ایستاده است. یا خود را بازآفرینی می‌کند، در زبان، سازمان، تخیل و نسبتش با زندگی و یا به یک سنت فکری محترم، قابل‌ارجاع، اما بی‌اثر بدل می‌شود. تاریخ به چپ بدهکار نیست. خیابان منتظر نمی‌ماند و رهایی بدون مداخله فقط یک کلمه است.
چپ اگر می‌خواهد واقعاً کاری بکند باید قبل از هر چیز از ادعای «نمایندگی» دست بردارد و وارد میدان «حمایت عملی» شود. چپ امروز نه مشروعیت رهبری دارد، نه توان هدایت و نه امکان سخنگویی برای دیگران. این بازی را باخته است. آنچه هنوز می‌تواند انجام دهد تقویت و حفاظت از هسته‌های موجود کنش است و نه ساختن تشکل از بالا. کار چپ کمک به تداوم اعتراض است نه مصادره آن. تبدیل‌شدن به نیروی پشتیبان و نه سخنگو. این یعنی اگر اعتصاب کارگری شکل می‌گیرد وظیفه چپ ساختن رسانه، تأمین امنیت، ایجاد صندوق مالی و شبکه حمایت است و اگر اعتراض محلی در جریان است فراهم‌کردن دانش حقوقی، مستندسازی و اتصال آن به بیرون. نه بیانیه رهبری، نه تحلیل کلان، نه ادعای جهت‌دهیß

از «امید به منجی» تا «امید به خود»؛ سرخوردگی پس از وعده‌های نجات
حسین نوش‌آذر ـ هنوز رد انتظار در روان جمعی ایران جاری است؛ این بار در هیئت امید به مداخله‌ی قدرت‌های بیرونی یا چهره‌های نجات‌بخش. علی‌اصغر فرداد، روانکاو، در سومین گفت‌وگو از مجموعه‌ی «روان‌شناسی سیاست» از مکانیسم سرخوردگی جمعی می‌گوید: وقتی وعده‌ها متحقق نمی‌شوند، کشتار سنگین می‌شود و افق آینده بسته می‌ماند، ذهن جمعی میان نوستالژی، درماندگی آموخته‌شده و گرایش به راه‌حل‌های ساده سرگردان می‌ماند. اما او راهی دیگر نیز نشان می‌دهد: گذار از «فروپاشی توان» به «فروپاشی توهم»؛ از «امید به منجی» به «امید به خود».

در دوران سربداران (قرن هشتم هجری، حدود ۷۰۰ سال پیش) نیاکان ما در سبزوار و خراسان اسب سفیدی را آذین می‌بستند، با ساز و دهل به بلندترین نقطه شهر می‌بردند و تا غروب منتظر می‌ماندند که اگر امام آمد بی‌مرکب نماند. در آن ایام حکومت ایلخانان تازه فروپاشیده بود. آن‌ها کشتارهای گسترده کرده و شهرها و اقتصاد را ویران کرده بودند و یاسای چنگیزی را به جای آیین‌های ایرانی نهاده بودند و مردم دچار ستم بی‌پایان ایلچیان و عاملان محلی شده بودند. در آن ایام هم مانند امروز مردم احساس می‌کردند هیچ راهی برای بازگشت به عدالت و استقلال نیست. این دقیقاً همان مرحلهٔ شکاف میان امید و واقعیت است که روانشناسان می‌گویند در فرآیند سرخوردگی رخ می‌دهد.
هنگامی که قیام سربداران اتفاق افتاد، یکی از اندک لحظات تاریخ ایران رقم خورد: داغ امید بربادرفته (از مغول) به امید نو (مهدوی-شیعی-ملی) تبدیل شد و چرخهٔ سرخوردگی را شکست ـ هرچند موقتاً. آیا می‌توانیم بگوییم، اکنون در این بزنگاه تاریخی، پس از کشتار دی خونین، تکیه برخی جریان‌های اپوزیسیون به قدرت نظامی بیگانه به امید رهایی، امید تازه‌ای در دل‌های شکسته ایرانیان داغدار است که بسیارانی از آنان کارتل شبه‌نظامی حاکم را به عنوان یک نیروی اشغالگر درک کرده‌اند؟ مسیر دشوار سرخوردگی چگونه به بلوغ سیاسی راه می‌برد؟
موضوع گفت‌وگوی این هفته من با دکتر علی اصغر فرداد، روانپزشک روانکاو (مقیم سوئیس) وعده نجات و روانشناسی سرخوردگی جمعی است. این گفت‌وگو سومین گفت‌وگو از این مجموعه است. در گفت‌وگوی نخست به «سوگ» و در گفت‌وگوی دوم به «خشم» و پرخاشگری به‌عنوان یک سبک هویتی پرداخته بودیم
حسین نوش‌آذر - کیرکه‌گارد امید را با نجات پیوند می‌زند. از منظر روانشناسی، فرآیند تبدیل «امید انقلابی» یا «انتظار نجات» به «سرخوردگی عمیق» چگونه رخ می‌دهد؟ این فرآیند چه تأثیری بر هویت فردی و جمعی می‌گذارد؟
دکتر علی اصغر فرداد ـ از منظر روان‌شناسی اجتماعی، سرخوردگیِ جمعی وقتی شدید می‌شود که سه عامل هم‌زمان رخ دهد:
امید بسیار بالا (تغییر و نجات، نزدیک و قطعی تصور شود)،
هزینه بسیار بالا (کشتار، بازداشت، شکنجه، سرکوب گسترده در همه ابعاد)،
عدم تحقق آرزوها ( وعده نجات متحقق نشود).
در این وضعیت، همان «شکاف میان امید و واقعیت» شکل می‌گیرد؛ چیزی که شما به درستی «داغِ امیدِ بربادرفته» نامیده‌اید. از نگاه روانکاوانه وقتی انسداد سیاسی در داخل کامل است، می‌تواند یک مکانیسم دفاعی پاتولوژیک فعال ‌شود: ساختن منجی بیرونی. ذهن جمعی به دنبال ابژه‌ای نجات‌بخش می‌گردد؛ گاه یک قدرت جهانی، گاه یک رهبر کاریزماتیک، گاه یک اسطوره تاریخی. همانند روایت «اسب سفید آذین‌بسته» در روزگار سربداران: انتظارِ آمدن کسی که عدالت را بازگرداند.
در سال‌های اخیر بخشی از افکار عمومی امید خود را به نقش بازیگرانی مانند دونالد ترامپ یا چهره‌هایی در اپوزیسیون مانند رضا پهلوی گره زده‌اند. اما وقتی انتظارات از مداخله یا حمایت مؤثر محقق نشد و جنبش با کشتار مهیب پاسخ گرفت، فرایند روانیِ سرخوردگی آغاز شد.
این فرایند معمولاً سه مرحله دارد: ß

 

ما زنده‌ایم: رقصی در برابر مرگِ تحمیل‌شده
آناهیتا ایراندخت

از منظر مردم‌شناسی، پیوند میان سوگواری و رقص پدیده‌ای گسترده در فرهنگ‌های گوناگون است و عزاداری همیشه به معنای سکوت و اندوه خاموش نبوده است. در بسیاری از جوامع، مرگ پایان مطلق تلقی نمی‌شود بلکه مرحله‌ای از گذار است؛ از این رو آیین‌های سوگ می‌توانند همزمان سوگناک و آیینی–شاد باشند. رقص در این بستر کارکردهایی چون تخلیه اندوه، تقویت همبستگی اجتماعی و بازنمایی چرخه مرگ و زندگی دارد.
در مصر باستان، آیین‌های مربوط به اوزیریس با حرکات آیینی مرگ و رستاخیز نمادین او را بازآفرینی می‌کرد. در یونان باستان نیز مناسک مرتبط با دیونیسوس ترکیبی از سوگواری، سرود و رقص بود و پیوند مرگ و زایش دوباره را نشان می‌داد. در بسیاری از فرهنگ‌های آفریقایی، از جمله در غنا، مراسم تدفین با موسیقی و رقص جمعی برگزار می‌شود. در مکزیک نیز جشن روز مردگان با موسیقی و رنگ‌های شاد برگزار می‌شود و مرگ را بخشی طبیعی از زندگی می‌داند.
حتی در اروپا‌ی قرون وسطی، مفهوم «رقص مرگ» مرگ را به‌عنوان سرنوشت مشترک انسان‌ها به تصویر می‌کشید و در برخی سنت‌های محلی ایران نیز حرکات آیینی در بزرگداشت جان‌باختگان دیده شده است. در مجموع، تاریخ نشان می‌دهد که رقص در سوگواری می‌تواند زبانی نمادین برای مواجهه با فقدان باشد؛ زبانی که هم اندوه را بیان می‌کند و هم تداوم زندگی را.
اما در سال‌های اخیر در ایران، هم‌زمان با تشدید سرکوب‌های سیاسی، شکل‌هایی از سوگواری پدیدار شده که با الگوی رایج عزاداری شیعی تفاوت دارد. برای قرن‌ها، به‌ویژه پس از تثبیت تشیع در دوره صفویان، فرهنگ سوگواری در ایران با نشانه‌هایی چون لباس سیاه، گریه، شیون، مرثیه‌خوانی و تأکید بر حزن و ماتم شناخته شده است؛ الگویی که در آیین‌های مرتبط با واقعه کربلا در مراسم عاشورا و تاسوعا با قمه زنی به اوج نمادین خود می‌رسد. در این سنت، اشک و اندوه نه‌تنها بیان احساس، بلکه فضیلت دینی و نشانه وفاداری تلقی می‌شود.
با این حال، در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی معاصر، برخی آیین‌های سوگ چهره‌ای متفاوت یافته‌اند. یکی از نقاط عطف نمادین در این تغییر، اعدام مجیدرضا رهنورد بود؛ جوانی که پیش از اجرای حکم، در پیامی از اطرافیانش خواست پس از مرگ او قرآن و نماز نخوانند، گریه نکنند و به‌جای آن شادی کنند و برقصند. این وصیت کوتاه، در فضای عمومی بازتاب گسترده‌ای یافت و برای بخشی از جامعه به متنی نمادین تبدیل شد. پس از آن، در برخی مراسم‌های مرتبط با جان‌باختگان اعتراضات، به‌جای مرثیه و نوحه، ترانه‌های شاد پخش شد، شیرینی توزیع گردید و حرکات موزون جمعی شکل گرفت
پیوند این تحول با تحلیل پیشین را می‌توان در مفهوم «سوگِ مقاوم» دید؛ جایی که اندوه از حالت انفعالی خارج می‌شود و به کنشی نمادین بدل می‌گردد. اگر در سنت دیرینه شیعی، گریه ابزار همدلی و همبستگی بود، در این شکل تازه، شادی و رقص به ابزار شکستن فضای تحمیل‌شده ترس تبدیل می‌شود. این دگرگونی را نمی‌توان صرفاً به اراده یک فرد نسبت داد، هرچند پیام رهنورد نقش کاتالیزور و شتاب‌دهنده داشت. زمینه‌های اجتماعی، نسلی و فرهنگ مترقی پیشاپیش مهیا بود و آن پیام توانست احساسات پراکنده را در قالبی روشن و جسورانه صورت‌بندی کند و در نماد اعتراض ظاهر شود.
از منظر جامعه‌شناختی، این تغییر را می‌توان نوعی بازتعریف معنا دانست. هنگامی که مرگ در چارچوب رسمی با برچسب‌های خاص توصیف می‌شود، خانواده‌ها و همراهان با برگزاری مراسمی متفاوت، روایت دیگری تثبیت می‌کنند. رقص و پخش موسیقی شاد در چنین بستری الزاماً نشانه شادمانی ساده نیست، بلکه اعلام این پیام است که «زندگی و آرزو» بر «سرکوب و خاموشی» غلبه دارد. این امر به‌ویژه در مورد جوانانی معنا می‌یابد که در آرزوی ازدواج و آینده‌ای معمولی بودند و ناگهان جان باختند. در برخی موارد، خانواده‌ها با برگزاری مراسمی شبیه عروسی بر سر مزار، نمادین‌ترین رؤیای ناتمام آنان را بازسازی می‌کنند؛ گویی می‌خواهند روایت مرگ را با تصویر زندگی کامل کنند.. ß

ایران در جهانِ بی‌قانون: از تهدید نظامی و جنگ اقتصادی تا آزمونِ حاکمیت ملی – بابک دریایی

ایران در جهانِ بی‌قانون: از تهدید نظامی و جنگ اقتصادی تا آزمونِ حاکمیت ملی
بابک دریایی
مقدمه: جهانِ پساقانون و بازگشت منطق زور
اگر ونزوئلا و کوبا هر یک وجهی از منطق امپریالیسم معاصر را عریان می‌کنند—یکی از مسیر بازطراحی حاکمیت اقتصادی و دیگری از راه فرسایش ممتد یک ملت—ایران در نقطه‌ای ایستاده است که این منطق با بیشترین مقاومت و در عین حال با بیشترین فشار مواجه می‌شود. ایران نه صرفاً دولتی تحت تحریم، بلکه یک قدرت قاره‌ای با وزن ژئوپلیتیکی تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای و جهانی است؛ کشوری که جایگاه آن در گره‌گاه غرب آسیا، اوراسیا و مسیرهای راهبردی انرژی و تجارت، آن را به بازیگری غیرقابل حذف در نظم جهانی بدل کرده است.
همین جایگاه ژئوپلیتیکی ایران است که توضیح می‌دهد چرا فشار علیه آن، از ابتدا، ماهیتی چندبعدی یافته و به یک عرصه یا ابزار محدود نمانده است. آنچه در برابر ایران به‌کار گرفته می‌شود، نه مجموعه‌ای از واکنش‌های مقطعی، بلکه چارچوبی منسجم از اعمال قدرت است که هدف آن مهار و فرسایش تدریجی یک بازیگر مستقل در معادلات منطقه‌ای و جهانی است.
آنچه امروز پیرامون ایران جریان دارد، نه حاصل سوءتفاهم‌های دیپلماتیک است و نه پیامد اختلافات مقطعی دولت‌ها. ما با مرحله‌ای تازه از نظم جهانی روبه‌رو هستیم که در آن، قواعد تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل و نهادهای چندجانبه و حتی حداقل‌های عرف دیپلماتیک، عملاً به حاشیه رانده شده‌اند و جای خود را به سیاست اعمال فشار مستقیم داده‌اند. رفتار دولت ایالات متحده—از تهدید علنی کشورها و تحریم‌های فراسرزمینی تا مصادره دارایی‌ها و عادی‌سازی ایده مداخله نظامی—تصویری روشن از جهانی می‌دهد که بیش از هر چیز «قانون جنگل» را تداعی می‌کند. در چنین جهانی، ایران صرفاً یکی از بازیگران نیست؛ بلکه یکی از کانون‌های اصلی تقابل است.
ایران به‌مثابه مسئلهٔ ژئوپلیتیک
ایران نه کشوری حاشیه‌ای است و نه واحدی منزوی در پیرامون نظم جهانی. جایگاه آن در پیوندگاه غرب آسیا، آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و اوراسیا، ایران را به بازیگری تعیین‌کننده در معادلات انرژی، امنیت منطقه‌ای و توازن قدرت بدل کرده است. از همین‌رو، برای ایالات متحده و متحدانش، مسئله ایران نه به برنامه‌ای خاص و نه به دولتی معین فروکاستنی است؛ مسئله، استقلال یک بازیگر راهبردی است که حاضر نشده در نظم سلطه ادغام شود.
تهدید علیه ایران همواره ماهیتی چندلایه داشته است: از جنگ اقتصادی و تحریم‌های حداکثری، تا جنگ ارزی و دست‌کاری هدفمند در پول ملی؛ از عملیات روانی و رسانه‌ای گسترده، تا تهدید علنی و آماده‌سازی نظامی؛ و در نهایت تلاش برای مشروعیت‌بخشی به مداخله بیرونی. این‌ها اجزای یک راهبرد واحدند که در خدمت مهار، فرسایش و محدودسازی نقش ایران به‌عنوان یک بازیگر مستقل به‌کار گرفته می‌شوند، نه واکنش‌هایی پراکنده به رویدادهای مقطعی.
تهدید نظامی: ابزار فشار یا گزینهٔ واقعی؟
تهدید نظامی علیه ایران به‌طور علنی و مکرر مطرح شده است: از استقرار نیرو و جابه‌جایی ناوگان‌ها تا رزمایش‌های مشترک و ادبیات رسمی مقامات آمریکایی و اسرائیلی. این تهدیدها صرفاً «بلوف» نیستند، بلکه بخشی از جعبه‌ابزار فشارند.
بااین‌حال، ایران کشوری بی‌دفاع نیست. توان بازدارندگی چندلایه ایران—در سطح نظامی و منطقه‌ای—هزینه هرگونه تجاوز مستقیم را به‌طور چشمگیر افزایش داده است. همین واقعیت تاکنون مانع عبور تهدید از سطح گفتار به اقدام شده است. اما خطر دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: هنگامی که جنگ مستقیم پرهزینه می‌گردد، فشار به شکل‌های غیرنظامی منتقل می‌شود.
هشدار اخیر عالی‌ترین مقام سیاسی ایران—مبنی بر این‌که آغاز جنگ از سوی آمریکا، به معنای ورود منطقه به جنگی فراگیر خواهد بود—نه بیان تمایل به تقابل، بلکه توصیف واقعیتی عینی از موازنه نیروها در غرب آسیاست. شبکه پایگاه‌های آمریکا، خطوط انرژی، اقتصادهای وابسته به ثبات منطقه و موجودیتی چون اسرائیل، همگی در معرض پیامدهای مستقیم هر ماجراجویی نظامی قرار خواهند گرفت. در این معنا، آنچه تهدید می‌شود، نه فقط ایران، بلکه کل معماری امنیتی و اقتصادی منطقه است.
جنگ اقتصادی و فرسایش اجتماعی
تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را نمی‌توان صرفاً محدودیت‌های مالی یا تجاری دانست. این تحریم‌ها بخشی از یک جنگ فرسایشی سازمان‌یافته‌اند که هدف آن، نه‌فقط تضعیف ظرفیت‌های اقتصادی، بلکه فرسودن تاب‌آوری اجتماعی و تشدید نارضایتی عمومی در بلندمدت است. اعتراف‌های مقامات آمریکایی درباره «بازی با پول ملی» و «خفه‌کردن اقتصاد»، نشان می‌دهد جامعه ایران مستقیماً هدف گرفته شده است.
این فشار بیرونی دقیقاً بر شکاف‌های واقعی داخلی سوار می‌شود: مشکلات معیشتی مزمن، نابرابری طبقاتی، فساد و رانت ساختاری، و ناکارآمدی نهادی. این آسیب‌ها واقعی‌اند و غیر قابل انکار؛ اما تقلیل آن‌ها به عواملی صرفاً درون‌زا، تحلیلی ساده‌ساز و گمراه‌کننده است. جنگ اقتصادی نه‌تنها از این گسل‌ها بهره می‌برد، بلکه آن‌ها را فعالانه تعمیق می‌کند تا نارضایتی اجتماعی از سطح مطالبه‌گری به مرز فرسایش، بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی سوق داده شود. از این منظر، فرسایش اجتماعی نه پیامد جانبی تحریم، بلکه یکی از اهداف اصلی آن است: مهندسی نارضایتی به‌منظور تضعیف پیوند جامعه با امکان کنش مستقل ملی.
منطق پسا‌سرکوب: از اشغال نظامی تا خلع حاکمیت بدون تانک
تجربه عراق و لیبی نشان داد که در مراحل پیشین مداخله امپریالیستی، اشغال نظامی مستقیم ابزار اصلی شکستن حاکمیت و تصاحب منابع بود. پس از مداخله، ساختارهای اقتصادی و حقوقی چنان بازطراحی شدند که کنترل واقعی منابع و تصمیم‌گیری‌ها از دست دولت‌های ملی خارج شدß

