Loading
گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 27. September 2019 Oktober 2019

16. Oktober 2019

اردوغان 'برای مذاکره پیرامون جنگ در سوریه به مسکو می‌رود'


پوتین از اردوغان برای سفر به مسکو و گفتگو پیرامون جنگ در سوریه دعوت کرده است
رئیس جمهوری روسیه از رئیس جمهوری ترکیه خواسته است برای مذاکره پیرامون شرایط کنونی در سوریه طی روزهای آینده از مسکو دیدن کند. همزمان، دولت آمریکا اعلام کرده است که مایک پنس و مایک پومپئو، معاون رئیس جمهوری و وزیر خارجه آمریکا عازم ترکیه شده و قرار است روز پنجشنبه، فردا، با رئیس جمهوری و سایر مقامات ترکیه دیدار کنند.
روز چهارشنبه، ۲۴ مهر (۱۶ اکتبر)، دفتر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه اعلام کرد آقای پوتین با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، در مورد عملیات جاری ارتش ترکیه در خاک سوریه به تبادل نظر پرداخته و از او دعوت کرده است برای گفتگو در این مورد "طی روزهای آینده" به مسکو سفر کند. در اطلاعیه دفتر رئیس جمهوری روسیه آمده است که آقای اردوغان این دعوت را پذیرفته است هرچند مشخص نیست که سفر او به مسکو در چه تاریخی انجام خواهد شد.
در این اطلاعیه آمده است که تماس تلفنی رهبران دو کشور به درخواست رئیس جمهوری ترکیه صورت گرفت و دو طرف "بر جلوگیری از برخورد بین ارتش‌های ترکیه و سوریه تاکید نهادند." دفتر رئیس جمهوری روسیه افزوده است که آقای پوتین "نسبت به فرار تروریست‌ها از زندان و نفوذ به کشورهای همسایه" در جریان درگیری جاری بین ارتش ترکیه و کردهای سوری ابراز نگرانی کرد. احتمالا اشاره او به چند هزار عضو داعش است که توسط نیروهای کرد اسیر و زندانی شده‌اند.

رویترز: مقامات کرد در سوریه می گویند در حملات ترکیه بیش از ۲۷۵هزار نفر آواره شدند

مقامات کرد در سوریه اعلام کردند که در پی حمله ترکیه به شمال شرقی سوریه، بیش از ۲۷۵ هزار نفر آواره شده‌اند.
خبرگزاری رویترز روز سه‌شنبه ۲۳ مهرماه به نقل از یک بیانیه از سوی مقامات کرد سوریه  نوشت در پی حمله ترکیه به شمال شرقی سوریه، بیش از ۲۷۵ هزار نفر آواره شده‌اند که بیش از ۷۰ هزار کودک در بین آواره‌گان وجود دارد.
پیش از این سازمان ملل متحد شمار آوارگان ناشی از حمله ترکیه به شمال سوریه را روز یکشنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۰ هزار نفر اعلام کرده بود.
ارتش ترکیه روز چهارشنبه عملیات نظامی خود را در داخل سوریه و علیه کردها - که آنکارا می‌گوید با نیروهای حزب کارگران کردستان (پ ک ک) همکاری می‌کنند - آغاز کرد.
ترکیه اعضای پ‌ک‌ک را یک گروه تروریستی می‌داند و می‌گوید که این عملیات با هدف مقابله با تروریسم و ایجاد یک منطقه حائل امن در امتدادهای مرزهای مشترک دو کشور انجام می‌شود.
ایالات متحده از آغاز با عملیات نظامی ترکیه مخالفت کرد و نسبت به پیامدهای وخیم انسانی و امنیتی آن هشدار داد.

آلبوم عکس؛ پنج سال پیش زندگی در کوبانی چگونه بود؟

نج سال پیش در چنین روزهایی تقریبا چهل روز از مقاومت مردم کوبانی می‌گذشت. گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) همچنان از دو موضع شهر رقه در سوریه و شهر موصل در عراق به منطقه هجوم می‌آورد.
فشار افکار عمومی باعث شده بود ترکیه مرزهای خود را به روی مردم آواره کوبانی بگشاید. بیش از صد و پنجاه هزار مهاجر در شهرهای اورفا و سوروچ استقرار یافته بودند و کوبانی تنها با حضور پنج هزار غیرنظامی به شهری خالی از سکنه می‌مانست.
در آن روزها مقاومت و فداکاری زنان و مردان کرد باعث عقب‌نشینی داعش و آزادی شهری می‌شد که بیش از هفتاد درصد آن در روزهای ابتدایی جنگ به تصرف مهاجمان درآمده بود. تعدادی از مردم به ویژه زنان و دختران بنا به خواسته خود و برای حمایت از مبارزان در شهر مانده بودند.
این مجموعه حاصل دوازده روز زیستن است در کنار زنان و مردان کوبانی و تماشای "امیدها و مقاومت" آنها در جنگی نابرابر؛ تصویری از روزهایی ناآرام و متشنج شهری که در محدودیت و انزوای محض مقاومت می‌کرد.


سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور
حمله ارتش ترکیه به کردهای سوری را محکوم می‌کنیم!
حمله ترکیه به سوریه اقدامی خلاف قوانین بین المللی است. سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور کشتار وحشیانه کردهای سوری، نابود ساختن شهرها و خانه هایشان و از هم پاشاندن خانواده های آنان را به عنوان اقدامی ماجراجویانه و ضدانسانی بشدت محکوم میکند! کشتار وآواره کردن کردها اقدامی جنایت بار در زمانیست که فاجعه کشتار ارامنه در پایان جنگ اول جهانی بدست ارتش ترکیه هنوز در خاطره‌ها باقی است.

توافق کردها با دولت سوریه برای مقابله با پیشروی ارتش ترکیه
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸ - ۱۴ اکتبر ۲۰۱۹

بی‌بی‌سی: کردهای سوریه می گویند که دولت این کشور با اعزام ارتش به مرز شمالی برای جلوگیری از عملیات تهاجمی ترکیه علیه آنها موافقت کرده است.
رسانه های دولتی سوریه پیشتر گزارش دادند که نیروهای دولتی در شمال مستقر شده اند.
خبر این توافق درحالی اعلام می شود که آمریکا اعلام کرده باقی نیروهایش شامل هزار سرباز را به دلیل "آسیب پذیر بودن" شرایط در شمال سوریه از آنجا خارج می کند.
درباره تازه ترین تحولات شمال سوریه بیشتر بخوانید: با پیشروی ترکیه هزار سرباز آمریکایی از شمال سوریه خارج می شوند
عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه که هفته پیش شروع شد با هدف اخراج نیروهای کرد از نواحی واقع در طول مرز سوریه انجام می شود، چون ترکیه آنها را "تهدیدی" برای خود عنوان می کند.
در پایان هفته نواحی تحت کنترل نیروهای دمکراتیک سوریه (که عمدتا از جنگجویان کرد تشکیل شده) هدف بمباران شدید قرار گرفتند و نیروهای ترکیه علیه دو شهر مرزی پیشروی زیادی داشته اند.
عملیات ترکیه و عقب نشینی آمریکا با محکومیت بین المللی مواجه شده است، به این دلیل که نیروهای دمکراتیک سوریه متحد اصلی کشورهای غربی در نبرد علیه داعش در شمال سوریه بودند.
درباره توافق چه می دانیم؟


صفایی‌فراهانی: چرا ایران، امروز بالاترین آمار مهاجرت مغزها را دارد؟
تا سال‌ 57 مهاجرت از ایران نزدیک به صفر بوده است
گروه اقتصادی: محسن صفایی‌فراهانی می‌گوید: همه گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که در سال‌های 57-1330، مهاجرت از ایران نزدیک به صفر بوده است. می‌توان گفت که در دهه اول انقلاب عده‌ای به خاطر حوادث انقلاب یا عده‌ای به خاطر جنگ از کشور رفتند. اما بعد از آن چه؟ چرا در سال‌های 68 تا امروز بالاترین آمار مهاجرت مغزها را در گزارش‌های بانک جهانی ایران دارد؟ روزنامه ایران با این فعال سیاسی درباره فساد در اقتصاد و نظام اداری ایران گفت و گویی انجام داده که متن کامل آن را در ذیل می‌خوانید:   

برخی صاحبنظران مانند آقایان عباس عبدی یا علی ربیعی، معتقدند که براساس نظرسنجی‌های علمی، میزان ادراک فساد در جامعه، به‌مراتب بیشتر از میزان واقعی فساد است؛ یعنی ممکن است فساد در جامعه 13 درصد باشد، اما مردم فکر می‌کنند میزان فساد بیش از 90 درصد است. به‌عنوان کسی که هم در حوزه سیاسی وهم مدیر اقتصادی هستید، ارزیابی شما چیست؟
 
میزان فساد به طور دقیق قابل اندازه‌گیری نیست تا بتوانیم درصد آن را مشخص کنیم. اما به طور کلی، از میزان و سرعت گردش کار و نحوه توزیع امکانات منابع کشور می‌توان فهمید آیا فرآیندهای اجرایی کشور براساس قانون مقررات است، یا اینکه سلیقه‌ای می‌باشد. مطابق این رویکرد، امروز فرآیندهای نظام اداری- سیاسی ایران بیانگر این است که قانونمندی و قانونگرایی در ارکان حکومتی وضعیت قابل دفاعی ندارد. وقتی که قانونگرایی به حداقل می‌رسد، طبیعتاً مردم با سلیقه‌های مسئولان و کارگزاران حکومتی افراد رو‌به‌رو هستند! درحالی که در جوامع توسعه یافته کلیه فرآیندها براساس مبانی و چارچوب‌های قانونی و منطقی، پیش می‌رود. امروز در جامعه، با بی‌قانونی مفرط روبه‌رو هستیم و این افراط به حدی رسیده است که فساد به غارت تبدیل شده است.
منظور شما از غارت چیست؟
وقتی غارت مطرح می‌شود، روشن است که از چه صحبت می‌گردد. زمانی از فساد مالی میلیونی صحبت می‌شد، اما امروز حرف از چپاول 3 تا 12 هزار میلیارد تومانی در میان است. دیگر نمی‌توان این احجام مالی را فساد نامید، بلکه اسم دقیق آن غارت است. اگر کسی ماهانه 100 میلیون تومان پس‌انداز کند، در سال می‌تواند یک میلیارد و 200 میلیون تومان پس‌انداز نماید. اگر کسی 100 سال متوالی، بتواند این پس‌انداز را داشته باشد در پایان 100 سال فقط 120 میلیارد تومان ذخیره داشته باشد با این وصف، وقتی کسی در یک فرآیند دو یا سه ساله، می‌تواند 5 هزار میلیارد تومان از منابع کشور را به‌دست آورد، آنچه اتفاق می‌افتد، غارت است.
این فسادهای کلان یا به تعبیر شما غارت، چه پیامدهایی برای حوزه‌های پایین‌تر جامعه خواهد داشت؟
به این صورت، شاهد شکل‌گیری یک موجی در جامعه خواهیم بود که بر آن اساس، هرکس چاپیدن را برای خود یک فرصت می‌داند. یعنی اکثریتی خواهند گفت اگر دیگران می‌توانند اینقدر ببرند، چرا من کم‌تر از این را نبرم؟ در چنین شرایطی، اگر وجدان جامعه بیدار باشد، مفسدان کلان الگو نخواهند شد، اما اگر وجدان جامعه بیدار نباشد، مطبوعات آزاد نباشند و گردش اطلاعات آزاد نباشد و سیطره بر منابع کشور، تنها در محدوده الیگارشی خاصی باشد، در این صورت این انتظار که فساد کاهش یابد یا جامعه نسبت به فساد حساس گردد، خوش انگاری خواهد بود! در این صورت بگیر و ببند برخوردی انفعالی با ریشه فساد است! در جامعه‌ای می‌توان مبارزه با فساد را با منطق پیش برد که حاکمیت قانون و احساس مسئولیت ملی در آن جامعه بالا باشد. وقتی در جامعه، رعایت قانون و احساس مسئولیت ملی کاهش یابد، بی‌برو برگرد فساد به‌صورت گسترده‌ای در جامعه جریان می‌یابد و اجتناب‌ناپذیر می‌شود

۲۴ مهر ۱۳۹۸
رویترز: آمریکا علیه ایران عملیات سایبری انجام داده است
دو مقام رسمی آمریکا به رویترز گفته‌اند که ایالات متحده پس از حملات ۱۴ سپتامبر به تأسیسات نفتی عربستان سعودی، یک عملیات مخفی سایبری علیه ایران انجام داده که هدف آن مقابله با توانایی تبلیغاتی ایران بوده است.

