Loading
گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 26. Oktober 2020 Juni 2021

10. Juni 2021

این یک انتخابات نیست
امین بزرگیان
‏این یک انتخابات نیست. با مشارکت عده‌ای یا بیرون آمدن کسی جز کاندیدای نظام این موقعیت تبدیل به انتخابات نمی‌شود. سؤالی مطرح می‌شود: مگر در گذشته با حجم گسترده حذف‌شدگان ما با انتخابات روبرو بودیم؟ نه. وضعیت حاضر از حیث فلسفه سیاسی فرقی با دوره‌های قبل ندارد. در گذشته هم انتخابات نداشتیم.
‏تفاوت تنها از حیث جامعه‌شناسی سیاسی است. در گذشته ما شاهد وجود یک تصمیم جمعی برای حضور سلبی بودیم که افراد را به تصمیم برای مشارکت می‌کشاند. این تصمیم از کجا آمده بود؟ مهم نیست، مهم نفس حضور مردم در انتخابات بود.
در دوره پیش رو گویا دیگر هیچ چیزی وجود ندارد، نه از حیث فلسفی و حقوقی و نه از حیث جامعه‌شناختی و روان‌شناختی. حتی «حضور» هم وجود ندارد. نا‌-انتخابات چه بسیار نا‌-انتخابات. نه معنایی ذاتی و اخلاقی در آن وجود دارد نه معنایی اجتماعی و استراتژیک.
سخن من توصیه به حضور یا تحریم انتخابات نیست، بلکه تأکید بر این است که ما بطور مطلق تنها با تصویر انتخابات روبرو هستیم. این یک انتخابات نیست

گردن‌کشی و سربلندی
محمدرضا نیکفر –این نوشته در باب ضرورت داشتن عزّتِ نفس است اگر بخواهیم از وضع حقارت‌بار کنونی رها شویم. سخن می‌رود درباره سیاست و فرهنگ عزّتِ نفس، آن هم به نظر به موضوع رأی‌گیری برای گزینش از میان صالحان منتخب رژیم.
محمدرضا نیکفر
۱۹ خرداد ۱۴۰۰
شرکت نکردن در رأی‌گیری موضع درستی است. منتقدان می‌گویند نباید به انتخابات پشت کرد. اما همین که این مراسم را با نام درست آن بخوانیم – رأی‌گیری، نه انتخابات – دیگر این بحث از موضوعیت می‌افتد که آیا تحریم انتخابات درست است یا نه. بنابر این سخن منتقدان، نامربوط به موضوع پیش رو است.
نکته این است که می‌خواهند برای منتخبان خودشان رأی بگیرند. و ما نباید به این تحقیر تن دهیم.
ممکن است با این پرسش مواجه شویم که: آیا تا زمانی که نظام دموکراتیکی برپا نشده، نباید در انتخابات شرکت کرد؟ آیا در موقعیتی نباید دست از منزه‌طلبی شست و با شرکت در رأی‌گیری در شرایط استبدادی رأی کاندیداهای اصلی نظام را شکست و از این راه بازی‌شان را بر هم زد؟
تجربه‌ی بحران دیکتاتوری‌ها در نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که در مقاطعی ممکن است استفاده از امکان‌های مجاز لازم باشد. در همه‌ی نمونه‌ها از تجربه‌های گذار، شاهد نوعی از گشایش هستیم که به قدرت حاکم تحمیل شده است، گشایشی که جنبش دموکراتیک با خودآگاهی، عزّتِ نفس و به شکلی کنترل‌شده از آن استفاده کرده است. در این نمونه‌ها قدرت حاکم به کنج میدان مبارزه رانده شده، و مردم حرکتی را آغاز کرده‌اند تا از موقعیت حقارت و صغارت به درآیند. اکنون چنین وضعی موجود نیست. ولایت است که می‌خواهد مردم را بشکند، نه مردم او را.
نباید تن به تحقیر داد.<<<<

نقش ابراهیم رئیسی در دوره انتقالی دادستانی تهران از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵

ایرج مصداقی – موضوع این نوشته بررسی نقش ابراهیم رئیسی در دوره‌ی انتقال قدرت در دادستانی تهران از لاجوردی و مؤتلفه به نیروهای جایگزین در سال ۱۳۶۳ و بررسی همدستی او با جنایتکاران در دادستانی انقلاب اسلامی مرکز است.


چرا همتی را بزرگترین خطر برای دموکراسی‌خواهی می‌دانم؟

آرمان امیری
منبع: کانال «مجمع دیوانگان»
در آستانه انتخابات ۹۲، تحلیل من و برخی دوستان این بود که جنبش سبز، بلوغ نهایی جنبش اصلاحات است، جایی که جنبش به صورتی اجتماعی درآمده و اصلاحات را در فرم جامعه‌محور خود دنبال می‌کند؛ اما با توجه به تحریم‌های بین‌المللی و فشاری که بر جامعه وارد شده بود، گمان می‌کردیم شرکت در انتخابات و جلوگیری از انتخاب جلیلی یک اولویت کوتاه مدت است. امید ما این بود که هرکسی بجز جلیلی رییس جمهور شود تا در توافق با غرب فشار تحریم‌ها را از دوش جامعه کم کند؛ ما هم در فضای مساعدتری جنبش خود را پی بگیریم. هر دو وجه این تحلیل اما در عمل شکست خورد!

جانماز آب کشیدن برای گدایان سامره
جوان‌ترها شاید به یاد نیاورند که آیت‌الله روح‌الله خمینی، پدر و رهبر انقلاب اسلامی یا شاید بتوان گفت ضدانقلاب مشروعه‌خواه در تمامی سال‌های فعالیت سیاسی‌ خود -لااقل تا آستانه انقلاب- هرگز از جمهوری و جمهوری‌خواهی سخن نگفته بود. سیاسی‌ترین کتاب او زیر عنوان «حکومت اسلامی» عرضه شد. در بسیار نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش نیز از «سلطنت الهی» سخن می‌گوید.

نهادینه شدن «فریب» و ابتذال «مفاهیم» نزد نامزدهای ریاست‌جمهوری
یلدا امیری
هانریش بل، نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل، گفته است «بعد از هیتلر همه‌ی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است… اما یک چیز نابودشده هم بود که فقط ما روشنفکران آن را می فهمیدیم و آن خیانت هیتلر به  «کلمات» بود. خیلی از کلمات شریف دیگر معانی خودشان را از دست داده بودند، پوچ شده بودند، مسخره شده بودند، عوض شده بودند، اشغال شده بودند. کلماتی مانند آزادی ، آگاهی ، پیشرفت ، عدالت
به جز آسیب‌های عینی به جا مانده از جمهوری اسلامی بر ایران، نظام طی ۴ دهه اخیر عامل تهی کردن بسیاری از کلمات از معنی آنها در عرصه عمومی و به ابتذال کشیدن مفاهیم بوده است. از ترم‌هایی مانند «جمهوریت» که از همان ابتدا با «اسلام» ترکیب شده و از نگاه بسیاری یک ترکیب نامتجانس ساخت تا مقولاتی مانند انتخابات و حتی اصلاحات و این اواخر هم امنیت و  این روزها هم «مناظره» و «رقابت».
در مسیر این بی‌معنی‌سازی نظام و کارگزارانش از هر ابرازی استفاده و یا به عبارت بهتر سواستفاده کردند. از نهادهایی حاکمتی و امکانات مادی و معنوی که در اختیار داشتند تا حتی نهادهای مدنی مردم‌ساز که به هزار زحمت و زیر ضرب نهادهای امنیتی خود را سرپا نگه می‌دارند و کج دار و مریز پیش می‌روند. نهادهایی مانند جمعیت امام علی که قدشان از استانداردهای نظام بلندتر شده بود. در آستانه انتخابات مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محمل خوبی برای وعده‌هایی است که تنها کاربرد تبلیغاتی دارند.<<<<

انتخابات ۱۴۰۰ - دومین مناظره انتخاباتی: تاکید مهرعلیزاده بر ۶ کلاس درس‌خواندن ابراهیم رئیسی

در دومین مناظره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ که به برنامه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اختصاص داشت، کاندیداها بدون شرح روشنی از برنامه‌های خود در این زمینه‌ها، تلاش کردند توجه اقشار مختلف جامعه از جمله اقوام، مذاهب، زنان، کارگران، و اقشار آسیب‌پذیر و کم‌برخوردار را جلب کنند که هم‌زمان واکنش‌های شهروندان در فضای مجازی را در پی داشت.

 

تصمیم گرفتند کوه را صاف کنند که تصویر رهبری صاف شود!
یاسر عرب
حدودا ۱۵ سال پیش رهبری آمدند به شهرستان ما (همون سفرهای استانی معروف) ادارات دولتی هم که خیلی احساس شدید تکلیف داشتند به غیر چاپ هزاران بنر و پوستر و پلاکارد از تصویر و شعار و پرچم و… که معمول و مرسوم این نوع استقبال‌ها هستش تصمیم گرفتند یک کار ویژه‌ای کنند که در ذهن همه برای همیشه ماندگار بشه…
برای همین طی یک تصمیم انقلابی بر آن شدند که یک بنر مخصوص سفارش بدهند که در کشور مسبوق به سابقه نباشد (اینطور یادم هست که چند تکه و به هم وصل می شد تا تصویر صورت رهبری کامل بشه چون اصلا دستگاهی که بتونه چنان عرضی چاپ کنه وجود نداشته و ندارد) گمانم چیزی در حدود چهل متر در سی متر!
خلاصه بنر به هر مکافاتی بود چاپ و سر هم شد … اما وقتی بنر باز شد همه با یک سوال اساسی مواجه شدند! اینکه خوب این چنین تصویر عظیمی رو حالا کجا باید نصب کرد؟ ما که اصلا چنین ساختمان یک پارچه ای توی شهر نداریم!
حالا چه کارش کنیم؟
بعد جلسه‌ی همفکری گذاشته و نتیجه اینکه با چند شرکت داربست هماهنگ و یک داربست عظیمی در میدان مرکزی شهر بر پا کردند تا که این بنر رو بشه روی اون نصب کرد!
داربست عظیم که نصب و سر هم شد بعد دیدند خوب حالا کی میخواهد این بنر عظیم رو در اون ارتفاع و با اون سختی روی اون ابر سازه نصب کنه؟
این شد که جلسه گذاشته و بعد همفکری به این نتیجه رسیدند که از تکاورهای ارتش برای بالا رفتن و نصب بنر روی داربست استفاده بشه …
خلاصه بنر به کمک کار جدی و حرفه ای تکاوران روی سازه کلاف و تبدیل شد به یک تصویر که از ۵ کیلومتری قابل مشاهده بود! در اینجا بود که خیال همه از انجام این تکلیف الهی راحت شد که یقیناً دیگه ولایت مداری مردم اثبات خواهد شد…
اما متاسفانه یک حادثه ساده همه چیز رو خراب کرد… عصر همون روز نسیمی در سطح شهر وزیدن گرفت و بنر هم مثل بادبان کشتی عمل کرد و اون سازه عظیم آهنی رو با خودش توی هوا بلند کرد و کف خیابان روی سر مردم و ماشینها انداخت و خساراتی زد (یادمه یکی دو ماشین کاملا له شدند و البته که خدا رو شکر خسارات جانی نبود!)
خب دوباره جلسه هماهنگی تشکیل شد و سوال اینکه با این بنر عظیم چه باید کرد؟ تصویر رهبری بود … توی شهر همه از این پروژه خبر داشتند… رونمایی شده و خلاصه موضوع حیثیتی شده بود …
نهایتاً چاره را در این دیدند که آن بنر عظیم را روی کوه کنار شهر پهن کنند.
این ایده قابل قبول و کم دردسر بود و به سرعت توسط همکاری نیروهای مختلف انجام شد اما وقتی همه پایین آمدند نتیجه افتضاح بود…
خب کوه هم می دانید‌که کج و معوج و پر پستی و بلندی است پس طبیعتاً تصویر رهبر هم که روی آن پهن شده بود از پایین به همان شکل داغان و کج و مچاله و کاریکاتوری شده بود!
تصویر یک توهین آشکار شده بود به رهبری! حالا چه کارش کنیم؟ اینکه خیلی بد شد! سپس جلسه گذاشته و طی تصمیم گیری های بعدی به این نتیجه رسیدند تا جای ممکن کوه را صاف و توی گودی ها را پر کنند که تصویر رهبری تا حدی صاف شود!
بگذریم … با گوشی تایپ میکنم و خسته شدم … این روزها کم حوصله هم هستم…
فقط خواستم بگویم حالا برید خدا رو شکر کنید این بندگان خدا طرفداران آقای رئیسی اول ساختمان رو اندازه گرفتن بعد تصویرها رو چاپ می‌کنند…
پ.ن:
بله.. بله … می دانم آقای رئیسی خیلی با این رفتارها مخالف است. خدا قبول کند!
*
تیتر انتخاب کلمه است

فاکس‌نیوز: تصاویر ماهواره‌ای جدید از تاسیسات هسته‌ای ایران نگرانی‌ها را افزایش داده است

شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در گزارشی اعلام کرد به تصاویر ماهواره‌ای از سایت سنجریان در ایران دست یافته است که تحولاتی «مشکوک» در آن را نشان می‌دهد. سایت سنجریان پیشتر مشکوک به تولید و ساخت «ژنراتورهای تولید امواج شوک» بوده که اجازه می‌دهد سلاح هسته‌ای در ابعاد کوچک‌تر ساخته شود

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران: «ورشکستگی» آب «تمدن» کشور را به خطر انداخته است

رییس سازمان حفاظت محیط زیست بحران آب را «بزرگترین معضل کشور» دانست و گفت «سرمایه آب و خاک ما در حال هدررفت است» و ایران دچار «ورشکستگی آب» شده است، تا جایی که حتی در «گیلان و مازندران» کمبود آب داریم و با تداوم این وضع، «تمدن کشور در معرض تهدید قرار می‌گیرد

هوشنگ گلشیری؛ جان پر شور خلاق ِ نوآور
در این #اسلایدشو با هوشنگ گلشیری، نویسنده و از اعضای کانون نویسندگان که توسط حکومت تحت فشار بود، بیشتر آشنا می‌شوید.
هوشنگ گلشیری در ۲۵ اسفندماه ۱۳۱۶ در اصفهان دیده به جهان گشود. در سال ۱۳۲۱ و در کودکی به هم‌راه خانواده خود به آبادان رفت. گلشیری مدت اقامت در آبادن یعنی از تاریخ ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۴ را در شکل‌دهی حیات فکری و احساسی خود بسیار تاثیرگذار می‌داند. پدر گلشیری کارگر بنا و سازنده‌ی مناره‌های شرکت نفت بود و آن‌ها مجبور بودند مدام از خانه‌ای به خانه‌ای دیگر می‌رفتند....
bit.ly/2HqgZVU
@Tavaana_TavaanaTech

Jalal Sarfaraz
⭕️ داستان سیاسی ترین رستورانِ ایرانی
چلوكبابي « شمشيري» از احزاب سياسي زمان خودش، تاثير گذارتر بود !
قاسم خرمي
💮 در اوایل دهه ۱۳۳۰ شمسی در منطقه سبزه میدان تهران، یک چلوکبابی وجود داشت که نماد جنبش ملی و مرکز ارتباط اصناف و نیروهای سیاسی وقت بود.
💮 این چلوکبابی را محمدحسن شمشیری دایر کرده بود که یکی از قدیمی ترین رستوران های شهر تهران به حساب می آید. کیفیت پخت غذاهای آن به حدی بود که مشتریان ساعت ها در صف می ماندند تا نوبت ورود آنها به داخل رستوران و صرف غذا برسد.
💮 البته غذا خوردن در رستورانی که عکس بزرگی از مصدق نخست وزیر محبوب بر دیوار آن نصب بود و دیدن مرد ملی گرا، میان سال، خوش رفتار، سبیلو، درشت هیکل و ثروتمندی که «قهرمان قرضه ملی» نام گرفته بود و مدام می گفت: « آرزو دارم که یک روز آزادی ملت ایران را ببینم و بمیرم!» برای خیلی از جوانان اهل سیاست آن دوران، نوعی پز و تفاخر سیاسی هم  محسوب می شد.
💮 محمد حسن شمشيري سواد خواندن و نوشتن نداشت و در كودكي شاگرد قهوه خانه حاج اسماعيل كريم آبادي بود كه استادش به سياست علاقه داشت. همين امر، زمينه ساز علاقمندي محمد حسن به سياست شد و در جواني، برخی روزها برای شنیدن نطق نمایندگان و اخبار سیاسی کشور به مجلس می رفت. در همین زمان بود که از سخنان و عقاید ملی دکتر محمد مصدق خوشش آمد و در سلک هواداران او در آمد.

سخنان "ماکسیم گورکی" نویسنده انقلابی روسیه در ۱۰۵ سال پیش!
در جهان سه گونه دزد هست
١- دزد معمولی
٢- دزد سیاسی
٣- دزد مذهبی
و اما دزدان معمولی کسانی‌اند که؛<<<<

توفان الکترونیکی شماره 179 نشریه الکترونیکی حزب کار ایران

03. Juni 2021


iran-emrooz.net | Thu, 03.06.2021, 14:31
بیانیه دوم حزب دموکراتيک مردم درباره تحريم انتخابات
حزب دموکراتيک مردم ايران:
با همانديشی و هماهنگی و همکرداری ملی
‏ به سازماندهی وسيع يک تحريم کنشگرانه انتخاباتی ‏بپردازيم

شورای نگهبان، پس از غربال‌گری داوطلبان نامزدی رياست جمهوری، نام هفت تن را به‌عنوان ‏نامزدهای دارای صلاحيت برای انتخابات ۱۴۰۰ اعلام داشت. در واقع اين شورا، چونان افزار خدمتگزار ‏‏“هسته سخت قدرت” در ساختار رژيم ولايی، بار ديگر پرده از سرشت و عملکرد غير دموکراتيک و ضد ‏مردمی خود برداشت. اين نهاد نشان داد که با سامان جمهوریت و انتخابات و شرکت مردم در تعيين ‏سرنوشت خود، با منافع عمومی در راستای رشد آزاد جامعه و احترام به خواست و منافع مردم ايران ‏بيگانه است.
بيت رهبری، با تکيه به نيروی “ميدان” و با مهندسی و مهره‌چينی نامزدهای انتخاباتی، درعمل راه ‏انتصابات را در پيش گرفت. اين رويکرد جز به معنای دهن‌کجی به خواست بيشينه مردم يعنی جامعه ‏نگران، سرخورده و خشمگين و همه نيروهای آزادی‌دوست و دگرخواه ايران نيست.‏
‏ “بيت رهبری” عزم خود را جزم کرده است که نامزد دلخواه خود را از صندوق رأی بیرون آورد؛ از اين ‏رو به دور از هرگونه دوراندیشیِ سياسی، در شرايط حساس و بحرانی  فرمانروا بر جامعه، یک کودتای ‏انتخاباتی بی کم وکاست را سازماندهی کرد. رژيم برای نگهبانی از منافع انحصاری و خواست‌های ‏تنگ‌دامنه خود، حتی بخشی از نيروهای وفادار به “ولايت مطلقه فقيه” را از گردونه رقابت بيرون ‏انداخت و در عمل پايگاه حاکميت خويش را خُردتر کرد.
روشن است که جامعه آگاه و دادخواه و مردم محروم و ناخشنود و آزادی‌خواه نيز در برابر اين ‏خيمه‌شب‌بازی انتخاباتی خاموش نخواهند ماند و برای واپس راندن نيروهای انحصارطلب و اقتدارگرا از ‏صحنه سياسی به هر تلاشی دست خواهند زد.‏
حزب دموکراتيک مردم ايران،  برآنست که يگانه پاسخ درست به یک چنین “انتخابات” فرمایشی، پیوستن ‏به کارزار گسترده تحريم فعال انتخابات است.
حزب ما، همه جمهوری‌خواهان، همه احزاب و نيروهای سياسی، همه کنشگران اجتماعی و مدنی، ‏همه دوستداران صلح و آزادی و عدالت در داخل و خارج از ايران را فرا می‌خواند که از راه همانديشی ‏و هماهنگی و همکرداری ملی به سازماندهی وسيع يک تحريم کنشگرانه انتخاباتی بپردازند. رژيم بر ‏آنست که با کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای برای خود و نظام و سياست ورشکسته خود، ‏مشروعيت و اعتبار کسب کند. ما بايد با کنشگری همه‌سويه و به کارگيری اشکال و شيوه‌های گوناگون، ‏پاسخی دندانشکن به کودتای انتخاباتی رژيم بدهيم. بايد با روشنگری و آگاهسازی چشم مردم را هر چه ‏بيشتر به ماهيت پوشالی اين “انتخابات” باز کنيم.
مردم بايد بدانند که هر نوع شرکت در اين رای‌گيری از جمله رأی سفيد انداختن در صندوق‌ها، به معنای ‏بالا رفتن شمار شرکت‌کنندگان در اين نمايش انتخاباتی است و اين نيز به سود کودتاگران و دشمنان ‏جامعه باز است. نبايد از نظر دور داشت که هر رای کمتر به نامزدهای دستچين‌شده شورای نگهبان، يک ‏رای به ضرورت اصلاح و تغيير قانون اساسی و فراهم آوردن پیش زمینه‌های لازم برای برگزاریِ یک ‏انتخابات آزاد است.‏
حزب دموکراتيک مردم ايران
‏۱۲ خرداد ۱۴۰۰


شعر جلاد از موریس اوگدان شاعر امریکائی،
ترجمه احد قربانی دهناری
توضیح ضرور:
این شعر را سال‌ها پیش ترجمه و منتشر کردم، باز نشر آن به‌خاطر آمدن جلاد است و پیامد نه نگفتن ما.

دربررسی هزینه های نظامی در جهان و تاملاتی درباره ی موضوع جنگ وصلح
تداوم افزایش هزینه های سرسام آورنظامی در جهان چند قطبی
عیسی پهلوان
با آنکه بسیاری از مردم جهان درسال 2020 به سبب گسترش پاندمی کرونا با دشواری های فراوانی از نظر تندرستی و گذران زندگی روبرو شدند و موجهای بیماری و بیکاری و ناامنی شغلی بسیاری از کشورها را درنوردید و فقر و کمبود درآمد بر سر بسیاری از افراد و خانواده ها در کشورهای گوناگون سایه افکند، اما آمار های منتشر شده از جمله از سوی یک نهاد پژوهشی سوِئدی نشان می دهد که هزینه های نظامی درجهان درسال 2020 نه تنها کاستی نپذ یرفت بلکه حدود 2.6 درصد افزایش یافت. ارتش ها وصنایع نظامی و مرکزهای مالی همپیوند با آنها و نیروهای سیاسی و حکومت ها همچون عضوهای ارکستری هماهنگ در یک بازی پرخرج شرکت داشتند. نظامی گری و تدارک جنگ در دوران کنونی  تنها در خدمت امر سیاسی وپیشبرد سیاست نیست بلکه چونان پدیده ای برای خود و وابسته به منافع گروه ها وکنسرن ها و نهادها و قشر های مرتبط عمل می کند، البته در راستای استراتژی داخلی و جهانی  نیروهای اصلی قدرت در هرکشوری.

 

دوستان عزیز! 
 
