Loading
گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 25. November 2019 Dezember 2019

04. Dezember 2019

کاسبان خشم
فضای امروز جامعه ایران نه شباهتی به فضای پیش از انقلاب سال ۵۷ دارد و نه به اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸. بلکه بیش از هر چیز شبیه به فضای جامعه آمریکا پس از شوک حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است.
شاید کسانی که آن فضا را در آن زمان تجربه کرده‌اند٬ این شباهت را درک کنند.
در فضای پس از حملات ۱۱ سپتامبر جامعه آمریکا به شدت بهت‌زده٬ خشم‌گین و تشنه انتقام بود. در چنین فضایی افکار عمومی گرچه به ظاهر به دنبال پاسخ سوالات عقلانی‌اش بود اما در واقع در پیِ روایتی میگشت که بهتر خشماش را ارضا کند. و هر روایتی که پاسخگوی میزان خشم جامعه نبود٬ به سرعت در افکار عمومی مردود میشد و راوی آن با برچسب‌ ضد آمریکایی٬ ضد مردمی و خائن مورد هجمه قرار می‌گرفت.
طبیعتاً در چنین فضایی٬ آن روایتی رسمیت یافت که - علیرغم خلل‌های منطقی‌ بی‌شمارش - فرصتی برای تخلیه خشم جامعه را فراهم می‌ساخت. روایت ساده‌لوحانه‌ای که وقتی امروز با فاصله زمان به آن مینگریم متحیر می‌شویم که چگونه جامعه‌ای به بزرگی آمریکا٬ با این تعداد رسانهء مستقل٬ دانشگاه٬ اتاق فکر٬ نخبه٬ تحلیل‌گر٬ پیشرفته‌ترین ابزار ارتباطی٬ جریان آزاد اطلاعات و فرهنگ نقد و کنکاشگری٬ بی هیچ چون و چرایی آن را پذیرفت و سال‌ها هزینه‌های هنگفت و مخرب آن را متحمل شد.
روایتی که مدعی بود عده‌ای جوان مسلمان که مرکز فرماندهی‌شان در غار تورا بورای افغانستان بود٬ با تیغ موکت‌بُری چهار هواپیمای مسافربری آمریکا را ربودند٬ با کمترین تجربه در خلبانی دو هواپیمای غول‌پیکر را به ساختمان‌های تجارت جهانی در نیویورک کوبیدند و هر دو ساختمان را به طور کامل فرورختند و با دو هواپیمای دیگر به سمت پنتاگون و کاخ سفید روانه شدند٬ که البته هیچ تصویری هم از آن دو هواپیما موجود نیست. روایت رسمی علت این حملات را حسادت به آزادی و نفرت از سبک‌زندگی آمریکایی معرفی کرد که گویا در ملت‌های خاورمیانه موج میزند. و از همه مهم‌تر صدام حسین به گونه‌ای مقصر این حملات معرفی شد که هم سلاح‌های کشتار جمعی دارد و هم خطری فوری برای صلح جهانی است. در نتیجه تنها راه پاسخ دادن به کشتار ۳ هزار هموطن آمریکایی و حفظ امنیت آمریکا و جهان٬ لشگرکشی تمام عیار به خاورمیانه و نابودی و اشغال نظامی افغانستان و عراق و احیاناً سایر کشورهای این منطقه است!
این روایت در شرایط روانی عادی جامعه حتی یک لحظه نیز دوام نمی‌آورد. اما در زمانی که جامعه سرشار از خشم است٬ آن روایتی محبوب‌تر میشود و رسمیت می‌یابد که بیشتر پاسخ‌گوی خشم‌ مردم باشد و نه پاسخگوی سوالات منطقی و نقد‌های عقلانی‌ آن‌ها.
فضای خشم‌آلود بهترین فرصت برای کاسبان خشم است تا با کم‌ترین مقاومت و چالش از سوی افکار عمومی٬ به هر روایتی که می‌خواهند رسمیت ببخشند و بر اساس آن هر پروژهء سیاسی که دارند را پیش ببرند. به همین دلیل در شرایط بحران٬ جریان‌های سیاسی مختلف٬ از داخل و خارج از کشور٬ با یکدیکر مسابقه روایت خشم می‌گذارند تا هر که بیشتر خشم عمومی را سیرآب کند٬ سکان افکار عمومی را بدست گیرد.
کافی است تا در این روزها٬ به پوشش رسانه‌ای شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور٬ برنامه‌های صدا و سیما٬ بیانیه‌های جریان‌های سیاسی مختلف داخل و خارج از کشور٬ تحلیل‌های کارشناسان و کلاً فضای روانی شبکه‌های اجتماعی اندکی توجه کنیم٬ تا رقابت کاسبان خشم را به وضوح مشاهده کنیم.
تنها در این شرایط روانی است که کارشناس دینی دانشگاه تهران می‌تواند از تریبون رسانهء ملی نسخهء زجرکش کردن و به صلیب کشیدن و قطع دست و پاهای معترضان را تجویز کند٬ خبرنگار BBC میتواند هر تیتر فریبنده و دروغینی را بر روی هر ویدئو یا اخبار بی‌ربطی منتشر کند تا به خشم عمومی دامن بزند٬ استاد دانشگاه علوم سیاسی می‌تواند نلسون ماندلا را به عنوان یک مروج خشم و مبارز خشونت‌طلب معرفی کند تا تحریم‌های اقتصادی بیشتر و آتش زدن به اماکن عمومی و جنگ مسلحانه را توجیه کند و فعالان سیاسی برانداز می‌توانند با کم‌ترین نگرانی از واکنش جامعه کمپین ورود شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطع‌نامه مداخله بشردوستانه علیه کشور راه بیاندازند تا از ایران لیبی دیگری بسازند.
این روزها ممکن است بسیاری از این عملکردها و روایت‌های کاسبان خشم به مذاق بخش‌های مختلفی از جامعه خشم‌گین ما خوش بیاید و چشم بسته به دنبال جریانی بروند که خشم‌شان را سیرآب‌تر می‌کند. اما امروز شرط اول بلوغ سیاسی و وظیفهء تحلیل‌گران و نخبگان با وجدان٬ تلاش برای فروکاستن خشم عمومی و دعوت جامعه به پرسشگری و کنکاشگری برای یافتن حقیقت است. مبادا بگذاریم کاسبان خشم سکان عقل‌مان را در دست گیرند و چند سال دیگر با حیرت و حسرت به هزینه‌های جبران‌ناپذیر و خاکستری که به جا گذاشته‌اند٬ بنگریم.
نویسنده: علی نصری

https://www.printfriendly.com/p/g/UFc2s5
شش نکته کوتاه در متن‌شناسی اطلاعیه آقای میر حسین موسوی فرج سرکوهی
اخبار روز
یکشنبه, 1 دسامبر 2019
ساعت 1:54

خواست و زبان و لحن بیانه پیامی است که با مهر رهبر جنبش سبز بر سپری شدن و به تاریخ‌سپاری این جنبش و ناممکن بودن اصلاحات در چارچوب اسلامی گواهی می‌دهد