عکس از آرشیو
به‌گزارش رویترز، این دو مقام رسمی آمریکا نخواستند نامشان فاش شود. یکی از آن‌ها گفته‌ است که عملیات سایبری آمریکا علیه ایران در اواخر ماه سپتامبر رخ داده و بر سخت‌افزارهای فیزیکی تأثیر گذاشته است اما جزئیات بیشتری ارائه نکرد.
آن‌ها می‌گویند هدف از این عملیات سایبری مقابله با توانایی تبلیغاتی تهران بوده است.
این رویداد نشان می‌دهد که چگونه دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، تلاش می‌کند بدون وارد شدن به یک درگیری گسترده، با ایران مقابله کند.
به نظر می‌رسد این حمله پس از سرنگونی یک پهپاد آمریکایی در ماه ژوئن و حمله احتمالی سپاه پاسداران به تانکرهای نفتی در خلیج فارس در ماه مه، محدودتر از سایر عملیات علیه ایران باشد.

 

بیانیه ۱۷ زن زندانی در ایران: جمهوری اسلامی یک حکومت زن‌ستیز است

۱۷ زن از زندانیان سیاسی در ایران با انتشار بیانیه ای نسبت به محدودیت‌ها برای مادران زندانی و بازداشتی اعتراض کردند
ارگان‌های حقوق بشری روز یکشنبه ۲۱ مهرماه بیانیه‌ای را از سوی ۱۷ زن زندانی در ایران منتشر کردند که امضا کنندگان این بیانیه اعتراض خود را به ستم بر زنان، رفتارهای غیر انسانی و بی عدالتی اعلام کرده‌اند.
در این بیانیه به بازداشت فرنگیس مظلوم‌، مادر سهیل عربی و راحله اصل احمدی، مادر صبا کرد افشاری اشاره شده و آمده است که  امضاءکنندگان این بیانیه که خود در زندان به سر می‌برند، از سرکوب مردان و زنان آزاده در جمهوری اسلامی انتقاد کرده‌اند و به طور خاص به رنج مادرانی پرداخته اند که هدف این سرکوب‌ها قرار گرفتند.
همچنین در این بیانیه به دختر ۵ ساله نازنین زاغری نیز اشاره شده که در نهایت به ناچار ایران را ترک کرد تا بعد از ۳ سال و ۸ ماه، به دور از مادر، نزد پدر زندگی‌کند. در حالی که مسئولان جمهوری اسلامی به طور ضمنی آزادی او را مشروط به نتیجه مذاکره و معامله با بریتانیا کرده اند و آنچه در این میان نادیده گرفته می‌شود، انسان ها، حقوق آنها، عدالت و حقیقت است.
زنان زندانی امضاء کننده این بیانیه جمهوری اسلامی را یک حکومت زن ستیز توصیف کرده و نوشته‌اند که در تمام این سال ها جدال حاکمیتی زن ستیز با زنان و مادرانی که برای آزادی و عدالت برخواسته اند، ادامه داشته است.
در این بیانیه آمده است که تنها در چند ماه گذشته فرنگیس مظلوم‌ به رغم بیماری به جرم دفاع از پسرش، سهیل عربی، بازداشت شد. مادر علیرضا شیرمحمدی به دلیل نداشتن ۸۰ میلیون‌تومان وثیقه، فرزند خود را در زندان از دست داد. راحله اصل احمدی به جرم خواست آزادی فرزندش، صبا کرد افشاری، بازداشت شد، و موارد متعدد دیگر.
نویسندگان بیانیه تاکید کردند که زنان‌ بسیاری فرزندان خود را در زندان به دنیا آورده و بزرگ کرده‌اند. مادرانی‌ حتا از دیدن جسد و محل دفن فرزندان خود محروم شده‌اند.
این بیانیه را یاسمن آریانی، مریم اکبری منفرد، سیما انتصاری، ارس امیری، مرضیه امیری، لیلا حسین زاده، نازنین زاغری، زهرا زهتابچی، آتنا دائمی، فاطمه ضیایی، منیره عربشاهی، نگین قدمیان، صبا کردافشاری، ندا ناجی، نرگس محمدی، فرشته محمدی، سپیده مرادی امضاء کرده‌اند.
امضاء کنندگان این بیانیه از فعالان حقوق زنان، فعالان مدنی و سیاسی هستند.
بهمن سال گذشته  سازمان عفو بین‌الملل  در گزارشی، سال ۲۰۱۸ را سال شرم جمهوری اسلامی نامید و اعلام کرد در این سال بیش از هفت هزار نفر، اعم از شرکت‌کنندگان در تظاهرات، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق زنان، فعالان محیط زیست، فعالان کارگری و فعالان حقوق قومی و اقلیت‌های مذهبی، در ایران بازداشت شده‌اند.

۲۴ مهر ۱۳۹۸
حسین فریدون به زندان اوین منتقل شد
حسین فریدون که به جرم رشوه‌خواری به پنج سال زندان و پرداخت ۳۱ میلیارد تومان محکوم شده بود برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.

حسین فریدون
حسین سرتیپی، وکیل مدافع حسین فریدون اعلام کرد که صبح امروز چهارشنبه ۲۴ مهر موکلش در تماسی تلفنی گفته که برای اجرای حکم به دادسرا مراجعه می‌کند.
سرتیپی گفت: حسین فریدون شخصاً با مراجعه به دادسرا برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد.
حسین فریدون، برادر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در تیرماه ۹۶ به‌دنبال تخلف‌های بانکی و بازداشت برخی از مدیران بانک‌ها دستگیر و با وثیقه آزاد شد.
غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه ۹ مهرماه جاری از صدور حکم قطعی ۵ سال زندان برای حسین فریدون خبر داد و گفت:‌ در پرونده حسین فریدون دادگاه حکم او را از ۷ سال حبس به ۵ سال و پرداخت ۳۱ میلیارد تومان کاهش داد و به دیگر متهمان نیز ارفاق داد. برای مثال یک سوم حکم یکی از متهمان خانم در این پرونده تعلیق شده است.
سخنگوی قوه قضائیه اتهام حسین فریدون را اخذ رشوه اعلام کرد.
خبرگزاری فارس که به سپاه پاسداران وابسته است نیز اتهامات فریدون را به نقل از منابع آگاه ارتشاء و پولشویی اعلام کرده و نوشته بود برادر رئیس دولت در قبال دریافت رشوه رایزنی‌های مؤثری را برای سپردن مسئولیت‌هایی در بانک‌ها و دیگر بخش‌های تأثیرگذار اقتصادی به افرادی خاص انجام می‌داده است و این افراد در مقابل مبالغ هنگفتی را به وی پرداخت می‌کرده‌اند.
محافظه‌کاران و رقبای سیاسی حسن روحانی بارها برادر او را متهم به فساد مالی کرده بودند. ابراهیم رئیسی، رئیس کنونی قوه قضائیه و از اعضای کمیته مرگ در اعدام زندانیان سیاسی، و محمدباقر قالیباف، شهردار تهران که هر دو از رقبای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری بودند، در زمان رقابت‌ها بارها اتهام فساد مالی به حسین فریدون را تلویحاً در مناظره‌های تلویزیونی تکرار کردند.
حسین فریدون خود پیشتر ارتباط با برخی از مفسدان اقتصادی را خبرسازی برای تحت فشار قرار دادن دولت روحانی دانسته بود. دولت روحانی نیز خبرهای انتشاریافته در این‌باره را اتهام‌افکنی دانسته بود.

۲۳ مهر ۱۳۹۸
ظریف: هزینه زیادی به مردم تحمیل کرده‌ایم
محمدجواد ظریف در اظهارات تازه‌ای به جناح مخالف دولت حمله کرد و این جناح را مسئول هزینه‌های واردشده بر مردم دانست. او گفت آن‌ها موجب صدور قطعنامه‌های شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی شدند و وزارت خارجه را مجبور کردند که پای میز مذاکره بنشیند. ظریف وزارت خارجه را نماینده کل نظام در جهان دانست و گفت به همین دلیل مجبور است در عرصه جهانی از عملکرد جناح مخالف نیز دفاع کند. او گفت فقط به حفظ برند جمهوری اسلامی فکر می‌کند و اگر به خود فکر می‌کرد جایزه نوبل را گرفته بود.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران
 محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران عصر سه شنبه ۲۳ مهر در دیدار با شماری از فعالان فضای مجازی، از عملکرد وزارت خارجه در جریان توافق هسته‌ای دفاع کرد و گفت: سیاست خارجی وجه‌المصالحه دعواهای جناحی نیست. اگر بگویم برجام شکست خورده نتیجه‌اش این می‌شود که مردم اعتمادشان را به اقتصاد و نظام از دست می‌دهند. () وزارت خارجه نماینده همه ایران است و وظیفه دفاع از عملکرد کل نظام را برعهده دارد در حالی که سایر دستگاه‌ها از عملکرد خود دفاع می‌کنند.
محمدجواد ظریف با اشاره به سخنان محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران درباره قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران، گفت: یک‌سری گفتند قطعنامه کاغذپاره است رفتند شش قطعنامه علیه ایران برای کشور گرفتند. هر چقدر به آن‌ها التماس کردند که اگر قطعنامه‌ای بگیریم بدون رضایت آمریکا نمی‌توانیم از آن قطعنامه بیرون بیاییم، آن وقت ریش ما گروی آمریکا می‌شود. گوش نکردند و شعار دادند. به هزینه این مردم شعار دادند. هزینه زیادی به مردم تحمیل کرده‌ایم () چرا ناگزیر به این کار (مذاکرات هسته‌ای) شدیم؟ چون شش قطعنامه شورای امنیت علیه ما گرفته بودند و ما ناچار بودیم برای آن‌که بتوانیم این قطعنامه‌ها را برداریم صحبت کنیم.
پرونده ایران در اسفند ۱۳۸۴(مارس ۲۰۰۶) از سوی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت ارجاع شد. شورای امنیت شش قطعنامه علیه پرونده هسته‌ای ایران تصویب کرد که چهار قطعنامه آن حاوی تحریم‌های تازه بود. محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری وقت هر بار با تصویب این قطعنامه‌ها آن‌ها را کاغذپاره می‌خواند.
احمدی‌نژاد شهریورماه جاری در گفت‌وگو با خبرگزاری آناتولی با انتقاد از توافق هسته‌ای گفته بود هرگز زیر بار امضای چنین توافقی نمی‌رفت اما الان شرایط متفاوت است.
وزیر خارجه ایران از سخت‌گیری‌های پس از برجام در جذب سرمایه‌ها در کشور نیز انتقاد کرد و گفت ۷۰ بازرگان را با خود به سفر می‌برد و آن‌ها قرارداد می‌بستند اما این قراردادها برای این‌که در ایران عملیاتی شود باید سه سال دنبال آن بدوند. او همچنین گفت بعد از برجام ۸۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی به ایران آوردند اما کمتر از ۵ میلیارد دلار آن جذب شد.
ظریف در بخش دیگری از سخنان خود درباره استعفایش گفت: دوستان می‌گویند چرا من آن شب استعفا کردم؟ چون تلاش من حفظ برند ایران بود. آن شب من به این نتیجه رسیدم دیگر من برند ایران نیستم. اگر می‌خواستم برند ظریف باشد، جایزه صلح نوبل را می‌گرفتم یعنی خیلی راحت بود.

