Loading
گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 13. Januar 2020 Januar 2020

23. Januar 2020

۰۳ بهمن ۱۳۹۸
سیل در هرمزگان: ۹۵ درصد کشاورزان بیمه ندارند
سیل در مناطقی از هرمزگان جاری شد که به سیستان و بلوچستان نزدیک است. اگرچه میزان آن نسبت به سیل سیستان و بلوچستان کمتر بود اما به بسیاری از زیرساخت‌های ارتباطی و زمین‌های کشاورزی آسیب رساند. در چنین شرایطی ۹۵ درصد کشاورزان در هرمزگان بیمه ندارند و خسارت‌های آن‌ها جبران نخواهد شد. موج جدید بارش در این استان نیز آغاز شده است.

سیل در هرمزگان ـ عکس از آرشیو
بارش باران سیل‌آسا که از شامگاه ۱۹ دی ماه در جنوب و جنوب شرق ایران آغاز شد، سه استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان را تحت تأثیر قرار داد. سیستان و بلوچستان بیشترین آسیب را از سیل دیده است، اما مناطقی از استان هرمزگان، به‌ویژه مناطق نزدیک به سیستان و بلوچستان از جمله شهرستان جاسک نیز تحت تاثیر بارندگی‌های شدید دچار تخریب و خسارت شده‌اند.
زندگی ساکنان برخی شهرستان‌های استان هرمزگان به‌دلیل آب‌گرفتگی شدید مختل شد، به خانه‌ها، زیرساخت‌های ارتباطی و لوله‌های انتقال آب و آبراه‌ها خسارت وارد شد، زمین‌های کشاورزی تخریب و احشام تلف شدند و به محصولات باغی آسیب وارد شد.
استان هرمزگان محصولات جالیزی ایران، از جمله بادمجان، گوجه فرنگی، پیاز و سیب‌زمینی را در فصل زمستان تأمین می‌کند. در مناطق نزدیک به سیستان و بلوچستان نیز کشت موز متداول است.
محمد قاسمی، دبیر نظام صنفی کشاورزی هرمزگان، پنج‌شنبه ۳ بهمن به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت اگرچه هنوز برآورد دقیقی از خسارت‌های وارد شده به بخش کشاورزی صورت نگرفته اما محصولات جالیزی، پیاز، سیب‌زمینی و همچنین باغ‌های موز و نخلستان‌ها تخریب شده و خسارت دیده‌اند.
قاسمی گفت: بیش از ۹۵ درصد کشاورزان در هرمزگان بیمه ندارند و نمی‌توانند انتظار داشته باشند از این طریق خسارت‌های آن‌ها جبران شود.

۰۳ بهمن ۱۳۹۸
چهار محور توافق ترامپ با ایران از زبان هوک
برایان هوک، فرستاده ویژه آمریکا در امور ایران در مصاحبه با شرق‌الاوسط چهار محور توافق جدیدی را که دولت ترامپ و بریتانیا به عنوان جایگزین برجام پیشنهاد داده‌اند مشخص کرد: عدم غنی‌سازی اورانیوم در ایران، پایان آزمایش موشک‌های بالستیک، توقف حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌های منطقه‌ای، پایان سیاست گروگان‌گیری.

یکی از تصاویر ماهواره‌های دیجیتال گلوب از مرکز موشکی سپاه در سمنان
نخستین بار بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا ۱۴ ژانویه/ ۲۴ دی چهار موضوع توقف غنی‌سازی، توقف آزمایش‌های موشک‌های بالستیک و توقف حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌های شبه‌نظامی و همچنین پایان سیاست گروگانگیری را پیشنهاد داده و توافق تازه را به نام ترامپ نامیده بود. جانسون گفته بود طرح ترامپ می‌تواند جایگزین توافق هسته‌ای شود. نخست‌وزیر بریتانیا خواستار کاهش تنش‌ها بین ایران و ایالات متحده شده و گفته بود بریتانیا خواهان درگیری در منطقه نیست. حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی اما بلافاصله این طرح را رد کرد. روحانی ۲۵ دی در جلسه هیات دولت گفته بود:
این آقای نخست‌وزیر در لندن، نمی‌دانم چه جوری فکر می‌کند که می‌گوید برجام را کنار بگذاریم و طرح ترامپی را اجرا کنیم، ترامپ جز نقض عهد و زیر پا گذاشتن قانون و مقررات بین‌المللی چه کاری کرده است؟
هوک در ادامه مصاحبه خود با شرق‌الاوسط درباره توافق ترامپ و ضرورت توقف غنی‌سازی اورانیوم در ایران گفت:
این چیزی است که سازمان ملل پیش از توافق هسته‌ای به آن وابسته بود. این یکی دیگر از معایب توافق است که به قطعنامه سازمان ملل در ممانعت از غنی‌سازی توسط ایران پایان داد. بیش از نیمی از کشورهایی که برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز دارند، دارای [منابع اورانیوم] نیستند. برای نمونه امارات عربی متحده. این بهترین مبنا برای اتکا به ایران است.