اطلاعیه آقای میرحسین موسوی به دلیل زبان انتقادی صریح و روشن، هدف گرفتن مستقیم ولی فقیه و در بند بودن نویسنده‌ی آن نشانه‌ای است از شجاعت فردی و پای‌بندی نویسنده به اعتقادات خود و نیز نشانه‌ی آن که آقای موسوی نیز تا حد زیادی از جنبش سبز، اصلاحات در درون ساختار حکومت اسلامی و ولی فقیه برگذشته و اگر به این اطلاعیه پای‌بند باشد دیگر مبلغ مستقیم و غیرمستقیم شرکت در انتخابات به سود روحانی و نسخه‌های مشابه آن نخواهد بود و اگر چنین باشد این اطلاعیه پیامی است جدی برای کسانی که هنوز به اصلاحات در درون ساختار جمهوری اسلامی و جنبش سبز فکر می‌کنند.
اما
۱ ـ  یک سان‌انگاری ددمنشی حکومت اسلامی در روزهای اخیر، و در گذشته نیز، با کشتار میدان ژاله در این اطلاعیه، نه فقط از منظر شمار کشته‌شدگان، (که حتا یک بار تیراندازی به مردم معترض نیز جنایت است)، که بعلاوه از منظر تفاوت بسیار این دو موقعیت، تفاوت ساختاری ارتش شاه با نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی، تفاوت شیوه برخورد دو نظام استبدادی با معترضان، تفاوت ماهوی و ساختاری دو نظام سلطنتی و اسلامی و مقایسه‌ای ناروا و کژدیسه کردن تاریخ است. کارنامه جمهوری اسلامی در کشتار جمعی مردمان به آبان ماه امسال محدود نیست. نتایج کشتار میدان ژاله نیز، برخلاف بیانیه‌ی آقای موسوی، با نتایج کشتار مردم در روزهای اخیر یکی نیست.
۲ـ  شبیه‌سازی‌هائی از این دست شاید پیامی را ساده کند اما تفاوت‌های ماهوی، ساختاری، تاریخی و دو نظام و دو موقعیت متفاوت را پوشانده و به نتیجه‌گیری‌های  نادرست منحر می‌شود به ویژه به هنگامی که سخن از دو نظام و دو موقعیت کاملا متفاوت در میان است.
۳ ـ نویسنده اطلاعیه خود در کشتارهای جمعی ۶۰ و ۶۷ در قدرت بوده است. کارنامه گذشته هر سیاست‌مداری بر حال و آینده او سایه انداخته و از معیارهای سنجش موضع‌گیری‌های او است. مسئولیت‌پذیری از رکن‌های اصلی اعتقاد به دموکراسی و نشانه احترام به ارزش‌های انسانی است و مسئولیت ناپذیری از نشانه‌های اصلی خوی استبدادی و بی‌صداقتی.
۳ـ  جنبش سبز، که آقای موسوی رهبر اصلی آن بود، به تاریخ پیوسته است. اکثریت جامعه ایرانی از جنبش سبز برگذشته و امید به اصلاحات در درون ساختار حکومتی را به خاک سپرده است. دی ماه ۹۶ و روزهای اخیر مهر تائیدی است بر این برگذشتن.
این درست که بخشی از لایه‌های ثروتمند و بخشی از لایه‌های میان‌درآمدِ برخوردار از رانت‌های نفتی هنوز هم از اصلاحات در درون ساختار مسلط سخن گفته و در اعتراض‌های مردمی اخیر حضور نداشتند اما بخش مهمی از لایه‌های میان‌درآمد، حامیان سابق اصلاحات حکومتی و جنبش سبز، در سال‌های اخیر نابود و به اردوی کم‌درآمدها رانده شده‌اند، بخش مهمی سرخورده و بخشی از آنان به اعتراض‌هائی پیوسته اند که خواست اصلی آن گذر از نظام مسلط است. 
۴ ـ آقایان موسوی و خاتمی و کروبی و دیگر چهره‌ها و نهادهای سیاسی اصلاح طلب حکومتی و جنبش سبز و دنباله تبلیغاتی آن‌ها در رسانه‌ها فارسی زبان خارج از کشور، و نیز هنربندان و سلبریتی‌های رانتی که با تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم از روحانی و فهرست قاتلان امید خاتمی حمایت کردند، مسئولیت کارنامه نامزد مطلوب خود را بر عهده دارند. کارنامه دولت روحانی نیز میخ دیگری است بر تابوت اصلاح‌طلبی حکومتی. .
۵ ـ  تحقق خواست آقای موسوی در این اطلاعیه معرفی آمرین و مباشرین این کشتار و محاکمه علنی آنها، جز با سرنگونی جمهوری اسلامی ممکن نیست چرا که همه دولتمردان جمهوری اسلامی، از رهبر و فرماندهان سپاه و روسای نهادی امنیتی و پلیسی تا رئیس جمهور و روسای قوه قضائیه و مجلس و به صراحت و روشن و واضح، گرچه با بیان‌های گوناگون، از کشتار مردم معترض حمایت کردند. آمرین و مباشران این کشتار، و کشتارهای قبلی، همه دولتمردان سیاسی و نظامی و امنیتی و نظام اسلامی هستند و محاکمه آن‌ها، که خواستی به حق است ، جز با سرنگونی این نظام ممکن نیست.
۶ ـ اگر آقای موسوی به شرط اصلی تحقق خواست خود اندیشیده و آن را پذیرفته باشد می‌توان گفت که او نیز خواهان گذر از نظام اسلامی است. این خواست و زبان و لحن این بیانه پیامی است روشن به کسانی که هنوز به رویای جنبش سبز دل بسته‌اند، پیامی که با مهر رهبر جنبش سبز بر سپری شدن و به تاریخ‌سپاری این جنبش و ناممکن بودن اصلاحات در چارچوب اسلامی گواهی می‌دهد.
چاپ مطلب

۱۱ آذر ۱۳۹۸
ارج بیانیه چند خطی میرحسین موسوی
امین بزرگیان

آخرین بیانیه میرحسین موسوی، پربازتاب بود و واکنش برانگیخت. تا پیش از بیانیه، برخی با اشاره به سکوتش، نبودن واکنشی از سوی او را هم‌دستی با کشتار نامیدند. اما پس از صدور و انتشار بیانیه، برخی افرادِ همان دسته، با یادآوری رویدادهای دهه شصت و به‌طور خاص اعدام‌های سال ۶۷ در دوران نخست‌وزیری وی، این بیانیه‌ها را با وجود انتقاد بنیادین از وضعیت حاضر ناکافی دانسته و خواستار محاکمه موسوی شده‌اند.
رویارویی استراتژیک با بیانیه
 از نظر استراتژیک، فارغ از داوری ما نسبت به موسوی و گذشته‌اش، بیانیه او رها کردن نیروی ترس‌خورده‌ای از فعالان سیاسی و مدنی و هنری در داخل است که از ترس اینکه نظرشان به همراهی با دشمن خارجی تعبیر شود، سکوت کرده بودند.
 قدرت‌ و خطر موسوی و منتظری و برای حکومت، اتفاقاً به سبب سابقه‌شان در حکومت است. یعنی همان چیزی که آنها را مورد انتقاد و پرسش قرار می‌دهد، قدرت عینی‌شان در ساختار سیاسی است. اساساً در تغییرات سیاسی، یکی از منابع قدرت فرد، گذشته‌‌اش است زیراکه وی در جامعه به عنوان چهره‌ی مشروعیت‌بخش به اعلام نارضایتی شناخته می‌شود. خطرناک ترین مخالف نظام و مردمى‌ترین منتقد وضعیت موجود، اهلی‌ترین فردِ همین ساختار است. این واقعیت شاید همچون تروتسکى براى انقلاب روسیه، این نکته را یادآورى کند که بانیانِ تغییر و مؤثرترین منتقدان از ناکجاها سر نمى‌رسند. چهره قدیس و بى خطا و مادرزادْ دموکراتیک، توهمى بیش نیست و بیشتر از هر چیزی منزه‌طلبی شبه دینی مخالفان حکومت دینی را نشان می‌دهد.
از بیانیه میرحسین موسوی باید استقبال کنیم، چه با آن رویارویی استراتژیک داشته باشیم، چه داوری ما درباره نویسنده آن  اخلاقی باشد.