"پس‌لرزه‌های" دستگیری روح‌الله زم، مدیر "آمدنیوز"
با دستگیری روح‌الله زم در شبکه‌های اجتماعی بحث‌ها از جمله درباره دستگیری، ماهیت آمد نیوز و ارتباط زم با نهادهای امنیتی ادامه دارد. برخی کاربران از زمینه های برآمدن "آمدنیوز" می‌نویسند و دیگران از "پس‌لرزه‌های" دستگیری.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ادعا می‌کند، روح‌الله زم، مدیر کانال آمد نیوز را دستگیر کرده است
در بحبوحه‌ی ناآرامی‌های دی‌ماه ۹۶ در ایران، نام یک کانال تلگرامی که از جمله از اعتراضات در شهرهای گوناگون ایران می‌نوشت، زیاد شنیده می‌شد؛ "آمدنیوز". در روزهایی که کاربران ایرانی در سایه عدم اعتماد به "رسانه ملی" و رسانه‌های داخلی، هر منبعی را برای خبرگیری درباره آنچه در ایران می‌گذشت، "غنیمت می‌شمردند"، شمار اعضای کانال تلگرامی "آمدنیوز" که با شعار "آگاهی، مبارزه و دموکراسی" آمده بود و زبانی خاص را برای "خبررسانی" برگزیده بود و بارها در موضوع‌های جنجالی دست به "افشا" زده بود، به سرعت افزایش یافت.
گردانندگان این کانال اما در راه "مبارزه‌"شان چنان پیش رفتند که در نهم دی‌ماه ۱۳۹۶ (۳۰ دسامبر سال ۲۰۱۷)، مدیر تلگرام به خاطر " ترویج خشونت و آموزش ساخت کوکتل مولتوف" این کانال را با تقریبا یک و نیم میلیون مخاطب بست. اما در دسامبر همان سال "آمدنیوز" کانال دیگری باز کرد و شد "صدای مردم" و در مدت کوتاهی اعضای آن به صدها هزار نفر رسید.
مدیر این کانال تلگرامی، روح‌الله زم بود. فرزند یکی از روحانیون سرشناس در جمهوری اسلامی. او پس از حوادث ۸۸ در ایران بازداشت و زندانی شد و پس از آزادی به فرانسه رسید و پا به "دنیای فعالیت علیه جمهوری اسلامی" گذاشت. در سال ۹۵ وبگاه و کانال تلگرامی "آمدنیوز" را با هدف "افشای اسناد سری و محرمانه" راه انداخت و بارها با شبکه‌های تلویزیونی خارج از ایران مصاحبه کرد.
آخرین پست این کانال تلگرامی اما از پایان فعالیت روح‌الله زم حکایت می‌کند. روابط عمومی سپاه پاسداران روز دوشنبه ۲۲ مهر (۱۴ اکتبر) در بیانیه‌ای از بازداشت او "طی عملیاتی پیچیده و حرفه‌ای توسط پاسداران گمانم امام زمان" خبر داده است.

۲۴ مهر ۱۳۹۸
هرگز فراموش نکنید فاشیست‌ها چه کردند
یانا تسنوا
هیتلر و استالین دو روی یک سکه نیستند؛‌  هدف کارزارهایی که امروز در بلغارستان نازیسم را با کمونیسم برابر می‌خوانند نه دفاع از دموکراسی در برابر مداخله روسیه، بلکه اعاده حیثیت از فاشیسم و همدستی‌اش در هلوکاست است.

پیرمردی با پوستر استالین در جشن‌ روز پیروزی، در هفتادمین سالگرد شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم ۹ مه ۲۰۱۵، جلوی بنادی یادبود ارتش سرخ شوروی در مرکز صوفیا پایتخت بلغارستان
چه دلیلی بهتر از هفتادوپنجمین سالگرد شکست نازیسم برای جشن و سرور؟ مرکز فرهنگی روسیه در صوفیه نیز هم این‌طور فکر می‌کرد، و از برپایی نمایشگاهی با عنوان جاده‌ای به‌سوی پیروزی در پایتخت بلغارستان خبر داد. اما این اقدام درعوض توفانی از اعتراضات را به راه انداخت؛ و روزها پیش از افتتاحیه برنامه‌ریزی‌شده برای ۹ سپتامبر، وزارت امور خارجه بلغارستان بیانیه شدید‌الحنی صادر و روس‌ها را به مداخله در امور داخلی بلغارستان متهم کرد.
اما چرا باید جشنی به مناسبت شکست نازیسم یک دخالت نامطلوب و ناخواسته قلمداد شود؟ پاسخ به سالگردِ رویدادی بازمی‌گردد که همزمان و در این روز یادآوری می‌شود: رویدادهای ۹ سپتامبر ۱۹۴۴، روزی که جبهه مهین‌پرستی دولت را در دست گرفت. جبهه مهین‌پرستی با ایجاد یک ائتلاف ضدنازی متشکل از کمونیست‌ها، دهقانان، سوسیال‌دموکرات‌ها، و ژنرال‌های نظامی، همزمان با ورود سربازان شوروی به کشور قدرت را به دست گرفت. بنابراین، این تاریخ معمولاً آغاز سوسیالیسم در بلغارستان و زمینه‌ساز قدرت‌گیری حزب کمونیست در سال ۱۹۴۷ تلقی می‌شود.
هر سال، این سالگرد (معروف به ۹/۹) بحث‌های زیادی را به راه می‌اندازد. لیبرال‌ها از هیچ فرصتی برای ابراز تأسف از وقایع سال ۱۹۴۴ و انحرافِ جنایت‌کارانه تاریخ که سوسیالیسم بلغارستان از نظر آنها نشانگر آن بود، دریغ نمی‌کنند. اما امسال نمایشگاه روس‌ها بُعد بین‌المللی‌ای به این مناقشات روز ۹ سپتامبر داد. مسئله برای بسیاری آن بود که شکست بلغارستان که متحد آلمان اما کشوری مستقل بود، بخشی از جشن و سرور کلی‌تری به مناسبت آزادسازی اروپای مرکزی و شرقی از اشغال آلمان نازی است.

11. Oktober 2019

۱۸ مهر ۱۳۹۸
سازمان ملل: ده‌ها هزار نفر از کردهای سوریه آواره شدند
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اعلام کرد که ده‌ها هزار نفر از ساکنان مناطق کردنشین در شمال و شرق سوریه در جست‌وجوی سرپناه امنی از خانه و کاشانه خود آواره شده‌اند.

سازمان ملل: ده‌ها هزار نفر از کردهای سوریه آواره شدند
شامگاه گذشته چند ساعت بعد از بمباران گسترده مناطقی در شمال شرق سوریه، نیروی زمینی ترکیه از مرز عبور کرد و از چهار محور دو نقطه نزدیک تل‌أبیض و دو نقطه نزدیک به رأس‌العین وارد خاک سوریه شد. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در بیانیه‌ای که پنجشنبه ۱۰ اکتبر/ ۱۸ مهر، در دومین روز تهاجم نظامی ترکیه  علیه کردهای شمال سوریه منتشر کرد از همه طرف‌های درگیری خواست که به حقوق بین‌الملل احترام بگذارند و اجازه دهند برای کمک‌رسانی به غیر نظامیان مسیری ایجاد شود.
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در این بیانیه اعلام کرد که صدها هزار نفر از غیرنظامیان ساکن شمال و سرق سوریه در خطر قرار دارند.
همزمان دیده‌بان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن گزارش داد که با تهاجم نظامی ترکیه علیه کردهای سوریه، از روز گذشته تاکنون بیش از ۶۰ هزار نفر در شمال سوریه آواره شده‌اند.
۱۴ نهاد حقوق بشری همزمان با بیانیه سازمان ملل، در بیانیه مشترکی هشدار داده‌اند که تهاجم نظامی ترکیه سبب وقوع یک بحران انسانی در شمال و شرق سوریه می‌شود. در این بیانیه که پزشکان بدون مرز و سازمان آکسفام هم آن را امضاء کرده‌اند هشدار داده شده که ۴۵۰ هزار نفر از ساکنان غیر نظامی که در پنج کیلومتری مرز سوریه زندگی می‌کنند، در خطر قرار دارند.
این سازمان‌های بین‌المللی یادآوری کرده‌اند که در این منطقه پیش از آغاز تهاجم نظامی ترکیه ۹۰ هزار نفر از خانه و کاشانه‌شان آواره شده بودند.
۱۴ نهاد حقوق بشری از طرف‌های درگیری خواسته‌اند که به قوانین بین‌المللی احترام بگذارند.