این اعلاميه در داخل کشور توسط فعالين سياسی تهیه شده و از سوی فعالان صنفی- معلمان بازنویسی و نهائی شده است. 
 دوستانی  که تمایل به امضا دارند لطفا تا فردا شب (جمعه چهارم ژوئن ساعت دوازده شب به وقت اروپای مرکزی) اطلاع دهند. 
 آدرس ايميل برای امضا 
barayeemza@gmail.com 
بهروز خليق 
۳ ژوئن ۲۰۲۱  
بیانیه تحریم انتخابات نمایشی ـ فرمایشی

در سال های اخیر شاهد اعتراضات گسترده اقشار مختلف جامعه از زنان، کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، دانش آموزان، اقلیت های قومی و مذهبی و توده مردم ستم‌کشیده هستیم و بر این باوریم که تا رسیدن به خواسته ها و مطالبات انباشته از سالیان دراز، این حق خواهی های ظلم ستیزانه همچنان ادامه خواهد یافت.<<<

برگزیده‌ای از فعالیت‌های این ماه ایران آکادمیا
دوستان گرامی ایران آکادمیا!
ما همواره در جستجوی راه‌کارهای تازه برای برقرار ارتباط بیشتر با مخاطبان ایران آکادمیا هستیم. در همین راستا و برای دسترسی و گفت‌وگوی ساده‌تر و سرراست‌تر، سرانجام پس از به‌روزرسانی تازه «کلاب‌هاوس» و پس از آن‌که دارندگان دستگاه‌های اندروید نیز اکنون می‌توانند این رسانه اجتماعی درحال رشد را بر روی تلفن خود داشته باشند، «کلاب رسمی ایران آکادمیا» را راه‌اندازی کردیم. امیدواریم برگزاری رویدادهای گوناگون، تعامل مخاطبان را با دانشگاهیان و پژوهشگران و کارشناسان، در زمینه علوم انسانی و اجتماعی، بهبود ببخشد و بتوانیم فعالیت‌های آموزشی ایران آکادمیا و آکادمیکس را به شیوه شایسته‌تری به آگاهی مخاطبان علاقه‌مند برسانیم.
کلاب‌ رسمی ایران آکادمیا را دنبال کنید 👋

گراميداشت نودسالگی دکتر آرامش دوستدار!
دكتر آرامش دوستدار انديشه ورز عرصه ي فرهنك و فلسفه نود ساله شد. او با طرح گزاره "امتناع تفكر در فرهنگ ديني" وبا كاربست مفهوم هاي دين خويي، امتناع تفكر، فرهنگ ديني و روزمرگي، بسياري از اهالي انديشه و فرهنگ و سياست در ايران را به ميدان نقد و چالش  با برساخته هايش كشاند و آنان را به تامل و كنكاش در گستره ي انديشه و فرهنگ در تاریخ دراز آهنگ ایران ترغیب کرد.
دوستدار در كتاب هاي "ملاحظات فلسفي در دين و علم " ، "امتناع تفكر در فرهنگ ديني " ، "درخشش هاي تيره " و "خويشاوندي پنهان " اش كوشيده است ايرانيان را به نگرش در چيستي و هستي فرهنگ شان و نقد آن فرا بخواند.
انجمن دوستداران انديشه كه سالها پيش براي آشنايي بيشتر با ديدگاه هاي دوستدار و بررسي و سنجش آن، نشستي با او را كه حدود 150 نفر در آن شركت كردند برگزارنمود، نودمين زادروزش را صميميانه شادباش مي گويد و برايش تندرستي و تداوم انديشه ورزي آرزومندست.
هيات مديره انجمن دوستداران انديشه
-------------------------
http://www.andische.net
-------------------------

دور پنجم مذاکرات وین برای احیای برجام پایان می‌یابد؛ احتمال برگزاری یک دور دیگر
۱۲ خرداد ۱۴۰۰

محل برگزاری مذاکرات احیای برجام در وین

دور پنجم مذاکرات وین که از هفته گذشته شروع شده بود، روز چهارشنبه ۱۲ خرداد پایان یافت و احتمال دارد دور دیگری از مذاکرات در دستور کار باشد.
خبرگزاری رویترز در گزارشی اعلام کرد مقامات مذاکره‌کننده ایرانی در وین گفته‌اند در مرحله‌ای قرار دارند که همه می‌دانند اختلاف‌های موجود غیرقابل حل نیست، ولی هنوز جزئیات مهمی وجود دارد که باید حل شود.
عباس عراقچی از هیات مذاکره کننده ایران گفت: «فکر نمی‌کنم تاخیر زیادی بین جلسه امروز و دور بعدی مذاکرات وجود داشته باشد.» وی افزود که به احتمال زیاد مانند دورهای قبلی، این هیأت‌ها پس از رایزنی با دولت‌های متبوع‌شان، به وین بازخواهند گشت.
حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، هم گفت: «مسائل اصلی ما با آمریکایی‌ها در مذاکرات حل و فصل شده و حالا چند مسئله فرعی باقی مانده که آن‌ها را هم با مذاکره به نتیجه می‌رسانیم.»
همچنین روز سه شنبه انریکه مورا، رئیس کمیسیون مشترک، در سمت خود به عنوان معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با معاون امور دیپلماتیک وزارت خارجه عمان در وین دیدار کرد. مذاکرات جاری برای بازگشت ایران و آمریکا به چارجوب توافق هسته‌ای یکی از موضوعات گفت‌وگو بود. 
نمایندگان کشورهای عضو توافق هسته‌ای برجام در وین برای احیای این توافق جلساتی را از چند هفته پیش دنبال کرده‌اند. آمریکا به صورت غیرمستقیم در این مذاکرات حضور دارد.

27. Mai 2021

سهم کرونا از کل مرگ‌ومیرها در ایران دو برابر میانگین جهانی است

براساس داده‌های تازه مرکز آمار ایران، سهم کرونا از کل مرگ‌ومیرها در ایران دو برابر میانگین جهانی و معادل ۱۱ درصد است. در ایران نسبت ابتلا به کرونا از متوسط دنیا بالاترست.

کرونا در ایران - مشاهده عفونت «قارچ سیاه» در تهران
۰۵ خرداد ۱۴۰۰

بیمارستان شهدای تجریش در تهران

وزارت بهداشت ایران، از چهارم تا پنجم خرداد، شناسایی ۱۰ هزار و ۴۶۸ بیمار جدید مبتلا به کرونا در کشور را تأیید کرد. همچنین در این ۲۴ ساعت، ۱۶۳ نفر دیگر بر اثر ابتلا به کووید-۱۹ جان خود را از دست دادند
بسیاری نسبت به صحت آمار رسمی تردید دارند و حتی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نیز اعلام کرد که آمار واقعی ابتلا و مرگ چند برابر آمار رسمی است.
۳۱ هزار مرگ ناشی از کرونا در تهران
ناهید خدا‌کرمی، رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران، به خبرگزاری «فارس» گفت آمار‌ بهشت‌زهرا نشان می‌دهد تاکنون نزدیک به ۳۱ هزار نفر در تهران بر اثر کرونا جان‌باخته‌اند.
خانم خداکرمی وضعیت پایتخت را «شکننده» توصیف کرد و گفت وضعیت این شهر همچنان «قرمز» (بسیار پرخطر) تلقی می‌شود
رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران گفت نیمی از موارد ابتلا در پیک چهارم شیوع کرونا، «خانوادگی» بوده‌ است و گاه ده تا دوازده نفر از یک خانواده همزمان مبتلا شده‌اند
او از مردم خواست که از حضور در ستادهای سربسته انتخاباتی پرهیز کنند و گفت در صورت عدم رعایت، باید در انتظار پیک پنجم کرونا بود
مشاهده عفونت «قارچ سیاه» در تهران  
مسعود مردانی، عضو کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا و متخصص بیماری‌های عفونی، در گفتگو با خبرگزاری «برنا» گفت، یک فرد مبتلا به عفونت موسوم به «قارچ سیاه» در بیمارستان لقمان تهران بستری و سپس مرخص شد. آقای مردانی علت این عفونت را مصرف کورتون و دگزامتازون عنوان کرده است
این متخصص بیماری‌های عفونی از مردم خواست که بدون تجویز پزشک، دگزامتازون مصرف نکنند

رییس کمیته ارزیابی سیلاب: فاجعه در ایران «عمیق‌تر از قطع برق و جیره‌بندی آب» است
۰۴ خرداد ۱۴۰۰

نمایی از بی آبی زاینده رود در اصفهان در مرکز ایران - عکس: رسانه‌های ایران

یک کارشناس در ایران با تاکید بر این که همه منابع آب تجدیدپذیر کشور برداشت شده است، این امر را فاجعه‌ای بسیار عمیق می‌داند و می‌گوید که همین برای اثبات ورشکستگی آب و حرکت به سمت زوال و محو شدن کشور کافی است.
مصطفی فدایی‌فرد، رییس کمیته ارزیابی سیلاب کمیته ملی سدهای بزرگ ایران، در گفت‌وگویی با ایلنا توضیح می‌دهد «فاجعه» وقتی نمایان‌تر می‌شود که «علاوه بر تبعات ناشی از قطع برق و جیره‌بندی آب شرب شهرها، امکان تامین آب مورد نیاز صنایع و کشاورزی فراهم نشود و تبعات معیشت جمعیت بزرگی از مردم نیز گریبان‌گیر شود.»
مصطفی فدایی‌فرد: برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی موجب فرونشست زمین شده است
به گفته این کارشناس آب، به رغم افزایش میزان چاه‌های حفر شده در دهه اخیر، آب بیشتری تخلیه نشده است، چرا که «آب بیشتری برای تخلیه از چاه‌ها وجود ندارد. به عبارتی کفگیر به ته دیگ خورده است.»
آقای فدایی‌فرد، وقوع سیلاب در آذربایجان شرقی و زنجان هم‌زمان با کمبود و جیره‌بندی آب و برق در بقیه استان‌های کشور را «پدیده‌ای بی‌نظیر» عنوان می‌کند و «فعالیت‌های انسان» را «در تسریع تغییر اقلیم» موثر می‌داند.
به گفته آقای فدایی‌فرد، ایران از حدود ۵۰ هزار حلقه چاه در سال ۵۷ به بیش از ۷۰۰ هزار حلقه چاه در سال ۱۳۹۵ رسیده‌ و پس از سال ۹۵ دلیل کاهش رشد حفر چاه این است که «دیگر آب بیشتری برای تخلیه از چاه‌ها وجود ندارد» و «کفگیر به ته دیگ خورده» و این «در یک کلام یعنی برداشت همه آب تجدیدپذیر کشور.»
آقای فدایی‌فرد «کاهش ۱۰ درصدی مقدار بارش» در مقابل «کاهش ۴۰ تا ۵۰ درصدی روان‌آب» را دلیل «خشک‌سالی هیدرولوژیکی شدید» عنوان می‌کند و توضیح می‌دهد که «پتانسیل حوضه‌های آبریز کشور در جذب روان‌آب بسیار کاهش یافته» و به همین دلیل میزان بارندگی‌هایی که پیش از این سیلاب ایجاد نمی‌کرد، موجب «سیلاب‌های خسارت‌بار» در سال‌های اخیر می‌شود.
به گفته این کارشناس آب، «کاهش پوشش گیاهی و جنگلی، تخریب مراتع، توسعه کشاورزی، توسعه غیراصولی مناطق شهری، فقدان پیوست سیلاب در طرح‌های توسعه شهرها … و برداشت غیراصولی از معادن شن و ماسه رودخانه‌ای» موجب «افزایش آسیب‌پذیری» هستند، اما مهم‌ترین و تاثیرگذارترین عامل، «برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی است که به گسترش پدیده فرونشست زمین نیز منجر شده است.»

نامزد‌های رد صلاحیت‌شده: از لاریجانی تا تاجزاده؛ حتی رئیس مجمع تشخیص هم معترض شد
۰۴ خرداد ۱۴۰۰

از راست: علی لاریجانی، اسحاق جهانگیری، محمود احمدی نژاد و مصطفی تاجزاده

شورای نگهبان که وظیفه نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری را دارد، هفت نفر را صاحب صلاحیت برای نامزدی انتخابات معرفی کرد: سعید جلیلی،‌ محسن رضایی، ابراهیم رئیسی، علیرضا زاکانی، محسن مهرعلیزاده، امیرحسین قاضی زاده هاشمی و عبدالناصر همتی.
صادق لاریجانی،‌ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای نگهبان در اعتراض به این اقدام در توییتر نوشت: از نخستین حضور اینجانب در شورای‌ نگهبان در سال ۱۳۸۰ نزدیک به ۲۰ سال می‌گذرد. در تمام این مدت، از شورای نگهبان دفاع کرده‌ام حتی در سال‌هایی که در قوه قضاییه بودم اما هیچ گاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافته‌ام چه در تأیید صلاحیت‌ها و چه در عدم احراز صلاحیت‌ها.
او که برادر علی لاریجانی و رئیس سابق قوه قضائیه است از «دخالت‌های فزاینده دستگاه‌های امنیتی از طریق گزارش‌های خلاف واقع، در تصمیم‌سازی برای شورای نگهبان» انتقاد کرده است.
اسامی چهره‌های رد صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان قابل توجه است و عمدتا کسانی هستند که تا چند سال پیش عهده‌دار سمت‌های مهمی در جمهوری اسلامی بوده‌اند.
در زیر نگاهی به این افراد و کارنامه آنها داریم:
علی لاریجانی<<<

⭕️فوری:
اطلاعیهٔ مهم جبهه اصلاحات ایران در اعتراض به رد صلاحیت‌های فله‌ای در سیزدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری؛
جبهه اصلاحات ایران نامزدی برای معرفی به مردم ندارد./ پیام اصلی شورای نگهبان حذف مردم از فرآیند تصمیم‌گیری در امور کشور است.
به نام خدا
🔹 جبههٔ اصلاحات ایران، تمام تلاش خود را به‌کار گرفت تا انتخاباتی پرشور، رقابتی و مشارکتی با حضور نمایندگان جریان‌های متکثر برگزار و زمینه برای حل مشکلات اساسی کشور و وضعیت ناگوار اقتصادی و معیشت مردم فراهم شود. اما فرآیند رسیدگی به صلاحیت‌ها ضربه‌ٔ شدیدی به اعتماد و امید مردم برای اصلاح امور از طریق انتخابات و صندوق رای زد.
🔹 شورای نگهبان در اقدامی از پیش زمینه‌سازی‌شده نمایندگان همه جریان‌های سیاسی مختلف کشور را به غیر از یک جریان مشخص حذف کرد. از میان نامزدهای معرفی‌شده توسط اعضای مجمع عمومی جبههٔ‌اصلاحات ایران، ۹ نفر ثبت نام کرده بودند و جبهه می‌خواست از میان آن‌ها نامزد نهایی‌اش را انتخاب کند. اما با رد صلاحیت همهٔ آن‌ها، اینک جبهه نامزدی برای معرفی به مردم در انتخابات ۱۴۰۰ ندارد.
🔹 این اقدام از نظر ما فقط به معنای حذف اصلاح‌طلبان نیست، بلکه پیام اصلی آن حذف مردم از فرآیند تصمیم‌گیری در امور کشور است. اصلاح‌طلبان با معرفی طیف گسترده‌ای از افراد و گرایش‌ها کوشیدند تا از هرگونه تنش در جریان انتخابات جلوگیری کنند اما مشخص شد که گروهی مصرانه می‌خواهند کاری کنند که شما مردم و صاحبان سلائق مختلف سیاسی در انتخابات شرکت نکنید و انتخابات با حضور حداقلی شرکت‌کنندگان و  یک سلیقه خاص برگزار شود. این گزارش را به مردم بزرگ ایران می‌دهیم تابه عنوان مالکان اصلی کشور، در جریان تلاش‌های ما و تخریب‌های دیگران باشند.
بیانیهٔ تفصیلی جبهه در این زمینه و همچنین برنامه‌هایی که جبهه برای اداره کشور و خروج از وضعیت ناگوار کنونی تدوین کرده بود، به‌زودی منتشر خواهد شد.
جبهه اصلاحات ایران؛

 


نهادهای امنیتی فشار بر فعالان سیاسی را افزایش داده‌اند
گزارش‌ها از ایران حاکی است که قرارگاه ثارالله و سازمان اطلاعات‌ سپاه در تماس با تعدادی از چهره‌های سیاسی فعال یا غیر فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای اصلاح‌طلب، آن‌ها را تحت فشار قرار داده‌اند تا تعهد دهند که در انتخابات پیش رو در «چارچوب قانون» فعالیت خواهند کرد.

شوخی مشارکت حداکثری
محمدرضا جلایی پور
رفتار شورای نگهبان اگر یک پیام روشن داشته باشد این است که دروغ می‌گوییم وقتی از مطلوبیت مشارکت حداکثری در انتخابات حرف می‌زنیم، و از قضا تنها نگرانی ما مشارکت حداکثری است و برای بستن همهٔ فرصت‌های معنابخشی به انتخابات و شکل‌گیری رقابت معنادار هیچ خطر قرمزی نداریم.
در دهه‌های اخیر بخش‌هایی از نیروهای سیاسی به کلی امکان حضور در ‌رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری را نمی‌یافتند، اما همیشه رقابتی معنادار میان گزینه‌هایی که می‌توانستند در مجموع نمایندگی بیش از ۵۰ درصد جامعهٔ ایران را بگیرند وجود داشت.
حالا به جای افزایش رقابت، شورای نگهبان در حذف‌هایی گسترده‌تر از همیشه همهٔ نامزدهای جبههٔ اصلاحات ایران، اصولگرایان میانه‌رو، مستقل‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان و احمدی‌نژادی‌ها را رد صلاحیت کرد و مجموع نیروهای تایید صلاحیت‌شده نمایندهٔ کسر کوچک‌تری از جامعهٔ‌ ایران‌اند. چیزی بیش از مهندسی رقابت و خروجی انتخابات. آش اینقدر شور و تصمیم اینقدر رسواست که حتی نامزدی که رقبای جدی‌اش همه حذف شده‌اند و عضو شورای نگهبان و نیروهای سیاسی حامی حذف‌های استصوابی قبلی هم لب به اعتراض گشوده‌اند.
آیا حامیان و عاملان این حد گسترده از حذف سیاسی به دنبال مشارکت حداکثری‌اند؟ قطعا نه<<<.

حسین علیزاده:
این نامه بدون هیچ کم‌وکاستی برای خانه فرهنگ تهران، مرکز موسیقی ایران، خانه هنرمندان و انجمن‌های موسیقی و شعر و آواز ایران ارسال شد، لطفا در اشتراک آن همت فرمایید
🎵گلایه‌ای از استاد ایرج(حسین خواجه‌امیری) و اکبر گلپایگانی
شمع وجود استاد شجریان خاموش شد و صدای بعضی‌ها بلند. در این مدت شاهد توئیت‌ها و ویدئو و نامه‌هایی بودیم در شبکه‌های مجازی در جهت تخریب استاد، زهی خیال باطل.
یکی گفت ربنای مرحوم ذبیحی را  شجریان مصادره کرد؛
دیگری گفت مانع ورود ما به صدا و سیما شد؛
یکی فرمود مافیای موسیقی ایران بود؛
...
در سال‌های خیلی دورتر توسط قاریان مصری ربنا اجرا می‌شد اما نه این ربنا، محمدرضا شجریان ربنایی اجرا کرد که شناسنامه ماه رمضان شد، ربنایی که نه تنها در ایران بلکه در مصر و عربستان هم همه را به شگفتی واداشت<<<!

اسماعیل خویی شاعر بلندآوازه ی ایران در گذشت

با اندوهی ژرف اعلام می داریم: شاعر بزرگ ایران؛ اسماعیل خویی دیده بر جهان فرو بسته است. او بامداد چهارم خرداد ۱۴۰۰ در بیمارستانی در لندن، جهان ما را واگذاشت.
اسماعیل خویی در سال ۱۳۱۷ خورشیدی در مشهد دیده به جهان گشود. در این شهر به دبستان و دبیرستان رفت. دانشجوی دانشسرای عالی تهران شد. سپس، با بورس تحصیلی شاگرد اولی به انگلستان رفت و از دانشگاه لندن دکترای فلسفه گرفت. اسماعیل خویی پس از بازگشت به ایران مقیم تهران شده در دانشگاه تربیت معلم تهران به تدریس پرداخت، وی از معاشران و یاران بسیاری از رهبران برجسته ی بنیانگذار سازمان چریک های فدایی خلق ایران بوده است. او خود پس از پیروزی ی انقلاب بهمن، همراه با شاعر تیرباران شده، سعید سلطان پور، در پیوند با سازمان فدایی بود و تا گریزِ ناگزیرش از میهنی که به شدت به آن عشق می ورزید، ناچار به تن دادن به تبعید و دوری از ایران شد.

انجمن پیشاهنگی امام مهدی: پلی برای به‌کارگیری کودکان در گروه‌های شبه‌نظامی ایرانی

بنابر گزارش تحقیقی‌ای که به‌تازگی در وبسایت دراج منتشر شده است، در پایگاه‌های ایرانیِ واقع در سوریه و لبنان به کودکان آموزش نظامی داده می‌شود. این کودکان زیر بیرق «انجمن پیشاهنگی امام مهدی» گرد هم آورده شده‌ و با شبه‌نظامیان وابسته به سپاه پاسداران ایران در ارتباط‌ اند.

آخرین مطالب سایت «۱۰ مهر» ــ ۶ خرداد ۱۴۰۰ ــ به‌قرار زیر است:
۱ــ زمین زیر پای مفسدان آتش می‌گیرد
۲ــ درگیری غزه و آشکار شدن شکاف‌های موجود در جامعه اسرائیل
۳ــ فراخوان برای خلع سلاح هسته‌ای اسرائیل
۴ــ تخریب حباب‌های قیمتی نیازمند عزم سیاسی است
۵ــ جنایت در سایه لیبرال دمکراسی
۶ــ زیاده‌خواهی واتیکان و تولید گازهای گلخانه‌ای
۷ــ بورژوازی مستغلات، ایران را غیر‌قابل سکونت می‌کند
۸ــ قطب مخالف پریسترویکا (نوسازی) درگذشت
۹ــ مماشات بایدن با بازها ونئوکان‌ها
۱۰ــ «تبعیض مزدی» در لباس قانون!
۱۱ــ شرکت‌های پیمانکاری، ابزار نوین استثمار
۱۲ــ تأثیر ادبیات فارسی زبان بر ادبیات ترکمن
تازه‌ها در کتابخانه «
۱۰ مهر»
۱ــ تاریخ تحولات اجتماعی
نویسنده: مرتضی راوندی
۲ــ گرداب
نویسنده: میخائیل شولوخف

"بانو" واژه ای پارسی
ﻭﺍﮊﻩ ﺑﺎﻧﻮ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﮔﯿﺎﻧﻮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﭘﺮﺗﻮﯼ ﯾﺰﺩﺍﻧﯿﺴﺖ . ﺑﺎﻧﻮ ﯾﮏ ﻭﺍﮊﻩ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﮐﻬﻦ ﺍﺳﺖ ( ﺑﺎﻥ + ﻭ = ﺑﺎﻧﻮ ) ﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﺎﻡ ﺑﺎﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ . ﺑﺎﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﺎﻧﻮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﻭﺍﮊﻩ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻐﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﺧﺎﻥ ﻭ ﺑﯿﮓ ﻣﺬﮐﺮﻧﺪ، ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﻭ ﺑﯿﮕﻢ ﻣﻮﻧﺚ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﺯﻥ ﺍﺯ ﺭﯾﺸﻪ کد به معنی خانه و صاحب ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺪ. ﺑﺎﻧﻮ ﺩﺭ ﺍﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻓﺮﻭﻍ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﺑﺎﻧﻮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ .
ﻭﺍﮊﻩ ﻫﻤﺴﺮ (ﻫﻢ-ﺳﺮ) ﮐﺎملا ﮔﻮﯾﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﯿﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﺎ ﻫﻤﭙﺎﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺩﻭ تن ﺍﺯ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎﻥ ﺯﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﭘﻮﺭﺍﻧﺪﺧﺖ ﻭ ﺍﺫﺭ ﻣﯿﺪﺧﺖ .
بسی سال بانوی ایران بُدم
به هر کار پشت دلیران بُدم
درود بر بانوان سر زمینم

20. Mai 2020

آیت الله ابراهیم رئیسی یا نشانه مرگ اندیشی
اخبار روز
پنجشنبه, ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰


فرامرز الماسی: نیاز به گفتن نیست که یکی از ویژه گی های جمهوری اسلامی از بدو تولد، نلرزیدن دستانِ پلشت او جهت چکاندن ماشۀ کشتار انسان هاست. اگر چه لازم است محققین تاریخی و اجتماعی سیر فکری این هیولای هستیِ خوارِ را بررسی کنند اما شاید بیان چند تجربه و یاد مانده وضوح بیشتری به موضوع بدهد.
پس برای نمونه یاد آورم از سینما رکس آبادان که در یک فقره عده ای انسان را با بی رحمی غیرقابل توصیف آتش زدند تا مامورانِ زندگی سوز به رهبری خمینی بازار داغی برای ادامه سوداگری مرگ داشته باشند. این چنین بود که بعد اسقرار کامل در حکومت از میان خود نمونه های بی همتا در کشتن انسان ها به جامعه عرضه کرد که می توان اسامی افرادی از جمله؛ صادق خلخالی، اسدالله لاجوردی، ابراهیم رییسی، محمد گیلانی و… را برشمرد!