برایان هوک: جانشین سلیمانی هم ممکن است به سرنوشت او دچار شود
ببندید

برایان هوک، نماینده وزارت خارجه آمریکا در امور ایران به فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران در مورد فعالیت‌های آتی او هشدار داده است. آقای هوک در مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط گفته است که "اگر [اسماعیل] قاآنی [فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران] همان مسیر کشتن آمریکاییان را دنبال کند، به همان سرنوشت قاسم سلیمانی دچار خواهد شد."
پس از کشه شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران در بغداد، سرتیپ پاسدار اسماعیل قاآنی به فرماندهی این نیرو منصوب شد. او پس از انتصاب به این سمت گفت که همان رویه و برنامه قاسم سلیمانی را ادامه خواهد داد و افزود "هدف نهایی، بیرون راندن نیروهای آمریکایی از منطقه است."

در مصاحبه شرق الاوسط که در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس صورت گرفته، برایان هوک گفت: "هر حمله‌ای به آمریکاییان یا منافع آمریکا با واکنش قاطعانه ما مواجه خواهد شد."
وی گفت "این تهدید جدیدی نیست زیرا رئیس جمهوری همواره گفته است که او قاطعانه از منافع ایالات متحده حفاظت خواهد کرد" و افزود: "فکرمی‌کنم که رژیم ایران هم دیگر درک کرده است که نمی‌توانند به آمریکاییان حمله کنند و نتیجه آن را نبینند."

از چه می ترسیم و از چه باید بترسیم ؟
خشایار_دیهیمی
رک و پوست کنده . همه مان از دستگیری از زندان ازشکنجه می ترسیم . از باتوم خوردن از حمله های وحشیانه از گلوله های پلاستیکی و ساچمه ای و جنگی می ترسیم . اما ترس بسیاری از ماها به همین ها ختم نمی شود ، که اگر می شد قابل فهم بود . ما از کوچکترین چیزهایی که این زندگی خفت بارمان را بیاشوبد زندگی خفت باری که ( به مدد ترسمان ) برایمان رقم رقم زده اند می ترسیم . ما از زندگی کردن می ترسیم . ما ترجیح می دهیم یواشکی زندگی کنیم . ما رویای گریختن از این وضعیت مصیبت بار را داریم ، فقط گریختن و گریختن و فکر نمی کنیم این مصیبت و این خفت ما را تا آن سر جهان هم دنبال خواهد کرد . ما از گفتن حقیقت عیان می ترسیم . اما آیا این ترس ما را در امان خواهد داشت ؟ آیا هرگز از خودمان پرسیده ایم که این ترس می تواند حفاظی برایمان باشد یا به عکس در نهایت همه مان را به ورطه ی نابودی خواهد کشاند ؟ آیا کرامت انسانی مان از این پوست و گوشت و خونمان ارزش کمتری دارد ؟ رک بگویم . من از زیستن تحت حاکمیتی که نه فقط فاسد بلکه از کوچکترین دانش و خرد ، و از آن بالاتر از هر گونه انسانیت و اخلاق و شرفی بی بهره است احساس حقارت می کنم . ......
اما از چه واقعا باید بترسیم ؟ از همینی که به سرمان آورده اند . از اینکه دیگر خودمان نیستیم .از اینکه تن به خفت می دهیم .جنگ ؟ آری جنگ بسیار هولناک است ، هولناکترین پدیده . اما جنگ زمانی در می گیرد که ما دست روی دست بگذاریم تا اینان به نام ما و به کام خودشان هر سیاستی را که می خواهند پیش ببرند . علاج ما تب زدگان فقط پیش خودمان است . همه شان پستند و دروغگو . امروز وزیر خارجه ی دروغگویمان در مجلس سرتا پا فسادمان گفت : البته ما همگی اعتراضات مسالمت آمیز را به رسمیت می شناسیم ! شرم هم نمی کنند . اساس این حکومت بر دروغ های وقاحت آمیز استوار است . فقط یک روز بر طبق قانون به من شهروند یک لاقبا اجازه دهید تا فراخوان بدهم و طومارتان را در هم بپیچم !
سخن بس دراز است ! در گام نخست فقط از دایره ی دروغ خارج شویم و با اندک مرارتی به دایره ی حقیقت بازگردیم . کلید نجاتمان از این زندان فقط در دستان خود ماست !
با پوزش از همه ی آنهایی که بسی پیش از من و ما پا را از این دایره بیرون گذاشتند و به دلیل ترس خوردگی ما تاوان سنگینی پرداختند و آنها استثا از این مای این نوشته هستند - شهروند شرمگین

