مجید
روشن زاده: فروپاشی
آتشبس میان
ایران و
آمریکا،
منطقه در
آستانه رویارویی
فرسایشی تنها
چند هفته پس
از برقراری
آتشبس میان
ایران و
ایالات
متحده،
درگیریها
دوباره از سر
گرفته شد و
دونالد
ترامپ، رئیسجمهور
آمریکا، وارد
مرحلهای
پیچیدهتر از
تقابل با
تهران شده
است؛ مرحلهای
که در آن دیگر
راهحل آسانی
وجود ندارد و
هزینههای
سیاسی،
اقتصادی و نظامی
به سرعت در
حال افزایش
است. بررسیهای
منتشرشده در
روزنامههای
نیویورک
تایمز،
واشنگتن پست،
هفتهنامه
اکونومیست و
پایگاه خبری
اکسیوس نشان میدهد
که فروپاشی
آتشبس تنها
یک شکست
دیپلماتیک
نیست، بلکه
بیانگر
شکنندگی
توافقی است که
با شتاب و
بدون حل مسائل
بنیادین به
دست آمد. به
باور این
رسانهها،
این تحول میتواند
آغازگر یک جنگ
فرسایشی باشد
که ماهها یا
حتی سالها
ادامه یابد. نیویورک
تایمز مینویسد
توافق آتشبس
بیش از آنکه
راهکاری
پایدار برای
پایان بحران
باشد، با هدف
ثبت یک
دستاورد
سیاسی برای دولت
آمریکا تنظیم
شد. با این
حال، پرونده
هستهای
ایران،
برنامه
موشکی، نقش
منطقهای
تهران و امنیت
کشتیرانی در
تنگه هرمز
همچنان بدون
راهحل باقی
ماندند. بر
اساس این
تحلیل، دولت
آمریکا اکنون
با سه گزینه
پرهزینه روبهرو
است؛ تشدید
گسترده
عملیات نظامی
که میتواند
واشنگتن را
وارد جنگی
تازه کند،
اعمال دوباره
محاصره اقتصادی
و دریایی که
نیازمند حضور
گسترده
نیروهای آمریکایی
خواهد بود، یا
پذیرش وضعیتی
میان جنگ و
صلح که در آن
حملات محدود،
مذاکرات و آتشبسهای
شکننده به
صورت دورهای
تکرار شوند. ریچارد
فونتین، رئیس
مرکز امنیت
نوین آمریکا،
معتقد است هیچیک
از این گزینهها
مطلوب نیست و
احتمال میدهد
دوره پیش رو
شاهد حملات
متقابل با شدت
محدود،
میانجیگریهای
دیپلماتیک و
آتشبسهای
موقت باشد؛
وضعیتی که میتواند
برای مدت
طولانی ادامه
پیدا کند. نیویورک
تایمز همچنین
معتقد است
ابهام موجود
در توافق
درباره نحوه
عبور کشتیها
از تنگه هرمز،
به ایران فضای
بیشتری برای تأثیرگذاری
بر رفتوآمد
نفتکشها و
کشتیهای
تجاری داده
استß
بزرگترین
خطای جمهوری
اسلامی حکومتی
که نجات را
پیروزی میبیند مهدی
پرپنچی بلافاصله
پس از اعلام
آتشبس، جان
میرشایمرایران
را پیروز جنگ
خواند و رابرت پیپدر
نیویورکتایمز
نوشت که این
جنگ، ایران را
در مسیر تبدیل
شدن به قدرت
چهارم جهان
قرار داده است. این توهمات
شیکاگویی را
در تهران باور
کردند. در حالی
که جنازه
رهبرشان هنوز روی
زمین مانده
بود، از گرفتن
عوارض از تنگه
هرمز سخن
گفتند؛ گویی
کشته شدن دهها
فرمانده
ارشد، نابودی
زیرساختهای
نظامی و هزینههای
سنگین جنگ را میشد
با چند مقاله
و مصاحبه به
پیروزی
راهبردی تبدیل
کرد. خامنهایِ اول،
سه دهه بر سه
ستون هستهای،
موشکی و
نیابتی
سرمایهگذاری
کرد. قرار بود
این سه ستون،
بازدارندگی
بسازند،
امنیت
بیاورند و
هزینه جنگ را
برای دشمن
غیرقابل تحمل
کنند. اما
نتیجه چه بود؟
دو جنگ
ویرانگر،
کشته شدن دهها
نفر از
فرماندهان
ارشد، فرسایش
توان نظامی، انزوای
بیشتر و تحمیل
هزینهای سنگین
بر اقتصاد و
جامعه ایران. اکنون همان
منطق، در دوره
خامنهایِ
دوم در قالب
«کارت هرمز»
بازتولید میشود.
مجله تایم با
نوشتنِ «تنگه
هرمز، گزینه هستهایِ
واقعی ایران
است»، به
سوءتفاهم
خطرناکی دامن
زد که بهایی
سنگین برای ما
خواهد داشت.
این تصور که
میتوان یکی
از مهمترین
شریانهای
انرژی جهان را
به اهرم فشار
تبدیل کرد،
بدون آنکه
پیامدهای آن
نخست دامان
خود ایران را
بگیرد، توهمی
دهشتناک و تداوم
همان الگوی
قدیمی است:
بزرگنمایی
توان خود،
کوچکانگاری
توان و اراده
طرف مقابل،
تبدیل ایران
به ضاحیه و
نادیده گرفتن
هزینههایی
که مردم ایران
میپردازند. تاریخ
جمهوری
اسلامی، بیش
از آنکه تاریخ
پیروزی باشد،
تاریخ خطاهای
محاسباتی است.
از اشغال سفارت
آمریکا تا
ادامه جنگ پس از
آزادی
خرمشهر، از
پروژه هستهای
تا راهبرد
نیابتی، و
اکنون بازی با
تنگه هرمز. بزرگترین
خطای
محاسباتی
جمهوری
اسلامی این است
که هر بار از یک
بحران جان
سالم به در میبرد،
گمان میکند
راهبردش درست
بوده است. و همین
سوءبرداشت،
بحران و فاجعهای
بزرگتر را به
کشور تحمیل میکند.
این نظام هیچ
درکی از
تفاوتِ «تحمل
هزینه» و
«پیروزی»
ندارد. هر بار
که از فروپاشی
نجات یافته،
آن را نشانه
درستی راهبرد
خود دانسته
است؛ نه فرصتی
برای بازنگریß
گزارش
میدانی سردرگمی
جامعه در بیم
و امید و
انتظار برای
تفاهم با
آمریکا مذاکرات
۶۰ روزه و
تردید عمیق در
جامعه محمد حسین
مشیری ـ پایان
جنگ، به معنای
پایان اضطراب
نبود. در
خیابانها، تاکسیها،
مترو و صفهای
نانوایی،
روایتهای
متناقضی از
آینده شنیده میشود؛
از امید به
توافق با
آمریکا تا
هراس از شکست
مذاکرات و
بازگشت جنگ. این گزارش،
از خلال روایت
زندگی
روزمره، تصویری
از جامعهای
ارائه میدهد که
در میانه شکافهای
سیاسی و ابهامهای
قدرت، چشمانتظار
سرنوشت
مذاکرات مانده
است. محمدحسین
مشیری نمایشمشخصات
تصویر این روزها
که تیم مذاکرهکنندهی
ایران برای
اجرای مفاد
تفاهمنامهی
اولیه که مبنای
پایان جنگ
قرار گرفت و
روشن کردن
ابهامات
مربوط به
پرونده هستهای
برای رسیدن به
توافق نهایی
مشغول رایزنی
با طرف
آمریکایی
است، فضای
سیاسی ایران
به شکل عجیبی
دو قطبی شده
است. مخالفان مذاکره
و توافق که در
تجمعات شبانه
دست بالا را
داشته و
دیدگاه خود را
با صدای بلند
ابراز میکردهاند،
با انتشار
پیام مجتبی
خامنهای و
روشن شدن
اینکه او نظر
دیگری داشته و
در نهایت نظر
رئیسجمهور
را پذیرفته و
اجازه مذاکره
را صادر کرده،
جان تازهای گرفتهاند. تندروها
در ایران
همواره از
چنان قدرتی
برخوردار بودهاند
که اگر تصمیم
به انجام کاری
میگرفتند،
به سادگی میتوانستهاند
آن را به
انجام
برسانند. اگر
هم مخالف کاری
بودهاند میتوانستهاند
جلو آن را
بگیرند یا از
فایده تهی کنند.
مانند کاری که
در ماجرای
برجام کردند و
دولت روحانی
نتوانست جلو
آنها را
بگیرد. این
قدرت که مدتها
قبل از صدور
فرمان آتش بهاختیار
توسط علی خامنهای
وجود داشت، با
فرمان او اوج
گرفت و در
ماجرای حمله
به سفارتهای عربستان
و انگلیس
متجلی شد.
تندروها از
مدتها قبل در
ساختار
مدیریتی کشور نفوذ
کرده و دیدگاه
خود را تحمیل
میکردهاند
و همزمان در
بعد تبلیغاتی
از ابزار
صداوسیما و
چند رسانهی
مهم برای
توجیه رفتار
خود استفاده
کردهاند. با
این حال بین
تندروهایی که
بر مقدرات
کشور تسلط
داشتهاند و
عموم مردم شکاف
عمیقی وجود
دارد که به
سادگی قابل
مشاهده است. یکی
از اتفاقات
مهمی که نشان
دهنده این
شکاف است،
اتفاقی است که
تجمعات شبانه
رخ داد و مردم
صف خود را از
تندروها جدا
کردند. با جدا
شدن مردم از
تندروها
تجمعات شبانه خلوت
شد و دیگر از
آن شلوغی شبهای
اول خبری نبود. ß
iran-emrooz.net | Fri,
03.07.2026, 17:12 فرصتِ ایران دامون
گلریز -
امیرحسین گنجبخش ▪دامون گلریز،
کنشگر مشروطهی
پادشاهیخواه ▪امیرحسین
گنجبخش،
کنشگر مشروطهی
جمهوریخواه تأملی بر
فرصت نهفته در
ایده ایران؛
برخاستن از
خاکستر بحرانها
در گرو آشتی
با خویشتن پس از
توقفِ
عملیاتِ
ایالاتِ
متحدهی
آمریکا علیه
ایران موسوم
به «خشمِ
حماسی»، در
میانِ برخی از
روشنفکرانِ
ایرانی این
حکم تبلور
یافته است که
پیروزِ اصلیِ
این نبرد، در واقع
و در نهایت،
ایران بوده، و
البته آن پیروزی
هم نه از آنِ
حاکمانِ
مستبدِ ایران
بلکه متعلق به
روحِ ایران بهعنوانِ
تمدنی دیرین و
کهنسال بوده
است. مهمترین
عارضه جانبی
این جنگ آشکار
شدن واقعیت قدرتی
است که سالها
به عنوان
موقعیت
جغرافیای
سیاسی ایران
در میان
ناظران سیاسی
از آن نام
برده میشد. در
این محافل، به
سیمرغ، پرندهی
اسطورهایِ
ایرانی که
نمادِ
استقامت و
پایداری است، نه
بهعنوانِ یک
نماد بلکه بهعنوانِ
نوعی پیشگویی
استناد میشود.
امروز، بحث نه
بر سرِ بودن
بلکه بر سرِ
شدن است؛ بحث
بر سرِ بردنِ
آن پیروزی بهسوی
چیزی فراتر
است. بهگفتهی
نیکولا ماکیاولی،
پیروزی
همانندِ
کماندارِ
چیرهدستی
است که میبایست
هدفی «بسیار
بالاتر» از
«نقطهای از
پیش تعیینشده»
را در آماج
قرار دهد. این
نقطهی از پیش
تعیینشده
عبارت از صلحِ
پایدارِ بینالمللی
و آشتیِ ملیِ
صادقانه است.
هدفِ بالاتر
از آن، اما،
تبدیل شدن به
قدرتی جهانی
است. تاریخ به
ما میآموزد
هرگاه ایران
نبوغِ تمدنیِ
خود را بر رژیمِ
سیاسیِ حاکم
بر خود تحمیل
کند، سرنوشتش
منحصربهفرد
خواهد بود؛
یعنی قد
برافراشتن بهعنوانِ
یک قدرتِ
بااهمیتِ
واسطِ در قرنِ
بیستویکم ــ
نقطهی اتصال
بینِ یک غربِ
پساهژمونیک،
یک «شرقِ جهانیِ»
در حالِ صعود،
و یک «جنوبِ
جهانیِ» در
حالِ ظهور. و
بدین منظور،
به کمکِ ما
نیاز دارد! ایران
یک ایده است ایران
از معدود تمدنهای
زندهی روی
زمین است که
ایدهی تعریفکنندهی
خود را در
میانِ تهاجمها،
انقلابها و
جنگهای
طولانی
همچنان حفظ
کرده است. در
طولِ بیش از
دوهزار و
پانصد سال،
امپراتوریهای
بسیاری در
ظلماتِ تاریخ
فرو رفتهاند؛
ایران، اما،
همواره حاملِ
نور بوده و
روحش، همانطور
که هگل
استدلال
کرده، تفاوتها
را، بهجای
نابود ساختن،
روشن کرده
است. باری،
چرا ایران
زنده میماند؟
چون سازگار میشود؛
چرا باقی میماند؟
چون به یاد میآورد؛
چرا الهام میبخشد،
چون صرفاً
تاریخ را
تسخیر نمیکند،
بلکه آن را میسازد.ß
مجید
روشن زاده: توقف بیسابقه
تردد کشتیها
در تنگه هرمز،
عبور و مرور
دریایی به
حداقل رسید بر
اساس دادههای
رهگیری کشتیها
که خبرگزاری
بلومبرگ به آنها
استناد کرده
است، تردد
دریایی در
تنگه هرمز روز
پنجشنبه به
شکل کمسابقهای
کاهش یافته و
این گذرگاه
راهبردی
عملاً با رکود
شدید در رفتوآمد
شناورها
مواجه شده است. طبق
این گزارش،
بخش عمده حرکتهای
ثبتشده تنها
در مسیر
دریایی مورد
تأیید ایران و
در نزدیکی
سواحل شمالی
تنگه انجام
شده است. در
مقابل، مسیر
دریایی متعلق
به عمان که از
حمایت ایالات
متحده برخوردار
است، تقریباً
بدون تردد و
آرام گزارش شده
است. دادههای
منتشرشده
نشان میدهد
که تنها یک
نفتکش غولپیکر
که تحت تحریمهای
آمریکا قرار
دارد، در حال
خروج از خلیج
فارس مشاهده
شده و همزمان
یک کشتی
کانتینربر با
پرچم ایران
نیز از معدود
شناورهای
فعال در این
آبراه بوده
است. بلومبرگ
همچنین
احتمال داده
است که شمار
دیگری از کشتیها
با خاموش کردن
سامانههای
شناسایی و
رهگیری خود از
تنگه هرمز
عبور کرده
باشند؛
اقدامی که در
شرایط تنشهای
امنیتی برای
کاهش امکان
رهگیری یا
شناسایی مسیر
حرکت برخی
شناورها
انجام میشود. تنگه
هرمز یکی از
مهمترین
گذرگاههای
انرژی جهان به
شمار میرود و
هرگونه
اختلال در
تردد دریایی
آن میتواند
پیامدهای
گستردهای
برای
بازارهای
جهانی نفت،
تجارت دریایی
و امنیت منطقهای
به همراه
داشته باشد.
کاهش محسوس
رفتوآمد
کشتیها در
این آبراه، در
حالی رخ داده
که تنشها
میان ایران و
ایالات متحده
همچنان در سطح
بالایی قرار
دارد و نگرانیها
درباره امنیت
کشتیرانی در
منطقه افزایش
یافته است.
مجید
روشن زاده: ایران:
تنگه هرمز
تنها با شرایط
ایران باز خواهد
شد؛ هرگونه
حمله با ضربهای
متقابل پاسخ
داده میشود در پی
افزایش تنشها
میان جمهوری
اسلامی ایران
و ایالات
متحده، مقامهای
ارشد ایرانی
با لحنی تند
به اظهارات و
اقدامات
واشنگتن
واکنش نشان
دادند و تأکید
کردند که
هرگونه اقدام
نظامی یا نقض
توافقها، با
پاسخی قاطع از
سوی ایران
روبهرو
خواهد شد. روزنامه
وال استریت
ژورنال به نقل
از یک دیپلمات
ایرانی گزارش
داد که ایالات
متحده با ایجاد
یک گذرگاه
دریایی بدون
هماهنگی با
تهران، توافق
صلح را نقض
کرده است. به
گفته این
دیپلمات،
همین اقدام،
از نگاه
ایران، دلیل
موجهی برای
تصمیم تهران به
هدف قرار دادن
رفتوآمد
دریایی به
شمار میرود. محمدباقر
قالیباف،
رئیس مجلس
شورای اسلامی،
نیز با اشاره
به اهمیت
راهبردی تنگه
هرمز اعلام
کرد که این
گذرگاه تنها
بر اساس
ترتیبات جمهوری
اسلامی ایران
باز خواهد شد
و نه تحت فشار
یا تهدید
آمریکا. وی
همچنین تصریح
کرد که
واشنگتن هنوز
نیاموخته است
که زورگویی و
عهدشکنی بیهزینه
نخواهد بود و
هشدار داد در
صورت هرگونه حمله،
پاسخ متقابل
دریافت خواهد
کرد. ابراهیم
عزیزی، رئیس
کمیسیون
امنیت ملی و
سیاست خارجی
مجلس شورای
اسلامی، نیز
با محکوم کردن
حمله آمریکا
به ایران،
وعده داد که
جمهوری
اسلامی پاسخی
کوبنده به
آمریکاییها
خواهد داد و
امنیت آنان را
در هر نقطهای
که باشند، هدف
قرار خواهد
داد. در
همین حال،
ابراهیم
رضایی،
سخنگوی
کمیسیون
امنیت ملی و
سیاست خارجی
مجلس، از
آمریکا خواست
در انتظار
«سیلی سخت»
ایران باشد.
وی با اشاره
به آموزههای
آیتالله سید
علی خامنهای
اظهار داشت که
ملت ایران
آموخته است از
ایالات متحده
هراسی به دل
راه ندهد. همچنین
محسن رضایی،
مشاور نظامی
رهبر انقلاب و
جمهوری
اسلامی،
تأکید کرد که
پاسخ به دشمن
مهاجم و
حامیان آن با
قاطعیت انجام
خواهد شد و
عاملان این
حمله با مجازاتی
سخت روبهرو
خواهند شد. اظهارات
تازه مقامهای
ایرانی نشاندهنده
ادامه روند
تشدید تنش
میان تهران و
واشنگتن است؛
روندی که میتواند
بر امنیت
منطقه و بهویژه
وضعیت تنگه
هرمز، یکی از
مهمترین
گذرگاههای
راهبردی
جهان، تأثیر
قابل توجهی
بگذارد.
شهرنوش
پارسیپور؛
مرگ یک
نویسنده و
پرسشی که
همچنان بیپاسخ
مانده است رضا
باقری درگذشت
شهرنوش پارسیپور،
تنها خاموش
شدن صدای یکی
از مهمترین
نویسندگان
معاصر ایران
نیست؛ بلکه
بار دیگر توجه
ما را به
سرنوشت تلخ
بسیاری از
نویسندگان و
هنرمندان
تبعیدی جلب میکند؛
انسانهایی
که وطن را از
دست دادند،
اما هرگز زبان
و خاطره آن را
ترک نکردند. شهرنوش
پارسیپور با
آثاری چون
«زنان بدون
مردان»، «طوبا
و معنای شب»،
«عقل آبی»، «سگ و
زمستان بلند»
و دیگر آثار
خود، جایگاهی
ماندگار در
ادبیات فارسی
یافت. او نه
تنها نویسندهای
نوآور، بلکه
زنی بود که
بهای استقلال
اندیشه خود را
با زندان،
سانسور،
ممنوعیت
انتشار و
سرانجام تبعید
پرداخت. او در دوران
حکومت پهلوی
در اعتراض به
اعدام خسرو
گلسرخی و
کرامتالله
دانشیان و
بازداشت
شماری از
نویسندگان،
از تلویزیون
ملی ایران
استعفا داد و
خود نیز مدتی
زندانی شد. پس
از انقلاب، با
وجود آنکه
وابسته به هیچ
سازمان سیاسی
نبود، سالها
زندان را
تجربه کرد و
بعدها نیز به
دلیل انتشار
آثارش بار
دیگر تحت فشار
قرار گرفت.
سرانجام
ناچار شد
ایران را ترک
کند و زندگی
خود را در
تبعید ادامه
دهد. اما تبعید،
تنها دور شدن
از یک سرزمین
نیست. رنج تبعیدی
را نمیتوان
تنها با فاصله
جغرافیایی
توضیح داد.
برای یک شاعر
یا نویسنده،
وطن فقط خاک
نیست؛ زبان،
مخاطب، کوچهها،
خاطرهها و
نفس کشیدن در
میان مردمی
است که موضوع
نوشتن او
هستند.
نویسنده
متعهد، درد
جامعه را تنها
از خلال خبرها
و روایتها
نمیشناسد؛
او آن را در
چهره مردم، در
خیابان، در سکوت
و فریاد زندگی
روزمره لمس میکند. دردی که از
نزدیک دیده میشود،
با دردی که از
هزاران
کیلومتر
دورتر شنیده
میشود،
یکسان نیست.
نویسنده
تبعیدی ناچار
است رنج مردم
خود را از
فاصلهای دور
تجربه کند؛
فاصلهای که
گاه خود به
زخمی دائمی
تبدیل میشود.
این همان «درد
از دور» است؛
رنجی که شاید
کمتر درباره
آن سخن گفته
شده باشد، اما
بسیاری از
شاعران و
نویسندگان
تبعیدی آن را
با تمام وجود
زیستهاند. در کنار این
رنج روانی،
واقعیت دیگری
نیز وجود دارد
که کمتر دیده
میشود؛
وضعیت
اقتصادی
نویسندگان
تبعیدی. بسیاری از
آنان، با وجود
دهها کتاب،
صدها مقاله،
سالها پژوهش
و تأثیر عمیق
بر فرهنگ و
ادبیات فارسی،
از راه نوشتن
قادر به تأمین
زندگی خود
نیستند.
آثارشان خوانده
میشود،
دربارهشان
سخن گفته میشود،
اما سهم آنان
از این میراث
فرهنگی، اغلب تنها
رضایت درونی
از آفرینش اثر
است، نه امنیت
اقتصادی. شهرنوش
پارسیپور
نیز در سالهای
پایانی زندگی
با دشواریهای
مالی روبهرو
بود و برای
تأمین بخشی از
هزینههای
زندگی و
انتشار
آثارش، از
مخاطبان خود
درخواست
حمایت کرد. این
واقعیت، بیش
از آنکه
درباره یک فرد
سخن بگوید،
پرسشی جدی را
پیش روی جامعه
فرهنگی ما
قرار میدهد:
چگونه ممکن
است نویسندهای
که آثارش به
چندین زبان
ترجمه شده، در
دانشگاهها
تدریس میشود
و نامش در
تاریخ ادبیات
معاصر ثبت شده
است، همچنان
از ابتداییترین
امنیت معیشتی
محروم باشد؟ß
رقیه
دانشگری ــ باید بر
خاست … این پیچ
تاریخی طاقت
فرساست…. این
سرود حماسی که
در حضور مداوم
و فزایندۀ مردم
ایران در پویش
همه روزۀ
خیابان و حالا
در وداع با
پیکر پاک رهبر
شهید انقلاب
ملی ــ اسلامی
ایران و اعضای
خانوادۀ او در
مصلای تهران طنین
انداز است،
فشرده ای از
خواست و ارادۀ
مردم ایران
است. مردمی که
نقش تاریخی
خود را در
تحولات امروز
جهان به خوبی
دریافته اند. این درک
از وظیفۀ سترگ
تاریخی ملتی
به پا خاسته ،
حاصل پنج دهه
رزم و رنج در
مصاف با
دشمنان خارجی
و داخلی کشوری
است که به
دلیل موقعیت
سیاسی و
جغرافیایی
خود در معبر و
موقعیتی خطیر
قرار گرفته
است . عبور از
آن نیاز به
تدبیر،
اراده،
هوشیاری،
خستگی
ناپذیری، شادابی
انقلابی و
اتحاد ملی به
وسعت ایران دارد. دشمنان
مردم ایران،
پس از شکست در
دو جنگ تحمیلی
۱۲ روزه و
رمضان،
دریافته اند
که چنین ملتی
با حربۀ نظامی
شکست پذیر
نیست. لذا
نقشۀ شوم
احتمالی
آمریکا و
اسراییل برای
کشور ما
همزمان با
اقدامات
تروریستی و
نظامی علیه تمامیت
سرزمینی
ایران، چنین
خواهد بود: استفادۀ
هر چه بیشتر
از گسل های
داخلی جهت تشدید
نارضایتی های
موجود از طریق
تقویت اولیگارش
ها و اقتصاد
غربگرای
نئولیبرال و
تخریب هرچه
بیشتر اقتصاد
ملی، تقویت
نیروهای
تسلیم طلب سیاسی
، ایجاد و
تقویت یآس و
نومیدی
عمومی، ایجاد
نفاق ملی، و
در نهایت جلب
آرای اکثریت
مردم ناراضی
شده به انتخاب
مدیران و
سیاست گزاران
غربگرا و یک
دست کردن
ساختار سیاسی
ایران به سود
امپریالیسم و
صهیونیسم.ß
دکتر مهدی
روسفید : آزادی بی مسئولیت؛
روی دیگر ھرجومرج در فضای فکری
و سیاسی ایران،
کمتر واژهای بھ
اندازه «آزادی»
تکرار میشود. از
حکومت گرفته تا اپوزیسیون،
از روشنفکر تا
فعال سیاسی، از
دانشگاه تا شبکه
ھای اجتماعی، ھمه
از آزادی سخن میگویند.
اما پرسش اساسی
این است: آیا ما
به ھمان اندازه
که از آزادی حرف
میزنیم، درباره
مسئولیت نیز سخن
میگوییم؟
خشم سیاسی و وفاداری
ملی گاھی یک جمله
، بیشتر از صد کتاب
درباره انسان بما
میآموزد. چندی
پیش دوستی آلمانی
با من تماس گرفت.
صاحب کارخانھای
است که تجھیزات
محافظت ساختمانھا
در برابر رعد و
برق تولید میکند.
تمام زندگیاش را
صرف این کرده بود
کھ صاعقه بخانه
ھا برخورد نکند.
اما آن روز،خودش
قربانی نوع دیگری
از صاعقه شده بود.
گفت: «میخواھم یکی
از کارمندان ایرانیام
را اخراج کنم.» ابتدا
تصور کردم اختلافی
کاری پیش آمده
است. پرسیدم چرا؟
چند ثانیه سکوت
کرد. سکوتی که انگار
از جایی دورتر
از یک شرکت و یک
قرارداد کاری میآمد.
بعد گفت: «برای اینکھ
فھمیدهام آرزو
میکند کشور خودش
بمباران شود.»ß
مجید روشن
زاده: مجتبی
خامنهای پس
از جراحات
بهبود یافته
است، نقش
پررنگتر
سپاه در
ساختار آینده
قدرت براساس
گزارش
فینانشال
تایمز به نقل
از منابعی
شامل شماری از
ایرانیان،
مقامهای
وابسته به
جمهوری
اسلامی و
دیپلماتهای
خارجی گزارش
داد که مجتبی
خامنهای پس
از جراحاتی که
در جریان
حملات آمریکا
و اسرائیل
برداشته بود،
روند درمان را
پشت سر گذاشته
و بهبود یافته
است. بر اساس
این گزارش،
غیبت چهار
ماهه مجتبی
خامنهای از
انظار عمومی
بیش از آنکه
ناشی از وضعیت
جسمانی او
باشد، بهملاحظات
امنیتی مربوط
است. این منابع
تأکید کردهاند
که وی همچنان
هدایت امور و
مدیریت
ساختار قدرت
را در اختیار
دارد. به گفته
منابع نزدیک
به حاکمیت،
انتظار میرود
در دورهای که
از آن به
عنوان دوران
مجتبی خامنهای
یاد میشود،
نهادهایی
مانند سپاه
پاسداران نقش
پررنگتری در
اداره کشور
ایفا کنند.
همچنین پیشبینی
میشود نسلهای
جوانتر و
نیروهایی که
آمادگی
بیشتری برای
پذیرش ریسکهای
سیاسی و
امنیتی
دارند،
جایگاه
گستردهتری
در ساختار
حکمرانی پیدا
کنند. در همین
حال، یکی از
مقامهای
پیشین جریان
اصلاحطلب
نیز در گفتوگو
با این
روزنامه
ارزیابی کرده
است که ایران
در عرصه سیاسی
به سمت فضای
بستهتر حرکت
خواهد کرد،
اما همزمان
احتمال گشایشهای
بیشتری در
حوزه مسائل و
مطالبات
اجتماعی وجود
دارد.
مجید
روشن زاده: ریشههای
تاریخی
بحرانی که
امروز میان
آمریکا و
اسپانیا شعلهور
شده است روابط
ایالات متحده
و اسپانیا
وارد بحرانیترین
مرحله خود در
دهههای اخیر
شده است.