گزارش تحقیقی آتنا دائمی از داخل زندان؛ انتشار خبر ۶۶ مورد قصاص و ۲۶ حکم اعدام در ۲۵ روز

آتنا دائمی فعال مدنی زندانی با مطالعه بیست‌وپنج شماره یک روزنامه به بررسی نقش حکومت در میزان خشونت در جامعه و اثرات حکومت دیکتاتوری روی مردم پرداخته است. روزنامه موردمطالعه او روزنامه شرق است که آن را روزنامه‌ای به‌ظاهر مستقل توصیف کرده است. این فعال حقوق کودکان این تحقیق را به مناسبت روز جهانی مبارزه با اعدام انجام داده است. ۱۸ مهر مصادف با دهم اکتبر روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است. یکی از اتهامات آتنا توزیع شب‌نامه در محکومیت اعدام است.
آتنا دائمی نتایج این پژوهش را در قالب یک نامه سرگشاده خطاب به مردم ایران نوشته است. نامه‌ای شبیه یک گزارش تحقیقی که با اعداد و ارقام نشان می‌دهد که یک حکومت فاسد بر بدنه جامعه چگونه اثر می‌گذارد.
او در مقدمه این گزارش نوشته: نتایج حاصله برای خودم بسیار جالب و تاسف برانگیز بود، چراکه من تنها برای ۲۵ روز یک روزنامه را موردبررسی قرار دادم. او توضیح داده بخشی ا ز شماره‌های این روزنامه که موردبررسی قرار گرفته‌اند، مربوط به ماه محرم بوده‌اند، ماهی که به گفته خود مسوولان میزان جرم و جنایت کمتر است و اعدام و قصاص در این ایام غیرمجاز است. بااین‌حال تاکید کرده این پازل کوچک گویای سیاست‌های کلان است.
آتنا دائمی در ابتدا به میزان مانور بر خبرهای قضایی و خبرهای مربوط به قوه قضاییه پرداخته است و نوشته است در ۲۵ روزی که اخبار روزنامه شرق را موردبررسی قرار داده ۱۴۴ خبر مربوط به اظهارات مقامات قوه قضاییه، برخوردهای قضایی صورت گرفته و برخوردهایی که در آینده صورت خواهد گرفت منتشرشده است. او توضیح داده که این اخبار تنها در صفحه حوادث این روزنامه منتشرنشده است: غیر از صفحه حوادث، برای مثال در یک از شش خبر صفحه جامعه، پنج خبر مربوط به قوه قضاییه بوده است. دائمی نتیجه گرفته حجم خبرهای منتشرشده درباره برخوردهای قضایی نشان‌دهنده فضای به‌شدت امنیتی و قضایی در سطح جامعه است.
او در همین بخش نوشته: باوجوداینکه در این روزنامه، خبرهای مربوط به قوه قضاییه بخش زیادی از ستون‌ها را اشغال کرده است، شاهدیم که کماکان عدالتی در قضاوت وجود ندارد و دادگاه تجدیدنظر نیز از لیست ظاهری فرصت دفاع متهم حذف شد و حق وکیل نیز بیشتر و علنی‌تر از قبل انکار شد. اشاره او به نامه ابراهیم رئیسی به آیت‌الله خامنه‌ای و کسب اجازه برای حذف دادگاه‌های تجدیدنظر است. رهبر جمهوری اسلامی، مرداد امسال موافقت خود را با مجازات متهمان بدون امکان تجدیدنظرخواهی موافقت کرد.
دومین مساله‌‌ای که در این تحقیق اجمالی از سوی آتنا دائمی موردتوجه قرار گرفته است، حجم زیاد خبرهایی مرتبط با الفاظ تحقیرآمیز و تهدیدآمیز و خط‌ونشان کشیدن از سوی مسوولین عالی‌رتبه خطاب به کشورهای خارجی و حتی برخی جریانات داخلی وابسته به جمهوری اسلامی بوده است: در ۲۵ روز به ۱۰۲ مورد (از این نوع خبرها) برخوردم که نکته جالب‌توجه برایم این بود که چه میزان خودپسندی، خودخواهی، خودحق پنداری، منیت و قلدرمآبی در سران و مسوولین غالب است. او معتقد است این موضوع خود به‌تنهایی گویای فضای سرکوب و خفقان و نقض حقوق در ایران است: مشکلات و فشارهایی که بر زندگی مردم سنگینی می‌کند توسط حکومت سانسور و تحریف می‌شود و مدام سعی دارند حال مردم را خوب جلوه دهند، ایران تبدیل به زندانی امن شده است. امن ازآن‌جهت که به‌راحتی و بدون دغدغه و مزاحم می‌توانند مردم را سرکوب و شکنجه کنند!
او در بخش دیگر این گزارش به عدم وجود تریبون برای بیان خواسته‌های مردم اشاره کرده است: در این یک روزنامه هر چند روز یک‌بار در گوشه‌‌ای از یکی از صفحات دو مورد از تماس‌های مردمی نوشته می‌شود. بااین‌وجود مردم چاره‌‌ای جز رو آوردن به تریبون‌های فعال خارج از کشور و فضای مجازی ندارند که این فضاها نیز به لطف تاثیرات عمیق فرهنگ غلطی که جمهوری اسلامی خواهان آن بوده و هست، در میان مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل به فضایی پر از جنجال، مبتذل سیاسی پر از توهین و اتهام‌زنی، دعواهای شخصی و حذف و تردهای دسته‌‌ای شده است آیا این فضا در کنار سرکوب شدید حکومت منجر به بی‌اعتمادی مردم نخواهد شد؟!
او در ادامه این گزارش چند سوال مطرح کرده است: اما نتایج این شیوه حکمرانی امنیتی و خودحق پنداری در سطح جامعه چیست؟! چقدر این فضای خودخواهی، انتقام‌گیری، تهدید و ارعاب و فساد سران و حکومت قوه قضاییه در سطح جامعه تاثیر داشته و چه فجایعی را منجر شده است؟!
سپس با اشاره به اعداد و ارقام به‌دست‌آمده از این تحقیق به سوالات مطرح‌شده پاسخ داده است. در بررسی‌های او در بیست‌وپنج شماره روزنامه به ۴۴۹ مورد سرقت توسط افراد سابقه‌دار برخورده است: بسیاری از جرایم توسط افراد بی‌سابقه صورت گرفته اما ۴۴۹ سرقت توسط افراد سابقه‌دار نشان از بی‌تاثیر بودن و نتیجه عکس دادن این‌همه فضای سرکوب و خفقان است. نشان از سرپیچی از قوانین ناعادلانه و یک‌سویه و خودنوشته جمهوری اسلامی و نشان از فشار حداکثری بر مردم از سوی حاکمان بی‌کفایت!
او نوشته فضای تهدید و انتقام‌گیری و فضای امنیتی توسط سران حکومت بسیار شدید و رو به فزونی است و مردم تحت تاثیر این فضا قرار گرفته‌اند: می‌بینیم چگونه بر سر یک جای پارک یا سروصدا همسایه و یا مشغولی بیش‌ازحد با موبایل و غیره، قتل‌هایی را مرتکب می‌شوند و همچنان چرخه انتقام ادامه می‌یابد تا مرتکبین این جرایم قصاص و اعدام می‌شوند، این در حالی است که مردم می‌بایست به عاملین اصلی این‌همه خشم و عصبانیت حق طناب دار را نیز بپردازند!
او در بخش دیگری از این گزارش به خبرهای مربوط به اعدام و قصاص که در این بازه زمانی در روزنامه منتشرشده‌اند پرداخته و آن را مربوط به فضای داغ انتقام‌گیری دانسته است: پیرو فضای داغ انتقام‌گیری حکومتی، در این ۲۵ روز هم به ۳۹ مورد انتقام‌گیری در سطح جامعه که اکثرا منجر به قتل شده است برخوردم و متعاقبا با ۶۶ مورد قصاص و ۲۶ مورد حکم اعدام فقط در خصوص جرایم عمومی مواجه شدم. این در حالی است که آمار اعدام‌های مخفی اقلیت‌های قومی و مذهبی در هیچ رسانه‌‌ای به‌صورت رسمی اعلام نمی‌شود که همین امر موجب خشم بیشتر در اقلیت‌های مذهبی و قومی خواهد شد که به اشکال گوناگون بروز پیدا خواهد کرد.
او پس از ارایه این آمار چند سوال دیگر مطرح کرده است. سوالاتی با جواب‌های روشن اما تفکر برانگیز: سوال اینجاست که فقط مطالعه این حجم از کلمه قصاص و اعدام در روزنامه‌های کشور رسانه‌ها چه تاثیری در جامعه خواهد داشت؟ آیا بازدارنده ارتکاب جرم است یا موجب افزایش حس انتقام‌گیری‌های خودسرانه و قصاص‌های شخصی خواهد شد؟! آن‌هم در شرایطی که مسوولین خود قوانین خود نوشته‌شان را نقض و مردم را دین زده و اخلاقیات را به‌کلی نابود کردند چه انتظاراتی از مردم می‌توانند داشته باشند؟! چرا باید در روزنامه یک حکومت اسلامی با این حجم از ادعا و سرکوب ظاهرا به نام دین تنها در ۲۵ روز فقط ۹ بار کلمه گذشت و بخشش به چشم بخورد؟!
آتنا دائمی در ادامه به تاثیر کارهای مخرب مسوولان حکومت در جامعه اشاره می‌کند: قطعا مابین حکومتی که با ابزار سرکوبی که در اختیار دارد، هر نوع نظر، عقیده و باور متفاوت از خود را سرکوب می‌کند و مسوولی که به دلیل منافع شخصی و شاید حزبی قتلی مرتکب می‌شود درنهایت به بهانه مذهب متفاوت مقتول و یا روابط او، خود را محق بر این قتل می‌داند و سریع تبدیل به قهرمان می‌شود، ارتباط عمیقی وجود دارد، چراکه چه راهی آسان‌تر از این‌که برای ترویج فرهنگ غلط نابودی افرادی با عقاید متفاوت آن‌هم به‌ظاهر طبق آیین شرع؟!
قطعا مابین گروگان‌گیری‌های علنی جمهوری اسلامی از طریق بازداشت دوتابعیتی‌ها با اتهامات واهی برای دریافت امتیازاتی از کشورهای دیگر و افزایش آمار گروگان‌گیری در سطح جامعه ارتباط عمیقی وجود دارد.
قطعا مابین حکومتی که خود قصاص را مجاز دانسته و امثال مرا که با این احکام مخالفت کرده به بهانه توهین به مقدسات و برهم زدن امنیت کشور مورد بازخواست قرار داده و افزایش آمار قصاص‌های خیابانی و قبیله‌‌ای و خانوادگی ارتباط عمیقی وجود دارد.
او سوالاتی برای رویارویی با تاثیرات فساد حکومت و مسوولان بر جامعه مطرح کرده است و راه چاره را جویا شده است: حال چاره چیست؟ و چگونه باید این حجم از تناقض و عوامل خشونت را شناسایی و با آن مبارزه کنیم؟ چگونه باید از بازتولید این حجم از خشم جلوگیری کنیم؟! چگونه باید عصبانیت خود را به مسیر درست هدایت کنیم؟ چگونه باید از انحطاطی که خواهان آن هستند اجتناب کنیم؟!
مردم به‌حق عصبانی و خشمگین‌اند که دلیل آن‌ها نیز تنها حکومت و اعمال آن است چه به‌واسطه فشارهای اقتصادی و چه نابودی فرهنگ و انسانیت؟
چگونه می‌شود به‌جای روی‌هم خالی کردن این خشم درونی شده و به‌جای بازتولید آن، از آن به‌عنوان قدرت جمعی استفاده کنیم؟!
قدرتی برای هم‌صدایی و همراهی، آگاهی و پررنگ کردن مطالبات و درنهایت ریشه‌کن کردن هر نوع خشونت؟!
او در پایان از دغدغه‌های خودش حرف زده است. دغدغه فعال مدنی و فعال حقوق کودکان که به جرم باورها و دغدغه‌هایش در زندان روزگار می‌گذراند: این‌جانب دغدغه حق‌وحقوق انسان‌ها را دارم و نگران سرنوشت مردم عزیز هستم، وابسته به هیچ جریان سیاسی نیستم و تنها به دلیل مخالفت با اعدام و قصاص و خشونت و پافشاری بر حقوق انسان‌ها در زندانم و هر زمان که از شرایط کنونی دچار ناامیدی می‌شوم با خود می‌اندیشم که شاید این بخشی از درد زایمانی است که در انتظار آنیم اما کاش برای تسکین این درد به سراغ هر دارویی نرویم که بعدها در سوگ تولدی ناسالم بنشینیم. جمله پایانی او چکیده همه حرف‌هایی است که او در این گزارش با عدد و رقم آن را بیان کرده است: قدرت و آگاهی مردم از هر دارویی شفابخش‌تر است.
منبع: ایران وایر