انتخابات ۱۴۰۰ - برخی نهادهای زیرنظر قوه قضائیه، خبرنگاران را برای انتقاد احتمالی از ابراهیم رئیسی «تهدید کرده‌اند»
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

برخی خبرنگاران می‌گویند نهادهای قوه قضائیه برای عدم انتقاد از ابراهیم رئيسی آنها را تهدید کرده اند.

در حالی هنوز لیست نهایی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نشده، برخی منابع از اعمال فشار نزدیکان ابراهیم رئيسی رئيس قوه قضائیه برای ممانعت از انتشار مطالب انتقادی علیه او در رسانه‌های داخل ایران خبر می‌دهند.

برخی خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای تائید کردند که با آنها از قوه قضائيه تماس گرفته شده است. ابراهیم رئیسی رئيس قوه قضائیه است و برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده است.
رادیو فردا نیز گزارش داده که اطلاعات سپاه با تعدادی از فعالان رسانه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند تماس گرفته شده و از آن‌ها خواسته شده است «محتوایی» در نقد ابراهیم رئیسی منتشر نکنند در غیر این صورت برای آن‌ها دردسر خواهد شد.
ابراهیم رئیسی از اعضای «هیات مرگ» بود. در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ به دستور آیت‌الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، هزاران زندانی سیاسی مخالف حکومت به طور مخفیانه اعدام شدند. برخی از آنها در حالی اعدام شدند که پیشتر در محاکم قضایی محکومیت زندان گرفته بودند. اغلب این اعدام شدگان از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق و همچنین دیگر گروه‌ها و احزاب چپ بودند. چند سال پیش نوار صوتی جلسه آیت‌الله حسینعلی منتظری با حسینعلی نیری حاکم شرع وقت، مرتضی اشراقی دادستان وقت، ابراهیم رئیسی معاون وقت دادستان و مصطفی پورمحمدی نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین منتشر شد که در آن آقای منتظری این اعدام‌ها را «بزرگترین جنایت» دانست. ابراهیم رئیسی از اعضای این هیات در آن زمان، اکنون رئیس قوه قضائیه ایران است.

یک فعال سیاسی: برخلاف نظر جنتی، نامزدهای انتخابات معصوم نیستند و نام‌شان به دزدی و جنایت پیوند خورده است
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

به گفته مریم شفیع‌پور، جنتی با این عبارت، سعی دارد تصمیمات شورای نگهبان را مبرا از خطا جلوه دهد

احمد جنتی دبیر شورای نگهبان گفته است «صلاحیت» هر یک از نامزدهای ریاست‌جمهوری که «تایید شود» یعنی آن فرد «دست به گناه نمی‌زند». برخی کارشناسان می‌گویند که سخنان او، روسای جمهوری اسلامی ایران را که صلاحیت همگی‌شان از سوی شورای نگهبان تایید شده، در جایگاهی قرار می‌دهد که از منظر مذهبی مختص معصومان است.
مریم شفیع‌پور، فعال سیاسی، درباره این سخنان دبیر شورای نگهبان به صدای آمریکا می‌گوید: «دست‌کم هیچ یک از چهره‌های شناخته‌شده نامزد در انتخابات ریاست‌جمهوری در نگاه و قضاوت مردم نه تنها معصوم و بری از گناه نیستند، بلکه نام و سابقه آن‌ها مملو به انواع دزدی، اختلاس، جنایت، سوء مدیریت، و فساد اخلاقی و سیاسی پیوند خورده است.»

استراتژی اصولگرایان لو رفت /علم ستادهای انتخاباتی بالا رفت /شورای نگهبان در پیچ و خم بررسی صلاحیت‌ها
دوپینگ رئیسی با چند یارِ کمکی /لاریجانی؛ قطب تاثیرگذار انتخابات ۱۴۰۰

انتخابات ریاست جمهوری ایران کمتر از یک ماه دیگر برگزار می شود و نگاه ها خیره به شورای نگهبان است که از لیست بلند کاندیداهای ریاست جمهوری چه کسانی را تایید صلاحیت می کند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، از امروز تا ۲۸ خردادر ۱۴۰۰ کمتر از یک ماه باقی مانده تا چهره پاستور برای ۴ سال دیگر تغییر کند و رئیس جمهوری دیگری بر صندلی ریاست پاستور تکیه بزند. در روزهایی که گذشت پرونده ثبت نام کاندیداهای انتخابات ۱۴۰۰ بسته شد تا انتخابات وارد مرحله بررسی صلاحیت ها در شورای نگهبان شود.
گرچه از قبل کاندیداتوری برخی چهره ها یا با اعلام رسمی خودشان یا براساس گمانه زنی ها محتمل به نظر می رسید اما بودند آنهایی که یکباره وارد گود شدند و معادلات را تا اینجای کار برهم زدند، افرادی چون علی لاریجانی.
لاریجانی طوفانی ظاهر شد
آخرین روز از ثبت نام داوطلبان، ساختمان خیابان فاطمی، شاهد شگفتانه های زیادی بود. علی لاریجانی که عدم کاندیداتوری اش قطعی به نظر می رسید، بنا به روایت خودش بعد از سخنان رهبر انقلاب عزمش را برای کاندیداتوری جزم کرده بود و در نهایت در آخرین روز از ثبت نام ها به ساختمان فاطمی رفت و با شعار نه کلید نه چکش وارد کاراز رقابت ها شد. او پس از ثبت نام در انتخابات گفت:« حوزه اقتصاد، نه پادگان است و نه دادگاه که با تشر و دستور اداره شود. سیاست روشن و ثبات در قواعد می خواهد و فعل و انفعالات طبیعی خود را می طلبد و با اقدامات نمایشی، مسایل پیچیده کشاورزان، بازنشستگان، کارگران، بیکاران و ... حل نمی شود. هر کسی وعده بهشت در این شرایط پیچیده کشور می دهد خلاف می گوید

جنگ بسیار کثیفی در پیش است
تفاوت این دوره با دوره‌های گذشته انتخابات ریاست جمهوری اینست که شگردهای رایج در فضای مجازی اوج بیشتری گرفته و امکانات فوق‌العاده‌ای را در اختیار نامزدهای ریاست جمهوری و هواداران آنان قرار می‌دهد.
آنها از هم‌اکنون جنگ تبلیغاتی علیه همدیگر را آغاز کرده‌اند و از لحن‌ها پیداست که جنگ بسیار کثیفی در پیش است.
نگرانی اصلی دلسوزان کشور برای مردم است که علاوه بر رنج‌های اقتصادی و ویروس خطرناک کرونا، ناچارند این جنگ کثیف تبلیغاتی را هم تحمل کنند./ روزنامه جمهوری اسلامی

دیدار کم‌سابقه؛ سناتور آمریکایی با نماینده ایران در سازمان ملل دیدار کرد
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

سناتور کریس مورفی (راست) و مجید تخت روانچی

در یک دیدار کم سابقه، یک سناتور آمریکایی با نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل دیدار کرد.

 

مشورت در سطوح بالاتر در مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران؛ عراقچی می‌گوید پیشرفت‌های خوبی حاصل شده است
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

عباس عراقچی، معاون محمدجواد ظریف، سرپرستی هیات ایرانی در وین را بر عهده دارد

نمایندگان حاضر در گفت‌و‌گوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا در وین پس از دو هفته مذاکرات بی‌وقفه، برای مشورت به کشورهای خود بازمی‌گردند.
عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران که سرپرستی هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران در وین را بر عهده دارد، روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت گفت که «پیشرفت‌های خوبی» حاصل شده، اما هنوز مواردی عمده باقیمانده است. آقای عراقچی می‌گوید بر سر برخی موارد توافق به دست آمده و روی متن‌ها نگارش خوبی شده است.
کمیسیون مشترک از دو هفته پیش جلسات دوجانبه و چندجانبه‌ای را در سطوح مختلف به طور فشرده آغاز کرد.
نماینده ایران می‌گوید که هنوز چند موضوع کلیدی باقی مانده که نیاز به بررسی بیشتر و تصمیم‌گیری در کشورهای مذاکره‌کننده دارد. او به جزئیات اشاره نکرد.
اما حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت در جلسه کابینه در پاسخ به منتقدان مذاکرات هسته‌‌ای گفت که تصمیم‌گیری‌ها با آگاهی کامل علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، بوده است.


iran-emrooz.net | Fri, 23.04.2021, 20:01
نگاهِ جهان۟‌پهلوانِ شاهنامه به قدرت
میرمجید عمرانی

به سر و روی آشفته و بیمارگونه و پر لک‌وپیس و چرک و خشمگین جهان ‏می‌نگریستم.‏ به منش و کنش و روش شهریاران و فرمانروایان و ‏خسروان. به “تهمتنان”و “یلان”‌ زمانه و “رهبران” انجمن‌های گوناگون و ‏به مردم ژولیده و لگدمال‌شده و فریب‌خورده‌. اندیشناک با خود گفتم سری ‏به هزاره‌ی پیش، به فردوسی بزرگ بزنم و ببینم او از روز و روزگار ‏کهن چه می‌گوید؟ راستی آبشخور بینش و کنش آزادیخواهان و ‏آرمان‌گرایان امروز تا چه مایه بینش و کنش پیشینیان‌شان است؟ و تا چه ‏مایه آدمی با گذر سده‌ها با سرشت و منش و جان و روان و زبانِ درون ‏کام خود بیگانه شده؟ نگاهی با هم بیندازیم به رویدادی از شاهنامه:
سهراب با لشکری به دژ سپید در مرز ایران می‌تازد و هجیر فرمانده‌ی آن ‏را در نبردی تن‌به‌تن گرفتار می‌کند. او بر آن است که کی‌کاووس شاه ‏ایران را از تخت شاهی به زیر کشد. کی‌کاووس ‌پس از شنیدن گزارش ‏تاخت‌وتاز سهراب، فرمان به نوشتن نامه‌ای به رستم می‌دهد و در آن، ‏نخست پرودگار را می‌ستاید و سپس به ستایش رستم می‌پردازد و از زور ‏بازو و کارستان‌های او یاد می‌کند و پس از این درآمد، نگرانی‌اش از ‏تاخت‌وتاز بس نزدیک سهراب به کشور را به میان می‌کشد و می‌گوید که ‏فریادرسی جز او در جهان در کار نیست و بر پایه‌ی شنیده‌هایش، تنها او ‏از پس سهراب برمی‌آید.‏
چنان باد کاندر جهان جز تو کس / نباشد به هر کار فریادرس
او گیو را با نامه به سوی رستم روان می‌کند و چنان از ترس سهراب ‏سراسیمه شده است که هیچ درنگی در بازگشت او روا نمی‌داند.‏
بباید که نزدیک رستم شوی / به زابل نمانی و گر نغنوی
اگر شب رسی روز را بازگرد / بگویش که تنگ اندرآمد نبرد ‏

گیو بدون آرام و خواب، فرمانبردارانه، خود را به رستم می‌رساند و ‏گفتنی‌ها را می‌گوید و نامه را به او می‌دهد. واکنش تهمتن خنده است و ‏شگفتی. (ادامه)

به مناسبت روز خیام
محمد کیانوش راد
می گوید : به هر کوی وبرزن ‌و‌ هر شهر وخانه ای رفتم ، اما امروز،  در خانه خیام ماند‌ه ام .خیام را با سلیمان نبی پیوند زده است .
می گوید : فکر می کنم ، خیام ، کتاب جامعه سلیمان را خوانده است . هیچ عالم و عارف ، و هیچ شاعر و واعظِ مسلمانی  چون خیام نیست . خیام طور دیگری است .
سعید قران ، کتاب ایوب ، کتاب جامعه سلیمان ، مزامیر داود  ، انجیل ، اوستا ، گنزاربا و سوره نیلوفر می خواند. می گوید قبلا از مرگ نمی ترسیدم .دچار تعارض های دهشتناک خودبودم .  خودکشی کردم ، نشد . بعد به جبهه  رفتم ،  برایم بهترین وقت مردن ، همان وقت بود ، نشد . بعدها ترسیدم ، وحشت زده بودم ، تا اشاره شیخ  آمد و ملکوت را دیدم . اکنون شوق او را دارم .می خواهم دمی با او بیاسایم . اکنون هم بهترین ِ وقت مردن است و آماده ام.
وقتی دچار هجوم‌اندیشه های مسمومی ، وقتی تنها و بی کس و افسرده ای ، تنها یک عشق نجات بخش توست .
برای سعید عشق منجی و نجات بخش شده است  . او را ندیده ، به او نرسیده ، اما برایش مظهر مهر و عطوفت است . از خشم و نامهربانی به دور است . نکته سنج و خوش قریحه و حاضر جواب است . شیرین سخن می گوید ، محو سخنش می شود .
وقتی از جامعه سلیمان می خواند ، بی قرار می شود . در اتاق قدم می زند . سرش را می گرداند . دستانش را مثل رهبر یک سمفونی پر شور و حرارت بالا و پایین می برد . می رقصد . می نشیند . بلند  می شود . از پنجره بیرون را می نگرد . به هوا می پرد و می گرید ، می خندد . بی قراری خلسه گونه ای دارد . کتاب جامعه و غزل غزل های سلیمان چه بر سرش آورده ؟ نه . کتاب سلیمان و غزل غزل ها نیست . لحن و سکته ها و وصل های عبارات است که او را به سماع وا می دارد و مدهوشش می کند . کناب جامعه به فکرش می برد و کتاب نفس به شورش می کشاند .
زندگی با کسی که نیست ، با مردی یا زنی که نیست ، چگونه ممکن است ؟ اما سعید با آن زن، زندگی می کند . حرف می زند . حضورش  را درکنار خود حس می کند .  بویش را  استشمام می کند . زیر سایه سارش ساعت ها می نشیند .  با هم سخن می گویند . قهر و آشتی می کنند . می خندند و می گریند . با لحن خوش داودی ، غزل غزل های سلیمان را برای هم می خوانند . بندی او ، و بندی را سعید خطاب به هم ،  مرور می کنند . سعید در چه دنیایی وارد شده است؟ . زندگی با شور و نشاط و شادکامی ، و نشاطی بَر پَرِ  پرواز ،  در کنار شکفتن شکوفه های نیلوفر آبی
بخشی از مستند داستانی بهترین ِ وقت مردن

سقوط يك غول ديگر از پهنه "روشنفكرى دينى” !
گزارش محمود فرجامى از سخنرانى عبدالكريم سروش
شنبه‌ای که گذشت دکتر عبدالکریم سروش سخنرانی‌ای در «حلقه دیدگاه نو/سرای گفت و شنود» داشت که جدا من را شگفت‌زده کرد. این سخنرانی که همگی از طریق پلتفرم زوم در آن شرکت کردیم یک سلسله گفتگو است اما من اولین بار بود از این طریق پای صحبت سروش می‌نشستم....
 
خلاصه اینکه با شخصیتی به نام عبدالکریم سروش ناآشنا نبودم ولی واقعا سخنرانی اخیر ایشان شگفت‌زده‌ام کرد.
نمی‌خواهم گزارشی از سخنرانی بنویسم و احتمال می دهم فایل ویدیویی یا صوتی صحبتهای ایشان به زودی منتشر شود. اینقدر هست که بگویم سروش در این سخنرانی آب پاکی را روی دست اسلام‌رحمانی‌چی‌ها، و بلکه بخش عظیمی از مسلمین ریخت و گفت اسلام دین رحمت و شفقت این چیزها نیست؛ دین سلطه است و جنگ و انتقام و «اقتدار». اگر کلیت قرآن و سیره را در نظر بگیریم درمی‌یابیم که هیچ ربطی به عشق و محبت و بردباری عیسی و مسیحیت (حتی عیسی و مسیحیتی که در قرآن تصویر می‌شود) ندارد و محمد حتی زمانی که در مکه بود و ظاهرا کاری علیه مشرکان و مخالفانش نمی‌کرد، هر جا که می‌توانست وعده انتقام و عذاب به آنها می‌داد.
دکتر سروش در این رابطه گفت معنی عذاب در قرآن بعدها و خصوصا در ترجمه فارسی تقریبا تحریف شده و از «شکنجه» به سوی تنبیه شدید رفته. اگر در تورات چندان اثری از جهنم نیست و اگر در زرتشتی‌گری در حد پل چین‌وَت است و اگر در مسیحیت هم جهنم کم‌رنگ است، در اسلام و قرآن خدا چنان است که آتش بر جهنمیان نازل می‌کند و وقتی گوشتشان سوخت باز گوشت نو می‌رویاند تا «خوب طعم شکنجه الهی را بچشند».

18. Mai 2020

نفت و دلار و کاخ های لرزان و دولت اسلامی؛ طواف صندوق رای (انتخابات‌پارتی۶)
دوشنبه, ۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۰
میراصغر موسوی
من رای نخواهم داد. هر چند کار مهمی نیست و چه بسا کاملا بی ثمر باشد. دولت اسلامی به آرای مردم نیاز ندارد‌، اطاعت، سکوت، تایید و تمجید و داد و فریاد کردن و، مشت گره کردن و ناسزا، و فحش ناموس به آمریکا حواله کردن را بر همه چیز این دنیای بزرگ ترجیح می دهد. دولت اسلامی، دولت با تعریف متعارف آن نیست. دولت اسلامی یک فرقه است. فرقه اقتصادی – سیاسی‌ای که جمعی از سران تراست ها و کارتل ها و قاچاقچی ها و دلال های دلارهای سیاه که تاثیرگذارترین در همه چیز هستند، بیشتر امور را در دست دارند.
آن‌هایی که در سال ۸۸ بر روی مردم رای دهنده‌ی معترض اسلحه کشیدند و آتش کردند به خاطر آن یک تکه کاغذ که به عنوان رای در صندوق ها انداخته شده بود، نبود. آنان در حال انجام بزرگترین عملیات قاچاق نفت و دلار بودند و مشغول رد کردن آن میزان حیرت آور نفت به صورت قاچاق و وارد کردن دلارهای سیاه حاصل از آن بودند و به همین دلیل ناگزیر شدند بی ملاحظه و سریع بکشند! و کشتند و،بعد حسن رعیت ها را در معرض دید قرار دادند. چون آن معامله ننگین که یک لکه سیاه به اندازه همه جغرافیای ایران است، در معرض خطر قرار گرفته بود. حاکمیت اگر نتیجه انتخابات را می پذیرفت، به آن دلارهای افسانه ای نمی رسید. و آن همه کیسه به دست و جیب گشاد و حریص و پرولع را نمی توانستند کنترل کنند. آن‌ها پول و زور و اسلحه و فتوا را با هم در اختیار داشتند، اما مردم فقط رای داشتند و آرزو و اراده معطوف به عمل در جهت تغییر و اصلاح. و بر رای و نظر و برنامه خود تاکید و اصرار داشتند. به همین گناه حضرات زدند و کشتند و سرکوب کردند، و در آنی دارها را برچیدند و خون‌ها را شستند و همه شهر را گل باران کردند که یار شان در حال آمدن بود!
عاشقان سینه چاک، گام جای معشوق را بوسه می زدند که، آن‌که می رسید دلارهایی بود با عطر خوش نفت و آلوده به خون سرخ که قادر بود کاخ ‌های لرزان را حفظ کند و همچنان سر پا نگه دارد. و دلقکی که علمدار و پیشتاز پیشواز روندگان بودِ لغز می خواند و مردمان غیور و با فرهنگ ایران را خس و خاشاک می خواند.
سعدی گفته بود: چه غریب است اینجا که، سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند. این سگ‌های هار هر که را که پیش روی شان بود، تکه پاره کردند.
هر که رای داده بود تاوانش را نیز داد. زیرا دولت اسلامی نیاز به رای ندارد. فقط تایید و تکرار نمایش بیعت را می خواهد. اما زمانی که وا می ماند و در خطر باشد، رو سوی مردم می آورد و حقه و کلک ساز می کند. زبان تند و بی پروا و فحاشش نرم می شود، همه را فرا می خواند، و منتقدین و مخالفین را نیز به مشارکت دعوت می کند. نمایش فریب را چنان ماهرانه و با استادی اجرا می کند که ناگهان در بهتی ناباورانه می شنوی، میرحسین و کروبی اعلام کرده اند:
به روحانی رای می دهیم.
(
در این مورد خاص به تفصیل خواهم نوشت ).
در بهت می مانی که آن کف خواسته ـ لغو نظارت استصوابی، برگزاری انتخابات آزاد، اجرای بدون تنازل قانون اساسی …- چرا به اندازه قد و قواره حسن روحانی درآمد؟ و حالا باید خانواده کشته شده گان و مفقودین و محبوسین و محصورین، و سرکوب شده گان و تبعیدیان و آواره شده و زندانیان باز بروند و رای در صندوق بیاندازند تا دلال های نفت و قاچاق چیان و دزدها و اختلاس گرها و سرکوب گران امکان نمایش مشروعیت به دست آورند و راه کسب امکانات و ثروت مسدود نشود.
…
هی می چرخیم و می چرخیم. آخر چرا باید این قدر به دور خود بچرخیم.؟ چرا هیچ چیز تداوم نمی یاید؟
نه، نه…
بیست و هفتم وهزار و چهارصد

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
تاج‌زاده، انتخابات و جنبش اجتماعی
حسن یوسفی اشکوری
در ارتباط با رخداد انتخابات ادواری در تاریخ جمهوری اسلامی، مواضع مختلف و متنوعی داشته‌ام. جز چند رأی‌گیری سالیان نخست پس از انقلاب، تا خرداد ۷۶ در هیچ رأی‌گیری شرکت نکرده‌ام. به عبارت روشن‌تر، بازگشته بودم به وضعیت پیش از انقلاب. در آن زمان نیز انتخابات چندان بی‌معنا و بی‌محتوا بود که مانند بسیاری دیگر از مردم و به ویژه روشنفکران و فعالان سیاسی و فرهنگی، اساسا نمی‌دانستیم که رویدادی به نام انتخابات مجلس کی برگزار می‌شود و چه کسی به مجلس می‌رود. اما با وقوع انقلاب مردمی ۵۷ فضای فکری و سیاسی و اجتماعی ایران به کلی تغییر کرد و انتخابات و رأی مردم معنایی محصل پیدا کرد. به ویژه خودم از همین طریق به عنوان منتخب مردم شهرم به مجلس راه یافته و چهار سال در سمت نمایندگی مردم خدمت کردم.(<<< )


بیانیه ی مشترک احزاب‌ کمونیست و کارگری در محکوم کردن ادامه خون‌ریزی و اشغال توسط اسرائیل
۴۳ حزب کمونیست و کارگری از سراسر جهان، از جمله احزاب کمونیست اسرائیل و فلسطین با صدور بیانیه ی مشترکی حملات کشور اسرائیل به عزه و کشتن مردم این سرزمین را محکوم کرده و خواهان پایان دادن به نقض حقوق فلسطینی ها شدند

 

[18:10, 16.5.2021] بهروز حقی: *آقای تاجزاده با اعلام جنگ، نمی‌شود پیام آشتی داد، آسیه امینی*
دل‌نوشته‌ای صادقانه و صریح با مصطفی تاجزاده از طرف بخشی از ما، ما مردم
آسیه امینی
شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار پیشین
سلام آقای تاجزاده
این روزها در کلاب هاوس فرصت این فراهم شده که رودررو با بسیاری از سران اصلاح‌طلب حرف بزنیم. آنها، یعنی «ژنرال‌های ستاره‌دار اصلاح‌طلبان نظام»هر شب در اتاقی که جوانترهایشان بنا می‌کنند جمع می‌شوند تا باب گفت‌وگو را با دیگران، که احتمالا ما، ما مردم، هستیم باز کنند.
من می‌توانم در یکی از همین شبها دستم را بلند کنم، به بخش سخنران‌ها بروم و مثل خیلی‌های دیگر سخنانی در نقد و نکوهش، یا حتی به زبان بد و بیراه بگویم و پس از دو دقیقه که وقتم تمام شد، به جمع شنوندگان خاموش برگردم و احتمالا احساس خوشحالی کنم که فرصتی داده شد تا سفره دلم باز شود.
اما من چنین نمی‌کنم. چون به قول مک‌لوهان، پدربزرگ ما ارتباطاتی‌ها، «رسانه همان پیام است» و من محتوای «این پیامم» را در رسانه شما بیان نمی‌کنم که رنگ و بوی آنچه می‌طلبید بگیرد.
من سخنم را اینجا می‌نویسم چون این قلم رسانه من است و شاید این پیام هم، حرف دل خیلی‌های مثل من باشد. پس لطفا کمی حوصله کنید و تا آخر بخوانید!
آقای تاجزاده(<).!