24. Februar 2026

ترامپ: تصمیم نهایی درباره جنگ یا توافق با ایران با من است
مانی حقیقت

ترامپ با انتشار پیامی در شبکه تروث سوشال خبر منتشر شده در خصوص مخالفت رییس ستاد کل ارتش آمریکا با جنگ علیه جمهوری اسلامی را "صددرصد نادرست" خواند و گفت که تصمیم‌گیری درباره جنگ یا توافق با حکومت ایران بر عهده خود اوست. ß


اسرائیل برای آغاز یک جنگ دیگر با ایران، به زمان نیاز دارد
۳ اسفند ۱۴۰۴
تارنگاشت عدالت
نویسنده: خوزه نینیو
برگرفته از: آنکات نیوز
۱۹ فوریه ۲۰۲۶
ایالات متحده در موقعیتی غیرمعمول قرار گرفته است. پس از استقرار تقریباً ۱۵۰ موشک رهگیر THAAD و ۸۰ موشک SM-3 برای دفاع از اسرائیل در جریان جنگ دوازده‌روزه در ژوئن ۲۰۲۵، پنتاگون با واقعیتی تلخ روبه‌رو شد. ذخایر تسلیحاتی آن کاهش یافت و خطوط تولیدش دیگر پاسخگو نیست و یک درگیری بزرگ دیگر با ایران به سپر دفاع هوایی نیاز دارد که دیگر آمریکا نمی‌تواند به‌طور کامل آن را فراهم کند.
مسئله این نیست که آیا ایالات متحده آمریکا بار دیگر به ایران حمله خواهد کرد یا نه، بلکه مسئله این جاست که آیا توان پرداخت آن را دارد؟
در حال حاضر، به نظر می‌رسدکه پاسخ منفی است. اما تاریخ نشان می‌دهد که این وقفه ممکن است صرفاً موقتی باشد، و مذاکرات نه به‌عنوان مسیری واقعی برای صلح، بلکه به‌عنوان یک وقفه استراتژیک عمل کند تا اسرائیل مهمات و ذخایر پدافند هوایی تحلیل‌رفته خود را تجدید کند. به هر حال، جنگ دوازده‌روزه، در میانه مذاکرات جاری آغاز شد که منتقدان در سراسر طیف سیاسی آن را یا فریب عمدی یا فرآیندی دیپلماتیک توصیف کردند که اسرائیل با کلبی مزاجی آن را تخطئه کرد.
در جریان درگیری با اسرائیل، دولت اسرائیل به شدت برای کنترل روایت دربارهٔ آنچه موشک‌های ایران واقعاً از بین برد، تلاش‌کرد. قوانین سانسور نظامی مانع از گزارش خبرنگاران دربارهٔ مکانهای اصابت در نزدیکی تأسیسات حساس شد. اما داده‌های ماهواره‌ای تصاویر متفاوتی را ترسیم کرد.
گزارشی در روزنامه دیلی تلگراف، با استفاده از تحلیل راداری دانشگاه ایالتی اورگون، نشان داد که موشک‌های ایرانی دست‌کم پنج پایگاه نظامی اسرائیل را با دقت قابل‌توجهی هدف قرار داده‌. این پایگاه‌ها شامل پایگاه هوایی تل نوف، کمپ گلیلوت (مقر واحد ۸۲۰۰، واحد اصلی اطلاعات سیگنال اسرائیل) و کارخانه تسلیحاتی زیپوریت بودند.
هیچ یک از این حملات در درون اسرائیل اعلام نشد. پروفسور جروم بوردون از دانشگاه تل آویو گفت: «احتمالاً ما هرگز از ابعاد کامل خسارت ها مطلع نخواهیم شد
پالایشگاه نفت بازان در حیفا به مدت دو هفته تعطیل شد و خسارت آن حدود ۲۵۰ میلیون دلار تخمین زده شد. مرکز پزشکی سوروکا در بیرشبع مستقیماً هدف حمله موشکی ایران قرار گرفت. مهم‌تر از این تا ۱۸ ژوئن، یک مقام آمریکایی اعلام کرد که اسرائیل فقط چند موشک رهگیر «آررو» دیگر در اختیار دارد. واشنگتن پست گزارش داد که برآوردها حاکی از آن است که اسرائیل دیگر نمی‌تواند بیش ازده تا دوازده روز دیگر سیستم دفاع موشکی خود را حفظ کند. جنگ به دلایل فیزیکی زرادخانه های تسلیحاتی هردو طرف محدود شده بود.
در جریان جنگ دوازده‌روزه، ایالات متحده تقریباً ۲۵٪ از کل ذخایر جهانی پدافند موشکی THAAD خود را مصرف کرد و حدود ۱۵۰ موشک رهگیر شلیک نمود. همچنین ۸۰ موشک رهگیر SM-3 و ۳۰ موشک رهگیر پاتریوت PAC-3 را به کار گرفت. مشکل این جاست که تولید و مصرف این سلاح ها با یکدیگر همگام نیست.

 

دوستی از ایران نوشت: «این که فارسی‌زبان‌های خارج از کشور کیلو کیلو دور هم جمع شن و شعار بدن و از امریکا و اسراییل بخوان که بمب بریزه روی ایران عجیب نیست! نه این که بگم من چنین کاری می‌کردم‌ها؛ حاشا! منتها میگم این که طرف به نظرش ریخته شدن بمب‌های چند تُنی روی خاک چند هزار کیلومتر اون‌ورتر ایرادی نداشته باشه، عجیب نیست؛ به خودش که نمی‌خوره! کل خاک ایران رو هم شخم بزنن، نه آب و برق و گازش قطع می‌شه، نه مدرسه بچه‌ش تعطیل می‌شه، نه حتی خریدش از سوپری محل تکونی می‌خوره. فوقش می‌خواد یه استوری بذاره و بگه "تو آنجا تیر میخوری، من اینجا می‌میرم" و جرعه بعدی قهوه‌شو بخوره دیگه.
منتها این که یکی داخل ایران با این قضیه همراهی کنه و نزنه توی دهن اون فارسی‌زبانِ خارجی، برام عجیبه.
چند تا احتمال می‌دم،
طرف یا تصورش از جنگ غلطه... مثلا فکر می‌کنه جنگ گسترده‌ی منطقه‌ای مثل جنگ خردادماه با اسرائیله: می‌ریم شمال، چند روز میرزاقاسمی و ماهی‌پلو می‌خوریم و جنگ که تموم شد برمی‌گردیم و شهرداری هم ساختمون‌های تخریب‌شده رو بازسازی می‌کنه. یا مثلا فکر می‌کنه شب امریکا میاد به صورت خیلی‌نقطه‌زن(!) دو سه هزار نفر رو می‌کشه (که هیچ ربطی به ما و خانواده‌مون ندارن) و فرداش به جای آقاخامنه‌ای، جاوید(!) میاد سر کار و زندگی بهتر از قبل جریان داره و مدرسه بچه حتی یه روز هم تعطیل نمی‌شه و تازه معلم‌ها هم از فرداش با مینی‌ژوپ میان!
حالت دیگه اینه که اصلا تصویری از جنگ نداره. بهش فکر نمی‌کنه. نگاهش وسیع نیست، حداکثر یکی دو روز یا حتی یکی دو ساعت رو می‌بینه، اون هم فقط در دایره خودش و چار تا آدم دور و برش. افق نگاهش حتی به همسایه هم نمی‌رسه، چه برسه همشهری و هم‌وطن.
در هر دو حالت، اونی که تصور رو تغییر می‌ده، سیلی سخت واقعیته. این واقعیت که امریکا در اغلب جنگ‌هاش در اولین هفته‌ی جنگ تمام نیروگاه‌های کشور مورد تهاجم رو می‌زنه؛ این یعنی یک تا چند سال زندگی بدون برق، بدون آب شرب، بدون گاز و بنزین. امریکا در جنگ‌های اخیر تقریبا همه اساتید دانشگاه و دانشمندان کشور رو ترور می‌کنه. این یعنی حتی ساختن دوباره کشور هم سال‌ها و بلکه دهه‌ها امکان‌پذیر نمی‌شه (اگر اینجا داری میگی خب اون نخبه‌ها(!)ی خارجی برمی‌گردن، یادت میارم که داریم درباره کشوری بدون امنیت و برق و آب حرف می‌زنیم. شرایطی که برای افغانی‌ها هم قابل تحمل نبود، چه برسه به اون اداییِ خارج از کشور که وضعیت کنونی رو هم تحمل نکرده که رفته). اسرائیل تقریبا هیچ خط قرمزی در جنگ نداره. دیدیم دیگه! براش زدنِ بیمارستان، مهدکودک، عروسی، بازار و خونه‌ی من و تو هیچ محدودیتی نداره. قبلا زده، باز هم می‌زنه! پس تصور این که توی یک جنگ گسترده منطقه‌ای ممکنه جایی امن باشه، کلا تصور بی‌جاییه. احتمالا تا سال‌ها مجبور باشیم برای دریافت غذا منتظر ارسال کمک‌های مردمی از کشورهای دیگه باشیم، دارو به دستمون نرسه، مدرسه‌ها تعطیل شن، دانشگاهی در کار نباشه، به جای نگرانی برای قیمت پوشک و تخم‌مرغ نگران قیمت دخترها و زن‌های ایرانی باشیم، جهان برای کشتارهای چندصدهزار نفری‌مون سری به تاسف تکون بده و اون فارسی‌زبانِ خارج از کشور هم جرعه دیگری از قهوه‌شو بخوره و استوری کنه: "این‌ها تلفات آزادی ست! به زودی صبح آزادی فرا خواهد رسید!" در حالی که ما جدی جدی داریم می‌میریم!
خب
با این وضع، این که یکی از داخل ایران با این گروه همراه بشه، غیرعادی نیست؟ به نظرتون اگر به فارسی‌زبان‌های خارجی که طرفدار جنگ با ایران هستن، میگفتن شرطش اینه که خودت بری ایران، باز همین نظر رو می‌دادن؟! قطعا نه! پس چطور یکی توی ایران ممکنه چنین چیزی رو بخواد؟
نمی‌دونه؟
یا چشماشو بسته؟
یا عقل نداره؟
در هر حال... این کشتی رو حتی اگر‌ یک بی‌عقل سوراخ کنه، همه با هم زیر آب می‌ریم.
اون تیشه رو بده من هم‌وطن! سوراخ نکن‌ این کشتی لامصب رو! ما اینجا داریم زندگی می‌کنیم!! به حرف اونی که توی کشتی کروز نشسته و داره آب‌پرتقالش رو می‌خوره، گوش نده. اون با ما توی یک کشتی نیست. سرنوشت ما و کشتی‌مون هم براش فراتر از چند تا استوری نیست. من و توییم که سرنوشت‌مون به هم گره خورده. چهار تا میخ و الوار بردار، بریم همین کشتیِ ترک‌خورده‌مون رو درستش کنیم، بادبانش رو وصله بزنیم، راهمونو بریم. من قول می‌دم چند متر جلوتر، نسیم خوبی می‌وزه که همه‌مون رو به مقصد می‌رسونه


ارز، قدرت و رانت؛ چگونه اقتصاد ایران به خون آلوده شد؟
سیاوش قائنی: آنچه در دی و بهمن خونین ۱۴۰۴ بر سنگ ‌فرش شهرهای ایران گذشت و به قیمت جان باختن هزاران معترض تمام شد، نه یک شورش کور، بلکه انفجارِ خشمِ انباشته در برابر آخرین پرده از «جراحی‌های اقتصادی» بود. جهش جنون‌آمیز نرخ ارز و سقوطِ نهاییِ معیشت فرودستان، خیابان را به قتلگاهی بدل کرد که ریشه‌های آن را باید در لایه‌های پنهان رانت و قدرت جستجو کرد.
سیاوش قائنی
سازوکار غارت: ثروت ملی چگونه از جیب فرودستان به حساب‌های الیگارشی می‌رود؟ß

18. Februar 2026

"Der Iran hat keine andere Wahl, als sich zu verändern."

Novelist & Essayist
www.cheheltan.net

ونس: ایران با همه خطوط قرمز آمریکا موافقت نکرده است
شاهرخ خیامی

به‌رغم اظهارات خوشبینانه مقامات ایرانی و آمریکایی پس از نشست ژنو، جی دی ونس، معاون ترامپ گفت که ایران همه خطوط قرمز آمریکا را نپذیرفته است. اسرائیل در انتظار اطلاعات بیشتر درباره توافقات ‌آمریکا و ایران در ژنو است.