 

در مغناطیس یک بیانیه چند خطی
امین بزرگیان
آخرین بیانیه میرحسین موسوی، چنان بوده که عکس‌العمل‌هایی را برانگیخته است. تا پیش از بیانیه، برخی با اشاره به سکوت‌اش، عدم واکنش او را هم‌دستی با کشتار نامیدند. اما پس از صدور و انتشار بیانیه، برخی افرادِ همان دسته، با یادآوری رویدادهای دهه شصت و به‌طور خاص اعدام‌های سال ۶۷ در دوران نخست‌وزیری وی، این بیانیه‌ها را با وجود انتقاد بنیادین از وضعیت حاضر ناکافی دانسته و خواستار محاکمه موسوی شده‌اند.
الف: مواجهه استراتژیک با بیانیه
از نظر استراتژیک، فارغ از داوری ما نسبت به موسوی و گذشته‌اش، بیانیه او رها کردن نیروی ترس‌خورده‌ای از فعالان سیاسی و مدنی و هنری در داخل است که از ترس اینکه نظرشان به همراهی با دشمن خارجی تعبیر شود، سکوت کرده بودند.
قدرت‌ و خطر موسوی و منتظری و برای حکومت، اتفاقاً به سبب سابقه‌شان در حکومت است. یعنی همان چیزی که آنها را مورد انتقاد و پرسش قرار می‌دهد، قدرت عینی‌شان در ساختار سیاسی است. اساساً در تغییرات سیاسی، یکی از منابع قدرت فرد، گذشته‌‌اش است زیراکه وی در جامعه به عنوان چهره‌ی مشروعیت‌بخش به اعلام نارضایتی شناخته می‌شود. خطرناک ترین اپوزیسیون نظام و مردمى‌ترین منتقد وضعیت موجود، پوزیسیون‌ترین فردِ همین ساختار است. این واقعیت شاید همچون تروتسکى براى انقلاب روسیه، این نکته را یادآورى کند که بانیانِ تغییر و مؤثرترین منتقدان از ناکجاها سر نمى‌رسند. چهره قدیس و بى خطا و مادرزادْ دموکراتیک، توهمى بیش نیست و بیشتر از هر چیزی منزه‌طلبی شبه دینی مخالفان حکومت دینی را نشان می‌دهد.

نصرت کریمی؛ جنگ سنت و مدرنیته؛ ف. م. سخن

نصرت کریمی درگذشت. روان اش شاد. فیلم های او از نوع خاصی بود؛ اگر سطحی به آن ها می نگریستی می خندیدی و اگر عمیق نگاه شان می کردی، گریه می کردی؛ گریه به حال جامعه ای که با ریشه های سنتی، برگ های مدرن بر تن اش روییده بود.
بی جهت نبود که مرتضی مطهری در دوران پیش از انقلاب نقدی بر محلل او نوشت. البته آخوندها در آن دوران سینما نمی رفتند، تلویزیون در خانه نداشتند، و از رادیو فقط در ساعات اخبار استفاده می کردند. آن ها برای نقد یک فیلم، کسی را به سینما می فرستادند تا آن ها فیلم را ببینند و برای آن ها تعریف کنند تا آن ها بتوانند نقدی بر آن بنویسند.
نصرت کریمی در مقابل هیولای دین و سنت دینی، با فیلم های خود قد علم کرده بود.
قد علم کردن همیشه این نیست که بخواهی با هیولا دست و پنجه نرم کنی و او را به زمین بزنی.
قد علم کردن این هم هست که چهره ی این هیولا را به مردم نشان بدهی.
چهره ای که پشت پرده های ضخیم دروغ و سکوت پنهان است و مردم تمایلی به دیدن آن ندارند.

نصرت خان این هیولا را در فیلم هایش به مردم نشان می داد و همین کافی بود تا صدای کسانی مثل مطهری در آید.
و چقدر جای چنین هنرمندانی در دوران ما خالی ست؛ خاصه آن که کسانی به نام نو اندیش دینی در پسِ پرده های ضخیم دروغ و سکوت، مشغول بزک کردن و جراحی زیبایی این هیولا هستند تا از او عروسی زیبا بسازند و به خوردِ مردم بدهند.

یادش گرامی.

خبر و تحلیل, [4 Dez 2019 um 09:54]
محمد مختاری
حالا بیست سال می‌گذرد، از روزی که جلو دهانش را با یک پارچۀ سفید بستند تا خون به زمین نریزد. اما خون به زمین ریخته بود و جای آن دسته‌دسته نی شکّرین رسته بود، سرخ و مست چون شراب لعلی. باد آذر می‌وزید و نی حدیث راه پرخون می‌کرد و مرد تندتند خون را از جِرز موزاییک‌ می‌رُفت. خون به زمین ریخته بود و طناب خونی بود، پتو خونی، پرِ آستین و درز ناخن خونی. جلاد را نه سینی بود و نه سفره، نه خنجر و دشنه، نه تشت و کنده که چون سیاوش سرش را به بزمگاه بَرند:
یکی تشت زرین نهاد از برش/ جدا کرد از آن سروِ سیمین سرش
تنها طناب بود و بس بود برای آن گلوی تُرد و گردن باریک. همان طناب که به گردن صور اسرافیل و ملک‌المتکلمین انداختند، و خبرنگار روس آن را یک سرگذشت ساده ‌خواند و تمام:
سرگذشت این دو تن (میرزا جهانگیر خان و ملک‌المتکلمین) بسیار ساده بود. امروز ایشان را به باغ بردند و پهلوی فواره نگاه داشتند. دو دژخیم طناب به گردن ایشان انداختند. از دو سو کشیدند. خون از دهان ایشان آمد و این زمان، دژخیم سومی خنجر در دل‌های ایشان فروکرد.
این هم سرگذشت محمد مختاری بود، یک سرگذشت ساده و تمام:
چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت به روی شکم خواباند و حدود ۴ یا ۵ دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت دهان سوژه را با یک پارچه سفید گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سر و صدای احتمالی جلوگیری کند.... از روی ناخن‌ها تشخیص دادند که کار تمام شده.
کار تمام و ماه بر آسمان تهران تمام بود که صدای ضجۀ براهنی در خاکستان ‌پیچید:
های هایا هایا هایا ها ها های هایا مختاری مختاری مختاری
داغ می‌خواند سینه، داغ می‌خواند زانو، داغ می‌خواند خواهر، داغ می‌خواند مادر
و کفنها و پرچمها و دکانها و خیابانها و دهانها و دندانها
هرچه هرجا و هرکه هرجا و حتی خود قاتلها خود آمر‌ها خود عاملها...
و ما بودیم که در آن صبح سرد یکباره همه به هم محرم شدیم. ترس ما را به هم محرم کرده بود. سوز سرمای امامزاده طاهر ما را به هم محرم کرده بود. دست هم را گرفته بودیم، غریبه‌آشنا، نگاه‌هایمان روی قبرها می‌چرخید و به هم قفل می‌شد تا به هم بگوییم نترس، نترس، نترس. اینجا نیزار خواهد شد و بر هر نی نسیمی خواهد وزید و از نفیر هر نی مرد و زنی خواهند نالید و شکایت سینۀ شرحه‌شرحه‌مان را به شهرها و دیارهای دور خواهند برد.
حالا بیست سال گذشته است. می‌بینمش که از زمین برمی‌خیزد. زانو راست می‌کند و طناب را از دست قاتل می‌گیرد، می‌برد دور دور، در سایه‌ساری که منوچهر آتشی پیشتر او را بدان خوانده بود، و پی بلندترین سپیدار چشم می‌چرخاند. با طناب برای سهراب و سیاوش تاب می‌بندد. گره‌ها را بین دو سپیدار سفت می‌کند و می‌گوید: بنشین سیاوش. نوبتی. سیاوش می‌نشیند و مختاری تابش می‌دهد، برود بالا، بالا، بالاتر، از ابر هم بالاتر.
https://t.me/Sayehsaar