مسوولین ۴۰ سال اخیر بابت ویرانی طبیعت باید پاسخگو باشند
عیسی کلانتری: ایران درحال محو شدن است
رییس سازمان حفاظت محیط زیست با انتقاد شدید از سیاست های کلان و متخصصان کشور بخصوص در حوزه بحران آب،گفت: جتگ آب که از استان ها آغاز شده به روستاها خواهد رسید چرا که طبیعت ایران قربانی سیاست‌های کلان شده است و متخصصان کشور نیز یاید بابت سکوت خود برابر تاریخ پاسخگو باشند.


iran-emrooz.net | Tue, 18.05.2021, 9:43
هشدار، هشدار، هشدار! / احمد زیدآبادی
مدت‌هاست جلبِ توجهِ عمومی به مشکلات بنیادی کشور بسیار مشکل شده است. به این نکته از طریق همین کانال تلگرامی پی برده‌ام. معمولاً به مطالبی که به زیربناهای حیات مادی و معنوی ما ایرانیان می‌پردازد، توجه لازم نمی‌شود، اما به عکس، نوشته‌های مربوط به مسائل زودگذر و سطحی‌ترِ سیاسی خوانندۀ بیشتر و بازنشر گسترده‌تری پیدا می‌کند.
این نوع بازتاب‌ها از آنجا نگرانی مرا بیشتر می‌کند که مخاطبان این کانال از جنس علاقه‌مندان به خبرهای زرد و جنجال‌برانگیز نیستند و عموماً افرادی تحصیل‌کرده و پیگیر مسائل سیاسی و اجتماعی‌اند. با این حال، وقتی توجه این دسته از افراد را هم نمی‌توان به اندازۀ کافی و لازم به معضلات حیاتی‌تر جامعه جلب کرد تمام غصه‌های عالم بر دل آدمی می‌نشیند.
یکی از معضلاتی که برای من واقعاً به صورت کابوس در آمده است، بحران آب و نوع مدیریت آن در کشوراست. به قول مرادی کرمانی “شما که غریبه نیستید” از شما چه پنهان که از وحشت آینده‌ای که نابودی منابع آب می‌تواند بر سر ایران بیاورد، چندان نزد خدا می‌نالم که شعیب هم اینگونه ننالیده است!
من زادۀ کویرم. معنی آب را نه فقط درک می‌کنم بلکه با پوست و گوشت و خون و استخوان خود آن را لمس و تجربه کرده‌ام. وقتی گفته می‌شود “آب سرچشمۀ حیات است و بدون آن زندگی هم نخواهد بود” این جمله طنین واحدی در ذهن همۀ افراد جامعه پیدا نمی‌کند. برای بعضی یک جملۀ شاعرانه است، برای بعضی دیگر امری تفننی است، برای بعضی هم صرفاً لقلقۀ زبان است اما برای آنکه مفهوم آب را می‌فهمد بحثِ بودن و نبودن است، مسئله مرگ و زندگی است، ماجرای بقا و فناست.
متأسفانه آنان که پس از انقلاب بر مناصب مدیریتی کشور تکیه زدند هیچ نوع درک واقعی از امرِ توسعۀ پایدار بخصوص نقش صحاری کم آب در تاریخ حیات تمدن ایرانی نداشتند و به زعم خود برای افزایش تولید کشاورزی و یا خودکفایی در پاره‌ای محصولات غذایی، راه هدررفت و غارت منابع آب زیرزمینی را گشودند به طوری که اکنون بخش بزرگی از سرزمین ایران بویژه تمام جلگه‌ها و دشت‌های به نسبت حاصلخیز حاشیه‌های دو کویر بزرگ کشور، با خطراتی مانند از بین رفتن منابع آب شیرین، پیشرفت آب شور، تافیه شدن قنات‌ها، فرونشستِ زمین، نابودی پوشش گیاهی، افزایش گرد و خاک، متروک شدن روستاها و در یک کلام تهدید امکان تداوم حیات بشری در این بخش بزرگ ازسرزمین ایران و تبدیل آن به کویر برهوت روبرو شده است.
اجداد و پدران ما در طول هزاران سال، از راه سختکوشی و حفر قنات و قناعت به سطحی از معیشتِ صرفه‌جویانه، راه زندگی در این سرزمین‌های خشک و نیمه‌خشک را کشف کردند، اما اکنون به طرفهٌ‌العینی همۀ این دستاورد تمدنی به دلیل نادانی‌ها و زیاده خواهی‌های عده‌ای، در معرض انقراض قرار گرفته است.
هشدار کارشناسان در این باره تاکنون نشنیده گرفته شده است، اما امسال سالی است که این مشکل خود را با تمام وجوه و ابعاد هولناکش نمایان خواهد کرد. زمستان گذشته، چشم آسمان خشکید و بارش باران به طرز بی‌سابقه ای کم شد. از هم اینک تنش آبی در بسیاری از روستاها آغاز شده و تا آخر تابستان بخش بزرگی از کشور را فرا خواهد گرفت.
با وجود چنین معضلی بنگرید به غوغای تکراری و بی‌حاصل نامزدهای ریاست جمهوری! چه نسبتی بین این تهدید تمدنی با دغدغه‌های آنان برقرار است؟ آنها به جای آنکه از انبوه مشکلات به خود آمده باشند و توسعه‌ای متوازن و پایدار را با تمام مختصات و لوازم آن برای کشور بخواهند، پنداری از یأجوج و مأجوج سخن می‌گویند!
به هر حال یکی از این افراد یک ماه دیگر بر خر مراد سوار خواهد شد. با این تنش آبی گسترده در کشور می‌خواهد چه کند؟ این آن پرسشی است که مردم باید از نامزدها بپرسند نه آنچه که مربوط به جابلقا و جابلساست!

14. Mai 2020

مصطفی تاج‌زاده در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌ نام کرد
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰۱۱:۰۵
صبح جمعه ۲۴ اردیبهشت مصطفی تاج‌زاده، معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات در انتخابات ریاست ‌جمهوری ۱۴۰۰ ثبت ‌نام کرد. شورای نگهبان چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت با هدف «ساماندهی پروسه ثبت نام کاندیدا‌های شرکت در انتخابات ریاست جمهوری»، شرایط حداقلی داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری را به وزارت کشور ابلاغ کرد. بر این اساس «تمام نامزدها باید عدم سوء پیشینه ارایه دهند و سابقه محکومیت کیفری نداشته باشند.» تاج‌زاده در جریان رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸، یک روز پس از انتخابات بازداشت شد و پس از تحمل ۹ ماه زندان که چهار ماه آن انفرادی بود، بدون دریافت حکم از دادگاه یا پرداخت وثیقه آزاد گردید. در بند ۱۱ مصوبه شورای نگهبان مشخصاً شرط وابسته نبودن به «گروه‌های غیرقانونی» و فقدان سوابق سوء امنیتی از جمله در سال ۱۳۸۸ آورده شده است. به این ترتیب چنانچه شورای نگهبان بر سر مصوبه فراقانونی خود بماند او رد صلاحیت خواهد شد. آذر منصوری، سخنگوی جبهه اصلاحات چهارشنبه گذشته اعلام کرده بود «همه کاندیدا‌های جبهه اصلاحات ایران برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی ۱۴۰۰ ثبت نام می‌کنند.» محمدجواد ظریف، اسحاق جهانگیری، مصطفی تاج‌زاده، مسعود پزشکیان، محمدرضا عارف، محسن هاشمی، محمد شریعتمداری، مصطفی کواکبیان، محمد صدر، محمود صادقی، شهیندخت مولاوردی، زهرا شجاعی، عباس آخوندی و صادق خرازی. محمدجواد ظریف که در صدر این لیست قرار دارد چهارشنبه اعلام کرد که کاندیدا نمی‌شود. پس از او محمدرضا عارف نیز انصراف داد. تا پایان سومین روز از ثبت‌ نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در مجموع ۲۱۱ نفر مراجعه ثبت‌نام کرده‌ بودند.

نامه سرگشاده حزب دموکراتیک مردم ایران به مصطفی تاج‌زاده
اخبار روز
جمعه, ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
ساعت ۱:۳۴

حزب دموکراتیک مردم ایران، به نوبه خود، آمادگی‌اش را برای مشارکت در یک گفت‌وگوی ملی با دیگر نیروهای آزادیخواه و خشونت‌پرهیز برای برو‌ن‌رفت از بحران سیاسی کنونی و شکلدهی به یک افق سیاسی نوین برای کشور و مردم ایران اعلام می‌دارد.
آقای تاج‌زاده!
شما برای ورود به عرصه رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ بیانیه‌ای متفاوت و تأمل‌انگیز منتشر کرده‌اید. این بیانیه به بحث‌های سنجشگرانه فراوانی دامن زده است. به‌ویژه نیروها و شخصیت‌های خواهان تحولات دموکراتیک جامعه ایران برای برون‌رفت از بن‌بست سیاسی چند دهه اخیر، نمی‌توانند از کنار آن بی‌تفاوت بگذرند. نکاتی که شما در رابطه با تسلط قانون و تلاش برای اصلاح قانون اساسی، به‌سازی ساختار سیاسی فرمانروا ـ به‌ویژه در ارتباط با قدرت و اختیارات ولی فقیه ـ بازگرداندن نظامیان به پادگان‌ها، تنش‌زدایی و بهبود روابط ایران با همه کشورهای جهان، “اولویت دادن به دانش و توانایی، به‌جای سرسپردگی، گفت‌وگوی آزاد و آشتی با خود و با جهان” یا “بهبود معیشت مردم و حقوق و کرامت همه ایرانیان با هر گرایشی و از هر قشر و دین و مذهبی”، مطرح کرده‌اید، در شرایط امروزی ایران از اهمیت شایانی برخوردارند. شما که خود را از “تبار مشروطه‌خواهان و اصلاح‌گران” دانسته‌اید، به روشنی اعلام داشته‌اید که می‌خواهید “صدای سرکوب‌شدگان در ۹۶ و آبان ۹۸، قربانیان فاجعه‌ سقوط هواپیما، حاشیه‌نشینان و نادیده‌گرفته‌شدگان” و مدافع حقوق “محرومان، به‌ویژه کارگران و معلمان” و همه کسانی باشید که زیر بار “فشار تحریم و خودتحریمی و بی‌کفایتی” قامتشان خم شده است.
روشن است که حزب دموکراتیک مردم ایران، از همۀ این خواست‌ها وموضع‌گیری‌ها، که در راستای تامین آزادی، دموکراسی وعدالت اجتماعی هستند، پشتیبانی می‌کند. (ادامه), (پی دی اف)

تحریم فعال انتخابات و پیوستن به جنبش دمکراسی‌خواهی و عدالت‌طلبی/ با مشروعیت‌زدایی و بلندکردن فریاد اعتراض است که می‌توان استبداد را به پذیرش انتخابات آزاد و دمکراتیک واداشت
ابوالفضل قدیانی
هو‌الحکیم
به انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۴۰۰ نزدیک شده‌ایم و در کشور اثری از فضای انتخاباتی نیست. به گمان من این امر را باید به فال نیک گرفت. گویی ملّت ایران نیک دریافته‌اند که صندوق‌های رأی باعث تحول قابل اعتنایی در حال و روز این مرز و بوم نمی‌شوند. رییس‌جمهوری که نقشش از رییس دفتر یا تدارکات‌چیِ ولی‌فقیه تجاوز نمی‌کند، نمی‌تواند رویه‌های مخرّبی را که در کشور به دست نهاد ولایت‌فقیه نهادینه شده است،تغییر دهد؛ آزمون سالیان گواه این ادعاست.
خیر قلیلِ “انتخابِ” رییس دفترِ معقول‌تر در مقابل شرّ کثیرِ مشروعیت‌بخشی به نظام استبدادِ دینی و شخص علی خامنه‌ای دیگر با هیچ منطقی قابل دفاع نیست. چه کسی می‌تواند ادعا کند که کشور در سال‌های اخیر به قهقرا نرفته است؟ آیا رییس جمهور شدن فردی از “جناح اقتدارگرا” (اگر فرضِ “نه‌چندان‌روا” کنیم که حسن روحانی اقتدارگرا نیست)درسال۹۲ در مسیر حرکت کشور، تفاوت بنیادین پدید می‌آورد؟ آیا رییس جمهور شدن حسن روحانی توانست از فجایعی مانند دی ۹۶ و آبان ۹۸ جلوگیری کند؟ آیا دولت روحانی و وزارت کشورش بخشی از ماشین سر کوب نبوده اند؟ آیا وزارت جواد ظریف توانست اثری در مسیر سیاست ناموجه خارجی ایران بگذارد و آیا به تصریح خود در مصاحبهٔ اخیرش کاری جز فرمانبری ، اطاعت و اجرای فرامینِ خودکامهٔ ایران داشته است؟ آیا کسی می‌تواند ادعا کند با انتخاب بین “بد و بدتر” از فجایع اقتصادی که کمر مردم را شکسته است جلوگیری شده‌است؟ اخیراً شاهد رد صلاحیت فلّه‌ای داوطلبانِ نمایندگی شوراهای شهر بودیم و بخصوص قلع‌و‌قمع وسیع کاندیداهای اصلاح طلب جهت عضویت در شوراها را به عیان مشاهده کردیم. تمامیت خواهی مستبد و اعوان و انصارش به جایی رسیده که غیر خودی‌های منقاد و مطیع را هم در شوراهای شهر که اساسأ نقش قابل اعتنایی در اداره شهر ندارند نیز تحمل نمی‌کنند ‌. از سوی دیگر شورای نگهبانِ استبداد دینی جهت تنگ‌تر کردن حلقهٔ اختناق و تشدید سلطهٔ مستبد، چند شرط به شروط قبلیِ کاندیداهای ریاست جمهوری جهت ثبت نام افزوده است. این اقدام معنایی جز قانون گذاری ندارد. اکنون شورای نگهبان افزون بر قانون شکنی و لگدکوب کردن قانون و حقوق شهروندان و تفسیر قانون اساسی به نفع قدرت، قدم به عرصهٔ وضع و جعل قانون نیز گذاشته است ‌. آیا دولت حسن روحانی توانسته یا می تواند مانع این قبیل قانون‌شکنی ها و ظلم‌های آشکار و زیر پا گذاشتن حقوق مردم شود؟ آیا بالاتر از سیاهی رنگی هست؟
همه باید بدانیم که تغییر در حال و روز ملّت ایران، از تغییر در مناسبات و ساختارهای استبدادی می‌گذرد. نباید گذاشت نظام استبداد دینی، از نمد نمایش انتخابات برای خود کلاه مشروعیت بدوزد و از این طریق در تغییراتِ بنیادینِ محتوم تأخیر بیندازد. با مشروعیت‌زدایی و بلندکردن فریاد اعتراض است که می‌توان استبداد را به پذیرش انتخابات آزاد و دمکراتیک یعنی رفراندوم تغییر نظام استبداد دینی به نظام جمهوری دمکراتیک سکولار (به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت) واداشت. باقی راهکارها “شِبه‌راه‌حل” و بیراهه است.
تحریم فعال انتخابات و پیوستن به جنبش دمکراسی‌خواهی و عدالت‌طلبی مردم ایران از جهت دیگری نیز در انتخابات پیش رو اهمیت ویژه دارد؛ از آن جهت که هر روز مسیٔله جانشینی علی خامنه‌ای پررنگ‌تر می‌شود. کسانی آدرس غلط می‌دهند که با شرکت در “انتخابات” و “انتخابِ” کسی خارج از اردوگاه اقتدارگرایان می‌توان در نقشه “موروثی/نظامی/امنیتی” کردن تام و تمام نهاد ولایت فقیه خلل فکند که زهی خیال باطل. اگر سیاستمداری هنوز ساختار قدرت سیاسی در نظام ولایت فقیه را نشناخته است و نمی‌داند که از صندوق این نمایش انتخاباتی کسی بیرون نمی‌آید که کوچکترین خطری برای جلوس ولی فقیه بعدی داشته باشد یا باید در شم سیاسی وی شک کرد یا در نیّت او. سرنوشت محتوم نهاد ولایت فقیه این است که –در صورت بقا در سپهر سیاسی ایران- به صورت تام و تمام “موروثی/نظامی/امنیتی” شود. راه گریز از چنین سرنوشت شومی همانا مقاومت و مشروعیت‌زدایی از نظام استبداد دینی است تا در رفراندومی آزاد، مردم این مرز و بوم، خود سرنوشت خویش را به دست گیرند. مدتی است که اکثریت قاطع ملت ایران آگاهانه کارزار تحریم انتخابات فرمایشی – نمایشی را آغاز کرده اند و کثیری از فعالان سیاسی دموکراسی‌خواه و عدالت طلب در داخل و خارج از کشور به این کارزار ارزشمند پیوسته اند و انتظار می رود که تمامی منتقدان ، معترضان ، مخالفان و تحول خواهان از این کارزار تحریم حمایت کنند.
و سخن آخر؛ پیش از این در آذرماه سال ۱۳۹۸ در متنی به تحریم انتخابات مجلس تحریض کرده بودم. به گمانم سیر اصلی استدلال‌ها در تحریم آن انتخابات در زمینه انتخابات آتی نیز صادق است و به همین جهت آن متن نیز اینجا بازنشر می‌شود.

محمدرضا خاتمی: اصلاح طلبان نمی خواهند با معامله گری وارد قدرت شوند
اصلاح طلبان نمی خواهند با معامله گری وارد قدرت شوند
جریان اصلاح‌طلب فرسنگ‌ها از مردم عقب است
اصلاح‌طلبان باید تضادهای درونی‌شان را حل کنند
آینده کشور را خیلی روشن می‌بینم دولت روحانی فرصت ها را ازدست داد نباید کاندیدای ما را شورای نگهبان تعیین کند
نفیسه زارع کهن
محمدرضا خاتمی ، نایب رییس مجلس ششم و دبیر کل سابق جبهه مشارکت ایران اسلامی ، جزو گزینه ‏هایی بود که بسیاری از اعضای جبهه اصلاحات منتظر اعلام ورودش برای انتخابات ریاست جمهوری ‏بودند گرچه این انتظار به درازا کشید وآقای دکتر ترجیح را بر عدم حضور داد.‏
با او چند هفته قبل در دفتر روزنامه شرق گفت و گو کردیم ،قبل از کاندیداتوری آقای تاج زاده،قبل از ‏افشای فایل صوتی آقای ظریف ،قبل ازقانون عجیب و غریب و بدون مصوبه شورای نگهبان درباره شروط ‏کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ، قبل از زندانی شدن برادر آقای جهانگیری و البته قبل از ‏افتضاح تهمت و بی حرمتی در کلاب هاوس درباره یکی دیگر از گزینه های اصلاح طلبان … اتفاقاتی ‏که هرکدام می توانست مسیر گفت و گوی ما را تغییر دهد .در همان روز هم اما آقای خاتمی شرط کرد ‏از چرایی عدم ورودش به انتخابات نپرسیم که بسیاری از اصلاح طلبان از او خواسته بودند وارد گود ‏رقابت شود و او نپذیرفته بود.‏
پس با او درباره آن چه می توانند اصلاح طلبان درشرایط پیش رو انجام دهند پرسیدیم،این که ماندن در ‏قدرت به چه بهایی باید باشد؟و به اعتقادش مشکل اصلی درشرایط فعلی کجاست؟ ‏
آقای خاتمی مشکل اصلی در انتخابات را قهر مردم دانست و گفت متاسفانه اصلاح‌طلبان هرچه ‏بخواهند مردم را به انتخابات تشویق کنند خیلی اثری ندارد چون مردم می‌گویند شما چه قدرت و ‏اختیاری دارید؟»‏
او در صحبت هایش در رد معامله گری اصلاح طلبان برای ماندن در قدرت سخن گفت و توضیح داد ‏که به هر قیمتی نباید به انتخابات بیاییم و کاندیدای ما را شورای نگهبان تعیین کند.»‏
نایب رییس مجلس ششم در قسمت دیگر حرفهایش گفت:« من به عنوان بخشی که در جریان ‏اصلاح‌طلب هستم حفظ قدرت را بودن در حکومت نمی‌دانم، بلکه داشتن پایگاه اجتماعی می‌دانم که ‏متأسفانه به دلایل مختلف در طول چند سال اخیر پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان به قوت قبلی نیست.»‏
به گفته این فعال سیاسی همه ما باید تلاش کنیم جمهوریت بماند. چاره اصلی در دست رهبری است. با هر تفسیری که از رهبری در قانون اساسی داشته باشیم. . (ادامه)

 

انتخابات ۱۴۰۰؛ انتقاد مولوی عبدالحمید از 'تبعیض' علیه اقلیت سنی و 'افزایش نارضایتی' در ایران
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۳ مه ۲۰۲۱

توضیح تصویر،
تصویری که سایت مولوی عبدالحمید از مراسم نماز عید فطر امسال منتشر کرده است
مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان از وجود "تبعیض" علیه اقلیت سنی و افزایش "نارضایتی" در ایران سخن گفته و خطاب به مسئولان حکومتی هشدار داده که در انتخاباتهای قبلی وعده‌ها به جامعه سنی عملی نشده و اگر حکومت خواهان مشارکت شهرهای سنی‌نشین است، باید انتظارات آنها را برآورده کند.
مولوی عبدالحمید که در مراسم عید فطر در زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان سخن می‌گفت، از "رد صلاحیت‌های گسترده" در انتخابات شوراها انتقاد کرده و با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ خواستار آزاد گذاشتن مردم در انتخاب "از هر طیف و جناحی" شده است.
مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی که از پرنفوذترین شخصیت‌های اهل سنت در ایران است، با یادآوری آمار مشارکت بالا در شهرهای سنی‌نشین ایران در انتخابات‌های گذشته، خطاب به مسئولان حکومتی تاکید کرده است: "شما می‌خواهید جامعه اهل‌سنت در عرصه انتخابات از برادران شیعه هم جلوتر باشند، اما ابتدا بایستی تبعیض‌هایی را که در حق اهل‌سنت وجود دارند بردارید، رضایت اقشار مختلف ملت ایران را به دست بیاورید، تغییرات بیاورید و آزادی‌های مذهبی را برای جامعه اهل‌سنت در تمام نقاط کشور تأمین کنید، بعد اگر انتظار داشته باشید اهل‌سنت جلوتر از برادران شیعه هم در انتخابات‌ها حضور داشته باشند ما این انتظار را برآورده می‌کنیم."
به گفته این روحانی سنی "اهل‌سنت با تلاش‌های خودشان تنور انتخابات را داغ کردند" اما مسئولان بعد از رسیدن به پیروزی در انتخابات به وعده‌های خود به جامعه اهل سنت عمل نکردند و این باعث "تضعیف روحیه" جامعه اهل‌سنت شده است.