نقدی بر موضع‌گیری اصلاح‌‌طلبان در وقایع اخیر
صدیقه وسمقی
جریان اصلاح‌طلبی تاکنون نتوانسته انسجام و تشکل یافته، دارای برنامه و راهبرد مشخصی شود. این جریان حتی شعار شناخته‌شده‌ای نیز ندارد و نتوانسته اصولی را برای خود تعریف کند تا در حوادث گوناگون و به ویژه مهم، بر مبنای آن اصول موضع‌گیری کند.
اگرچه تعیین این اصول با توجه به گستردگی طیف اصلاح‌طلبان که مطالبات آنان از بازگشت به مرزهای قانون اساسی که کف مطالبات اصلاح‌طلبی است- تا تغییرات بنیادین در قانون اساسی را در بر می‌گیرد، دشوار به نظر می رسد، اما مهم این است که در این جهت جد و جهد چشم‌گیری نیز از سوی اصلاح‌طلبان دیده نشده است.
تعیین اصول ولو حداقلی می‌تواند به اصلاح‌طلبان هویت بخشیده و کمک کند که در حوادث مهم در جایی بایستند که حداقل، موضع آنان از مواضع جریانات مورد نقد آنان بازشناخته شود. کم‌کاری اصلاح‌طلبان در تشکیل جبهه‌ی واحد و به دور از تنگ‌نظری‌های سیاسی و تعریف اصول و برنامه برای پیشبرد اهداف خود، نه تنها موجب کم سو شدن امیدها به این جریان شده، بلکه گاهی در حوادث مهم بازشناختن موضع آنان را از دیگر مواضع دشوار ساخته است.
مثلا در حادثه‌ی اخیر یعنی ترور سردار سلیمانی طیف وسیع اصلاح‌طلبان موضعی اتخاذ نکردند که شاخص و معرف موضع اصلاح‌طلبی باشد، در حالی که در حوادث مهم نخبگان سیاسی و پیشگامان جریانات باید به گونه‌ای اتخاذ موضع کنند که با اهداف آنان تناسب داشته باشد.
طیف وسیعی از اصلاح‌طلبان به سیاست خارجی جمهوری اسلامی نقدهای اصولی دارند، اما موضع‌گیری آنان در حادثه مذکور معرف موضع سیاسی آنان نبود. این‌گونه موضع‌گیری‌های غیراصولی نه فقط جریان اصلاح‌طلبی را بیش از پیش دچار تشتت و ضعف می‌کند، بلکه موجب تقویت موضع تندروها می‌شود؛ به علاوه در بحران‌های سخت که فرصتی فراهم می‌شود تا حکومت به پشتیبانی مردم احساس نیاز کرده، گامی به سوی مردم بردارد، موضع نادرست اصلاح‌طلبان حکومت را از برداشتن این گام بی‌نیاز می‌سازد، چراکه اصلاح‌طلبان، زودتر این گام را برمی‌دارند و این رفتار در فضاسازی به نفع جریان تندرو مؤثر است.
یکی از کارکردهای گروه‌ها و جریانات سیاسی منتقد حاکمیت، بی گمان واداشتن نهادهای حکومتی به پذیرش مسئولیت به‌ویژه در حوادث و مهم تر از آن، در قبال جان شهروندان است. در این رابطه جریانات منتقد از جمله اصلاح‌طلبان معمولا بسیار ضعیف عمل نموده و در واقع پشت سر حاکمیت حرکت کرده‌اند.
به همین حادثه‌ی ناگوار سقوط هواپیمای اوکراینی بنگرید. به گمان نگارنده با توجه به رفتارهای اولیه‌ی مسئولان و سابقه‌ی رفتاری نهادهای حکومتی در حوادث مشابه، اگر تیم‌های تحقیقاتی دیگر کشورها در ماجرا حضور نداشتند، نهاد مسئول به احتمال قوی مسئولیت این فاجعه را بر عهده نمی‌گرفت. این حاکی از آن است که متاسفانه جریانات سیاسی داخلی به اندازه‌ی جریانات بین‌المللی و حتی رسانه‌های خارجی در مسائل داخلی ایران نقش ندارند.
پس از پذیرش مسئولیت جنایات موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات دولت خاتمی، با پذیرش مسئولیت در سقوط هواپیمای اوکراینی، این دومین بار است که یک نهاد حکومتی رسما مسئولیت واقعه‌ای ناگوار را می‌پذیرد. جریانات منتقد و اصلاح‌طلب جز در رابطه با بیانیه‌ی وزارت اطلاعات، نتوانسته‌اند نقشی در مسئولیت‌پذیر کردن حکومت در وقایع تلخ چهل سال گذشته اعم از وقایع دهه‌ی ۶۰، کوی دانشگاه در سال ۷۸، وقابع ۸۸ ، ۹۶ و آبان ۹۸ ایفا کنند.
به گمان نگارنده گروه‌ها و افراد اصلاح‌طلب در حوادث باید در موضعی قرار گیرند و در جایگاهی بایستند که اولا از موضع مخالف و مورد نقد خویش بازشناخته شوند. ثانیا حاکمیت را حتی الامکان وادار سازند که به سوی مردم گام بردارد و لااقل همانقدر که در موضع‌گیری در مقابل بیگانگان برای بقای خویش محتاط است، در برابر مردم خویش نیز محتاط و خویشتن‌دار باشد. ثالثا لااقل این احساس را در حاکمان ایجاد کنند که برای برخورداری از پشتیبانی باید در سیاست‌های خود تجدیدنظر نماید. رابعا اگر حصول موارد فوق دشوار است، لااقل به گونه‌ای موضع‌گیری کنند که موجب تحکیم سیاست‌های مناقشه‌برانگیز و سخت‌تر شدن نقد و تغییر آنها نشوند.
آنچه بیان شد انتظارات حداقلی از جریانات سیاسی منتقد حاکمیت است.
منبع: زیتون