در شماره 161 توفان الکترونیکی مطالب زیر را می خوانید:
نظام در چنبره نئولیبرالیسم
بنزین برآتش خشم مردم! هفت روز پس از نبرد نابرابر با دژخیمان حاکم
مبارزه مردم برحق است، اما باید هوشیار بود، تا حاصل این فداكاری‌ها به یغما نرود
به زودی سیل ده‌ها میلیون گرسنۀ ایرانی همه چیز را ویران می‌کند
اظهارات مأموران امپریالیسم آمریکا به ضرر مردم ایران
سخنی در مورد خشونت، قهر انقلابی و قهر ضدانقلابی
اسامی ثروتمندترین سرمایه‌داران ایران
به‌نفع مردم!
در جبهه نبرد طبقاتی .اخبار و گزارشات کارگری آبانماه ۱۳۹۸
دست‌ها از بولیوی كوتاه.در حاشیه كودتا در بولیوی
دستها از بولیوی كوتاه !رئیس جمهور خودخوانده و مورد تأیید سیا !
بمباران ضد بشری غزه توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل را محكوم می‌كنیم
امپریالیسم آمریکا، اصلی‌ترین دشمن بشریت!
اطلاعیه حزب کار ایران (توفان) به مناسبت درگذشت رفیق هادی جفرودی
اسامی ۱۲۷تن از جانباختگان اعتراضات سراسری آبان
گشت وگذاری در فیسبوک وتلگرام  پاسخ به چند پرسش

تجربه کمیته‌های انقلاب دهه ۶۰؛ آیا خامنه‌ای طرحی تازه‌ برای ماشین سرکوب نظام دارد؟
۱۰/آذر/۱۳۹۸
رضا حقیقت‌نژاد


رهبر جمهوری اسلامی به بسیج توصیه کرد در مواجهه سخت و نیمه سخت یعنی جنگ و سرکوب از تجربه دهه ۶۰ استفاده کنند.
رهبر جمهوری اسلامی ششم آذر در دیدار با بسیجیان، به آنها توصیه کرد که مانند کمیته‌های انقلاب اسلامی در دهه ۶۰، در همه محله‌های کشور حضور دائمی داشته باشند. آیت‌الله علی خامنه‌ای بر ضرروت دفاع در میدان‌های گوناگون تاکید کرد ولی در زمینه‌های دفاع سخت و نیمه‌سخت به طور جداگانه خواستار آمادگی بسیج شد.
منظور او از دفاع سخت، دفاع نظامی و جنگ است. دفاع نیمه سخت به طور عمده شامل مواردی چون جنگ داخلی و کودتاست. تاکید رهبر برای آمادگی برای جنگیدن و سرکوب با الگوگیری از کمیته‌های انقلاب دهه ۶۰ حداقل از دو منظر حائز اهمیت است.
اولین نکته مهم را می‌توان با بررسی ده سخنرانی خامنه‌ای در دیدارهای سال ۸۸ تا ۹۸ با اعضا و فرماندهان بسیج متوجه شد. او هر سال به رسم معمول توصیه‌هایی به اعضای بسیج کرده است.
سال ۱۳۸۸ اولویت آنها را جنگ نرم بر شمرده، سال ۸۹ بر آمادگی‌شان در مقابل حوادث تاکید کرده، سال ۹۵ دستور داده یک ساختار درون سازمانی شبیه اتاق فکر که خامنه‌ای آن را هیات اندیشه‌ورز نام داد تشکیل شود و بقیه سال‌ها به ارائه توصیه‌های اخلاقی و فرهنگی به اعضای بسیج پرداخته است.
در طول این سال‌ها او گاهی به ابعاد نظامی و فعالیت نظامی بسیج توجه داشته ولی نخستین‌بار است که بحث حضور بسیج در زمینه دفاع نیمه سخت که شامل سرکوب‌های شهری یا رویدادهایی شبیه ناآرامی‌هایی دهه ۶۰ در استان‌های مختلف است را مطرح کرده است.
طرح این موضوع از نظر زمانی هم معنادار است. در دو سال اخیر، رویدادهای اعتراضی در ۱۰۰ شهر ایران، حکومت را مواجه با فاز تازه‌ای از بحران کرده است. یک فرمانده ارشد سپاه از این اعتراض‌ها به عنوان جنگی که در خیابان جاری است، نام برده است. خامنه‌ای هم در توصیف سرکوب این اعتراض‌ها گفته است سپاه و بسیج و نیروی انتظامی در مواجهه سخت، کار خودشان را انجام دادند.
عبارت مواجهه سخت که معمولا برای میدان‌های نظامی به کار می‌برد، به نوعی نشان‌دهنده درک جنگی‌بودن شرایط در ذهن رهبر جمهوری اسلامی است.

02. Dezember 2019

۱۱ آذر ۱۳۹۸
سکوت مسئولان قضایی درباره اتهامات دانشجویان بازداشتی
سرپرست دانشگاه شهید بهشتی اعلام کرد که اطلاعات دانشجویان بازداشتی در اختیار مسئولان دانشگاه قرار گرفته. اما دستکاه قضایی اتهام آن‌ها را مشخص نکرده است. سعد الله نصیری قیداری گفت امیدوار است که دانشجویان بازداشتی این دانشگاه معاند تلقی نشوند. از تعداد دانشجویان بازداشتی در اعتراضات آبان ۹۸ و از نحوه بازداشت و محل نگهداری آن‌ها اطلاعی در دست نیست.

دانشگاه تهران ـ اعتراضات آبان ۱۳۹۸
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) سعد الله نصیری قیداری، سرپرست دانشگاه شهید بهشتی دوشنبه ۱۱ آذر با تأیید بازداشت سه نفر از دانشجویان این دانشگاه در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸  گفت:
اطلاعات این دانشجویان در اختیار ما قرار گرفته است و ما در جریان وضعیت آنها قرار داریم و حتی پیگیری‌های لازم را انجام می‌دهیم و اما تا این لحظه خبری در خصوص مشکل این دانشجویان دریافت نکرده‌ایم.
سرپرست دانشگاه شهید بهشتی در ادامه سخنانش اظهار امیدواری کرد که دانشجویان بازداشتی معاند تلقی نشوند:
این دانشجویان همچنان در بازداشت هستند. البته اعتقاد ما این است که اگر دانشجویان اعتراضی دارند اعتراض آنها در چارچوب قوانین باشد چرا که اعتراض حق هر شهروندی است و دانشجویان نیز می‌توانند اعتراض کنند و ما بعید می‌دانیم این دانشجویان جزو افرادی باشند که خدای ناکرده برای نظام معاند تلقی شوند و فقط جزو معترضین هستند و براساس قانون اساسی اعتراض حق هر شهروند تلقی می‌شود.
شوراهای صنفی دانشجویان شامگاه یکشنبه ۳ آذر با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد در اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علامه در تهران مأموران امنیتی حداقل ۴۸ دانشجو را بازداشت کرده‌اند. ۱۶ تن از آن‌ها در این مدت آزاد شده‌اند. در درگیری‌های دوشنبه ۲۷ آبان نیروهای بسیج و لباس شخصی تجمع دانشجویان در خیابان ۱۶ آذر تهران در همبستگی با معترضان را به هم زدند دانشجویان را به داخل محوطه دانشگاه هدایت کردند و سپس بازداشتی‌ها را با آمبولانس به محل نامعلومی انتقال دادند.
سرپرست دانشگاه شهید بهشتی در ادامه سخنانش اعلام کرد مسئول حراست و معاونت فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی وضعیت دانشجویان بازداشتی این دانشگاه را با ارتباطاتی که با معاونت فرهنگی وزارت علوم دارند پیگیری می‌کنند.
روز گذشته قاسم احمدی لاشکی، نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت‌وگو با ایسنا ادعا کرد که تاکنون خانواده‌های دانشجویان بازداشتی درخواست ملاقات با فرزندانشان را نداده‌اند. لاشکی گفت:
قطعا اگر چنین درخواستی مطرح شود آن را در هیات رئیسه کمیسیون مطرح می‌کنیم و در صورت تشخیص هیأت رئیسه آن را در دستور کار قرار خواهیم داد.
جمعه ۲۴ بهمن در اعتراض به افزایش قیمت بنزین بر اساس تصمیم فراقانونی سران سه قوه، تجمعات اعتراضی در اهواز، مشهد، سیرجان، گچساران، آبادان، اصفهان و خرمشهر برگزار شد که به زودی به بیش از یکصد شهر ایران سرایت کرد. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی از تصمیم سران قوا حمایت کرد و به این ترتیب عملاً مجلس را از کار انداخت. علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی صبح دوشنبه گفت:
هر کسی به طور مسالمت آمیر تجمع می‌کند را بازداشت می‌کنیم. بنابراین هرگونه تجمعات، بلافاصله به درگیری کشیده می‌شود. باید تکلیف اعتراض‌ها را روش کنیم. بخشی از موانع تحقق حقوق شهروندی، چه بسا نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هستند که اجازه نمی‌دهند این امر تحقق یابد. آنها می‌ترسند و فکر می‌کنند اگر با اعتراضات مقابله کنند، کشور بهتر اداره می‌شود.