اصلاح طلبی فعال در برابر اصلاح طلبی محافظه کار و استمرار طلب! - گاندی باشیم نه ... !
حسین جعفری
مدتهاست تلاش می کنیم تا بگوییم تا وقتی از ترس انقلابی شدن و براندازی نظام، به انکار وضع وخیم و باتلاق گونه ی موجود می رسیم و آگاهانه خود را به تغافل می زنیم تا توصیف مان سوگیرانه به نفع تایید وضع موجود رقم بخورد و آنقدر توقع مان را از نظام پایین نگه می داریم تا اصلاحات را در قواره ی کوچک حاکمان تنگ نظر  امروز درآوریم و تا به وضع موجود رضایت دهیم؛ آنگاه شک نکنیم که نمی توانیم با عقل جمعی به فکر مشخص کردن شیوه ها و رویکردهای جدید (بدون تمسک به خشونت و انقلاب اما فعال و موثر) برای برداشتن گام های رو بجلو باشیم!!
خطا و مغلطه ی مهمی در حال وقوع است؛ توجه کنیم! می گویند اصلاح طلبی یعنی نارضایتی از وضع موجود و مطالبه تغییر از طرق غیر خشونت آمیز !!! آری این شرط لازم اصلاح طلبی است اما شرط کافی نیست!!!
نارضایتی از وضع موجود و مطالبه تغییر اگر منفعلانه باشد و فاقد هر گونه تلاش عملی برای تغییر؛ همان محافظه کاری است!! شرط کافی برای اصلاح طلبی، تلاش مصرانه و با برنامه برای ایجاد تحول و تغییر و اصلاح است.
اصلاح طلبی چون گاندی معتقد بود که؛ "بهای جان هایی که طی مقاومت خشونت پرهیز از دست می روند باز از هزینه های شورش خشونت بار کمتر است"، اما از این منطق درست نمی توان نتیجه نمی گرفت که باید از هر تلاشی که ممکن است باعث اعمال خشونت آمیز از سوی ارباب قدرت شود ترسید؛ پرهیز کرد و محافظه کار شد و فقط بعد از هر خونریزی چند کلام بقصد حرف درمانی صادر کرد!!
گاندی خشونت طلب نبود اما از اینکه در راه اصرار بر تغییر و اصلاح امور مشخص، ایستادگی حداکثری کند و هزینه پرداخته شود؛ پرهیز نداشت.
در اصلاح طلبیِ گاندی؛ مقاومت مدنی و تلاش برای تغییر اصل است و نمی توان از ترس خشونت عریان قدرت؛ اصلاح طلبی را در حد غر زدن و نالیدن تنزل داد. توجه کنیم پرهیز از خشونت با ترس از خشونتِ اقتدارگرایان فرق دارد!
واقع آن است اول قدم تحرکِ فعال ( و نه منفعل!) و حرکت رو به جلوی اجتماعی، دانستن و پذیرش این نکته است که با رویکرد محافظه کارانه فعلی اصلاح طلبی، راه بجایی نخواهیم برد و در عمل بجای اصلاح طلبی به استمرار طلبی تنزل جایگاه داده و به آنچه که ترسش را داریم ( انقلاب ) نزدیک می شویم، لذا اگر مخالف براندازی و انقلاب و توسل به راههای خشونت آمیز برای تغییر هستیم، خب، بسم الله!
برای مردم منتقدی که در آینده ای نه چندان دور تبدیل به معترضانی با مشت های گره کرده می شوند، راههای اصلاح و تغییر ملموس، عینی و فعال معرفی کنید.!
شک نکنید که مردمی معترض ، عصبانی و مایوس، معلوم نیست به ریسمان عقلانیت و صبوری چنگ زنند و چه بسا به ریسمان پوسیده اجانب و توسل به خشونت تمسک کنند، بدان امید که هر طور شود بهتر از طور امروز است

یک سوال اساسی: واقعا در جهان و در کشورمان ایران چه خبر است؟!؛ ف. م. سخن

پرتاب بیش از ۱۰۰۰ موشک به سمت مناطق مسکونی اسراییل را در چند روز گذشته شاهد بودیم. شورش عرب های اسراییل و به آشوب کشیده شدن شهرهای اسراییل را به چشم مشاهده کردیم. مشتی تروریست فلسطینی، منطقه را در یک کلمه به آتش کشیده اند.
واکنش اسراییل البته با صبر همراه بود. هر کدام از کشورهای منطقه از جمله جمهوری اسلامی اگر جای اسراییل می بودند، بزرگ و کوچک فلسطینی ها را به خاک و خون می کشیدند. نهایت عکس العمل اسراییل زدن مکان های استقرار رهبران تروریست حماس بود.
اما اگر زاویه ی دید دوربینی را که با آن بر روی اسراییل و نوار غزه زوم کرده ایم باز تر بکنیم، و نقش کشورهای جهان را در موضوع اسراییل به نظاره بنشینیم، اولین سوال اساسی که برای ما به وجود خواهد آمد این است که واقعا در جهان چه خبر است؟
اگر معتقد باشیم که جهان امروز به دو قسمت آزاد و زیر یوغ استبداد تقسیم شده، اگر باور داشته باشیم که در موضوع اسراییل، سرِ مار، نه در نوار غزه، بلکه در پایتخت جمهوری اسلامی قرار دارد، و حکومت نکبت اسلامی، ۴۲ سال است که نه تنها خاورمیانه و اسراییل، بلکه جهان را به آتش و آشوب کشیده، منطقی ترین سوال این خواهد بود که چرا دنیای آزاد، سرِ مار را با سنگ نمی کوبد، و با جمهوری اسلامی راه مماشات در پیش می گیرد؟

زهی شرافت، زهی عدالت
کیوان صمیمی
توضیح: آن‌چه در ادامه می‌خوانید، روایتی دردناک از وضعیت یکی از زندانیان است که کیوان صمیمی، زندانی سیاسی،  در یکی از تماس‌های تلفنی روایت کرده است.
***
بهزاد همایونی ۵۷ ساله، زندانی بند هشت اوین، ملی و مذهبی نواندیش، بسیار مهربان و فعال، پدرش به سرطان مبتلا شده بود و پزشکان از او قطع امید کرده بودند.
سه ماه پیش یعنی زمانی که تنها چهار ماه به پایان حبسش مانده بود درخواست کرد که از قانون مرخصی متصل به آزادی استفاده کند تا این مختصری که به پایان عمر پدر مانده در کنارش باشد. شرایط قانونی این اقدام را هم داشت ولی بازجویان (ضابطین قضایی) مخالفت می‌کردند. آقای همایونی از این ممانعت بسیار عصبانی بود و گاهی به مناسبت‌هایی، شعارهای تند می‌داد. چندین بار گفته بود اگر دو سه روز هم مرخصی بدهند تا به پدر سالخورده‌ام را ببینم، راضی‌ام و یک‌بار هم با صدای بلند گفت اگر اینجا باشم و ایشان فوت کند، زندان را به هم می‌ریزم. چند روز پیش وقتی پدرش به اغما رفت، بازهم درخواست مرخصی کرد ولی امنیتی‌ها موافقت نکردند.
دیروز اما صدایش کردند و گفتند با مرخصی موافقت شده است. خیلی خوشحال شد و همه‌ی دوستان هم خوشحال شدند و شادمانه بدرقهاش کردیم. عصر که به یکی از نزدیکانم زنگ زدم، از خبر تکان دهنده‌ای مطلعم کرد. او گفت روز قبل از آزادی همایونی، پدرش فوت کرده بود و لذا فردایش برای اینکه او زندان را شلوغ نکند، نیروهای امنیتی سریعاً وی را به مرخصی فرستادند.
او فقط ۲۷ روز به پایان محکومیتش مانده بود. ظلمی که در حق آقای همایونی و پدرش نشان دادند، شگفت‌انگیز است. آمران این عمل ضد اخلاقی حتی اجازه ندادند پدری در حال مرگ، یکی دو روز پسرش را ببیند و پسر بر بالین پدر بنشیند. این منافقین که ادعای اسلام‌شان گوش فلک و دنیا را کَر کرده است حتماً می‌دانند که پیامبر این دین، اساس بعثت و رسالت خود را برپا کردن اخلاق قرار داده است.
منبع: زیتون

روایتی از دختران زخمی کابل؛ هنوز چند دانش‌آموز ناپدید هستند
حمله روز شنبه به مکتب سیدالشهدا در کابل، ده‌ها کشته به جا گذاشت که اغلب آنها دانش‌آموز هستند. زخمی جانکاه بر تن کابل و آینده‌ای مبهم پیش چشم زنان افغانستان.

بمباران و ادامه ی کشتار غیرنظامیان، خطر جنگ داخلی در شهرهای اسرائیل
در داخل اسرائیل درگیری خشونت‌آمیز میان یهودی‌ها و عرب‌ها تشدید شده است. به‌رغم فراخوان‌های بین‌المللی بر دامنه درگیری میان اسرائیل و حماس افزوده می‌شود. ارتش اسرائیل ۹هزار نیروی ذخیره را به خدمت فراخوانده است

توفان
www.toufan.org
اطلاعیه
بمباران نوار غزه و کشتار بربرمنشانه مردم فلسطین، جنایت علیه بشریت است، آن را قویا محکوم میکنیم

11. Mai 2020

• دیدگاه
انتخابات خرداد و دوگانه‌ی اصلاح‌طلب/اصول‌گرا
جویا آروین − اکنون که جریان اصلاح‌طلبی منحل شده، دوگانه‌ی اصلاح‌طلبی/اصول‌گرایی هم دیگر زور و نیرویی ندارد. این واقعیت که اکنون زور این دوگانه ته کشیده چه پی‌آوردی برای انتخابات پیشِ‌رو دارد؟

جامعه ایران نمی‌خواهد یک انقلاب از نوع 57 را تجربه کند/ کیسه به تن شبه‌اصلاح‌طلبانی می‌کشم که از جریان اصلاح‌طلبی یک ابزار قدرت ساخته‌اند/ بخشی از اصلاح‌طلبان باید به تعطیلات تاریخی بروند/ نه جامعه را می‌توان اردوگاهی و پادگانی اداره کرد نه سیاست را/ آینده ایران از درون رقم می‌خورد نه از برون
شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ - 14:30
محمدرضا تاجیک، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و استاد دانشگاه، در گفت‌وگوی ویدئویی با «اعتمادآنلاین»:
جامعه ایران نمی‌خواهد یک انقلاب از نوع ۵۷ را تجربه کند/ کیسه به تن شبه‌اصلاح‌طلبانی می‌کشم که از جریان اصلاح‌طلبی یک ابزار قدرت ساخته‌اند/ بخشی از اصلاح‌طلبان باید به تعطیلات تاریخی بروند/ نه جامعه را می‌توان اردوگاهی و پادگانی اداره کرد نه سیاست را/ آینده ایران از درون رقم می‌خورد نه از برون
محمدرضا تاجیک، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و استاد دانشگاه، گفت: من معتقدم که جامعه امروز ما دیگر جامعه انقلابی نیست. نمی‌خواهد یک انقلاب از نوع ۵۷ را تجربه کند و آماده این فضا هم نیست. نه دیگر آن رهبری وجود دارد، نه آن انگیزه‌ها و انگیخته‌های جمعی وجود دارد، نه دیگر آن جمع وجود دارد، نه آن ایدئولوژی وجود دارد، نه آن آرمان‌ها و نه آن سوژه‌ انقلابی. بنابراین به نظر من جامعه انقلابی نیست.
اعتمادآنلاین| مجتبی حسینی، سردبیر- محمدرضا تاجیک برای اهل سیاست به ویژه رفرمیست‌های ایران و هواداران دوآتشه گفتمان اصلاح‌طلبی چهره‌ای آشناست. او در حال حاضر استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و یکی از فعالان نظری جریان سیاسی اصلاحات است.
تاجیک در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) مشاور رئیس‌جمهور و موسس و رئیس «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری» بود. او در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ به عنوان مشاور ارشد میرحسین موسوی فعالیت می‌کرد.
محمدرضا تاجیک در حال حاضر یکی از جدی‌ترین منتقدان کنشگری بازیگران سیاسی اصلاح‌طلب و خواستار نواصلاح‌طلبی است.
تاجیک در بخش اول گفت‌وگو با برنامه «رادیکال» اعتمادآنلاین درباره خود و کارنامه سیاسی‌اش توضیح مفصلی داد. گفت‌وگویی سه ساعته که روز ۱۱ مرداد سال گذشته منتشر شد.
اکنون در بخش دوم این گفت‌وگو محمدرضا تاجیک به تحلیل وضعیت امروز ایران و آینده پیش روی ایرانیان پرداخته است.

نقطه پایان
علیرضا کفایی
پس از سخنان عتاب آلود رهبری پیرامون فایل صوتی؛ آقای ظریف در نوشته کوتاهی اشاره کردند “…ختم کلام و نقطه پایانی برای بحثهای کارشناسی است”
اینکه آقای ظریف بسرعت کارشناسی را مستحیل در عتاب رهبر نمودند و اعلام ختم کلام کردند باید تاسف خورد ولی تاسف بیشتر از این است که جاری شدن این رویه در سایر امور کشور به استخفاف ملی و بی اعتباری نظرات کارشناسی در امور داخلی و خارجی و لاجرم استبداد خطرناکی خواهد انجامید که هم انقلاب و نظام و هم دین و میهن را در خطر قرار خواهد داد.
گویا قرار نیست خردمندی حاکم شود و نوعی از زمامداری مبتنی بر زور و مشت آهنین و سرانجام دیکتاتوری خود را نشان می دهد، چنانکه اخیراً در بخشهایی از حاکمیت اتفاقاتی رخ می دهد که دور از شأنیت انسانی و دینی و به صراحت بر خلاف قانون است، علاوه بر انفعال و عملکرد چاپلوسانه وزیر بهداشت، برنامه های نابخردانه تلویزیون که دربست در اختیار تندروهای جاهل است و افتضاحات مجلس اقلی و بی خاصیت بودن برخی از نمایندگان و بگیر و ببندهای دستگاههای امنیتی و سیطره آنها بر دستگاه قضایی، اقدام اخیر شورای نگهبان در قانونگذاری و گسترش نظارت ناصواب برای پیش از ثبت نام نامزدهای انتخابات؛ معنایی جز هموار کردن دیکتاتوری تمام عیار ندارد و متاسفانه همه اینها به نام دین خواهد بود.
اتهامات پیشین رئیس مجلس رسیدگی نمی شود و جری تر شده ردیفهای بودجه را نیز دستکاری می کند، شورای نگهبان، قانون را پاسداری نمی کند و بر خلاف قانون، قانون می نویسد…..آیا این موارد موجب نمی شود که متولیان امر از سوی رهبری مورد عتاب قرار گیرند؟ آیا کسانی و گرههایی، میدان! را برای حزب پادگانی و اهالی میدان باز گذاشته اند؟
در واقع سخن آقای ظریف در رابطه با “نقطه پایان بحثهای کارشناسی” را باید تسری داد به سایر امور، زیرا بدین صورت “نقطه پایانی” بر همه چیز خواهد بود، آنها می خواهند فقط امر کنند و از مردم فقط اطاعت می خواهند، احدی هم حق ندارد اعتراض و یا انتقادی کند، خطای مهلکی که به خودکامگی و فرعونیت می انجامد که این نوع حکومت بر اساس استخفاف و تحقیر مردم است ” استخف قومه فأطاعوه
فرعونیت و استخفاف مردم و اطاعت بی چون و چرا خواستن یعنی ارادتی نمانده و ترس از طغیان توده ها دارند لذا محور را بر آمریت و تحکم قرار داده اند و با قدرت! می تازند و اتکای به میدان دارند؛ یعنی “نقطه پایان”
خلق چون دریا و دریا تندخوست
خشمِ پنهان‌‌جوشِ توفان‌ها در اوست
گفتمت، اما چه حاصل؟ نشنوی!
باد می‌کاری که توفان بدروی

کودتای نرم فقیهان علیه قانون اساسی
محمدعلی مشفق
حقیقتا باید اذعان کنیم که کودتایی نرم علیه قانون اساسی این میثاق ملی و عهد میان ملت و حاکمیت تدارک دیده شده که ظاهر آن ساحت نظامی ندارد ولی خروجی این کودتای نرم‌ تقویت و استمرار رویکردهای نظامی گری در میدان موردنظر صاحبان قدرت است و با این مصوبات درواقع شورای نگهبان می خواهد علاوه بر اعمال نظارت استصوابی به شق دومی از مهندسی انتخابات که مبتنی براین مصوبات غیرقانونی است مبادرت نماید و به اصطلاح روزه شک دار نگیرد و چهره ایی نظامی و یا همگرای صددرصد با ساختار قدرت و از جنس مجلس حامی نظامیان به پاستور با هر رایی بفرستند و حکومتی یک دست را همانند دولت هزاره سوم احمدی نژاد تحقق ببخشند.
لذا اراده براین است که باید ملاحظه و رودربایستی را کنار بگذارند و اجرای بدون تنازل قانون اساسی را که میتواند تحقق بخش انتخاباتی آزاد باشد به کناری وانهند.
لذا برخلاف نص صریح مفاد اصل ۱۱۵ قانون اساسی به خود اجازه داده اند تا بندهایی به شرایط نامزدهای ریاست جمهوری که از اختیارات مجلس خبرگان قانون اساسی و نیازمند رای مردم است و خارج از اختیار شورای نگهبان و هر مرجع و مقام دیگری است بر شرایط نامزدها بیفزایند تا راه برای حاکمیت نظامیان و یا نظامی گری بیشتر هموار شود و نظامیان را که نه در زمره رجل مذهبی و نه رجل سیاسی به حساب می آیند بر خلاف نص صریح اصل ۱۱۵ قانون اساسی، با واردکردن آنان در کارزار انتخابات از رجل نظامی به رجل سیاسی و مذهبی ارتقاء بخشند و مهر تاییدی بر ورود نظامیان به کارزار انتخابات و رقابت های انتخاباتی بزنند.
درحالی که سرداران رجل نظامی هستند و نه رجل سیاسی، چرا که رجل سیاسی بودن حقیقتا سیاست ورزی را در احزاب و گروه‌های سیاسی می طلبد و در سپاه که یک نهاد نظامی و مسلح به سلاح و اطلاعات و امنیت و قدرت اقتصادی و برخوردار از پشتوانه رهبری است البته که کارهای حزبی می‌تواند باعث انشقاق ابواب جمعی در این نیروی مسلح گردد که می‌تواند برای دفاع و امنیت کشور بسیار زیانبار باشد.
شاید هم بعضی از سرداران برای سپاه که نهادی قدرتمند جهت پاسداری از انقلاب و سرزمین و مرزها و النهایه ملت است، کارکردی حزبی مثل احزاب و گروه های سیاسی قائل اند و احتمالا در این نهاد سیاست ورزی کرده و می کنند. درحالی که قانون اساسی مطلقا به رجل نظامی اشارتی نداشته و تنها به ذکر دو نوع رجل سیاسی و مذهبی اشارت نموده است.
لذا رجل نظامی در قانون اساسی مطلقا موضوعیت ندارد معهذا شورای نگهبان برخلاف مسئولیت قانونی خود در قانون اساسی، مبادرت به اضافه نمودن مولفه های زیادی به شرایط نامزدهای ریاست جمهوری برخلاف نص صریح مفاد اصل ۱۱۵قانون اساسی که برعهده مجلس خبرگان قانون اساسی و رای ملت است، نموده است و رجال نظامی را علاوه بر میدان موصوف، به میدان و کارزار انتخابات هم فرا خوانده است که علاوه بر متعارض بودن با قانون اساسی، تعارض صریح با فتوای حضرت امام و عقول و فهول جامعه و وظایف سازمانی نیروهای مسلح و تبدیل نشدن این نهاد تاثیرگذار که عهده دار حفاظت و تامین امنیت کشور به حزبی مسلح است، دارد.
عجبا که آقایان سال هاست که فحش و دشنام به رضاشاه سردارسپه کودتاچی می‌دهند ولی سرداران امروز را که می‌توانند نقش همان سردارسپه را در اشکال جدیدی بازی کنند، حلواحلوا می کنند و مهر تایید بر رجل سیاسی و مذهبی بودن آنها برخلاف مسئولیت های قانونی خود میزنند.
پرسش مهم دیگر اینکه اگر اینها رجل سیاسی هستند سئوال این است که در کدام حزب و گروه سیاست ورزی و یا در کدام دانشگاه ،علم سیاست را تجربه کرده و آموخته اند یا اینکه خدای ناکرده کارکرد حزبی برای سپاه که متعلق به همه ملت است، متصورند. مضافا اینکه در کجای دنیا نیروهای مسلح رجل سیاسی قلمداد می‌شوند که ایران دومی آن باشد؟
پرسش دیگر اینکه اگر چنین است درجات سرداری چرا باید به کسانی اعطاء گردد که رجل نظامی نبوده اند؟نمی‌شود که شما هم رجل نظامی هم سیاسی و هم مذهبی و… باشید!
مهمتر اینکه قانون اساسی در اصل ۱۱۵ تنها بر رجل مذهبی و سیاسی تصریح و تاکید کرده است و نه رجل نظامی، بنابراین اگر واضعان قانون اساسی و امام می خواستند به عقلشان می‌رسید که رجل نظامی را هم اضافه کنند و همانند پیرمردان و سالخوردگان شورای نگهبان در شرایط نامزدهای ریاست جمهوری ذکر کنند و حتما به اندازه فقیهان ۹۵ساله شورای نگهبان درک و فهم داشته و می فهمیده اند.
بعلاوه به فرض ضرورت چنین اصلاحاتی، باید اصلاح قانون اساسی در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح و تصویب گردد و به رای عموم مردم گذاشته شود تا اعتبار قانونی پیدا کند نه طبق دستور و تصویب آن در شورای نگهبان که مطلقا شان قانون گذاری ندارد.
پرسش دیگر اینکه آیا مقام رهبری و شورای نگهبان منصوب ایشان شان اصلاح قانون اساسی را طبق قانون اساسی دارند؟
اگر دارند بفرمایند مستند به کدام اصل قانون اساسی شورای نگهبان می‌تواند بندهایی به شرایط نامزدهای ریاست جمهوری برخلاف قانون اساسی اضافه کند؟
حال آیا این حرکت ناقض آشکار قانون اساسی، جز کودتای نرم علیه قانون اساسی معنای دیگری می‌تواند داشته باشد؟

 

استخراج رمزارز حرام‌ است، باعث افزایش مصرف برق در ایران بی آب می شود، غیر قانونی‌ است، کلاه برداری است، به صرفه نیست و…
همه این گزاره‌ها برای مردم عادی است، برای خواص همه چیز برعکس است، برای آنها یک امر واجب است که به نفع اقتصاد مقاومتی هم هست و جهاد محسوب می‌شود و کمک به اقتصاد کشور است و از شیر مادر حلال‌تر و…|کاربر صادق صادقی
آنقدر گردنشان کلفت است که بنر زده اند و برای شروع احداث مزرعه استخراج ارز دیجیتال مراسم رسمی کلنگ زنی برگزار کرده اند؟ ۵۰ میلیارد تومان هم سرمایه آورده‌اند. اینها کی هستند؟ مملکت دست کیست؟ / مکتوبات

انتخابات ایران؛ «اصلاح‌طلبان» بر سر دوراهی
۱۷. اردیبهشت ۱۴۰۰12
آیا انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران به حذف کامل «اصلاح‌‌طلبان» منجر خواهد شد؟ این پرسش که اکنون در بسیاری از گفت‌وگوها در فضای مجازی مطرح است، پاسخ‌های گوناگون گرفته است. رایج‌ترین پاسخ یک «آری» قاطع است. عرضه‌کنندگان این پاسخ می‌گویند: شکست فاحش دولت حجت‌الاسلام حسن روحانی در هشت سال گذشته آخرین امیدها به کارایی «اصلاح‌طلبان» را مبدل به یاس کرده است. از سوی دیگر، بعضی ناظران عقیده دارند که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر و ولی‌فقیه، هنوز هم نیازمند «اصلاح‌طلبان» است. به دو دلیلنخست استفاده از آنان برای فریفتن قدرت‌های غربی، به‌ویژه ایالات‌متحده و سپس تبدیل آنان به کیسه‌بوکس و مسئول همه ناکامی‌های رژیم.
با یک نگاه کوتاه به تاریخ ۴۲ ساله جمهوری اسلامی خواهیم دید که نظریه دوم، احتمالاً بیشتر بیانگر واقعیت است. نظام خمینی‌گرا از آغاز نیازمند یک جناح «اصلاح‌طلب» یا «معتدل» یا حتی «لیبرال» و «غرب‌گرا» بوده است.
در نخستین مرحله از این نظام، گروه مهدی بازرگان و گروه‌های «ملی-مذهبی» و «مارکسیست – اسلامی» این نقش را بر عهده گرفتند و با فریفتن طبقه متوسط در ایران و دمکراسی‌های غربی، فرصت زمانی لازم برای شکل گرفتن یک «دولت پنهان» را فراهم آوردند.