دیپلماسی یا تکرار تاریخ؟
عقربه‌های ساعت به سمت جنگ ایران و آمریکا می چرخد یا توافق؟
| راه جلوگیری از بروز یک فاجعه بزرگ در خلیج فارس

فاطمه سرخوش
سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۰۳۸۷ ۱۴۰۴/۱۱/۲۹ - ۱۲:۱۱
اقتصادنیوز: برای جلوگیری از تکرار سناریوی عراق در سال۱۹۹۱، نشان دادن انعطاف از سوی دو طرف ضروری است. نشست‌های بیشتر ممکن است به سازش‌های لازم منجر شود، اما اولتیماتوم ترامپ نشان می‌دهد که مذاکرات ژنو، همچنان یک نقطه عطف خواهد بود

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با اعزام تجهیزات و ناو جدید به خاورمیانه، دیروز دومین دور از مذاکرات میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در ژنو، به پایان رسید. اظهارات هر یک از طرفین نشان می دهد که هنوز توافقی حاصل نشده، اما مسیر مذاکرات طبق انتظارات پیش رفته است.
شباهت نگران‌کننده با گذشته
عبدالله الجنید در نشنال اینترست نوشت: خواسته‌های حداکثری دونالد ترامپ درباره برنامه هسته‌ای ایران که توسط نمایندگان او، جرد کوشنر و استیو ویتکاف به نمایندگان ایرانی منتقل شده است، همزمان با افزایش حضور نظامی ارتش این کشور در منطقه، این تصور را ایجاد می‌کند که احتمالا سناریویی شبیه به عملیات چکش نیمه‌شب درحال تکرار شدن است. در این عملیات که در ژوئن 2025 صورت گرفت، آمریکا به همراهی اسرائیل به بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران پرداخت.
نشست‌های تاریخی تکرار می شوند
دور تازه مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران در ژنو، به‌میزان زیادی یادآور نشست معروف ۹ ژانویه ۱۹۹۱ در همین شهر است. در این نشست که تنها چند هفته قبل از عملیات طوفان الصحرا برگزار می‌شد، جیمز بیکر وزیر خارجه وقت آمریکا، اولتیماتومی سخت را به طارق عزیز، سخنگوی رژیم بعث عراق داد. ß

*محسن رنانی*:
*"مادامیکه که  ایرانیان خلق و خوی دیکتاتوری دارند محال است از شر حکام دیکتاتور رهایی یابند"*
نوروز گذشته توانستم خواندن کتاب «نقد و تحلیل دیکتاتوری» نوشته «مانس اشپربر» را به پایان برسانم.
این روانشناس آلمانی، کتاب را در ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی پیش از آنکه هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیش‌بینی کرده که کسی مانند هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. این کتاب که منتشر شد، نویسنده‌اش نه تنها ناچار شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد که کمونیست‌‌های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به فارسی ترجمه و درسال۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است، انتشارات دماوند در سال ۶۴ تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب که متنی بسیار روان و گیرا دارد، با تحلیل *روان‌شناختی شخصیت و رفتار دیکتاتورها نشان می‌دهد که آنها به خودی خود دیکتاتور نمی‌شوند، آنها پیامد رفتار توده‌هایی هستند که خوی دیکتاتوری بخشی از آنهاست.*
*
برای آن که دیکتاتوری برای همیشه از جامعه‌ای رخت بربندد، باید روحیه دیکتاتوری توده‌ها از میان برود.*
*
یادمان نرود که ما ایرانی‌ها رابطه خوبی با ضعیف‌تر از خودمان نداریم.* ببینید بچه‌هایمان به سوی گربه‌ها و سگ‌ها سنگ می‌اندازند، سواره‌ها به پیاده‌ها رحم نمی‌کنند، همه‌مان در کار خودمان فرمانروایی می‌کنیم. بقال حاکم است، نانوا حاکم است، راننده تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همه‌‌ و همه در کار خود می‌خواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را می‌گیریم به جای آن که تحویل پلیس‌‌اش بدهیم اول به او کتک مفصلی می‌زنیم، پلیس‌مان وقتی خطاکاری را دستگیر می‌کند اول او را می‌زندß

 

مدیریت سوگ و امتناعِ بخشش
طاها پارسا
تاریخ انتشار: 28 بهمن 1404
سهم دولت پزشکیان در سوریه‌ای شدن ایران

سال‌ها پیش در ماجرای بخشش یک خانواده حضور داشتم. جوانی ۲۱ ساله کشته شده بود. خانواده پس از کشاکشی طولانی رضایت دادند، اما مادر شرطی گذاشت: قاتل باید شهر را ترک کند. می‌گفت: «من بخشیدم، اما دیدنش زخمم را تازه می‌کند. شهر ما کوچک است؛ هر بار ببینمش انگار پسرم دوباره کشته می‌شود
پیام او روشن بود: بخشش با فراموشی فرق دارد؛ یادآور همان اصل اخلاقی که می‌گوید «می‌بخشیم، اما فراموش نمی‌کنیم
در تجربه آفریقای جنوبی نیز کمیسیون «حقیقت و آشتی» بر همین منطق استوار بود: حقیقت باید گفته شود؛ بخشش ممکن است رخ دهد؛ اما فراموشی جایگاهی ندارد.
اما راهبرد دولتِ مسعود پزشکیان در مواجهه با کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ منطقی وارونه دارد؛ راهبردی که بر «مدیریت روایت» و «مدیریت سوگ» استوار است. دولت با مدیریت روایت می‌کوشد «حقیقت» ناگفته بماند و با مدیریت سوگ تلاش می‌کند داغ ماجرا به «فراموشی» سپرده شود. این در حالی است که سوگواران نه فرصتی داشته‌اند و نه انتخابی برای «بخشیدن» یا نبخشیدن. چه‌بسا فشار برای فراموشی و تلاش برای وارونه‌کردن حقیقت امتناع بخشش را هم به‌دنبال دارد.
خطا در تشخیص صورت مسئله
دولت مسعود پزشکیان – ظاهراً با مشورت چهره‌های رسانه‌ای و «روزنه‌گشا» – تصور می‌کند با مدیریت مراسم، مدیریت رسانه و تعدیل لحن می‌تواند بحران را مهار کند. عذرخواهی‌های کلی و مبهم، نشست با چهره‌های روزنه‌گشا، سپردن مسئولیت کمیته بررسی به محمدرضا عارف و پوشیدن لباس سیاه و تلاش برای برگزاری مراسم چهلم سراسری، همگی نشانه‌های یک راهبرد مشخص‌اند: مهار بحران از طریق مدیریت سیاسی رنجß

/td>

اختلاف وزارت بهداشت با وزارت کشور و اطلاعات در مورد اطلاعات مجروحان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴:
چرا شورای تامین اطلاعات بیماران را می‌خواهد؟ | وزارت کشور اطلاعات را از وزارت بهداشت می‌خواهد ؟
چرا شورای تامین تهران مدارک پزشکی مجروحان اعتراضات دی ماه را می خواهد؟
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی گفت: وزارت بهداشت در مکاتبه‌ای محرمانه با درخواست شورای تامین شهرستان تهران برای ارائه مدارک پزشکی مجروحان حوادث دی ماه مخالفت کرده است.
آفتاب‌‌نیوز :
«
همایون سامه یح نجف‌آبادی» عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با تأیید اصالت نامه منتشرشده از سوی شورای تامین شهرستان تهران خطاب به رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی درباره تحویل مدارک پزشکی مجروحان اعتراضات دی‌ماه به ایلنا گفت: بین وزارت بهداشت و وزارت کشور در مورد ارسال اطلاعات بیماران اختلاف نظر وجود دارد.
وی افزود: وزارت بهداشت اعلام کرده است که هیچ‌کس حق ندارد، بدون طی مراحل قانونی، نام یا پرونده بیماری را برای فردی ارسال کند، زیرا اطلاعات بیماران محرمانه است و هیچ‌کس اجازه انتشار یا دادن اطلاعات شخص دیگری را ندارد. در خصوص این نامه مذکور، نامه‌نگاری محرمانه شده و با درخواست آن مخالفت شده است.
این نماینده مجلس در ادامه گفت: من از روز اول مطلع هستم که دستور مستقیم وزارت بهداشت به تمام بیمارستان‌ها این بوده که تمام پزشکان و بیمارستان‌ها موظفند بیماران را به صورت رایگان درمان کنند و تمام مجروحان را تحت درمان قرار دهند، بدون احراز هویت و توجه به اینکه افراد مجروح اغتشاشگر بوده‌اند یا امنیتی. زیرا در آن زمان مشخص نبود که چه کسی چه کاره است. بیمارستان‌ها قادر به تشخیص علت مجروحیت نبودند و به همین دلیل، همه را با دید مثبت نگاه کرده و به صورت رایگان درمان کردند.

بهمن دارالشفایی
الهه محمدی:
«
نخستین بار چهل روز پیش با شما آشنا شدم. دوستان پسرتان خبر را آوردند. خبر گم شدن و بعد مرده پیدا شدنش را. خبر مرگ تنها فرزندی که با نان کارگری، در خانه‌ای چهل متری، گوشه‌ نَداری تهران، پاسگاه نعمت‌آبا‌د بزرگش کرده بودید.
از همان چهل روز پیش، محله شما پر از حجله بود؛ در هر کوچه چند حجله و در هر حجله، عکس‌های رنگی و در هر عکس، صورتی زیبا و در هر صورت، چشم‌هایی درخشان و این‌ها همه، حجله جوانانی که «بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده» بودند و «موهای صورتشان هنوز درنیامده بود
شما را، پدر و مادر عزیز آن جوان گمشده که مرده پیدا شد اما شرایط تحویل گرفتن بدنش، در توانتان نبود، چهل روز پیش شناختم؛ درست از هجدهم دی‌ماه که تاریکی بر جهانمان سقوط کرد.
گفته بودید «نمی‌توانیم» و قرار گذاشته بودید سر یک گور خالی گریه کنید. سر یک گور خالی گریه کردن، گویی اشارتی بود بر پذیرنده و آرامنده بودن خاک که از چهل روز پیش، سروهای جوان ایران را در دلش جای داد.
این می‌توانست یک داستان کوتاه یا هایکویی ژاپنی باشد درباره پدر و مادری که در درازای بی‌انتهای فقرشان، حتی تا روزها نتوانستند بدن بی‌جان پسرشان را تحویل بگیرند، روی شانه‌هایشان تشییع کنند و قامتش را در میان گودالی از خاک، دراز کنند: «جنازه در سردخانه ماند؛ اشک‌ها خالیِ یک گور را تر کردند

16. Februar 2026

وضعیت بازداشت‌شدگان

 تاریخ : ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
روز پنجاهم از آغاز اعتراضات؛ تشدید پیگردهای امنیتی و استمرار ابهام در خصوص وضعیت بازداشت‌شدگان

خبرگزاری هرانا – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان روز پنجاهم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۷۰۱۵ نفر رسیده است. از این تعداد، ۶۵۰۸ نفر در دسته «معترضان» ثبت شده‌اند. ۲۲۶ نفر جان باخته افراد زیر ۱۸ سال هستند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای نظامی/حکومتی و ۶۷ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۱۷۴۴ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، شمار مصدومان غیرنظامی ۲۵۸۴۵ نفر، مجموع بازداشت‌ها ۵۳۵۵۲ مورد، بازداشت دانشجو ۱۴۴ مورد، اعترافات اجباری ۳۵۵ مورد و احضارها ۱۱۰۵۳ مورد ثبت شده است. مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده نیز ۶۷۶ نقطه در ۲۱۰ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در روز پنجاهم، محور تحولات حول چهار موضوع اصلی شکل گرفت: مناقشه بر سر دسترسی نهادهای امنیتی به اطلاعات مجروحان اعتراضات، طرح صریح مسئله فقر از سوی رئیس مجلس در بستر نارضایتی‌های اخیر، اظهارات رسمی درباره بازداشت دانش‌آموزان و دانشجویان، و ادامه بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی در شهرهای مختلف بر اساس گزارش‌های هرانا.
مخالفت وزارت بهداشت با درخواست شورای تأمین تهران
همایون سامه‌یح نجف‌آبادی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، اعلام کرد وزارت بهداشت در مکاتبه‌ای محرمانه با درخواست شورای تأمین شهرستان تهران برای ارائه مدارک پزشکی مجروحان اعتراضات مخالفت کرده است. به گفته او، این وزارتخانه تأکید کرده هیچ‌کس بدون طی مراحل قانونی حق دسترسی به نام یا پرونده پزشکی بیماران را ندارد و اطلاعات درمانی افراد محرمانه استß

روبیو درباره رویکرد آمریکا در قبال جمهوری اسلامی: ترجیح پرزیدنت ترامپ همچنان دیپلماسی است

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا
وزیر امور خارجه آمریکا می‌گوید که برای دونالد ترامپ حل و فصل مسئله جمهوری اسلامی از طریق مذاکره و دیپلماسی در اولویت قرار دارد و «برای این هدف تلاش خواهیم کرد» هرچند «تاکنون کسی نتوانسته است با حکومت ایران توافق موفقی انجام دهد
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز یکشنبه ۲۶ بهمن در یک کنفرانس مطبوعاتی در براتیسلاوا، پایتخت اسلواکی، به موضوعات گوناگون، از جمله جمهوری اسلامی و افزایش چشمگیر حضور نظامی آمریکا در منطقه، پرداخت.
آقای روبیو در پاسخ به پرسشی درباره اطلاع دادن به کنگره پیش از هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی و پیامدهای یک درگیری نظامی اختمالی تازه در خاورمیانه، تاکید کرد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، «به روشنی گفته است دیپلماسی و نتیجه مبتنی بر توافق مذاکره‌شده را ترجیح می‌دهد
او با این حال به ماهیت حاکمیت در ایران به عنوان «آخوندهای رادیکال شیعه» که «تصمیمات سیاسی - ژئوپلیتیکی را بر اساس الهیات محض می‌گیرند» اشاره کرد و گفت: «این چیز پیچیده‌ای است. منظورم این است که تاکنون نتوانسته است با ایران توافق موفقی انجام دهد، اما ما تلاش خواهیم کرد
آقای روبیو با اشاره به تلاش‌های استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکره‌کنندگان آمریکا، در این زمینه گفت که آنها همین حال هم «برای حضور در جلسه‌های مهم در سفر هستند» و خواهیم دید که نتیجه چه خواهد شدß

 

شعارهای شبانه علیه حکومت، برنامه دیدار عراقچی و گروسی در ژنو
مریم همتی
عباس عراقچی پس از ورود به ژنو در پیامی گفت "با ایده‌های واقعی" برای دستیابی به توافق آمده و آن چیزی که در دستور کار قرار ندارد، "تسلیم شدن در برابر تهدیدهاست." در تهران و برخی شهرها شعارهای شبانه علیه حکومت ادامه یافت.

یک روز پس از تجمع‌های بزرگ ایرانیان خارج از کشور، شعارهای شبانه در ایران علیه حکومت برای دومین شب متوالی ادامه داشت
هیأت جمهوری اسلامی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر خارجه این کشور، بامداد دوشنبه ۱۶ فوریه (۲۷ بهمن) وارد ژنو شد. دور جدید مذاکرات میان تهران و واشنگتن قرار است روز سه‌شنبه (۲۸ بهمن) به میزبانی عمان در این شهر برگزار شود.
عراقچی با انتشار پیامی در ایکس در تشریح دستور کار سفر خود نوشت که روز دوشنبه همراه با گروهی از کارشناسان هسته‌ای ایرانی برای "مباحث فنی دقیق" با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دیدار خواهد کرد.
او افزود: «من با ایده‌هایی واقعی برای دستیابی به توافقی برابر و عادلانه در ژنو حضور دارم. آنچه روی میز نیست: تسلیم شدن در برابر تهدیدها
به نوشته رویترز، هیأت آمریکایی شامل استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ و جرد کوشنر، داماد و مشاور رئیس‌جمهور آمریکا صبح سه‌شنبه با مقامات ایرانی دیدار می‌کنند و نمایندگانی از عمان نیز به عنوان میانجی در این دور از مذاکرات حضور خواهند داشت.
شعارهای شبانه برای دومین شب متوالی
یک روز پس از تجمع‌های چند صد هزار نفره ایرانیان خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی، شعارهای شبانه علیه حکومت در شماری از شهرهای داخل ایران در شامگاه یکشنبه ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن) برای دومین شب متوالی ادامه داشت. برخی از ساکنان تهران در چندین منطقه، از پنجره‌ها و بالکن‌های خود علیه علی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی شعار دادند.
حساب کاربری "شهرک اکباتان" در شبکه ایکس ویدئوهایی را منتشر کرد که در آن شنیده می‌شود ساکنان این منطقه مسکونی در غرب تهران شعارهایی از جمله "جاوید شاه"، "خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک" و "مرگ بر دیکتاتور" را فریاد می‌زنند.
ویدئوهایی از شعارهای شبانگاهی مردم معترض در شهرهای دیگر نظیر بروجرد، مشهد، کرج نیز منتشر شده استß

سایه سنگین احکام امنیتی بر دنیای کودکان
در حالی که آمارهای رسمی بازداشت‌های پس از خیزش دی ۱۴۰۴ از مرز ۵۳ هزار نفر عبور کرده است، نگرانی از موج صدور احکام سنگین امنیتی، بحرانی خاموش را در خانه‌ها رقم زده است. حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، در این گفت‌وگو هشدار می‌دهد که پنهان کردن واقعیت یا تبدیل والد به «قهرمان دست‌نایافتنی»، می‌تواند آسیب‌های روانی جبران‌ناپذیری به کودکانی وارد کند که والدینشان زیر تیغ احکام اعدام هستند. او معتقد است حقِ کودک بر دانستن واقعیت و حفظ روتین زندگی، نباید فدای فشارهای سیاسی و قضایی شود.