دونالد
ترامپ، رئیسجمهور
آمریکا، روز
هشتم ژوئیه
اعلام کرد که
به وزیر خزانهداری
این کشور دستور
داده است
تمامی روابط
تجاری با
اسپانیا را
قطع کند. او
مادرید را
«شریکی بد» در
پیمان آتلانتیک
شمالی توصیف
کرد. این
اظهارات در
جریان نشست
سران این
پیمان در
آنکارا و در
حضور دبیرکل
این ائتلاف
مطرح شد. این
تصمیم تازهترین
حلقه از
زنجیره تنشهایی
است که از زمان
بازگشت ترامپ
به کاخ سفید
به تدریج شدت
گرفته، اما
ریشههای
اختلاف میان
دو کشور بسیار
قدیمیتر از
تحولات سالهای
اخیر است. از
اتحاد تاریخی
تا بیاعتمادی
متقابل اسپانیا
در جریان جنگ
استقلال
آمریکا یکی از
مهمترین
حامیان
نیروهای
استقلالطلب
بود. این کشور
در کنار
فرانسه با
ارسال کمکهای
مالی،
تسلیحاتی و
تدارکاتی نقش
مهمی در پیروزی
نیروهای
آمریکایی در
نبرد سرنوشتساز
یورکتاون در
سال ۱۷۸۱ ایفا
کرد؛ نبردی که
راه را برای
استقلال ایالات
متحده هموار
ساخت. با این
حال، بسیاری
از اسپانیاییها
معتقدند
واشنگتن هرگز
این حمایت
تاریخی را
جبران نکرد.
آنان به جنگ
آمریکا و
اسپانیا در
سال ۱۸۹۸
اشاره میکنند
که به از دست
رفتن آخرین
مستعمرات
اسپانیا
انجامید.
همچنین
اسپانیا پس از
جنگ جهانی دوم
از طرح
بازسازی
اروپا بهرهای
نبرد و آمریکا
نیز در دوران
جنگ سرد از
حکومت
دیکتاتوری
فرانکو به
دلیل مواضع
ضدکمونیستی
آن حمایت کرد. همین
تجربه تاریخی
سبب شده است
که نگاه بخشی
از جامعه
اسپانیا به
آمریکا
همواره با
تردید و انتقاد
همراه باشد. جنگ
غزه، نقطه
آشکار اختلاف بزرگترین
شکاف سیاسی
میان دو کشور
در جریان جنگ
غزه پدیدار
شد. در حالی که
دولت ترامپ از
اسرائیل
حمایت کامل به
عمل آورد، دولت
پدرو سانچز،
نخستوزیر
اسپانیا، یکی
از منتقدان
اصلی سیاستهای
تلآویو در
اروپا بود
اسپانیا
کشور فلسطین
را به رسمیت
شناخت، از شکایت
آفریقای
جنوبی علیه
اسرائیل در
دیوان بینالمللی
دادگستری
حمایت کرد و
خواستار
تعلیق توافق
همکاری
اتحادیه
اروپا با
اسرائیل شد. سانچز
همچنین بارها
اقدامات
اسرائیل در
غزه را «نسلکشی»
خواند. دولت
اسپانیا در
ادامه،
صادرات سلاح
به اسرائیل را
متوقف کرد،
قراردادهای
نظامی با شرکتهای
اسرائیلی را
لغو نمود و
استفاده از
بنادر و حریم
هوایی این
کشور برای
برخی انتقالهای
نظامی مرتبط
با اسرائیل را
ممنوع ساخت.
این اقدامات
با واکنش منفی
واشنگتن روبهرو
شد. اختلاف
دو کشور حتی
در برخورد با
گزارشگر ویژه
سازمان ملل
درباره
فلسطین نیز
آشکار شد؛ جایی
که دولت
آمریکا او را
تحریم کرد،
اما دولت اسپانیا
از او تقدیر
به عمل آورد. اختلاف
بر سر پیمان
نظامی، چین و
مهاجرت تنش
میان مادرید و
واشنگتن تنها
به مسئله فلسطین
محدود نماند. اسپانیا
با افزایش
بودجه نظامی
تا پنج درصد تولید
ناخالص
داخلی، مطابق
خواسته
آمریکا، مخالفت
کرد. سانچز
تأکید کرد که
چنین افزایشی
به زیان خدمات
اجتماعی و
نظام رفاه این
کشور خواهد
بود. در
عرصه اقتصادی
نیز مادرید
روابط خود با
چین را گسترش
داد؛ اقدامی
که با انتقاد
شدید دولت
آمریکا روبهرو
شد. همزمان
سانچز سیاستهای
سختگیرانه
دولت ترامپ در
قبال مهاجران
را نیز به چالش
کشید و از
الگوی
مهاجرتی
اسپانیا به
عنوان عاملی
برای رشد
اقتصادی و
تقویت نظام
تأمین
اجتماعی دفاع
کرد. ایران،
اوج رویارویی اختلافات
دو کشور در جریان
جنگ آمریکا و
اسرائیل علیه
ایران به اوج رسید. دولت
اسپانیا این
اقدام نظامی
را محکوم کرد
و اجازه
استفاده از
پایگاههای
نظامی خود
برای حمله به
ایران را به
آمریکا نداد.
سانچز این
عملیات را
اقدامی
خطرناک و مغایر
با حقوق بینالملل
توصیف کرد. در
مقابل، ترامپ
اسپانیا را به
اقدامات
اقتصادی و
سیاسی تهدید
کرد و این
کشور را به
تضعیف
همبستگی در
پیمان
آتلانتیک
شمالی متهم
ساخت. ورود
اختلافات به
مرحلهای
تازه اکنون
با اعلام
تصمیم ترامپ
برای قطع کامل
روابط تجاری
با اسپانیا،
اختلافات دو
کشور وارد
مرحلهای بیسابقه
شده است. آنچه
تا پیش از این
بیشتر در قالب
موضعگیریهای
سیاسی و
دیپلماتیک
دنبال میشد،
ممکن است از
این پس
پیامدهای
مستقیم اقتصادی
و امنیتی برای
دو کشور و حتی
آینده روابط دو
سوی اقیانوس
اطلس به همراه
داشته باشد. به
نظر میرسد
اختلاف میان
واشنگتن و
مادرید دیگر
صرفاً بر سر
چند پرونده
سیاسی نیست،
بلکه به تقابل
دو نگاه
متفاوت
درباره نظم
جهانی، سیاست
خارجی و نقش
آینده قدرتهای
غربی در جهان
تبدیل شده است.
07. Juli 2026
https://t.me/paivandisaeed/223 جامعه،
حکومت و
اپوزیسیون در
برابر چالش
آینده سعید
پیوندی تجربه
کشورهایی که
دوران پس از
یک بحران بزرگ
(جنگ خارجی و
داخلی،
دیکتاتوری...) را
به زمانی برای
توسعه و
پویایی جدید
اجتماعی
تبدیل کردند
بسیار متفاوت
است. در کنار
چند و چون
برخورد با
گذشته، امر
مشترک در میان
بسیاری خلق
روایتهایی
است که زمینهساز
شکلگیری
انگاره جمعی
جدیدی درباره
سیاست و امید به
روزهای بهتر و
آینده را
فراهم میآورند. جنگ
و بحران "افق
زمانی" جامعه
را بسیار
کوتاه میکنند.
جامعه در
برابر جبر بقا
ناچار به
روانشناسی
زیست در زمان
کوتاه پناه میبرد.
این امید به
آینده است که
زندگی و
انگاره زمان
بلند را شکل
میدهد. ارنست
بلوخ فیلسوف
آلمانی امید
را نیرویی میدانست
که انسان را به
سوی امکانات
هنوز تحققنیافته
سوق میدهد.
از این
دیدگاه، امید
به آینده تنها
بازتاب
واقعیت موجود
نیست، بلکه
توانایی تصور
واقعیتی بهتر
نیز هست.
رورتی،
فیلسوف مکتب
پراگماتیسم
معاصر نیز
برآن بود که
جامعه برای
بقا نه به یک
حقیقت مطلق که
به امید
اجتماعی
وابسته است.
از نظر او،
امید اجتماعی
یعنی این باور
جمعی که میتوان
با همکاری،
آیندهای
عادلانهتر و
آزادتر از
گذشته را
ساخت. ایران
پس از جنگ و
بحرانهای
بزرگ داخلی و
مرگ رهبر ج.ا.
در برابر
معادله
پیچیده ساخت و
پرداخت آینده
قرار دارد.
این چالش هم
به نظام
حکمرانی
مربوط میشود
و هم به
اپوزیسیون و
یا نخبگان
دانشگاهی، روشنفکری،
مدنی و سیاسی.
هر چند ادامه
تنشها،
نبودن
دورنمای صلح
پایدار و
بازتولید روایتهای
تکراری جای
چندانی برای
خوشبینی نمیگذارند.
چندی پیش
بطحایی رئیس
سازمان امور
اجتماعی کشور
با اشاره به
نتایج پیمایشهای
سرمایه
اجتماعی
اعلام کرد که
حدود 60 درصد مردم
امیدی به
بهبود شرایط
آینده ندارند
(عصر ایران، 30
خرداد 1405). این
نومیدی
فراگیر پدیده
جدیدی نیست.
سالهاست
جامعه ما نوعی
زوال امید،
نظام حکمرانی ناکارا
و سرکوبگر و
"فلج جمعی"
سیاست،
اقتصاد و چرخه
بیپایان تنشهای
داخلی و خارجی
را زندگی میکند. ß
Majid Roshanzadeh چهار
مسیر تلاش
آمریکا برای
تغییر موازنه
پس از توافق
با ایران تنها چند
روز پس از
امضای تفاهمنامه
میان آمریکا و
ایران،
واشنگتن
اقداماتی را
در چند مسیر
آغاز کرده تا
محیط سیاسی و
امنیتی اجرای
این توافق را
بازتعریف کند.
تحولات اخیر
نشان نمیدهد
که دولت
آمریکا قصد
دارد این
تفاهمنامه
را بهطور
مستقیم لغو
کند یا از آن
خارج شود،
بلکه به نظر
میرسد هدف آن
کاهش تدریجی
اثر عملی
توافق از طریق
ایجاد واقعیتهای
جدیدی است که
تعهدات موجود
را کماثر یا
قابل تفسیر به
نفع منافع
آمریکا و اسرائیل
کند. این
سیاست در چهار
مسیر همزمان
دنبال میشود:
مسیر نخست از
لبنان آغاز میشود،
مسیر دوم به
کشورهای خلیج
فارس مربوط است،
مسیر سوم بر
تنگه هرمز
متمرکز است و
مسیر چهارم
حفظ سطحی
کنترلشده از
تنش نظامی با
ایران را
دنبال میکند.
به این ترتیب،
واشنگتن
ابزارهای
فشاری دائمی
علیه تهران
حفظ میکند،
بدون آنکه
وارد جنگی
گسترده شود و
بدون آنکه
اجازه دهد
ایران
دستاوردهای
سیاسی و راهبردی
توافق را به
طور کامل به
دست آورد. لبنان،
نخستین میدان
فشار نخستین
محور این
سیاست به
لبنان مربوط
میشود.
توافقی که دو
روز پیش در
واشنگتن میان
دولتهای
لبنان و
اسرائیل اعلام
شد، از نگاه
برخی
تحلیلگران،
بندهای اصلی
تفاهم آمریکا
و ایران را به
شکلی نزدیکتر
به دیدگاه
اسرائیل
بازتنظیم میکند. به جای
خروج کامل
نیروهای
اسرائیلی در
مدت شصت روز،
این توافق
عملاً امکان
تداوم حضور
اسرائیل در
بخشهایی از
خاک لبنان را
فراهم میکند
و خروج
احتمالی
آینده را به
شرایط تازهای
پیوند میزند
که در متن
تفاهم اولیه
با ایران وجود
نداشت.ß
وقتی قدرت
نامرئی میشود؛
چگونه
گرامشی،
ادوارد سعید و
چامسکی سازوکار
سلطه مدرن را
آشکار کردند قدرتی که
برای حفظ خود
به تانک و
نیروهای مسلح
در خیابان
نیاز دارد،
پیش از هر چیز
از خودش
بیمناک است.
اما گونهای
دیگر از قدرت
نیز وجود
دارد؛ قدرتی
که نه در
میدانها،
بلکه در ذهن
انسانها
مستقر میشود.
قدرتی که مردم
را وامیدارد
از نظمی دفاع
کنند که آن را
حاصل انتخاب و
باور آزاد خود
میپندارند. همینجا،
در مرز باریک
میان اجبار و
رضایت، یکی از
مهمترین
پرسشهای
اندیشه سیاسی
معاصر شکل میگیرد:
چگونه انسانها
به پذیرش آنچه
بر آنان تحمیل
شده است رضایت
میدهند، تا
جایی که آن را
انتخاب خود میدانند؟ سه تن از
برجستهترین
متفکران سده
بیستم،
آنتونیو
گرامشی،
ادوارد سعید و
نوآم چامسکی،
هر یک از
زاویهای
متفاوت، به
همین پرسش
پرداختند.
آنان از سنتهای
فکری گوناگون
میآمدند،
اما همگی به
یک حقیقت
مشترک رسیدند:
سلطه، پیش از
آنکه بر بدنها
حکومت کند، بر
ذهنها فرمان
میراند. گرامشی؛
هنگامی که
فرهنگ به
ابزار قدرت
تبدیل میشود آنتونیو
گرامشی مهمترین
آثار خود را
در زندان
حکومت
فاشیستی ایتالیا
نوشت. او در
همان شرایط
دشوار، مفهوم
«هژمونی
فرهنگی» را
مطرح کرد؛
مفهومی که تا
امروز یکی از
بنیادیترین
ابزارهای فهم
قدرت سیاسی به
شمار میرود. از نگاه
گرامشی،
طبقات حاکم
تنها با زور و
سرکوب بر
جامعه مسلط
نمیشوند.
آنان با ساختن
مجموعهای از
ارزشها،
باورها و
برداشتهای
فرهنگی،
منافع خود را
به صورت منافع
همگانی جلوه
میدهند. مدرسه،
دانشگاه،
رسانه،
خانواده،
نهادهای دینی
و دیگر
نهادهای
فرهنگی، تنها
محل آموزش یا
انتقال
اطلاعات
نیستند. این
نهادها به
تدریج تصویری
از جهان میسازند
که چنان طبیعی
به نظر میرسد
که کمتر کسی
درباره منشأ
آن پرسش میکند. در این
فرآیند،
ایدئولوژی به
«عقل سلیم»
تبدیل میشود. گرامشی
میان دو حوزه
تمایز قائل میشود.
نخست، جامعه
سیاسی که
ابزارهای
اجبار، مانند
ارتش، پلیس و
دستگاه قضایی
را در اختیار دارد.
دوم، جامعه
مدنی که در آن
رضایت مردم شکل
میگیرد. از
نظر او، حکومتهای
مدرن زمانی
پایدار میشوند
که بیش از
آنکه به زور
متکی باشند،
بتوانند
رضایت عمومی
را تولید کنندß
کارگران
معدن مس
درخشان
سیرجان
اعتصاب کردند آنها
میگویند سه
ماه است حقوقی
دریافت نکردهاند کارگران
معدن مس
درخشان تخت
گنبد سیرجان
در اعتراض به
پرداخت نشدن
سه ماه حقوق
معوقه اعتصاب
کردهاند. این
در حالی است
که همزمان،
برای مراسم
تشییع و دفن
علی خامنهای
هزینههای
سنگینی صرف
شده؛ موضوعی
که بار دیگر
شکاف میان
هزینههای
حکومتی و
مشکلات
معیشتی
کارگران را
برجسته کرده
است. به گزارش
حالوش،
شماری از
کارگران این
معدن روز شنبه
۱۳ تیر با توقف
کار و تجمع در
محوطه معدن،
خواستار
پرداخت فوری
مطالبات خود
شدند. آنان میگویند
سه ماه است
حقوقی دریافت
نکردهاند و
ادامه این
وضعیت، معیشت
خانوادههایشان
را با بحران
روبهرو کرده
است. این
نخستین
اعتراض
کارگران این معدن
نیست؛ آنها
پیشتر نیز در
سال ۱۴۰۱ به دلیل
پرداخت نشدن
حقوق و مزایا
و مشکلات معیشتی
چندین روز
اعتصاب کرده
بودند.
@dw_farsi
دولت
کنونی آلمان
در نظر دارد
قانون هشت
ساعت کار در
روز را از بین
ببرد. دولت
تصمیم گرفت
“راهبرد ملی
گردشگری” را
عملی کند.
اصطلاحی که بدون
بررسی دقیق بهنظر
بیزیان می
رسد. ولی این
اقدام اولین
گام برای از
بین بردن یکی
از
دستاوردهای
جنبش کارگری
است. چکیدهٔ
این تصمیم که
در هفتههای
گذشته توسط
دولت آلمان
گرفته شده این
است: “قانون
زمان کار
انعطافپذیرتر
خواهد شد.” در
حال حاضر بر
اساس قانون، ساعت
کار کارگران
آلمان هشت
ساعت در روز
است. در موارد
استثنایی
طولانی شدن
ساعت کار تا
ده ساعت هم
امکانپذیر
است، ولی به
شرط آنکه ساعت
اضافهکاری
با پرداخت
اضافه دستمزد
و یا کسر از کل
ساعت کاری در
ماه محاسبه
شود. برنامه
دولت پایان
دادن به این
دستاورد است.
بهجای هشت
ساعت کار در
روز، یک
حداکثر زمانِ
کاری در طول
هفته در نظر
گرفته خواهد
شد، تصمیمی که
در گام نخست
در بخش
گردشگری و
مهمانسراها
اجرا خواهد
شد. بر پایه
این تصمیم طرح
اصلاح قانون
زمان کار در
سال جاری بهاتمام
خواهد رسید،
طرحی که سپس
اجرای آن در
همه بخشها
قطعی و
اعتباری
قانونی خواهد
داشت. حزبهای
“دمکرات
مسیحی”،
“سوسیال
مسیحی”، و
“سوسیال دمکرات”
[حزبهای
مؤتلف در دولت
کنونی] پیش از
این بر سر این موضوع
با همدیگر
توافق کرده بودند. حزبهای
نام برده شده
در بالا با
تعدیل قانون
زمان کار
آرزوی
دیرینهٔ
اتحادیهٔ
سرمایهداران
را برآورده میکنند.
بهاین ترتیب
مدیران و
سرمایهگذاران
ارشد صنعت
گردشگری نسبت
به این موضعگیری
واکنشی مثبت و
رضایتبخش
نشان دادند.
وزیر اقتصاد
با لحنی کنایهآمیز
ادعا میکند
این اصلاحات
میتواند
توازنی خوب
بین خانواده و
کار بهوجود
آورد. اما
واقعیت در
کارخانهها و
شرکتها در حال
حاضر بهگونهای
دگر است.
اضافهکاریها
که اغلب بدون
پرداخت
دستمزد است و
از کارگران تا
آنجا که توان
دارند کار میکشند،
به بخشی از
کار عادی
بسیاری از
کارگران تبدیل
شده استß
02 ژوئیه 2026 هوشنگ
سیحون؛ معمار
هویت ایرانی
در بناهای تاریخی پرویز
نیکنام کتاب یادداشتهای
هوشنگ سیحون که
به تازگی
انتشارات
رهسپاران
منتشر کرده، دیدگاهها
و نظرات یکی
از مهمترین و
اثرگذاراترین
معماران
معاصر و صاحب
سبک ایران است
که دوازده سال
پیش در خرداد
۱۳۹۳ در
ونکوور در
غربت تبعید
درگذشت. سیحون
در مقدمهی
کتاب میگوید
که دلیل چاپ
این یادداشتها
«ارائهی یک
قسمت از
ناشناختههایی
از تاریخ
معماری» بوده
است، و بخشی
از کتاب
«توضیحاتی در
باب بعضی از
کارهای خودم
برای
پژوهشگران و
دانشجویان
جوان رشتهی
معماری است که
اغلب سؤالاتی
در این موارد
دارند.» بخش
اول کتاب،
نگاه سیحون به
معماری
ساسانی و تأثیر
آن بر معماری
غرب است و بخش
دوم شرحی است
بر پنج اثر
ماندگار او در
ایران یعنی
آرامگاه
ابوعلی سینا،
نادرشاه،
خیام، کمالالملک
و فردوسی. سیحون
مینویسد:
«ایران ما
کشوری است
مقدس و
دربرگیرندهی
گنجینهای
پرارزش و بیهمتا
از فرهنگ و
ادب و هنر.
ایران گوهری
است تابناک که
در تاریکیهای
اعماق قرون
اطراف خود را
روشن کرده و
سرمشقها و
رهنمودهای
پرارزشی به
سرزمینها و
مردمان دیگر
عرضه داشته
است. به طوریکه
تاریخ مدون
فرهنگها
پیوسته با
احترام و
افتخار از آن
یاد میکند.
متأسفانه این
گنجینه و
میراث پرارزش
به دست ما
میراثخوارانی
رسیده است که
از اهمیت و
قدر و قیمت آن
بیخبریم و در
نگهداریاش
بیاندازه
کوتاهی و سستی
کرده و میکنیم.» سیحون
ایران را موزهای
میداند که
«پر از
شاهکارها و
آثار معماری
عمومی و
خصوصی، شهری و
روستایی، که
تماماً چه از
دید ایرانیهای
اهل فن و مطلع
و چه از نظر
خارجیان
نمونههایی
جالبتوجه و
باارزشاند
که هموطنان
ما با بیتفاوتی
از کنار آنها
میگذرند و
کوچکترین
فکری برای حفظ
و نگهداری آنها
ندارند.» سیحون
در یادداشتهای
خود معماری
ایران را به
دورهی
ساسانی پیوند
میدهد و این
که چطور چهار
قرن پیش از
اسلام، ساسانیان
با ساختن کاخ
تیسفون یا طاق
کسری، که
بقایای آن در
سی کیلومتری
بغداد قرار
دارد، نمادی
از معماری را
میسازند و
بعدها همین
معماری
ساسانی به
کشورهای دیگر
از طریق آسیای
صغیر و
کنستانتینوپل
(قسطنطینه)؛
ارمنستان و
قفقاز و سوریه
و سواحل مدیترانه
به غرب میرود. از
نظر سیحون،
معماری رومی و
یونانی و
ایرانی کمکم
با هم در هم میآمیزند
و «از این در هم
جوشی معماری
بیزانس پا به
عرصهی وجود
میگذارد
(معبد
ایاصوفیه).» و
این معماری از
طریق معبد
ایاصوفیه «نه
تنها به
امپراتوری
شرق، بلکه به
سرزمینهای
غرب نیز
انتقال داده
میشود.» مسجد
ترکیبی از
آتشکده و کاخ
ساسانی سیحون
در مستند خط در خیال میگوید:
«اسلام نه
معماری داشت،
نه مجسمهسازی،
نه نقاشی و نه
موسیقی، در
حالی که ما داشتیم.
ایرانِ ما
داشت. معماری
دو بال دارد و
با این دو بال
باید پرواز
کند؛ عملکرد و
زیبایی. یعنی
معماری هم
باید از نظر
فیزیکی ما را
تأمین کند و
ما در جایی
زندگی کنیم
که همه چیز
برای ما راحت
باشد و هم از
نظر متافیزیکی
باید ما را
تأمین کند که
مثلاً بگوییم
این خانه قشنگ
و خوب است.» با
این نگاه
تاریخی، سیحون
معتقد است که
بعد از اسلام
«مساجد ما با تلفیق
از آتشکده و
کاخ ساسانی به
وجود آمدهاند.
شیوهی
معماری
ساسانی به
خصوص در مورد
ساختمان گنبد
به صور و
اشکال مختلف
رو به تکامل
رفته است. نمونههای
بارز این
نظریه مسجد
جامع اصفهان،
مسجد شاه
اصفهان، مسجد
جامع قزوین و
اردستان و به
خصوص مسجد شیخ
لطفالله در
اصفهان است که
در حقیقت چهار
طاقی و گنبد
آتشگاه را در
حد کمال و
زیبایی و
سادگی بر پا
کرده است.»ß
https://t.me/kaleme/34108 تشییع
میلیونی، از
انکار تا
حیرت، زنده
باد مقاومت
مدنی ✍ مجتبی
نجفی به من
گفتند آیا از
جمعیت
میلیونی در
مراسم تشییع
علی خامنهای
متعجبی؟ گفتم
هرگز. چرا که
هیچگاه
پایگاه اقلیت
حکومت را
انکار نکرده
ام که اکنون
متعجب باشم.
همیشه در
تحلیل ام از
ایران،
"استبداد اقلیت
بر اکثریت"
محوری بوده.
جمهوری
اسلامی در طول
چند دهه گذشته
یک شیفت اساسی
داشته، از
"استبداد
اکثریت بر
اقلیت" اول
انقلاب، به
"استبداد
اقلیت بر
اکثریت" امروز
رسیده. اگر
کسی گمان کند
معنای
دموکراسی
صرفا نظر
اکثریت است به
توجیه
حکومتهای پوپولیستی،
تضییع کننده
حقوق اقلیت
خواهد افتاد و
اگر حکومتی به
گونه ای
صندوقهای رای
را تنظیم کند
که اقلیت،
برنده برگه
رای باشد، یا
هیچگاه از
قدرت حذف
نشود، نام این
حکومت هرگز " جمهوری"
نیست حتی اگر
مدام، مردم
مردم کندß
https://t.me/TahlilZamane/117090 میراث
یک دوران؛ از
سفرههای
کوچک تا
امیدهای
خاموش از
ساعت ۶ صبح در
گوشهای از
شهر ایستاده
است؛ چشم به
راه یک فرصت،
یک کار، یک
روزی حلال.
ساعتها میگذرد،
اما خبری از
کار نیست.
آفتاب غروب میکند
و او هنوز با
دستهای خالی
به خانه برمیگردد. آمده بود
کار کند تا
برای خانه
چیزی بخرد؛
شاید وسیلهای
کوچک، شاید
چیزی برای
خوشحال کردن
خانوادهاش.اما
حالا فقط یک
جمله باقی
مانده است:
«شاید قسمت
نبوده...» اما
پشت این جمله
ساده،
داستانی بزرگ
پنهان است؛
داستان
کارگری که
امیدش را هر
روز کنار خیابان
جا میگذارد،
مادری که توان
خرید یک
خواسته کوچک
کودک را ندارد،
جوانی که
آیندهاش را
مبهم میبیند
و خانوادهای
که برای تأمین
ابتداییترین
نیازها میجنگد میراث
واقعی یک
دوران را نه
در مراسم و
شعارها، بلکه
در همین لحظهها
باید جستوجو
کرد؛ در صفهای
طولانی کار،
در سفرههای
کوچکشده، در
شرمندگی پدر
مقابل فرزند و
در امیدی که
هر روز کمرنگتر
میشود. تاریخ،
سرانجام از
خود خواهد
پرسید: چگونه
کشوری با این
همه ظرفیت، به
جایی رسید که
آرزوی بسیاری
از مردمش فقط
پیدا کردن یک
روز کار و یک
لقمه نان شد؟ Eterazebazar #تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
دکتر
مهدی روسفید
: حافظهرنج و فراموشی
انسان از آشویتس
تا غزه؛ وقتی تاریخ
از ما میپرسد چهآموخته ایم
مپراتوری
نمایش چرا سیاست
بی نھاد، در دنیای
مجازی فقط توھِم
قدرت تولید میکند
از «من» تا «ما» اگر روزی
مورخان بخواھند
برای تمدن امروز
بشر تنھا یک بیماری
اصلی نام ببرند،
شاید آن بیمارینه جنگ باشد،
نه فقر، نهحتی استبداد؛
بلکهنوعی
«خودمحوری ساختاری»
باشد کهآرام آرام در
تارو پود جھان
معاصر نفوذ کرده
است. ایران و خصلت
آب
این
هم نظری است نقاط
اتصال جمهوریخواهان سلطنتطلبان
به یک شخص
اقتدا میکنند
و راه و چارهی
نهایی را در
آن شخص میبینند
و در نتیجه یک
مرکز عاطفی
دارند که آنها
را متحد میکند.
از طرفی چون
کسی در میان
آنها خودش را
بالاتر از آن
شخص نمیبیند،
هوادارانش
جاهطلبیهایشان
را کنترل میکنند
و تواناییهایشان
را وقف حمایت
و تبلیغ او میکنند.
در نتیجه میتوانند
تبدیل به یک
نیروی واحد
شوند. در جبههی
طرفداران
حکومت هم
لااقل تا این
لحظه همین
اتفاق افتاده
است و نوعی
اتحاد و
سازماندهی
حول یک مرکز
عاطفی ایجاد
کردهاند. اما
جمهوریخواهان
به علت تکثر و
تنوع گرایشها
و طرز تفکرها
و اهداف،
نتوانستهاند
یک نیروی واحد
را شکل دهند.
هیچ
چهره یا
ساختار یا
کانون مرکزیای
وجود ندارد که
دیگران توان
خود را صرف
حمایت از آن
کنند و چون هر
چهرهای چیزی
بر فراز خود
نمیبیند که
سقفی برایش
تعیین کند، هر
کدام تبدیل به
یک جزیره و یک
رهبر مجزا میشوند
و این
پراکندگی
باعث شده مردم
به حق مطالبه
داشته باشند
که چه کانونی،
چه ساختاری یا
چه شخصی در
مرکز این جبهه
قرار دارد؟
این تکثر ضعف
ذاتی جمهوریخواهی
نیست بلکه ضعف
جمهوریخواهانِ
"بینهاد، بیمرکز،
بیتقسیم کار
و فاقد زبان
مشترک است".
جمهوریخواهی
اگر نتواند
چنین مرکزی
بسازد قربانی
فضیلت خودش میشود.
یعنی تکثر به
جای گسترش
قدرت و توان وفراگیری
آن تبدیل به
خودنمایی و
پراکندگی و مطالبات
جدا از هم میشود. سلطنتطلبی
به راحتی میتواند
از کاریزما و
سنت تغذیه کند
و سنت ما حتی
بیشتر از حد
نیاز این
گرایشها را
تقویت و تغذیه
میکند. اما
جمهوریخواهی
چون میخواهد به
اقتدار نهادی
تکیه کند،
یعنی اقتدار
را از قانون و
قواعد و ساز و
کار بگیرد نه
از شخص، و به
دنبال
"اقتدار
عقلانی" است،
وظیفهی
دشواری هم
دارد و آن
انتقال مرکز
عاطفی از شخص
به قواعد است.
مشکل جمهوریخواهان
این نیست که
هر گروهی با
مطالبات جدا در
آن حضور دارند
و عدهای فقط
بر حقوق زنان،
یا فقط اقلیتهای
جنسیتی یا
عدالت
اجتماعی یا
سوسیالیسم یا
لیبرالیسم یا
محیط زیست یا
حقوق اقوام
تمرکز دارند.