10اکتبر روز جهانی علیه مجازات اعدام
مجازات اعدام کی لغو می شود؟
ایران در آمار اعدام‌ از عربستان جلو زد، رتبه اول در جهان
.
از ۱۰ اکتبر ۲۰۱۸ تا ۸ اکتبر ۲۰۱۹ تعداد ۲۵۰ گزارش از سوی نهاد آمار و نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در رابطه با اعدام به ثبت رسیده است که شامل محکومیت ۱۳۴ نفر به اعدام و اجرای حکم اعدام ۲۴۲ نفر است که از این تعداد ۱۶ نفر در ملاء عام اعدام شدند. از میان قربانیانی که هویتشان احراز شده، جنسیت ۱۲ تن از اعدام شدگان زن بوده و همینطور سن ۵ تن از اعدام شدگان در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال بوده است.

موقعیت‌یابی رویکرد اصلاح‌طلبی در سپهر قدرت و حوزه عمومی
عبدالله مومنی
اصلاح‌طلبی امروزه به گفتمان حاشیه ای سیاست و قدرت در ایران بدل شده است 
سرنوشت اصلاح‌طلبی که امروزه به گفتمان حاشیه ای سیاست و قدرت در ایران بدل شده وبعنوان نیرویی در سایه  و زاپاس جریان اعتدال در قدرت ایفای نقش می کند بسیار غم انگیز است
جریان اصلاح طلبی که در سالهای نه چندان دور می توانست نقش تعیین کننده در سیاست ایران داشته باشد اما اینک بواسطه یکسری موانع بیرونی و درونی کارکرد این جریان حداقلی و موقعیت اش در ساخت سیاسی تنزل یافته و در باور شهروندان ایرانی بعنوان جریانی که از اصول اصلاح طلبی عدول نموده است؛ توصیف وضعیت ومناسبات فعلی  اصلاح طلبی چه در میان جامعه و چه از منظر نخبگان سیاسی و چه از نقطه نظر هژمونی قدرت چنان سرنوشتی پیدا نموده که شرح حال اصلاح طلبی را برای باورمندان به آینده دموکراتیک و آزاد ایران تراژیک و غم انگیز جلوه می دهد،چرا که یگانه راه تغییر در ایران که می تواند جامعه پذیر وبدور از خشونت و مسالمت جویانه باشد اصلاح طلبی با تکیه بر روشهای  خشونت پرهیز و قانونگرایی است و دراین پروسه مهمترین و مقبول ترین و پذیرفته ترین روش ورود به کارزار انتخابات است برای وانهادن اعتبار و مقبولیت جریانات مدعی به رای مردم و صندوق رای است
موقعیت کنونی اصلاح طلبان درمیان مردم شایسته جریان اصلاحات نیست
در شرایطی که جریان اصلاحات در دوره پس از احمدی نژاد در موقعیت یابی نیروی موتلف خود در ساختار قدرت نیز تعیین کننده شد؛اما در وضعیت فعلی پرسش بنیادین پیش روی نخبگان و فعالین سیاسی این است که آیا در این شرایط  برغم پیشینه و اعتبار اصلاح طلبی در میان جامعه و با بیش از دو دهه تجربه اصلاح طلبی وضعیت و موقعیت کنونی اصلاح طلبان در میان مردم ونیز داوری و قضاوتی که مردم در خصوص آنها دارند شایسته این جریان است؟
آیا اصلاح طلبی با این همه هزینه و با این همه امید در ذهن و کالبد خسته و رنجور مردمان این سرزمین که جریان اصلاحات حاملینی صادق برای آزادی و دموکراسی  هستند سرنوشت اش را با افرادی گره بزنیم که فقط در نام و نه در صفت و نه در کنش های سیاسی و سیاست ورزی با اصلاح طلبی هیچ نسبتی ندارند و کلیت جریانی صادق و خوشنام و ملی  در نتیجه عملکرد و رفتار این افراد به موقعیت تنزل یافته و در معرض سوال اصلاحات گره زدیم و امروز که وضعیت شرایط داخلی در نتیجه تلاطم اوضاع نابسامان اقتصادی ناامیدی و سرخوردگی از هر گونه فعالیت و کنش اجتماعی سیاسی است  و شرایط و دشواری های بین المللی پیش روی کشور نمی توانست با حضور و حمایت خلاقانه جریانی اصیل و آزادی خواه در میان مردم امیدآفرین باشد؟!
تضعیف  تابلوی فکری اصلاحات در نتیجه سیاست ورزی در دوره حاکمیت اعتدال  بدست آمد
متاسفانه در دوره اخیر که موسوم به سیاست ورزی اصلاح طلبانه -اعتدالی بود عملا منجر به شرایطی گردید که جریان سیاسی اصلاح طلب نه تنها نتوانست وضعیت و جایگاه اجتماعی خود را در نتیجه به قدرت رساندن جریان اعتدال تثبیت نماید بلکه تضعیف  تابلوی فکری اصلاحات در نتیجه سیاست ورزی در دوره حاکمیت اعتدال بدست آمدو نیز بحران مشارکت و در پی آن بی ثباتی،بی سامانی و نااستواری سیاسی نیز از دستاوردهای این دوره از حکمرانی جریان اعتدالی بود.
ناکامی اصلاحات در قدرت 
ناپایداری اصلاحات در سازوکارهای قدرت در نتیجه عدم تاثیرگذاری و اثربخشی سیاست ورزی اصلاح طلبانه
در خصوص چرائی ناکامی اصلاح طلبی  در ساختار قدرت سیاسی به مجموعه ای از  عوامل ذهنی و عینی می توان اشاره نمود. ضعف ها و ناکارآمدی های درون گفتمانی و موانع و مخالفت های ساختاری که  در برابر تغییرات و خواست اصلاحی مقاومت نموده است و همچنین ضعف عملکردی را می توان از برجسته ترین عوامل این ناکامی نامید.
چنانچه نمایان است در طی سالهای گذشته  تجربه اصلاح طلبی در ساختار قدرت نتوانست تضمین کننده سطحی از پاسخگویی و کارآمدی نهادی گردد و عملا موجب ناپایداری اصلاحات در سازوکارهای قدرت در نتیجه  عدم تاثیرگذاری و اثربخشی نهادهای منبعث از رای و خواست مردم گردید . البته مقاومت نیروهای واپس گرای در برابر نیروی پیشران اصلاحات منجر به هدر رفت پتانسیل و انرژی متراکم ملی خواهان  تغییر شد.
بنابراین طیفی از  موانع درون و بیرون ساختار سبب گشت نیروی اجتماعی هواخواه تغییر در ایران  امید و انگیزه اصلاحی اش بدل به یاس و ناامیدی شود و از موثر بودن کنش های مدنی -اصلاحی خود مأیوس گردد.
در جهت واکاوی خواست اصلاحات در ایران و موانع و دشواری های پیش روی  کنشگران اصلاحی کالبد شکافی مفهوم اصلاح طلبی و‌ بررسی تجارب مشارکت سیاسی معطوف به اصلاح و تحلیل چرائی پدیداری ضعف ها و ناتوانی های درونی و همچنین مقاومت ها در برابر پیشبرد این حرکت  ضروری است که در سلسله مطالبی بدان خواهیم پرداخت.
 