از برگ ریزان پاییز تا سیلی سرد زمستان
کلمه فرهاد محبی
نارضایتی از حکومت توتالیتر و استبدادی ایران، چیز تازه ای نبوده ‌و نیست. حاکمان این حکومت نامشروع ، هرجا لازم ببینند ، درد و اندوه های محصور در سینه مخالفان را با صدای هولناک گلوله پاسخ می‌دهند.
این خشونت و سرکوب از طرف حاکمیت، قدمتی به بلندای تاریخ کوتاه دو سه دهه اخیر انقلاب دارد.
با این تفسیر اما برگریزان پاییز امسال حکایتی متفاوت بود. محرک اصلی این خیزش عظیم مردمی، فقر مطلق و گسترش بی رویه نابرابری و بی عدالتی بود. گرانی بی حساب و کتاب بنزین، جرقه ای شد تا آتشفشان خفته توده های مظلوم، فعال شود. دیری نپایید که گدازه های آتشفشان قهر ملتی دربند، به خیابان ها ریخت. سیل گدازه های مذاب این آتش فشار مردمی می رفت تا بساط امپراطوری بزرگ مکر و تزویر و دروغ را در خود ببلعد.
دمای این سیل گدازه های مردمی آنقدر بالا بود تا عمال حکومت، بالاترین سطح خشونت را برای کنترل و مهار آن در دستور کار قرار دهند.
تدبیر آنها در نبردی نابرابر، کارگر افتاد و سیل گدازه ها با کشتاری وسیع و کم سابقه، تبدیل به سیل خون شد.
این بار اما سیل خون به ناحق ریخته مردمان بی گناه می رفت تا بساط امپراطوری نامشروع به ظاهر دینی را بردارد و مشروعیت نداشته نظام تا سرحد ممکن تنزل کرده بود.
آتش زیر خاکستر هر آن، بنیان لرزان حکومت را نشانه می رفت اما غائله آبان به ظاهر خوابیده و گارد امنیتی توانسته بود جلوی خشم مردم در مراسم چهلم کشته شدگان را بگیرد تا اینکه به یک باره و در اتفاقی غیرمنتظره ورق به نفع حاکمیت برگشت.سردار نامی سپاه توسط آمریکا ترور شده بود.حاکمیت هم از خدا خواسته، با سوارشدن بر موج احساسات مردم، کار را بجایی رساند که کشته و مجروح شدن چند صد نفر در مراسم تشییع آن اصلا به چشم نیاید.
کسانی که همیشه از طرف حکومت در راستای واخواهی حقوق حقه خود متهم به فریب خوردن از دشمن می شدند این بار به راحتی فریب خود حکومت را خوردند تا جاییکه فضای ملتهب کشور، یکباره تبدیل به همدلی و دوستی ساختگی شد. باطوم زن و باطوم خور دست در دست هم و به نشان اتحاد ملی در کنار یکدیگر ایستادند. انگار نه انگار که تا دیروز حساب چیز دیگری بود و حالا همه چیز را درست شده می دیدند.
فضای غبارآلود آبان و برگ ریزان پاییز، آنقدر تلطیف شده بود که حتی خطای بزرگ کشتن نخبگان در آن خطای قابل بخشش انسانی قلمداد شد. اندک اعتراض دانشگاهیان و عاقلان هم راه به جایی نبرد و تنها در روشن کردن شمع ها خلاصه شد.
در این رهگذر ، رهبر و هم قطارانش که بازی باخته با سوء استفاده از ترور سردار، برای آنها با برد عوض شده بود، فرصت را برای زدن سیلی محکم به مخالفان و مردم بینوا مغتنم شمردند.
عمال نظام حاکمیتی در سایه تبلیغات انحصاری شبانه روزی ، بزعم واهی خویش از طرفی با انتقام سخت به آمریکا سیلی محکم زده بودند و از طرف دیگر حضور میلیونی مردم در مراسم را به نفع خود مصادره و زمینه را برای رستاخیز هواداران و احیاناً فریب خوردگان مناسب دیدند.
بساط تعزیه از طریق تریبون نماز جمعه گسترده شد. رهبر برای خواندن خطبه بعد از سالها اعلام آمادگی کرد. بعد از زدن سیلی خیالی به آمریکا فرصت برای زدن سیلی واقعی به مخالفان داخلی و بینوایان فراهم بود.
با تبلیغات وسیع مقدمات لشکرکشی به بهانه نماز عبادی سیاسی جمعه تدارک دیده شد. جمعه موعود فرا رسید و به تعبیر خودشان اندک اندک جمع مستان در مصلی جمع شدند، مستان ولایی که خود را قیم و نماینده کل جمعیت ۸۵ میلیونی میدانند.
سرانجام ولی امر آمد و با خواندن خطبه ها، سیلی سرد را با قدرت هرچه تمام تر بر گوش سرماخورده ملت مظلوم نواخت.
اگرچه گوش این مردمان به نواختن سیلی سرد زمستان عادت دارد اما این بار شدت نوازش به حدی بود که پرده گوش ها پاره شد. اکنون ما ماندیم و جمود جامعه ای که گوش مردمانش با این پار گی پرده شاید برای همیشه کر شده باشد