اینها ضعف
نیستند بلکه
مصالح خام
جمهوریتاند.
ضعف آنجایی
است که این
گروهها
نتوانند یا
نخواهند
مطالباتشان
را به جای اینکه
در ظرف امر
عمومی بریزند
و به زبان امر
عمومی ترجمه
کنند، خودشان
ادعای مرکزیت
کنند. اما هر
گروه و هر
مطالبهای
فقط یک آجر در
بنای جمهوریت
است نه تمام
بنای آن. در
غیر این صورت
با جنبشی
روبرو میشویم
که هزاران
حقیقت در خود
دارد اما حتی
یک ارادهی
عمومی نداردß
02. Juli 2026
تأکید
قطر بر پیشرفت
گفتوگوهای
ایران و
آمریکا در
دوحه ماجد محمد
الانصاری
سخنگوی وزارت
خارجۀ قطر با
انتشار مطلبی
در شبکۀ ایکس،
روند مذاکرات
غیر مستقیم
ایران و آمریکا
در دوحه را
مثبت ارزیابی کرد. سخنگوی
دستگاه
دیپلماسی قطر
در این مطلب
نوشت: «میانجیهای
قطری و
پاکستانی در
روز چهارشنبه
دیدارهای
جداگانهای
را با مذاکرهکنندگان
ایرانی و
آمریکا داشته
و شاهد پیشرفت
مثبت در زمینۀ
موضوعات
مرتبط با یادداشت
تفاهم اسلامآباد،
بر اساس نتایج
نشست دریاچۀ
لوسرن بودند». ماجد انصاری
در ادامه
نوشته: «طرفین
موافقت کردند
که گفتوگوها
را بهزودی پی
بگیرند و
نخستین نشست
بعدی، برای
اولین زمان
ممکن پس از
مراسم تدفین رهبر
پیشین ایران
برنامهریزی
شود».
اسرائیل؛ دژ
مستحکم منافع
ژئوپولیتیکی
غرب در خاورمیانه چهار
شنبه ۳ تير
۱۴۰۵ - ۲۴ ژوين ۲۰۲۶ سیاوش قائنی
مقدمه:
واکاوی معمای
حمایت بیقید
و شرط غرب از
اسرائیل
در پهنه سیاست
بینالملل،
اتحاد میان
کشورها
معمولاً
ماهیتی شناور،
مشروط و
وابسته به
تغییر توازن
منافع دولتها
دارد. با این
حال، رابطه
میان غرب، بهویژه
بریتانیا در
نیمه نخست قرن
بیستم و سپس ایالات
متحده و اروپا
از نیمه دوم
قرن بیستم تا
امروز، با
اسرائیل واجد
نوعی تداوم
ساختاری و
سیاسی است که
آن را از
الگوهای
متعارف
ائتلافهای
دیپلماتیک
متمایز میکند.
این پیوند، نه
صرفاً در سطح
همکاریهای
موردی، بلکه
در قالب یک
منطق پایدار
ژئوپولیتیکی
و امنیتی قابل
فهم است که در
آن اسرائیل
جایگاهی
فراتر از یک
متحد معمولی مییابد.
شاهد این مدعا
را میتوان در
جمله مشهور جو
بایدن، در
دوران سناتوری
او از ایالت دلاور
(Delaware)
در سنای
ایالات متحده
آمریکا،
مشاهده کرد.
وی در سال ۱۹۸۶
و در جریان
بحثهای
مربوط به
تخصیص بسته
کمکهای نظامی
به اسرائیل در
سنا اظهار
داشت: «اگر
اسرائیلی
وجود نداشت،
ما باید آن را
اختراع میکردیم.»
این گزاره نه
صرفاً یک بیان
عاطفی یا
اخلاقی، بلکه
صورتبندی
فشردهای از
یک منطق
راهبردی در
سیاست خارجی
ایالات متحده
در قبال
اسرائیل است.
در سطح
تحلیلی، این
سخن بازتاب این
واقعیت است که
حمایت
ساختاری
آمریکا از اسرائیل
در چارچوب یک
دکترین
امنیتی
گستردهتر
قرار دارد که
در آن اسرائیل
بهعنوان یک
مؤلفه کلیدی
در معماری
ژئوپولیتیکی
و امنیتی
ایالات متحده
در خاورمیانه
تعریف میشود،
نه صرفاً یک
متحد عادی در
میان دیگر
دولتها. این
دکترین
امنیتی در
فضای پسا ۷
اکتبر، عریانتر،
بیرحمانهتر
و خونبارتر از
هر زمان دیگری
خود را به تصویر
کشیدß
چرا
صلح را میبازیم؟! مجید مرادی/
پژوهشگر
مطالعات
اسلامی و
خاورمیانه
@Nehzatazadiiran سال ۱۳۶۱ پس از فتح
خرمشهر نهضت
آزادی و
بسیاری از سیاستمداران
چشم به پایان
جنگ داشتند
اما این جنگ شش
سال دیگر هم
ادامه یافت تا
تمام ذخائر
ایران که در
دوره پهلوی
فراهم آمده
بود نابود شود
و کارد به
استخوان برسد
تا قطعنامه
مورد قبول قرار
گیرد. به رغم
احترامی که
برای همه
تحلیلها و
تعلیلهای
مربوط به
ادامه جنگ
قائلم به
گمانم تقدیس جنگ
که در تعبیر
دفاع مقدس!
آشکار است
وضعیتی را در
بدنه
وفاداران
انقلاب پدید
آورده بود که
جنگ را نه
عامل ویرانی
کشور، که
سرمایه
ایدئولوژیکی
حیاتی برای
کشور میدید.
آن فضا حتی
مسئولان
بلندپایه
کشور را تحت
تاثیر خود
قرار داده بود
تا جایی که
پایان فضای
جنگ و ایثار و
شهادت و خاموش
شدن صدای
آهنگران را
عامل افسردگی
و احساس پوچی
و بیهودگی میدیدند. آنان ـ
والبته
جوانان و
نوجوانانی
مثل من - زندگی
و آسودگی را
گناهی عظیم میشمردند
که هر لحظه باید
از آن گریخت.
گریز از زندگی
و تقدیس مرگ
میراثی است که
در جنگ رقم
خورد که سبب
تداوم آن به
مدت ۸ سال شد در
حالی که ابتدا
قرار بر دفاع
بود و نه اشغال
خاک دشمن. زمانی که
دشمن را از
خاک خود بیرون
راندیم و دشمن
هم صلح را
گدایی میکرد
و واسطه میفرستاد
تازه اعتماد
به نفس پیدا
کردیم که حال
که اقتدار ما ثابت
شده، چرا اصلا
عراق را به
تصرف خود در
نیاوریم؟! این شد که جنگ
را پس از فتح
خزمشهر پایان
ندادیم بلکه
از دفاع در
خاک و از خاک
خود به هجوم
به خاک دشمن
وارد شدیم و
فاو را گرفتیم. علیاکبر
صالحی رئیس
سابق انرژی اتمی
ایران هم میگوید
هدف از غنیسازی
۶۰ درصدی
استفاده از آن
به عنوان اهرم
فشار و امتیاز
گرفتن از
آمریکا بر سر
میز مذاکره
بوده است. اما اکنون
خود این سطح
از غنیسازی
تبدیل به غول
شده است.
صالحی درست میگوید
زیرا همین غنی
سازی ۶۰ درصدی بخش
عمده جامعه
بینالملل را
اقناع کرد که
ایران در
پروژه هستهای
خود اهداف
نظامی را
دنبال میکند
و در زمینهسازی
برای تجاوز
نظامی به
ایران سهیم
بود. این حجم ۴۰۰ کیلویی
اورانیوم غنیشده
اکنون مثل
دفاع یا جنگ
مقدس با عراق
تبدیل به امامزادهای
شده است که
نمیتوان
کنارش گذاشت. تنگه هرمز هم
رفته رفته
تبدیل به امامزاده
میشود و عدهای
گمان میکنند
که بهتر است
با فشردن گلوی
این تنگه و اخذ
عوارض عبور و
مرور کشتی ها
از آن تمام
مشکلات کشور
را میتوان حل
کرد. برای همین
مرتب نرخ
تفاهم با
ایران را برای
آمریکا بالا
میبرند تا
جایی که تفاهم
و توافق را
برای آمریکا
از صرفه و
صلاح بیندازندß.
رخنه
در تنگه هرمز* | مسیر
عمانی-آمریکایی
چگونه منجر به
از دست رفتن
برتری ایران
در تنگه هرمز
خواهد شد؟
▪ *یادداشت |
بیداری ملت*: _پیش از
جنگ رمضان،
تردد کشتیها
در تنگه هرمز
از طریق مسیری
موسوم به طرح
جداسازی
ترافیک (TSS) مدیریت میشد؛
یک مسیر مرکزی
با ظرفیت
روزانه حدود ۱۳۰ کشتی که تحت
نظارت سازمان
بینالمللی
دریانوردی (IMO) قرار داشت.
اما با وقوع
درگیریها،
مسیر سنتی (TSS) عملاً
غیرقابل
استفاده شد.
(مسیر قرمز
روی نقشه)_ با
ناامن شدن
مسیر سنتی
عبور و مرور،
ایران یک مسیر
جایگزین و
البته «موقت»
برای عبور
اعلام کرد و
نهاد مدیریت
تنگه خلیج
فارس (PGSA) را برای
انجام
هماهنگیهای
مرتبط با این
مساله راهاندازی
و معرفی کرد.
این مسیر که
در شمال مسیر سنتی (TSS) قرار دارد،
در آبهای
سرزمینی
جمهوری
اسلامی واقع
شده و اعمال حاکمیت
بر آن، جزو
حقوق بدیهی
ایران است.
(مسیر آبی روی
نقشه) اما در
روز گذشته،
عمان در
اقدامی
خطرناک اعلام
کرده که مسیر
«موقت» دیگری
با هماهنگی
سازمان بینالمللی
دریانوردی (IMO) و با حمایت
آمریکا نیز به
مسیرهای جاری
در تنگه هرمز
اضافه میشود.
بر اساس نامه
اداره آبنگاری
ملی عمان، این
کریدور در
جنوب طرح جداسازی
ترافیک (TSS) و در آبهای
ساحلی عمان
تعریف شده
است. (مسیر سبز
روی نقشه) بیانیه
مشترک ایران و
عمان به صراحت
بر حاکمیت و
حقوق حاکمیتی
دو کشور بر آبهای
سرزمینیشان
در تنگه هرمز
تأکید دارد.
با این حال،
کریدور جنوبی
که توسط عمان
و با هماهنگی
سازمان بینالمللی
دریانوردی (IMO) و تحت حمایت
آشکار آمریکا
ایجاد شده، عملاً
سیستمی موازی
را در تنگه
هرمز به وجود
آورده است که
به هیچ عنوان
تحت نظارت
ایران نیست. بر اساس
جدیدترین
رویههای
عبور از تنگه
هرمز که توسط
مرکز اطلاعات
دریایی مشترک (JMIC) اعلام شده،
کشتیها میتوانند
به طور شبانهروزی
از کریدور
جنوبی
استفاده
کنند، مشروط
بر اینکه
سیستم
شناسایی
خودکار (AIS) روشن،
رادارها
فعال، چراغهای
ناوبری روشن و
ارتباطات
استاندارد (VHF) برقرار
باشد. اما
نکته اساسی در
این مسیر، آن
است که برای عبور
از آن به کشتیها
توصیه میشود
که با بخش
هماهنگی و
هدایت دریایی
نیروی دریایی
آمریکا (NCAGS) هماهنگ
شوند، اما
«این هماهنگی
اجباری نیست». این
بدان معناست
که آمریکا با
حفظ حضور
نظامی خود در
تنگه هرمز،
ادعاهای
ایران درباره
مداخله در
خلیج فارس را
رد کرده و خود
را در حال ارائه
یک خدمت
داوطلبانه
نشان خواهد
داد و نه یک
حضور تحمیلی
نظامی. در
همین راستا،
سنتکام نیز
اعلام کرده که
کریدور جنوبی،
عبوری «عاری
از هرگونه
ادعا، الزام
یا مانع
خودسرانه»
فراهم میکندß
Mehran Barati خیلی
جالب، حالا با
همبرادرانه
چای و شیرینی!
*ونس از دیدار
بیسابقه
سنتکام و سپاه
پاسداران
انقلاب اسلامی
با هدف کاهش
تنشهای
نظامی خبر داد* در یک تحول
قابل توجه، جی
دی ونس، معاون
رئیس جمهور،
روز پنجشنبه
بهUnHerdگفت که
مقامات
فرماندهی
مرکزی ایالات
متحده (CENTCOM) با
مقامات سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامی ایران (IRGC) در دوحه،
قطر، دیدار
خواهند کرد تا
به حل اختلافات
بین دو طرف
کمک کنند. ونس گفت: "یکی
از چیزهایی که
میخواستیم
مطرح کنیم،
ایجاد یک
"کانال از طرف
ایران" برای
کاهش درگیری
بود. که این کار را
کردیم. آنها
گفتند: "بسیار
خب، ما یکی از
اعضای سپاه را
میفرستیم تا
با یکی از
اعضای سنتکام
در دوحه وقت
بگذراند" و
اینگونه است
که ما بسیاری
از این اختلافات
را حل خواهیم
کرد." این اعلام
ممکن است
ناظران را
شگفتزده
کند، زیرا
سنتکام تا
همین اواخر در
کنار اسرائیل
در یک کمپین
بمباران که
مقامات سپاه
را در سراسر
ایران هدف
قرار داد،
شرکت داشت و
طبق گزارشها
تعداد زیادی
از آنها،
احتمالاً
صدها، اگر نگوییم
هزاران نفر،
کشته شدند. در حالی که
اسرائیل ترور
چهرههای
ارشد سپاه
پاسداران را
رهبری میکرد،
احتمالاً
فرماندهی مرکزی
ایالات متحده (CENTCOM) نیز نقش مهمی
در این امر
داشته است. این جلسات
همچنین
سوالات حقوقی
را مطرح میکند
زیرا قانون
ایالات
متحده، سپاه
پاسداران را
به عنوان یک
سازمان
تروریستی
معرفی میکند. معمولاً
وقتی ایالات
متحده با
دشمنان، به ویژه
در امور مربوط
به اطلاعات،
وارد تعامل میشود،
سازمان سیا
اغلب رهبری را
به دست میگیرد
زیرا میتواند
مخفیانه عمل
کند و با
محدودیتهای
قانونی و
شفافیت کمتری
نسبت به ارتش
مواجه است.
ونس توضیح
نداد که چرا
سیا در این
امر دخیل
نبوده است. حامیان این
اقدام
استدلال میکنند
که روابط مستقیم
بین مقامات
نظامی ممکن
است در
جلوگیری از درگیریهای
آینده مؤثرتر
از مذاکراتی
باشد که صرفاً
توسط رهبران
سیاسی انجام
میشود. ژنرال برد
کوپر،
فرمانده
فرماندهی
مرکزی ایالات
متحده، در
دورهای قبلی
مذاکره با
ایران شرکت
کرده است،
اگرچه
نمایندگان
ایران در آن مذاکرات
علناً به
عنوان
دیپلماتهای
غیرنظامی
معرفی شدند.
جنگ ایران
میتواند
برای آمریکا
همان نقشی را
داشته باشد که
جنگ بوئرها
برای
بریتانیا
داشت روزنامه
بریتانیایی
گاردین در
مقالهای از
لری الیوت،
روزنامهنگار
اقتصادی، با
عنوان «ایران
میتواند جنگ
بوئرهای
آمریکا باشد:
پیروزی توخالی
که آغاز پایان
یک امپراتوری
را هشدار میدهد»
به بررسی
پیامدهای جنگ
میان آمریکا،
اسرائیل و
ایران
پرداخته است. الیوت در این
مقاله میان
درگیری کنونی
و جنگ بوئرها
در آفریقای
جنوبی در سال ۱۸۹۹
مقایسهای
تاریخی انجام
میدهد. در آن
زمان، بسیاری
تصور نمیکردند
نیروهای بوئر
بتوانند در
برابر امپراتوری
قدرتمند
بریتانیا
مقاومت کنند.
در ظاهر،
گروهی از
کشاورزان در
برابر یکی از
بزرگترین
قدرتهای
نظامی جهان
قرار داشتند و
انتظار میرفت
مقاومت آنها
خیلی زود شکست
بخورد. اما هرچند
بریتانیا در
نهایت پیروز
شد، این پیروزی
هزینه سنگینی
داشت. جنگ
نزدیک به سه
سال ادامه
یافت، تلفات
زیادی برجای
گذاشت و ضربهای
جدی به اعتبار
جهانی
بریتانیا
وارد کرد. به
باور الیوت،
این جنگ به
جای نمایش قدرت
بریتانیا،
محدودیتهای
آن قدرت را
آشکار کرد. نویسنده
معتقد است
آمریکا امروز
با خطر تجربه
مشابهی روبهرو
است. آنچه
قرار بود یک
پیروزی سریع
نظامی باشد،
اکنون به یک
درگیری
طولانی تبدیل
شده است. او میگوید
ایران از روشهای
جنگ نامتقارن
و تاکتیکهای
چریکی استفاده
میکند، همان
شیوهای که
بوئرها در
گذشته به کار
گرفتند.
‚او هشدار میدهد
که ادامه جنگ
میتواند
پیامدهای
گسترده
اقتصادی
داشته باشد. گسترش
درگیری در
خاورمیانه،
حمله به
تأسیسات
انرژی و
اختلال در
عبور کشتیها
از تنگه هرمز،
خطر بحران
اقتصادی
جهانی را افزایش
داده است. این نویسنده
یادآوری میکند
که پس از جنگ
اکتبر ۱۹۷۳ و
افزایش شدید
قیمت نفت،
دوره طولانی
رشد اقتصادی
پس از جنگ
جهانی دوم
پایان یافت.
به گفته او،
اگر بحران
کنونی طولانی
شود، جهان
ممکن است با
شرایط مشابهی
روبهرو شود. افزایش
هزینه سوخت،
حملونقل،
مواد غذایی و
کودهای
کشاورزی از
نخستین
پیامدهای این
بحران خواهد
بود. شرکتها
ممکن است همزمان
با کاهش تقاضا
و افزایش
هزینه انرژی،
مجبور به کاهش
نیروی کار
شوند. اهمیت تنگه
هرمز تنها به
نفت محدود
نیست. بسته
شدن یا اختلال
در این مسیر
میتواند
زنجیرههای
تأمین جهانی
را نیز تحت
فشار قرار
دهد. برخی
مواد مهم صنعتی
مانند هلیوم و
گوگرد که در
صنایع
فناوری، خودروهای
برقی، باتریها
و کشاورزی
استفاده میشوند،
ممکن است با
کمبود یا
افزایش قیمت
روبهرو شوندß
iran-emrooz.net | Wed,
24.06.2026, 22:37 تبارشناسی
هویت،
جغرافیا و
ساختار سیاسی حسن
شریعتمداری مقدمه و
طرح مسئله:
بحران
ترمینولوژی و
تلاطم هویت در
ساختار سیاسی
ایران
مسئله تکثر
زبانی،
فرهنگی،
تاریخی و
منطقهای در
ایران،
همواره یکی از
بنیادینترین،
مناقشهبرانگیزترین
و حساسترین
مباحث در حوزههای
جامعهشناسی
سیاسی، حقوق
بینالملل و
تاریخ معاصر
بوده است.
جغرافیا و
بافت انسانی
ایران به
مثابه یک
موزاییک
پیچیده، فرآیند
دولت-ملتسازی
مدرن را از
اوایل قرن
بیستم میلادی
(دوران مشروطه
و سپس به قدرت
رسیدن سلسله
پهلوی) تحت
تأثیر قرار
داده است
(اشرف، ۱۳۸۶). با
ورود جامعه
ایران به عصر
مدرنیته و
تکوین ساختار
دولت متمرکز،
مفاهیمی چون
«هویت ملی»، «شهروندی»،
«تمرکززدایی»
و «حق تعیین
سرنوشت» به کانون
مبارزات فکری
و سیاسی تبدیل
شدند (بشیریه،
۱۳۸۱). در دهههای
اخیر، بهویژه
پس از تحولات
پسا-۱۳۵۷ و
بازتولید آن
در جریان جنبشهای
اجتماعی
معاصر (مانند
جنبش «زن،
زندگی، آزادی»
در سال ۱۴۰۱)،
یک تقابل و
گسست واژگانی
عمیق میان
نخبگان سیاسی
مرکز و فعالان
فکری و سیاسی
مناطق پیرامونی
(همچون
آذربایجان،
کردستان،
بلوچستان، خوزستان
وعربستان
ایران و ترکمنصحراولرستان)
آشکار شده
است. این گسست
بیش از آنکه
یک اختلاف
زبانی ساده
باشد، یک چالش
عمیق تئوریک،
حقوقی و ژئوپلیتیک
است. در یک سوی
این معرکه،
گفتمانی قرار
دارد که اصرار
دارد هویتهای
جمعیِ
غیرفارس در
ایران را تحت
عنوان «ملت»
بازتعریف کند
و حق تعیین
سرنوشت را تا
سرآمد یا مرز
جدایی به
عنوان یک اصل
مسلم حقوقی
مطالبه نماید؛ با این
وجود در
رویکردی
پارادوکسیکالß
دکتر
مهدی روسفید
: جاسوسی،
وجدان و فروپاشی
وفاداری تمدن؛ لحضه ای
که من به ما تبدیل
می شود دیروز
در هانوفر، همراه
چند پزشک و دوست
آلمانی، بر سر
یک میز شام نشسته
بودیم. صحبت ازموضوعی
به موضوع دیگر
کشیده شد تا سرانجام
به تمدن رسید؛
واژهای که همه
از آن سخن میگویند،ٔ
اما کمتر کسی درباره
معنای عمیق آن
تأمل میکند. در
میان گفت وگوها،
یکی از دوستان
آلمانی جمله ای
گفت که هنوز در
ذهنم طنین انداز
است: "تمدن
فقط در رفتار انسان
با انسانهای دیگر
خلصه نمیشود؛ تمدن
در رفتار انسان
با هر چیزیاست که پیرامون
او قرار دارد.
"
دفاع
از انسان غایب بیماری
عجیبی که ما ایرانیھا
گرفتهایم بیش از
سی سال است که در
حوزهٔ پزشکی در
آلمان فعالیت میکنم.
در این سالھا با
ھزاران پزشکآلمانی
و غیرآلمانی در
ارتباط بوده ام.
اگر اغراق نباشد،
شاید یک تا سه درصد
پزشکان این کشور
را بشناسم. رابطه
ھای خوبی داشته
ام، دوستان زیادی
پیدا کرده ام و
در این میان یک
نکتهرا
بارھا شخصاو بارھا
تجربه کرده ام:
انسانھا در ھمه
جای دنیا تقریبا
شبیه ھم اند؛ با
یک تفاوت کوچک
اماسرنوشت ساز:
بعضیھا
وقتی کسی در اتاق
حضور ندارد، منصف
تر میشوند و بعضیھا
شجاع تر.
احمقھای
مفید یکی از
غمانگیزترین و
در عین حال خنده
دارترین پدیده
ھای زندگی، انسانھایی
ھستند که تمام
عمرخود را صرف
جنگیدن با دیگران
میکنند، بی آنکه
ھرگز متوجه شوند
بزرگ ترین دشمنشان
در آینه زندگی
میکند. اینھا
ھمان کسانی ھستند
که من آنان را «کارمندان
افتخاری تنفر»
مینامم.
دین،
«عرب» و مسئلهی ھویت تأملی
انتقادی در سوءفھم
ھای تاریخی و برساختھای
ھویتی اینکھ
ادیان بزرگ ابراھیمی
- یھودیت، مسیحیت
و اسلام - در جغرافیای
خاورمیانه و در
بستر تاریخی با عنوان
«عرب» یا «سامی» شناخته
میشوند شکل گرفته
اند، امری است
که درجوامعی که
امروز عمدتا تاریخ
نگاری علمی تردیدی
در آن نیست. اما
آنچه نیازمند واکاوی
جدی است، نه این
واقعیت تاریخی،
بلکه نحوه ی تفسیر
و مصرف آن در گفتمانھای
ھویتی معاصر است.
بویژه در جایی
که «عرب» از یک مفھوم
تاریخی - فرھنگی،
بیک «دیگری تقلیل
یافته» تبدیل میشود.
ایران؛ سرزمینی
که زخمھایش را
ندیدند متأسفانه
درد ایران را کمتر
کسی می بیند؛ بیشتر،
ایستادگی اش را
قضاوت میکنند.
کمتر کسی از خود
میپرسد این سرزمین
در صد سال گذشته
چه بر سرش آمده
است. گویی ھمهبهقامت ایستاده
ایران خیره شدهاند،
اما ھیچ کس به زخمھایی
که این قامت را
خم کردهاند نگاه
نمیکند.
ستون
پنجم؛ زخم پنھان
جوامع بحران زده معمولاوقتی
از مشکلات کشورھای
در حال توسعه سخن
گفته میشود، ھمه
به فھرستی آشنا
اشاره میکنند:
فساد، ناکارآمدی،
استبداد، ضعف نھادھای
مدنی، عقبماندگی
اقتصادی، شکاف
طبقاتی،تحریم،
جنگ و مداخله خارجی.
ھمه اینھا واقعیاند
و ھیچ انسان منصفی
نمیتواند نقش آنھا
را انکارکند. اما
در کنار ھمه این
عوامل، پدیدهای
وجود دارد که کمتر
درباره آن سخن
گفتھ میشود و در
عین حال میتواند
به اندازه تمام
عوامل فوق ویرانگر
باشد؛ پدیدهای
که در ادبیات سیاسی
از آن با عنوان
«ستون پنجم» یاد
میشود. ستون پنجم
فقط یک گروه سیاسی
نیست. یک وضعیت
ذھنی است؛ لحظھای
که بخشی از یک جامعه،
آگاھانه یا ناآگاھانه،
از موضع نقد کشور
خود عبور میکند
و به موضع ھمکاری
با فشارھای خارجی
علیه ھمان کشور
میرسد. در این نقطه،
مرز میان مخالفت
سیاسی و تخریب
منافع ملی آرام
آرام محومیشود.
ایران؛
روایت یک ھویت
دوگانه یکی از
بزرگترین خطاھای
بخشی از روشنفکری
سیاسی ایران در
یکصد سال گذشته
تلاش برای فھم
ایران بدون شناخت
ایران بوده است.
بسیاری از تحلیلھا
از این پیش فرض
آغاز میشوند که
ایران را میتوان
با الگوھای وارداتی،
قالبھای ایدئولوژیک
یا فرمولھای از
پیش ساخته توضیح
داد. اما ایران،
برخلافً بسیاری
از دولتھای مدرن،
صرفا یک واحد سیاسی
نیست؛ یک حوزه
تمدنی است. سرزمینی
که حافظه تاریخی
آن از عمر بسیاری
از دولتھا، امپراتوریھا
و حتی ادیان موجود
طولانیتر است.
طلوع
تغییر - کانال
ابراهیم والی,
[30 Jun 2026 um 11:37] * آیا
انقلاب ۱۳۵۷ ناگزیر
بود؟* *عباس امانت*در
کتاب *تاریخ
ایران مدرن*اینگونه
پاسخ میدهد: افراد
طبقهٔ متوسط
سکولار
خودشان را
قربانی جمهوری
اسلامی تلقی
میکنند.
اینان و انقلابیون
سرخوردهای
که به زودی از
قدرت کنار
نهاده شدند و
بسیاری از
ناظرانی که
آرزومند
روزهای بهتری
بودند همیشه
یک سوال
دارند: این
انقلاب یا این
انقلاب
اسلامی و
نحوهٔ پیروزی
آن، ناگزیر
بود یا نه؟
*پاسخ
کوتاه به این
سوال ظاهرا
غیر تاریخی،
یک «نه»ی محتاطانه
است* . میتوان
گفت که تشکیل
دولت شریف
امامی در
شهریور ۱۳۵۷ آخرین بختها
برای افتادن
در راه اصلاح
و نه در راه
انقلاب را از
بین برد. بی آن
که بخواهیم
خیلی در وادی
گمانه زنی سیر
کنیم میتوان
گفت که:
*دلیل
اینکه فرآیند
اصلاحی در آن
زمان مجال بروز
نیافت احتمالا
نه به خاطر
قدرت مخالفان
یا بیزاری شاه
از فرآیند
دموکراتیک
بلکه به خاطر
دینامیسمهای
قدیمی هنوز
پابرجا بود.* ربع قرن
حکومت تک
سالارانه از
سال ۱۳۳۲، زیرساخت
های سیاسی را
عملاً از بین
برده بود؛ زیر
ساختهایی که
یک نظام
دموکراتیک و
جامعهٔ مدنی
بر آنها بنا
میشود. حتی از
اواخر سال ۱۳۵۴ اگر نظام
پهلوی به جای
علم کردن حزب
کذایی «رستاخیر»
اقداماتی در
باب آزادسازی
فضای سیاسی را
پذیرفته بود و
اجازه میداد
احزاب معتدل و
اصیل پدیدار،
شوند هنوز جای
امیدی وجود
داشت.
*اگر شاه
به جای
تبلیغات کر
کننده در باب
شکوه
آریامهری
اقداماتی در
باب آزادی بیان
و آزادی
مطبوعات را
پذیرفته بود،
هنوز جا برای
یک فرآیند
تکاملی وجود
داشت.* اگر
ساواک جو ترس
و ارعاب،
بازداشت و
شکنجه، برهم
زدن مکرر
اعتراضات
دانشجویی و
سرکوب کامل
هرگونه صدای
مستقل را راه
نینداخته
بود، میشد به
یک نتیجهٔ
سیاسی متفاوت
رسید.ß
Reza Fani Yazdi وقتی مرز
میان نقد
حکومت و توجیه
تجاوز خارجی مخدوش
میشود Posted on 06/24/2026 ۵بلوک
جمهوریخواه؛
بالاخره شما
کجا ایستادهاید؟ بیانیه
اخیر «پنج
بلوک جمهوریخواه»
در استقبال از
مذاکرات
ایران و
آمریکا، در
نگاه نخست
بیانیهای در
حمایت از
دیپلماسی و
صلح به نظر میرسد.