۱۱ آذر ۱۳۹۸
زنان و اعتراضات آبان ۹۸:‌ شکستن کلیشه حضور مردان در خیابان
چرا حکومت در اعتراضات آبان ۹۸ تلاش کرده که نقش زنان را به عنوان‌ لیدر اعتراضات اخیر پررنگ کند و تصویر واقعی زنان در این اعتراضات چه بوده است؟
پاسخ‌های مریم حسین‌خواه و فاطمه مسجدی، فعالان حقوق زنان به این سوالات.

اعتراض‌ها در شیراز،‌ یکشنبه ۲۶ آبان ــ عکس: شبکه‌های اجتماعی
مریم حسین‌خواه
یکی از دلایلی که مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی، بر رهبری و هدایت اعتراض‌های اخیر از سوی زنان تاکید کرده‌اند، ناشی از نوع نگاه تحقیرآمیزی است که نسبت به زنان دارند و آن‌ها را احساساتی و بدون عاملیت می‌دانند. در واقع اگرچه اذعان به نقش زنان در این اعتراض‌ها ناشی از حضور پررنگی است که قابل انکار و چشم‌پوشی نیست اما به‌نظر می‌رسد که مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی می‌خواهند با تاکید بر نقش زنان در هدایت اعتراض‌ها، این مساله را القا کنند که رهبران این حرکت گول خورده‌اند، چون به اعتقاد آنها زن‌ها بیشتر و آسان‌تر فریب می‌خورند.
تصویری که از راه دور و در عکس‌ها و ویدیوهای ارسالی از این اعتراض‌های خیابانی می‌شود دید این است که دست‌کم به نسبت اعترا‌ض‌های سال ۱۳۹۶ زنان حضور پررنگ‌تری دارند و صدای آنها را در شعارهای خیابانی می‌توان به وضوح شنید. این حضور پررنگ در ادامه حرکت‌هایی است که در دو سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم: از برگزاری دوباره تجمع ۸ مارس در خیابان آزادی گرفته، تا تکرار تصویر زنان معترض در اعتراض‌های کارگری و دانشجویی و زنانی که در سال‌های اخیر در خیابان و به صورت علنی به حجاب اجباری اعتراض کردند.
اگرچه ممکن است زنانی که در آبان ماه به خیابان آمدند همان‌هایی نباشند که به نقض حقوق زنان و کارگران و دانشجویان نیز اعتراض داشتند اما به نظرم دیده شدن و گزارش حضور و اعتراض زنان در خیابان، به زنان دیگر نیز جرات اعتراض می‌دهد و کلیشه‌ مردانه بودن حضور خیابانی را خدشه‌دار می‌کند.

نمایی از فیلم اعترافات در شبکه خبر با چهره‌ها و تصاویری که مات و مبهم شده‌اند
فاطمه مسجدی
من گمان نمی‌کنم آوردن زنی جلوی دوربین که ممکن است تعلق به گروهی سیاسی داشته باشد، به این معنا باشد که جمهوری اسلامی نقش رهبری زنان را پذیرفته است. فکر می‌کنم داستان چیز دیگری است. مساله نقش زنان کرد در منطقه برای دفاع از خود بسیار مهم است. ترکیه وقتی به کردها حمله کرد، نخست یکی از رهبران زن کرد را به قتل رساند. نقش زنان کرد در کشور ما هم بسیار مهم است. این چیزی است که جمهوری اسلامی کاملا به آن واقف است. چون این می تواند نوعی رهایی باشد.
نظر فمینیست‌های سفید غربی هم که می‌گویند باید از میلیتاریزه شدن نقش زنان جلوگیری کنیم از نظر من نادرست است. زن‌های کرد از خود در برابر دشمنی که به آنها حمله کرده دفاع می‌کنند و این مساله بسیاری مهمی برای جمهوری اسلامی است. زنان کرد ایرانی می‌توانند همان حرکتی را که در سوریه انجام داده‌اند در ایران هم انجام دهند و این چیزی است که جمهوری اسلامی به شدت از آن می‌ترسد. با این نگاه گمان می‌کنم حتی خطر اعدام یکی از رهبران زن کرد در ایران، بعد از این نمایش برای ایجاد ترس و وحشت در میان کردها وجود دارد.

وقتی دین حکومتی می شود، نتیجه‌اش این می شود: "قاتلی" که به حال قاتل "پویا" غبطه می‌خورد
پیام و تصویر ارسالی از "همراهان توانا": این توییت قاتلیه که به حال قاتل پویا غبطه می‌خوره و آرزو می‌کنه که ای کاش پویا رو خودش کشته بود.
اینها فقط مامور انجام قتل و کشتار و خشونتن. جمهوری اسلامی به اینها میدان داده و اینجور تربیتشون کرده.

وقتی دین حکومتی میشه، نتیجه‌اش این میشه که یه نفر اینطور کشتار انسان‌ها رو تقدیس می‌کنه ... شکل حکومت حالا جمهوری باشه یا هر چیز دیگه، اونوقت دیگه میشه بهش گفت اسلام داعشی... چرا که کشتن فرد مخالف رو عمل حسنه قلمداد می‌کنه.
من سوئد زندگی می‌کنم این متن رو باید به تمام زبان‌ها ترجمه کرد و منتشر کرد باید دولت‌های اروپایی که دارن اینستکس (راه تجارت اروپا با ایران) رو اجرا می‌کنن بفهمن که این ها با مردم چه کردن. ما ایرانی‌ها که توی این کشورها زندگی می‌کنیم اجازه نمی‌دیم خون هم‌وطنان‌مون هدر بره. این توییت را به هر زبانی که آشنایی دارید ترجمه کنید و به دست سیاستمداران برسونید.