در پی خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، آمارهای تکان‌دهنده‌ای از موج بازداشت‌ها در سراسر ایران به گوش می‌رسد. طبق گزارش‌های تجمیعی هرانا، تا پایان روز چهل و هفتم اعتراضات، بیش از ۵۳ هزار مورد بازداشت و ۱۱ هزار مورد احضار ثبت شده است. در این میان، خطر صدور احکام سنگینی با برچسب‌های امنیتی همچون «محاربه» و «افساد فی‌الارض»، جامعه را در نگرانی عمیق فرو برده است.
اما در پسِ این اعداد و برچسب‌های حقوقی، گروهی از آسیب‌پذیرترین قربانیان حضور دارند که صدایشان کمتر شنیده می‌شود: کودکانی که والدینشان بازداشت شده یا با خطر اعدام روبرو هستند.
در گفت‌وگو با حامد فرمند، فعال حقوق کودکان و عضو شبکه جهانی مراکز نگهداری کودکان در زندان‌ها، به بررسی ابعاد روانی و حقوقی زندگی این کودکان پرداخته‌ایم. فرمند با تکیه بر تجربه‌های میدانی خود، از ضرورت شکستن تابوی آسیب‌های روانی در خانواده‌های زندانیان سیاسی می‌گوید و هشدارهای مهمی را درباره نحوه مواجهه با این کودکان مطرح می‌کندß

12. Februar 2026

Der Schah ist weg,
es lebe der Schah?

Irans Regierung hat keine Überlebenschance mehr.
Sie ist finanziell geschwächt und nach den neuerlichen Protesten ohne Rückhalt in der Bevölkerung, das Land verarmt. bringt jetzt eine Einmischung von außen die Wende?
Von Amir Hassan Cheheltan (www.cheheltan.net)

سیاهیِ جمهوری اسلامی و «بالاتر از سیاهیِ» جنگ
آیا واقعاً «بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟» در سال‌های اخیر، بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی در ایران، بخشی از افکار عمومی را به این نتیجه رسانده که تداوم وضع موجود، فرجامی جز فروپاشی حتمی ندارد و در این میان، حتی جنگ نیز نمی‌تواند فاجعه‌بارتر از تداوم حاکمیت فعلی باشد. آرمین خامه در این مقاله با نقد مغالطه «دوگانه کاذب»، نشان می‌دهد که چگونه تقلیلِ «عدم قطعیت‌های بنیادین» به «ریسک‌های محاسباتی»، ما را در تله‌ یک قمار خطرناک گرفتار می‌کند؛ قماری که در آن نه تخریب جنگ قابل مهار است و نه حتی فروپاشیِ حریف، تضمین‌شده.
آرمین خامه

شیکاگو، ایلینوی - ۷ فوریه (عکس از یاسک بوچارسکی / آناتولی از طریق خبرگزاری فرانسه)
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
هر زمان که احتمال حمله خارجی علیه ایران مطرح می‌شود، بحث درباره پیامدهای ویرانگر جنگ دوباره اوج می‌گیرد. در این بحث‌ها، همواره نسبت به هزینه‌های بسیار سنگین و حتی جبران‌ناپذیر جنگ هشدار داده می‌شود: از فروپاشی نظم سیاسی–اجتماعی گرفته تا خطر تجزیه کشور و بی‌ثباتی بلندمدت داخلی.
در برابر این هشدارها، استدلال‌های متفاوتی ارائه می‌شود. برخی اساساً این مخاطرات را اغراق‌آمیز می‌دانند و معتقدند ایران الزاماً به سرنوشت کشورهایی مانند لیبی یا سوریه دچار نخواهد شد. این دیدگاه، هرچند محل بحث است، موضوع این مقاله نیست.
در مقابل، گروهی دیگر مخاطرات احتمالی را می‌پذیرند، اما با این حال، جنگ را گزینه‌ای موجه یا حتی گریزناپذیر تلقی می‌کنند. استدلال آنان بر این پیش‌فرض استوار است که خطر بنیادین نه در «جنگ»، بلکه در «تداوم وضع موجود» نهفته است. از این منظر، تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را به سوی زوال تدریجی سوق می‌دهد: فرسایش زیرساخت‌ها، تعمیق گسست‌های اجتماعی و اضمحلال جایگاه بین‌المللی، آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن عملاً چیزی از ایران باقی نخواهد ماند. بر اساس این نگاه، جمهوری اسلامی کشور را به چنان تیرگی و سیاهی خواهد کشاند که دیگر هیچ فاجعه‌ای، از جمله جنگ، نمی‌تواند وخیم‌تر از وضع فعلی باشد. به بیان دیگر، از دید آنان «بالاتر از سیاهی رنگی نیست».
مقاله حاضر به نقد مبانی همین «استدلال بالاتر از سیاهی» می‌پردازدß

دشنام به‌جای نقد، از خیابان تا شبکه‌های اجتماعی در گفت‌وگو با سعید پیوندی

پس از اعتراضات اخیر در ایران، زبان و ادبیات به‌کاربرده‌شده در شبکه‌های اجتماعی و حتی فضای عمومی به‌طور محسوسی تندتر و قطبی‌تر شده است. توهین، تهدید و برچسب‌زنی به بخشی از گفتار روزمره تبدیل شده و امکان گفت‌وگوی سازنده را کم کرده است. سعید پیوندی، جامعه‌شناس مقیم فرانسه، به بررسی پدیدهٔ خشونت زبانی در جامعه ایران پرداخته‌ و تلاش کرده‌ است که امکان‌های بازسازی زبان نقد عقلانی و احیای فرهنگ گفت‌وگو در فضای عمومی را واکاوی کند.


روز چهل‌وششم از آغاز اعتراضات؛ شرط آزادی با تعهد اجباری، بازداشت معلمان و نشست پارلمان اروپا
خبرگزاری هرانا – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان روز چهل‌وششم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۷۰۰۲ نفر رسیده است. بر اساس این آمار، ۶۵۰۶ نفر از جان‌باختگان در دسته «معترضان» ثبت شده‌اند که ۲۱۶ نفر از آنان افراد زیر ۱۸ سال بوده‌اند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۶۶ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۱۷۳۰ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، شمار مصدومان غیرنظامی ۲۵۰۲۲ نفر، مجموع بازداشت‌ها ۵۲۹۴۱ مورد، بازداشت دانشجو ۱۳۶ مورد، اعترافات اجباری ۳۳۷ مورد و احضارها ۱۱۰۵۱ مورد ثبت شده است. مجموع نقاط اعتراضی ثبت‌شده ۶۷۶ مورد در ۲۱۰ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز چهل‌وششم، روندها عمدتاً حول سه محور قابل مشاهده بود: ادامه بازداشت‌های هدفمند در میان شهروندان و معلمان، اعمال شرط‌های جدید برای آزادی بازداشت‌شدگان، و واکنش‌های بین‌المللی به سرکوب سیستماتیک معترضانß

فیگارو از طراحی ماشین کشتار در ایران به فرمان خامنه‌ای پرده برداشت
روزنامۀ فیگارو در گزارشی به قلم دلفین مینویی نوشت که شهادت‌ها و روایت‌های تازه پس از کشتارهای دی‌ماه نشان می‌دهند که سرکوب خونین معترضان نتیجه طرحی از پیش‌تدارک‌دیده شده در بالاترین سطوح جمهوری اسلامی با دستور مستقیم علی خامنه‌ای بوده است.

تصاویر برخی از قربانیان قتل عام دی ماه در ایران در تظاهرات ایرانیان در برلین © AFP
توسط: ناصر اعتمادی
روزنامۀ فیگارو، در شمارۀ امروز خود، با انتشار گزارشی به قلم دلفین مینویی نوشته است که با بازگشت تدریجی اینترنت در ایران و گذشت نزدیک به یک ماه از کشتارهای خونین دی ماه در این کشور، شهادت‌ها و روایت‌های تازه‌ای از درون کشور منتشر شده که همگی از برنامه ریزی سرکوب مرگبار معترضان به دستور مستقیم علی خامنه‌ای حکایت دارند. گزارش فیگارو با استناد به منابع متعدد و گفتگوهای میدانی، از وجود «ماشین حذف» سخن می‌گوید که به‌گفته شاهدان، در بالاترین سطوح حاکمیت جمهوری اسلامی و به فرمان مستقیم رهبر این کشور طراحی و اجرا شده است.
مینویی می‌نویسد که اکنون برای بسیاری از ناظران، پیش‌دستی و برنامه‌ریزی قبلی کشتار روزهای ۸ و ۹ ژانویه هم‌زمان با چهل‌وهفتمین سالگرد استقرار جمهوری اسلامی کاملاً روشن است. یک مقام پیشین وزارت کشور  جمهوری اسلامی که نخواسته نامش فاش شود، گفته است که قتل‌عام ژانویه نتیجه «فرآیندی برنامه‌ریزی‌شده و چندلایه» بوده که از سال ۲۰۲۲ توسط نهادهای امنیتی حکومت تهران پیگیری شده است. به‌گفته این منبع، واحدهای مسلح موتوری و پیاده برای محاصره شهرها آموزش دیده بودند و ساختمان‌های کلیدی برای استقرار تک‌تیراندازان از پیش شناسایی شده بودند.
گزارش فیگارو همچنین به آنچه «آمادگی روانی برای کشتار» نامیده، اشاره می‌کند : آموزش‌هایی که بنا بر شهادت‌ها شامل تشویق نیروها به شلیک از فاصله نزدیک و حتی زدن «تیر خلاص» به معترضان زخمی بوده است. به‌گفته این مقام سابق، در برخی موارد افراد با سابقه بزهکاری نیز برای هدایت جمعیت‌ها و منحرف‌کردن مسیر تظاهرات به‌کار گرفته شده‌اند.
روایت شاهدان: از «لباس‌شخصی‌ها» تا حمله به بیمارستان‌هاß

11 فوریه 2026
روبینا امینیان؛ هنرمندی که از کارگاه به تظاهرات رفت و بازنگشت
زانیار عمرانی

روبینا دانشجوی طراحی پارچه در دانشکده فنی‌وحرفه‌ای شریعتی تهران، روز پنجشنبه ١٨ دی، پس از پایان کار در کارگاه، همراه دوستانش از دانشگاه خارج می‌شود که ناگهان تظاهراتی شکل می‌گیرد. روبینا به جمع معترضان می‌پیوندد. همان شب خانواده‌اش از دوستان او خبر می‌گیرند که به روبینا تیراندازی شده است. او با شلیک گلوله از پشت سر کشته شد. در کلنِ آلمان با ریزان نوری و هلاله نوری، دو خاله‌ی روبینا، درباره‌ی این دانشجوی ۲۳ ساله‌ی اهل کرمانشاه گفتگوی کردیم. ß

 

بدون پاسخ‌های قانع‌کننده، اعتراضات به خشونت‌های بیشتری خواهد انجامید
خشمِ پنهان در پسااعتراضات به روایت یک جامعه شناس | غبارآلود بودن آینده، اعتماد عمومی را کاهش داده است

مطهره خردمندان
سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۶۹۰۹۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ - ۱۲:۱۸
اقتصادنیوز:ایران در میانه بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و نااطمینانی امنیتی قرار دارد. طهمورث شیری، جامعه‌شناس، از تأثیرات عمیق این وضعیت بر زندگی مردم می‌گوید و هشدار می‌دهد که چشم‌انداز مبهم آینده، همراه با اعتراضات خشمگین و ترس از جنگ، می‌تواند به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل شو و در صورت بی‌توجهی به این مسائل، جامعه به سمت رادیکالیسم و خشونت بیشتر حرکت خواهد کرد.

به گزارش اقتصادنیوز، در خیابان‌های شلوغ تهران، مردم با نگرانی از آینده‌ای که در انتظارشان است، در حرکت‌اند. از یک سو، بحران اقتصادی و افزایش روزافزون قیمت‌ها فشار زیادی بر دوش خانواده‌ها گذاشته و از سوی دیگر، تهدیدات امنیتی و نااطمینانی از جنگ، دلهره‌ای عمیق در دل‌ها کاشته است.
در چنین فضایی این وضعیت مبهم نه تنها زندگی روزمره مردم را دچار چالش کرده، بلکه سبب بروز شکاف‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی به حاکمیت شده است. مردم در جستجوی راه‌حل‌هایی سریع هستند، ولی بحران‌ها هیچ‌کدام بدون مدیریت صحیح قابل حل نخواهند بود.
طهمورث شیری، جامعه شناس با تأکید بر اینکه ایران در آستانه یک بحران جدید است، هشدار می‌دهد که عدم پاسخگویی به بحران‌های فعلی، خطرات جدی به‌همراه خواهد داشت. او به اقتصادنیوز، می‌گوید: اگر حاکمیت نتواند به این مشکلات پاسخ دهد و شکاف‌های موجود را پر کند. اعتراضات نه تنها ادامه خواهد داشت، بلکه شدت بیشتری خواهد گرفت.
گفتگوی اقتصادنیوز با طهمورث شیری، جامعه‌شناس را بخوانید.

کشتار دی‌ماه، کنش یا واکنش؟
طاها پارسا
22 بهمن 1404
چه کسی خشک و تر را با هم سوزاند؟
https://www.zeitoons.com/wp-content/uploads/2026/02/IMG_9844.jpeg
پس از کشتار دی‌ماه، وسوسه‌ی پخش‌کردن مسئولیت، حتی برخی از مخالفان و منتقدان نامدار جمهوری اسلامی را، در گرفت. گروهی -گاه بر تأکید بر مسئولیت قدرت حاکم- کوشیدند سهمی نیز برای «دیگران» قائل شوند: نیروهای بیرونی، دشمنان خارجی، اپوزیسیون، رسانه‌ها یا بازیگران حاشیه‌ای. حتی در برخی روایت‌ها، کشتار نه به‌مثابه تصمیم یک قدرت مسلح، بلکه به‌عنوان پیامد تحریک و نفوذ دیگران توضیح داده شد؛ گویی کنش‌هایی رخ داده که «مستبدان را برانگیخته» تا «خشک و تر را با هم بسوزانند»*.
نتیجه‌ی این رویکرد، اغلب نه روشن‌شدن حقیقت و نه نزدیک‌شدن به عدالت، بلکه تقویت همان روایتی بود که حکومت از کشتار ارائه می‌کرد و از این رو رسانه‌های جمهوری اسلامی -موزیانه خنده‌های فتح‌شان بر لب- در بازنشر سخنان این منتقدان و‌ مخالفان کم نگذاشتند.
این گرایش به پخش‌کردن مسئولیت البته بی‌ریشه نیست. کارل یاسپرس پس از جنگ جهانی دوم، در بحث «مسئله گناه آلمان»، از نوعی هم‌مسئولیتی اخلاقی سخن گفت. به‌نظر او، مسئولیت تنها به عاملان مستقیم جنایت محدود نمی‌شود؛ سکوت، انفعال و تحمل نیز می‌توانند شرایطی بیافرینند که جنایت در آن ممکن شود. این ایده در بستر تاریخی خود کوششی بود برای گریز از تبرئه‌ی جمعی و مواجهه با خودآگاهی تاریخی.
اما درست در همین نقطه، بود که شاگرد یاسپرس خطر یکی‌کردن خشک و تر را دریافت! هانا آرنت هشدار داد که اگر مفهوم هم‌مسئولیتی بی‌تمایز و بی‌دقت به کار رود، نتیجه نه تعمیق اخلاق، بلکه ابهام سیاسی است. از نظر آرنت، گناه و مسئولیت همواره به کنش مشخص گره خورده‌اند: به دستور، به تصمیم، به فرمان، به شلیک، به سرکوب. او می‌گوید لحظه‌ای که بگوییم «همه مقصرند»، در عمل گفته‌ایم هیچ‌کس پاسخ‌گو نیست.
آرنت با تفکیک میان گناه حقوقی و مسئولیت اخلاقی موافق است، اما تأکید می‌کند که گناه همواره فردی است؛ تعمیم آن به «همه» یا توزیع آن به «دیگران»، بی‌گناهی واقعی را نیز بی‌معنا می‌کند. وقتی همه گناهکار باشند، مسئول مشخصی باقی نمی‌ماند. در برابر این منطق، آرنت از مسئولیت سیاسیِ غیرقابل‌واگذاری دفاع می‌کند؛ مسئولیتی که به «کنش» و انتخاب معین گره خورده است. در نظر آرنت کشتار کنش است و نه واکنشß

فهیمه فرسایی

سیاست بر پرده نقره‌ای «برلیناله پالاست»
هفتاد و ششمین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم برلین (برلیناله)، امسال در ۱۲ فوریه آغاز می‌شود و پایتخت آلمان، به ویژه «میدان‌های پتسدام و مارلنه دیتریش» را به محل نمایش تازه‌ترین تولیدات جهان سینما، رفت و آمد کارگردانان، بازیگران و دست‌اندرکاران بین‌المللی فیلم و بیش از سه هزار خبرنگار از سراسر دنیا تبدیل می‌کند. در این دوره، ۲۲ فیلم از ۲۸ کشور، از جمله ۲۰ اثر که اولین نمایش جهانی خود را تجربه می‌کنند، به بخش مسابقه دعوت شده‌اند. زنان ۴۰ درصد از کل فیلم‌های برلیناله را کارگردانی کرده‌اند که رقم چشمگیری است. ۱۴ فیلمساز پیش‌تر در این جشنواره حضور داشته‌اند. ۶ تن از میان آنان پیش از این، در بخش مسابقه شرکت کرده بودند.