تقلیل اصلاحات ازحرکت سیاسی رهائی بخش به پروژه سیاسی معطوف به قدرت و ترجیح پروژه های فردی علت یابی افول اصلاحات
در گام نخست به بررسی مفهوم اصلاحات دررویکردهای جمعی اصلاح طلبان و پس از آن علت یابی تقلیل اصلاحات از حرکت سیاسی رهائی بخش به پروژه سیاسی معطوف به کسب و تصاحب ارکان و موقعیت قدرت  و ترجیح پیشبرد پروژه های فردی در رویکرد برخی از اصلاح طلبان که موقعیتی در قدرت دارند پرداخته خواهد شد ؛و درتحلیل این عوامل به افول مقبولیت و کارآیی پروژه اصلاح طلبی وپس ازآن به بررسی  مبانی ریزش سرمایه و اعتبار اجتماعی اصلاح طلبان و اینکه احیاء جایگاه و‌منزلت اجتماعی اصلاحات در شرایط کنونی در نتیجه پذیرش خطاها و تلاش برای رفع آنها امکان یابی گردد و دست آخر با ارائه نقطه نظرات و پیشنهاداتی در خصوص حرکت در مسیر بازیابی سرمایه اجتماعی ؛مکانیزمها و شیوه های حضور و باز مقبولیت حاملان اصلاح طلبی را در نتیجه پذیرش و بکارگیری اصلاحاتی جدی و واقع بینانه در اصلاحات مورد بازخوانی قرار خواهد گرفت.
درآمدی بر مفهوم اصلاح طلبی
اصلاح طلبی به باور برخی  از صاحب نظران امکان تغییرات  سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی  بنیادین در یک نظام سیاسی از طریق تغییر تدریجی و گام به گام و با تکیه بر توان نیروهای درونی و مبتنی بر سازمان دهی نهادهای مدنی است.
آموزه اصلاح گری به مفهوم تغییرات سیاسی و اجتماعی و تحول درساختار به منظور رفع موانع تحقق مرم سالاری و تسهیل امور در جهت انجام اصلاحات از یک سو در نقطه مقابل اصول گرایی به مفهوم ماندن در وضع موجود که معتقد به حفظ سنت و اصول و ارزشهای کهنه و قدیمی برای اداره حکومت است  و از سوی دیگرانقلابی گری به مفهوم تغییر و دگرگونی در ساختار رژیم سیاسی و نظام حکومتی است که برای وقوع تغییرات ساختاری بنیادین وقوع یک انقلاب ضروریست.
فی الواقع اصلاح طلبی به تغییر رفتار قدرت می اندیشد البته بر سر استراتژیها و تاکتیک های منجر به تغییر رفتار حاکمیت بحث فراوان است و سبک و مدلهای اصلاح طلبی ضمن وجوه مشترک ودارا بودن یکسری اصول مشخص و روشن نظیر خشونت پرهیزی و تدریجی بودن و رفتار مدنی اما  یکپارچه نیست.
در طی سال های گذشته و با تکیه بر تجربه های مبتنی بر سیاست ورزی و کنش های سیاسی صورت گرفته و با تکیه بر مفاهیم خلق شده درعرصه سیاست تنوع هایی از اشکال مختلف اصلاح‌طلبی  در سپهر سیاسی ارائه شده که با تفکیک آنها از همدیگر می توان با واکاوی انتقادی و جمع بندی به تدقیق مفهوم اصلاح طلبی اهتمام بیشتری داشت.
اصلاح طلبی به مفهوم حرکت برمدار ظرفیت های قانون اساسی ودر جهت احیإء حقوق مقوم جمهوریت در ساختار سیاسی
اصلاح طلبی با روایت مفهوم تحول خواهی  و اصلاحات پیشروکه پیشتر و در دوره موسوم به اصلاحات هشت ساله ۷۶-۸۴ در جامعه مدنی (در میان فعالان دانشجویی و برخی از احزاب سیاسی فعال )حتی در برخی از ارکان قدرت نظیر مجلس ششم در برابر اصلاحات پراگماتیک و به تعبیر ی اصلاحات موسوم به حکومتی مطرح و تئوریزه گردید.
اصلاحات ساختاری که بیشترین هوادار را میان دانشجویان و روزنامه نگاران و برخی از احزاب سیاسی داشت بیشتر توصیف کننده تلقی و روایتی از اصلاح طلبی بود که تغییرات بنیادین و ساختاری سیاسی  و اقتصادی را دنبال می کرد و براین باور بود که اصلاحات ساختاری می تواند پایدار و منشاء اثر گردد و نیز تاکید بر اصلاح طلبی به مفهوم حرکت بر مدار ظرفیت های قانون اساسی و تلاش در جهت احیإء اصول و حقوق مقوم جمهوریت در ساختار سیاسی داشت .
همگرایی و انسجام اصلاح طلبان با حفظ کثرت و تنوع درون گفتمان اصلاح طلبی مبنای تفاهم و رمز توفیق در کارزارهای سیاسی است
بررسی تجربه های دو دولت اصلاحات ‌و پارلمان (ششم) که همسو با دولت و شوراهای اول که توسعه سیاسی را در اولویت مطالبات و دغدغه های اصلاح طلبانه قرار داده بودند؛ اما فرجام این شکل از اشکال اصلاح طلبی در عمل با بن بست و بدفرجامی همراه شد؛عمده ترین دلیل ناکامی نگرش تحول خواهانه از اصلاحات ایستادگی و مقاومت نهادهای مخالف اصلاحات در برابر خواسته های این نحله از اصلاح طلبان بود که در کنار این تلقی و روایت از اصلاحات ،جریانی در درون اصلاح طلبان که آهنگ محتاطانه تری در حرکت اصلاحی داشتند و با نهادها و ارکان قدرت تعامل و گفتگو برای پیشبرد دغدغه های اصلاح طلبانه داشتند مورد استقبال بخش هایی از حاکمیت که ایستادگی جدی در برابر اصلاح طلبان پیشرو داشتند قرار می گرفت و با وجودی که رفتار این دسته از اصلاح گرایان که موسوم به اصلاح طلب حکومتی بودند در اوج اصلاحات  با پذیرش و تایید بخش هایی از حکومت همراه می شد اما هم درمیان اصلاح طلبان بدبینی و ذهنیت منفی نسبت به این جریان اصلاح طلب شکل میگرفت و هم استقبال و تایید برخی از نهادهای حکومت بیشتر با هدف برجسته سازی هواداران اصلاحات محافظه کارتر برای ایجاد اختلاف و دو دستگی میان طیف های مختلف هوادار اصلاحات صورت میگرفت که به نوعی با حمایت از جریانی از اصلاح طلبان بدنبال اختلاف افکنی در میان جریان اصلاحات بودند که بخش عمده ای از پتانسیل و توان اصلاح طلبی مصروف این منازعات داخلی گردید و سیاست مداخله و دست اندازی و حمایت و تقویت یک جریان و برخورد و سیبل نمودن جریان مقابل آن در همه حوزه های اصلاحات چه دانشجویی و چه کارگری و چه در میان سایر نحله های فعال اجتماعی از سوی بخش های مخالف اصلاحات تعقیب و پیگیری و در نهایت اجرا می شد؛و این رویکرد تا حد زیادی توانست در جهت خواست طراحان موثر و عملی گردد.با پایان یافتن پارلمان ششم و دو دوره حضوراصلاح طلبان در دولت  آشکار گردید که بخشهای مخالف اصلاحات با هیچ کدام از جریانات اصلاحی سر سازگاری و آشتی نداشته و حمایت از دیگری بخاطر پیشبرد سیاست ایجاد تفرقه در میان رقیب بوده است و از آن پس تا کنون در هر مقطعی که اختلافات میان اصلاح طلبان زمینه مداخله دیگران را در امور داخلی فراهم نموده؛طرف مقابل اصلاحات پیروز میدان و در صورتیکه انسجام و همگرایی و وحدت اصلاح طلبی با حفظ کثرت و تنوع درون گفتمان اصلاح طلبان مبنای تفاهم و حرکت اصلاح طلبی بوده در کنار زدن و مغلوب نمودن رقیب و غالب نمودن گفتمان اصلاح طلبی ،اصلاح طلبان موفق بوده اند.
مع الاسف با پدیدار شدن اختلاف میان اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم ،نتیجه به سود رقیب سرسخت اصلاح طلبان رقم خورد که با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد عملا جوانه ها و کورسوهای امید برای تحقق شکلی از دموکراسی سازگار با اسلام با یاس وسرخوردگی بدل شد .با روی کار آمدن دولت نهم عملا بساط هر گونه اصلاح طلبی در حاکمیت جمع و پرونده اصلاح گری در مدت زمان روی کار بودن دو دوره دولت احمدی نژاد بسته شد. گرچه این جنبش در مداری کیفی تر و اجتماعی تر در سال۸۸ بروز یافت

 

دلّال مهاجرت کیست؟
محمدجواد اکبرین
رهبر جمهوری اسلامی امروز از دلّالی و انتقال نخبگانِ مستعد به خارج از کشور انتقاد کرده و گفته دارند جوان نخبه را دلسرد می‌کنند!
آمار رسمی می‌گوید اکثر دانش‌آموزان ایرانی مدال‌آور در المپیاد طی دو دهه گذشته از ایران مهاجرت کرده‌اند. ۶سال پیش وزیر وقت علوم هشدار داد که میزان ضرر از بابت مهاجرت مغزها سالانه ۱۵۰ میلیارد دلار است. او گفته بود: باید ببینیم نخبگانی که برای کسب دانش روز دنیا به خارج رفته‌اند اگر شرایط برای برگشت آنها فراهم نباشد کشور چه خسارتی را تحمل خواهد کرد. (۱۷دی۹۲)
نمونه‌های زیادی از سرنوشت نخبگان در این کشور وجود دارد که روایت تلخش از عهده این یادداشت خارج است.
فقط سه نمونه:
۱)سال ۹۶ و با افزایش بحران آب و محیط زیست در ایران، دکتر کاوه مدنی (نایب‌رییس مجمع محیط زیست سازمان ملل و استاد امپریال کالج لندن) تصمیم گرفت به وطن برگردد. پس از بازگشت، معاون سازمان حفاظت از محیط زیست شد. اما ۶ماه هم دوام نیاورد؛ هنگامی که اطلاعات سپاه، نخبگان و فعالان محیط زیست را به اتهام جاسوسی بازداشت و شکنجه کرد (و یکی از اساتید محیط زیست نیز در زندان خودکشی شد) کاوه مدنی مجبور شد از ایران برود، آن هم با توصیه دولت! این همان پرونده‌ای است که وزارت اطلاعات رسما اتهام جاسوسی آنها را تکذیب کرد و کاوه مدنی می‌دید که در برابر گروگانگیران سپاه، حتی حرف وزارت اطلاعات هم اعتبار ندارد!
۲)امید کوکبی (برگزیده المپیاد و دانشجوی دکترای فیزیک اتمی در دانشگاه تگزاس آمریکا) که سال ۱۳۸۹ پس از سفر به ایران بازداشت شد اما هرگز سندی برای اتهام جاسوسی‌اش پیدا نشد و آنقدر در زندان ماند که دچار سرطان کلیه شد و مجبور شدند آزادش کنند.
۳)نمونه‌ای هم بیاورم از سرنوشت نخبگانی که در ایران ماندند. دکتر فرهاد میثمی (پزشک، متفکر و فعال مدنی) را در کتابخانه‌اش بازداشت کردند و دارد زندان ۶ساله‌ی خود را می‌گذراند. اتهامش اعتراض به حجاب اجباری است. مشکل نخبگان شعورشان است که نمی‌توانند در برابر سیاست‌های عقب‌مانده‌ی فرهنگی اعتراض نکنند و حکومت هم نه تحمل اعتراض دارد نه ظرفیت اصلاح. همین امروز (همزمان با سخنرانی خامنه‌ای) دکتر میثمی و محمد حبیبی (معلم زندانی) تصمیم گرفته‌اند با زندانبان مقابله به مثل کنند و اعلام کردند تا وقتی حقوق ما را رعایت نکنید ما هم قانون زندان را رعایت نمی‌کنیم. یعنی نه تنها در بیرون امنیت ندارند بلکه در زندان هم کمترین حقوق‌شان مراعات نمی‌شود.
وقتی سیاست‌های فرهنگی، سیاسی و امنیتیِ رهبری باعث اضطرار به مهاجرت و موج خروج نخبگان و دلسردی‌شان شده، وقتی به بهانه سپردن کارها به فرزندان انقلابیاش، شرط مدیریت بیش از آنکه دانایی و توانایی باشد تملق و چاپلوسیِ نظام است، در چنین شرایطی نباید دنبال مقصر دلّالی و انتقال نخبگانِ مستعد به خارج گشت! چون دلّال اصلیِ مهاجرت، شخص رهبری است