مذاکرات وین ادامه دارد؛ واکنش مقامات ایران، روسیه و آلمان: زمان، عنصری کلیدی در مذاکرات وین
نویسندهگیتا آرین
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰

حاشیه یکی از جلسات مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در وین

هایکو ماس وزیر خارجه آلمان معتقد است مذاکرات جاری در وین برای احیای توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ باید تسریع شود. همزمان، سخنگوی وزارت خارجه ایران می‌گوید آمریکا لغو بیشتر تحریمهای مورد نظر آن کشور را پذیرفته است.
پیش از شرکت در جلسه وزرای خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل، هایکو ماس وزیر خارجه آلمان روز دوشنبه ۲۰ اردیبهشت گفت که کشورش می‌خواهد توافق هسته ای با ایران به طور کامل احیا شود زیر تنها راه حصول اطمینان از این است که ایران به تسلیحات اتمی دست نخواهد یافت.  
آقای ماس گفت: مذاکرات دشوار و سخت هستند، با این وجود کلیه شرکت کنندگان در فضای سازنده به گفتگو پرداخته اند. اما فرصت کم است.
پس از شروع دور چهارم مذاکرات در وین، انریکه مورا معاون سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس کمیسیون مشترک توافق توئیت کرد: با وجودی که به عنوان اداره کننده این گفتگوهای غیر مستقیم میان ایران و آمریکا، حس می کند باید سریع عمل شود اما هیچ ضرب الاجلی وجود ندارد.

مشروطه سلطنتی، حزب مشروطه ایران و شاهزاده رضا پهلوی
۱۲. اردیبهشت ۱۴۰۰68
مشروطه سلطنتی همزاد مدرنیته سیاسی در ایران است؛ جنبش مشروطیت و نهادسازی‌های عصر رضاشاه پهلوی، بنیان‌های سلطنت مشروطه را ایجاد کردند. سلطنتی که پیش از مشروطیت شکل و ماهیتی استبدادی داشت. سلطنت در آن دوران بر حول محور شاهی خودکامه می‌گردید و حکم شاهی درواقع اجرای احکام شرعی و درباری بود. با جنبش مشروطیت بود که پادشاه توسط نمایندگان مردم از طریق مجلس شورای ملی انتخاب و به‌واسطه شرایط زمان، در دایره اجرایی هیچ مقامی‌ نداشت. حتا در جریان تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی نیز این مجلس شورای ملی و مجلس مؤسسان بود که بر مشروعیت و کارآمدی سلطنت مشروطه پهلوی صحه گذاشت.
مدرن‌سازی ایران و شکل‌گیری دولت- ملت مدرن در ایران از محصولات اولیه تغییر سلطنت و نهادینه شدن سلطنت غیر سنتی و مشروطه در ایران است. هرقدر که نهادسازی‌ها گسترش می‌یافتند، همان‌قدر نظام سیاسی واقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در خدمت پویایی ملی و تجدد ایرانیان قرار می‌داد. پروسه سلطنت مشروطه، قانونی و ملی در ایران با فاجعه ۱۳۵۷ متوقف شد و نظام سیاسی هم ازنظر ماهوی و هم از جهت شکلی از مشروعیت ملی عاری و از حقوق انسانی تهی شد. مشروطه‌خواهی سلطنتی در دوران جمهوری اسلامی‌ به آوردگاه اپوزیسیون و فعالین ملی‌گرا و آزادیخواه کشیده شد. رخدادی که تاکنون ادامه دارد و یکی از ارکان قوی و خردمندانه مبارزه با استبداد دینی و گذار از آن را برای دستیابی به دمکراسی مشروطه‌خواهی، در خود جای‌داده است.

استبداد سکولار و استبداد دینی،هر دو استبداد است
حسن ماکیانی
سال ۱۳۵۷ مردم در برابر رژیم استبدادی شاهنشاهی ، فردی و دیکتاتوری قیام و انقلاب کردند که خودشان سرنوشت خود و کشور را تعیین نمایند و در واقع استبداد تاج و تخت و قدرت بی حد و حصر شاهنشاهی، و تصمیم یک نفره ،برای کل ملت و کشور، از دلایل مهم انقلاب بود ! و مردم به جمهوری اسلامی رای دادند، تا حق انتخاب آزاد را داشته باشند و برای سرنوشت خود و کشور ، تصمیم بگیرند و آزادانه انتخاب نمایند، نه اینکه شورای نگهبان انتصابی قیم آنها شود، و از چاله به چاه بیفتند! مردم اگر قیم میخواستند همان رژیم استبدادی پهلوی به شکلی انتصابی انتخاباتی را انجام می داد، و تقریبا آنچنان تفاوت زیادی با گزینش نظارت استصوابی شورای نگهبان انتصاب رهبری فرقی نداشته است ! و در نتیجه به دلایل زیر، استبداد سکولار به استبداد دینی! تغییر کرده است؛
۱- انتخاب و انتصاب اعضای شورای نگهبان و نهادهای نظارتی از یک جناح ، و طیف خاص حاکمیت
۲- امضای حکم ریاست جمهوری توسط رهبری،که باز هم چنانچه رهبری حکم ریاست جمهوری را تنفیذ نکند رای مردم ارزشی ندارد!؟
۳- فرمان همه پرسی یا رفراندوم که در دست ایشان است!؟
۴- عزل رییس جمهور بعداز عدم کفایت یا حکم تخلف توسط دیوانعالی کشور!؟
که موارد فوق باید توسط رهبری صورت گیرند که با جمهوریت نظام در تضاد کامل است

قتل دبیر اول سفارت سوئیس در تهران
جبهۀ مردم برای نجات ایران (خط سوم)
اعلامیه شماره 53
هفدهم اردیبهشت2021.05.07
womens-power.farah-notash.com
www.farah-notash.com

ابطال واگذاری مالکیت نیشکر هفت‌تپه به بخش خصوصی؛ اسماعیل بخشی: هفت‌تپه را کارگران آزاد کردند

برخی خبرگزاری‌های نزدیک به حکومت در ایران امروز شنبه با انتشار گزارش‌هایی اعلام کردند که «پس از برگزاری جلسات رسیدگی دادگاه در زمستان سال گذشته»، مالکیت شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه از بخش خصوصی خلع و به دولت واگذار شده است


iran-emrooz.net | Mon, 10.05.2021, 11:23
نقش اقلیم کردستان و‌‌ موساد در ترور قاسم سلیمانی
یاهونیوز در گزارشی تحقیقی جزئیات جدیدی از عملیات ترور قاسم سلیمانی منتشر کرده است. از جمله به مشارکت واحدهای ضدترور اقلیم کردستان عراق و موساد در این عملیات پرداخته است.
مهمانان برنامه: علی آلفونه، پژوهشگر امور امنیتی از واشنگتن، جلیل‌ روشندل استاد علوم‌سیاسی از سیاتل، حسام دست‌پیش کارشناس مسائل خاورمیانه از بروکسل و‌ مراد ویسی روزنامه‌نگار ایران اینترنشنال از واشینگتن.

07. Mai 2020


آزادسازی یک میلیارد دلار از دارایی‌ ایران بررسی می‌شود
بر اساس خبری که شبکه سی.ان.ان از ۳ منبع آگاه تهیه کرده، دولت جو بایدن، رئيس جمهور آمریکا در راستای مذاکرات هسته‌ای با ایران که در وین برگزار می‌شود، در حال بررسی امکان آزاد كردن یک میلیارد دلار از پولهای بلوکه شده تهران است.

واکنش سپاه به فایل ظریف؛ در سنگر حاج قاسم، پشت خاکریز انتخابات
۱۶/اردیبهشت/۱۴۰۰
یوحنا نجدی

حسین سلامی هنگام سخنرانی درباره قاسم سلیمانی در مصلای تهران
 
نسخه چاپی
یادداشتی از یوحنا نجدیاکنون که حدود دو هفته از انتشار فایل صوتی محمدجواد ظریف می‌گذرد، بررسی واکنش سپاه پاسداران و افراد و رسانه‌های نزدیک به این نهاد نظامی-امنیتی به این فایل از بسیاری جهات قابل‌تأمل است، آن‌چنان‌که برنامهٔ احتمالی سپاه برای بهره‌برداری سیاسی از این فایل را به‌ویژه در کوتاه‌مدت تاحدودی مشخص می‌کند.
احتمال نفوذ در «نمکنشناس»ها؛ «میدان مقدس است»
حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران، در واکنشی زودهنگام، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، در دفاعی تمام‌قد از نیروی قدس سپاه با تأکید بر این‌که «همه‌چیز در میدان شکل می‌گیرد» گفت که «نیروی قدس در میدان از منافع اسلام و ایران دفاع کرده است». او همچنین ضمن ستایش از قاسم سلیمانی افزود که سلیمانی «این هنر را داشت که دیپلماسی را در خدمت میدان آورد».
حسین سلامی، طبق رویهٔ معمول در میان مقامات جمهوری اسلامی، مسائل دینی را نیز وارد ماجرا کرد و با بیان این‌که «ضربت خوردن» امام اول شیعیان در مسجد کوفه نیز «به دلیل نبودن مردان باشرفِ میدان بود»، نتیجه گرفت که «میدان مقدس است».
محمدجواد ظریف (وسط) وزیر خارجه ایران و قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه
بیشتر در این باره:
فایل صوتی ظریف؛ قاسم سلیمانی مانع دیپلماسی بود

اسماعیل کوثری، از فرماندهان دیرپای سپاه، اما در موضعی صریح‌تر گفت که «هرکس می‌خواست بداند که فرمانده میدان چه کسی است، باید وارد میدان می‌شد، نه این‌که از دو هزار کیلومتر دورتر در این باره اظهارنظر کند». این عضو ادوار مجلس شورای اسلامی با ابراز نگرانی از تأثیر منفی لو رفتن فایل ظریف بر روابط تهران و مسکو هم گفت که «این حرف‌ها به نظر من جز اختلاف انداختن میان ایران و روسیه نتیجهٔ دیگری ندارد».
محمدباقر قالیباف، از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، اما با رویکردی مشخصاً سیاسی‌تر در توئیتر نوشت «حالا که حاج قاسم نیست، نخواهیم گذاشت با فرصت‌طلبی برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود به او جفا کنند». رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی با تمجید از «تدبیر و شجاعت» قاسم سلیمانی که به‌تعبیر او «میدان‌ها را فتح و معابر دیپلماسی را باز می‌کرد»، افزود که «چیزی جز سیاست‌بازی یا ساده‌لوحی نمی‌تواند این حقیقت روشن را کتمان کند».
محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه و کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو، هم در توئیتی نوشت که سخنان ظریف «با واقعیت انحراف ندارد». او حتی یک گام فراتر رفت و نوشت که «خطر اصلی زمانی است که نفوذی‌های بیگانه به بازیگران سیاسی وصل شوند و بازیگران سیاسی نیز برای اهداف خود از دولتمردان سوءاستفاده کنند».

حمود .ن
«ظریف» و نقش او    در «میدان»
بخش نخست _
آنچه محمد جواد ظریف در مصاحبهٔ طولانی‌اش مطرح کرده است، بیش از هر چیز تأئید آن واقعیتی است که اکنون مدتهاست از نگاه بخش زیادی از مردم ایران پوشیده نیست و آن اینکه عمدهٔ تصمیم‌گیری‌ها برای اهمّ  مسائل کشور، نه در نهادهای رسمی، علنی و قانونی، و نه توسط مقامات قوای سه‌گانه، بلکه در جایی دیگر و به تعبیر تازهٔ ظریف در «میدان» صورت گرفته و به اجرا گذاشته می‌شود.
اما بیانِ اعتراف‌گونهٔ او به همین واقعیت‌ها، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به خصوص که جزئیات دقیق‌تری از نحوهٔ عملِ نقش‌آفرینانِ صحنه و «میدان» را به تصویر می‌کشد.
صرف نظر از اجرای ضعیف سعید لیلاز و تقطیع نابجا و مکرر صحبت‌های ظریف که چند بار هم با اعتراض ملایم وی همراه شد و نیز مزه‌پرانی‌ها و اظهار فضل‌های بی‌مورد، همچون اشاره به ابوموسی‌اشعری و شعرخوانی از مثنوی و رها کردنِ مهار خود در خاطره گویی از «ضعیفه‌‌ها» و نگاه موهن او به نمایندهٔ زن اتحادیهٔ اروپا( ولو در قالب شوخی)، پرسش‌های چالشی و مهم دیگری، امکان طرح داشت که به تمامی مسکوت ماندند.
از این حواشی که بگذریم، جان مایهٔ صحبت‌های ظریف، پیرامون مقوله‌ای در گردش و تکرار بود که او با واژهٔ «میدان» از آن یاد می‌کرد.
هرچند ایشان تعریف دقیقی از این واژه به دست ندادند و نگفتند که چرا با صراحت از عناوینِ اصلی نهادها و نقش‌آفرینانِ «میدان» استفاده نمی‌کنند، ولی از فحوای کلام او مفهوم می‌شد که منظور او از واژهٔ «میدان» عمدتاً اشاره به افرادی از فرماندهان نیروهای نظامی و امنیتی دارد که بیرون از تشکیلات رسمی وزارت امور خارجه، برای مهمترین مسائل سیاست خارجی و منافع ملی کشور، تصمیم سازی می‌کنند و رأساً به موقع اجرا می‌گذارند.
ظریف نه تنها به فرماندهٔ عالی «میدان» اشاره‌ای نکرد بلکه  سعی کرد که مخاطب انتقادات خود را از سطح قاسم سلیمانی، بالاتر نبرد.
او گفت که خودش به عنوان وزیر امورخارجه از تصمیم‌گیری و حتی اطلاع از مهمترین وقایعِ مرتبط با سیاست خارجی، کنار گذاشته شده، تا آنجا که اخبار وقایع را برای اولین‌بار از زبانِ وزیر امور خارجهٔ آمریکا می‌شنیده است.(PDF)

میدان در قبال اختیارِ سیاست خارجی کشور، به کجا و به کدام نهاد پاسخگوست؟
صادق زیباکلام
ایکاش میدان، همانقدر که اصرار بر تصمیم‌گیری سیاستِ خارجی دارد، متقابلاً در برابر تصمیماتش پاسخگو هم میبود. اَمری که بِالمَرّه در ایران وجود ندارد.
میدان، به هیچ روی پاسخگویِ عملکردش نه در سوریه و لبنان است، نه در عراق یا یمن، نه در اروپا و نه در هیچ کجای دیگری. همواره هم فرض بر آن بوده که هر تصمیمی که اتخاذ مینماید درست بوده، و هر سیاستی هم‌ که اعمال نماید بی عیب و نقص. میدان بعد از فتحِ خرمشهر واردِ خاک عراق گردید و جنگ را با همه هزینه‌های سنگین آن ۶ سال و بدون‌ِ نتیجه ادامه داد. در طی همه آن سالها هم‌ تصمیمش تقدیس میشد. اما امروز بتدریج درستی آن تصمیم با تردیدهای زیادی روبرو شده.
بیش از ده سال، حضور ما در سوریه و لبنان؛ بهمراه‌ میلیاردها دلار هزینه، معلوم نیست کدام برآیند را برایِ منافعِ ملّیِ ما بهمراه داشته. پرسشی که پیرامونِ ورود ما در جنگِ ‌داخلی یمن، صرفاً بواسطه رقابت و دشمنی‌مان با سعودیها هم ایضاً قابل تکرار است.
با توجه به آثار و پی‌آمدهایِ زیانبارِ تمامی این سیاستها، میدان به کدام نهاد و مرجع پاسخگو بوده؟ اساسا فلسفه و مفهومی بنام “پاسخگویی” و خود را موظف به “پاسخگو‌ دانستن”، در کالبد میدان وجود دارد؟ اختیارات و مسئولیت داشتن شانه به شانه پاسخگویی است. اختیارات بدون پاسخگویی مقدمه دیکتاتوری است.
میدان، بجایِ موظّف دانستن خود به پاسخگویی، هرآنچه کرده و میکند آنرا درست پنداشته و صرفا سیاستها و تصمیماتش میبایستی تقدیس و تمجید شوند. در حالیکه گام نخست پاسخگویی اجازه انتقاد و تقدس زدایی از تصمیمات و سیاستهاست

تاجزاده و راه پیش رو
محمد حیدرزاده
بحث پیرامون اینکه حضور مصطفی تاجزاده در انتخابات موجب انشقاق در جبهه اصلاحات و یا آن که موجب وحدت و همدلی بیشتر می‌شود، از اساس پوچ و بیهوده است. چرا که حضور تاجزاده پیامد انشقاقی است که پیش از این رخ داده بود. انشقاقی که انکار آن چیزی شبیه انکار کروناست.
چرا حضور تاجزاده می‌تواند و باید محل مناقشه شود؟ تاجزاده مدت‌هاست که تمامی آنچه را که باید نقد شود و بخش دیگر این طیف، از آن طفره می‌رود را با صراحت نقد می‌کند. و از قضا در بیانیه‌ی انتخاباتی‌اش نیز صراحتا سراغ همان موضوعات می‌رود. تاجزاده طفره نمی‌رود، او همان چیزی را مطرح می‌کند که سال‌هاست هر که در سودای قدرت است یا با سکوت از کنار آن عبور کرده است یا آن که در بهترین حالت با افعال و اسامی مجهول به آن پرداخته است. و معنای ضمنی هر دو واکنش، تشویق هیئت حاکمه بود به ادامه‌ی آنچه نباید می‌کرد. اما تاجزاده نخستین کسی نیست که به این تشویق ادامه نمی‌دهد. پیش از او میرحسین موسوی کف نزدن را آموخته بود. او نه تنها کف نزد بلکه خود «کف نزدن» را تشویق و ترویج کرد.
بیانیه انتخاباتی تاجزاده نیز مشخصا هم در ادبیات آن و هم در هدف گذاری‌اش کاملا در راستای آن چیزی است که در ۸۸ ریل گذاری شد. بحث بر سر این نیست که جنبش سبز زنده است یا مرده، بلکه بحث بر سر نزاع‌هایی است که قاطبه‌ی فعالین سیاسی اصلاح طلب از ورود به آن طفره می‌روند. این مهم نیست که اسم و رسم جنبش سبز تداوم یافته است یا خیر، بلکه مهم این است که در آن سال نزاعی که سالیان سال در پس پرده و تنها در خلوت از آن سخن به میان می‌رفت به یکباره در میان انبوه مردمی نادیده گرفته شده به فریادهایی سبز بدل شده بود. صدای نزاع دیگر در پستوهای حکومتی خفه نمی‌شد بلکه پرده‌ها فروریخت و افشاگری و مبارزه با دروغ آغاز شد. (افشاگر ناظر بر کسی است که آنچه دیگران در خلوت زمزمه میکنند، او در میانه‌ی میدان فریاد می‌زند.) همچنان که جدال مشروطه پابرجاست، جدال جنبش سبز نیز پابرجاست (چه بسا هر دو یکی باشند!). از این رهگذر بیانیه تاجزاده ارجاعی است به آنچه در ۸۸ آغاز شد. و شاید ارجاع از حاشیه به متن است. از حاشیه‌ی جدال به نقطه‌ی کانونی آن. از تماشاچی به بازیگری.
اما مسئله دقیقا همین جاست، بازیگری امر بسیار پیچیده و طاقت‌فرسایی است. طبیعتا اینجا مقصود تکروی نیست وحتی مقصود بازی حزبی نیز نیست، بلکه اینجا توان شکل دادن به یک بازی جمعی مد نظر است. توان باز کردن میدان وسیعی که در آن صدای «بی‌صدایان» شنیده شود. میدانی به همان وسعتی که تاجزاده مجددا تلاش کرده است تا آن را بگشاید. میدان وسیعی که بدون انبوهه‌ای که به کلی حذف و طرد شده است به یکباره محو خواهد شد.
سیاست را مجموعه‌ای از روابط نیروها تعریف کرده‌اند. و آن که قدرت بکارگیری بهتر این نیروها را داشته باشد دست بالا را خواهد یافت. میدانی که در آن، طرف مقابل از قدرت‌های قانونی، شبه قانونی و فراقانونی برخوردار است و همزمان بر نیروهای نظامی و امنیتی نیز مسلط است، هیچ‌گاه براحتی قواعد بازی خود را تغییر نمی‌دهد. و آن که خواهان تغییر است تنها منبع قدرتش، همان بی‌قدرتان (قدرت دولتی) و بی‌صدایان هستند. و هرچه این میدان به واسطه‌ی آن‌ها وسیع‌تر شود امکان تغییر قواعد بازی مهیاتر است. در واقع این تنها راهی است که به موجب آن قدرت مستقر نظامی- امنیتی حاضر به عقب نشینی خواهد شد. از این معبر صلاحیت یا عدم صلاحیت تاجزاده رنگ می‌بازد. تمرکز بر این موضوع بازگشت به حاشیه است. هیچ اهمیتی ندارد که سرنوشت تاجزاده در نظارت استصوابی چه می‌شود چرا که او تنها یک راه در پیش رو دارد تا آنچه را گفته است به پیش ببرد: بسیج نیروهایی که هربار بخاطر آنچه می‌خواستند، متفرق و تارومار شده ‌اند. بنابراین تاجزاده بخاطر راهی که نشانه رفته است پراهمیت می‌شود.
تاجزاده مسیر پرسنگلاخی را انتخاب کرده است که او را دائما در معرض سکندری خوردن قرار می‌دهد. شاید نخستین سنگلاخ پیش روی او این باشد که این اقدام او در حد یک هیجان انتخاباتی تقلیل داده نشود. این یعنی با سر به زمین آمدن! اما می‌توان تمام ناراضیان و تمامی آنانی را ‌که «زیر چرخ ‌های خشن ارابه‌ی اقتصاد» * له شده‌اند و آنانی که از فراشدهای بحث و نظر و تصمیم‌گیری حذف شده‌اند، دوباره گرد هم آورد و مصرانه بر مطالبات خود پایفشاری کرد. می‌توان اعتماد از دست رفته را بازیابی کرد و میدان تنگ‌نظری را دوباره گشود، اگر این مسیری را که بازشناسی شده است فارغ از نتیجه‌ی انتخابات، بتوان تا به انتها پیمود

*آقای تاجزاده با اعلام جنگ، نمی‌شود پیام آشتی داد، آسیه امینی*
دل‌نوشته‌ای صادقانه و صریح با مصطفی تاجزاده از طرف بخشی از ما، ما مردم
آسیه امینی
شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار پیشین
سلام آقای تاجزاده
این روزها در کلاب هاوس فرصت این فراهم شده که رودررو با بسیاری از سران اصلاح‌طلب حرف بزنیم. آنها، یعنی «ژنرال‌های ستاره‌دار اصلاح‌طلبان نظام»هر شب در اتاقی که جوانترهایشان بنا می‌کنند جمع می‌شوند تا باب گفت‌وگو را با دیگران، که احتمالا ما، ما مردم، هستیم باز کنند.
من می‌توانم در یکی از همین شبها دستم را بلند کنم، به بخش سخنران‌ها بروم و مثل خیلی‌های دیگر سخنانی در نقد و نکوهش، یا حتی به زبان بد و بیراه بگویم و پس از دو دقیقه که وقتم تمام شد، به جمع شنوندگان خاموش برگردم و احتمالا احساس خوشحالی کنم که فرصتی داده شد تا سفره دلم باز شود.
اما من چنین نمی‌کنم. چون به قول مک‌لوهان، پدربزرگ ما ارتباطاتی‌ها، «رسانه همان پیام است» و من محتوای «این پیامم» را در رسانه شما بیان نمی‌کنم که رنگ و بوی آنچه می‌طلبید بگیرد.
من سخنم را اینجا می‌نویسم چون این قلم رسانه من است و شاید این پیام هم، حرف دل خیلی‌های مثل من باشد. پس لطفا کمی حوصله کنید و تا آخر بخوانید!
آقای تاجزاده!
دیشب در اتاقی در کلاب‌هاوس، یکی از جوانترهای اصلاح‌طلب رو به ریش‌سفیدترهایشان (که شما هم جزء‌شان بودید) گفت:«به قول فلانی شما عمری نان بالا رفتن از دیوار سفارت را خوردید و حالا هم می‌خواهید نان پایین آمدنش را بخورید
سخنی از این شیواتر و صادقانه‌تر نشنیده بودم آنهم از کسی که در دایره خود شما اصلاح‌طلبان، نقدتان می‌کند.
روی دیگر این سخن را من می‌نویسم؛ عمری بلای بالارفتن شما از دیوار سفارت امریکا بر سر ما، ما مردم، آوار شد و حالا هم بلای پایین آمدنتان دوباره بر سر ما، ما مردم، آوار می‌شود.
در همان اتاق شما، آقای مصطفی تاجزاده حرفی زدید که اگر از انصاف نگذریم باید به شما هم مدال صداقت داد؛ شما گفتید: «... ما که همیشه بخشی از این نظام بوده‌ایم...» و تا جای شبهه‌ای نماند، به سابقه سیاسی‌تان در وزارت کشور و جاهای دیگر و اجرای دستورات رهبر اشاره کردید.(PDF)