استدلال‌های بومرنگی امپراتوری دروغ
کلمه گروه سیاسی
با اتصال تدریجی اینترنت و انتشار خبرها و اسناد، ابعاد واقعی یکی از فاجعه‌آمیزترین سرکوب‌های خشونت‌بار در تاریخ ایران معاصر، به تدریج آشکار می‌شود. آنچه در چند هفته اخیر از دهان مسئولان بلندپایه و میان‌پایه نظام، سیاستمداران و فرماندهان سپاه شنیده شد را می‌توان در تصویر زیر خلاصه کرد:
عوامل اطلاعاتی دشمنان انقلاب، به‌ویژه آمریکا، عربستان، سازمان مجاهدین خلق و خاندان پهلوی، توانستند از تصمیمی که ظاهرا تنها چهار نفر از بالاترین مسئولان نظام (رهبر، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس قوه قضائیه) از آن اطلاع داشتند ظرف چند ساعت مطلع شوند و سپس با اعزام تیم‌های خرابکار آموزش دیده، در بیش از ۱۰۰ تهران و ۷۰۰ نقطه کشور، افرادی را از مناطق محروم سازماندهی کرده و آشوب به پا کنند. بیش از ۷۰۰۰ نفر دستگیر شده‌اند که ۵۰۰ نفر از آنها حاضر به اعتراف تلویزیونی هستند. تعداد مجروحان نامشخص است. تنها ۲ نفر، یک پاسدار و یک بسیجی، به شهادت رسیده‌اند. آشوب‌کنندگان، خودشان به طرف یکدیگر تیراندازی مستقیم کرده‌اند، اما هنوز معلوم نیست جز دو نفر نامبرده، کسی کشته شده باشد. آشوبگران اقدام به آتش زدن بانک‌ها و مغازه‌ها کرده‌اند و هزاران میلیارد تومان به اموال مردم، خسارت وارد کرده‌اند. وضعیت زندان‌ها بسیار خوب است و گنجایش لازم برای بازداشت‌شدگان بیش‌تر وجود دارد. دادستان کل کشور هم (بر خلاف اصل ۳۷ قانون اساسی) قبل از برگزاری دادگاه، به بازداشت‌شدگان خطاب کرد که یا از سازمان‌دهندگان آشوب هستند یا فریب سازمان‌دهندگان را خورده‌اند.
اما نتایجی که از این تصویر رسمی به دست می‌آید:
بیش از ۱۶ سازمان و نهاد اطلاعاتی و امنیتی موازی در کشور نتوانستند از بروز این حادثه جلوگیری کنند.
اقشار محروم (بیش از ۶۰ میلیون نفر) پایگاه مناسبی برای ضدانقلاب برانداز هستند.
ابزارهای ضدشورش که طی سالیان متمادی از غرب و شرق خریداری شده بود به کار نیامد و بهترین وسیله همان ضرب و شتم و تیراندازی مستقیم است.
قدرت نفوذ و توان سازماندهی ضدانقلاب خارج‌نشین بیش از آن است که تصور می‌شد.
فعلاً تا اطلاع ثانوی کشور امنیت لازم را دارد و نه هیچ چیز دیگر.
بیش‌تر مشکلات ناشی ازفعالیت اطلاع رسانی از طریق شبکه اینترنت است که با جایگزین کردن اینترنت ملی، از بروز مجدد آن پیشگیری خواهد شد.
به نظر نمی‌رسد هیچگونه نیازی به تفسیر اخبار رسمی بومرانگی صاحب‌منصبان رسمی وجود داشته باشد و تنها باید در انتظار حل تناقضات فراوان مدعیات مربوط به اقتدار و مردمی بودن نظام و آزادی و عدالت حاکم بر جامعه از سوی مسئولان محترم بمانیم

پس از سرکوب نظامی اکنون سرکوب خبری/ چرا از کشتار معترضان در نیزارهای ماهشهر خبری در دست نیست؟
کلمه گروه خبر
با وجود وسعت سرکوب نیروهای نظامی در ماهشهر به دلیل قطع تمامی راه های ارتباطی و اینترنتی با این شهرستان، درباره چگونگی سرکوب اعتراض‌ها بویژه در یکی از جاده‌های شهرستان ماهشهر که در کنار نیزاری بزرگ قرار دارد، اطلاعات جسته گریخته در دست است. بویژه اخباری که بوسیله شبکه های اجتماعی منتشر شده و از پناه بردن جمعی از معترضان به نیزارهای اطراف شهرک جراحی یا چمران ماهشهر در نزدیکی همین جاده حکایت دارد که با تیرباران خشونت بار و وسیع نظامیان و بنا به روایت هایی با استفاده از مسلسل و بمباران سرکوب شده است. این سرکوب هولناک پس از آن رخ داد که جاده ماهشهر به بندر امام توسط معترضان به مدت سه روز مسدود شد که طولانی‌ترین دوره اعتراض های مردم به افزایش قیمت بنزین بوده است

چهل کشته و سیصد مجروح آمار دقیق بیمارستان امام‌حسین نسیم شهر شهریار/ سپاه اجساد مردم و مجروحان را به جای نامعلومی منتقل کرد
کلمه اطلاع یافته است که طی روزهای ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ آبان، پیکر چهل تن از هموطنان به همراه سیصد مجروح به بیمارستان امام حسین نسیم شهر شهریار در جاده ساوه انتقال یافته است و کلیه پرسنل بیمارستان شامل پرستاران و پزشکان و کارکنان، قرنطینه و به حضور در بیمارستان برای رسیدگی و درمان مجروحین ملزم شده اند.
بر اساس آمار دقیق کلمه، نحوه مرگ جملگی هموطنان به سبب شلیک گلوله به ناحیه سر بود و جراحات مجروحین نیز با اصابت گلوله و ضرب و شتم با باتوم و وسایل جرح ایجاد شده که منجر به شکستی دست و پا و آسیب های جدی و خطرناک به ناحیه کمر و ستون فقرات گردیده بود.
به همین سبب و در جهت درمان جراحات مجروحین و آسیب دیدگان پنجاه عمل جراحی در روز اول و هفتاد و چهار عمل جراحی در روز دوم انجام شد ولی در روز سوم ماشین های حمل و نقل عمومی، مینی بوس و اتوبوس از طرف سپاه به بیمارستان وارد شدند و ضمن تهدید پرسنل بیمارستان و کنترل تمام گوشی ها، عکس ها و ویدیوهای موجود، تمام مجروحین و کشته ها را با خود بردند

 

تازه‌ترین آمار کشته‌های اعتراضات اخیر علیه جمهوری اسلامی: آمار غیررسمی بین ۱۶۱ تا ۳۶۶ نفر
در حالی که هنوز نگرانی‌های جدی از سرکوب معترضان در ایران توسط حکومت ایران وجود دارد، دو آمار جدید و متفاوت از میزان بالای کشته‌ها خبر می دهند. عفو بین الملل آمار جدید را ۱۶۱ نفر و سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی براساس آماری که موثق نامیده، تعداد کشته ها را حداقل ۳۶۶ نفر اعلام کرد.
عفو بین الملل روز جمعه ۸ آذر در گزارشی اعلام کرد دست‌کم ۱۶۱ نفر در سه روز اعتراض در روزهای ۲۴ تا ۲۷ آبان کشته شدند.
این نهاد در حساب توئیتر مربوط به ایران خود نوشت: بر اساس گزارش‌های موثقی که عفو بین‌الملل دریافت کرده، از ۲۴ آبان ماه دست کم ۱۶۱ نفر در اعتراضات ایران کشته شده‌اند. به باور ما آمار جان‌باختگان بسیار بیش‌تر است. ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که مقامات ایران را برای کشتار و سرکوب خونین معترضان پاسخگو کنند.
همزمان رادیو فردا به نقل از اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و از گردانندگان وب‌سایت کلمه، خبر داد که براساس اطلاعات موثق، دست کم ۳۶۶ نفر در اعتراض‌های اخیر ایران توسط حکومت کشته شده اند.
اعتراضات مردمی پس از انتشار ناگهانی خبر گران شدن بنزین از روز جمعه ۲۴ آبان ماه در شهرهای مختلف ایران از جمله مشهد، خوزستان، اهواز، خرمشهر، بهبهان آغاز، و به مرور به تمام مناطق کشور کشیده شد. اما شعارهای معترضان خیلی زود متوجه مقامات ارشد جمهوری اسلامی شد. طی چند روز، اخبار و ویدئوهای مختلفی از تجمع های اعتراضی، شعارهای مردم علیه حکومت، به آتش کشیده شدن ساختمان‌ها و وسایل نقلیه، و تیراندازی و سرکوب شدید پلیس در شهرهای مختلف منتشر شد.
مقامات ایالات متحده ضمن محکوم کردن سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز، خواستار اطلاع رسانی درباره سرکوب معترضان ایرانی شده بود.
سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز پیشتر، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که مقامات ایران سرکوب گسترده معترضان را مخفی نگهداشته و از اعلام آمار دقیق کشته‌‌شدگان خودداری می‌کنند.
سازمان دیده‌بان حقوق بشر روز چهارشنبه ۶ آذر با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که دولت ایران باید هر چه سریعتر آمار کشته‌شدگان، دستگیرشدگان، و بازداشت‌های اعتراضات اخیر را اعلام کند و اجازه دهد تحقیقاتی مستقل در رابطه با خشونت‌های صورت گرفته انجام شود.
پیشتر، مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، نیز بار دیگر بر حمایت از معترضان ایرانی و مقابله با اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی تاکید کرد.