سبد معاش از ۸ میلیون تومان گذشت/ در شهریور هزینه‌های زندگی ۴۸۹ هزار تومان زیاد شد
نسرین هزاره مقدم
سبد معاش خانوار مولفه‌ای است که از دل بند دوم ماده ۴۱ قانون کار بیرون می‌آید؛ ماده ۴۱ قانون کار تاکید دارد دستمزد کارگران باید براساس نرخ تورم رسمی و به گونه‌ای تعیین شود که هزینه‌های ماهانه‌ی خانوار متوسط را پوشش دهد؛ براساس این تاکید قانون کار است که در یکی، دو سال گذشته، محاسبه سبد معاش برای یک خانوار متوسط ۳.۳ نفره، تبدیل به یک گفتمان مسلط در مذاکرات دستمزد شده است؛ گفتمانی که البته تاکنون به یک راهبرد عملی و ملموس در پروسه‌ی تعیین دستمزد تبدیل نشده است.
اعضای کارگری شورای عالی کار معتقدند تاکید بر سبد معاش خانوار و محاسبه دقیقِ هزینه‌های زندگی موجب شده در مذاکرات مزدی ۹۸ بر خلاف آنچه در موج‌های تورمی گذشته اتفاق افتاد، دستمزد کمی بالاتر از خواسته‌ی کارفرمایان و دولتی‌ها به میزان ۳۶.۵ درصد افزایش یابد؛ اما بایستی این واقعیتِ غیرقابل انکار را نیز بپذیریم که هنوز فاصله عمیقی میان سبد معاش خانوار با حداقل دستمزد دریافتی کارگران وجود دارد.
سبد شهریور ماه چقدر است؟
فرامرز توفیقی (رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) که محاسبات ماهانه سبد معاش خانوار را براساس آمارهای رسمی مرکز آمار ایران و انستیتو پاستور ایران انجام می‌دهد، می‌گوید: سبد معاش در شهریور ماه از مرز ۸ میلیون تومان عبور کرده است.
سپس هزینه سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها را برای یک روز یک خانوار ۳.۳ نفره محاسبه کرده است:
۷۱۰,۵۷۹.۱ = ۳.۳ ۲۱۵۳۲۷ ریال هزینه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های یک روز خانوار
بنابراین هزینه سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها برای یک ماه می‌شود:
۲۱,۳۱۷,۳۷۳=۳۰۷۱۰,۵۷۹.۱ ریال
حالا که سبد خوراکی‌ها را داریم باید با اعمال ضریب استاندارد در آن، به سبد معاش خانوار برسیم؛ توفیقی در ارتباط با ضریب اهمیت سبد خوراکی‌ها در سبد معاش می‌گوید: این ضریب اهمیت در آمار اعلامی از سوی مرکز ملی آمار برای خانوارهای شهری۲۵.۰۳درصد عنوان شده است که در صورت محاسبه با آن عدد بسیار بزرگتر می‌شود لذا به دلیل برابری و رعایت الزامات سبد تعیین شده سال قبل، درصد تاثیر همان ۲۶.۴درصد در نظر گرفته شده است.
۸۰,۷۴۷,۶۲۵= ۲۶.۴ / ۱۰۰ ۲۱,۳۱۷,۳۷۳ریال در ماه
با این حساب، در شهریور ماه برای اولین بار، نرخ سبد معاش خانوار از مرز ۸ میلیون تومان گذشته و به ۸ میلیون و ۷۴ هزار تومان در هر ماه رسیده است؛ به عبارت ساده‌تر، یک خانوار ۳.۳ نفره اگر بخواهد همه مولفه‌های زندگی را در حد نسبتاً قابل قبولی فراهم آورد، در شهریورماه ۹۸ نیاز به ۸ میلیون و ۷۴ هزار تومان درآمد دارد.
مقایسه این رقم با سبد معاش محاسبه شده در اسفند ماه ۹۷ که مبنای مذاکرات مزدی ۹۸ قرار گرفت، میزان شاخصی تحت عنوانِ مابه‌التفاوت، جهت نگهداری قدرت خرید در همان شرایط را مشخص می‌کند؛ در واقع تفاوت سبد معاش شهریور ماه سال جاری با سبد معاش اسفند ماه سال قبل نشان می‌دهد که خانوارهای کارگری چقدر پول اضافه به نسبت روز اول فروردین نیاز دارند تا قدرت خرید خود را در سطح روزهای ابتدایی سال نگه دارند.
از آنجا که سبد اسفند ماه ۹۷ که هر سه گروه کارگری، کارفرمایی و دولت بر سر مبلغ آن توافق داشتند، ۳ میلیون و ۷۵۹ هزار تومان بوده است، شاخص مورد نظر اینگونه تعیین می شود:
۴۳,۱۵۵,۰۰۰ =۳۷۵۹۲۶۲۵- ۸۰,۷۴۷,۶۲۵
بنابراین کارگران به ۴ میلیون و ۳۱۵ هزار تومانِ اضافه نیاز دارند تا قدرت خرید و سطح زندگی خود را همانند روزهای ابتدایی سال حفظ کنند و از افول سطح معاش خود جلوگیری نمایند.
مرداد ماه کمترین افزایش هزینه‌ها را تجربه کردیم
سبد معیشت خانوار در اسفند ۹۷، ۳ میلیون و ۷۵۹ هزار و ۲۶۲ تومان تعیین شد؛ این سبد با یک افزایش ۲ میلیون و ۱۴۸ هزار تومانی، در انتهای فروردین ماه ۹۸ به ۵۹۰۷۵۶۲۵ ریال رسید. سبد فروردین ماه با افزایش ۵۷۵ هزار تومانی در اردیبهشت ماه به ۶۴۸۲۲۱۵۹ ریال رسید.
در ادامه، سبد معاش اردیبهشت ماه با افزایش ۴۲۶ هزار تومانی در خرداد ماه به ۶۹۰۸۷۳۷۵ ریال رسید؛ این سبد با تحمل ۶۲۲ هزار تومان افزایش در تیرماه به ۷۵,۳۱۵,۳۷۵ ریال رسید. در ادامه سبد تیرماه ۵۳ هزار تومان افزایش یافت و در مرداد ماه به۷۵,۸۵۴,۲۵۰ ریال بالغ شد.
در نهایت، در شهریور ماه سبد به ۸۰,۷۴۷,۶۲۵ ریال رسید که نشان می‌دهد نسبت به ماه قبل (مردادماه) ۴۸۹ هزار تومان افزایش داشته است.
بررسی نمودار افزایش نرخ سبد معاش در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که این سبد در مردادماه کمترین میزان صعود را تجربه کرده است؛ در این ماه برخلاف باقی ماه‌ها، سبد تنها ۵۳ هزار تومان افزایش یافته است اما متاسفانه این روند در ماه بعدی ادامه نیافته و در شهریور ماه مجدداً سبد معاش ۴۸۹ هزار تومان افزایش قیمت را تجربه کرده است.
دلیل شتاب‌گیری مجدد هزینه‌ها هرچه باشد، به گفته‌ی فرامرز توفیقی نشان‌دهنده‌ی عدم به کارگیریِ مکانیسم‌های کنترل بازار برای مهار و کنترلِ سبد معیشت خانوار از سوی نهادهای مربوطه است که گواه ناکارآمدی و ناتوانیِ سیاست‌های مهار است؛ به عبارتی نتوانسته‌اند بازار قیمت‌ها را مهار و افزایش نرخ هزینه‌ها را کنترل نمایند.
نکاتی که باید درنظر گرفت
توفیقی در نهایت، توضیح مختصری در ارتباط با شرایط و محذوریاتِ سبد محاسبه شده می‌دهد: باید یک نکته را در نظر بگیریم: افزایش قیمت نان، برنج‌ها، سبزی‌ها، گوشت سفید و لبنیات در آمارهای غیررسمی به مراتب بالاتر است و باز بحث نوشیدنی‌ها منجمله چای که قیمت آن به طرز شگفت‌آوری بالا می‌رود و سرانه مصرف آن در خانوارهای ایرانی بالاست، در سبد خالی است.
وی البته ادامه می‌دهد: کمیته دستمزدِ ذیل شورای عالی کار علیرغم تاکیدات بسیار نمایندگان کارگری تا امروز تشکیل جلسه نداده و بالطبع مذاکرات رسمی بر سر افزایش سبد معاش خانوار انجام نشده اما کمیته دستمزد کانون عالی شوراها بر حسب وظیفه قانونی که به نمایندگی از جانب کارگران برعهده دارد، هر ماه محاسبات دقیقِ سبد معاش خانوار را انجام می‌دهد؛ حال همه چیز بسته به نمایندگان دولتی و کارفرمایان در شورای عالی کار است که چقدر این افزایش هزینه‌ها و کاهش قدرت خرید کارگران را جدی بگیرند و برای ترمیم دستمزد هرچند غیرنقدی- اقدامی صورت بدهند.
در هفته‌های گذشته، دومین جلسه شورای عالی کار با موضوع افزاش قدرت خرید کارگران پس از یک انتظار طولانی برگزار شد؛ خروجی این جلسه هیچ نتیجه‌ای حداقل در کوتاه‌مدت برای ترمیم غیرمستقیم دستمزد در پی نداشت؛ نه پیشنهادات مسکن گروه کارگری به تصویب نهایی رسید و نه پیشنهاداتی که برای تامین اقلام ضروری خانوار به این شورا برده بودند، مصوب شد؛ در این اوضاع، کارگران هر ماه شاهد افول هرچه بیشتر قدرت خرید خود هستند؛ قدرت خریدی که همان فروردین ماه نیز با سبد معاش محاسبه شده، بیش از ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان فاصله داشت!
منبع: ایلنا

انتقال یاسمن آریانی به بند اطلاعات سپاه در زندان اوین
یاسمن آریانی، فعال مدنی که به دلیل مخالفت با حجاب اجباری به بیش از شانزده سال زندان محکوم شده، شامگاه شنبه از بند زنان به بند اطلاعات سپاه (موسوم به بند ۲الف) در زندان اوین منتقل شده است.
هرانا گزارش داده است به پدر یاسمن که روز یکشنبه برای ملاقات به زندان اوین رفته بود اعلام کرده‌اند دخترش شنبه شب گذشته به بند ۲ الف منتقل شده است.
یاسمن آریانی، مادرش منیره عربشاهی و همچنین مژگان کشاورز پس از انتشار ویدئویی از آنها که به مناسبت روز جهانی زن، بدون روسری در حال توزیع شاخه‌های گل بین مسافران متروی تهران بودند بازداشت و مجموعا به بیش از ۵۵ سال زندان محکوم شدند

جوان ۱۹ ساله ارومیه‌ای پس از مضروب شدن توسط نیروی انتظامی جان باخت

علی خدایی شهروند ۱۹ ساله اهل ارومیه
یک شهروند ۱۹ ساله اهل ارومیه به نام علی خدایی پس از ضرب و جرح توسط ماموران نیروی انتظامی جان خود را از دست داد.
یک منبع مطلع در گفتگو با صدای آمریکا گفت علی خدایی، شهروند ۱۹ ساله اهل ارومیه که بر اثر ضرب و جرح یکی از ماموران نیروی انتظامی به کما رفته بود، پس از گذشت ۷ روز، روز دوشنبه ۱۵ مهر در بیمارستان‌ امام رضا ارومیه جان خود را از دست داد.
این منبع مطلع به صدای آمریکا گفت، این جوان که به عنوان پیک موتوری مشغول کار بوده، روز دوشنبه ۸ مهر ماه به دلیل نداشتن گواهی‌نامه موتورسیکلت حوالی پارک سحر در منطقه شاهرخ آباد ارومیه هنگام بازداشت توسط یکی از ماموران نیروی انتظامی از ناحیه سر مورد ضرب و جرح قرار گرفت و به کما رفت.
به گفته این فرد مطلع، آقای خدایی سرپرست خواهر خود بود و با کار کردن به عنوان پیک موتوری، امرار معاش می‌کرد.
گفته می‌شود جسد این شهروند روز سه‌شنبه ۱۷ مهر در باغ رضوان ارومیه به خاک سپرده شده و تا این لحظه هنوز مامور نیروی انتظامی خاطی بازداشت نشده است.
این اولین بار نیست که یک شهروند ایرانی در زمان بازداشت جان خود را از دست می‌دهد، پیش از این نیز جواد خسروانیان، که ۸ شهریور ماه توسط مأموران اداره آگاهی خرم‌بید بازداشت شده بود، به دلیل ضرب و جرح برای گرفتن اعتراف جان خود را از دست داد.
یک جوان تحت شکنجه ماموران اداره آگاهی خرم‌بید کشته شد؛ مقامات استان فارس وعده رسیدگی دادند
پیشتر نیز خبر مرگ بنیامین البوغبیش، شهروند عرب اهوازی که در تاریخ ۵ خرداد ۹۸ به همراه برادرش محمدعلی آلبوغبیش توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بود، در تاریخ ۵ تیر از سوی یک مقام امنیتی به خانواده‌اش اعلام شد. پس از انتشار این خبر سازمان عفو بین الملل در بیانیه‌ای از مقامات ایرانی خواست تا به سرعت تحقیقات مؤثر و بی‌طرفانه‌ای در مورد مرگ این زندانی انجام دهند.
عفو بین الملل خواستار تحقیق درباره مرگ یک شهروند عرب زندانی در اهواز شد
پیش از آن نیز، ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس ایرانی که در ۹ آبان ۱۳۹۱ به اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی توسط پلیس فتا بازداشت شده بود، تنها چهار روز بعد از بازداشت جنازه او به خاک سپرده شد. چند سال پیگیری خانواده ستار بهشتی و فعالان به نتیجه‌ای منجر نشد و تنها یکی از ماموران به قتل شبه عمد محکوم شد.
بر اساس آخرین تحقیقات سازمان عفو بین‌الملل، از دسامبر ۲۰۱۷ تاکنون دستکم ۱۱ مورد مرگ‌ مشکوک بازداشت‌شدگان در ایران اتفاق افتاده است.