از فلق تا شفق؛
برای برادرم مهندس سیدمصطفی تاجزاده
قاسم میرزایی نیکو
جوانی و سر پرشور از دانشجوی قبولی مهندسی مکانیک و اعزام در کالیفرنیا گروه «فلق» را تا پشت دیوارهای وطن می کشاند و «سپیده سحر» انقلاب «دانه جوانه» می شود تا یک روز هم که شده اصلاحات بی پروا اجماع کند به امید یک اصلاح طلب رادیکال؛ یک اصلاح طلب انقلابی؛
آن روز فلق بود و امروز شفق آرمان؛ اما انسان فرزند مکتب و عقیده است؛
یکی از “ما” آمده است بی لکنت تا گفت وگو کند، عذر بخواهد، دفاع کند و باشد به نام ایران برای همه ی ایرانیان؛
دوربین ذهن را می چرخانم بر قهقهه ی مستانه ی دو روی یک سکه:
دلواپسان و براندازان!
هر دو یک چیز می گویند و آن نفرت و خشم و کینه و عقده ای است که از اصلاح طلبان و شاید شخص سید مصطفی در این سال ها با خود داشته اند! و چه کسی تنها و بی سلاح وسط میدان جز امثال تاجزاده برای بقای ایران با کلمات جنگیده است؟!
امروز توپخانه ی دشمنان قسم خورده می کوبد بر طبل رأی بی رأی! و صدای دلواپسان از پستوخانه ها می آید که مشارکت حداقلی و حکومت اسلامی!!! هر دو گروه یک هدف را نشانه گرفته اند: جمهوری و مردم سالاری!!! یکی با دین و دیگری بر دین!
تاجزاده فرزند انقلاب نیست؛ خود انقلاب است؛ شاهدی بر قانون اساسی؛ شور جوان انقلابی؛ خود هدف؛ اصل متن؛ و امروز در میانه راه با تغییر آن چه هست و نیست؛ برای مردم به زبان خودشان؛
تاجزاده و انقلابی و همه ی انقلاب محصول آزمون و خطای یک ملت است؛ که تصمیم گرفت، انتخاب کرد و آری گفت؛ پس باید در خود نگریست و خود را بازیابی کرد؛ باید خود را اصلاح کرد؛ باید برگردیم به همه باهم! نه همه با من؛
“
ما” امروز همه آمده ایم و آماده ایم و این خواست جمع “ما” از شورای نگهبان است که اگر قرار است راستی آزمایی شود بسم الله حتما باید تاجزاده تأیید صلاحیت شود؛ چرا که هزینه ی رد صلاحیت، آب به آسیاب ضد انقلاب ریختن و شادمانی دلواپسانی است که بر طبل دیکتاتوری می کوبند؛
اگر مردم تاجزاده را نخواهند قطعا اصلاحات جمع می کند و در خود فرو می رود! فکر می کند تا در افق محو شود و یا چون ققنوس از آتش دوباره فلق!
این دیپلماسی و این میدان!
ثابت کنیم که ماجرای اصلاحات تمام شده است! قانونی و با انتخاب مردم! نه استصوابی و با دستان قدرت!
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می کرد..

 

آگورا؛ تریبون ایران‌آکادمیا 
قدرت، انگیزه توجیه علمی دین
– سعید پیوندی

 انقلاب‌ها ریشه‌های دیگری دارند

گفت‌وگو با مسعود کیمیایی دربارهٔ گوزن‌ها
بابک غفوری آذررادیو فردا
انتشار خبر نمایش نسخهٔ به‌تازگی فراهم‌شده‌ای از فیلم «گوزن‌ها» در جشنوارهٔ فیلم روتردام با بازتاب‌های متفاوت روبه‌رو شد.
از سال‌هایی که دو فیلم «دندان مار» و «گروهبان» ساختهٔ مسعود کیمیایی در جشنواره‌های مهمی چون برلین و ونیز به نمایش درآمدند، نزدیک به سی سال می‌گذرد و پس از آن خبری از نمایش فیلم‌های این کارگردان شاخص جریان موج نو سینمای ایران در جشنواره‌های بین‌المللی نبود. از این منظر نمایش «گوزن‌ها» رویداد قابل‌توجهی است، به‌ویژه آن‌که قرار است نسخه‌ٔ کامل و تازه‌فراهم‌شده‌ای از این فیلم شامل تمام قسمت‌های حذف یا اضافه‌شده به آن در جشنوارهٔ روتردام نمایش داده شود.


iran-emrooz.net | Fri, 07.05.2021, 10:11
هفتادمین سالگشت انتحار نویسنده بوف کور / اسکندری‌جو
علی‌محمد اسکندری‌جو نویسنده کتاب نیچه زرتشت (با عنوان فرعی درآمدی بر گفتمان پارادوکسال فلسفه غرب در ایران) آغاز بهار ۱۳۳۸ از جنوب تهران چشم به ایران گشود. او سال هایی که در دبیرستان پیرنیا حوالی چهارراه امیریه در جوار منزل جناب سرهنگ فرخزاد (پدر فروغ) و همسایگی شعبان جعفری درس می خواند از طریق آقای پارسا دبیر ادبیات با نثر «صادق» و نظم فروغ و نیز روایت نافرجام دکتر مصدق آشنا گشت. نامبرده از سال ۱۹۸۶ مقیم سوئد و ساکن استکهلم است؛ او پس از آموزش در استراتژی سرمایه‌گذاری و کسب مدرک، مدت ها به عنوان کارشناس و تحلیگر بورس و بازار سرمایه فعالیت داشت.
چهارده سال پیش نخستین کتاب وی «نیچه‌ی زرتشت» در ایران و سوئد منتشر شدند و در سال ۲۰۱۱ میلادی نیز کتابی با نام «ماورای تاریخ تا ماورای سیاست» توسط نشر آلفابت ماکزیما در استکهلم منتشر شد. کتاب دیگر این نویسنده و پژوهشگر با عنوان «درنگ‌های بی‌درنگ» در حال نگارش است که به احتمال در سال جاری چاپ شود.
اسکندری‌جو پیش تر چندین مقاله ادبی، فرهنگی و فلسفی در نشریات گوناگون و نیز سایت‌های مختلف منتشر کرده است. به باور وی برخی به عادت زشت درباره موضوعی ساده و کوچک بسیار می‌نویسند حال آنکه بعضی به عادت زشت‌تر درباره موضوع جدی و مهم بسیار کم می‌نویسند؛ او اما کوشیده است نه این باشد و نه آن علاقمندان به آشنایی با سبک این نویسنده به وبلاگ «نیچه و زرتشت» (pouranblog.blogspot.com) مراجعه کنند.

دکتر حسن بلوری
برلین، ۲۰۲۱٫۰۴٫۲۹
کوانتای فضا و زمان

The Quanta of Space and Time1
فشرده:
عرصه، میدانِ عمل یا پس‌زمینه‌ی فلسفه و فیزیک فضازمان تصور شده است. تلاش چندین هزار ساله‌ی انسان برای شناختِ خاستگاه و ساختارِ این پس‌زمینه تاکنون به ‌نتیجه مطلوب نیانجامیده است۲. با این حال هنوز این امیدواری وجود دارد که بتوان با یاری دو نظریه بزرگ قرن بیستم‌، یعنی نظریه نسبیت و نظریه کوانتوم، منشاء و بافتارِ آن را توضیح داد، چنانچه اصولا چنان پس زمینه‌ای وجود داشته باشد.

آخرین مطالب سایت «۱۰ مهر» ــ ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ ــ به‌قرار زیر است:
۱ــ برای سوسیالیسم، علیه فقر و بی‌حقوقی!
۲ــ مشکلات کارگری؛ کلافی درهم‌تنیده
۳ــ کارگران (هم‌چنان) بی‌طبقه
۴ــ جایگاه ویژه فولادی‌ها در دولت روحانی
۵ــ خروج نظامیان غرب از افغانستان
۱۱ و ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰:
۱ــ در این روز اول ماه مه
۲ــ امپریالیسم و چالش‌های معاصر جنبش کمونیستی
۳ــ توقف بعدی آخرالزمان؟
۴ــ سد تشکل‌یابی مستقل باید شکسته شود
۵ــ «آلمان» مشکل تازه «دنیای آتلانتیک»
۶ــ جنبش کارگری ایران: نگاهی از درون
۷ــ قیام هفت ثور؛ حماسه بدفرجام
۸ــ اتحاد ناسیونالیست‌های اروپا
۹ــ جنگ مخفیانه با آفریقا، آخرین حرکت فرانسه در مالی
۱۰ــ روس‌ها کمتر غذا می‌خورند
۱۱ــ شماره پنجم نشریه «دانش و امید» منتشر شد
تازه‌ها در کتابخانه «
۱۰ مهر»
۱ــ رفقا
نویسنده: ای. مِتِر
مترجم: خسرو روزبه
۲ــ‌ فاوست
نویسنده: یوهان ولفگانگ فون گوته
مترجم: محمود اعتمادزاده (م. ا. به آذین)
۳ــ هملت
نویسنده: ویلیام شکسپیر
مترجم: محمود اعتمادزاده (م. ا. به آذین)

توفان الکترونیکی شماره 178 نشریه الکترونیکی حزب کارایران را ملاحظه فرمایید
خجسته باد اول ماه مه، روز نمايش اتحاد کارگران سراسر جهان
آدرسهای تارنماهای حزب کارایران (توفان):
www.toufan.org
www.toufan.de
آدرس مرکزی ایمیل حزب کارایران(توفان)
toufan@toufan.org
آدرس کانال تلگرام توفان
https://t.me/totoufan

کمربند سبز امریکا از خمینی تا طالبان:
نگاهی به توافقنامه میان آمریکا و گروه طالبان


ملا عبدالغنی برادر معاون سیاسی گروه طالبان و زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان از سوی دو طرف این مذاکره توافق نهایی صلح را امضا کرده‌اند.
امریکا از مذهب اسلام و مردم خاورمیانه استفاده ابزاری می‌کند. در دوران جنگ سرد در مقابله سیاسی نظامی با شوروی به تقویت خمینی پرداخت و در دوران گلوبالیسم در مقابله سیاسی اقتصادی با چین به تقویت طالبان افغانستان و دلسوزی از مسلمانان اویغور می‌پردازد.
بعد از دخالت امریکا در ایران و تسهیل برای روی کار آمدن خمینی، مشروعیت بخشیدن به طالبان یکی از مرگبارترین اشتباهات تاریخی امریکا خواهد بود و پیامد سنگینی برای مردم منطقه خواهد داشت.
هزاران زن و مرد در راه شکل‌گیری افغانستانی دموکرات، سکولار و مبتنی بر قوانین وضعی تلاش کردند و جان خود را از دست دادند. دولت افغانستان در بیست سال گذشته علیرغم جنگ داخلی تحمیلی از طرف طالبان و علیرغم همه‌ی کمی و کاستی و مشکلات قومی و قبیله‌ای، قانون اساسی، قوای سه‌گانه، نهادهای نظامی‌ـ‌امنیتی و سایر نهادهای دموکراتیک را شکل داده است.

آرایش نیروهای انتخاباتی پس از سخنرانی خامنه‌ای: نزاع درونی اصول‌گرایان، استیصال اصلاح‌طلبان
ظریف به عنوان صدر نامزدهای فهرست نهاد اجماع‌ساز اصلاح‌طلبان هدف انتقاد تند خامنه‌ای قرار گرفت. قدرت «میدان» بر انتخابات چیره است، نواصول‌گرایان وابسته به سپاه به پیروزی باور دارند و گروه‌های مختلف آنها در طلب سهم‌ خود وارد جنگی داخلی شده اند. از سوی دیگر، اصلاح‌طلبان با اصرار بر شرکت در انتخابات با دست بسته در استیصال به سر می‌برند.
 عادل عطار
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
فایل صوتی فاش‌شده از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری، زلزله‌ای سیاسی را رقم زد. یک نکته مهم در سخنان ظریف در این فایل دخالت سپاه پاسداران در امور اجرایی و دیپلماتیک دولت بود و حمایت آنها از سوی رهبر.
دوگانه «میدان / دیپلماسی» که ظریف پیش کشید، دوگانه جدیدی نبود. در جریان کارزارهای انتخاباتی ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ حسن روحانی نیز با صورت‌بندی‌های دیگری مثل حقوقدان / سرهنگ به آن توسل کرده بود و وعده برجام خارجی و برجام داخلی می‌داد. اکبر هاشمی رفسنجانی هم همزمان با دوگانه جهان موشک‌ها / جهان گفتمان‌ها همین معنا را رسانده بود. اصلاح‌طلبان نیز بر سر همین تحلیل و حمایت از دیپلماسی پشت اعتدالیون ایستادند و هنوز هم ایستاده اند.
در حالی که شکاف اساسی میان حکومت و مردم است، دعوای حکومت−حکومت هم، یعنی درگیری میان دو جناح در قدرت بالا گرفته است.  اکنون نمود دعوا به صورت دوگانه میدان-دیپلماسی است. دست کم فایل صوتی ظریف چنین می‌گوید. نمایندگان هر دو طرف این دوگانه خود را نماینده واقعی مردم معرفی می‌کنند و می‌گویند مردم طرفدار میدان اند یا دیپلماسی.
مردم بنا به نظرسنجی‌های داخلی و خارجی تمایلی به شرکت در انتخابات ندارند. نظرسنجی اخیر صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز از عدم مشارکت ۵۱ درصد در برابر ۳۲ درصد متمایل به مشارکت خبر داده است. "مردم"ی که نمایندگان میدان و دیپلماسی در حاکمیت از آن سخن می‌گویند، خود واجد شکافی واقعی با مردم است. حاکمیت نیز با اشاره به همه‌گیری کرونا به عنوان عامل اصلی در این مشارکت پایین، رو به سوی دیگر گردانده و در واقع می‌گوید: فرقی نمی‌کند چقدر شرکت کنند.

تشدید اختلاف‌ها بر سر مصوبه جدید شورای نگهبان درباره شرایط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری
در حالی‌که سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید تعیین شرایط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری طبق اختیارات قانونی شورای نگهبان است، اصلاح‌طلبان می‌گویند تعیین چنین محدودیت‌هایی مانع از ثبت نام شمار قابل توجهی از داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود و منطبق با قانون اساسی نیست. شرایط برای اصلاح‌طلبان برای حضور سیاسی در چارچوب قانون روز به روز تنگ‌تر می‌شود.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰

بر اساس مصوبه جدید شورای نگهبان برای مشخص شدن جزئیات شرایط کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری، از این پس داوطلبان برای ثبت‌نام باید ۴۰ تا ۷۵ سال سن داشته باشند، دست‌کم مدرک کارشناسی ارشد یا معادل‌ آن را داشته باشند و سابقه تصدی حداقل ۴ ساله در سمت‌های مدیریتی داشته باشند و سوءپیشینه و سابقه محکومیت کیفری نداشته باشند. وزرا، استانداران، شهرداران شهرهای بالای ۲ میلیون نفر، فرماندهان نظامی با جایگاه سرلشگری و بالاتر هم می‌توانند کاندیدا شوند.
مصوبه جدید شورای نگهبان روز گذشته، پنج‌شنبه ۱۶ اردیبهشت به وزارت کشور ابلاغ شد.
عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان روز گذشته اعلام کرد که تعیین شرایط نامزدهای ریاست جمهوری جزو اختیارات قانونی شورای نگهبان است و «این شورا براساس اختیاراتی که بر طبق قانون اساسی داشته عمل و شرایط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را تعیین و اعلام کرده است».
هادی طحان نظیف، عضو دیگر شورای نگهبان نیز در این‌باره گفت:
«
در سیاست‌های کلی انتخابات بر ساماندهی این وضعیت (ثبت‌نام‌ها) تأکید شده و بر تعیین دقیق معیارها، شاخص‌ها و شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان و نیز شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت‌نام و همچنین بر تعریف و اعلام معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان تصریح شده است

آسیب‌های تشکیل پلیس کودکان و نوجوانان
پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۶ مه ۲۰۲۱
س. حمیدی
لایحه‌ی تشکیل پلیس کودکان و نوجوانان ۵۸ ماده را در بر می‌گیرد که متن آن را در معاونت حقوقی قوه‌ی قضاییه فرآوری کرده‌اند. این لایحه پس از هشت سال رفت و برگشت بین دولت و قوه‌ی قضاییه سرآخر در جلسه‌ی پنجم اردیبهشت ماه سال جاری به تصویب هیأت دولت رسید. ولی پیشینه‌ی تشکیل پلیس کودکان و نوجوانان به سال ۱۳۹۲ بازمی‌گردد. چون در همین سال، متن آیین دادرسی کیفری به تصویب رسید که در مادهی ۳۱ آن تشکیل پلیس کودکان و نوجوانان را پیش‌بینی نموده‌اند. اما اکنون لایحه‌ی تشکیل پلیس کودکان و نوجوانان به نیروی انتظامی کشور شش ماه مهلت می‌دهد تا در ظرف همین شش ماه، برای تشکیل و راه‌اندازی پلیس کودکان و نوجوانان اقدام به عمل آورد. لایحه‌ی یاد شده در واقع به نیروی انتظامی کشور تکلیف می‌کند تا در همین مدت شش ماهه، گزینش، جذب و آموزش چنین پلیسی را در دستور کارش قرار بدهد. در همین راستا حتا قرار است که زنان پلیس را هم در این مجموعه‌ی جدید، به کار بگمارند.
در موادی از همین لایحه هم‌چنین پیشبینی کرده‌اند که پلیس جدید بهره‌گیری از شیوه‌های غیر قضایی را در برخورد با کودکان و نوجوانان خاطی مغتنم بشمارد. چنین موضوعی را هم عدالت ترمیمی نام نهاده‌اند. چون ادعایی را در سر می‌پرورانند که قصد دارند تا ضمن ترمیم کاستی‌های گذشته، عدالت و حمایت خود را نسبت به کودکان و نوجوانان توسعه بدهند.
چنین رویکردی آشکارا حکایت از آن دارد که ظرف چهل و دو سال که از عمر حکومت می‌گذرد، مدیران آن هرگز نتوانسته‌اند بین هنجارهای ناصواب کودکان با رفتارهای بزهکارانه‌ی بزرگ‌سالان فرق و فاصلها‌ی ببینند. اما اکنون که به این کاستی پی برده‌اند از همان نیروی انتظامی سطحی‌نگر و وارفته‌ی جمهوری اسلامی در راه ترمیم یا اصلاح چنین مشکلی یاری می‌جویند. حالا پلیس کودکان و نوجوانان را باید همان‌هایی تشکیل بدهند که در طی این مدت هزاران تن از کودکان کشور را به بهانه‌ی جرم‌هایی موهوم به جوخه‌های اعدام سپرده‌اند. چنان‌که اعدام کودکان همیشه بخشی پایدار از پرونده‌ی نامردمی کارگزاران قضایی جمهوری اسلامی شمرده می‌شود. ناگفته نماند که این گروه از کودکان اغلب به وکیل نیز دسترسی نداشته‌اند. حتا بسیاری از کودکان را طی چهار دهه به بهانه‌ی موهوم جرم‌های سیاسی اعدام کرده‌اند که به طور حتم روزی به تمامی رفتارهایی از این دست در دادگاهی صالح و مردمی رسیدگی خواهد شد.

27. April 2020

روسوفیل‌ها در ایران؛ از موسوی خوئینی‌ها تا قاسم سلیمانی

 
دهه ۶۰ چپ اسلامی، از جمله موسوی خوئینی‌ها، به این صفت شناخته می‌شدند و اینک پس از مصاحبه، قاسم سلیمانی و فرماندهان سپاه به این ویژگی متهم شده‌اند. عکس: موسوی خویینی‌ها (سمت چپ)، احمد خمینی (وسط)، ۱۳۵۸
«محمدجوادظریف» و روسیه پس از حدود ۳۰ سال، بار دیگر به هم رسیدند. مصاحبه ظریف بار دیگر موضوع «روسوفیل‌ها» یا دوست‌داران روسیه در ایران را مطرح کرده است. در دهه ۶۰، گروهی از جریان مشهور به «چپ اسلامی»، از جمله «محمد موسوی خوئینی‌ها» به این صفت شناخته می‌شدند و اینک پس از مصاحبه ظریف، «قاسم سلیمانی»ٰ فرمانده کشته شده نیروی «قدس» و دیگر فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این ویژگی متهم شده‌اند.
***
بر اساس روایت‌ها، در سال پایانی رهبری «روح‌الله خمینی» و نخست وزیری «میرحسین موسوی»، صابون «کا.گ.ب»( سازمان اطلاعات شوروی) و روسوفیل‌ها به تن ظریف،‌ «محمدجواد لاریجانی»،‌ معاون وقت وزیر امور خارجه و «محمدجعفر امیرمحلاتی»،‌ نماینده وقت ایران در سازمان ملل متحد خورد.
 ظریف در خاطرات خود گفته که سفر هیاتی از شوروی به تهران عملا باعث منتفی شدن اعزام او به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل به امریکا و منجر به حذف امیرمحلاتی و تنزل جواد لاریجانی در وزارت امور خارجه شده بود.
بر اساس این روایت،‌ پس از پذیرش «قطع‌نامه ۵۹۸» شورای امنیت سازمان ملل متحد که جنگ ایران و عراق را متوقف کرد، شوروی هیاتی را به ایران فرستاد و به مقامات جمهوری اسلامی گفت: «نمایندگی نیویورک به شما خیانت کرده است زیرا ما به نماینده شما گفته بودیم در مقابل قطع‌نامه دوم مقاومت می‌کنیم ولی آن‌ها این نامه (پذیرش قطع‌نامه) را نوشتند.» (ادامه)

واکنش دفتر خامنه‌ای به صوت ظریف: انتشار یک جلسه روضه‌خوانی، نخستین واکنش ظریف: نگران خدا و مردم باشید
۷ اردیبهشت ۱۴۰۰۱۰:۱۲
دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران در واکنش به طرح اسم موضوع قاسم سلیمانی پس از انتشار مصاحبه جنجالی ظریف ویدئوی یک جلسه روضه‌خوانی را منتشر کرد. روضه‌خوان در آغاز این مراسم می‌گوید: جگرم بی‌قرار و درمانده است/در رگم شور خون فرمانده است. یکشنبه ۲۵ آوریل/۴ اردیبهشت یک فایل صوتی ۱۹۰ دقیقه‌ای از گفت‌وگوی سعید لیلاز با ظریف در اختیار رسانه‌ها و برخی شخصیت‌های مدنی در خارج از ایران قرار گرفت. چکیده آنچه که ظریف می‌گوید این است که در ایران نیازها و الزامات میدان جنگ و یا به تعبیر روشن‌تر نیازها و الزامات سپاه پاسداران بر دیپلماسی و منافع ملی تسلط دارد. روزنامه کیهان که زیر نظر حسین شریعتمداری، نماینده خامنه‌ای منتشر می‌شود، فایل صوتی ظریف را «مصاحبه مثلا محرمانه» و «جفا در حق سلیمانی و نظام» خواند و نوشت: «او در این مصاحبه، عملکرد قاسم سلیمانی را زیر سئوال برده و به دروغ، این عملکرد و عملکرد نیروهای نظامی را موجب ناکامی ‌برجام معرفی می‌کند.» عباس عبدی، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب در مقاله‌ای در روزنامه اعتماد در واکنش به انتشار فایل صوتی ظریف نوشت: «شايد مجموعه سخنان ظريف ذاتا واجد نكته‌ای نبود كه بسياری ندانند، ولی انتشار آنها از زبان ظريف مشكل پيش آورده است.» عبدی می‌نویسد: «این فایل صوتی يک چيز را با صدای بلند فرياد می‌زند: آقايان اين طوری نمی‌شود حكمرانی كرد.» محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در نخستین واکنش خود در اینستاگرام صوتی را منتشر کرد. او در این صوت می‌گوید: «معتقدم کاری به تاریخ نداشته باشید، چون خطاب به تاریخ می‌گویم، خیلی نگران تاریخ نباشید. نگران خدا و مردم باشید

نخستین واکنش غیرمستقیم ظریف به انتشار فایل صوتی خود

نگران تاریخ نباشید؛ نگران خدا و مردم باشید
وزیر خارجه ایران در یک پست اینستاگرامی به طور غیرمستقیم نسبت به حواشی چند روز اخیر و انتشار فایل صوتی سه ساعته از او واکنش نشان داد.
به گزارش «انتخاب»، محمدجواد ظریف در حساب شخصی اینستاگرامش صوتی را منتشر کرد.
او در این صوت می‌گوید: «معتقدم کاری به تاریخ نداشته باشید، چون خطاب به تاریخ می‌گویم؛ خیلی نگران تاریخ نباشید. نگران خدا و مردم باشید
در روزهای اخیر انتشار فایل صوتی تقطیع شده از یک گفت و گوی محمد جواد ظریف که در قالب تاریخ شفاهی انجام شده بود، زمینه ساز تخریب وزیر امور خارجه در فضای رسانه ای شده است.
این گفت و گو هفت ساعت بوده که سه ساعت از آن روز یکشنبه در فضای مجازی منتشر شد.