 

سایه‌سار, [Jan 15, 2020 at 22:49]
مار خانگی
خبر می‌رسد از استعفا، تحریم، انصراف. در روزهای بلازده و ماتم‌باری که از پی فاجعۀ سقوط هواپیمای اوکراینی بر ایران و ایرانیان می‌گذرد، همه‌کس به فکر استعفا و انصراف است البته به‌جز مسببان اصلی فاجعه: زنگیان مستی که تیغ بر کف دارند و کف بر لب و هیچ گوششان باز نیست که های و های! چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت!
انصراف و استعفا از همکاری با ارگان‌های دولتی جنبۀ نمادین بسیار قوی، درست و قابل ‌تحسینی دارد. هرکس در هر مقامی، چه پزشک و هنرمند و استاد دانشگاه و روزنامه‌نویس و ... با پا پس کشیدن از همکاری با ارگان‌های دولت غیرپاسخگو آیینۀ مسئولیت‌ناپذیری مدیران را پیش چشم آنان می‌گیرد؛ مگر خودکامگان بتوانند با چشم‌های علیلشان، از خلال زنگار سال‌ها تکروی و استبداد، حقیقتی در آن ببینند. نفس اعتراض و تقویت جنبه‌های نمادین اعتراض مثبت و دلگرم‌کننده است، اما وانهادن امور مستقل و دست کشیدن از فعالیت‌های مثمرثمر علمی و اجرایی که به دولت وابستگی ندارد در این وانفسا روا نیست و جز ضربه به نازک‌آرای تن ساق گلی که به جانش کِشته‌ایم ثمری ندارد.
خودکامه جز این آرزویی ندارد که ما همه قلم‌هایمان را زمین بگذاریم، دوربین‌هایمان را خاموش کنیم، سازهایمان را کنار بگذاریم، کرکرۀ دکان‌هایمان را پایین بکشیم، ننویسیم، نخوانیم، همدیگر را گوشه‌وکنار جلسات نقد کتاب در آغوش نگیریم، در عطر رنگ و بوم و قهوۀ منتشر در فضای گالری‌ها راه نرویم، در سینماها با هم نخندیم، در تئاترها با هم زارزار گریه نکنیم، و هرگز، روی دو صندلی پشت یک میز، کنار هم ننشینیم. سال‌ها همین را خواسته است. سال‌ها برای همین برنامه‌ نوشته است: برای ننوشتن ما، برای خزیدن ما زیر پتوهای سرد اشک و یأس، برای رفتن ما، قهر کردن ما، دم‌فروبستگی ما. از سر خشم و نومیدی، به راه تاریکی که خودکامه برایمان گشاده و گشوده نرویم. قلم‌هایمان را زمین نگذاریم، نمایشگاه‌ها را برگزار کنیم، جلسات را لغو نکنیم، حرکات مستقل فرهنگی و هنری و تجاری را تعطیل نکنیم. به جشنواره‌های دولتی نه بگوییم، تسلیم تصمیمات نادرست وزارتخانه‌ای و بخشنامه‌ای و آیین‌نامه‌ای نشویم، اعتراض کنیم و بجنگیم، اما خودمان را به تباهی و مغاکی که خودکامه ما را در آن هرچه فروتر می‌خواهد نکشانیم. بمانیم با هم. چراغ‌هایی را که با روغن روحمان افروخته‌ایم، چون آتش نامیرای زرتشت، روشن بداریم و دست‌به‌دست بگردانیم تا برسد به نسل بی‌نام‌ونشان فردا. کار کنیم و حرف نیما را یاد آوریم، به خودمان، به رفقا و دوستانمان، به همکاران و هم‌قلمانمان:
آنکه می‌دارد تیمار مرا کار من است.
حالا درست یک هفته است عزاداریم. باید کشتگانمان را به خاک بسپاریم و از خاک سیاه بلند شویم. برای صدمین بار. برای هزارمین بار. با زانوهای زخم، با چشمان اشکبار، با ناخن‌های خراشیده از سختی خاک، با دل ریش و کمر‌های دوتا شده. باید سازها را کوک کنیم، نقاشی‌ها را قاب کنیم، قلم‌ها را جوهر کنیم و بنوازیم از درد، بنویسیم از رنج. بروییم، بروییم، بروییم. روییدن ما خار چشم مار خانگی است. خار شویم در چشمشان، تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
https://t.me/Sayehsaar
https://t.me/Sayehsaar/551