اما هنگامی که
به بخش مربوط
به جنگ، تجاوز
و مسئولیت طرفهای
درگیر میرسیم،
پرسش مهمی
مطرح میشود:
بالاخره شما
در این منازعه
کجا ایستادهاید؟ اگر
مخالف جنگ
هستید، باید
با صراحت و
بدون اما و
اگر تجاوز
نظامی، ترور و
نقض حاکمیت
ملی ایران را
محکوم کنید.
اگر معتقدید
که حمله به یک
کشور مستقل
نقض حقوق بینالملل
است، نباید
همزمان با طرح
استدلالهایی
درباره «زمینهسازی»
یا «ایجاد
شرایط جنگ» از
سوی کشور مورد
حمله، بخشی از
مسئولیت
تجاوز را از
دوش متجاوز بردارید. مشکل
اصلی این
بیانیه
دقیقاً در
همین نقطه آشکار
میشود.
نویسندگان از
یک سو از صلح و
مذاکره سخن میگویند،
اما از سوی
دیگر با معرفی
جمهوری
اسلامی به
عنوان عامل
ایجاد شرایط
جنگ، عملاً به
همان روایتی
نزدیک میشوند
که سالها از
سوی دولت
اسرائیل برای
توجیه
اقدامات نظامی
خود مطرح شده
است. این
روایت بر این
فرض استوار
است که
اسرائیل
واکنش نشان میدهد
و دیگران عامل
بحران هستند.
پذیرش چنین چارچوبی،
آگاهانه یا
ناآگاهانه،
به معنای
پذیرفتن بخشی
از منطق توجیهکنندگان
جنگ است. هیچکس
مجبور نیست از
جمهوری
اسلامی دفاع
کند تا تجاوز
خارجی را
محکوم کند.
همانگونه که
میتوان
مخالف سیاستهای
داخلی و خارجی
جمهوری
اسلامی بود،
میتوان و
باید در برابر
ترور،
خرابکاری،
حملات نظامی و
کشتار
غیرنظامیان
نیز موضعی
روشن و بدون
ابهام داشت.
اما هنگامی که
این دو موضوع
در هم آمیخته
میشوند،
نتیجه آن
کمرنگ شدن
مسئولیت
متجاوز و مخدوش
شدن مرز میان
قربانی و
مهاجم است. از همین
رو، پرسش
اساسی از
امضاکنندگان
این بیانیه
همچنان
پابرجاست: شما
در برابر جنگ،
تجاوز و نقض
حاکمیت ملی ایران
دقیقاً کجا
ایستادهاید؟
در کنار اصل
مخالفت با
تجاوز و دفاع
از حقوق ملت
ایران، یا در
کنار روایتی
که میکوشد
مسئولیت جنگ
را میان
متجاوز و
قربانی تقسیم
کند؟ با این
مقدمه نگاهی
بیندازیم به
بیانیه مورد نظر:ß
Majid Roshanzadeh اروپا
زیر فشار
گرمای شدید؛
وقتی تابستان
به آزمون بقا
تبدیل میشود بروکسل.
اروپا این
روزها یکی از
شدیدترین موجهای
گرمای سالهای
اخیر را تجربه
میکند. بخشهای
وسیعی از این
قاره درگیر
گرمایی
پایدار و سنگین
شدهاند که نهتنها
زندگی روزمره
را مختل کرده،
بلکه فشار
قابل توجهی بر
نظامهای
درمانی،
زیرساختها و
اقتصاد وارد
کرده است. در
چندین کشور،
دما از مرز
چهل درجه
سانتیگراد
عبور کرده و
شبها نیز به
شکل غیرعادی
گرم باقی
ماندهاند. آنچه در
ظاهر یک وضعیت
جوی گذرا به
نظر میرسد،
در بسیاری از
مناطق به یک
آزمون جدی برای
توان شهرها در
مواجهه با
واقعیتی تازه
تبدیل شده
است. فضاهای
شهری در ساعات
اوج گرما تقریبا
خالی میشوند
و بیمارستانها
از افزایش
موارد مرتبط
با گرما خبر
میدهند. شدت این
وضعیت در
کشورهایی
مانند
فرانسه، ایتالیا،
اسپانیا،
آلمان و
بریتانیا
بیشتر دیده میشود.
دولتها با
صدور
هشدارهای
گرمایی،
محدود کردن
فعالیتهای
آموزشی و کاری
در برخی ساعات
و ایجاد مراکز
خنککننده
تلاش میکنند
از آسیبهای
بیشتر
جلوگیری کنند.
در شهرهایی
مانند برلین،
پاریس، رم و
مادرید،
زندگی به فضاهای
سایهدار،
پارکها و
مناطق نزدیک
به آب منتقل
شده استß
تحلیل
زمانه, [24 Jun 2026 um 19:28] ،
زبان پارسیان شاهنشاهی
گستردهٔ
هخامنشیان
آمیزه ای از
اقوام و زبانهای
مختلف بود.
طبیعی بود با
حق تقدمی که
وجود داشت،
زبان پارسیان
بر دیگر زبانها
تحمیل شود،
خواه به دلیلِ
تمایل به
اعمال قدرت
متمرکز و
مقتدر، خواه
تحت تأثیر
طبیعی برتری
قومی که بر
اریکه قدرت
است و خواه بر
اثر اعتبار
فرهنگی و
اجتماعی آن
زبان. با این
همه، هیچ کدام
از این نظریه
ها به حقیقت
نپیوسته است.
مسئلهٔ زبان
شناسانه پارس
هخامنشی تنها
محدود به زبان
فارسی باستان
نمی شد. هر چند
هیچ متنی به
زبان مادی در
دست نداریم،
نقش این زبان
را بنابر آنچه
زبان شناسی
تطبیقی در
اختیارمان می
گذارد نمی
توان نادیده
گرفت. در کنار
زبانهای
ایرانی، زبانهای
دیگری در این
شاهنشاهی
جایگاه مهمی
را اشغال
کردند از آن
جمله عیلامی و
دو زبان سامی:
بابلی و آرامی،
فارسی باستان
زبانی ایرانی
است. این
حقیقت به ظاهر
پیش پا افتاده
در واقع
بیانگر
واقعیت علمی و
دقیقی است. در
آشفته بازار
زبان های هند
و اروپایی اعم
از قدیم و
جدید، که از
قفقاز تا
بنگال بدان
تکلم می کنند،
زبان شناسی
برای تشخیص
زبانهای
ایرانی و زبانهای
هندی (یا هند و
آریایی) شاخص
های دقیقی وضع
کرده است.
آریایی های
باستان پیش از
جدا شدنشان،
به زبانی سخن
می گفتند که
از روی متون
قابل شناسایی
نیست، بلکه از
طریقِ زبانهای
مستند می توان
آن را بازسازی
کرد. برای سهولت
می توان
زبانشان را
هند و ایرانی
نامید. هنگامی
که جدایی میان
این قوم به
وقوع پیوست،
زبان هند و
ایرانی در دو
شاخه ایرانی و
هندی( یا
ایران و
آریایی و هند
و آریایی یا
همچنین
ایرانی به
معنی عام و
هندی به معنی
عام) از هم
متمایز شدند.
برای شناسایی
این دو زبان
هم هیچ سند
مکتوبی در دست
نداریم. وقتی
که منابع
مکتوب به ظهور
رسیدند،
فرایند گویش
سازی هم
پیشرفت کرد.
این بار تعداد
زیادی از زبانهای
ایرانی به
وجود آمده اند
که از آن میان
فارسی باستان
و زبانِ
اوستایی تنها
زبانهایی
هستند که به
واسطهٔ متن با
آن ها آشنایی داریم
و زبانِ مادی
و سکایی را
تنها از طریقِ
منابع غیر
مستقیم می
شناسیم. در
دورهٔ باستان
هیچ شاهد و
مدرکی از دیگر
زبان هایی که
امروزه در
ایران بدان ها
تکلم می شود
نداریم، ولی
احتمال آن است
که این زبان
ها از همان
زمان در حال
شکل گیری بوده
اند: مثل کردی،
زازا) که در
ترکیه است)،
گروه زبان های
آذری - تالشی
)که در
آذربایجان
ایران) صحبت
می شود، گیلکی
و مازندرانی
(سواحل جنوبی
دریای خزر)
گروه زبان های
کرمانی میان
کاشان اصفهان
و کرمان،
گورانی(
کردستان
ایران)، و بلوچی.
همین تقسیم
بندی زبانی در
هند نیز صورت
گرفته است. در
آنجا نیز زبان
سانسکریت که
زبان کهن ریگ
و داست، تنها
زبان قدیمی
شناخته شده
است. پی یر
لوکوک کتیبه
های هخامنشی؛
ص ۳۵_۳۶
#تحلیل_زمانه
@TahlilZamane--->
از تهدید و
تنش تا نقشۀ
راه ۶۰
روزه؛ در
بورگناشتوک
چه گذشت؟ نخستین
دور گفتوگوهای
ایران و
آمریکا در
سوئیس پس از
ساعتها
مذاکرۀ فشرده
تا بامداد
دوشنبه ادامه
یافت. در
پایان این
دور، میانجیهای
پاکستانی و
قطری از توافق
دو طرف بر سر
نقشۀ راهی ۶۰ روزه
برای رسیدن به
توافق نهایی
خبر دادند؛
روندی که گفتوگوهای
فنی، پرونده
هستهای، تحریمها،
تنگۀ هرمز و
بحران لبنان
را در بر میگیرد.
منتشر
شده در: 22/06/2026 - 12:23: روزآمد
شده در 22/06/2026 - 12:29 جیدی
ونس، معاون
رئیس جمهوری
آمریکا، در
کنار شهباز شریف،
نخستوزیر
پاکستان، در
جریان گفتوگوهای
سوئیس، یکشنبه
۲۱ ژوئن ۲۰۲۶.
Nathan Howard/Pool Reuters via A - Nathan Howard توسط:
ار.اف.ای
وزارت
امور خارجۀ
سوئیس امروز
دوشنبه ۲۲ ژوئن
اعلام کرد که
گفتوگوهای
دیپلماتیک میان
ایران و
ایالات متحده
تا حوالی
بامداد ادامه
داشته و زمینه
را برای از
سرگیری
مذاکرات فنی
فراهم کردهاست. این
وزارتخانه
در بیانیهای گفت:
«طرف سوئیسی
از پیشرفت
سازندهای که
در جریان گفتوگوهای
فشردۀ دیپلماتیک،
در سراسر شب ۲۱ تا ۲۲ ژوئن
در بورگناشتوک
میان میانجیها،
ایران و
ایالات متحده
حاصل شد،
استقبال میکند». وزارت
امور خارجۀ سوئیس
افزود که نقشۀ
راه مورد
توافق، در
نخستین دور
مذاکرات
«شرایط را
برای ازسرگیری
فوری گفتوگوهای
فنی جدید
فراهم میکند».
بر اساس اعلام
برن، گفتوگوهای
فنی قرار است
تا پایان این
هفته در بورگناشتوک
ادامه یابد. در بیانیۀ
وزارت امور
خارجۀ سوئیس
همچنین آمدهاست:
«سوئیس آماده
است از این روند،
در چارچوب سنت
همکاری خود،
حمایت کند». به
گفتۀ این
وزارتخانه:
«هدف
ما این است که
دیپلماسی ما
به کاهش تنش،
ثبات و صلح
کمک کند».ß
DEBATTE, DER SPIEGEL 26 | 2026 Wir wissen nicht mehr, was gut für uns ist
Iran Der Sturz des Regimes ist endgültig gescheitert. In Teheran aber geht unser Leben weiter.
Wer gegen das Eingreifen der USA war, gilt jetzt als Regimefreund.
Von Amir Hassan CheheltanIM GESPRÄCH
Amir Hassan Cheheltan: «Irans Herrscher leiden an einer unheilbaren Krankheit, der Angst vor Worten» interview with REPORTAGEN, Swiss magazineaboutmassacre in Iran in Jan 2026. (PDF-File)
مجید روشن
زاده: تغییر
توازن قدرت پس
از توافق آتشبس
و آغاز مرحله
جدید مذاکرات
میان ایران و
آمریکا توافق
تفاهم اخیر
میان ایالات
متحده و ایران
برای پایان
دادن به
درگیریها و
ورود به مرحله
تازهای از
مذاکرات، بحثهای
گستردهای را
درباره
برندگان و
بازندگان این
منازعه برانگیخته
است. در مرکز
این بحث، نه
صرفاً متن
توافق، بلکه
پیامدهای آن
بر توازن قدرت
در سطح منطقهای
و بینالمللی
قرار دارد. مایکل
هیرش،
روزنامهنگار
و تحلیلگر
سیاسی، در
یادداشتی
برای نشریه
«فارین پالیسی»
تصویری صریح و
انتقادی از
این جنگ ارائه
میدهد. او
معتقد است
درگیری نظامی
با ایران نهتنها
به اهداف
اعلامشده
نرسیده، بلکه
نتیجهای
معکوس داشته و
جایگاه جهانی
ایالات متحده
را تضعیف کرده
است. به باور
او، دولت
آمریکا از این
جنگ با هزینههای
سیاسی و
راهبردی قابل
توجهی خارج
شده و همین
مسئله توان
بازدارندگی
آن را کاهش
داده است. در این
تحلیل، به
پیامدهای
داخلی و خارجی
این وضعیت نیز
اشاره میشود؛
از فشار
اقتصادی و
افزایش هزینههای
جنگ گرفته تا
آسیب به
اعتماد
متحدان سنتی واشنگتن.
نویسنده بر
این نکته
تأکید دارد که
ظرفیت آمریکا
برای اعمال
قدرت نظامی
بدون هزینههای
سنگین، بیش از
پیش زیر سؤال
رفته است. در
مقابل، او
ایران را یکی
از بازیگران
تقویتشده در
نتیجه این
بحران معرفی
میکند. با
وجود خسارتهای
جدی، تهران
توانسته
موقعیت
ژئوپلیتیک خود
را تثبیت و
حتی تقویت
کند. بهویژه
کنترل بر تنگه
هرمز به عنوان
یک گلوگاه حیاتی
انرژی جهانی،
به ایران
امکان داده
است تا از
موقعیت فشار
راهبردی
برخوردار
شود؛ امکانی
که در سالهای
گذشته به این
شدت در اختیار
آن نبوده است. از نگاه
هیرش، این
وضعیت همچنین
به تقویت مشروعیت
داخلی نظام
سیاسی ایران
منجر شده است؛
زیرا حکومت میتواند
این تقابل را
به عنوان
نشانهای از
مقاومت در
برابر قدرتهای
بزرگ تعبیر
کند. در سطح
منطقهای،
پیامدهای جنگ
برای اسرائیل
نیز قابل توجه
ارزیابی میشود.
بنیامین
نتانیاهو با
گسترش دامنه
درگیری، به
نتایجی رسیده
که بهجای
تضعیف رقیب
اصلی، یعنی
ایران، به
بازتولید نقش
منطقهای آن
انجامیده است.
همزمان،
روابط تلآویو
با واشنگتن
نیز دچار تنشهایی
شده که در سالهای
اخیر کمسابقه
بوده است. یکی از
نکات مهم این
تحلیل، کنار
گذاشته شدن اسرائیل
از توافق اخیر
میان واشنگتن
و تهران است؛
موضوعی که بهعنوان
نشانهای از
تغییر در سطح
هماهنگیهای
سنتی میان دو
متحد تعبیر میشود. در سطح
جهانی نیز چین
به عنوان یکی
از بازیگران
اصلی منتفع از
این تحولات
مطرح میشود.
تحلیلگر
یادشده معتقد
است پکن با
دقت در حال
رصد میزان
انعطافپذیری
سیاست خارجی
آمریکا است و
از شکافهای
ایجادشده
برای تقویت
موقعیت خود در
نظام بینالملل
استفاده میکند. جمعبندی
این تحلیل آن
است که جنگ
اخیر صرفاً یک
درگیری محدود
منطقهای
نبوده، بلکه
به بازآرایی
نسبی در توازن
قدرت جهانی
منجر شده است؛
بازآراییای
که در آن نقش و
نفوذ برخی
قدرتها
افزایش یافته
و در مقابل،
جایگاه برخی
دیگر با چالشهای
جدی مواجه شده
است.
گزارش
ماهانه؛
نگاهی اجمالی
به وضعیت حقوق
بشر – خرداد
ماه ۱۴۰۵ خبرگزاری
هرانا – آنچه
در پی میآید
گزارش ماهانه
و اجمالی از
وضعیت حقوق
بشر در ایران
در دوره زمانی
خرداد ماه ۱۴۰۵است که به همت
نهاد آمار،
نشر و آثار
مجموعه فعالان
حقوق بشر در
ایران تهیه
شده است، این
گزارش،
تصویری
گسترده و تکاندهنده
از نقض حقوق
بشر در ابعاد
مختلف ارائه میدهد.
از اجرای حکم
اعدام تا نقض
آزادیهای
فردی و
اجتماعی، از
خشونت نظامی و
قضایی تا
مشکلات
کارگری و
اعتراضات،
همگی نشاندهنده
چالشهای جدی
در زمینه
رعایت حقوق
بشر در ایران
هستند. این
گزارش همچنین
بر میزان
بالای اعدامها،
بازداشتها،
و محکومیتهای
سنگین بر اساس
اتهامات
مختلف تاکید
دارد و نشان
میدهد که این
رویدادها در
سراسر کشور
گستردهاند. خلاصه
اجرایی در طول
خرداد ماه ۱۴۰۵، شاهد گسترهای
از نقضهای
حقوق بشر در
سراسر ایران
بودیم. با
ارزیابیهای
دقیق و گزارشهای
دریافتی،
مجموعاً صدها
مورد نقض حقوق
بشر شناسایی و
ثبت شده است
که شامل نقض
حقوق زندانیان،
آزادی بیان،
حقوق کودک،
خشونتهای
خانگی، خشونت
مبتنی بر
جنسیت،
بهداشت و محیط
زیست، حقوق
کار، و خشونت
نظامی و قضایی
میشود. یافتههای
کلیدی این
گزارش عبارتاند
از: اجرای
حکم اعدام در
مواردی که
فرآیندهای
عدالتی
منصفانه
رعایت نشده
است. سرکوب
گسترده آزادی
بیان و
بازداشتهای
خودسرانه. افزایش
نگرانکننده
خشونت علیه
زنان. تداوم
نقض حقوق کار
و شرایط کاری
ناعادلانه. استفاده
بیرویه از زور
توسط نیروهای
انتظامی و
امنیتی دوره
گزارشدهی
این گزارش
خرداد ۱۴۰۵
است و تعداد
کل موارد نقض
گزارش شده
بیانگر یک
وضعیت نگرانکننده
و فوریت برای
توجه جامعه
بینالمللی و
دولت ایران به
این مسائل است. مقدمه هدف از
تهیه و انتشار
این گزارش،
افزایش آگاهی
و فراهم آوردن
شواهد مستدل
برای
تاثیرگذاری
بر سیاستگذاریها
و اقدامات ملی
و بینالمللی
به منظور
مقابله با نقض
حقوق بشر در
ایران است. مجموعه
فعالان حقوق
بشر بر این
باور است که
نظارت دقیق و
مستمر بر
وضعیت حقوق
بشر و انتشار گزارشهایی
از این دست،
زمینهساز
ایجاد تغییر و
پاسخگویی در
برابر نقضهای
رخ داده است.
از این رو، ما
بر اهمیت
اطلاعرسانی
مستقل و دقیق
تاکید داریم
تا از طریق آگاهیبخشی
و فشارهای بینالمللی،
شاهد بهبود
وضعیت حقوق
بشر در ایران باشیم. تحلیل
دقیق نقض حقوق
بشرß
[20 Jun 2026 um 13:49] امروز
سالگرد جانباختن
ندا آقا سلطان
است. ندا
آقاسلطان،
نماد آزادیخواهی
یک ملت در پی
جهانیشدن
خبر کشتهشدن
ندا آقا سلطان
در تظاهرات
آرام مردمی به
دست نیروهای
امنیتی،
جمهوری
اسلامی برای
انکار این
اتفاق تلاش
بسیاری کرد و
با انتشار اخبار
جعلی سعی بر
سرپوش گذاشتن
بر آن نمود. از
جمله میتوان
به سخنان مهدی
کلهر، مشاور
رسانهای
محمود احمدینژاد،
اشاره کرد که
ندا را دختر
سادهای
دانست «که خود
را جلوی
دوربین به
مردن زد و سپس
در آمبولانس
به دست پزشک
فراری به
انگلیس (آرش
حجازی) کشته
شده». اقدام
دیگر جمهوری
اسلامی در این
زمینه، در
آذرماه ۱۳۸۸ رخ داد که
نیروهای
سازمان شبهنظامی
بسیج، یک
تئاتر
خیابانی
درباره کشتهشدن
ندا در تهران
برگزار کردند.
این اقدام، که
در حاشیه
تظاهراتی در
مقابل سفارت
بریتانیا برای
تحویلدادن
آرش حجازی به
عنوان قاتل
ندا انجام شد،
اعتراض شدید
خانواده ندا
آقاسلطان را
در پی داشت؛
آنها اجرای
چنین نمایشی
از قتل دختر
خود را کوشش
مقامات مسئول
برای نسبتدادن
جنایت به
دیگران
خواندند. بخوانید: https://tavaana.org/neda_aqa_soltan/
@Tavaana_TavaanaTech
حسین
علیزاده در
مورد حکم شلاق
برای عوامل کنسرت
"کاروانسرا":
عصر حجر جلوی
چشم ماست مریم همتی حسین
علیزاده دستاندرکاران
کنسرت
کاروانسرا را
"هنرمندانی
بااستعداد"
خوانده و شجاعتشان
را تحسین کردعکس: Screenshot Parastoo Ahmadi/YouTube حسین علیزاده،
یکی از برجستهترین
موسیقیدانان
ایران، صدور
حکم شلاق برای
پرستو احمدی،
خواننده و هشت
تن دیگر از
برگزارکنندگان
"کنسرت
کاروانسرا"
را محکوم کرد.
او روز یکشنبه
۳۱ خرداد (۲۱ ژوئن) در
جریان مراسمی
در خانه هنرمندان
برای
بزرگداشت
استیون بلام،
پژوهشگر
نامدار
موسیقی
ایرانی، گفت: «متأسفانه
در روزی حرف
میزنم که یک
تعداد از
هنرمندان ما
محکوم به شلاق
شدند؛ یعنی
عصر حجر جلوی
چشم ماست.» این
سخنان با
تشویق حاضران
روبرو شد. علیزاده
سپس با اشاره
به آشناییاش
با دستاندرکاران
کنسرت
کاروانسرا، آنها
را هنرمندانی
"بسیار
بااستعداد"
خواند و با
ستایش از
"شجاعت" آنها گفت:
«شجاعت یکی از
چیزهایی است
که هنر به آدم
میدهد.» او با
محکوم کردن
حکم صادره
برای این
هنرمندان در
سخنانی کنایهآمیز
گفت: «پیشنهاد
میکنم این
تعداد شلاق
را بین ما
تقسیم کنند.
من حاضرم هفتاد
شلاق را قبول
کنم.» پرستو
احمدی با
همراهی احسان
بیرقدار،
سهیل فقیهنصیری،
امین طاهری و امیرعلی
پیرنیا، آذر ۱۴۰۳ کنسرتی را
بدون حجاب
اجباری در
کاروانسری تاریخی
"دیرگچین" برگزار
کرد. این
کنسرت با نام
"کنسرت فرضی"
یا "کنسرت
کاروانسر" به طور زنده
از کانال
یوتیوب او پخش شد. دادگاه
کیفری استان
قم به تازگی
پرستو احمدی و
هشت تن دیگر
از برگزارکنندگان
این کنسرت را
به طور
جداگانه به ۷۴ ضربه شلاق
تعزیری، دو
سال ممنوعالخروجی
و دو سال
ممنوعیت از
فعالیت هنری محکوم کرد. صدور این
حکم بازتاب
گستردهای در
شبکههای
اجتماعی و
همچنین رسانههای
بینالمللی
داشته است.
امیرحسن
چهلتن دیگر نمیدانیم
چه چیزی به
سود ماست به نقل
از هفته نامه
اشپیگل سرنگونی
رژیم بهطور
قطعی شکست
خورده است.
اما در تهران،
زندگی ما
همچنان ادامه دارد.
هر کس با
دخالت آمریکا
مخالفت کند،
دوست حاکمان
تلقی میشود. این
روزها زمان در
تهران به کندی
میگذرد. جدا
از تبلیغات
رسمی که بیوقفه
آیندهای
درخشان و در
دسترس را به
مردم وعده میدهد،
وضعیت تعلیقی
و بلاتکلیفی
که همچنان در
آن زندگی میکنیم،
ما را عمیقاً
فرسوده کرده
است. حتی خبر
نزدیکتر شدن
ایران و
آمریکا و
توافق بر سر
تمدید آتشبس
برای شصت روز
دیگر نیز کمکی
نمیکند.
بارها وعدههایی
داده شده و
سپس پس گرفته شدهاند. دو ماه
پس از پایان
بمباران
پایتخت، هنوز
نمیتوان گفت
که زندگی
روزمره در
تهران به حالت
عادی بازگشته
استß
ابراهیم
والی: خواندنی از
طرف دوستی که
در ایران است: تضاد
آشتی پذیر و
تضاد آشتی ناپذیر دوستان عزیز
و نیز جوانان
وطن، و حتی
بعضی از اقوام
و خویشان که
در خارج زندگی
می کنند، این
پرسش را دارند
که با توافق
دو سوی جبهه
جنگ چه بر سر
ما خواهد آمد. پاسخ از نظر
نگارنده این
سطور بسیار
ساده است.
بارها به
دوستان گفته
ام که تضاد
رژیم حاکم با
نیروهای خارجی
از هر جنس که
باشند، تضاد
آشتی پذیر است،
بدین معنی که
جناحی از
حاکمیت تصمیم
می گیرد با
دشمن خارجی از
در آشتی در
آید. دشمنانی
نظیر صدام،
عربستان بعد
از فوت صدها
رائر، آمریکا،
و حتی
اسرائیل.
دشمنی با این
نیروها از نوع
تضاد آشتی
پذیر است و می
تواند بالقوه
و بالفعل به
صلح و آشتی
بیانجامد. از آنطرف،
تضاد حاکمیت
با مثلا
دختران و زنان
جامعه از نوع
تضاد آشتی
ناپذیر است که
می بایست به
نفع یکی و به
ضرر دیگری حل
شود. چگونه می
توان ۶۵ در صد جامعه
دانشگاهی
کشور را زنان
تشکیل دهند و
بعد از آنها
خواست که مثل
مادربزرگ های
خود بروند در
پستوها زندگی
کنند وبچه شیر
دهند و بچه
بزرگ کنند.این
تضاد به لطف
جنبش مهسا
طبیعتا به نفع
زنان حل شد، و
البته ریشه اش
برمی گردد به
دختر خیابان
انقلاب و
گذاشتن روسری
روی چوب.
حاکمیت چاره
ای جز عقب
نشینی نداشت و
ندارد. و اما در
وضعیت کنونی،
همانطور که
قبلا ذکر شد،
تضاد آشتی
ناپذیر حاکمیت
با هیچ نیروی
خارجی نیست
زیرا دیر یا
زود برای بقای
خویش با همه ی
آنها صلح
خواهد کرد. تضاد
آشتی ناپذیر
حاکمیت با
مردمش است که
نمی تواند
خواست معقول،
مشروع، و
قانونی آنها
را برآورده
کند، زیرا اگر
چنین کند، نفی
خود را رقم
زده است. تضاد
شاه با
روشنفکرانی
بود که خود
آموزش داده
بود ولی از
نظر حاکمیتی
خود افول کرده
بود به دوران
ناصرالدین
شاه، علیرغم
همه ی پیشرفت
های اقتصادی،
اجتماعی ،
تکنولوژیکی،
آموزشی ، رفاه
نسبی که خود
برای مردم رقم
زده بود، ولی
فراموش کرده
بود برای
ماندگاری
حاکمیت نیاز
به احزاب
گوناگون دارد
تا هرچه فریاد
دارند بر سر
هم بکشند، نه
بر سر پادشاهی
که همه ی
ارکان قدرت را
در شخص خود قیضه
کرده بود. حاکمیت ها
آنجا فرو می
ریزند که
نتوانند مثل قبل
(خدای دهه ی
شصت) حکومت
کنند، و مردم
هم نخواهند
مثل قبل بر
آنها حکومت
شود(۱۸ و ۱۹ دی). جنگ ۴۰ روزه، کمی
این فروپاشی
را به تعویق
انداخت، ولی
جنبش همچنان
زنده و
پابرجاست.
تفاهم یا توافق
این سو با آن
سو نه از سر
ندانم کاری و
استیصال،
بلکه از سر
درک این
واقعیت است که
هسته ی سخت
قدرت می
بایستی برای
ماندگاری تن
به بعضی اصلاحات
درونی دهد.
حال ممکن است
این با تغییر
دادن رژیم به
دست آید یا با
تغییرکردن
رژیم. در هر صورت
این تضاد آشتی
ناپذیر به نفع
مردم حل خواهد
شد، دیر یا
زود. زودش
زودتر خواهد
بود تا دیرش.