نیویورک تایمز: مرگ حداقل ۱۸۰ نفر در بدترین ناآرامی‌های چهار دهه اخیر ایران
1 دسامبر 2019 - 10 آذر 1398

نیویورک تایمز در گزارشی، که تیتر اول یکشنبه شب وبسایت این روزنامه است، شمار کشته ها در اعتراضات دو هفته اخیر ایران را حداقل ۱۸۰ نفر برآورد کرده است.
سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل پیشتر در روز ۲۹ نوامبر - ۸ آذر - گزارش داده بود که آمار تاییدشده کشته ها به ۱۶۱ نفر رسیده اما افزود "شمار واقعی کشته‌شدگان احتمالا بسیار بیشتر است."
اعتراضات گسترده در ایران دو هفته پیش در پی افزایش ناگهانی و شدید بهای بنزین شروع شد.
نیویورک تایمز هم می‌نویسد شاید آمار واقعی کشته ها صدها نفر بیش از این باشد.
نیویورک تایمز در این گزارش به قلم فرناز فصیحی و ریک گلداستون می نویسد: "ظرف ۷۲ ساعت از شروع اعتراض ها، معترضان خشمگین در شهرهای بزرگ و کوچک تجمع کردند و خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی و رهبران آن شدند."
+ عفو بین‌الملل: شمار کشته‌شدگان تاییدشده اعتراضات ایران حداقل ۱۶۱ نفر است
در این گزارش آمده است: "به گفته شاهدان عینی و براساس ویدئوهای منتشر شده، در بسیاری نقاط نیروهای امنیتی با آتش گشودن به روی معترضان، عمدتا متشکل از مردان جوان بیکار یا کم درآمد ۱۹ تا ۲۶ ساله، به اعتراضات واکنش نشان دادند."
این روزنامه در اشاره به وقایع ماهشهر که به تدریج جزییات آن در حال ظاهر شدن است نوشت: "به گفته شاهدان عینی و خدمه پزشکی، فقط در شهر ماهشهر در جنوب غربی ایران، اعضای سپاه پاسداران ۴۰ تا ۱۰۰ تظاهرکننده - عمدتا شامل مردان جوان غیرمسلح را - در نیزاری که به آن پناه برده بودند حلقه کردند و به ضرب گلوله کشتند."
نیویورک تایمز به نقل از ساکنان ماهشهر می نویسد که معترضان برای سه روز کنترل بیشتر بخش های شهر و محلات اطراف آن را در دست داشتند، و جاده اصلی میان شهر و مجتمع پتروشیمی اطراف شهر را بستند.

بانکی سوخته در تهران، ۲۰ نوامبر
عبدالرضا رحمانی‌ فضلی، وزیر کشور پیشتر در مصاحبه ای با تلویزیون ایران از بسته شدن جاده ماهشهر به بندر امام توسط معترضان به مدت سه روز خبر داده بود.
نیویورک تایمز به نقل از سازمان های حقوق بشر می نویسد شاید تا ۴۵۰ نفر در این اعترضات کشته شده باشند. بنابه این گزارش ها حداقل دو هزار نفر هم زخمی شده و هفت هزار نفر دستگیر شده اند.
این روزنامه هم اشاره می کند که به نظر می رسد بیشتر اعتراضات در محلات و شهرهای کم درآمد متمرکز بوده است.
براساس این گزارش "بسیاری از ایرانیان، که دچار حیرت و تلخکام هستند، خشم خود را متوجه آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران می کنند که سرکوب ها را واکنشی موجه به توطئه دشمنان ایران در داخل و خارج نسبت داده است."
مقام های ایرانی تاکنون از اعلام آمار کشته ها و بازداشتی ها خودداری کرده اند، با این حال مقام ها به گستردگی اعتراضات اشاره کرده اند.
پیشتر یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران گفت که اعتراضات اخیر بسیار وسیع تر از تظاهرات سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ بوده است. او گفته اعتراضات در روزهای شنبه و یک‌شنبه (۲۵ و ۲۶ آبان) به صورت گسترده در ۲۹ استان از ۳۱ استان ایران جریان داشت.

عکس خبرگزاری فارس از بازداشتی ها در زندان فشافویه در اطراف تهران
لیلا واثقی، فرماندار شهر قدس (قلعه حسن خان)، واقع در غرب تهران در مصاحبه ای با روزنامه ایران گفته است که در جریان اعترضات او دستور داده بود اگر کسی از در فرمانداری این شهر وارد شد، ماموران به آنها شلیک کنند.
به گزارش وبسایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی - نامزد سابق ریاست جمهوری و از رهبران جنبش سبز سال ۸۸ - در اعتراضات قلعه حسن‌خان، مرکز شهرستان قدس، هشت تا ده نفر کشته شدند.
محمدرضا یزدی، فرمانده سپاه "محمد رسول‌الله" تهران یکشنبه در پاسخ به این سوال که آیا "هیچ احتمالی در این زمینه وجود ندارد که برخی افراد به اشتباه از سوی ماموران امنیتی کشته شده باشند" گفت: "این مورد در حال بررسی است. در وضعیت کنونی امکان تایید یا تکذیب این موضوع نیست."
از سوی دیگر وبسایت شبکه حقوق بشر کردستان به نقل از منابع مطلع در سنندج می نوسد که بیش از ۳۰۰ نفر در این شهر بازداشت شده اند که "۵۰ نفر از آنها با سپردن وثیقه ۳۰ تا ۶۰ میلیونی آزاد شده اند."
این گروه می نویسد: "بر اساس گزارش‌های دریافتی از شهروندانی که اخیراً آزاد شده‌اند، معترضان بازداشتی در بازداشتگاه‌های اداره اطلاعات، پلیس امنیت و بازداشتگاه شهرام‌فر اطلاعات سپاه پاسداران سنندج نگهداری می‌شوند. همچنین بیش از ۱۰۰ شهروند نیز در محوطه پادگان بیت‌المقدس سپاه پاسداران در شرایطی سخت نگهداری می‌شوند که در میان آنها دانش‌آموزان و کودکان نیز مشاهده شده است."
همزمان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار بیانیه‌ای برخورد با معترضان تظاهرات سراسری را محکوم کرده است.
در این بیانیه آمده "سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، کشتار و سرکوب خونین مردم که عمدهی آنان از فرودستان و خانواده‌های کارگری می‌باشند را به شدت و قاطعانه محکوم می‌کند."
این سندیکا نوشت "این اعتراضات به حق فرودستان و دردمندان با شدت تمام و با بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن، سرکوب و به خون کشیده شد" و افزود "مقامات حکومتی با روشی بی سابقه در جهان، اینترنت کل کشور را قطع کردند و حتی در بعضی مناطق تلفن های همراه را نیز از دسترس خارج کردند و با اتکا به نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصی‌‌ها و با تیراندازی مستقیم به مردم با خشونت بی‌پایان به خیال خود صدای اعتراض فرودستان را خاموش کرده‌اند."