دونالد ترامپ پس از گفت‌وگو با نتانیاهو: امیدوارم تهران این‌بار منطقی‌تر عمل کند؛ تاکید نخست وزیر اسرائیل بر «نیازهای امنیتی» کشورش

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز چهارشنبه بیش از دو ساعت در نشستی پشت درهای بسته با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفت‌وگو کرد. او سپس با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروت‌سوشال، این دیدار را «بسیار خوب» توصیف کرد و نوشت که تأکید داشته مذاکرات با تهران باید فعلا ادامه یابد.
ترامپ در پیام خود افزود: «به جز این‌که من اصرار کردم مذاکرات با [جمهوری اسلامی] ایران ادامه پیدا کند تا مشخص شود آیا می‌توان به توافقی دست یافت یا نه، نتیجه قطعی دیگری حاصل نشد
رئیس‌جمهور ایالات متحده نوشت: «به نخست‌وزیر اطلاع دادم که اگر چنین توافقی امکان‌پذیر باشد، این گزینه، ترجیح ما خواهد بود. اگر هم امکان‌پذیر نباشد، آن‌وقت باید دید نتیجه چه خواهد شد
او همچنین افزود: «دفعه قبل [جمهوری اسلامی] ایران تصمیم گرفت توافق نکند و در پی آن هدف حملات آمریکا قرار گرفت
ترامپ نوشت: «امیدواریم این بار آن‌ها منطقی‌تر و مسئولانه‌تر رفتار کنند
دفتر نخست‌وزیری اسرائیل نیز در بیانیه‌ای کوتاه درباره دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد دو طرف در این گفت‌وگو «به موضوع مذاکرات با ایران، غزه و تحولات منطقه‌ای» پرداخته‌اند.
در این بیانیه آمده است: «نخست‌وزیر بر نیازهای امنیتی اسرائیل در چارچوب مذاکرات تأکید کرد و دو طرف توافق کردند هماهنگی نزدیک و ارتباط مستمر خود را حفظ کنند
وزارت امور خارجه اسرائیل همچنین پیش‌تر اعلام کرده بود که نخست وزیر اسرائیل قبل از دیدار با دونالد ترامپ در کاخ سفید، با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، دیدار و حکم عضویت خود را در «شورای عالی صلح» امضا کرد.
بر اساس طرح ارائه‌شده از سوی دونالد ترامپ، یک هیات بین‌المللی با عنوان «هیات صلح» مسئول نظارت بر اداره موقت نوار غزه خواهد بود.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، سه‌شنبه‌شب در دو گفت‌وگوی جداگانه با رسانه‌ها درباره وضعیت ایران اظهارنظر کرد. او هشدار داد که اگر مذاکرات با جمهوری اسلامی به نتیجه نرسد، آمریکا «اقدامی بسیار سخت» انجام خواهد داد، اما در عین حال تأکید کرد ترجیح می‌دهد توافق حاصل شود.
ترامپ در گفت‌وگو با شبکه اِن۱۲ اسرائیل و آکسیوس گفت: «یا به توافق می‌رسیم، یا مجبور می‌شویم کاری بسیار سخت، شبیه دفعه قبل، انجام دهیم.» او همچنین افزود: «ما یک ناوگروه نظامی داریم که به آن‌جا (خاورمیانه) در حرکت است و شاید یک ناو دیگر هم اعزام شودß

نتانیاهو در سفرش به واشنگتن به دنبال چیست؟
نیلوفر غلامی
۱۴۰۴/۱۱/۲۱۱۴۰۴ بهمن ۲۱, سه‌شنبه
گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره سفر فوری نخست‌وزیر اسرائیل به آمریکا، در شرایطی که تهران و واشنگتن در آستانه دور جدید گفت‌وگوهای خود هستند، مطرح شده است. هدف نتانیاهو از این سفر چیست؟ گفت‌وگو با مئیر جاودانفر و منشه امیر. ß

03. Februar 2026


روز سی‌وهفتم از آغاز اعتراضات؛ موج بیانیه‌های صنفی در کنار تداوم بازداشت‌ها

خبرگزاری هرانا – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی تا پایان روز سی‌وهفتم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۶۸۵۴ نفر رسیده است. بر اساس این آمار، ۶۴۳۰ نفر از جان‌باختگان در دسته «معترضان» ثبت شده‌اند و ۱۵۲ نفر نیز در بخش «کودکان زیر ۱۸ سال» قرار دارند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۵۸ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۱۲۸۰ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، مجموع بازداشت‌ها ۵۰۲۳۵ مورد، بازداشت دانشجو ۱۰۶ مورد، اعترافات اجباری ۳۰۳ مورد و احضارها ۱۱۰۴۶ مورد ثبت شده است. همچنین مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده ۶۶۶ نقطه در ۲۰۹ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز سی‌وهفتم روندها عمدتاً حول چهار محور قابل مشاهده بود: افزایش بیانیه‌های صنفی و تخصصی درباره سرکوب و پیامدهای انسانی آن، تداوم بازداشت‌های پراکنده و بلاتکلیفی بازداشت‌شدگان، اعمال تحریم‌های تازه بریتانیا و هم‌زمان برگزاری/اعلام نشست تخصصی در لاهه درباره سپاه پاسداران، و در حوزه خدمات عمومی، تداوم اختلالات ارتباطی که به زیان سنگین پست و آسیب به کسب‌وکارهای آنلاین انجامیده است.
بیانیه‌ها؛ هشدار درباره پیامدهای انسانی سرکوب و مطالبه پاسخگویی
در روز سی‌وهفتم، چهار بیانیه شاخص از سوی گروه‌های صنفی و تخصصی منتشر شد که همگی بر یک نقطه مشترک تاکید داشتند: هزینه انسانیِ سرکوب، رو به افزایش است و مسئولیت آن متوجه ساختار تصمیم‌گیری و مجریان برخوردهای میدانی است.
۱) بیانیه جمعی از چشم‌پزشکان ایران
جمعی از چشم‌پزشکان با انتشار بیانیه‌ای سرگشاده، نسبت به افزایش موارد آسیب شدید چشمی و نابینایی دائمی در برخورد با اعتراضات هشدار دادند. در این بیانیه، استفاده از سلاح‌های ساچمه‌زن به عنوان عامل اصلی این آسیب‌ها مطرح شده و تاکید شده است که هدف قرار گرفتن صورت و چشم افراد، از منظر پزشکی و انسانی غیرقابل پذیرش است. امضاکنندگان، نابینا کردن شهروندان را مصداق نقض کرامت انسانی دانسته‌اند و خواستار توجه فوری مسئولان اجرایی، نظامی، انتظامی و قضایی به پیامدهای این روند شده‌اند. ß

چند سوال ساده از حکومت!!!
ملک
اول :
چرا تروریستهای اسرائیلی و امریکایی در  شب ۱۸ دی  چند هزار نفر معترض را قتل عام کردند اما در ۲۲ دی تظاهرات طرفداران نظام یک نفر را نکشتند .. تروریستها مخالف معترضین بودند یا طرفداران  نظام  بودند یا اینکه همان شب همه نیست و نابود شدند و برگشتند به خارج از کشور  ؟!!
دوم :
چرا قبل از تظاهرات معترضین یک تروریست یا سلاح انها شناسایی و بازداشت و توقیف نشد .. مسولین امنیتی کشور کجا بودند و چه میکردند با این همه هزینه ای که بر کشور تحمیل میکنند بطوریه در ۴۸۰ شهر اشوب و کشتار صورت گرفت
سوم :
اگر تروریست ها مردم را قتل عام کردند چرا اینترنت را قطع کردید تا فیلم ها و عکسهای جنایت انها منتشر نشود و مردم ایران و جهان اگاه نشوند
چهارم :
طبق اعلام حکومت ۳۱۱۷ نفر کشته شدند که حدود ۱۴۰۰ نفر انها شهید و مابقی غیر شهید بودند و حدود ۳۵۰ نفر نظامی و انتظامی و بسیجی کشته شدن . چرا حکومت برای شهید  شدن ۱۴۰۰ نفر از مردم اعلام عزای عمومی نکرد چرا برای شهادت حدود ۳۵۰ مامور خود هیچ عزای عمومی نگرفت . حکومتی که برای فوت یک پیرمرد ۹۹ ساله در تهران یا قم چندین روز عزای عمومی میگیرد برای جان هزاران نفر از مردم چرا هیچ اهمیتی قائل نیست و در زمان کفن و دفن انها صدا و سیما جشن و پایکوبی راه میاندازد و فیلم های کمدی و طنز پخش میکند
پنجم :
صدا و سیما اعلام پیروزی میکند وقتی طبق امار ۹۹/۹درصد کشته شدگان و بازداشتی ها ایرانی بودند دقیقا حکومت در برابر چه کشوری و چه چیزی پیروز شده
ششم:
دادستانی بیانیه صادر کرده که انتشار فیلم و عکس حواث جرم است .. اگر تروریست ها جنایت کردند چرا باید انتشار فیلم و عکس جنایت تروریستها جرم داشته باشد ؟
هفتم :
وقتی تروریست ها مردم را به رگبار بستند چرا باید پزشکانی که مجروحین را مورد مداوا قرار داده اند مورد پیگرد قرار گیرند و چرا باید مردمی که مورد حمله تروریستها قرار گرفتند ترس از مراجعه به بیمارستان داشته باشند؟
هشتم :
طبق دستور نظام قرار بود مردم از واتس اپ و اینیستا و تلگرام استفاده نکنند  و از بله و ایتا استفاده کنند که داخلی است و امن و مورد اعتماد نظام است و همیشه در دسترس .. چرا بله و ایتا و حتی تلفن و اس ام اس و ... را کلا قطع کردید پس چه فرقی داشت شبکه های خارجی با داخلی .. چرا حکومت همه نوع دسترسی و اطلاع رسانی را قطع کرد ؟ یعنی شبکه های داخلی هم دست دشمن افتاده ؟ میشه مشخص بشه دقیقا چه چیزی دست دشمن نیست؟ و حکومت چه چیزی دستش هست که باید پاسخگوی ان باشد ؟
نهم :
گفته شد ماموران حکومتی هیچ سلاح جنگی در دست نداشتند .. پس ان چند صد نفر تروریست چگونه کشته شدند
دهم :
امار کفن و دفن در گورستانها و تعداد انها  با نام و نشان و شماره قطعه و ردیف در سایت قبرستانها  روزانه و ساعتی مشخص بود چرا از دسترس خارج شد
یازدهم :
چندین هزار کاور مشکی جهت کشته شدگان از قبل اماده بود ایا پیش بینی ان تعداد از قبل صورت گرفته بود ؟
دوازدهم :
سلاح رسمی نیروهای انتظامی و امنیتی کشور چیست ؟ اکثر کشته شدگان با چه نوع سلاحی کشته شدند ؟ تروریست ها از  چه سلاحی استفاده کرده اند و از کجا انها را تهیه کردند؟
سیزدهم :
اگر تروریستها کشتار کردند چرا سردار حسن عباسی از گشتار حمایت میکند و انرا حجامت خونهای کثیف میداند که نیاز حکومت اسلامی است ایا تروریستها برای حفظ حکومت دارند حجامت را انجام میدهند ؟
چهارهم :
چرا در روز ۲۲ دی بسیج ادارات و نهادها و ارگانها مکلف به انتقال کارکنان خود با اتوبوس به محل تجمع شدند ؟ که خوشبختانه بدون هیچ حادثه تروریستی پایان یافت برخلاف تجمع معترضین !
پانزدهم
مهمترین وظیفه حکومت حفظ جان و امنیت مردم است با کشته شدن چندین هزار نفر مردم عادی در خیابانها و کوچه های شهرهای مختلف در یک شب  ایا حکومت به وظایف خودش عمل کرده ؟ ایا کوتاهی و قصوری نشده ؟ ایا از مسولین نظامی و امنیتی کسی عزل و اخراج یا بازداشت و محاکمه شده؟ ایا مسئولی بخاطر  وقوع این همه جنایت و کشتار بی سابقه عذرخواهی کرده است ؟
شانزدهم :
ایا تماشاگران فوتبال هم تروریست هستند که تمام بازیهای فوتبال را بدون تماشاگر کردید
هفدهم :
مسولین نظام حاکمی را سراغ دارند که با کشتار و ظلم به  مردم خود سر سلامت به سر برده باشد؟
هجدهم :
منتظر نظر و پاسخ  مسولین هم نیستیم چون نه مسئولند و نه دلسوز وطن.
#
تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane


#
تحلیل_زمانه

| خبر فوری:
وال استریت ژورنال: ایران نگران است که ایالات متحده در تلاش است از دیپلماسی به عنوان وسیله‌ای برای کسب زمان بیشتر قبل از حمله استفاده کند
آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی: جارد کوشنر، داماد یهودی ترامپ، به مذاکرات جمعه در استانبول خواهد پیوست.
رویترز: مقامات ایران از بازگشت معترضین به خیابان پس از حمله آمریکا واهمه دارند.
یک منبع ایرانی به رویترز گفت که نیروهای خارجی مصمم به ادامه حمایت و تحریک اعتراض‌ها تا سقوط دولت هستند و در صورت از سرگیری اعتراضات، انتظار خشونت بیشتر می‌رود.
یک منبع ایرانی به رویترز گفته: حمله‌ای که هم‌زمان با اعتراضات مردم خشمگین رخ دهد، می‌تواند به فروپاشی نظام حاکم منجر شود. این نگرانی اصلی مقامات ارشد و هدف دشمنان ماست.
با وجود خبرها درباره مذاکرات، نهادهای امنیتی اسرائیل معتقدند دونالد ترامپ در نهایت دستور حمله به جمهوری اسلامی ایران را صادر خواهد کرد.
#تحلیل_زمانه 

 

بیمارستان‌ها به‌مثابه ابزار سرکوب: نقض بی‌طرفی پزشکی در ایران
الاهه نجفی ـ انجمن جهانی پزشکی (WMA) در نامه‌ای رسمی به مقامات ایران، یورش نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، بازداشت مجروحان اعتراضات و اجبار پزشکان به گزارش جراحات گلوله را «نقض شدید اصول اخلاق پزشکی و حقوق بشر» خوانده و خواستار آزادی فوری پزشکان زندانی از جمله علیرضا گلچینی شده. در همان حال معاون وزارت بهداشت ایران مجروحان را به مراجعه بدون ترس به مراکز درمانی دعوت کرده، اما گزارش‌های مستند از تبدیل مراکز درمانی به ابزار کنترل امنیتی حکایت دارد.
الاهه نجفی
انجمن جهانی پزشکی 
با استناد به گزارش‌هایی از استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری، از بازداشت معترضان زخمی در بیمارستان‌ها توسط نیروهای امنیتی و دستور به پرسنل بیمارستان‌ها برای گزارش بیماران دارای جراحت گلوله به مقامات خبر داده است.
این انجمن با محکومیت این اقدامات به‌عنوان نقض آشکار اصول اخلاق پزشکی و حقوق بشر، خواستار آزادی پزشکان زندانی از جمله علیرضا گلچینی شده و بر لزوم انجام وظایف پزشکی بدون ترس از تلافی تأکید کرده است.
انجمن جهانی پزشکی همچنین خواستار تضمین امنیت کادر درمان، محافظت از مراکز پزشکی و پایان خشونت در این مراکز شده است.
 گزارش‌های مستند سازمان‌های حقوق بشری 
و رسانه‌های مستقل حاکی از حضور و مداخله نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها است. بر اساس این گزارش‌ها، مجروحان اعتراضات نه تنها در مراکز درمانی بازداشت شده‌اند، بلکه به پرسنل پزشکی دستور داده شده است تا موارد جراحات ناشی از گلوله را به مقامات امنیتی گزارش دهند. این اقدامات باعث ایجاد فضایی از ترس و بی‌اعتمادی عمیق در میان مجروحان شده است، به‌طوری که بسیاری از ترس بازداشت، از مراجعه به بیمارستان‌ها خودداری کرده و سلامت خود را به خطر می‌اندازندß

رویترز: نگرانی جمهوری اسلامی از احتمال شعله‌ور شدن دوباره اعتراضات در پی اقدام نظامی احتمالی آمریکا

خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی نوشت رهبران جمهوری اسلامی به‌طوری فزاینده نگران هستند که اقدام نظامی احتمالی ایالات متحده بتواند با کشاندن دوباره مردم خشمگین به خیابان‌ها، کنترل حکومت بر اوضاع را تضعیف یا متزلزل کند.
به گزارش رویترز، شش مقام کنونی و پیشین جمهوری اسلامی گفته‌اند در نشست‌های سطح بالا به علی خامنه‌ای اطلاع داده شده که خشم عمومی نسبت به سرکوب خونین خیزش سراسری به سطحی رسیده که دیگر «وحشت»، مانعی برای اعتراض مردم محسوب نمی‌شود.
به گفته چهار مقام فعلی که در جریان این گفت‌وگوها قرار دارند، به رهبر جمهوری اسلامی گفته شده بسیاری از ایرانیان آماده‌اند بار دیگر با نیروهای سرکوب روبه‌رو شوند و فشار خارجی، از جمله یک اقدام نظامی محدود آمریکا، می‌تواند معترضان را جسورتر کرده و به ساختار سیاسی حکومت آسیبی جبران‌ناپذیر وارد کند.
یکی از این مقام‌ها به رویترز گفته است: « اقدام نظامی که با تظاهرات مردم خشمگین همراه باشد می‌تواند به فروپاشی نظام حاکم منجر شود. این اصلی‌ترین نگرانی مقام‌های ارشد است و دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ما می‌خواهند

تخیل سیاسی مسلط و سرکوب گفتمان زن، زندگی، آزادی
گفتمان زن، زندگی، آزادی تنها یک مطالب جنسیتی نیست؛ بلکه چالشی ریشه‌ای علیه منطق خشونت، قدرت عمودی و تخیل سیاسی مردسالار است که سیاست را بدون بدن زنان تصور می‌کند.
مهزاد الیاسی

)
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.(

در ماه‌های اخیر، به‌خصوص هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، شاهد سرکوب سیستماتیک گفتمان «زن، زندگی، آزادی» (ززآ) نه‌فقط از سوی حکومت، بلکه از طرف بخش بزرگی از نیروهای منتقد و اپوزیسیون بوده‌ایم. سرکوب گفتمان ززآ را نمی‌توان صرفاً به رقابت‌های درون‌اپوزیسیونی یا اختلاف‌نظرهای تاکتیکی تقلیل داد. تهدید، ارعاب، به حاشیه‌راندن فعالان زن و حملات هماهنگ آنلاین علیه تمام کسانی که بر استقلال این گفتمان تأکید دارند، نشان می‌دهد که با هراسی عمیق‌تر سروکار داریم؛ هراس نظم مردسالار از قدرت‌گیری زنان و تثبیت گفتمان‌های زن‌محور در آینده‌ی تخیل سیاسی.
حذف گفتمان زن‌محور به نام وحدت
گفتمان «مرد، میهن، آبادی» با چندین هزار کشته، زخمی، نقص عضو و زندانی در روزهای سیاه هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، برای بار چندم نشان داد به‌جز بازتولید خشونت، استراتژی دیگری جهت برون‌رفت از بن‌بست سیاسی کنونی ندارد؛ اما این «زن، زندگی، آزادی» بود که علی‌رغم دستاوردهای مرئی و ماندگار در سه سال گذشته، باید ارزش‌ها و خواسته‌های خود را «موقتاً» کنار می‌گذاشت، سکوت می‌کرد و برای براندازی با ایده‌ی مرد، میهن، آبادی هم‌راستا می‌شد، نه برعکسß

ترامپ: گفت‌وگو با ایران به جایی نرسد شاید اتفاقات بدی بیفتد
مراد رحمتی

دونالد ترامپ اعلام کرد اگر مذاکره نمایندگان او با ایران نتایج خوبی در پی نداشته باشد شاید "اتفاقات بدی" بیفتد. پزشکیان رسما مذاکره ایران با آمریکا را تائید کرد. هرانا شمار کشته‌شدگان اعتراضات ایران را ۶۸۵۴ نفر اعلام کرد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، روز دوشنبه ۱۳ بهمن (۲ فوریه) در نشست خبری در کاخ سفید بار دیگر تأکید کرد: «همین حالا کشتی‌هایی داریم که به سمت ایران می‌روند، کشتی‌های بزرگ و مذاکراتی با ایران در جریان است. خواهیم دید که چگونه پیش می‌رود. امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشد، چون اگر حاصلی نداشته باشد، ممکن است اتفاقات بدی بیفتد ß

https://t.me/paivandisaeed/214
کانال سعید پیوندی Paivandi, [30 Jan 2026 um 21:21]
چالش‌های رهبری انحصاری آقای رضا پهلوی
سعید پیوندی
پس از ماتم وسوگواری کشتار جمعی در خیابان‌ها توسط حکومت اسلامی، زمان بازخوانی سنجشگرانه جنبش اجتماعی دی ماه 1404 است. این جنبش در مقایسه با سه کنش اعتراضی 1396، 1398 و 1401 دارای یک تفاوت معنادار بود که به شنیده‌شدن کم و بیش گسترده نام رضا پهلوی مربوط می‌شد. در یک کنش اعتراضی فراگیر داشتن یک لیدرشیپ و پروژه برای جایگزین کردن آن‌چه موضوع اعتراض است گام مهمی در فراروئیدن به سطح یک جنبش اجتماعی به شمار می‌رود.
دلیل این تحول هر چه که باشد از اهمیت این چرخش و وجود انگاره جمعی نوپدید نمی‌کاهد. معنای سیاسی این رخداد امکان شکل‌گیری یک افق جدید در خلاء سیاسی است که جامعه خشمگین وعاصی را در یک بن‌بست فرسایشی قرار داده است.
فریاد زدن یک نام در خیابان اما به معنای حل‌شدن معادله پیچیده‌ای نیست که جامعه ما در یافتن پاسخ آن در سه دهه گذشته خود را به آب و آتش زده است. فاصله میان استقبال از یک نام در خیابان و تبدیل‌شدن به نماد ملی مسیری است که رضا پهلوی باید بپیماید. رهبری یک جنبش انقلابی مسئولیت تاریخی بزرگی است که در میدان کنش سیاسی صیقل می‌خورد و مشروعیت پیدا می‌کند. چالش آقای رضا پهلوی تبدیل‌شدن از رهبر طرفداران بازگشت نظام پادشاهی به رهبری یک جنبش ملی است.
درباره آن‌چه گذشت اما فراتر از سوگواری همگانی در پی قتل‌عام بیرحمانه حکومت، به گفتگوی ملی نیاز داریم برای یک آسیب‌شناسی مشارکتی. ß

آمار کشته شدگان را نمی دانم چقدر شده است آیا دوازده هزار نفر کشته شده اند یا بیست هزار نفر و یا نزدیک به چهل هزار نفر
این ها هر چه باشند کمیت هستند و من می خواهم از کیفیت صحبت کنم.
روزی در تلویزیون کسی از رفتن بیش از ۹۰ درصدی دانشجویان شریف پس از دوره لیسانس به خارج از کشور افسوس می خورد، طرف دیگر پرسید خب حالا چند نفر رفته اند و پاسخ شنید مثلا ده هزار نفر ( عدد بیشتر است حتما اما خاطرم نیست چقدر بود ), مدافع نظام هم درآمد و گفت خب این تعداد در برابر ۹۰ میلیون جمعیت کشور که رقمی نیست !!!
بعبارتی ابله وار ابدا توجه نداشت که از نظر کمیت مثلا ۱۰ هزار نفر مملکت را ترک کرده اما از نظر کیفیت سرگل آی کیو های بالای ۱۴۰ رفته اند، آیا صد هزار متولد شوند که یکی به دانشگاه شریف برود !!*
حال حکایت این کشته شدگان است که سرگل ژن های دلیر و شجاع کشور بودند که پرپر شدند !
و همه می دانیم که شجاعت بسی کمیاب تر از هوشمندی است !
در محل کارتان که دانشگاه است بنگرید ، همه اساتید هوش بالا دارند و از دانشگاه های معتبر فارغ التحصیل شده اند اما دریغ از جویی شجاعت !!!
 این که پای موبایل بنشینی و حرص بخوری یک سطح است ، این که پنجره را باز کنی تا شعارها را واضح تر بشنوی ، سطح بعدی ، این که خودت هم بروی روی بالکن و صدا را در گلو بیندازی و شعار بدهی ، یک سطح ، این که بروی سر کوچه بایستی ، یک سطح ، این که همراه ملت در تظاهرات شرکت کنی یک سطح و بالاخره این که جلودار شوی و زیر باران گلوله بخواهی کسی را نجات دهی و در چشم شر بی محابا نگاه کنی سطحی دیگر است که کار هر کسی نیست و نظام شر هدفمند سعی کرد چنین سطحی از شجاعت را که کمیاب و نادر است، شناسایی کرده و همچون مغول و چنگیز و روس و اسکندر و عرب و افغان و عثمانی از ایران دریغ شأن کند.
-
ارسالی یک استاد دانشگاه

28. Januar 2026

رایزنی‌ها درباره وضعیت ایران؛ از تماس ترامپ و اردوغان تا گفت‌وگوهای پزشکیان و عراقچی با همسایگان

تماس تلفنی دونالد ترامپ و رجب طیب اردوغان – آرشیو
در حالی که تنش‌ها پیرامون ایران افزایش یافته، نشانه‌هایی از تحرکات دیپلماتیک فشرده و رایزنی‌های پشت‌پرده میان بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دیده می‌شود. نهاد ریاست‌جمهوری ترکیه اعلام کرد رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در تماس تلفنی درباره آخرین تحولات دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی گفت‌وگو کرده‌اند.
با این حال، جزئیات این تماس منتشر نشده و کاخ سفید نیز تاکنون توضیحی ارائه نداده است.
این تماس در شرایطی انجام شده که هم‌زمان، مجموعه‌ای از تماس‌ها و گفت‌وگوهای موازی میان مقام‌های جمهوری اسلامی و کشورهای همسایه گزارش شده؛ تماس‌هایی که به نظر می‌رسد در واکنش به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و هشدارهای واشینگتن درباره سرکوب اعتراضات در ایران صورت می‌گیرد.
دونالد ترامپ روز سه‌شنبه ۷ بهمن در سخنرانی‌ای در ایالت آیووا گفت: «یک ناوگان دریایی زیبا هم‌اکنون به سمت ایران می‌رود؛ خواهیم دید
روز دوشنبه، هم‌زمان با ورود ناو هواپیمابر و ناوگروه ضربت آمریکا به خاورمیانه، کاخ سفید به صدای آمریکا گفت که برای رئیس‌جمهور آمریکا در قبال جمهوری اسلامی «همه گزینه‌ها روی میز است». این اقدام به‌عنوان هشداری به تهران برای خودداری از کشتن و اعدام معترضان تلقی شده است. علاوه بر ناوگروه، آمریکا جنگنده‌های اف-۱۵ و اف-۳۵، هواپیماهای سوخت‌رسان و سامانه‌های پدافند هوایی اضافی را نیز به منطقه اعزام کرده است.
یک مقام کاخ سفید به صدای آمریکا گفت که ترامپ «وضعیت ایران را بسیار جدی زیر نظر دارد» و در صورت ادامه اعدام‌ها، همه گزینه‌ها بررسی خواهد شد.
مایک والتز نیز به فاکس‌نیوز گفت ارتش آمریکا در حال استقرار تجهیزات است تا رئیس‌جمهور بتواند «بهترین تصمیم ممکن» را بگیرد؛ اقدامی که به گفته او شامل حفاظت از پایگاه‌های آمریکا و تضمین امنیت اسرائیل است.
هم‌زمان، حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه ایکس نوشت: «ما ایران را با دقت زیر نظر داریم. رئیس‌جمهور ترامپ مرد عمل استß

آیا جمهوری اسلامی فرومی‌پاشد؟
تحلیل‌های اخیر در نشریات معتبر غربی مانند فارین افرز، فارین پالیسی، نشنال اینترست و اکونومیست نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری، با بحران وجودی عمیقی روبه‌رو شده است؛ مرگ قریب‌الوقوع خامنه‌ای خلأ قدرت ایجاد می‌کند، و شرایط پنج‌گانه انقلاب فراهم شده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند که هرچند حمله نظامی آمریکا می‌تواند رژیم را موقتاً تقویت کند و دموکراسی از بیرون بعید است، اما انشعاب داخلی ـ به‌ویژه کودتای سپاه برای نجات خود ـ محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت است و می‌تواند به‌تدریج و سپس ناگهانی به فروپاشی نظام منجر شود، بدون آنکه لزوماً به دموکراسی بیانجامد.

ß

اختلال در مسیر تکامل جنبش‌های اجتماعی: زمان‌بندی کنش جمعی، شوک سیاسی و حذف ساختاری «صدای سوم»

در پرتو نظریات تیلی، تارو و اولسون
شیوا رها ـ زمان‌بندی نامناسب کنش جمعی، در ترکیب با قطع ارتباطات و ایجاد شوک سیاسی، می‌تواند مسیر طبیعی تکامل یک جنبش را از سازمان‌یابی تدریجی به واکنش‌های پرهزینه منحرف کند. در شرایطی که ابزارهایی چون اعتصاب در حال تثبیت به‌عنوان زبان مشترک اعتراض بودند، کنش‌های ناهماهنگ و شبانه، پنجرۀ فرصت را محدود کرده و میدان را به نفع نیروهای سرکوب بازتنظیم کردندß.

ترامپ: ناوگان عظیمی در حال حرکت به سوی ایران است و آماده انجام مأموریت خود با سرعت و خشونت است

رئیس‌جمهوری ایالات متحده روز چهارشنبه هفتم بهمن اعلام کرد که ناوگانی عظیم در حال حرکت به سوی ایران است و افزود که این ناوگان در صورت لزوم، آماده انجام مأموریت خود «با سرعت و خشونت» است.
دونالد ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال، نوشت که «این ناوگان با سرعت بالا و با قدرت، اشتیاق و هدفمندی زیاد پیش می‌رود. این ناوگان بزرگ‌تر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن در رأس آن قرار دارد».
او تأکید کرد: «همانند ماجرای ونزوئلا، این نیرو آماده است، اراده‌اش را دارد و توانش را دارد که در صورت لزوم، مأموریت خود را با سرعت و خشونت انجام دهد».
رئیس‌جمهوری ایالات متحده ابراز امیدواری کرد که ایران هرچه زودتر «پای میز مذاکره بیاید» و درباره یک توافق منصفانه و عادلانه، بدون سلاح هسته‌ای،که به نفع همه طرفین باشد، مذاکره کند. آقای ترامپ یادآور شد که زمان «در حال سپری شدن است» و «هر لحظه واقعاً حیاتی است
او تصریح کرد: «همان‌طور که قبلاً به ایران گفته بودم: توافق کنید! نکردند و “عملیات چکش نیمه‌شب” انجام شد و ویرانی گسترده‌ای در ایران به‌بار آمد».
رئیس‌جمهور آمریکا هشدار داد که «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین چیزی اتفاق بیفتد».