تغییر دادن
رژیم هزینه
های بسیاری از
جمله جانی،
مالی،
اقلیمی،
اجتماعی،
سردرگمی ها و
آشوب های
غیرقابل
کنترل به جای
خواهد گذاشت
که شاید چندین
سال به درازا
بکشد. تغییر
کردن رژیم، کم
هزینه تر،
نزدیک تر، و
آرام تر خواهد
بود و بخصوص
از نظر تلفات
انسانی جوانان
این سرزمین از
هردو سو
جلوگیری
خواهد کرد. امید
که هسته ی
عاقل تر
حاکمیت این را
دریابد و به
خواست اکثریت
قاطع مردم
پاسخ مثبت
دهد، در غیر
این صورت،
تغییر دادن
رژیم خواه نا
خواه به وقوع
خواهد
انجامید. فاعتبروا یا
اولی الابصار . ۱۴۰۵/۳/۲۸
صلح
پایدار، ترک
مخاصمه یا
ادامه تنش؟ سعید پیوندی تفاهم اولیه
بر سر نقشهراه
برونرفت از
بحران میان
دولت ترامپ و
جمهوری اسلامی
سایه جنگ را
در شرایط
کنونی از سر
ایران دور میکند.
برای دستیابی
به توافقی که
هنوز هم
چارچوب دقیق
آن روشن نیست،
هر دو دولت
ناچار شدند در
برابر یکدیکر
کوتاه بیایند.
ج.ا. با
رهاکردن
سیاست "نه
مذاکره میکنیم
و نه جنگ میشود"
و مذاکره و
سازش با "یزید
زمانه"، همان
کسی که بهخاطر
کشتن سلیمانی
و آقای خامنهای،
به خط قرمز
حکومتی تبدیل
شده بود، گام
مهمی در
راستای یافتن
راهحل پایان
جنگ برداشت.
دولت ترامپ
نیز که در
ابتدا از تسلیم
ج.ا. و یا تغییر
حکومت سخن میگفت
با فرسایشی
شدن جنگ ناچار
شد تن به
مذاکره و سازش
دهد. گام مهم نخست
هنوز به معنای
صلح و پایان
تنش نیست بهویژه
آنکه
رجزخوانیهای
همیشگی ادامه
دارند و
پروندههای
داغ هنوز روی
میز مذاکرات
هستند؛ هر چند
به نظر میرسد
طرفین بر سر
کلیات مسائل
اصلی به نوعی
توافق
محرمانه دست
یافتهاند. اینک ج.ا. و
دولت ترامپ در
برابر سه
گزینه صلح پایدار،
ترک مخاصمه و
ادامه تنش و
درگیری قرار دارند. گزینه اول در
گروی دگرگونیهای
گستره در
سیاست منطقهای
همه طرفهای
درگیر است. در آنچه که
به ج.ا مربوط
میشود صلح
پایدار بدون
چرخش معنادار
در رویکرد ژئوپولیتیکی
و بازتعریف
امنیت ملی و
جایگاه ایران
دشوار به نظر
میرسد. صلح
پایدار باید
همراه باشد با
مشارکت در
ساختن نظم
نوین مشترک در
منطقه، پایان
بخشیدن به تنشها
و جایگزین
کردن دشمنی
هویتی و سیاسی
و جنگ با صلح و
همکاری. در یک
کلام ایران
باید از یک
کشور "یاغی"
به شریک منطقهای
قابل اعتماد
تبدیل شود. ß
موج خشم
سیاسی در
واشنگتن پس از
توافق با ایران واشنگتن
پس از امضای
تفاهمنامه
میان دولت
دونالد
ترامپ، رئیسجمهور
آمریکا، و
ایران وارد
موجی از جنجال
و تنش سیاسی
شده است. این
توافق با
واکنشهای
تند از سوی
دموکراتها و
همچنین
جمهوریخواهان
مخالف روبهرو
شد. شماری از
سیاستمداران
آمریکایی این
رویکرد را
«خطایی تاریخی»
توصیف کرده و
هشدار دادهاند
که چنین
اقدامی میتواند
عقبنشینی از
اصول راهبردی
سیاست خارجی
ایالات متحده
باشد. بر اساس
گزارشهای
منتشرشده،
ترامپ پس از
انتشار
جزئیات اولیه
این تفاهمنامه
با فشار
فزایندهای
از سوی هر دو
جناح سیاسی
مواجه شده
است. منتقدان معتقدند
که دولت او در
برابر تهران
امتیازهای
زیادی داده و
مسیر سنتی
آمریکا در
قبال ایران را
تغییر داده
است. همزمان،
تأخیر در
انتشار متن
توافق باعث
افزایش
نارضایتی در
داخل کاخ سفید
شده است. گفته
میشود ایران
خواستار آن
بوده که سند
تا پیش از امضای
رسمی منتشر
نشود، موضوعی
که فضای بیاعتمادی
و اختلاف را
در میان برخی
مقامهای
آمریکایی
تشدید کرده
است. در میان
جمهوریخواهان،
لیندسی
گراهام،
سناتور
آمریکایی، پس
از یک گفتوگوی
طولانی با
استیو
ویتکاف،
نماینده ویژه ترامپ،
از این توافق
حمایت کرد. با
این حال، حمایت
او نتوانست
موج انتقادها
در داخل حزب
جمهوریخواه
را متوقف کند. در
اسرائیل نیز
این توافق
واکنشهای
شدیدی به
همراه داشت.
برخی رسانههای
نزدیک به
بنیامین
نتانیاهو،
نخستوزیر
اسرائیل، که
از آغاز دوره
دوم ریاستجمهوری
ترامپ حمایت
گستردهای از
او داشتند، پس
از امضای توافق
حملات لفظی
علیه ترامپ و
تیم او را
آغاز کردند. در یکی از
برنامههای
تلویزیونی
نزدیک به
جریان
نتانیاهو، اتهامهای
تندی علیه جی.
دی. ونس،
معاون رئیسجمهور
آمریکا، و
همچنین استیو
ویتکاف و جرد
کوشنر،
مشاوران
ترامپ، مطرح
شد. برخی
منتقدان ادعا
کردند که
مذاکرهکنندگان
آمریکایی
منافع
اسرائیل را در
برابر
دستاوردهای
شخصی کنار
گذاشتهاند. ترامپ در
جریان نشست
گروه هفت تلاش
کرد بر روابط
نزدیک
واشنگتن و تلآویو
تأکید کند. او
ضمن تشکر از
نتانیاهو
برای همکاریهای
گذشته، روابط
دو کشور را
مثبت توصیف
کرد. با این
حال، اظهارات
او نشان داد
که نگاهش به این
رابطه همراه
با تأکید بر
نقش رهبری
آمریکا است.
ترامپ گفت
نتانیاهو
فردی خوب است،
اما گاهی بیش
از حد هیجانی
عمل میکند. پیش از این
نیز ترامپ در
گفتوگویی
گفته بود که
نتانیاهو با
دستور یک حمله
در بیروت،
توافق با
ایران را تا
مرز شکست پیش برده
است. اختلافات
اخیر نشان میدهد
که این توافق
تنها یک مسئله
دیپلماتیک نیست،
بلکه شکافهای
تازهای را در
روابط آمریکا
با متحدانش
آشکار کرده است.
میان
تاریخ و
ژئوپلیتیک:
خاورمیانه در
آستانه نظمی
تازه منطقه
خاورمیانه با
سرعتی چشمگیر
به سوی مسیرهایی
ناشناخته
حرکت میکند.
نامها،
تعریفهای
جغرافیایی و
برداشتهای
سیاسی درباره
این منطقه نیز
همواره همراه با
تغییر توازنهای
قدرت دگرگون
شدهاند.
«خلیج فارس»،
«خلیج عربی»،
«دریای عمان»
یا «دریای عرب»
تنها نامهای
جغرافیایی
نیستند، بلکه
بازتابی از
تاریخ، نفوذ و
رقابتهای
سیاسی در این
بخش از جهاناند. تحولات
کنونی منطقه
فراتر از یک
مناقشه درباره
برنامه هستهای
ایران است.
مسئله اصلی،
بازتعریف نقشها،
تعیین وزن
قدرتها و شکلگیری
مسیرهای تازه
در یک روند
تاریخی
گستردهتر
است. آنچه
امروز در
منطقه دیده میشود
صرفاً یک
رویارویی
نظامی میان
قدرتهای
بزرگ و
بازیگران
منطقهای
نیست، بلکه
نوعی دگرگونی
ساختاری است
که از نظر ابعاد
تاریخی،
یادآور رقابتهای
طولانی میان
ایران باستان
و امپراتوری روم
است. رقابت
میان این دو
قدرت برای
نزدیک به هفت
قرن، یکی از
عوامل اصلی
شکلدهنده
نظم سیاسی
منطقه بود. اعلام
توافق میان
ایالات متحده
و ایران را میتوان
فراتر از یک
اقدام
دیپلماتیک
محدود ارزیابی
کرد. برخی
ناظران آن را
نشانهای از
تغییرات عمیقتر
در معادلات
منطقه میدانند.
در تاریخ نیز
نمونههایی
وجود دارد که
قدرتهای
بزرگ پس از
دورههای
طولانی
درگیری،
ناچار به
پذیرش واقعیتهای
تازه شدند،
مانند توافق
میان فیلیپ
عرب، امپراتور
روم، و شاپور
اول، پادشاه
ساسانی، در
سال ۲۴۴
میلادی. ائتلافهای
قدیمی در حال
تغییرند و
بازترسیم
نقشه قدرتها
بیش از گذشته
به مسیرهای
حیاتی
اقتصادی و راهبردی
وابسته شده
است. این
رقابت تنها
درباره امنیت
یا نفوذ سیاسی
نیست، بلکه
درباره جایگاه
تمدنها و نقش
آنها در شکل
دادن به آینده
جهان استß
انتشار
پیشنویس
تفاهمنامه
میان آمریکا و
ایران؛
چارچوبی برای
پایان درگیریها
و مذاکرات
هستهای شبکه
آمریکایی
بلومبرگ
اعلام کرد که
به متن پیشنویس
یادداشت
تفاهم میان
ایالات متحده
و ایران دست
یافته است.
انتظار میرود
این یادداشت
به طور رسمی
روز جمعه
آینده در
سوئیس امضا
شود. طبق
گزارش
بلومبرگ، این
سند شامل
پایان جنگ در
همه جبههها و
تعهد به
دستیابی به یک
توافق نهایی
در حداکثر مدت
۶۰ روز، با
امکان تمدید،
است. همچنین
بر اساس این
متن، ایران
برنامه هستهای
کنونی خود را
حفظ خواهد کرد. انتشار
این سند روز
سهشنبه در
حالی انجام شد
که پرسشها و
اختلافنظرها
در داخل
آمریکا
درباره
محتوای این
توافق
چارچوبی و
اینکه آیا
شامل
امتیازهای
بزرگ به نفع
ایران است یا نه،
افزایش یافته
است. مشخص
نیست آیا متنی
که شبکه
آمریکایی
منتشر کرده
همان متنی است
که در زمان
امضای
الکترونیکی
یادداشت
تفاهم، طبق
اعلام رئیسجمهور
آمریکا
دونالد
ترامپ، روز
دوشنبه مورد
توافق قرار
گرفته است یا
خیر. امضای
رسمی این سند
هنوز در
انتظار است. رئیسجمهور
آمریکا وعده
داده بود متن
یادداشت تفاهم
را «طی دو روز»
منتشر کند و
حتی پیشنهاد
داد آن را در
برابر دوربینها
برای عموم
بخواند. او
همچنین گفت
این سند را
برای بررسی به
کنگره ارسال
خواهد کرد. مهمترین
مفاد سند منتشرشده
توسط بلومبرگ:ß
نتانیاهو:
حزبالله
بهای بسیار
سنگینی برای
حمله به
سربازان
اسرائیلی
خواهد پرداخت نخستوزیر
اسرائیل با
اشاره به کشته
شدن سربازان اسرائیلی
در حملات اخیر
حزبالله
اعلام کرد:
«اسرائیل حمله
به سربازان یا
به خاک خود را
تحمل نخواهد
کرد و بهای
بسیار سنگینی
از حزبالله
بابت این
حملات خواهد
گرفت.» بنیامین
نتانیاهو روز
جمعه در شبکه
اجتماعی ایکس
نوشت: «ارتش
اسرائیل برای خنثیسازی
هر تهدیدی
علیه نیروهای
ما و خاک ما
اقدام خواهد
کرد.» او افزود:
«همانطور که
بهطور قاطع و
روشن، از جمله
دیروز، تأکید
کردم: اسرائیل
تا زمانی که
لازم باشد
برای حفاظت از
شهرکهای
شمالی در
منطقه امنیتی
در جنوب لبنان
باقی خواهد
ماند.» پیشتر
ارتش اسرائیل
اعلام کرد که
چهار سرباز اسرائیلی
شب گذشته در
جنوب لبنان
کشته شدند. یک مقام
ارتش اسرائیل
گفت: «در پی این
حادثه، ارتش
اسرائیل شمار
زیادی از زیرساختهای
حزبالله را
در نبطیه و
مناطق دیگر
هدف قرار داد.»
15. Juni 2026
گفتم
این کیست که پیوسته
مرا میخواند؟ خنده
زد از بُن
جانم که:
“منم” ايرانم گفتم
ای جان و
جهان چشم و
“چراغِ دلِ من”
“من
همان” عاشق
دیرینهی
“جان
افشانم”
هوشنگ
ابتهاج (سایه)
ابراز
تردید سناتور
گراهام در
مورد توافق ایران
و آمریکا؛
"زمان نتیجه
را مشخص خواهد
کرد" مریم
همتی گراهام
در مورد تفاوت
برداشت ایران
و هیئت مذاکرهکننده
آمریکایی از
مفاد توافق
ابراز نگرانی
کردعکس:
Kevin Dietsch/Getty Images لیندزی گراهام،
سناتور
جمهوریخواه،
از بازگشایی
تنگه هرمز
ابراز
"خشنودی"
کرد، اما
خاطرنشان
ساخت که
همچنان
درباره
اختلاف میان
برداشت ایران
و روایت تیم مذاکرهکننده
آمریکایی از
مفاد توافق
نگران است. او پس از
اعلام توافق
ایران و
آمریکا بر سر
یادداشت
تفاهم، در
پیامی در شبکه
اجتماعی ایکس
نوشت: «تا حدی
نگران هستم که
برداشت و
تفسیر ایران
از این توافق
با آنچه تیم
مذاکرهکننده
آمریکایی
مطرح میکند،
متفاوت به نظر
میرسد.» این
سناتور
پرنفوذ ایالت
کارولینای
جنوبی و از
مدافعان حمله
نظامی به ایران گفت
که مذکرات پیشرو
را از نزدیک
دنبال خواهد
کرد و تأکید
کرد که هرگونه
توافق هسته،ای
با ایران باید
برای بررسی و
رأیگیری به
کنگره ارائه
شود. گراهام
افزود: «من
مشتاقانه
منتظر بررسی
نسخه نهایی
این توافق
هستم و معتقدم
که ضروری است
معمار این
توافق جیدی
ونس، معاون
رئیسجمهور و همکاران
مذاکرهکننده،
بخشی از روند
ارائه نسخه
نهایی توافق به
کنگره باشند.» او در
پایان تأکید
کرد که "زمان
مشخص خواهد کرد
که نتیجه
نهایی چه
خواهد بود".
استقبال
جهانی از
تفاهم آمریکا
و ایران؛ از آمادگی
اروپا برای
لغو تحریمها
تا مقاومت
اسرائیل دوشنبه ۲۵ خرداد
۱۴۰۵ - ۱۵ ژوين ۲۰۲۶
یورونیوز :
رهبران جهان
از تفاهمنامهای
که قرار است روز
جمعه به طور
رسمی توسط
آمریکا و
ایران امضا
شود، استقبال
کردند. این
تفاهمنامه
در حالی نهایی
شد که حمله
اسرائیل به
لبنان در روز
یکشنبه با
انتقاد ایران
و دونالد
ترامپ همراه
بود.
شهباز شریف،
نخستوزیر
پاکستان،
اعلام کرد که
این تفاهمنامه
قرار است روز
جمعه در ژنو،
سوئیس، و پس
از پایان نشست
سالانه گروه
هفت در شهر
اویان-له-بن
فرانسه، به
امضای طرفین
برسد. معاون
وزیر امور
خارجه ایران
نیز گفته پس
از این مراسم،
مذاکرات
بیشتری در سوئیس
ادامه خواهد
یافت.
محمد بن
عبدالرحمن بن
جاسم آل ثانی،
نخستوزیر
قطر که در طول جنگ
نیز نقش یکی
از میانجیها
را داشت،
ابراز
امیدواری کرد
که همه طرفها
با «رویکردی
مثبت و
سازنده» وارد
روند گفتوگو
شوند تا این
پیشرفت تثبیت
و تقویت شود.
آنتونیو
گوترش،
دبیرکل
سازمان ملل
متحد، در پیامی
در شبکه
اجتماعی ایکس
از چند کشور
میانجی از
جمله پاکستان،
ترکیه و
عربستان
سعودی
«قدردانی
عمیق» خود را
ابراز کرد و
این توافق را
«گامی حیاتی
در جهت حلوفصل
مسالمتآمیز
مناقشه» توصیف
کرد.
مقاومت
اسرائیل
این واکنشها
در حالی ادامه
دارد که
اسرائیل
اعلام کرده است
که همچنان
آزادی عمل
نظامی خود در
لبنان را حفظ
خواهد کرد،
حال آنکه
ایران بر توقف
کامل درگیریها
در لبنان بهعنوان
یکی از شروط
اصلی خود
تاکید دارد.ß
عون از
گنجاندن
لبنان در
توافق آمریکا
و جمهوری
اسلامی
قدردانی کرد رئیسجمهوری
لبنان از
یادداشت
تفاهم میان
ایالات متحده
آمریکا و
جمهوری اسلامی
استقبال و از
این که به
گفته او، بر
توقف درگیریهای
نظامی و کاهش تنشها
در منطقه، از
جمله لبنان،
تأکید شده،
قدردانی کرد. جوزف عون روز
یکشنبه در
بیانیهای که
در شبکههای
اجتماعی
منتشر شد،
نوشت: «از آنچه در
این یادداشت
تفاهم درباره
احترام به
ویژگیهای
خاص لبنان و
اذعان به این موضوع
آمده است که
ثبات و امنیت
لبنان بخش جداییناپذیر
هر تلاش جدی
برای تثبیت
ثبات در منطقه
به شمار میرود،
قدردانی میکنم.» او افزود: «لبنان
امیدوار است
که این تحول،
آغازگر مسیری
گستردهتر
برای تقویت
ثبات در
منطقه، حفظ
حاکمیت
کشورها و حقوق
ملتهایشان
باشد و این
امکان را برای
لبنانیها
فراهم کند که
در سایه دولتی
امن و باثبات،
بر بازسازی
آنچه ویران شده
و بازگرداندن
زندگی عادی
خود تمرکز
کنند.» جزئیات
بیشتر: جوزف عون از
گنجاندن
لبنان در
توافق آمریکا
و جمهوری
اسلامی
قدردانی کرد
بیانیه
مشترک
فرانسه،
بریتانیا،
آلمان و ایتالیا:
ما آمادگی
داریم در پاسخ
به گامهای
واضح و قابلراستیآزمایی
ایران در مورد
برنامه هستهایاش،
تحریمهای
مرتبط را لغو
کنیم
▫ما با
گرمی از اعلام
یادداشت
تفاهم بین
آمریکا و
ایران
استقبال میکنیم.
این دستاورد
دیپلماتیک را
به ایالات متحده،
دولت ایران و
تمامی طرفهای
درگیر از جمله
پاکستان، قطر
و سایر میانجیگران
تبریک میگوییم.
▫این
لحظه، فرصتی
برای
بازگرداندن
ثبات منطقهای
و تثبیت
اقتصاد جهانی
است.
▫بازگشایی
فوری تنگه
هرمز با آزادی
ناوبری بدون
قید و شرط و
بدون
محدودیت،
ضروری است.
▫ما
متعهد هستیم
که سهم خود را
در تحقق این
هدف — مطابق با
الزامات
قانون اساسی
هر یک از
کشورهایمان —
ایفا کنیم، از
جمله از طریق
یک مأموریت
کاملاً دفاعی
و مستقل برای
اطمینانبخشی
به کشتیرانی
تجاری و انجام
عملیات مینروبی.
▫ایران
هرگز نباید به
سلاح هستهای
دست یابد.
▫ما
آماده همکاری
با آمریکا،
ایران و آژانس
بینالمللی
انرژی اتمی
برای این
منظور هستیم.
▫ما بهطور
فشرده با
آمریکا،
ایران و شرکای
منطقهای
همکاری
خواهیم کرد تا
این فرصت را
غنیمت شمرده،
شتاب را حفظ
کرده و به یک
راهحل
دیپلماتیک
بلندمدت دست
یابیم. همچنین
مجدداً بر
حمایت کامل
خود از ثبات،
حاکمیت و
تمامیت ارضی
لبنان و اهمیت
یک آتشبس قوی
تأکید میکنیم.
@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir
گزارش
بلومبرگ از
ادامۀ نگرانیها
درباره
کشتیرانی در
تنگه هرمز خبرگزاری
بلومبرگ با
اشاره به
توافق میان ایران
و آمریکا،
نوشته ;i اگرچه یکی
از اهداف آن
بازگشایی
تنگه هرمز است
اما مالکان
کشتیها و
تجار با
«احتیاط و
تردید» به این
موضوع نگاه میکنند. بر اساس این
گزارش، «تقریباً
همه آنها میگویند
برای ارزیابی
امکان عبور
ایمن کشتیها،
پس از ماهها
تلاشهای
نافرجام، به
جزئیات
بیشتری نیاز
دارند». به نوشته بلومبرگ،
شرکتهایی که
نفت خام و گاز
را در سراسر
جهان جابهجا
میکنند، همچنان
این پرسش را
مطرح میکنند
که بازگشایی
تنگه هرمز که
دونالد ترامپ،
رئیسجمهور
آمریکا، گفته
است روز جمعه
انجام خواهد
شد، در عمل چه
معنایی خواهد
داشت. بر اساس
دادههای
کپلر که
بلومبرگ به آن
استناد کرده، نزدیک
به ۶۰۰
کشتی هنوز در
خلیج فارس
ماندهاند و
آماده خروجاند.
بیش از ۳۰۰کشتی
خالی نیز در
سوی دیگر
تنگه، در
دریای عمان،
منتظرند تا در
صورت بازگشایی
مسیر وارد
خلیج فارس
شوند و
بارگیری کنندß
https://t.me/TahlilZamane/115264 آسوشیتدپرس:
ایران به اهرم
جدیدی در تنگه
هرمز دست
یافته است خبرگزاری
آمریکایی
آسوشیتدپرس
در گزارشی و در
واکنش به
توافق ایران و
آمریکا اذعان
کرد که تهران
پس از این جنگ
به یک اهرم
فشار جدید در معادلات
منطقهای و
بینالمللی
دست یافته
است. آسوشیتدپرس
نوشت که توافق
برای پایان
جنگ، منطقه را
به شرایطی
مشابه پیش از
آغاز درگیریها
بازمیگرداند،
اما در این
میان هزاران
نفر کشته شدهاند
و ایران نیز
با توانایی
تأثیرگذاری
بر تردد کشتیها
در تنگه هرمز،
از یک ابزار
جدید برای
اعمال فشار در
مذاکرات
برخوردار شده
است. آسوشیتدپرس
همچنین اذعان
کرد که با
وجود اهداف
اعلامیآمریکا
و رژیم
صهیونیستی در
آغاز جنگ علیه
ایران، تهران
همچنان توان
موشکی خود را
حفظ کرده، به
حمایت از
متحدان منطقهای
خود از جمله
حزبالله
ادامه میدهد
و ذخایری از
اورانیوم با
غنای بالا را
برای برنامه
هستهای خود
در اختیار
دارد. #تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
اسرائیل؛
متحدی که از
قافله جا ماند واقعیتهای
تفاهم ایران و
آمریکا و ورود
به مذاکرات 60 روزه | ترامپ
دلیلی برای
جشن گرفتن
ندارد زیرا ... |
شرط آزادسازی
پولهای
مسدود شده
ایران چیست؟ فاطمه
سرخوش سرویس: اخبار
سیاسیکدخبر: ۷۹۱۳۶۸ - ۱۳:۰۱ اقتصادنیوز:
جزئیات تفاهم
ایران و
آمریکا هنوز
بهطور رسمی تأیید
نشده است، اما
رئیسجمهور
آمریکا طبق
معمول، مشتاق
است تا نتیجه را
یک پیروزی
بزرگ جلوه
دهد. او عجله
داشت تا این تفاهم
را در روز
تولد خود نهایی
کند، اما
ایرانیها
اعلام کردند
که نمایندهای
را روز جمعه
به نشستی در
سوئیس اعزام
خواهند کرد. بهگزارش
اقتصادنیوز،
دونالد ترامپ
در شامگاه یکشنبه
در شبکه اجتماعی
تروث سوشال
اعلام کرد که
آمریکا و
ایران برای
پایان دادن به
جنگ، به توافق
رسیدهاند. او
نوشت: «به همه
تبریک میگویم!»
او سپس برای
نظارت بر
مراسم پرزرقوبرقی
که به مناسبت
تولد خود در
محوطه جنوبی کاخ
سفید تدارک
دیده بود،
راهی آنجا شد. دلیلی
برای جشن
گرفتن نیست تام
نیکولز در آتلانتیک
نوشت: با اینحال،
واشنگتن دلیل
چندانی برای
جشن گرفتن ندارد.
ترامپ و تیم
او در مدت
زمانی بیسابقه،
جنگ را به
رقیبی با توان
نظامی متوسط
واگذار کردند.
جمعه،
امضای توافق
در سوییس/
فرصت ۴
روزهٔ
مخالفان برای
همراهی، سکوت
و مراقبه یا
بیرون افتادن
از گردونه دلیل
مخالفت
براندازان
خارج نشین
طبعا قابل درک
است و سزد اگر اینترنشنال
از نوار مشکی
استفاده کند
ولی مدعیانی
که در دو سه شب
اخیر از هتاکی
و پردهدری در
قبال مقامات
ارشد کشور
پرهیز نکردند ۴ شب فرصت
دارند یا همسو
با براندازان
خارج نشین
شوند یا به
صفوف ملت بپیوندند
عصر
ایران؛
مهرداد خدیر-
دقایقی
بعد از آن که
خبرگزاری
فارس با شوق و
ذوق
زایدالوصفی
نوشت «توافق در
یک شنبهٔ
موعود ترامپ
امضا نشد»نخستوزیر
پاکستان
اعلام کرد:
مراسم رسمی
امضای توافقنامه
روز جمعه ۱۹ ژوئن ( ۲۹ خرداد) در
سوییس برگزار
خواهد شد. او
تصریح کرده
است: توافق
صلح بین
ایالات
متحدهٔ
آمریکا و
جمهوری اسلامی
ایران حاصل
شده است. هر دو
طرف، پایان فوری
و دایمی
عملیات نظامی در
تمام جبههها
از جمله لبنان
را اعلام کردهاند. در این
متن از رهبری
قطر و پادشاه
عربستان سعودی
هم تشکر و
اعلام شده سند
توافق جمعه
امضا میشود.
.ß
اسرائیل میگوید
از لبنان عقبنشینی
نخواهد کرد اسرائیل
کاتز، وزیر
دفاع
اسرائیل، در
نخستین واکنش
رسمی این
کشور به
اعلام توافق
میان ایران و
ایالات
متحده، تأکید
کرد که
اسرائیل از
اراضی تحت
کنترل خود در لبنان
عقبنشینی
نخواهد کرد. در حالی
که ایران توقف
حملات
اسرائیل به
حزبالله
لبنان را یکی
از شروط توافق
موقت عنوان کرده،
اسرائیل کاتز تصریح
کرد که
اسرائیل قصد
دارد «برای
مدت نامحدود»
در مناطق تحت
کنترل خود در
لبنان، سوریه
و نوار غزه
باقی بماند. وزیر
دفاع اسرائیل
همچنین هشدار
داد که اگر
ایران در
واکنش به
حملات
اسرائیل در
لبنان اقدامی
علیه این کشور
انجام دهد،
اسرائیل با
«شدت بسیار زیاد»
به ایران حمله
خواهد کرد. مساحت مجموع
مناطقی که
اسرائیل طی
حدود دو سال و
نیم گذشته کنترل آنها
را در غزه، لبنان
و سوریه به
دست
گرفته، به
حدود هزار کیلومتر
مربع -اندکی
کمتر از شهر نیویورک-
میرسد.
سخنرانیبافل
جلال طالبانی،
رئیس اتحادیه
میهنی
کردستان عراق بافل
جلال طالبانی،
رئیس اتحادیه
میهنی
کردستان
عراق، در سخنرانی
خود در «مجمع
اقتصادی دلفی»
در سلیمانیه، با
نگاهی تاریخی
به روابط
ایران و
امپراتوری روم،
درباره جنگ
ایران و
آمریکا-اسرائیل
صحبت کرد. او
گفت
امپراتوری
روم حدود ۶۵۰
سال با
امپراتوری
پارس درگیر
بود. رومیها گاهی
به موفقیتهای
نظامی مقطعی
میرسیدند،
اما هرگز
نتوانستند
ایران را بهطور
کامل تسخیر یا
نابود کنند. به
گفته
طالبانی،
دلیل این
مسئله آن بود
که ایران
برخلاف
بسیاری از
مناطق دیگر،
یک تمدن منسجم
با ساختار
سیاسی،
فرهنگ،
قانون،
فناوری و هویت
تاریخی
قدرتمند بود؛
نه مجموعهای
پراکنده از
قبایل یا
حکومتهای
کوچک. او
توضیح داد هر
بار که رومیها
با قدرت نظامی
وارد خاک
ایران میشدند،
ایرانیان با
استفاده از
جغرافیا، ابزارهای
اقتصادی و
سیاست صبر،
دشمن را
فرسوده میکردند.
آنها منتظر
میماندند تا
بحرانهای
داخلی، آشوبهای
سیاسی یا
ترورهای درون
ساختار قدرت
روم، موقعیت
دشمن را تضعیف
کند. طالبانی
سپس این الگو
را به وضعیت
امروز ربط داد
و گفت آنچه
اکنون میان
ایران و
آمریکا رخ میدهد،
شباهت زیادی
به همان الگوی
تاریخی دارد: جنگ
مستقیم فقط یک
بخش ماجراست؛
فرسایش سیاسی،
اقتصادی و
روانی طرف
مقابل، بخش
مهمتر آن
است.