راه که بیفتیم!
************
ياداشى از سپيده قليان
*****
پخش اعترافات اجباری تلوزیونی، به عنوان یک ابزار تهدید، فشار و سرکوب، یک سنت امنیتی چهل ساله در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همواره و پس از هر اعتراض، تجمع یا رخدادی، تعدادی بازجو-خبرنگار به خط می‌شوند تا نامستندی در توجیه واقعه بسازند. این نامستندها که احتمالاً شاخص‌ترین نمونه‌ی آن، مستند هویت در توجیه قتل‌های زنجیره‌ایِ قبل و بعد از ۱۳۷۵ بوده است، همیشه بخشی از آنتن صدا و سیما را به خود اختصاص داده است.
هر چند ظاهراً، آنچنان که در قضیه‌ی دروغ بزرگ سقوط هواپیمای اوکراینی، موکداً ثابت شد، این نه فقط متهمان و محکومان و زندانیان سیاسی، که مسئولین حکومت هم می‌توانند سوژه‌ی نامستندها باشند!
بخش عمده‌ی ما، شاید تصور کنیم که تمام مردم ایران، این شانتاژهای خبری را نادیده می‌گیرند و از روی آن‌ها عبور می‌کنند. اما متاسفانه چنین نیست. تکرار و تکرار و تکرار، در دروغگویی‌های امنیتی، می‌توانند عوامل پروپاگاندا و جنگ روانی‌ای باشند که در دراز مدت، به شکلی حقیقی، به باورهای بدنه‌ی مردم معترض و جان به لب آمده آسیب بزنند. به ویژه برای کسانی که در شهرهای کوچک‌تر زندگی می‌کنند، این نامستندها می‌توانند زندگی را تلخ و مختل کنند.
اما دیگر دوران برنامه‌ی هویت گذشته است. این تنها نهادهای امنیتی نیستند که می‌توانند تریبون داشته باشند و یک‌طرفه حرف بزنند. تمام قربانیان اعترافات اجباری امکان، حق و حتی وظیفه دارند در مورد این نامستندها سکوت نکنند. این ابزار سرکوب و فشار و تهدید، باید ناکارآمد و مختل شود.
من، به سهم خودم، قدم اول را با شکایت از آمنه سادات ذبیح‌پور و صدا و سیما و مدیر بخش خبری بیسا و سی برداشتم. شکایتی نه از سر اعتماد به قوه‌ی قضاییه، یا امید به رسیدگی، بلکه از موضع برداشتن یک قدم رسمی برای اخلال در بازی خطرناک بازجو-خبرنگارها. اما این تنها قدم اول است و آخر کار نیست.
بار دیگر از همه‌ی آنان که به هر نحو از نامستندهای نهادهای امنیتی آسیب دیده‌اند و قربانی این سرکوبِ ظاهراً با کلاس هستند، می‌خواهم حرف بزنند. بگویند که چه شد و چگونه شد. از آنچه که پشت دوربین گذشته است حرف بزنند و دیوار دروغ را فرو بریزند. این سد را باید شکست. همه‌اش که نباید ترسید. راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد.

ادبیات تجاوز جنسی' در تریبون های حکومتی ایران
(
قسمت اول)
حسین باستانی
"
خانمی که میای فراخوان می‌زنی، می‌دونی دست امثال عبدالمالک ریگی به تو و دخترت و کَس‌وکارت می‌رسید [چی می شد]؟ شاید هم خوشت می‌اومد، شاید هم دوست داشتی..."
این اظهارات، اخیرا از یکی از شبکه های صداوسیما خطاب به رخشان بنی اعتماد کارگردان و فرزندش باران کوثری بازیگر سینمای ایران پخش شد. گوینده، محمدصادق کوشکی یک استاد نزدیک به حکومت بود که دعوت خانم بنی اعتماد برای بزرگداشت عمومی جانباختگان سقوط هواپیمای اوکراینی را -که با فشار وزارت اطلاعات لغو هم شده بود- نمی پسندید.
استفاده از استعاره "تجاوز جنسی" در رسانه های رسمی برای حمله به منتقدان سیاست های حکومت ایران، اتفاق جدیدی نیست.
به عنوان نمونه از زمان شروع حضور منطقه ای سپاه پاسداران در سوریه، بسیاری از مدافعان سپاه در مقابله با منتقدان این حضور در کشور، همین استعاره را به کار گرفته اند؛ عمدتا با معرفی منتقدان به عنوان "بی غیرت" هایی که مشکلی با ورود داعش به کشور و تجاوز به نوامیس ندارند

/Iranische Gemeinde in Deutschland e.V.