 


نهادهای حقوق بشری اعتراضات دی‌ماه را خونین‌ترین اعتراضات تاریخ معاصر ایران لقب داده‌اند
عکسSalamPix/ABACA/IMAGO
هرانا: هویت ۶۲۲۱ نفر از جان‌باختگان اعتراضات تایید شده است
"هرانا" تعداد جان‌باختگان تأیید‌شده در اعتراضات را ۶۲۲۱ نفر اعلام کرد و گفت هویت ۱۷۰۹۱ جان‌باخته دیگر هنوز در دست بررسی است. نشریه تایم پیش‌تر گزارش داده بود شمار جان‌باختگان احتمالا به "۳۰ هزار" تن می‌رسد.
خبرگزاری حقوق بشری هرانا طبق تازه‌ترین داده‌های تجمیعی خود تا پایان سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات سراسری، اعلام کرد که مجموع جان‌باختگان تاییدشده "به ۶۲۲۱ نفر رسیده است که از این تعداد ۵۸۵۸ نفر معترض، ۱۰۰ نفر کودک زیر ۱۸ سال، ۲۱۴ نفر نیروهای وابسته به حکومت و ۴۹ نفر غیرمعترض-غیرنظامی هستند."
بر اساس این گزارش، تعداد جان‌باختگانی که این نهاد حقوق بشری هویت آنها را در دست بررسی دارد، در حال حاضر ۱۷۰۹۱ نفر است. این گزارش می‌افزاید که مجموع بازداشت‌ها به ۴۲۳۲۴ نفر رسیده که از این میان، شمار مجروحان با جراحت شدید، ۱۱۰۱۷ نفر است. همچنین تعداد موارد پخش اعترافات اجباری از صداوسیما ۲۶۱ مورد گزارش شده است.
طبق گزارش هرانا،  ۱۱۰۲۶ نفر نیز به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار شده‌اند.
خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با اشاره به این که مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده، در مجموع، ۶۵۶ مورد در ۲۰۱ شهر و ۳۱ استان بوده، اعلام کرد که در سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات، بازداشت‌های پراکنده و گسترده ادامه دارد. همچنین نخستین دادگاه مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ملارد برگزار شده و گفته می‌شود که کادر درمان و پزشکانی که به معترضان مجروح کمک‌ کرده‌اند همچنان تحت فشارهای شدید امنیتی هستند.
در همین راستا خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده که به دلیل قطع اینترنت و اختلال در تماس‌ها، این خبرگزاری نتوانسته است به طور مستقل شمار کشته‌ها را ارزیابی کند.
حکومت ایران تعداد معترضان کشته شده را بسیار کمتر و تنها "۳ هزار و ۱۱۷ نفر" اعلام کرده و مدعی شده است که ۲ هزار و ۴۲۷ نفر از آن‌ها غیرنظامیان و نیروهای امنیتی و بقیه "تروریست" بوده‌اند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، به‌تازگی در گفت‌وگو با شبکه خبری "ای‌بی‌سی" گفت، گزارش‌هایی دریافت کرده که تعداد کشته‌ها را تا ۲۰ هزار نفر برآورد می‌کنند. ساتو تأکید کرد: «برای بررسی اینکه در ایران جنایت علیه بشریت روی داده یا نه و همچنین پیگرد احتمالی علی خامنه‌ای برای این کشتار، باید یک هیئت حقیقت‌یاب مستقل در ایران تشکیل شود

ابوالفضل قدیانی: خامنه‌ای مانند غریقی است که به هر حشیشی متوسل می‌شود؛ اما نجاتی نیست

ابوالفضل قدیانی، ۸۰ساله، زندانی سیاسی
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، در نامه‌ای از بند ۷ زندان اوین، علی خامنه‌ای را مسئول مستقیم کشتار معترضان در اعتراضات سراسری علیه جمهوری اسلامی دانست و سرکوب این اعتراضات را جنایت علیه بشریت توصیف کرد.
قدیانی در این بیانیه با اشاره به صدور فرمان «قتل‌عام» معترضان از سوی خامنه‌ای، تأکید کرد آنچه در هفته‌ها و ماه‌های اخیر رخ داده، فراتر از سرکوب معمول و یک «قتل‌عام سازمان‌یافته و بی‌سابقه» با ابعادی هنوز نامعلوم است. او از شلیک هدفمند به سر، صورت و چشم معترضان، یورش نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، تهدید کادر درمان و ربودن مجروحان سخن گفت و این اقدامات را نشانه فروپاشی اخلاقی و سیاسی حاکمیت دانست.
وی نوشت: «ابعاد جنایت ارتکابی توسط آدم‌کشان علی خامنه‌ای که نسبت به معترضان و مخالفان نظام انجام شد، در صد سال اخیر بی‌سابقه است
او افزود: «خامنه‌ای مانند غریقی است که به هر حشیشی متوسل می‌شود، اما نجات برایش ممکن نیست. این رذایل اخلاقی که ذات اوست، دیگر کارکردی برایش نخواهد داشت. نظام فاسد جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف فروپاشیده است. این حکومت ویرانگر ولایت مطلقه فقیه، به زور سرنیزه، ملت ایران را به گروگان گرفته است
این زندانی سیاسی با خطاب قرار دادن نیروهای سرکوب، از آن‌ها خواست سلاح‌های خود را زمین بگذارند و هشدار داد که ادامه کشتار و خشونت، مانع فروپاشی جمهوری اسلامی نخواهد شد. او نوشت خامنه‌ای «مانند غریقی است که برای زنده ماندن به هر خس و خاشاکی چنگ می‌زند» و بقای حکومت را تنها با دروغ، ارعاب، سرکوب و خون‌ریزی ممکن می‌داند.
قدیانی همچنین خواستار تشکیل دادگاه ویژه و پیگیری عدالت بین‌المللی شد و تأکید کرد آمران و عاملان این کشتار باید در برابر ملت ایران و جامعه جهانی پاسخگو باشند. او در پایان، با ابراز همدردی با خانواده‌های جان‌باختگان و زندانیان، نوشت:
«
پیروزی ملت ایران نزدیک استß


Guernica by Pablo Picasso
19
 ژانویه 2026
مداخله‌ی بشردوستانه و مسئولیت حفاظت
گرِت اوانز
قتل عام و پاکسازی قومی ــ از آن نوعی که در دهه‌ی ۱۹۹۰ در رواندا و شبه‌جزیره‌ی بالکان، و در قرن بیست‌ویکم در دارفور، سری لانکا، لیبی و سوریه رخ داد ــ وجدانِ ما را به شدت تکان داده است. از زمان وقوع هولوکاست و نسل‌کشی در کامبوج، دنیا به ‌خوبی می‌دانسته که این فجایع چطور آغاز می‌شود و شتاب می‌گیرد، و بنابراین به آسانی می‌شد از بسیاری از آن‌ها جلوگیری کرد. این همان چیزی است که عذاب وجدانِ ما را تشدید می‌کند. هر چند سال یک‌بار چنین فاجعه‌ای رخ می‌دهد و دوباره شرمسار و سرافکنده می‌شویم و قول می‌دهیم که دیگر هرگز اجازه نخواهیم داد که چنین فاجعه‌ای تکرار شود.
سیاست‌گذاران مدت‌ها در خلأ به سر می‌بردند و بر سر هیچ اصلی اجماع وجود نداشت. آن‌ها نمی‌توانستند توافق کنند که کشور مستقلی که هیچ یک از همسایگان یا امنیت جهانی را تهدید نمی‌کند آیا باید در امور داخلی‌اش آزادی عملِ کامل داشته باشد یا نه؛ حتی کسانی هم که به آزادی عملِ کامل قائل نبودند درباره‌ی قیدوبندها و محدودیت‌های لازم اختلاف نظر داشتند. بر سر اینکه کِی و کجا می‌توان علیه یک کشورِ مستقل به نیروی نظامی متوسل شد هیچ توافقی وجود نداشت. اما خوشبختانه اکنون این خلأ برطرف شده است. در سال ۲۰۰۵، سران بیش از ۱۵۰ کشور در اجلاس جهانیِ گرامی‌داشتِ شصتمین سال تأسیس سازمان ملل به اتفاق آراء بر سر اصلی توافق کردند که توضیح می‌دهد که در چه مواردی می‌توان در امور داخلیِ یک کشور مداخله کرد و حتی به قوه‌ی قهریه متوسل شد. ß

23. Januar 2026

https://t.me/TahlilZamane/104054
تحلیل زمانه, [18 Jan 2026 um 14:59]
آنان مردم خود را نمی کشند
سعید معدنی جامعه شناس
۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴
جنایت های امپریالیسم آمریکا نسبت به سایر ملل را می‌شناسیم. آنها در جهت تحقق منافع ملی‌شان ده‌ها کودتای خونین در سراسر جهان انجام داده‌ و مردم سایر ملل را غارت کرده و کشور خود را به توسعه و پیشرفت رسانده‌اند. اما بندرت اتفاق افتاده که مردم خود را بکشند.
داستان جورج فلوید که یادتان هست. یک جوان سیاه‌پوست به‌دست پلیس کشته شد. چه غوغایی در کانال های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی و سراسر آمریکا ایجاد شد. در جریان حمله انبوهی از جمعیت معترض و تسخیر مجلس (کنگره)  آمریکا در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، که در تاریخ آمریکا بی سابقه بود فقط یک معترض کشته شد. آن هم زنی بود که می‌خواست وارد اتاق نمایندگان مجلس شود که به ضرب گلوله از پا درآمد. البته چند نفری هم بر اثر فشار جمعیت خفه شدند. یک افسر هم سکته کرد.‌ اما نکته اساسی این است که در جریان این حرکت و طغیان به این بزرگی که قصد تسخیر مجلس را داشت فقط یک نفر کشته شد!
جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین، غزه و بخشی از مردم لبنان و سایر مسلمانان جهان در ۷۰‌سال گذشته را  می دانید. شاید جنایتکارترین حکومت نسبت به مردمان کشورهای همسایه خود همین کشور اسرائیل باشد، اما این حکومت با این همه جنایات، مردم خود را نمی کشد، مگر در موارد بسیار استثنایی. جالب تر آنکه اگر چه در اسرائیل قانون منع اعدام وجود ندارد اما در تاریخ هفتاد ساله این کشور به دلیل حساسیت بالای تشکل های مدنی اعدام صورت نمی‌گیرد و حتی برخی مبارزان فلسطینی که دستگیر می شوند و ار نظر حکومت تروریست هستند باز هم اعدام نمی شوند. به همین دلیل امثال یحیی سنوار و بسیاری دیگر مبارزان فلسطینی به حبس طویل المدت و یا حبس ابد محکوم شده و می شوند.
هم آمریکا و هم اسرائیل بیشترین جنایت و کشتارشان علیه دشمنان شان را دارا هستند. ولی مردم خود را نمی‌کشند. آنان در جستجوی رفاه و امنیت و توسعه و پیشرفت مردم خود هستند. گاهی با خود می‌گویم ما مسلمانیم اما آنها آیه قرآن « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» [بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند] را بهتر از هر کشور مسلمان دیگری نسبت به مردم خود اجرا می کنند.
همگان می‌دانیم اعتصاب جلیقه زردها در فرانسه ماه‌ها طول کشید معترضان بسیاری از راهها را بسته بودند و تقریبا همه امور کشور فلج شده بود اما تعداد کشته‌ها آنقدر کم بود که اصلا به حساب نیامد. فرانسویان با تفنگ ساچمه‌ای جوانان شان را کور نکردند. آنان با سلاح گرم به معترضان حمله نکردند و در زندان‌ها شورشیان دستگیر شده را اعدام نکردند. زیرا می‌دانند خشونت، خشونت می‌آورد و اگر حکومتی وارد چرخه خشونت شود، این چرخه‌ی شومِ بی پایان تا آخر ادامه خواهد داشت. در جهان مدرن کشتن مردم خود توسط حکومت ها یعنی پایان راه صلح و گفتگو. یعنی ایجاد جامعه ناامن با عقده های فروخورده فراوان و تکرار اعتراض و نارضایتی مداوم.
در جریان جنبش موسوم به جنبش مهسا در سال ۱۴۰۱، وقتی صبحگاهان شنیدم که محسن شکاری، ۲۲ ساله، اولین جوان اعدام شد. با خود گفتم این حکومت با خود چه می کند؟ چرا اینگونه به کشتن خویش ایستاده است؟! الان عصر صفویه و ناصرالدین شاه نیست. اکنون جامعه را جهان ارتباطی، فضای مجازی، شبکه های ماهواره ای، اخبار و پروپاگاندا اداره می‌کند. چرا حکومت به این اشتباه بزرگ دست زد؟ او فقط خیابانی را بسته بود به باور حکومت رعب ایجاد کرده بود. آیا از او و امثال او که اکثرا بیکار و بی‌آینده هستند سوال شد که چرا دست به شورش می‌زنند؟ بی شک حکومت و قدرت همیشه فرصت اعدام آنها را داشت. شاید اگر آنها اعدام نمی‌شدند کمتر شاهد حوادث تلخ و غم انگیز امروز بودیم. حکومت های عقلانی در عصر مدرن با مردم شان با تامل و صبر و درایت رفتار می‌کنند. بسیاری از حاکمان کشورهای توسعه یافته در عصر مدرن مردم خود را نمی کشند.

چرا گفتگوی ملی بر سر بزرگترین فاجعه سیاسی تاریخ معاصر ایران؟
سعید پیوندی
پس از زمانه سخت سوگواری، ماتم و اندوه وصف‌ناپذیر باید به این پرسش اساسی پرداخت که بر ما چه رفت و چگونه این کشتار بیرحمانه هزاران نفر در خیابان‌ها و هولناک‌ترین و تلخ‌ترین رخداد سیاسی دوران معاصر ایران شکل گرفت؟ آیا می‌توان گفت که جنبش‌های اعتراضی در ایران صاحب یک لیدرشیپ شده‌اند؟ آیا آقای رضا پهلوی می‌تواند نقش یک رهبر ملی و مورد اعتماد همگان که نوعی تفاهم و همگرایی جمعی در سطح جامعه به وجود آورد را ایفا کند؟ پی‌آمدهای این قتل‌عام چه خواهد بود، چه دورنماهایی وجود دارد و چگونه جامعه از زیر بار سنگین این همه گل‌های پرپر شده کمر راست خواهد کرد؟ با خشونت حکومتی چه باید کرد و جامعه از چه ابزاری برای دفاع از خود برخوردار است؟ آیا رویکردها و تاکتیک‌ها مناسب شرایط بودند؟
این پرسش‌ها و ده‌ها پرسش دیگر این روزها به گوش می‌رسد و موضوع بحث‌ها و جدل‌های فراوانی هم شده‌اند. ما بیش از هر زمان به جای جدل کور و ویرانگر پس از فاجعه نیاز به یک گفتگوی ملی سنجشگرانه بر سر "بر ما چه گذشت؟" و "چه باید کرد و نکرد؟" داریم. بحث در برنامه رادیویی پاراگراف اول  آقای محمد ضرغامی در رادیو فردا مشارکتی است در این گفتگوی ملی.
این بحث‌ها و پرسش‌ها نباید کوچکترین تردیدی درباره نقش حکومت دینی و مسئولیت این فاجعه بزرگ به وجود آورند. 
برای شنیدن این گفتگو از لینک زیر استفاده کنید
https://www.radiofarda.com/a/33656969.html 
کانال شخصی سعید پیوندی https://t.me/paivandisaeed

تمامیت ارضی؛ نام مقدس سرکوب

ناصر خورشیدی ـ پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی شعار «تمامیت ارضی» می‌دهد، بلکه این است که این شعار در خدمت کدام پروژه قدرت است. وقتی این مفهوم به پیش‌شرط هر گفت‌وگو بدل می‌شود؛ وقتی حق تعیین سرنوشت، خودگردانی یا بحث درباره‌ی اشکال مختلف هم‌زیستی سیاسی خط قرمز اعلام می‌شود؛ و وقتی رسانه‌ها وظیفه‌ی خود را یکدست‌سازی سیاسی می‌دانند، با پروژه‌ای مواجه‌ایم که نه دموکراتیک، بلکه عمیقاً اقتدارگرا و سرکوبگر استß

گزارش لوموند از تبدیل شدن بیمارستان‌های ایران به صحنۀ کشتار جمعی
در پی سرکوب گستردۀ اعتراض‌های سراسری ایران از هشتم ژانویه، شماری از پزشکان و کارکنان درمانی این کشور در گفتگو با لوموند از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان، انبوه کشته‌ها و زخمی‌ها و تلاش سازمان‌یافته برای پنهان‌سازی آثار کشتار سخن گفته‌اند : روایتی که از تبدیل شدن بیمارستان‌ها به مراکز رسیدگی به «تلفات انبوه» و ابعاد کم‌سابقۀ خشونت حکومتی حکایت دارد.
منتشر شده در: روزآمد شده در 
۵ دقیقهمدت خواندن

مرکز پزشکی قانونی کهریزک نوزدهم دی ماه © .
توسط:ناصر اعتمادی
به‌دنبال سرکوب خونین اعتراض‌های سراسری در ایران از هشتم ژانویه، شماری از پزشکان و کارکنان درمانی که در شب‌های اعتراض در بیمارستان‌های چند شهر کشور مشغول به کار بوده‌اند، در گفتگو با روزنامه لوموند از ابعاد کم‌سابقۀ خشونتی سخن گفته‌اند که علیه معترضان به‌کار گرفته شد. این خشونت به گفتۀ آنان، بیمارستان‌ها را به صحنه‌های «کشتار جمعی» بدل کرده بود.
یکی از پزشکان کشیک در شمال ایران، که به‌دلایل امنیتی نخواسته نامش فاش بشود، در یک پیام صوتی که پانزدهم ژانویه و در خلال چند دقیقه اتصال نادر اینترنتی برای خانواده‌اش فرستاده، می‌گوید: «در اورژانس، شب هشتم ژانویه، همه با چکمه راه می‌رفتیم. زمین از خون پوشیده شده بود
او می‌افزاید که همان شب به کارکنان بیمارستان دستور داده شده بود تلفن همراه با خود نداشته باشند. به گفتۀ این پزشک، در بیمارستان کوچک محل خدمتش «هفت جسد بی‌جان» ثبت شده است: «پسری ۱۶ ساله با گلوله زخمی شده بود که ناچار شدیم یکی از کلیه‌هایش را خارج کنیم. برای بیمار دیگری، قطع پا زیر زانو اجتناب‌ناپذیر بود
این پزشک بیستم ژانویه بار دیگر، برای مدتی کوتاه، موفق به اتصال به اینترنت شد و در پیامی به لوموند گفت: «شب هشتم ژانویه، همه ما در بیمارستان ماندیم. حدود صد زخمی را پذیرش کردیم. نیروهای امنیتی برای کشتن شلیک می‌کردند: به گردن، به سر، به شکم.» او می‌گوید با دو بیمارستان دیگر شهر نیز تماس گرفته و مجموعاً «۱۷ کشته در همان شب اول» ثبت شده است. به گفتۀ او، حتی یک عضو بسیج با جراحات شدید نیز به بیمارستان منتقل شد، اما «به‌سرعت به بیمارستان مخصوص سپاه پاسداران انتقال یافت».ß