دادرسی
در محکمهای
که فقط دستور
را میبیند سیاوش شهابی
ـ وقتی مجازات
پیش از محاکمه
اجرا میشود،
آنچه مصادره
میشود فقط یک
ویلا، حساب
بانکی یا تلفن
همراه نیست؛
خودِ دادرسی
است. این
مقاله با عبور
از پرونده علی
کریمی و
بازداشتهای
اخیر، از اصل
برائت، حق
دفاع و سرنوشت
عدالت در
دستگاهی میپرسد
که به گفته
نویسنده، گاه
حکم را پیش از رسیدگی
صادر میکند. سیاوش
شهابی نمایش
مشخصات تصویر تندیس
کاخ دادگستری
تهران بر سردر
کاخ دادگستری
تهران، در
خیابان خیام،
تندیس زنی
ایستاده است:
بانوی عدالت،
اثر ابوالحسن
صدیقی.
ترازویی در یک
دست دارد و
شمشیری در دست
دیگر. برخلاف
تندیسهای
غربی عدالت،
چشمانش باز
است. در سنت
غربی، چشمبند
نماد بیطرفی
است: قاضی
نباید ببیند
چه کسی روبهرویش
ایستاده،
وزیر یا
کارگر، محبوب
یا منفور،
نزدیک به قدرت
یا دور از آن. صدیقی
چشمان تندیسش
را باز گذاشت
تا همان عدالت
را از زاویه
دیگری نشان
دهد: اشراف و
نظارت قانون
بر همه امور؛
چشمی که هیچچیز
از آن پنهان
نمیماند. دو
نماد در ظاهر
متضادند اما
یک حرف میزنند:
عدالت یعنی
ندیدن مقام
متهم و دیدن
همه واقعیت.
ترازو هم همین
را میگوید:
آنچه سنجیده
میشود وزن
دلیل است، نه
وزن متهم. و شمشیر
آخر از همه میآید؛
مجازات تنها
پس از سنجش
معنا دارد، نه
پیش از آن. این بنا
در سال ۱۳۲۵
افتتاح شد. دهها
سال است آن زن
با چشمان باز
بر همان سردر
ایستاده است. چند روز
پیش، وزارت
اطلاعات در
تازهترین
اطلاعیهاش
از بازداشت
حدود ۱۳۱ نفر «در طول
جنگ تحمیلی
سوم» خبر داد:
یک هسته
چهارنفره، یک
«مزدور»، و ۱۲۶
نفر که
«لیدرهای
میدانی شبکه
خرابکاری
خیابانی» در
سه استان
معرفی شدند.
همین اطلاعیه،
در همان جمله،
آن ۱۲۶ نفر را
«اراذل و
اوباش سابقهدار
و مشهور استان
تهران» هم
خواند. یک
گروه واحد، در
یک سطر، هم
اوباش است و
هم عامل دشمن.
این دو عنوان
با هم نمیخوانند،
اما لازم هم
نیست
بخوانند؛
کارشان این
نیست که توضیح
دهند چه شده،
کارشان این است
که هر کس را که
باید، در خود
جا بدهند. و
پرسشی که باید
پیش از هر چیز
پرسیده شود
اینجاست: این ۱۳۱
نفر چگونه
بررسی میشوند
و راه
دادخواهیشان
کدام استß
https://t.me/kaleme/33983 تکذیب
رفع حصر
میرحسین
موسوی و زهرا
رهنورد توسط
اردشیر
امیرارجمند مشاور
ارشد میرحسین
موسوی شایعات
مبنی بر رفع
حصر رهبران
جنبش سبز را
تکذیب کرده و
اعلام داشت با
وجود برخی
صحبتها در
این خصوص هنوز
اقدام عملی
جهت رفع حصر
میرحسین
موسوی و زهرا
رهنورد صورت
نگرفته است. وی در
ادامه گفت:
شایعات از
تمایل دکتر
پزشکیان جهت
پایان بخشیدن
به حصر سخن میگویند
که امیدواریم
این موضوع
درست باشد.
چون در شرایط
خطیر کشور و
با توجه به
اینکه رهبران
جنبش سبز
تهدیدی برای
امنیت ملی
تلقی نمیشوند،
مسئولین امر
باید اقدام به
رفع حصر بکنند. مشاور
ارشد میرحسین
گفت که سلامتی
رهبران جنبش
سبز در اثر
این حصر
غیرقانونی در
وضعیت مخاطرهآمیزی
قرار دارد و
اگر زندانی
عادی بودند در
این شرایط
مشمول عدم
تحمل حبس میشدند. در
پایان
امیرارجمند
ادامه حصر
میرحسین و رهنورد
در این وضعیت
پیچیده کشور
را فاقد هر
نوع توجیهی
دانست .
@Kaleme
برای
نگین کیانی
✍خشایار
سفیدی #نگین_کیانی
دوشنبه این
هفته دادگاه
دارد. برای او
پروندهای
ساختهاند؛
با همان اتهام
همیشگی:
«تبلیغ علیه
نظام». کسانی
که میگفتند
با وجود
اختلافهای
عمیق عقیدتی و
سیاسی با
حاکمیت،
نباید در برابر
تهدیدهای
خارجی و جنگ
سکوت کرد و
باید از کشور
دفاع کرد،
امروز مسئولیتی
مهم بر دوش
دارند. نگین
همواره مخالف جنگ
بود و علیه
جنگ مینوشت.
اکنون وظیفهی
همهی ماست که
در برابر
پروندهسازی
برای نگین و
دیگرانی چون
او سکوت نکنیم
و از حق
شهروندان
برای بیان
مخالفت با
روندی که کشور
را با بحرانهای
فزاینده روبهرو
کرده است،
دفاع کنیم. به باور
من، مخالفت با
جنگ از اعتقاد
به حق انسانها
و ملتها برای
تعیین سرنوشت
خود سرچشمه میگیرد.
اگر چنین است،
دفاع از این
حق نمیتواند
به زمان
رویارویی با
تهدید خارجی
محدود شود؛
این حق در
داخل کشور نیز
باید محترم شمرده
شود، از جمله
حق شهروندان
برای بیان
دیدگاههای
انتقادی و
مخالفت با
سیاستهای
حاکم. از همین
رو، اعتبار هر
ادعای ضدجنگ
بودن، چه از
سوی کنشگران
سیاسی و مدنی
و چه از سوی
سیاستمداران،
در گرو
پایبندی به
همین اصل است.
در غیر این
صورت، مخالفت
با جنگ از یک
موضع اخلاقی
پایدار فاصله
میگیرد و این
پرسش را پیش
میآورد که تا
چه اندازه بر
اصول استوار
است و تا چه
اندازه تابع
مصلحتهای
سیاسی و منافع
مقطعی.
@tahkimmelat
🔴یکی
از عمیقترین
و پربحثترین
واکنشهای
چند روز اخیر متعلق
به «یووال نوآ
هراری» (Yuval Noah Harari)، مورخ و
نویسنده کتابهای
پرفروش «انسان
خردمند» و «۲۱
درس برای قرن ۲۱»،
است. این
توییت با بیش
از ۸۵
میلیون
بازدید، از
زاویه «تکامل
تمدن و بقای
هویت» به
جایگاه ایران
پرداخته است متن توییت:
"Historyislitteredwiththecorpsesofempiresthatmistookmilitarymightforcivilizationalsuperiority. Iran is not a
'nation-state' in the
modern sense; itis a 'civilization-state' thathasoutlivedeveryempirethattriedtobury
it. Youcannot 'reset' a culturethatiswovenintotheveryfabricof
human cognition. Todestroy Iran istolobotomizethecollectivememoryofourspecies.
Power isfleeting, but a
3,000-year-old storyisinvincible."
🔶ترجمه
فارسی:
«تاریخ
انباشته از
جنازهی
امپراتوریهایی
است که قدرت
نظامی را با
برتریِ تمدنی
اشتباه
گرفتند. ایران
یک "کشور-ملت"
به معنای مدرن
کلمه نیست؛
بلکه یک
"کشور-تمدن"
است که از تمام
امپراتوریهایی
که سعی در دفن
کردنش
داشتند،
بیشتر عمر کرده
است. شما نمیتوانید
فرهنگی را که
در تار و پودِ
شناختِ بشری
بافته شده،
"بازنشانی" (Reset)
کنید. نابود
کردن ایران،
مانند
"لوبوتومی" (جراحی
تخریب مغز)
کردنِ حافظه
جمعیِ گونهی
انسان است.
قدرت، زودگذر
است؛ اما یک
داستانِ ۳۰۰۰
ساله، شکستناپذیر
است.»
🔶چرا
این توییت در
صدر بازدیدها
قرار گرفت؟ ۱. تحلیلِ
ساختاری:
هراری با
استفاده از
واژه «Civilization-state» (کشور-تمدن)،
به مخاطبان
جهانی فهماند
که ایران با
کشورهای
نوظهور تفاوت
دارد و ریشههایش
در اعماق
تاریخ است، نه
در
قراردادهای سیاسی
معاصر. ۲. تصویر
ضمیمه: او
تصویری از
«منشور حقوق
بشر کوروش» را
در کنار «یک
میکروچیپ
مدرن» قرار
داده است. زیر
آن نوشته شده:
"نرمافزارِ
اخلاق و حقوق
بشر، قرنها
پیش در این
خاک نوشته شد.
سیستم را خراب
نکنید." 🔶واکنشهای
برجسته در
کامنتها:
- یک استاد
دانشگاه از
توکیو نوشت: "هراری
درست میگوید.
ایران مانند
'دیانای'
تمدن است. اگر
آن را تغییر
دهید، کلِ
ارگانیسمِ
تمدنِ بشری
آسیب میبیند.
ما مدیونِ
ثباتِ فرهنگی
ایران هستیم."
- یک کاربر از
مصر کامنت
گذاشت: "ما در
مصر اهرام را
داریم که نماد
سنگ هستند،
اما ایران
'معانی' را
دارد که نمادِ
روح هستند.
سنگ میشکند،
اما معنا نه."
https://t.me/TahlilZamane/115270 تحلیل
زمانه, [15 Jun 2026 um 12:08] دستمزد
روزانه کارگر
کمتر از قیمت ۲۵۰
گرم گوشت
قرمز/ افزایش ۶۰
درصدی دستمزد
هم نتوانست
قدرت خرید
کارگران را
بالا ببرد در سال
جاری، رقم ۵۵۴
هزار تومان به
عنوان دستمزد
روزانه
کارگران در
شورایعالی
کار به تصویب
رسید؛ این مبلغ
پول خرید ۲۳۰
گرم گوشت ران
گوسفندی
ممتاز است. در واقع با
افزایش ۶۰
درصدی دستمزد
که دولتیها و
مشخصاً وزرای
کار و اقتصاد،
آن را گامی بلند
در جهت بهبود
معنادار وضع
معاش کارگران
توصیف کردهاند،
قدرت خرید به
نسبت سالهای
قبل به شدت
افول کرده است
تا حدی که دستمزد
یک روز کارگر
برای ۸ ساعت
کار پیاپی،
پول خرید ۲۵۰
گرم گوشت قرمز
هم نیست!|
خبرآنلاین
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
04 ژوئن 2026 قیمت
نان شب،
ناامیدی از
فردای کار فرهاد
ثابتان در
بهار ۱۴۰۵، هر
خانوار
تهرانیای که
برای خرید
مایحتاج
هفتگی به
بازار میرود،
با قیمتهایی
روبهرو میشود
که بیش از دو
برابر سال پیش
است. روغن،
برنج، مرغ،
نان. قیمت این
کالاهای
اساسی که بخش
اصلیِ بودجهی
خانوار را
تشکیل میدهد
دچار جهشی بیسابقه
شده، در حالی
که دستمزدها
کموبیش راکد
مانده و ریال
نزدیک به نیمی
از ارزش خود
را در برابر
دلار از دست
داده است.
برای میلیونها
خانوار
ایرانی، این
تجربهای است
روزمره: مواجهشدن با
این واقعیت که
درآمد
ناچیزشان
برای تأمین
ابتداییترین
نیازهای
زندگی کافی
نیست. آمارهای
رسمی بر آنچه
خانوادهها
با گوشت و
پوستِ خود لمس
میکنند، صحه
میگذارند.
گزارش «چشمانداز
فقر و اقتصاد
کلان» بانک
جهانی در
آوریل ۲۰۲۶،
تورم مواد
غذایی در
ایران در
فوریهی
۲۰۲۶ را نسبت
به سال قبل ۹۹
درصد برآورد
کرد: تقریباً
دو برابر نرخ
کلی تورم. این
گزارش چنین
افزایش بیسابقهای را
پیامد کاهش ۴۴
درصدی ارزش
پول ملی و تحریمها
و اختلالهای
ناشی از
درگیری کنونی
دانست.[1]
صندوق بینالمللی
پول نیز پیشبینی
میکند که
تولید واقعی
اقتصاد ایران
در سال ۲۰۲۶ به
میزان ۶٫۱
درصد کاهش
یابد که نشانهی
روشنی است از
بحران رکود
تورمی در
ایران: قیمتها
بهشدت
افزایش مییابد،
در حالی که
تولید در
اقتصاد کاهش
مییابد.[2] همزمان
با تورم بالا،
بیکاری
چشمگیر، سقوط
ارزش پول و
اختلالات
ناشی از جنگ،
کمبود انرژی و
آب و بیاعتمادی
شدید عمومی
وضعیت کنونی
ایران را از نوعی
بحران
اقتصادی
فراتر میبرد
و به زنگ خطری
برای
نابسامانی
اجتماعی
تبدیل میکند. تجربهی
تاریخی نشان
میدهد که
هرگاه تورم
(بهویژه
تورم پایدار
در قیمت
کالاهای
ضروری) و بیکاری
همزمان رخ میدهد،
پیامد آن نه
فقط دشواریِ
معیشتی بلکه
رکود تورمی
است: اقتصادی
که در آن قیمتها
افزایشی
تصاعدی دارد،
در حالیکه
فرصتهای
شغلی از میان
میرود و
تولید کاهش مییابد.
چنین ترکیبی
یکی از خطرناکترین
وضعیتهای
سیاسی برای
حکومت هر
کشوری است.
درک این فرایند
و اینکه تا چه
اندازه میتواند
به وضعیت
اجتماعی
ایران آسیب
برساند، برای
ترسیم مسیر
آیندهی کشور
ضروری است. چگونه
تورم به
نابسامانی
اجتماعی
تبدیل میشودß
برآورد
خط فقر در
اردﯾﺒﻬﺸﺖ
۱۴۰۵ برآورد
خط فقر در
اردﯾﺒﻬﺸﺖ
۱۴۰۵ برای یک
خانواده چهار
نفره: ۱۶۳
میلیون تومان
همراه با
محاسبات و
جداول محاسبات
انجامشده بر
اساس جداول
زیر نشان میدهد
که حداقل
هزینه زندگی
یک خانوار
چهار نفره در
اردﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۴۰۵،
ماهانه حدود ۱۶۳
میلیون تومان
است. در برخی
برآوردهای خط
فقر، هزینه
زندگی بر اساس
میانگین
جمعیت خانوار (۳/۳نفر)
یا بهصورت
سرانه محاسبه
میشود که به
ترتیب معادل
حدود ۱۳۵
میلیون تومان
برای خانوار ۳/۳
نفره و ۴۱
میلیون تومان
به ازای هر
نفر در ماه
است. لازم به
ذکر است که
میانگین
تعداد افراد
در خانوارهای
ایرانی ۳/۳
نفر برآورد میشود. بر
پایه این
محاسبات،
هزینه خوراکی
یک خانوار
چهار نفره در
اردﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۴۰۵،
تنها برای ۱۸ قلم
کالای اساسی،
حدود ۴۳ میلیون و ۴۶۶ هزار
تومان است. این
محاسبات در
قالب ۱۲ بخش اصلی
شامل خوراکیها،
دخانیات،
مسکن، پوشاک و
کفش، اثاثیه
منزل، بهداشت
و درمان، حملونقل،
ارتباطات،
امور فرهنگی و
تفریحی،
تحصیل،
رستوران و
هتل، و سایر
کالاها و خدمات
متفرقه انجام
شده است. سهم
هر بخش در سبد
هزینههای
خانوار به این
شرح است: خوراکیها
۲۶/۶۴ درصد،
مسکن ۳۵/۵
درصد، بهداشت
و درمان ۷/۱۴
درصد، حملونقل
۹/۴۱ درصد،
اثاثیه منزل ۳/۹۳ درصد
و پوشاک و کفش ۴/۷۸ درصد. سهم سایر
اقلام بهمراتب
کمتر از این
مقادیر است. در
محاسبه هزینه
مسکن برای خط
فقر، میانگین
اجارهبها به
همراه هزینههای
جانبی یک واحد
مسکونی
استاندارد با
حداقل
زیربنای ۶۰
مترمربع،
مجهز به
آشپزخانه و
حمام، و ساختهشده
با مصالح
بادوام یا
نیمهبادوام
در نظر گرفته شده
است.ß
https://t.me/TahlilZamane/114786 تحلیل زمانه,
[10 Jun 2026 um 08:17] پیروزی
نظامی یا غفلت
از واقعیتهای
اجتماعی؟ ✍مرتضی
صارمی این روزها
برخی مدعیاند
که جمهوری
اسلامی در
برابر بزرگترین
قدرت نظامی
جهان ایستاده
و از این
تقابل سربلند
بیرون آمده
است. فارغ از
درستی یا نادرستی
این ادعا، هر
ارزیابی
منصفانهای
باید همه
ابعاد یک جنگ
و پیامدهای آن
را در نظر
بگیرد، نه فقط
روایتهای
تبلیغاتی و
سیاسی را. واقعیت این
است که میان
توان نظامی
ایران و ایالات
متحده
نابرابری
آشکاری وجود
دارد. از سوی
دیگر، اگر فرض
شود هدف
آمریکا از
ورود به جنگ
تغییر حکومت
بوده است، این
پرسش مطرح میشود
که آیا تمام
ظرفیت نظامی خود
را برای تحقق
چنین هدفی به
کار گرفته
است؟ پاسخ به
این پرسش
نیازمند
بررسیهای
تخصصی است و
نمیتوان
صرفاً با
استناد به
بقای حکومت،
نتیجه جنگ را
«پیروزی کامل»
نامید. اما مهمتر
از بحثهای
نظامی، وضعیت
جامعه و
اقتصاد است.
حتی اگر گروهی
از منظر نظامی
خود را پیروز
بدانند، نمیتوانند
چشم خود را بر
واقعیتهای
زندگی مردم
ببندند. معیار
موفقیت یک
حکومت فقط
بقای ساختار
سیاسی نیست؛
بلکه کیفیت زندگی
شهروندان نیز
بخشی از امنیت
ملی و قدرت ملی
محسوب میشود. امروز
بسیاری از
خانوادهها
با مشکلات
معیشتی جدی
مواجهاند. دغدغه
بخش بزرگی از
جامعه دیگر
سرمایهگذاری
و پیشرفت
اقتصادی
نیست، بلکه
تأمین نیازهای
اولیه زندگی
است. خانوادههایی
که توان تأمین
هزینه درمان و
ازدواج فرزندان
خود را
ندارند، یا
برای تعمیر
وسایل ضروری
خانه مانند
یخچال، کولر،
ماشین
لباسشویی،تلویزیون
و خودرو با
مشکل مواجهاند،
چگونه میتوانند
روایت پیروزی
را در زندگی
روزمره خود لمس
کنند؟ß
چرا احمق هااز
جنایتکاران
خطرناک تر
هستند!؟ دو
روز بعد از
اینکه آدولف
هیتلر
صدراعظم
آلمان شد،
کشیش دیترش
بونهوفر، در یک
برنامهٔ
رادیویی به
مردم کشورش
هشدار داد. اما
پیش از آنکه
حرفهایش
تمام شود، پخش
برنامهاش
قطع شد. او
در همان آغاز
کار نازیها
هشدار داد که
هیتلر ممکن
است نه «رهنما»
بلکه «گمراهکننده»
باشد. بونهوفر
تا پایان عمرش
در سال ۱۹۴۵ که بهخاطر
همکاری با توطئهٔ
ترور هیتلر
اعدام شد، در
برابر نازیسم
ایستادگی کرد.
اما نکتهٔ
جالبتر،
نگاه متفاوت
او به ریشههای
این سقوط
اخلاقی و
سیاسی بود. او
در نامهای که
در زندان
نوشت، به این
نتیجه رسیده
بود که مشکل
اصلی، «شرارت»
نبود، بلکه
«حماقت» بود. او
نوشت: «حماقت،
دشمنی خطرناکتر
برای خوبی است
تا شرارت. چون
میتوان در
برابر شرارت
مقاومت کرد،
آن را افشا کرد
یا جلویش را
گرفت. اما در
برابر حماقت،
ما ناتوان
هستیم». او
توضیح میدهد
که فرد احمق،
برخلاف فرد
شرور، اغلب از
خودش راضی است
و بهراحتی
تحریک میشود
و حتی ممکن است
دست به حمله
بزند. بونهوفر
معتقد بود
حماقت، نه یک
نقص هوشی، بلکه
یک ضعف انسانی
است که در
شرایط خاص
سراغ افراد میآید
و مهمتر
اینکه، مردم
اجازه میدهند
که احمق شوند! او
نوشت: «هر زمان
که یک قدرت
بزرگ سیاسی یا
مذهبی ظهور میکند،
بخش زیادی از مردم
را گرفتار
حماقت میکند.
چرا که قدرت،
به حماقت
دیگران نیاز
دارد». او در
جایی دیگر
نوشته: «در گفتوگو
با یک فرد
احمق، انگار
با خود او حرف
نمیزنی،
بلکه با
شعارها و
کلیشههایی
که در او رسوخ
کردهاند
روبهرویی.» و
چهقدر این
جمله آشناست
برای زمانهای
که در آن
بسیاری از
انسانها نه
با فکر مستقل،
بلکه با تکرار
طوطیوار حرف
دیگران،
قضاوت و رفتار
میکنند.ß
حمله
آمریکا به چند
نقطه ایران حمله
آمریکا به چند
نقطه ایران ؛
حمله به پاسگاههای
ساحلی سپاه، فرماندهی
انتظامی و
محوطه
فرودگاه
بندرعباس،
میناب، قشم،
سیریک، آبیک قزوین،
استان تهران و
البرز / حملات
سپاه به پایگاه
های آمریکا در
اردن، کویت و
بحرین / سپاه:
نابودی محل
جنگنده های آمریکایی
در اردن /
آسمان کویت بسته
شد / حملات
پهپادی ارتش
به پایگاه
آمریکا در
بحرین/ تنگه
هرمز کاملا بسته
شد
این برای
دومین شب
متوالی است که
ارتش آمریکا
حملات گسترده
ای علیه ایران
انجام می دهد.
بامداد امروز
برخلاف روز قبل،
نقاطی در عمق
خاک ایران هم
مورد هدف قرار
گرفتند. سپاه و ارتش
هم در بیانیه
هایی گفتند به
پایگاه های
آمریکا در
اردن، کویت و بحرین
حملاتی انجام
داده اند. ارتش
آمریکا
بامداد امروز
حملاتی علیه
چند منطقه در
نقاط مختلف
ایران انجام
داد. 3 نفر در استان
تهران در این
حملات زخمی
شدند. به گزارش
عصرایران، در
واکنش، ایران
هم اعلام کرد
به پایگاه های
آمریکا در
کشورهای
اردن، کویت و
بحرین حمله
کرده است. این برای دومین
شب متوالی است
که ارتش
آمریکا حملات
گسترده ای
علیه ایران
انجام می دهد.
بامداد امروز
برخلاف روز قبل،
نقاطی در عمق
خاک ایران هم
مورد هدف قرار
گرفتند. سپاه و ارتش
هم در بیانیه
هایی گفتند به
پایگاه های
آمریکا در
اردن، کویت و
بحرین حملاتی
انجام داده
اند. همچنین
سپاه از بسته
شدن کامل تنگه
هرمز خبر داد
و گفت 2 کشتی که
قصد عبور بدون
هماهنگی را
داشته اند را
مورد هدف قرار
داده است. ß
ترامپ:
ایران برای
رسیدن به
توافق بیش از
حد تعلل کرد؛
حالا باید
بهای آن را
بپردازد رادیو فردا ۲۰/خرداد/۱۴۰۵ رئیسجمهور
ایالات متحده
روز چهارشنبه ۲۰خرداد
گفت که ایران
برای رسیدن به
توافقی که میتوانست
برایش بسیار
خوب باشد بیش
از حد تعلل
کرد و حالا
باید بهای آن
را بپردازد. دونالد ترامپ
در پیامی در
شبکه اجتماعی
خود، تروث سوشال،
نوشت: «ارتش
ایران کاملاً
در وضعیت
آشفتهای
قرار دارد.
بخش زیادی از
آن، مانند
نیروی دریایی
و نیروی
هوایی، عملاً
دیگر وجود
ندارد؛ آنها
کاملاً شکست
خوردهاند». او افزود:
«ایران فقط
حرف میزند و
عمل نمیکند.
قلدر
خاورمیانه
مُرده است!!! آنها
برای رسیدن به
توافقی که میتوانست
برایشان
بسیار خوب
باشد بیش از حد
تعلل کردند و
حالا باید
بهای آن را
بپردازند!!!» دونالد ترامپ
در این پیام
خود توضیحی
بیشتری
دربارهٔ
«پرداخت بها» و
همچنین آیندهٔ
مذاکرات جاری
میان ایران و
آمریکا نداد،
اما همزمان
فاکسنیوز به نقل
از دونالد
ترامپ گزارش
داد که او «به
صدور دستور
حملات جدید
علیه نیروگاهها
و پلهای
ایران بسیار
نزدیک شده است». رئیسجمهور
آمریکا
دقایقی بعد
نیز در شبکه
اجتماعی خود تروث
سوشیال خطاب
به رسانههایی
که او آنها
را «رسانههای
اخبار جعلی»
میخواند
نوشت که
محاصره دریایی
بنادر ایران
«موفقترین
محاصره در
تاریخ جنگهای
دریایی» و «یک دیوار
فولادی» است و
«هیچ چیز از آن
عبور نمیکند
مگر اینکه ما
بخواهیم»
ابراهیم
والی: ریوایول: ایران
را از نو
بیندیشیم،
سپتامبر ۲۰۲۵ راهی
از دیروز به
فردا نخستین
پیشنویس این
متن در
سپتامبر ۲۰۲۵ نوشته
شد. آنچه
امروز میخوانید،
بازگشت
دوباره به
همان ایدهها
و دغدغههاست؛
نوعی
«ریوایول» یک
بحث بنیادین
دربارهٔ حق
تعیین
سرنوشت، تنوع
ملی و آیندهٔ
دموکراسی در
ایران. تحولات
سیاسی و فکری
ماههای
اخیر، بار
دیگر نشان
داده است که
مسئلهٔ حقوق
ملیتها،
اقوام و حق
تعیین سرنوشت
در ایران نه
موضوعی حاشیهای،
بلکه یکی از
پرسشهای
بنیادین
آیندهٔ کشور
است. در
شرایطی که از
یکسو گرایشهای
محافظهکار و
ملیگرای
افراطی در
بخشی از جریانهای
سلطنتطلب میکوشند
هرگونه بحث
دربارهٔ تنوع
ملی و زبانی را
با برچسب
«تجزیهطلبی»
بیاعتبار
سازند، و از
سوی دیگر
ایدئولوگهای
جمهوری
اسلامی
همچنان بر روایت
تمرکزگرایانه
و یکسانساز
خود پافشاری
میکنند،
ضروری است که
این بحث بار
دیگر به دستور
کار نیروهای
دموکراتیک
بازگردد.ß
دکتر مهدی
روسفید : میان استیلا
و انشقاق از کودتا
تا جنگ، و ضرورت
آشتی ملی بھثابهشرط امکان
آینده
آشتی با
حقیقت؛ نه با فراموشی مقاله دیروز
من با عنوان «میان
استیلا و انشقاق»
و بیوژه اشاره
ام به کودتای
٢٨ مرداد، واکنشھای فراوانی
برانگیخت. برخی
آن را ستودند،
برخی آن را رد کردند
و گروھی نیز اساسا
وقوع کودتا را
انکار نمودند.
اما آنچه بیش از
ھمه توجه مرا جلب
کرد، نه اختلاف
بر سر گذشتهبلکهاختلاف برسر
آینده بود. دسته ای
از مخاطبان با
شدت تمام با مفھوم
«آشتی ملی» مخالفت
کردند. پرسش آنان
ساده اما سنگین
بود: «آشتی با چه
کسی؟ با کسانی
که زندان ساختند،
اعدام کردند، تبعید
کردند و یک ملت
را باین روز انداختند؟» این پرسش
را نمیتوان با
شعار پاسخ داد.
پشت آن درد، خشم،
خاطره و رنج نھفته
است. اما درست درھمین
نقطه است که فلسفه
سیاست آغاز میشود؛
آنجا که انسان
ناچار است میان
آنچه دوست دارد
وآنچه درست است،
تمایز قائل شود.