بانک ها و پمپ بنزین ها در اعتراضات به آتش کشیده شد هرچند به درستی معلوم نیست چه کسی مسئول بوده
کانون مدافعان حقوق کارگر هم با انتشار بیانیه‌ای خواستار "تغییر ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی" شد.
در بیانیه این کانون آمده "اعترضات گسترده مردم در پی سه برابر شدن نرخ بنزین بیانگر این واقعیت بود که مردم جان به لب رسیده در زیر فشارهای معیشتی دیگر تاب و توان تحمل بیش از این را نداشته و جان به لب رسیده‌اند."
نویسندگان این بیانیه به گستردگی اعتراض‌ها اشاره کرده و از برخورد با تظاهرکنندگان به عنوان "خشونت سازمان‌یافته" یاد کرده‌اند: "موج عظیم کشته‌ها و زخمی‌ها و سپس دستگیری‌های گسترده نشان دهنده عمق اعتراضات نهادینه شده در میان مردم بود. این اعتراضات آنقدر عمیق و گسترده بود و محافل قدرت را چنان به وحشت انداخت که تنها راه چاره را در خشونتی سازمان یافته دید."
در این بیانیه تخریب‌ها به عوامل حکومتی نسبت داده شده: "تخریب بانک‌های ورشکسته و غارت فروشگاه‌های زنجیره ای به روشنی کار گروه‌های سازمان یافته بود تا سرکوب را توجیه کنند" و نوشته شده: "انتساب اعتراضات به نیروهای خارجی نیز دیگر سلاحی زنگ زده است."
مدافعان حقوق کارگر در رابطه با بروز مجدد اعتراض‌ها هشدار داده که "آنان که چیزی برای از دست دادن ندارند با خشمی مهارناپذیر بار دیگر به میدان خواهند آمد و آن زمان دیگر برای شنیدن صدای مردم دیر خواهد بود و مسوولیت تمام آنچه رخ خواهد داد بی شک فقط به عهده‌ی حاکمان خواهد بود."

مشاور روحانی: در اعتراض‌های اخیر برخی افراد بی‌گناه کشته شدند
حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئيس‌جمهور ایران تایید کرده که در جریان اعتراض‌های اخیر افرادی بی‌گناه کشته شده‌اند.
او در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا تاکید کرده که هیچکس نگفته افرادی تمام افرادی که به خیابان آمدند، اغتشاشگر هستند.
مشاور روحانی گفته همه باید درباره مرگ افراد بی‌گناه در این اعتراض‌ها پاسخگو باشند. او به تعداد این افراد اشاره نکرد و توضیح نداد که چرا معترضان کشته‌شده را به دو دسته گناه‌کار و بی‌گناه تقسیم کرده است.
بر اساس آخرین برآوردها که در وب‌سایت کلمه منتشر شد، حداقل ۳۶۶ نفر در اعتراض‌های اخیر ایران کشته شدند.
محمدرضا یزدی، فرمانده سپاه محمدرسول‌الله در واکنش به این اظهارنظر گفته برخی از افراد ما در جامعه توسط اغتشاشگران از پشت تیر خورده‌اند.
وی درباره اینکه آیا احتمال دارد این افراد به اشتباه توسط ماموران امنیتی کشته شده باشند، گفته است: این مورد در حال بررسی است.
آقای آشنا پیش از این در توئیتر اعتراض‌های اخیر ایران را به عملیات مرصاد ۲ تشبیه کرده بود که اشاره‌ای بود به عملیات مرصاد در سال ۱۳۶۷ که توسط سازمان مجاهدین خلق انجام شد. مجاهدین خلق این عملیات را فروغ جاویدان می‌نامند.
حکومت ایران بعد از عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) در سال ۶۷، چند هزار نفر از زندانیان را به بهانه هواداری از سازمان مجاهدین خلق اعدام کرد.
توئیت مشاور روحانی پس از اعتراض‌های گسترده کاربران حذف شد.

بیانیه جمعی از هنرمندان در انتقاد از سرکوب مردم معترض: آنها به کدام گناه کشته شدند؟
در پی اعتراضات اخیر و کشته شدن دست کم ۱۶۱ نفر از معترضان، گروهی از هنرمندان با انتشار بیانیه‌ای از خشونت و سرکوب علیه این اعتراضات انتقاد کردند.
در بیانیه‌ گروهی از هنرمندان که شامگاه شنبه ۹ آذرماه منتشر شده، آمده است: در این روزهای تلخ که از پسِ آبان ۹۸ گذشته‌است، لحظه‌ای چهره‌ی جوانانِ جان‌باخته، مردمان زخم‌خورده، مادران داغدار و پدران بی‌تاب از برابر چشم دور نمی‌شود.جوانانی که خونِ پاک آن‌ها با بی‌تدبیری بر خاک ریخته شد و با انتساب‌شان به بیگانگان سعی بر نادیده گرفتن‌شان شده‌است.
در ادامه این بیانیه آمده است که مردمانی که امروز از پسِ غبارِ غلیظِ بی‌خبری و بی‌ارتباطی، نام و نشانِ یکان یکان‌شان آشکار می‌شود، به کدام گناه کشته شده‌اند؟ آن‌ها فقط به‌جان‌آمدگانی بودند که چون هیچ گوش شنوایی نیافتند، ناکارآمدی‌ها را در کوی و برزن فریاد زدند.

کانون نویسندگان ایران درباره اجرای اینترنت ملی در ایران هشدار داد
کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای گفت که حکومت با اجرای عملیاتاینترنت ملی می‌خواهد تا رسانه حاکم تنها صدایی شود که حق سخن و حکم راندن بر مردم را دارد.
کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای که به مناسبت روز مبارزه با سانسور روز شنبه ۹ آذرماه منتشر شده است، با اشاره به قطع سراسری اینترنت در اعتراضات اخیر آمده است: اجرای عملیات اینترنت ملی، اینترانت با توان کنترل حداکثری افراد و گروه‌ها، در دستور کار دولت است تا رسانه‌ حاکم تنها صدایی شود که حق سخن و حکم راندن بر مردم را دارد.
کانون نویسندگان ایران در ادامه یاد همه‌ی جان دادگان دفاع از آزادی بیان و دلاوری علیه خفقان را پاس داشته و خواهان آزادی بی‌قیدوشرط همه‌ی کسانی شد که به دلیل بیان نظر، عقیده یا اعتراض از حقوق انسانی خود محروم شده‌اند.
در پی افزایش ناگهانی قیمت بنزین، ایران شاهد اعتراضات گسترده مردم علیه جمهوری اسلامی بود. یک روز بعد از آغاز اعتراضات، جمهوری اسلامی شنبه شب ۲۵ آبان اینترنت را تقریبا به طور کامل قطع کرد و  مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده  در واکنش به این اقدام رژیم ایران گفت: ما تلاش ها برای قطع اینترنت را محکوم می کنیم. بگذارید آنها [مردم] حرف‌شان را بزنند!
دیدبان حقوق بشر  در بیانیه‌ای اعلام کرد  مقامات ایران سرکوب گسترده معترضان را مخفی نگه داشته و از اعلام آمار دقیق کشته‌‌شدگان خودداری می‌کنند. سازمان عفو بین‌الملل نیز روز جمعه اعلام کرد کشته شدن ۱۶۱ نفر در اعتراضات ایران تاکنون تایید شده است.
پرزیدنت دونالد ترامپ  روز پنجشنبه ۳۰ آبان  در نخستین موضع‌گیری علنی درباره اعتراضات مردم ایران گفت: ایران آنقدر بی‌ثبات شده است که رژیم تمام سیستم اینترنتی را قطع کرد تا مردم خوب ایران نتوانند درباره خشونت شدیدی که در داخل آن کشور جریان دارد، صحبت کنند.
همچنین مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا با اشاره به تحریم محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران از سوی دولت آمریکا، او را وزیر اطلاعات نادرست (پروپاگاندای رژیم) نامیده و خبر داده است که تحریم‌های بیشتری در راه است.

Bis 25. November 2019