IGD w Trautenaustr. 5 w Pangea-Haus w 10717 Berlin
بیانیه مطبوعاتی

بار دیگر اندوه و درد بی پایان، دامان و جان زخم خورده مردم هماره ستمدیده و رنجدیده ایران را فراگرفت. اینبار آتش

پدافند هوایی کشور تحت فرماندهی سپاه پاسداران با سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکرائینی، خانواده های ۱۷۶ انسان بیگناه و شریف ایرانی و شماری از شهروندان کشورهای دیگر و در پیامد آن بخش بسیار بزرگی از مردم ایران را در سراسر جهان به سوگ نشاند.

متاسفانه مسئولین نظامی و سیاسی این واقعه بر آن بودند که در امتداد سیاست همیشگی خود همچون رویدادهای خیزش آبان ماه امسال اینبار نیز حقیقت و چگونگی وقوع این فاجعه غمانگیز و جانکاه را پنهان کنند و بی تردید اگر فشارهای بین المللی نبود، احتمالا مسئولیت این اشتباه غیر قابل گذشت را نیز هرگز نمیپذیرفتند.

جامعه ایرانیان در آلمان بدین مناسبت به خانواده ها و بازماندگان جانباختگان این فاجعه ملی و به تمامی ایرانیان در سراسر جهان صمیمانه تسلیت میگوید و خود را در این اندوه بی پایان شریک و در کنار آنان میداند. ما همراه با خانواده ها و بازماندگان داغدار و ده ها میلیون ایرانی دیگر -از جمله هزاران ایرانی نگران ساکن آلمان- و همچنین هم صدا با سازمانها و کنشگران پرشمار حقوق بشری، خواستار رسیدگی شفاف و هر چه زودتر به این رویداد دلخراش و مجازات مسئولین آن هستیم و هرگونه سرکوب و بازداشت معترضین روزهای اخیر را شدیداً محکوم می کنیم.

ملت بزرگ ایران خواستار و شایسته آزادی، دمکراسی، حکومت قانون، عدالت اجتماعی، نگاهداری از یکپارچگی سرزمینی (تمامیت ارضی) وصلح و همزیستی مسالمت آمیز با همه مردم و کشورهای جهان است. ما از این خواستهای مشروع مردم ایران پشتیبانی می کنیم و آرزوی پیروزی و بهروزی آنان را در این راه دشوار، پیچیده و سنگلاخی که سالیان درازی است در آن گام نهاده اند، داریم.

هیات مدیره جامعه ایرانیان در آلمان

تشکیل سه پرونده قضایی علیه حسین کروبی
محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، خبر داد که نهادهای امنیتی برای حسین کروبی، برادرش، سه پرونده تشکیل داده‌اند.
محمد تقی کروبی در مصاحبه با رادیو فردا خبر داد که برای برادرش به دلیل نامه‌های پدرش به رهبر جمهوری اسلامی و حسن روحانی، دو پرونده تشکیل شده است.
وی همچنین گفت که برای برادرش یک پرونده دیگر به دلیل امضای نامه ۷۷ فعال سیاسی درباره سرکوب معترضان آبان تشکیل شده است.
به گفته محمدتقی کروبی، برادرش روانه انفرادی شده و تحت بازجویی قرار دارد.
آقای کروبی همچین اعلام کرد که برادرش با قرار بازداشت در انفرادى و بازجوی وزارت اطلاعات دولت روحانى در کنار دیگر دستگاه امنیتى برای اخذ اقاریر کذب وی را تحت فشار قرار داده‌اند.
مقام‌های دولت حسن روحانی و مقام‌های قضائی جمهوری اسلامی هنوز واکنشی به این اظهارات نشان نداده‌اند.
حسین کروبی صبح روز ۲۴ دی ماه پس از مراجعه به زندان اوین بازداشت شده بود. او اسفند ۱۳۹۵ به دلیل انتشار نامه پدرش به حسن روحانی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. گفته شده بود بازداشت نیز برای اجرای این حکم صورت گرفته است.
با این حال محمد تقی کروبی گفته بود ماموران امنیتی محدودیت‌هایی اعمال کرده‌اند که دلیل آن‌ها به‌خاطر نامه جدید مهدی کروبی به رهبر جمهوری اسلامی است.
مهدی کروبی ۲۱ دی در نامه‌ای به علی خامنه‌ای با اشاره به ماجرای شلیک موشک سپاه به هواپیمای اوکراینی نوشته بود هیچ یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید.
آقای کروبی همچنین نوشته بود که مسئولیت مستقیم دیگر رخدادها از جمله فقدان رسیدگی دقیق به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، تقلب در انتخابات و سرکوب خونین معترضین۸۸ ، سرکوب معترضین ۹۶ و نهایتا مردم به ستوه‌ آمده در ماجرای افزایش قیمت بنزین در آبان ۹۸ برعهده رهبر جمهوری اسلامی‌ست