22 ژانویه 2026
مهندسی سکوت؛ قطعی اینترنت در ایران
نیما اکبرپور در گفتگو با سپهر عاطفی
قطع اینترنت در ایران حالا وارد هفته‌ی سوم خود شده است و به‌تدریج به بخشی قابل انتظار از سازوکار سرکوب تبدیل شده است. از آبان ۱۳۹۸ تا امروز، اینترنت نه‌فقط به‌عنوان ابزار ارتباطی، بلکه به‌مثابه میدان اصلی نبرد بر سر روایت، قدرت و دیده‌شدن عمل کرده است. در این گفت‌وگو با نیما اکبرپور، از مسیر تاریخی قطع اینترنت در ایران شروع می‌کنیم و به این پرسش می‌رسیم که چگونه خاموشی ارتباطات، هم سرکوب را کم‌هزینه‌تر می‌کند و هم واقعیت را از چشم جهان پنهان. نیما اکبرپور در این گفت‌وگو از «مهندسی سکوت»، اینترنت طبقاتی، نقش استارلینک، مسئولیت شرکت‌های فناوری و آینده‌ی دسترسی به اینترنت در ایران می‌گوید؛ آینده‌ای که به‌زعم او، نه صرفاً محصول امید، بلکه نتیجه‌ی روندهای واقعی و تغییرناپذیر فناوری است. ß

رادیو زمانه، پخش رادیویی خود را بار دیگر آغاز می‌کند.
هر شب از طریق موج کوتاه در باند ۴۹متر، بر روی فرکانس ۵۹۰۰ khz از ساعت ۲۳:۳۰ تا ۰۰:۳۰ به وقت ایران.
به ما کمک کنید تا دیوار سانسور را بشکنیم و این فرکانس و اعلام را به داخل ایران برسانیم.
بیایید مطمئن شویم که خبرهای درست، روزانه به اطلاع همگان در ایران می‌رسد
View this email in your browser

 

تغییر زمین بازی «گروه‌های نیابتی»؛ جنگ علیه مردم در خیابان‌های ایران
۲۹/دی/۱۴۰۴
رادیو فردا

یک عضو گروه شبه‌نظامی «حشد الشعبی» عراق در کنار عکس قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران و «پدرخوانده» گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی
گزارش‌های متعددی از مشارکت گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی، در سرکوب اعتراض‌های سراسری در ایران منتشر شده است؛ اعتراض‌هایی که هفتم دی و در واکنش به سقوط شدید ارزش پول ملی، از بازار تهران آغاز شد و به سرعت به بسیاری از نقاط کشور رسید و فراگیر شد.
شعارها در این اعتراض‌ها نیز از مطالبات اقتصادی فراتر رفت و به سوی خواست سرنگونی جمهوری اسلامی و همچنین حمایت از شاهزاده رضا پهلوی پیش رفت.
برخی از گزارش‌ها از مشارکت گروه‌هایی از جمله «فاطمیون»، متشکل از شبه‌نظامیان شیعهٔ افغانستانی، «زینبیون»، متشکل از شبه‌نظامیان شیعهٔ پاکستانی و شماری از گروه‌های شبه‌نظامی شیعهٔ عراقی در سرکوب اعتراض‌های سراسری ایران حکایت دارد؛ گروه‌هایی که جمهوری اسلامی و به‌طور مشخص، نیروی قدس سپاه پاسداران، برای نفوذ در دیگر کشورها و اجرای سیاست‌های جمهوری اسلامی در خارج از مزرها، پایه‌گذاری کرده و از آن‌ها حمایت می‌کند.
یک منبع آگاه عراقی به رادیو فردا گفته که اعضایی از گروه‌های «کتائب حزب‌الله»، «النجبا»، «کتائب سیدالشهدا»، «عصائب اهل حق»، «کتائب امام علی» و «انصارالله الاوفیا»، طی روزهای گذشته برای دفاع از جمهوری اسلامی، به ایران رفتند.
پس از اوج گرفتن اعتراض‌های ایرانیان نیز، ابو حسین حمیداوی، دبیرکل کتائب حزب‌الله، گروهی که از سوی آمریکا تروریستی شناخته می‌شود، در بیانیه‌ای، بر دفاع از جمهوری اسلامی در ایران تأکید کرد. او در این بیانیه به آمریکا هم نسبت به حمله به ایران هشدار داد.
انتفاض قنبر، سخنگوی معاون نخست‌وزیر اسبق عراق که ساکن ایالات متحده آمریکا است، در این باره به رادیو فردا می‌گوید: «به من خبر رسیده که جلسه‌ای در نجف میان رهبران گروه‌های مسلح از جمله عصائب اهل حق، کتائب حزب‌الله و النجبا، برای کمک به نظام ایران علیه مردمش برگزار شد».
او با اشاره به مشاهداتی از عبور شبه‌نظامیان تحت حمایت تهران از عراق به ایران گفت: «شاهدان عینی، چندین مورد از عبور گروه‌هایی از جوانان به خاک ایران به بهانه زیارت گزارش کردند. آن‌ها سوار اتوبوس‌هایی بودند که بر خلاف عادت، آرم شرکت‌های گردشگری نداشت. فقط جوان بودند، خانواده همراه آن‌ها نبود. به گفتهٔ شاهدان عینی، ورود این اتوبوس‌ها به خاک ایران از چند گذرگاه از جمله شلمچه و زُرباطیه ثبت شده است».


The Guardian: Iranians on a blocked street during protests in Tehran.
Photograph: MAHSA/Middle East Images/AFP/Getty Images

20 ژانویه 2026
جز جستجوی آزادی راه دیگری نمی‌شناسیم ــ نامه‌ای از تهران
این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقه‌ای که به اینترنت وصل شدم برایت می‌فرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همه‌ی آنچه پیش‌تر تجربه کردیم تفاوت‌های معناداری دارد. 
***
مردم در خیابان نامی را صدا می‌زنند که ۴۷ سال پیش از کشور بیرون رانده شده بود. جمهوری اسلامی ۴۷ سال تلاش کرد این نام را به ننگ بدل کند و نتوانست. جنبش‌های اجتماعی هم در این سال‌ها تلاش کردند جامعه‌ی مدنی‌ بسازند ــ کتاب‌ها نوشتند که خوانده نشد، به زندان‌های طولانی رفتند که چندان دیده نشد و همه‌ی آنچه را در چنته داشتند پیش گذاشتند که شاید روزی از استبداد خلاص شویم، اما نشد که نشد. حالا خشم در دل مردم چنان بزرگ شده که دیگر نمی‌خواهند مسیر آهسته و پیوسته‌ی جنبش‌های اجتماعی را پیش بگیرند و از همین جامعه‌ی نحیف مدنی با خطاب و عتاب می‌پرسند که چه کردید برای ما.
انواع جنبش‌های زنان، کارگری و دانشجویی در این سال‌ها تلاش کردند، اما در سایه‌ی سرکوب گسترده اندک اندک توان تشکل‌یابی‌شان را از دست دادند. در دهه‌ی ۱۳۸۰ توانسته بودند کمی در بین خودشان شبکه‌سازی کنند و ارتباط‌های بین آن‌ها گسترده بود. در آن زمان چندین تجمع مشترک برای روز جهانی زن و روز جهانی کارگر برگزار کردند. اما موج سرکوب، چنان به دلشان زد که بیشترشان را به کشورهای دیگر پرتاب کرد. آنها هم که ماندند از حبسی به حبس دیگر رسیدند. آنچه به این گروه‌ها بسیار آسیب رساند، بی‌اعتمادی به هم‌رزمانشان بود که از پی هر بازداشت در اتاق‌های بازجویی در ذهنشان نشست. ß

چه شد که «وال‌استریت ژورنال» تجزیه ایران را فرصتی راهبردی می‌ بیند؟
سیاوش قائنی

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است
مقدمه
روزنامهٔ «وال‌استریت ژورنال»، که زیر نظر شرکت رسانه‌ای « روپرت مردوک » ـ  سرمایه دار رسانه‌ای راست‌گرا و محافظه‌کار با گرایش‌هایی همسو با دونالد ترامپ ـ منتشر می‌شود، در مقاله‌ای به تاریخ ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶، برای نخستین بار به‌صراحت فروپاشی ایران را نه به‌عنوان یک تهدید، بلکه به‌مثابه فرصتی استراتژیک برای غرب بررسی کرده است.
«شاید ایرانِ تکه‌تکه‌شده آن‌قدرها هم بد نباشد
«
مرزهای این کشور مصنوعی هستند و فروپاشی آن می‌تواند منافع روسیه، چین و دیگر کشورها را به چالش بکشد
چنین لحن صریح و تحلیل مستقیمی، نشانه‌ای از تغییر گفتمان رسانه‌ای غرب است؛ پیش‌تر، بحث دربارهٔ تکه‌تکه‌شدن ایران عمدتاً به اتاق‌های فکر امنیتی و محافل تحلیلی محدود بود و رسانه‌های جریان اصلی آن را فرضی، غیرعملی یا حتی تابو می‌دانستند.
آنچه این بار متفاوت است، علنی شدن تحلیل و بررسی فواید احتمالی فروپاشی ایران است. ضعف داخلی کشور، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و نارضایتی گسترده مردم باعث شده‌اند که این موضوع از حالت محرمانه خارج شود و رسانه‌های رسمی با زبانی مستقیم و هشداردهنده، به بررسی چنین سناریویی بپردازند.
باید خطر بالقوهٔ سخن گفتن علنی دربارهٔ تجزیه ایران را به دقت لحاظ کرد، زیرا این  بیان علنی می‌تواند به‌تدریج پذیرش و عادی‌سازی این سناریو را در ذهن افکار عمومی و سیاست‌گذاران ایجاد کند و این روند خود می‌تواند به عاملی سیاسی تبدیل شده و بر گفتمان و سیاست‌های غرب نسبت به منطقه اثر بگذارد.
۱- ریشه‌ها و پیشینهٔ تاریخی ایدهٔ تجزیهٔ ایران
پیش‌تر، نویسنده در چندین نوشتار و مقاله به بررسی طرح‌ها و ایده‌های تجزیهٔ ایران پرداخته است، از جمله در مقاله‌های: «نگاهی به بحران‌های منطقه‌ی «غرب آسیا» در پرتو گذار به «نظم نوین جهانی»» (در دو بخش) و «تلاش‌های «غرب» برای طراحی خاورمیانه بزرگ»ß

رسانه‌های اسرائیلی و روایت تردید ترامپ در برابر ایران
رسانه‌های اسرائیلی به بررسی دلایل عقب‌نشینی دولت دونالد ترامپ از حمله نظامی به ایران پرداخته‌اند؛ تصمیمی که با وجود موجی از تهدیدها و گزارش‌ها درباره نزدیک بودن اجرای آن اتخاذ شد.
در این چارچوب، رادیوی ارتش اسرائیل فاش کرد که مقام‌های پنتاگون نگران نبود توان آتش کافی آمریکا در خاورمیانه برای مهار پاسخ احتمالی ایران بوده‌اند. به بیان دیگر، هراس از واکنشی که مهار آن از کنترل خارج شود، عامل اصلی تردید واشنگتن بوده است.
وب‌سایت «زمان اسرائیل» نیز نوشت مشکلی که ترامپ با آن روبه‌روست، ساده و مقطعی نیست. ترامپ تصور می‌کرد می‌تواند ضربه‌ای قاطع به ایران وارد کند، اما هشدارهایی دریافت کرد که چنین اقدامی ممکن است او را وارد درگیری‌ای گسترده و حتی جنگی تمام‌عیار کند.
در همین فضا، اصطلاحی طعنه‌آمیز در محافل سیاسی و رسانه‌ای اسرائیل رواج یافته که سایه‌اش بر این بحران افتاده است: «TACO»؛ مخفف عبارت Trump Always Chickens Out. این تعبیر به الگویی تکرارشونده اشاره دارد که در آن ترامپ با رسیدن به نقطه فشار واقعی، عقب می‌نشیند. منتقدان می‌گویند این رفتار دیگر یک لغزش اتفاقی نیست، بلکه نشانه ناتوانی او در فهم عمیق بحران‌ها و پیچیدگی‌هایشان است.
با این حال، ترامپ تلاش کرد این عقب‌نشینی را به‌عنوان «موفقیت» جلوه دهد. او از طریق فرستاده‌اش به خاورمیانه، استیو ویتکاف، مدعی شد که این تصمیم به دلیل آنچه «تعلیق برخی اعدام‌ها و کاهش خشونت در ایران» خواند، اتخاذ شده است؛ ادعایی که بیشتر به توجیهی سیاسی شباهت داشت تا تحلیلی واقع‌بینانه.
این روایت، به‌روشنی خوانشی سطحی و گمراه‌کننده از واقعیت را نشان می‌دهد و ناتوانی در درک موازنه واقعی قدرت را عیان می‌سازد.
از نظر فنی نیز تهران موفق شد کارایی برخی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی مورد اتکای مخالفانش را مختل کند؛ از جمله شبکه ماهواره‌ای استارلینک متعلق به شرکت SpaceX که بخشی از زیرساخت‌های پشتیبانی اطلاعاتی و فنی مرتبط با پنتاگون به‌شمار می‌رود.
در نهایت، مقام‌های رسمی ایران تأکید کردند که کشور در وضعیت آمادگی کامل نظامی قرار داشته و هرگونه حمله با پاسخی گسترده و بدون محدودیت روبه‌رو می‌شد؛ پاسخی که پایگاه‌های آمریکا در منطقه و اسراییل را هدف قرار می‌داد. همین واقعیت، ترامپ را به هزینه سنگین هرگونه تشدید تنش و خطر خروج آن از کنترل متقاعد کرد.

»دستور صادر نشد»: پشت‌پرده تصمیم ترامپ برای حمله نکردن به ایران
18. Januar 2026 von
باراک راوید
صبح روز چهارشنبه، ده‌ها نفر از مقامات ارشد نظامی، سیاسی و دیپلماتیک در واشنگتن و سراسر خاورمیانه باور داشتند که حمله آمریکا به ایران مسئله چند ساعت آینده است. اما تا بعدازظهر روشن شد که دستور صادر نخواهد شد و همه چیز متوقف شده است. این را مقام‌های آمریکایی گفته‌اند.
تصویر کلی
در طول هفته گذشته، رئیس‌جمهور ترامپ تمایل داشت از حمله حمایت کند. اما به دلیل کمبود نیروهای نظامی کافی در منطقه، هشدارهای متحدانی مانند اسرائیل و عربستان سعودی، نگرانی مشاوران ارشدش درباره پیامدها و اثربخشی گزینه‌های نظامی مطرح‌شده، و همچنین وجود یک کانال تماس محرمانه مستقیم با ایرانی‌ها، رئیس‌جمهور هنوز ماشه را نکشیده است.
شرح روند تصمیم‌گیری ترامپ در ده روز گذشته بر اساس گفت‌وگو با چهار مقام آمریکایی، دو مقام اسرائیلی و دو منبع دیگر آگاه از مذاکرات پشت‌پرده است.
آغاز ژانویه: ماجرا جدی می‌شود
اگرچه ترامپ در ۲ ژانویه نخستین بار تهدید کرد که در صورت کشتار معترضان توسط رژیم ایران مداخله خواهد کرد، چند روز طول کشید تا دولت او اعتراض‌ها را به‌عنوان لحظه‌ای بالقوه سرنوشت‌ساز برای ایران تلقی کند.
بر پایه اطلاعات محدود میدانی، نهادهای اطلاعاتی آمریکا در ابتدا برآورد کردند که اعتراض‌ها شتاب کافی برای تهدید جدی رژیم ندارند. سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا داده‌های کافی درباره گستره اعتراض‌ها و شمار کشته‌ها در اختیار نداشتند.
اوضاع در ۸ ژانویه تغییر کرد؛ زمانی که اعتراض‌ها در تهران و شهرهای دیگر شدت گرفت.

Bis 19. Dezember 2025