روزی که ظریف آسِ دل تاجزاده را برید

زیتون: «کلاب‌هاوس در زیتون» ستونی است روزانه که به اتاق‌های سیاسی این شبکه اجتماعی سرک می‌کشد...
نقل اول مجالس کلاب‌هاوسیِ روز گذشته تاجزاده و اعلام کاندیداتوری او بود تا اینکه ظریف آمد و همه چیز را شست و برد. موضوع از این قرار بود که دمدمای ظهر تلویزیون ایران اینترنشنال یک فایل صوتی چند دقیقه‌ای منتشر نشده از مصاحبه جواد ظریف منتشر کرد که در آن اسرار مگوی نظام درباره سیاست خارجی فاش شده بود. خیلی زود نسخه سه ساعته فایل هم در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و همزمان به خبرگزاری‌ها و روزنامه‌نگاران ایمیل شد.
بعد از آن بود که این فایل، محتویات و حواشی آن، موضوع اول همه شبکه‌های اجتماعی شد. زرنگ‌ترها خیلی زود در کلاب‌هاوس اتاق بحث و بررسی این فایل صوتی را ساختند و مشتری جمع کردند.
خبرنگاران اصلاح‌طلب اتاقی ساختند به اسم «بازخوانی فایل صوتی ظریف/ دیپلماسی یا «میدان»» و خب موضوع هم آنقدر داغ بود که به سرعت تعداد اعضای اتاق بالا رفت و در قحطی مشتری این روزهای کلاب هاوس به ۳هزار نفر هم رسید. اتاق حدود ۶ ساعت و نیم طول کشید و در این فاصله فایل سه ساعته هم منتشر شد. اما بسیاری از صاحبنظران و خبرنگارانی که در این اتاق حرف زدند عملا نظراتشان را بر پایه همان بریده‌های چند دقیقه‌ای ایران اینترنشنال سوار کرده بودند و البته هر از گاهی کسانی این وسط تذکر می‌دادند که «آقا! مگر شما همه فایل را شنیده‌اید که دارید تحلیل می‌کنید؟» اما خب به نظر می‌رسید که صاحبنظران تصمیم خود را مستقل از محتوای فایل گرفته بودند و احساس وظیفه می‌کردند دیگران را در جریان آن بگذراند.
فارغ از این حواشی بحث عموما حول چند سوال و تلاش برای پاسخ به آن می‌گشت و خب با توجه به جواب‌های منطقی محدودی که می‌توانست وجود داشته باشد بر اساس اصل لانه کبوتری از یک جایی دیگر جواب‌ها تکراری بود. فایل را چه کسی منتشر کرده؟ با چه هدفی؟ نتایج انتشار آن چیست و در نهایت کمتر از همه این که محتویات آن و آثار آنها چیست؟
جواب سوالات اول و دوم به نوعی به همدیگر ارتباط داشت. به این معنی که متناسب با اهداف انتشار افرادی که می‌توانستند از آن سود ببرند متفاوت بودند. بر اساس تحلیل‌ها عوامل محتمل انتشار عبارت بودند از؛ «خود دولت»، «مخالفان دوت که می‌خواستند به مذاکرات وین ضربه بزنند»، «مخالفان ظریف که نمی‌خواهند او به انتخابات ۱۴۰۰ برسد»، «احمدی‌نژاد و دار و دسته» و «اسراییل».

تاج زاده و راهبرد حجت بخش کاندیداتوری
🔵 جواد رحیم پور
تاریخ:۶اردیبهشت ۱۴۰۰
🔺انتخابات ریاست جمهوری 1400 با کاندیداتوری آقای تاج زاده  از گفتمان یکه تاز اصولگرایی خارج شد و مسیر تنزه طلبانه انتخاباتی رفورمیستی اصلاح طلبان را شکست.
به نظر می رسد که کاندیداتوری ریاست جمهوری آقای تاج زاده خود اصلاح طلبان را نیز دچار شوک کرده است و در واقع سردگمی آنها را نیز بیشتر کرده است. مواضع چهره های کارگزارانی  که نقشی عمده در نهاد اجماع ساز دارند، گویای این امر است.
🔺در مورد مواضع آقای تاجزاده در مقاطع مختلف مانند دی 96،آبان 98 و سقوط خواندن ،شلیک به هواپیمای اکراینی و. یا تناقض کاندیداتوری بااصلاحات ساختاری و.. مطالب زیادی گفته و نوشته شده است که بنده نیز به طور اصولی با آن موافق هستم. ودر انتخابات نیز شرکت نخواهم کرد.
اما مهم تر از کاندیداتوری ایشان دقت راهبردی به متن بیانیه کاندیداتوری است. البته مطمئن نیستم خود ایشان هم با این نگاه ،چنین متنی را تهیه کرده باشند اما در هر صورت نتیجه راهبردی  متن این بیانیه دو امر مهم در افق سیاسی کشور است که درتکلیف دو جریان اصولگرا اصلاح طلب را در برابر امر حکمرانی روشن می کند.
🔺اقای تاج زاده اعلام کرده اند ،آمده اند تا با کمک رهبر قانون اساسی را اصلاح ونهاد رهبری را دوره ای کنند، آمده اند تانظامیان را از عرصه اقتصاد وسیاست خارج کنند، آمده اند تا  به تبعیض علیه زنان خاتمه دهند و...نگاهی به این برنامه نشان می دهد  قبول یا رد کاندیداتوری
ایشان ،سرنوشت سیاسی کشور را تحت دو پلتفرم راهبردی متضاد روشن می کند.
🔺اگر کاندیداتوری آقای تاج زاده پذیرفته شود، معنایش این است که حاکمیت با اصلاح قانون اساسی به شکل مورد نظر ایشان موافقت کرده است. در این شرایط طیف های ذینفع حکمرانی موجود نه تنها دلیلی برای شرکت در انتخابات ندارند، بلکه باید اسباب و وسایلشان را جمع کنند و به خانه هایشان بروند. مقاومت هم نمی توانند بکنند چون حاکمیت این مسیر را پذیرفته است!
⚠️
حالت دوم اینکه آقای تاج زاده رد صلاحیت شود. در این صورت سند روشنی در برابر اصلاح طلبان قرار می گیرد که حاکمیت اصلاح ناپذیر است وتلاش آنها برای ورود به قدرت، یعنی پذیرش عدم اصلاح وسازش با حکمرانی غیر دموکراتیک، ناکارآمد وامنیتی.تحت این شرایط گفتمان اصلاح طلبی رفرمیستی نه تنها در جامعه که در واقعیت ،تئوری وسیاست ها نیز خاتمه می یابد و نهاد اجماع ساز قاعدتا باید تعطیل شود.
🔺سوال این است که خود آقای تاجزاده در برابر این شرایط در قالب چه نیرویی ظاهر می شود؟ حالت اول که نتیجه روشن است و تبعا اوباید دولتی با چهرهای منتقد تشکیل دهد تا فراگیری لازم را داشته باشد.حالت دوم اما اثبات اصلاح ناپذیری حاکمیت حداقل برای خود ایشان است؟ آیا جناب تاج زاده از بیانیه کاندیداتوریش عقب نشینی خواهد کرد یا به جمع تحول خواهان ساختاری  و فارغ از هویت اصلاح طلبانه خواهد پیوست؟ به نظر می رسد بیانیه کاندیداتوری آقای تاج زاده ، آقای خاتمی را هم در بزنگاه  اعلام موضع تاریخی قرار خواهد داد و تکلیف اصلاح طلبان را روشن خواهد کرد وبن بست راهبردی آنان را بیشتر نشان خواهد داد.
@hamidasefichannel2

 

کدام بخش از حرف‌های ظریف را نمی‌دانستیم؟ صادق زیباکلام

گفتگویِ سه ساعته دکترظریف، جدای از برخی جزئیات که دکتر ظریف در گفتگوی چند ساعته‌شان با آقای سعیدلیلاز فاش ساختند، کدام بخش از سخنان ایشان را نمیدانستیم؟
اینکه روسها تمایلی به بهبود روابط ایران و آمریکا ندارند را مانمی‌دانستیم؟
اینکه فرمانِ سیاست خارجیِ ما در سوریه، لبنان، یمن و.....در دست سپاه است و اساساً کل وزارت خارجه خدمتگزار سپاه قدس است را ما نمی‌دانستیم؟
اینکه تندروها و روسها هر تیغ و تیشه‌ای که بدستشان رسید، بر سرِ راهِ برجام ریختند تا مبادا برجام، یکوقت موفق شده و در نتیجه آسیبی و خللی بر سرِ راهِ تداومِ «آمریکاستیزی» و «دشمنی با غرب» بوجود آورد را ما نمی‌دانستیم؟
اینکه در نتیجه ایدئولوژی «دشمنی باغرب»، پیوندی استراتژیک میان روس‌ها و چینی‌ها و تندروها بوجود آمده را نمی‌دانستیم؟
اینکه چهل و دوسال است، منافعِ ملّیِ کشور، فرع بر الویت‌هایِ ایدئولوژیکِ انقلابیون شده را نمی‌دانستیم؟
اینکه روس‌ها، چشمِ دیدنِ ظریفِ میانه‌ و در آمریکا تحصیل و زندگی کرده را ندارند، و ظریف هم متقابلا، جان‌کری‌ِآمریکایی، که ظاهر و باطنش یکی است را به لاوروفِ روسی، که حاضر است، نیم‌میلیون سوری را فدای سرِ دیکتاتور بی‌رحمی بنام بشار اسد کرده و سوریه را با خاک یکسان نماید، ترجیح میدهد را ما نمی‌دانستیم؟
اینکه روسها، فرماندهانِ انقلابیِ سپاه قدس را به میانه‌روهایِ پراگماتیستِ در غرب تحصیلکرده، همچون ظریف، عراقچی یا تخت روانچی ترجیح میدهندرا ما نمی‌دانستیم؟
اینکه بخشِ انتخابیِ نظام، کاره‌ایی نیست و در جریانِ اخبار و اطلاعات مهم کشور از جمله اصابت موشکهایِ سپاه به هواپیمایِ مسافربری اوکراین، حمله به عین الاسد، یا تلفات ما در سوریه و..... اساساً قرار نمیگیرد، خیلی حرف جدیدی بود؟
می‌ماند فقط اینکه چه کسی ، و چرا فایل را لو داد؟

نکاتی در مورد فایل صوتی دکتر ظریف
رضا نصری
۱) جریان‌ ایران‌ستیز از دو اتفاق هراس دارد: اول اینکه مذاکرات وین با موفقیت تمام شود؛ و دوم اینکه فضای پسا توافق در دولت بعدی به خوبی مدیریت شود.
۲) جلوگیری از هر دو اتفاق نیز مستلزم خارج کردن جواد ظریف از صحنه است، چرا که حضور او هم در موفقیت مذاکرات در دولت کنونی و هم در مدیریت توافق حاصله در دولت بعدی یک عامل کلیدی است.
۳) به همین خاطر رسانه‌های سعودی وابسته به جریان ایران‌ستیز تلاش می‌کنند با تقطیع و تحریف سخنان ظریف، بزرگ‌نمایی و ترویج یک تفسیر مغرضانه از اظهارات او و همچنین ایجاد یک دوگانه کاذب میان ظریف و شهید سلیمانی مقدمات حذف او از صحنه سیاست ایران را فراهم آورند.
۴) در اینکه در فضای متلاطم کنونی بهتر بود فایل منتشر نشود تردیدی نیست. اما اغراق در مورد سطح «محرمانگی» اظهارات دکتر ظریف و تحلیل‌های غلوآمیز در مورد تاثیر سوء آن بر روابط خارجی و موقعیت مذاکراتی ایران نیز اظهارات بی موردی است که غالباً توسط عده‌ای با مقاصد سیاسی عنوان می‌شود.
۵) وزیر امور خارجهٔ آلمان در روز روشن در یکی از مهم‌ترین نشریات این کشور مقاله می‌نویسد و رابطهٔ راهبردی ۷۰ ساله آلمان و آمریکا را علناً زیر سؤال می‌برد، اما چنین جنجالی به پا نمی‌شود؟ چرا؟
۶) یا رئيس‌جمهور سابق فرانسه - فرانسوا اولاند - در کتاب خاطراتش به جزئیات مکالماتش با مقامات روسی و آمریکایی و اروپایی می‌پردازد و گاه سخت‌ترین نقدها را به متحدین فرانسه وارد می‌آورد، اما هیچ‌کس از او یا حزب متبوع‌اش (که همواره یکی از سهم‌داران ثابت قدرت است) ایراد نمی‌گیرد که اظهارات‌اش خدشه‌ای به روابط فرانسه و این کشورها وارد آورده است!
۷) حال، از خود بپرسیم چرا انتشار اظهارات و تحلیل دکتر ظریف در مورد حساسیت روسیه نسبت به تنش‌زدایی بیش از حد میان ایران و غرب - که برای دستگاه سیاسی آمریکا، اروپا، چین، اغلب تحلیل‌گران و حتی افکار عمومی ایران اظهرمن‌الشمس است - این‌چنین موجب حمله به وزیر امور خارجه کشور می‌شود؟
۸) ایضاً، در همه کشورهایی که در یک منطقه خاص منافع امنیتی، سبقهٔ تاریخی یا حوزهٔ‌ نفوذ دارند، بحثِ تفوق و رقابت میان «میدان» و «دیپلماسی» برقرار است.
۹) کتاب خاطرات «کاندولیزا رایس» - وزیر اسبق امور خارجهٔ آمریکا - سرشار از نقد و تحلیل این رابطه و خاطراتی از تنش و نزاع ساختاری و مزمن میان دستگاه دیپلماسی و پنتاگون در عالی‌ترین سطوح است.
۱۰) در فرانسه نیز همواره میان دولت و ارتش بر سر سیاست خارجی در آفریقا - به ویژه در مورد مستعمرات سابق - جدال و رقابت علنی در جریان است.
۱۱) در واقع، با اینکه در فرانسه رئیس‌جمهور خود فرماندهٔ کُل قواست، «سیاستِ فرانسه در آفریقا» همواره بر اثر رایزنی و تقابل دولت او با رئيس ارتش (Chef d'Ιtat-Major) شکل می‌گیرد و این رابطه نیز همواره مورد تحلیل و بررسی ناظران است.
۱۲) مقولاتی مانند «دیپلماسی دفاعی» (Defence diplomacy) یا نقش‌آفرینی آتاشه‌های‌ نظامی (Military Attachι) در مناسبات دیپلماتیک هم سال‌هاست در حوزه روابط بین‌الملل و فضای رسانه‌ای در بسیاری از کشورها به صورت علنی به بحث و مناظره گذاشته می‌شود.
۱۳) اما در ایران، این موضوعات به دلایل نامعلومی «تابو» شده است تا جایی که بحث در مورد کیفیت و چگونگی تعامل میان قدرت نرم‌افزاری و سخت‌افزاری کشور باید «محرمانه» بماند!
۱۴) از خود بپرسیم کجای امنیت ملی خدشه‌دار می‌شود اگر آشکار شود وزیر خارجه و نیروهای مسلح ممکن است بر سر پیش‌برد یک سیاست اختلاف داشته باشند، اما در نهایت بلوغ، ثبات و قوهٔ مدبرهٔ حاکم بر نظام تصمیم‌سازی ایجاب ‌کند با یکدیگر «هماهنگ» عمل کنند؟
۱۵) حقیقت این است که دکتر ظریف دیپلمات و سیاستمداری در تراز بین‌المللی است - با کلام و عاداتی در آن استاندارد - که اغلب با معیارهای ویژه، توسعه‌نیافتهٔ و بستهٔ صحنه سیاست داخلی ایران مورد قضاوت و نقد قرار می‌گیرد.
۱۶) شاید انتشار فایل صوتی ناخواسته موجب شود برخی حساسیت‌های غیرضروری از مباحث سیاست خارجی زدوده شود و فضا به نحوی شکل بگیرد که رسانه‌های متخاصم گمان نکنند می‌توانند به راحتی با انتشار اظهارات صریح یک وزیر - که در همه دنیا متداول است - بر مناسبات سیاست داخلی ایران تاثیر بگذارند.

کرونا در تهران: آی‌سی‌یوها پر هستند و مرگ و میر هم بالاست
۶ اردیبهشت ۱۴۰۰۱۱:۲۲
نادر توکلی، معاون درمان ستاد کرونا در استان تهران اعلام کرد که ظرفیت بخش‌های آس سی یو تکمیل شده و بیمارانی که درگیری ریوی دارند اما نیاز به اکسیژن ندارند به طور سرپایی مداوا می‌شوند. روزانه بیش از هزار بیمار مبتلا به کووید-۱۹ به این شکل به طور سرپایی تخت درمان قرار می‌گیرند. پیش از این مسئولان هشدار داده بودند که هر بیمار می‌تواند در آن واحد تا هفت نفر از بستگان و نزدیکانش را آلوده کند. توکلی گفت: «بار کووید-۱۹ کماکان در تهران در اوج قرار دارد. با توجه به اینکه در هفته گذشته افزایش بیماران سرپایی را داشتیم، این موضوع نشان می‌دهد آمار بستری‌ها حداقل تا دو هفته آینده و تا دو هفته بعدش هم مرگ و میر بالا خواهد بود.» معاون درمان ستاد کرونا در استان تهران در ادامه افزود:«آی‌سی‌یوها پر است. در آی سی یو مرگ و میر بالاست. زیرا نوعا بیماران بدحال هستند. در عین حال از کل بستری‌هایمان ۲۵ درصد روی تخت‌های ویژه هستند. البته در بخش‌های عادی هم هر آن امکان دارد که وضعیت بیمار بدتر شود که البته امکان پایش بیمار در بخش عادی توسط دستگاه‌های مانیتورینگ و پالس‌اکسیمتری را داریم که کمک کننده است

واكسن كرونا و مدل  ويژه إسرائيل
در إسرائيل بيش از نيمى از جمعيت تاكنون واكسن دريافت كرده اند. با توجه به سرعت كم واكسنيزاسيون در جهان همه از خود سؤال مى كنند چطور إسرائيل اينقدر در اين زمينه موفق عمل كرده است.
چندين دليل براى اين أمر وجود دارد.:
١. قرار داد ويژه با شركتهاى دارويى و پذيرش پرداخت خسارت به بيماران در صورت بو روزه اثرات منفى جانبى ، توسط دولت إسرائيل به جاى شركتها.
در قرارداد اروپايى جبران خسارت با شركتهاى توليدكننده دارو مىباشد.
٢.قيمت خريد ، إسرائيل حاضر شد به جاى ١٢€
به قيمت ٢٣€ بخرد.
٣. و اما مهمترين بخش قرداد شركت إسرائيل در يك "كار  تحقيقى اپيدمىلوژى نزديك به شرايط راقعى"
Epidemiologische Real-Welt-Beweis
كه در اين بخش شركتهاى دارويى تا زمانى كه إسرائيل به شرايط امينى گله اى برسد واكسن به او خواهند داد  به شرطى كه إسرائيل  به شكل هفتگى اطلاعات راجع به عفونت و عواقب جانبى ان و اطلاعات دموگرافى دريافت كنندگان واكسن را در اختيار انان قرار دهد.
يك چنين قراردادى به خاطر حفاظت از امنيت اطلاعات شخصى در المان غير ممكن است.
٤.از سال گذشته سازمان اطلاعات إسرائيل موظف شد با علام شرايط ويژه كه تلفن همراه تمام مبتلايان به كرونا را براى حركت انان كنترل كند. اين كار با اعتراض مردم روبرو شد ولى همچنان به خاطر تمديد شرايط ويژه أعمال مى شود.
كنترل تمام مردم توسط سازمان امنيت در المان از نظر حقوقى غير ممكن است.
همانطور كه گفته شد دولت إسرائيل با عدم رعايت حقوق شهروندان در چندين عرصه و پرداخت پول دو برابر معمول و قرارداد پذيرش پرداخت خسارت به بيماران توانست به اين موقعيت برسد. تمام اين مورد در كشورها با استاندار بالا محافظت اطلاعات فردى و حقوق شهروندى ممكن نبود وبه همين خاطر با حوصله منتظر واكسن هستند.
منبع مجله پزشكان المان

گزارش‌هایی از کندن قبرهای جدید در محل گور دست‌جمعی اعدام‌شدگان سال ۶۷ در خاوران

@khatamAkram عکس هایی از گورهای جدید در محل گور دست‌جمعی اعدام‌شدگان سال ۶۷. عکس توئیتر

برخی از خانواده‌ها و وابستگان کشته‌های تابستان ۱۳۶۷، در گزارش‌هایی، از کندن دست‌کم ۱۰ قبر جدید در محل گورستان دست‌جمعی عزیزان‌شان در خاوران تهران خبر داده‌اند.
گورستان خاوران در جنوب‌شرق تهران، مکانی است که به گفته خانواده قربانیان اعدام شدگان تابستان ۱۳۶۷، محل دفن جمعی این قربانیان است. آنها هر سال یادبود عزیزان‌شان را در این مکان گرامی می‌دارند.
روز جمعه ۳ اردیبهشت، برخی از خانواده‌های قربانیان اعدام‌های سال ۶۷، چند عکس در شبکه های مجازی منتشر کردند که نشان می‌دهد دست‌کم ۱۰ گور جدید در بخش حاشیه این گورهای دست‌جمعی کنده شده است.

21. April 2020

گزارش جدید از وضعیت آزادی رسانه‌ها در ۲۰۲۱؛ ایران با یک رتبه سقوط، در رده ۱۷۴ قرار گرفت
۳۱ فروردین ۱۴۰۰

ایران و چند کشور دیگر به خاطر پائین بودن آزادی رسانه‌ها، در این نقشه به رنگ سیاه مشخص شده‌اند. عکس از: www.rsf.org

سازمان بین المللی گزارشگران بدون مرز، تازه‌ترین رده‌ بندی وضعیت آزادی رسانه‌ها در جهان در سال ۲۰۲۱ را منتشر کرد که در این لیست، جمهوری اسلامی ایران با یک رتبه سقوط، در رده ۱۷۴ قرار گرفت. در این گزارش ۱۸۰ کشور مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند.
این نهاد بین المللی که مقر آن در پاریس است، وضعیت آزادی بیان در جهان را سالانه در گزارش‌های خود اعلام