محسن رنانی:
نگارش کتاب اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران‌ را به صورت محرمانه دقیقا ۱۱ سال پیش (تیر ۸۴) آغاز کردم و در میانه سال ۸۶ به پایان بردم. در تابستان ۸۷ دوباره آن را ویرایش کردم و سرانجام در ۱۳ مهر ۸۷ پنج نسخه از آن را تکثیر و برای پنج مقام عالی کشور فرستادم. نسخه رهبری را تقدیم آقای ناطق نوری کردم (با پیگیری دکتر حسن سبحانی، دیدار ما در دفتر بازرسی رهبری انجام شد و من نزدیک به یک ساعت درباره پیام کتاب توضیحاتی دادم). برای اطمینان، نسخه‌ای را هم از طریق دکتر سیدمحمدرضا بهشتی برای رهبری فرستادم. دکتر بهشتی بعداً گفت که شخصاً خدمت رهبری رسیده و کتاب را تقدیم کرده است و نظریه اصلی کتاب را هم خیلی خلاصه خدمت ایشان توضیح داده است و اجمالاً گفت که رهبری با نظریه مطرح شده این کتاب موافق نبوده‌اند

کابوس های یک کابوس ساز
نگاهی به مستند بهمن مقصودلو بهرام بیضایی، موزاییک استعاره ها
بهرام بیضایی، در تازه ترین فیلم مستند بهمن مقصودلو، در مصاحبه ای کم نظیر، از کودکی اش، کابوس هایش و استبداد می گوید و در برابر دوربین اشک در چشمان اش حلقه می زند. او در بهرام بیضایی، موزاییک استعاره ها یک عمر کار خود را در یک جمله چنین خلاصه می کند: من راجع به کابوس های خودم فیلم ساختم.
مقصودلو برای روایت نوجوانی و جوانی بیضایی به سراغ دوست قدیمی اش اسماعیل نوری علا می رود. در کل مستند تنها یک جمله از نوری علا درباره بهایی بودن بیضایی شنیده می شود. بیضایی بدون اشاره به این موضوع از کشیده شدنش به سالن تاریک سینما می گوید: در‌ سالن سینما تفاوتی میان مردم نبود اولین بار زن‌ را در سینما دیدم سالن سینما جایی بود که می شد از بیرون به آن پناه آورد.
مقصودلو اشاره مستقیمی به این موضوع نمی کند تا خود بیضایی بگوید فیلم سفر به شکلی تصویری از خودم است، این دو‌ بچه ای که می دوند و از سوی جامعه تهدید می شوند، این تهدید را در دوره مدرسه تجربه کردم.
مقصودلو مختصری از فعالیت های مهم ادبی و نمایشی بیضایی می گوید تا به کابوس های سینمایی اش بپردازد. بیضایی فیلم غریبه و مه را ترکیبی از کابوس هایش و تعزیه توصیف می کند.

دکتر حسن بلوری ۱۹ ژانویه ۲۰۲۰
اصلِ علیّت ؟


Principle of Causality?
چکیده:
اصلِ علیّت بیان از رابطه‌ی خاص بین رویدادها دارد.
ساده‌ترین شکل آن رابطه‌ی بین دو رویداد، علت و معلول، است که در آن معلول نتیجه‌ی علت ‌انگاشته می‌شود. اما این انگاشت متکی بر چه برهانی است؟ آیا می‌توان صحت آن را اثبات نمود؟ و یا آیا آن تنها یک انگاشت متافیزیکی است؟
اصل علیّت در درجه‌ی نخست نیازمند شناخت دقیق از علت است. آیا امکان شناخت دقیق از علت وجود دارد؟ چنانچه پاسخ منفی باشد، که هست، راه حل چیست؟ آیا می‌باید اصل علیّت را کنار گذاشت؟ و یا اعتبار آن را محدود شده دانست؟ اصولاً، آیا نباید اتفاق و احتمالات مبنا باشند؟
انصراف از اصل علیّت معنائی جز چشم‌پوشی از هر نوع فعالیت و پیشرفت علمی ندارد. چرا که تجربه نشان داده است که دست‌آوردهای علمی، به‌ویژه در علوم پایه، بدون بهره‌جوئی از اصل علیّت غیرممکن است.

مطالب شماره ۱۷۷ سایت ۱۰ مهر ـ ۳۰ دی ماه ۱۳۹۸ ـ به قرار زیر است:
۱ــ
مجله خبری کاوه ـ شماره ۸ ـ ۳۰ دی ۱۳۹۸
۲ــ
همدستی در سنگین‌ترین جنایات
۳ــ
دلارهای صندوق ذخیره فدرال ـ‌ اصلی و جعلی
۴ــ
تورم در سال ۱۳۹۹
۵ــ
مجله خبری کاوه ـ شماره ۷ ـ ۲۴ دی ۱۳۹۸
۶ــ
مجله خبری کاوه ـ شماره ۶ ـ ۲۱ دی ۱۳۹۸

توفان
برعلیه جنگ افروزی ومداخلات امپریالیسم آمریکا درخاورمیانه بپا خیزیم
فراخوان(دوم)
برعلیه جنگ افروزی ومداخلات امپریالیسم آمریکا درخاورمیانه بپا خیزیم!
www.toufan.org

Bis 13. Januar 2020