قرارگاه
خاتمالانبیاء
"توقف
عملیات" علیه
اسرائیل را اعلام
کرد مریم همتی قرارگاه
خاتمالانبیاء
میگوید
عملیات نظامی
علیه اسرائیل
"متوقف" شده
استعکس: Irgc Official Webiste/ZUMA/IMAGO قرارگاه
مرکزی خاتمالانبیاء
از "توقف
عملیات" علیه
اسرائیل خبر
داد. در
اطلاعیه این
قرارگاه که
خبرگزاریهای
داخلی منتشر
کردهاند،
تأکید شده است
که "در صورت
تداوم
تجاوزات و
شرارتها از
جمله در جنوب
لبنان"
نیروهای مسلح
جمهوری اسلامی
حملات خود را
"شدیدتر و
کوبندهتر"
از سر خواهند
گرفت. قرارگاه
خاتمالانبیاء اندکی
پیش در
اطلاعیهای
دیگر مدعی شده
بود که سپاه
پاسداران در
موج جدید
حملات خود
علیه اسرائیل
"ضربات
سنگین،
هدفمند، هوشمندانه
و خسارتبار"
را به اهداف
"مهم و حساس"
این کشور وارد
آورد. ابراهیم
ذوالفقاری،
سخنگوی
قرارگاه
مرکزی حضرت
خاتمالانبیا،
در اطلاعیهای
آمریکا و
اسرائیل را
"دشمنان
بازنده در جنگ"
خواند و هشدار
داده بود که
جمهوری
اسلامی و
"نیروهای
مقاومت" در منطقه
"هرگز سر
تسلیم فرود نخواهند
آورد و در
صورت تداوم
تجاوز و شرارت
با شدت بیشتری
با آنها برخورد
خواهد شد". از سوی
دیگر
علاءالدین
بروجردی،
رئیس کمیسیون
امنیت ملی
مجلس شورای اسلامی،
تهدید کرده
است که ایران
تسلیحاتی دارد
که اگر به کار
بگیرد، "زندگی"
اسرائیلیها
"مختل میشود". سازمان
اطلاعات سپاه
پاسداران نیز
با انتشار
پیامی در شبکه
ایکس مدعی "موفقیت" عملیات
"نظامی،
امنیتی و
سایبری"
شامگاه یکشنبه
علیه اسرائیل
شد.
اگر
جنگ شد، اگر
اینترنت قطع
شد، اگر
دیگه
نتونستیم از
حال هم باخبر
بشیم، اگه
برای هر کدوم
از ما اتفاقی
افتاد
فقط
اینو یادتون
باشه : ما
زندگی رو دوست
داشتیم. ما
طرفدار مرگ،
ویرانی و نفرت
نبودیم. ما
با استبداد
مخالف بودیم
چه داخل چه
خارج.
دل
ما برای مردم
ایران میتپید. برای
کودکی که باید
آینده داشته
باشه ، برای
زنی که باید
بیترس زندگی
کنه، برای
مردی که نباید
زیر بار تحقیر
خم بشه.
ما
زندگی بهتر
میخواستیم. برای
همه بیاستثنا. شاید
آرمانگرایانه
بود. اما
آرمانِ ما،
زندگی بود نه
ویرانی.
اگه
صدامون قطع
شد، بدونید
که تا آخر سمت
زندگی
ایستاده
بودیم...❤️🩹
یک نظریه
(از ح ) به نظرم
نتانیاهو و
ترامپ یک روح
در دو بدن
هستند و با
تقسیم کار پیش
می روند و حرف
اختلاف آنها
کمابیش همه
زرگربازی است. نتانیاهو و
ترامپ می
دانستند که با
حمله به ضاحیه،جمهوری
اسلامی مجبور
به عملی کردن
تهدیدش خواهد
شد تا اعتبارش
در نزد
هوادارانش به
کلی از بین
نرود و طبق
تهدید به شمال
اسراییل حمله
خواهد کرد. پس حمله
اسراییل به
ضاحیه برای
تحریک ایران به
آغاز حمله
انجام شد. ایران به
سختی می تواند
به اسراییل و
یا نیروهای آمریکایی
حمله موثر
کند. تنها
حمله موثر آن
به کشورهای
نفتی جنوب
خلیج فارس
است.اگر
آمریکا از این
پایگاه ها
حمله را شروع
می کرد، ضد
حمله ایران
توجیه داشت.
از طرف دیگر
آمریکا در
مقابل کنگره
برای ادامه
جنگ با مشکل برخورد
می کرد. الان می
توانتد
بگویند ایران
حنله را آغاز
کرده است و در
صورت حمله به
پایگاه های
آمریکا، دیگر
برای شروع و
ادامه جنگ
از،طرف
آمریکا محظوریت
قانونی توسط
کنگره وجود
نخواهد داشت. امیدوارم
آنها که حمله
موشکی به
اسراییل را شروع
کردند، تا آخر
کار را هم فکر
کرده باشند. ظاهرا
اینبار
زیرساخت ها از
اصلی ترین
اهداف حملات
اسراییل اند. باید با
نگرانی منتظر
عاقبت این دور
از جنگ بمانیم. از طرف دیگر
شکستن مکرر
آتش بس توسط
آمریکا و اسراییل،
و ادامه
محاصره
دریایی،
وضعیت فرسایشی
خطرناکی را
برای ایران به
وجود آورده بود. اینکه
ایالات متحده
از بسته بودن
تنکه هرمز بیشتر
نفع می برد یا
ضرر جای تامل
دارد. با توجه به
تولید بالای
آمریکا، برای
اقتصاد ملی
آمریکا بالا
رفتن قیمت
انرژی و فروش
بیشنر تجهیزات
نظامی در اثر
تنش ها،
سودآور است.
تنها مشکل
افزایش تورم و
ایجاد
نارضایتی
میان مردم
آمریکا
از،این سیاست
است. دود بسته
بودن تنگه
بیشتر به چشم
کشورهای نفتی
حوزه خلیج
فارس، اروپا و
آسیا می رود. در برابر
معلوم نیست،
ایران در
برابر فشارهای
اقتصادی و
سایش نظامی
خود و
متحدانش، تا
کجا تحمل
داشته باشد. عدم تعهد
نتانیاهو و
ترامپ به آتش
بس، به ویژه
در لبنان،
سایش تاب آوری
ایران را
دنبال می کرد.
لبنان در جنگ
چهل روزه نشان
نشان داد که
به عنوان خط
مقدم دفاعی
نقش برجسته ای
در مهار تهاجم
آمریکایی-اسراییلی
ایفا می کند.
نابودی
مقاومت در
لبنان، ایران
را در موقعیتی
بس ضعیف تر
قرار می داد. ایران بر سر
دو راهی پذیرش
شکست و توافق
با خواست های
حداکثری
ترامپ، و یا
روشن گردن خط
قرمزهای خود
بود. هر
انتخابی
ناروشنی ها و
خطرات خود را
در پی دارد. اکنون
جمهوری
اسلامی ایران
راه دوم را
انتخاب کرده
است. ایران پر
مخاطره ترین
دوران تاریخ
معاصر خود را
می گذراند.
محمد
آصفی شلیک موشکها؛
آغاز جنگ یا
آخرین فرصت
برای مذاکره؟ دیشب، با
شلیک موشکهای
ایران به
اسرائیل در
واکنش به حمله
اسرائیل به
ضاحیه جنوبی
بیروت، بار
دیگر سایه یک
رویارویی
گسترده بر خاورمیانه
سنگینی کرد.
همزمان،
گزارشها از
تلاش دونالد
ترامپ برای
منصرف کردن
اسرائیل از یک
پاسخ شتابزده
حکایت داشت؛
تلاشی که نشان
میدهد حتی
نزدیکترین
متحدان تلآویو
نیز نسبت به
گسترش دامنه
بحران نگراناند
و بیم آن
دارند که این
چرخه، هرگونه
فرصت برای
دیپلماسی را
از میان ببرد. با این حال،
هنوز برای
نتیجهگیری
قطعی زود است.
خاورمیانه
بارها در
آستانه
انفجار قرار
گرفته، اما
همه بحرانها
الزاماً به
جنگی فراگیر
ختم نشدهاند.
گاه تنشها از
نقطهای معین
عبور کردهاند
و گاه درست در
آستانه همان
نقطه، سیاست
جای میدان را
گرفته استß
شعلهور
شدن دوباره
جنگ در
خاورمیانه:
نقض آتشبس
لبنان و تبادل
آتش میان
ایران و
اسرائیل با ورود
بحران
خاورمیانه به
صد و یکمین
روز خود، تنشها
پس از یک دورۀ
آرامش نسبی و
خوشبینی به
پیشرفتهای
دیپلماتیک،
بار دیگر به
اوج رسید؛ این
درگیری جدید
زمانی آغاز شد
که ایران در
پاسخ به نقض مداوم
آتشبس در
لبنان، به سمت
اسرائیل موشک
شلیک کرد. در
پی این حمله، دونالد
ترامپ با دعوت
طرفین به
خویشتنداری،
به ایران
اعلام کرد که موشکهایش
را شلیک کرده
و حال وقت آن
است که به میز
مذاکره
برگردد و همزمان
از بنیامین
نتانیاهو نیز
خواست تا از
پاسخ تلافیجویانه
خودداری کند.
با این حال،
اسرائیل به
این درخواستها
بیاعتنایی
کرد و حملات
هوایی را علیه
اهدافی در
ایران، از
جمله تهران و
اصفهان انجام
داد؛ اقدامی
که بلافاصله
با شلیک موشکهای
یمن به سوی
اسرائیل
همراه شد تا
جبهه جدیدی در
این درگیری
گشوده شود. منتشر شده
در:
08/06/2026 - 09:28: روزآمد شده
در 08/06/2026
- 14:53 یک
تجمع در ایران
با حضور پررنگ
پرچمهای
ایران و حزبالله
لبنان،
ایران،
یکشنبه، ۷
ژوئن ۲۰۲۶ AP Photo/Vahid Salemi - Vahid Salemi
در برزخ نه
جنگ نه آتشبس صلاح_الدین_خدیو: با حملات
موشکی امشب
ایران به
اسرائیل آتشبس
شکنندهی
موجود بیش از
پیش بیاعتبار
شد. براساس
آنچه تاکنون
شاهدیم، پاسخ ایران
بیش از یک
حملهی
نمادین است.
رگبارهای
موشکی کمتعداد
اما متوالی به
سوی اسرائیل
پیامی خاص دارد. به نظر میرسد
تعداد نسبتا
کم موشکها در
هر رگبار
بخاطر کمکردن
احتمال اصابتها
و نمایش
واکنشی همسطح
با حملهی
امروز به
ضاحیه است. اما پرتاب
موجهای
متوالی و از
پایگاههای
پراکنده در
سراسر کشور بر
آن است که این
پیام را
برساند که
ظرفیت موشکی
ایران مانند
دوران قبل از
جنگ دستنخورده
و پابرجاست. بعید است که
اسرائیل ساکت
بنشیند و
واکنشی نشان
ندهد. حملهی
موشکی جتی
بدون اصابت و
تلفات به
منزلهی
تحمیل معادلهی
جدیدی به تلآویو
و زیر سوال
رفتن
بازدارندگی
آن است. پاسخ
احتمالی
اسرائیل
همزمان با دو
چالش روبروست.
نخست ترمیم
بازدارندگی و
بازترسیم ادراک
استراتژیک
تهران و دوم
حرکت در
چارچوب
ملاحظات
آمریکا مبنی
بر پرهیز از
بازگشت به جنگ
تمامعیار. پویاییهای
این دو هدف
متضاد، تعیین
کنندهی نوع و
سطح واکنش
اسرائیل
خواهد بود. هنوز روشن
نیست که شعلهور
شدن مجدد
درگیریها چه
ارتباطی با
مبادلات
سیاسی روزهای
اخیر دارد.
آیا بازتابی
از بنبست
دیپلماتیک
جاری است؟ اگر اسرائیل
به حملات امشب
ایران جواب
دهد، بدون
همراهی
آمریکا خواهد
بود یا نه؟ اگر به
احتمال قوی
بدون دخالت
مستقیم
آمریکا باشد،
آیا ایران تنش
را به تنگهی
هرمز و
کشورهای عرب
خلیج فارس می کشاند؟ اگر ایران از
تشدید تنش در
جنوب خودداری
کند، از یک
اهرم فشار
موثر برای
کنترل
اسرائیل محروم
میشود. اگر هم مطابق
الگوی روزهای
اخیر عمل کند،
با خطر
فروپاشی کامل
آتشبس نیمبند
کنونی مواجه
میشود. قضیه خیلی
شبیه جنگ
فرسایشی مصر و
اسرائیل در فاصلهی
مارس ۱۹۶۹ تا اوت ۱۹۷۰ شده است. یک
درگیری نصفه و
نیمهی ۱۸ ماهه در
امتداد دو
ساحل کانال
سویز ، اما
پرتلفات و
خونین و در
مواردی همراه
با حمله به زیرساختهای
حیاتی مصر در
عمق خاک آن. نبرد
فرسایشی میانپردهای
طولانی میان
دوجنگ
تمام عیار اما
کوتاه ژوئن ۱۹۶۷ و اکتبر ۱۹۷۳ بود. اگر نه
همین حالا و
به این زودیها،اما
تمام شواهد
حاکیست که
احتمال
بازگشت به جنگی
تمامعیار.
هیچگاه گزینهای
دور از ذهن
نیست.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
Hamid Bagheri, [Jun 4,
2026 at 15:08] از
#لامرد_۷۲۰K بگوییم جنایت
بزرگ و عجیبی
که مغفول واقع
شده آهای
مردم شریف
ایران! لطفاً
دو دقیقه دل
بدهید تا با
هم یک حساب و
کتاب ساده
انجام دهیم.
نیویورکتایمز
گزارش داده
موشک جدیدی
بنام «#PrSM»
که
برای اولینبار
در جهان بر سر
مردم شهر
لامِرد تِست
شده، حاوی ۱۸۰ هزار
ساچمه بنام
«#تنْگِستِن»
بوده است!
البته اگر این
روزنامه
آمریکایی هم
گزارش نداده
بود، در و
دیوار سوراخسوراخ
شهر گواهی میداد!
خب حالا چند
موشک بر سر
مردم لامرد
منفجر شده؟ ۴ تا؛
یعنی میشود
چند ساچمه؟ ۷۲۰ هزار!
جمعیت کل مردم
این شهر کوچک
چقدر است؟ فقط
۳۰ هزار
نفر! یعنی سهم
هر لامردی از
هدیه عمو ترامپ،
میشود ۲۴ گلوله! خب
این سهمیه با
عدالت و بین
تمام مردم شهر
پخش شده؟! نه!
طراحی موشک
جدید آمریکا
طوری است که
قبل از اصابت
و در ارتفاع
حدود ۶۰
متری زمین
منفجر و ۱۸۰ هزار
ساچمه را به
اطراف
پراکنده میکند!
به همین دلیل،
روی زمین هیچ
دهانه برخورد
و گودالی
نیست، اما تا
دلت بخواهد
دیوارها و در
و پنجرهها،
پر از سوراخهای
ریز و درشت
ساچمههاست.
اولی را بر سر
محله مسکونی
ایثار منفجر کرده،
دومی کمی آنطرفتر
و در محله
مسکونی
تُلْخَندَق،
سومی دوباره
سهمیه محله
ایثار بوده و
چهارمی هم
بالای مدرسه
ابتدایی و
سالن ورزشی شهید
نعیمی. یعنی
تمام این ۷۲۰ هزار
گلوله فقط بر
سر محدوده
کوچکی از این
شهر کوچک فرود
آمده است! ß
پاتریس
لومومبا در ساعات
اولیهٔ تاریک
و وحشتناک
بامداد ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۶۱، یک
هواپیمای دیسی-۴ به شدت
محافظتشده
در استان
جداشدهٔ
کاتانگا، در
قلب آشفتهٔ
کنگو، به زمین
نشست. سرنشین
آن پاتریس
لومومبا،
نخستوزیر
منتخب مردم
بود که جرئت
کرده بود در
برابر قدرتهای
امپریالیستی
غرب بایستد،
به همراه نزدیکترین
متحدان سیاسیاش،
موریس امپولو
و ژوزف
اوکیتو. در
طول آن پرواز
طولانی و
جانکاه، این
سه مرد بستهشده
چنان وحشیانه
و پیوسته توسط
زندانبانان نظامی
خود کتک
خوردند که
خلبان خود را
در کابین حبس
کرد تا کاملاً
شاهد آن خشونت
بیحد نباشد.
بعداً همان
شب، هر سه مرد
در برابر درخت
تنومندی در
ساوانی خلوت
نشانده شدند و
توسط جوخهی
آتش زیر نظارت
شدید افسران
بلژیکی اعدام
شدند.
اجسادشان سپس
تکهتکه شد و
در اسید
سولفوریک
غلیظ حل گردید
تا خاطرهٔ
تاریخیشان
کاملاً محو شود. ترور
ناگهانی و
وحشیانهٔ این
رهبر رویایی
کنگو، امواج
عظیم و فوریِ
شوک را در
سراسر قارهٔ
آفریقا
فرستاد و هر
کس را که از
حکومت ضداستعماری
رادیکال او
حمایت سیاسی
کرده بود، به
شدت به وحشت
انداخت. آژانسهای
اطلاعاتی
غرب، با
پشتیبانی
کامل از سوی کنگلومراهای
ثروتمند معدن
اروپا که
عمیقاً برای
کنترل کامل
ذخایر عظیم
اورانیوم و مس
در منطقهٔ
کاتانگا
ناامید
بودند، هدف
اصلی خود را
با موفقیت حذف
کرده بودند.
با این حال،
پاکسازی
خونین و تاریک
جنبش سیاسی
لومومبا به
طرز
باورنکردنی تا
پایان فاصله
زیادی داشت، و
آسمانهای تاریک
بالای قارهٔ
آفریقا قرار
بود ناگهان به
ابزاری
کاملاً نظامیشده
تبدیل شوندß
این آخرین
نامه ی آنتوان
دو سنت-
اگزوپری ( خالقِ
شازده کوچولو)
ست. ( در آلمان
تحت عنوانِ
آخرین پیام
شناخته می شود.) سنت
-اگزوپری آن
را از
فرودگاهِ
صحرایی ی بورگو
، در حوالی ی
باستیا( جزیره
ی کورس) ،
احتمالاً در ۳۱
ژوئیه ۱۹۴۴ ،
پیش از آخرین
پروازِ
شناسایی ی
منتهی به مرگش
نوشته… دالوزِ
عزیزِ عزیز چقدر
مشتاقِ
دریافتِ چند
خطی از شما
هستم! در این
قاره بی تردید
شما تنها
مرادِ من
هستید.خیلی
دلم می خواست
بدانم در مورد
این روز و
روزگار چه فکر
می کنید. من که
درمانده ام. خیال می
کنم شما فکر
می کنید من از
هرباره و در همه
ی امور برحق
بوده ام.چه
تعارفی! خدا کند
اشتباه کرده
باشید. چه خوب
می شد اگر حرفِ
دلتان را می
زدید. من بسهمِ
خودم تا
بتوانم با
تمامِ وجود می
جنگم؛ گرچه در
شمارِ مسن
ترین خلبانان
جنگ در همه
دنیاهستم.سقفِ
سنّی برای
خلبانی ی
جنگنده ی تک
موتوره که من
هدایت می کنم
سی سالگی ست.
تازه در این
اواخر ، در
ارتفاعِ ده
هزارپایی بر
فرازِ شهر ِ
انسی موتورِ
هواپیما از کار
افتاد. درست
همان روزی که
من چهل و
چهارساله شدم!
وقتی داشتم با
سرعتِ لاک پشتی
بر فرازِ آلپ
کژ مژ می شدم
،و خب طعمه ی
بی دردِ سری
برای شکاری
های المانی هم
بودم ، با فکر
کردن به این
که میهن
پرستانِ
کذایی در
شمالِ آفریقا
خواندنِ کتاب
هایم را ممنوع
کرده اند،
لبخندی بر
لبانم
نشست:مسخره
است. ß
دکتر مهدی
روسفید: خطر
یقین؛ از ھیملر
تا سیاست معاصر اپوزیسیون، اراده
و سقوط در توھم تأملی
در اخلاق قدرت
و شکست اتکاء به
بیرون سیاست به مثابه
میدان نفرت اراده،
توھم و فرسایش
یک جامعه آخرین پرواز؛ وداع
با دوستی که از
سرنوشت ملت ھا
میگفت پیمان ابراھیم؛
صلحی نا تمام در
سایه ایران و فلسطین گاھی
تاریخ با صدای
بلند فریاد نمیزند؛
بلکه آرام و بی
صدا مسیر خود را
عوض میکند. پیمان
ابراھیم یکیاز
ھمان لحظه ھا بود.توافقی
که نه فقط چند امضا
بر روی چند برگ
کاغذ، بلکه اعلام
تولد نظمی جدید
در خاورمیانه بود؛
نظمیکه در آن
بخشی از جھان عرب
تصمیم گرفت اصل
قدیمی «اول فلسطین،
بعد رابطه با اسرائیل»
را کناربگذارد
و مسیر دیگری را
انتخاب کند. اما
این پیمان دقیق
برای چه بوجود
آمد ؟اگر بخواھیم
با نگاِه تحلیلی
و مبتنی بر راستی
آزمایی به موضوع
نگاه کنیم، مھمترین
اھداف آن را میتوان
چنین خلاصه کرد: ١ -عادی سازی
روابط سیاسی میان
اسرائیل و برخی
کشورھای عربی ٢ -ایجاد شبکه
ای گسترده از ھمکاریھای
اقتصادی و سرمایه
گذاری ٣ -توسعهھمکاریھای
علمی، فناورانهو اطلاعاتی ۴ -افزایش
ھماھنگی ھای امنیتی
در منطقه ۵ -ایجاد
موازنه در برابر
نفوذ منطقه ای
جمھوری اسلامی
ایران ۶ -شکل
دھی به نظم جدیدی
در خاورمیانه با
مشارکت اسرائیل
و دولتھای عربی در پس این
توافق، تنھا مسئله
روابط دیپلماتیک
قرار نداشت. ھدف،
ایجاد شبکھای از
ھمکاریھای اقتصادی،فناورانه،
اطلاعاتی و امنیتی
بود که بتواند
موازنه جدیدی در
منطقه ایجاد کند.
در این میان، نقش
جرد کوشنر(Kushner Jared ،(مشاورارشِد
و داماد دونالد
ترامپ (Trump Donald ،(در طراحی
و پیشبرِد اینپروژه بسیار
قابل توجه بودß قدرت صبر تأملی
بر خطا، زمان و
توھِم کنترل در
سایه جنگ
چپ؛
روایت
ناتمامِ
رهایی انسان: تأملی
بر انسان،
قدرت و آرزوی
آزادی: انسان
تنها موجودی
است که به
جهانِ موجود
رضایت نمیدهد. او در
برابر سرما
آتش میآفریند،
در برابر
تاریکی چراغ
روشن میکند و
در برابر ستم
مقاومت میکند.
تاریخ انسان،
پیش از آنکه
تاریخ دولتها،
پادشاهان،
پیامبران و
فرمانروایان
باشد، تاریخ
این نارضایتی
خلاق است؛
تاریخ تلاش برای
عبور از آنچه
هست به سوی
آنچه میتواند
باشد. در این
معنا، چپ را
نمیتوان
صرفاً یک
جریان سیاسی
دانست. چپ یکی
از نامهای
تاریخی این
میلِ عبور
است؛ میل
انسان به رهایی
از سلطه، فقر،
تبعیض و بیقدرتی. چپ از
کتابها آغاز
نشد. پیش از
آنکه در نظریهها
نوشته شود، در
زندگی انسانها
وجود داشت. در
اعتراض بردهای
که آزادی میخواست،
در فریاد
دهقانی که
علیه بهرهکشی
برخاست، در
اعتصاب
کارگری که سهم
خود را از
ثروت
تولیدشده
مطالبه کرد و
در مبارزهٔ
زنی که خواهان
برابری بود. به همین
دلیل، چپ را
باید پیش از
آنکه یک ایدئولوژی
بدانیم، بخشی
از تجربهٔ
تاریخی انسان بدانیم؛
تجربهای که
از این پرسش
آغاز میشود: چرا
برخی فرمان میرانند
و برخی فرمان
میبرند؟ß
فرزندان
یزدگرد سوم منبع:
تورج دریایی،
ساسانیان،
صفحات ۱۱۵ و ۱۱۶ فرزندان
یزدگرد سوم[پس
از حملهٔ
اعراب] به شرق
گریختند و از
امپراتورِ
سلسلهٔ تانگ،
به نام
گائوزوُنگ
خواستند که در
جنگ با
مسلمانان عرب
آنها را یاری دهد. پیروز،
فرزند ارشد
یزدگرد سوم،
بین سالهای ۶۵۸
تا ۶۶۳ م
حکومتی با
عنوان «مرکز
فرماندهی
ایران» در زَرَنج
ایجاد کرد.
چینیها او را
شاه قانونی
ایران میشمردند،
تا این که در
سالهای ۶۷۴ و
۶۷۵ م در گذشت
و فرزندش،
نَرسه، در
تبعید پادشاه ایران
شد. پیروز
با مجسمهٔ
سنگیاش نیز
شناخته میشود
که هنوز در
مدخل آرامگاه
گائوزونگ
برپاست و این
عبارت بر آن
نقش شده است:
«پیروز، پادشاه
ایران، سردار
بزرگ
پاسداران
دلیر و بر حق
سلطنتی و فرماندهٔ
کل سپاهیان
ایران.» در آنجا
خاندان ساسان
جایگاه
سلطنتی خود را
حفظ کرده
بودند و
سرداران
نظامی به شمار
میرفتند و
پرستشگاههایی
در تون- هوانگ
(شا-جو) وو - وی
(لیانگ - چو)،
چئانگ - آن
(تأسیس ۶۳۱ م) و
در لویانگ
ساخته بودند و
در کنار دیگر
ایرانیانی میزیستند
که به فعالیتهای
بازرگانی
مشغول یا به
دلیل تهاجمات
مسلمانان به
آنجا گریخته
بودند. پسر
دیگر یزدگرد
سوم، بهرام (در
منابع چینی
آلوهان) کوشید
تا سرزمینهای
از دست رفته
را از
مسلمانان عرب
باز پس گیرد.
گرچه او در
نهایت
موفقیتی به
دست نیاورد… پسر
بهرام، خسرو
(در منابع
چینی جولو)،
که به کمک
ترکان به خاک
ایران حمله
کرد، باز هم
نتوانست
مسلمانان را
شکست دهد و
این آخرین
باری بود که
میشنویم کسی
از خاندان
ساسان قصد باز
پس گرفتن تاج
و تخت ایران
را داشته است. منبع:
تورج دریایی،
ساسانیان،
صفحات ۱۱۵ و ۱۱۶
02. Juni 2026
افشای شاخه مخفی
موساد:«کار ما با
ایران تمام نشده؛تازه
شروع کرده ایم» هنگامیکه
دیوید(ددی)
بارنیارئیس
موساد شد، بازوی
دیگری برای بی
ثبات کردن
ایران
تأسیسکرد. اکنون
رئیس
اینشاخه، که
با نام مستعار "O" شناخته
میشود،آنچه
در پشت پرده
رخ داده است را
فاش میکند:
چگونه مقامات
ارشد رژیم از
بیرون مجبور
به کناره گیری
میشوند«(این
کار ارزانتر
ازترور
آنهاست)»، و
چرا هنوز دلیل
خوبی برای باور
به سقوط رژیم
وجود دارد. نوشته
تای لنعای اسرائیل
هیوم،پنجشنبه
۲۸ مه۲۰۲۶[ ۷خرداد ۱۴۰۵]
Secret
Mossad branch revealed: 'We are not done with Iran. We are just getting
started'
When David (Dadi) Barnea
became Mossad chief, he established another arm to destabilize Iran. Now the head
of the branch, O., reveals what happened behind the scenes: how senior regime
officials are forced out from the outside ("it is cheaper than eliminating
them"), and why there is still good reason to believe the regime will
fall.
By taylnai
Israel Hayom, May 28, 2026 https://www.israelhayom.com/2026/05/28/secret-mossad-branch-revealed-we-are-not-done-with-iran-we-are-just-getting-started/
رستم
قاسمی تقریبا
از همان ابتدا
خاری در چشم جامعه
اطالعاتی
اسرائیل بود.
او در سال۱۹۷۹به سپاهپاسداران
انقالب
اسالمی
پیوست،به
عنوان افسر در
جنگ ایران و
عراق خدمت
کرد،سپس به
فرماندهی یکپایگاه
دریایی منصوب
و در اوایل
دهه۲۰۰۰به یکی از چهره
های مرکزی در
تقویت
نیروهایویژه
نظامیایران
تبدیل شد. پس
از بازنشستگی
از ارتش، او به
عنوان یک
وزیرارشد
دولتی و مشاور
وزیردفاع
خدمتکرد و
به عنوان فردی
نزدیک به رئیس
جمهورابراهیم
رئیسی شناخته
میشد. جای
تعجب نیس تکه
اسرائیلهر
حرکت او را
زیرنظر داشت.ß
https://t.me/TahlilZamane/114111 تحلیل
زمانه, [1 Jun
2026 um 23:23] ولاییون و
تله «ژنرال
های پوشالی»، وقتی
دشمن برای ما
ایستاده دست
می زند! ✍احمد
یغما این روزها
فضای مجازی پر
شده است از
ویدئوهایی با
تیترهای
وسوسه انگیز:
«اعتراف تکان
دهنده ژنرال
سابق ارتش
آمریکا»،
«تحلیل افسر
ارشد موساد از
قدرت خیره
کننده ایران»،
«پیش بینی
تحلیلگر روس
از فروپاشی
قریب الوقوع
غرب» و امثال
اینها اما آیا تا
به حال از خود
پرسیده اید
چرا دشمن باید
تریبون های
رسمی و
غیررسمی اش را
در اختیار
کسانی بگذارد
که علیه خودش
و به نفع ما
سخن بگویند؟
حقیقت تلخ
است: این نه یک
اعتراف، بلکه
یک «فریب سیستماتیک»
و «تله
محاسباتی» است. ۱. مکانیزم
فریب: غرور،
مقدمه سقوط هدف از
وایرال کردن
این کلیپ ها،
ایجاد یک «غرور
کاذب» و «خطای
محاسباتی» در
ذهن تصمیم
گیران و توده
مردم است.
دشمن می خواهد
ما را در مستی
قدرت فرضی غرق
کند تا به جای
اتخاذ
تصمیمات عاقلانه
و اصولی، وارد
«تله تقابل
نابرابر»
شویم. آن ها با
زبان فریب، ما
را به سمت
صخره ای هل می
دهند که سقوط
از آن، خواسته
نهایی
صهیونیسم است ۲. هزینه یک
باور غلط؛ چرا
غافلگیر
شدیم؟ باید با
صراحت و شجاعت
اعتراف کرد:
یکی از دلایل
اصلی که ما
تصور می کردیم
دشمن «جرأت»
حمله به خاک
ما یا هدف
قرار دادن
نمادهای قدرت
ملی ما را
ندارد، همین
تحلیل های
مغلطه آمیز و
فریبنده بود.
ما در تله
«تمجیدهای
دشمن» افتادیم
و بر اساس
همین
ویدئوهای
فریب، باور
کردیم که دشمن
از ما وحشت
دارد! یا مثلا
فلج شده و
توان پاسخ
ندارد. این
«توهم
بازدارندگی»
که توسط خود
رقیب و با
زبان ژنرال
های سابقش به
ما تزریق شد،
دقیقا همان
جایی بود که
راه را برای
ضربات جبران
ناپذیر اخیر
هموار کرد ۳. درس های
تاریخ؛ از جنگ
سرد تا فریب
«عملیات گوشت
لذیذ» این روش
تازه ای نیست.
در جنگ سرد، کگب
و سیا بارها
با استفاده از
«مهره های
نفوذی در نقش
تحلیلگر»،
اطلاعات غلط
را به خورد
رقیب می دادند
تا او را به
سمت هزینه های
کمرشکن نظامی
یا آسودگی
خاطر کاذب سوق
دهند. مثال
تاریخی: در
جنگ جهانی
دوم،
بریتانیا با عملیات
معروف به
«گوشت لذیذ»
(Mincemeat)،
جسد فردی را
با مدارک جعلی
افسر ارشد بریتانیایی
در سواحل
اسپانیا رها
کرد. در آن مدارک،
از زبان
فرماندهان
ارشد
بریتانیا
نوشته شده بود
که حمله قرار
است به یونان
انجام شود، نه
سیسیل! هیتلر
با دیدن این
«اسناد به
ظاهر محرمانه
و اعتراف
گونه»، فریب
خورد، تمام
توان خود را
به یونان برد
و سیسیل را به
سادگی از دست
داد.
- امروز، آن
«جسدهای حامل
خبر جعلی»،
همین ویدئوهای
وایرال شده
ژنرال های
سابق و
تحلیلگران اجاره
ای هستند ۴. تله
رادیکالیسم
هدایت شده وقتی یک
افسر سابق
موساد از شکست
ناپذیری ما می
گوید، در واقع
در حال
«مشروعیت
سازی» برای حمله
سنگین کشورش
به ایران است.
او با بزرگ
نمایی تهدید
ایران، افکار عمومی
جهان را قانع
می کند که
«ایران به
قدری قدرتمند
و خطرناک شده
که باید همین
امروز به آن
حمله کرد». این
یعنی ما با
دستان
خودمان، بنزین
به آتش
پروپاگاندای
دشمن می ریزیم ۵. هشدار: بجای
احساس غرور،
عمق سیاست را
ببینیم سیاستمدار
زیرک کسی نیست
که از تمجید
دشمن خوشحال
شود؛ بلکه کسی
است که بپرسد:
«چرا دشمن می خواهد
من احساس قدرت
مطلق کنم؟»
عناصر ناشناس یا
حتی شناخته
شده ای که
امروز در نقش
«دوست دار
ایران» ظاهر
شده اند،
قطعات پازل
فریب صهیونیستی
برای کشاندن
کشور به یک تقابل
نظامی
نابرابر و
ویرانگر
هستند. آن ها
می خواهند ما
«محاسبات
واقعی» را
کنار بگذاریم
و بر اساس
«توهمات تزریق
شده» تصمیم
بگیریم مخلص کلام: آگاهی،
پادزهر فریب
است. اجازه
ندهیم اتاق های
فکر تل آویو و
واشینگتن با
چند ویدئوی
تقطیع شده و
تحلیل های جهت
دار، برای
راهبرد ملی ما
ریل گذاری
کنند. هرگاه
دیدید دشمن در
حال ستایش
«ماجراجویی
نظامی» شماست،
بدانید که تله
ای بزرگ زیر
پایتان پهن
شده است. #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
https://t.me/TahlilZamane/113995 تحلیل زمانه,
[31 Mai 2026 um
13:27] غزه دوم! ✍#صابر_گل_عنبری جنوب
لبنان که قرار
بود مشمول آتشبس
ایران و
آمریکا باشد؛
اسرائیل طبق
معمول پایبند
نبود و بر شدت
حملات خود
نسبت به قبل
از آن افزود؛
تا جایی که
امروز این
منطقه عملا به
«غزه دوم»
تبدیل شده
است. آنچه
اکنون در این
منطقه میگذرد،
از سیاست
«زمین سوخته»
هم فراتر رفته
است. وضعیت
انسانی رقتباری
حاکم است؛
روستاها و
شهرها یکی پس
از دیگری
ویران میشوند
و تا اینجا
بیش از یک و
نیم میلیون
نفر آواره شدهاند.
خانوادههایی
هم که از جنوب
لبنان به
بیروت و دیگر
مناطق کشور پناه
میبرند، به دلیل
شکافها و
چنددستگیهای
طایفهای و
سیاسی، چندان
مورد استقبال
قرار نمیگیرند
و زیر فشار
قرار دارند. از سوی
دیگر، ارتش
اسرائیل
مناطق بیشتری
را اشغال کرده
و از تصرف
قلعه تاریخی و
راهبردی «شَقیف»
خبر داده است؛
قلعهای که بر
مسیرهای رود
لیتانی و دشت
مرجعیون
اشراف دارد و
حدود ۸۰
کیلومتر با
جنوب بیروت
فاصله دارد. در مجموع،
در حالی که
حزب الله بر
خلاف تصورات
قبلی اسرائیل
ظاهر شد و
اکنون
پهپادهای «FPV» آن به
بزرگترین
تهدید و دردسر
برای آن تبدیل
شدهاند،
اما این رژیم
رفته رفته در
صرافت تغییر جغرافیای
جنوب لبنان و
ایجاد یک
منطقه حائل در
حدود ۵۶۸
کیلومتر مربع
از این منطقه
است؛ مساحتی
نزدیک به یک و
نیم برابر
نوار غزه. واقعیت این
است که یکی از
انگیزههای
آتشبس در جنگ
علیه ایران،
فراهم شدن
امکان تمرکز اسرائیل
بر لبنان بود.
جنگ با ایران
و درگیر شدن
اسرائیل در آن
جبهه باعث شده
بود که با
وجود حملات
سنگین و
روزانه،
نتواند تمرکز
کافی بهویژه
برای عملیات
زمینی در جنوب
لبنان داشته باشد.
ضمن اینکه
حملات همزمان
از لبنان و
ایران، عملاً
بخش بزرگی از
جغرافیای
اسرائیل را
درگیر کرده و
فشار امنیتی و
اجتماعی خاصی
ایجاد کرده
بود. اما آتشبس
نه تنها تنفسی
برای ایران،
آمریکا و
منطقه بود؛
بلکه اسرائیل
نیز از زیر
بار فشار
پیشگفته
بیرون آمد و
تمرکز لازم را
روی جبهه
لبنان پیدا
کرد. همچنین در
پی وخیمتر
شدن شرایط
انسانی و
ویرانی و
آوارگی گسترده
در جنوب
لبنان، این حس
میان مردم
منطقه و
آوارگان در
حال گسترش است
که به حال رها
شده و تنها
ماندهاند.
البته نباید
فراموش کرد که
حتی پیش از ورود
حزبالله به
جنگ در کنار
ایران، جنوب
لبنان همواره
در سطحی هدف
حملات روزانه
اسرائیل بود و
اگر حزبالله
هم وارد این
جنگ نمیشد،
تضمینی وجود
نداشت که
فجایع و جنایتهای
امروز رخ ندهد. در مجموع میتوان
گفت با وجود
تداوم قدرت
آتش حزبالله،
اما سرمایه
ژئوپلیتیک
ایران در جنوب
لبنان در معرض
تهدید وجودی و
به تحلیل رفتن
است. در این میان
هم در حالی که
ایران همچنان
در مذاکرات با
آمریکا بر
شمول لبنان در
هر گونه
توافقی
پافشاری میکند
و آن را از
شروط چنین
توافقی قرار
داده است؛ اما
واشنگتن عملا
با کش دادن
موضوع و مدیریت
وقت فارغ از
دلایل و
انگیزههای
دیگر، عملا در
حال خرید زمان
برای اسرائیل
در لبنان نیز
هست. از این رو،
احتمالا یکی
دیگر از دلایل
تعویق ازسرگیری
حملات علیه
ایران، نیاز
اسرائیل به
زمان بیشتر
برای تمرکز بر
جنگ در جنوب
لبنان باشد؛
تا جنگ در این
منطقه را به
نقطه مطلوبی
رساند. به طور
کلی، جنگیدن
همزمان در
چند جبهه
مطلوب
اسرائیل نیست
و ترجیح میدهد،
در عین ملتهب
نگه داشتن همه
جبههها،
تمرکز اصلیاش
را روی یک
جبهه بگذارد.
#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
مجید روشن
زاده: زنگ خطر در
دانمارک؛
آمادگی برای
دفاع از گرینلند نوک،
کپنهاگ،
واشنگتن، در
سرمای سوزان
زمستان،
ساکنان شهر
نوک، پایتخت
گرینلند،
شاهد ورود
نیروهای
نظامی
دانمارک به
جزیره بودند.
آنچه در ظاهر
یک رزمایش
معمولی با عنوان
«پایداری
قطبی» به نظر
میرسید، در
واقع بازتاب
نگرانیهای
فزایندهای
بود که در پی
اظهارات
دونالد ترامپ
درباره ضرورت
کنترل
گرینلند شکل
گرفته بود. مقامهای
دانمارکی این
رزمایش را
صرفاً یک
تمرین آموزشی
نمیدانستند.
گزارشها
حاکی از آن
بود که کپنهاگ
سناریوهای
اضطراری
مختلفی را
برای مقابله
با هرگونه
اقدام احتمالی
علیه حاکمیت
خود بر
گرینلند
بررسی کرده
است. در
چارچوب این
برنامهها،
نیروهای
اعزامی تنها
با تجهیزات
زمستانی وارد
جزیره نشدند،
بلکه مهمات
ویژه و تجهیزات
پزشکی نیز
همراه آنان
بود. بر اساس این
طرحها، در
صورت بروز
بحرانی جدی،
نیروهای
دانمارکی میتوانستند
باندهای
فرودگاههای
گرینلند را
تخریب کنند تا
از فرود
هواپیماهای
نظامی و
انتقال
نیروهای
بیشتر
جلوگیری شود.
همزمان،
مقادیر قابل
توجهی خون و
تجهیزات
درمانی از
بانکهای خون
دانمارک به
جزیره منتقل
شد تا در صورت
وقوع درگیری،
امکان رسیدگی
به مجروحان
فراهم باشد.
چنین
اقداماتی
نشان میداد
که کپنهاگ
برای نخستین
بار پس از دههها،
حتی احتمال
رویارویی با
نزدیکترین
متحد خود،
یعنی ایالات
متحده، را نیز
در محاسبات
امنیتی خود
وارد کرده است.ß
ایران: آتشبس
در لبنان بخشی
جداییناپذیر
از هر توافق
نهایی برای
پایان جنگ
است؛ واشنگتن
چاره ای جز
توافق ندارد جمهوری
اسلامی ایران
اعلام کرد که
حفظ و اجرای
آتشبس در
لبنان، یکی از
ارکان اصلی هر
توافق نهایی
برای پایان
دادن به جنگ
به شمار میرود.
مقامهای
ایرانی
همچنین تأکید
کردند که
تهران در برابر
تشدید حملات
اسرائیل به
لبنان بیتفاوت
نخواهد ماند و
گزینههای
مختلف برای
پاسخ به این
تحولات را
بررسی میکند. اسماعیل
بقائی،
سخنگوی وزارت
امور خارجه و
عضو تیم
مذاکرهکننده
ایران، اظهار
داشت که آتشبس
در لبنان بخش
جداییناپذیر
هر توافق برای
توقف درگیریها
و پایان جنگ
است. او تأکید
کرد که ایران
از هیچ اقدامی
که در راستای
تأمین امنیت
خود و امنیت
منطقه باشد،
چشمپوشی
نخواهد کرد. بقائی با
اشاره به
تشدید حملات
اسرائیل در لبنان
گفت یکی از
اهداف این
اقدامات، از
بین بردن فرصتهای
موجود برای
پیشبرد راهحلهای
دیپلماتیک و
بهبود شرایط
منطقه است. به
گفته او،
نهادهای
تصمیمگیر در
ایران در حال
بررسی گزینههای
مختلف برای
پاسخ به
افزایش حملات
اسرائیل در
لبنان هستند. وی همچنین
تصریح کرد که
ایران هر
اقدامی را که
برای حمایت از
لبنان در
برابر حملات
اسرائیل لازم
باشد، انجام
خواهد داد و
هشدار داد که
ادامه نقض آتشبس
میتواند به
اقدامات عملی
از سوی تهران
منجر شود. او
اسرائیل و
ایالات متحده
را به نقض آتشبس
متهم کرد. سخنگوی
وزارت امور
خارجه ایران
با اشاره به وضعیت
غزه و کرانه
باختری گفت که
همزمان با ادامه
جنگ در سرزمینهای
فلسطینی،
لبنان نیز با
شرایطی دشوار
روبهرو است و
حاکمیت و
تمامیت ارضی
این کشور
بارها مورد
تعرض قرار
گرفته است. بقائی
همچنین از
سکوت سازمان
ملل متحد و
شورای امنیت
در قبال این
تحولات
انتقاد کرد و
هشدار داد که
ادامه این
روند میتواند
پیامدهایی
فراتر از
منطقه داشته
باشد. او
تأکید کرد که
بیتوجهی به
آنچه ایران از
آن به عنوان
جنایتهای
جنگی یاد میکند،
بر صلح و
امنیت منطقهای
و بینالمللی
تأثیر خواهد
گذاشت. تمرکز
تهران بر
پایان جنگ، نه
پرونده هستهای بقائی
درباره روابط
ایران و
آمریکا نیز
گفت که در
شرایط کنونی
هیچ مذاکرهای
درباره
جزئیات پرونده
هستهای در
جریان نیست و
اولویت اصلی
تهران پایان دادن
به جنگ استß
سعید
پیوندی: قانون
تشدید مجازات
جاسوسی، دشمنی
میان جامعه و
حکومت را بیشتر
میکند / نفیسه
شرفالدینی ماهنامه
خط صلح – پس
از تصویب و ابلاغ
«قانون تشدید
مجازات
جاسوسی و
همکاری با
رژیم
صهیونیستی و
کشورهای
متخاصم علیه
امنیت و منافع
ملی»، بحثهای
گستردهای
دربارهی
پیامدهای
حقوقی، سیاسی
و اجتماعی این
قانون شکل
گرفته است. بسیاری
از منتقدان
معتقدند که
گسترش مفاهیمی
چون «همکاری
با دولت
متخاصم»، «فعالیت
امنیتی» و
«اقدام علیه
امنیت ملی» میتواند
مرز میان
فعالیتهای
مدنی، علمی،
رسانهای و
امنیتی را بیش
از پیش مبهم
کرده و زمینهی
گسترش نظارت،
کنترل و سرکوب
اجتماعی را
فراهم کند. ماهنامهی
خط صلح برای
بررسی ابعاد
جامعهشناختی
این قانون،
تاثیر آن بر
آزادیهای
مدنی، اعتماد
اجتماعی،
خودسانسوری و
امنیتیسازی
جامعه، با
«سعید
پیوندی»،
جامعهشناس
ایرانی و مدیر
مرکز
تحقیقاتی
LISEC-Lorraine در دانشگاه
لورن، به
گفتگو نشسته
است. متن گفتگو
با سعید
پیوندی را در
ادامه میخوانید:
کانال سعید
پیوندیPaivandi, [31 Mai 2026
um 16:56] ادگار
مورن، اندیشه
درهمتنیدگی
و امید در دل
عدم قطعیت سعید
پیوندی ادگار مورن
اندیشمند
فرانسوی در سن
104 سالگی درگذشت.
او معمار اصلی
مفهوم "درهمتنییدگی" (Complexité)
بود. شش جلد
کتاب مهم او
با عنوان روش
(متد) را باید
تلاش عظیمی
برای بسط و
تبیین مفهوم
"درهمتنیدگی"
دانست. اندیشه
درهمتنیدگی
یعنی روشی
برای فهم ژرف
واقعیت که به
جای سادهسازی
و تجزیهٔ
پدیدهها به
عناصر و
متغیرهای
جداگانه، بر
پیوندها،
تعاملات،
تناقضها و
وابستگیهای
متقابل تأکید
میکند.
"طبیعتِ
طبیعت" به فهم
جهان فیزیکی
از طریق رابطهٔ
نظم، بینظمی،
سازمان و نظامها
میپردازد.
"زندگیِ
زندگی" به
تبیین حیات به
عنوان پدیده
خودسامان و
درهمتنیده
اختصاص دارد.
"شناختِ
شناخت" هدف
بررسی چگونگی
شکلگیری
شناخت و
خطاهای شناخت
انسانی را
دنبال می کند
"ایدهها"،
درباره نقش
ایدهها،
ایدئولوژیها
و نظامهای
فکری در زندگی
انسان است.
"انسانیتِ
انسانیت"
نوعی
بازاندیشی در
هویت انسانی
در سه ساحت فرد،
جامعه و نوع
بشر است.
"اخلاق"
کندوکاوی است
درباره نقش
اخلاق در پیوند
ساحتهای
زندگی انسان. سه پرسش
بزرگ در شش
کتاب او وجود
دارد: جهان (طبیعت
و زندگی)
چگونه سازمان
مییابد؟
مورن نشان میدهد
که جهان فقط
از نظم ساخته
نشده، بلکه از
تعامل میان
نظم و بینظمی
شکل میگیرد.
موجودات زنده
نیز نه فقط
ماشینهای
زیستی که نظامهایی
هستند که خود
را بازتولید و
سازماندهی
میکنند. ما چگونه میشناسیم
و میاندیشیم؟
مورن معتقد
است هر شناختی
در معرض خطا،
توهم و
محدودیت است؛
بنابراین
باید خودِ
فرآیند شناخت
را موضوع
شناخت قرار
داد. ایدهها
فقط ابزارهای
ما نیستند؛
گاهی خودِ ما
نیز تحت سلطهٔ
ایدهها و
ایدئولوژیها
قرار میگیریم. ß
https://t.me/TahlilZamane/114001 تحلیل
زمانه, [31 Mai 2026 um 14:29] دو تسلیم در
یک قرن ✍فتانه
هویدا در تاریخ
معاصر ایران،
دستکم دو بار
سرنوشت کشور
در برابر قدرتهای
خارجی به نقطهای
رسید که
حاکمان میان
«مقاومت تا
نابودی» و «عقبنشینی
برای بقا»
ناچار به
انتخاب شدند؛
تصمیمهایی
تلخ که در
زمان خود برای
بسیاری از وطندوستان
بوی تحقیر و
شکست میداد،
اما شاید اگر
گرفته نمیشد،
چیزی جز
ویرانی
گستردهتر
برای ایران
باقی نمیماند. نخستین
بار، در دوران
پرآشوب
مشروطه بود؛
زمانی که
روسیه تزاری
با غرور و
تهدید، اخراج
مورگان شوستر
را از ایران
خواستار شد.
بسیاری از
مشروطهخواهان
این
اولتیماتوم
را توهینی
آشکار به استقلال
ایران میدانستند
و فریاد
مقاومت سر
دادند. آنان
حاضر بودند
برای حفظ عزت
ملی بجنگند،
حتی اگر نتیجه
آن شکست باشد.
اما
ناصرالملک
راه دیگری را
برگزید؛ راهی
که از نگاه
بسیاری بوی
ترس و تسلیم
میداد. او
اولتیماتوم
را پذیرفت تا
شاید کشور از
اشغال و خونریزی
بیشتر در امان
بماند. هنوز
هم تاریخ درباره
آن تصمیم یکصدا
قضاوت نمیکند؛
برخی آن را
ضعف میدانند
و برخی تلخترین
شکل واقعبینی
سیاسی. بار دوم،
ایران در آتش
جنگ جهانی دوم
گرفتار شد.
ارتش متفقین
از شمال و
جنوب وارد
کشور شدند و
ایرانِ خسته و
ناتوان توان
ایستادگی
نداشت. در آن
روزهای
سنگین،
محمدعلی
فروغی در مجلس
شورای ملی متن
پذیرش شرایط
متفقین را
قرائت کرد؛
کلماتی که
برای بسیاری
طعم تلخ شکست
داشت. اندکی
بعد، رضاشاه به
تبعید رفت .
شاید آن
تسلیم، غرور
یک ملت را زخمی
کرد، اما در
نگاه برخی،
مانع از آن شد
که ایران به
میدان ویرانی
کامل جنگ
تبدیل شود. در هر دو
حادثه، ایران
نه از موضع
قدرت، بلکه از
سر ناچاری
تصمیم گرفت.
انتخاب میان
«مرگ با
افتخار» یا
«بقای زخمی»
انتخابی نیست
که بتوان به
آسانی درباره
آن داوری کرد.
شاید به همین
دلیل است که
این لحظههای
تلخ هنوز هم
در حافظه
تاریخی
ایرانیان زندهاند؛
لحظههایی که
در آنها میهن
میان غرور و
بقا سرگردان
ماند.
#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
از هرمس
: تحول
ساختار قدرت تحول
ساختار قدرت
در جمهوری
اسلامی ایران
نه محصول جنگهای
اخیر یا بحرانهای
مقطعی، بلکه
نتیجه روندی
بلندمدت در
گسترش نفوذ
نهادهای
امنیتی و
نظامی است. نویسنده
با تمرکز بر
مسیر سیاسی
محمدباقر
ذوالقدر، او
را نماد نسلی
میداند که در
بطن سپاه
پاسداران،
دستگاههای
اطلاعاتی و
شبکههای
امنیتی پرورش
یافته و
برخلاف نسلهای
پیشین، نیازی
به میانجیگری
میان حوزه
سیاسی و نظامی
ندارد. در این
چارچوب، سپاه
پاسداران از
یک نهاد حافظ
نظام به بازیگری
تبدیل شده که
در سیاست
خارجی،
اقتصاد و
تصمیمگیریهای
کلان نقش
تعیینکننده
دارد. جمهوری
اسلامی
همچنان از
زبان و نمادهای
مشروعیت
روحانی
استفاده میکند،
اما در عمل
بیش از پیش بر
قدرت سازمانیافته
نهادهای امنیتی
تکیه دارد. از این
رو، ایران
امروز نه یک
حکومت نظامی
کلاسیک، بلکه
نظامی است که
در آن هسته
اصلی قدرت در
اختیار
ساختار
امنیتیِ
نهادینهشدهای
قرار گرفته که
از حاشیه به
مرکز سیاست
منتقل شده است.
دکتر
مهدی روسفید: مدیریت بحران؛
تفاوت میان حل
مسئله و جست وجوی
مقصر سالهای زیادی
به این موضوع فکر
کرده ام که تفاوت
اصلیِ ما با بسیاری
از جوامعِ پیشرفته،بویژه کشورهایی
مانند آلمان دقیقا
در چیست. هرچه بیشتر
اندیشیده ام، بیشتر
به این نتیجه رسیده
ام که تفاوت نه
در هوش انسانهاست،
نه در استعداد
و نه حتی در امکانات
و منابع مالی؛
بلکه در شیوه نگاه
به بحران و نحوه
برخورد با مشکلت
نهفته است.
کاستور و
پولکس، آن دو برادر
اسطورهای یونان،
یادآور این حقیقت
اند که وفاداری
گاه از مرگ نیز
ماندگارتر است. میان موج و وطن زندان، زندانبان
و سرنوشت تکرارشوندٔه
ما ھوشنگ ابتھاج،
«سایه »، در یکی از
خاطراتش روایت
میکند کهروزی در سلول
زندان نشسته بود. ناگھان از
جایی در زندان،
صدای محمدرضا شجریان
بلند شد کهمیخواند: «ای ایران،
ای سرای امید...» سایه میگوید
بی اختیار شروع
بهگریهکردم. ھم سلولی
اش با تعجب از او
میپرسد: «چرا گریه
میکنی؟» و او پاسخ
میدھد: ...«برای اینکهشعر این ترانهرا من گفته
ام.» دموکراسی
و شجاعت زیستن
با تفاوت هرچه زمان
میگذرد، بیشتر
به این نتیجه میرسم
که دموکراسی پیش
از آنکه یک نظامِ
سیاسی باشد، یک
فضیلت اخلاقی و
یک بلوغِ فکری
است. انسان، بحران
و تجارت سقوط دیگری بعضی از انسانھا،
بوی فروپاشی را
زودتر از گرگھا
حس میکنند. نهفروپاشی
جسم؛ فروپاشی روح. لحظه ای کهانسان دیگر
خستهتر
از آن است کهبجنگد، زیر
فشار خم شده، در
سکوت فرو رفته
و زندگی اش فقط به نخ
باریکی بند است. برلین، قھوه
و تاریخ قدیمی
«یوبل پرشرھا » (ایرانیھای
ھوراکش) روایتی طنزآلود
از ملتی که یا در
حال نجات دنیاست
یا در حال بهھمزدن آرامش
آن.
برای
اولین بار تدریس
خط زبان فارسی
در سرتاسر
کشور تاجیکستان
در حضور امام
علی رحمان ریس
جمهور
تاجیکستان به
اجرا در آمدو حذف
تدریجی زبان
روسی از فرهنگ
تاجیکستان کلید
خورد 》Amiri《
@OfficialPersiaTwiter
https://t.me/TahlilZamane/114053 تحلیل
زمانه, [1 Jun 2026 um 08:21] رؤیایی که
سرابی بیش
نبود؛ هنگامی
که بغض کسرایی
در شوروی
ترکید این عکس
یادآور
روایتی تلخ و
تکاندهنده
از دیدار این
شاعر مطرح با
استاد محمدرضا
شجریان در
مسکو است که
پرده از
فرجامِ دردناک
آرمانهای
سیاسی برمیدارد.
کسرایی که با
سودای مدینه
فاضله مارکسیستی
به شوروی پناه
برده بود، در
دیداری با خسرو
آواز ایران،
با چشمانی اشکبار
پیغامی
هولناک برای
هوشنگ ابتهاج
(سایه) فرستاد:
«ما فریب
خوردیم؛
اینجا هیچ
خبری نیست!» این
عکس، یادآور
لحظهایست
که شاعرِ «آرش
کمانگیر» در
بنبست غربت،
همسنگرانش
را از ادامه
راهی که به
ویرانی ایران ختم
میشد، منع
کرد. این تصویر
روایتی است از
فرجام تلخ
کسانی که با
امید به وعدههای
پرزرقوبرقند
بیگانگان،
راهی بر
میگزینند که
پایانش جز
سرخوردگی،
غربت و اعتراف
به فریب چیزی
نیست. این
روایت،
هشداری است
برای کسانی که
هنوز دلشان به
شعارهای
بیرونساخته
و نسخههای
بیگانه و ضد
ایرانی بستهاند
که تاریخ
بارها نشان
داده، هر راهی
که در نادانی
از واقعیت
ایران داشته
باشد، به آبادانی
نمیرسد و
پایانش جز
حسرت و ویرانی
نخواهد بود. پاینده ایران
#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
پس از شکست
در ایران، آیا
کوبا به هدف
بعدی دولت
ترامپ؟ روزنامه
بریتانیایی
گاردین در
گزارشی هشدار
داده است که
توجه دولت
ایالات متحده
به رهبری
دونالد ترامپ
به طور
فزایندهای
به سوی کوبا
معطوف شده و
نشانههایی
وجود دارد که
میتواند از
تشدید تنشها
میان واشنگتن
و هاوانا
حکایت داشته
باشد. به نوشته
این روزنامه،
طرح اتهام
علیه رائول کاسترو،
رئیسجمهور
پیشین کوبا،
یادآور
اقداماتی است
که پیش از
رویاروییهای
واشنگتن با
برخی دولتهای
آمریکای
لاتین صورت
گرفته بود.
ایالات متحده
کاسترو را در
ارتباط با
سرنگونی دو هواپیما
در سال ۱۹۹۶
به مشارکت در
قتل شهروندان آمریکایی
متهم کرده و
چندین اتهام
کیفری علیه او
مطرح کرده است. گاردین
معتقد است این
اقدام شباهتهایی
با اتهاماتی
دارد که دولت
ترامپ پیشتر
علیه نیکولاس
مادورو، رئیسجمهور
ونزوئلا،
مطرح کرده
بود؛
اتهاماتی که بعدها
مبنایی برای
اقدامات
تهاجمیتر
واشنگتن قرار
گرفت. همزمان،
گزارشهایی
از سوی منابع
آمریکایی
منتشر شده که
مدعیاند
کوبا بیش از
۳۰۰ پهپاد
نظامی در
اختیار گرفته
است. به ادعای
این منابع،
این پهپادها
میتوانند
پایگاه
دریایی
آمریکا در
خلیج گوانتانامو
را تهدید کنند.
یکی از مقامهای
ارشد
آمریکایی که
نامش فاش
نشده، این موضوع
را «تهدیدی رو
به افزایش»
توصیف کرده
است. با این حال،
گاردین این
ادعاها را با
تردید مینگرد.
به باور این
روزنامه، این
تصور که کوبای
گرفتار بحران
اقتصادی
ناگهان تصمیم
به حمله به
ایالات متحده
بگیرد، چندان
واقعبینانه
نیست. نویسنده
گزارش حتی این
فضاسازی را با
ادعاهای
مربوط به
«سلاحهای
کشتار جمعی»
عراق پیش از
حمله آمریکا
به آن کشور
مقایسه میکندß