۱۸ مهر ۱۳۹۸
لیلا لطفی از بستگان سابق مسیح علینژاد با سپردن وثیقه آزاد شد، علی علینژاد همچنان در بازداشت است
هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش داد که لیلا لطفی، خواهر همسر سابق مسیح علینژاد، فعال مدنی و روزنامه‌نگار ایرانی خارج از کشور، در ساعات پایانی شب گذشته، چهارشنبه ۱۷ مهر با تودیع قرار وثیقه از بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در تهران آزاد شد. لیلا لطفی اوایل ماه جاری در تماس کوتاهی با خانواده خود از انتقالش از بازداشتگاه اداره اطلاعات بابل به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در تهران خبر داده بود. مسیح علینژاد، پیش از این خبر داده بود که در دوم مهرماه جاری هفت مأمور وزارت اطلاعات به خانه پدر و مادر همسر سابق او رضا لطفی که ادیتور برخی از مستند‌های داستان زندگی من است و در خارج از ایران زندگی می‌کند، هجوم برده و خواهرش لیلا لطفی و برادرش هادی لطفی را چشم بسته برای بازجویی برده‌اند. هادی لطفی بعد از بازجویی به‌طور موقت آزاد شد اما لیلا لطفی در بازداشت ماند. آزادی لیلا لطفی در حالی صورت می‌گیرد که علی علینژاد، برادر مسیح علینژاد که ۳ مهرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد و از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده خود محروم است. گفته می‌شود که او پس از انتقال به تهران و صدور قرار بازداشت به زندان اوین منتقل شده است اما با وجود پیگیری‌ها و مراجعات مکرر خانواده‌ی او به دادسرای اوین جهت پیگیری و ملاقات تاکنون پاسخی از سوی مسئولان داده نشده و حق داشتن وکیل انتخابی نیز به او داده نشده است. سازمان عفو بین‌الملل ۵ مهر / ۲۷ سپتامبر با صدور بیانیه‌ای خواهان آزادی علی علینژاد و لیلا لطفی شده بود.

۱۹ مهر ۱۳۹۸
انفجار در بدنه نفتکش ایرانی در دریای سرخ
یک فروند نفتکش ایرانی حامل یک میلیون بشکه نفت‌خام به سوریه، در ۶۰ مایلی بندر جده عربستان سعودی از دو نقطه منفجر شد. در این حادثه خدمه کشتی آسیب ندیدند.

نفتکش SABITY ایران در در ۶۰ مایلی بندر جده عربستان سعودی از دو نقطه هدف اصابت موشک قرار گرفت
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) صبح جمعه، ۱۹ مهر یک نفتکش ایرانی در دریای سرخ بر اثر اصابت موشک در دو نقطه منفجر شد. در اثر این حمله دو مخزن نفتکش دچار آسیب شده اما خدمه کشتی سالم‌اند. نفتکش ایران حامل یک میلیون بشکه نفت خام از طریق کانال سوئز به سوریه بود که هدف قرار گرفت.
به گزارش روابط عمومی شرکت ملی نفتکش، نفتکش SABITY ایران، حامل یک میلیون بشکه نفت خام به سوریه در فاصله بین ساعت پنج تا پنج و نیم صبح جمعه دچار انفجار شده است. بر اساس این گزارش، دو مخزن اصلی نفت در این کشتی آسیب دیده و نفت موجود در آن در حال خروج به دریای سرخ است.
شرکت ملی نفتکش با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد:
کارشناسان فنی کشتی و کارشناسان مستقر در اتاق اضطرار شرکت در حال بررسی وضعیت و علل این حادثه هستند. بر خلاف برخی اخبار منتشر شده هیچ گونه حریقی در کشتی رخ نداده است و کشتی کاملا در وضعیت با ثبات قرار داشته و خوشبختانه همه کارکنان در وضعیت کاملا ایمن و سالم به سر می‌برند.

ضرورتِ اخلاق سیاسی وشورای مدیریت گذار!

هوشنگ کردستانی
*آقای حسن شریعتمداری بدون رضایت وموافقت من عکس و امضای مرا درلیست افرادشورای مدیریت گذار گذاشته است!

*مفاد ومحتوای اسنادِ شورای گذارهدف های پنهانِ این جریان مشکوک را آشکار می‌نماید ولذا، هوشیاری بیشترِ ایرانیان آزادیخواه را  لازم وضروری می سازد.
***
در خارج از کشور مهم نیست با دیگران کار نداشته باشی بلکه باید مواظب بود که دیگران با تو کاری نداشته باشند!
در مسافرت نوروزی به شهرهای آلمان، در هامبورگ با آقای مهندس حسن شریعتمداری دیدار و گفت و گویی دربارۀ ضرورت همبستگی واتحاد برای آزادی و رهائی ملّی از حاکمیت جمهوری اسلامی داشتم. دراین دیدار یادآور شدم که همبستگی ملی بر محورِاستقرارآزادی وحفظ تمامیت ارضی می تواند شکل بگیرد. آقای شریعتمداری با این دو شعار موافق بوده و نامی از فدرال و فدرالیسم - که من مخالف آن  بوده وهستم - نبرُده بود.
در تماس تلفنی از پاریس، اقای شریعتمداری گفت، روزهای چهارشنبه هر هفته از ساعت 8 تا 10 شب با اسکایپ گفت و گو داریم، شما هم روی اسکایپ بیایید، آقایی به نام شهدایی (؟) با شما تماس خواهد گرفت. پس از گفت و گوی تلفنی با نامبرده، متأسفانه دیدم که بدون اجازه یا موافقت من، نام مرادر لیست شورای آقای شریعتمداری گذاشتند. با ناباوری به آقای شریعتمداری زنگ زدم و گفتم: شما می دانید که من هیچگاه  درامضاء بازی های رایج وارد نشده و نخواهم شد و نمی دانم چرا نام من در لیست شورای شما آمده است؟
آقای شریعتمداری ضمن عذرخواهی  گفت: حذف اسم و امضای شما انعکاس بدی خواهدداشت،در آینده کوشش می کنیم تا چنین اشتباهی تکرارنشود و...
براین اساس، من مطلقاً از رویدادها ومباحثات درونیِ شورای دوران گذارِ آقای شریعتمداری خبر نداشته و ندارم.
به دنبال آگاهی از اینکه اسم و عکس مرا در سایت شورای مدیریت گذار گذاشته اند، باز انتقاد و نارضایتی خود ازاین عمل غیراخلاقی را به اطلاع آقایان نوری زاده وشریعتمداری رساندم وسپس به همان سایت پیام دادم تااسم و عکس مرا از روی سایت شورا بردارندولی شگفتا که از اجرای این کارنیزپرهیزکرده اند.
بر این گمانم که این گونه حرکت های غیر مسئولانه، ناشی از خودخواهی، خود بزرگ بینی و گاه در خدمت بیگانه است ومانع شکل گیری یک همبستگی بزرگ ملی در راستای رهایی ایران است.
تجربه نشان داده که غالبِ این گونه گردهم آیی ها پس از رسیدن کمک های مالی تشکیل شده است و پس از هزینه کردن این کمک ها و بزرگنمائی های رسانه ای و گزینش مدیران و دبیرکل های خودخوانده پایان می یابد وپس از آن  دیگر حرکت و حتی صدایی دیده و شنیده نمی شود!
پیرامون گرد هم آیی شورای مدیریت گذار در لندن سئوآلات زیادی را می توان مطرح کرد:
1- آیا هدف این شورا دور کردن مردم از دشواری ها و گرفتاری های  روزمرّه و انحراف و دلمشغولی آنان به سوی مسائل دیگر است؟
2-آیاهدف، ایجاد نفاق میان مردم استان ها و تشکیل دولتی فدرال یا تجزیه ایران است؟
3- چگونه می توان ضمن حذف شیروخورشیدازمتن پرچم ملّی ایران،درسودای استقراراستان عربستان(به جای خوزستان) بود؟
4- ترساندن مردم ازخطر تجزیۀ ایران با سرنگونی جمهوری اسلامی و قانع کردن مردم به اینکه با وضعیت کنونی باید ساخت تا خطر تجزیه پیش نیاید.
مفاد ومحتوای اسنادِ شورای گذار...اهدافِ پنهانِ این جریان مشکوک را آشکار می سازد ولذا،هوشیاری بیشترِ ایرانیان آزادیخواه را  لازم وضروری می سازد.
چهاردهم مهرماه 1398 خ. برابر ششم اکتبر 2019

07. Oktober 2019

۱۱۳ ساله شدن قانونگذاری در ایران
۱۱۳ سال پیش در ۱۳ مهر ۱۲۸۵ هجری شمسی، با سخنرانی افتتاحیه مظفرالدین شاه در تالار برلیان کاخ گلستان، برای نخستین بار در تاریخ ایران پارلمان تشکیل شد که نام خود را مجلس شورای ملی نامید. البته به پاس احترام به موافقت مظفرالدین شاه با خواست مشروطه شدن حکومت، منتخبان مجلس فوق تصمیم گرفتند عبارت عدل مظفر بر سر در ساختمان  مجلس شورای ملی نوشته شود.
بعد از پایان مراسم افتتاحیه از ۱۴ مهر ۱۲۸۵، ۱۵۶ نماینده مجلس که به صورت فردی و بر اساس انتخابات صنفی تعیین شده بودند، ابتدا به صورت موقت در مدرسه نظام جمع شدند و تدوین نظامنامه انتخاباتی را شروع کردند. اما بعد از چند روز در نامه‌ای به مشیرالدوله اعلام کردند این مکان پاسخگوی نیاز آنها نیست و عمارت بهارستان را تقاضا کردند که به زعم آنها دربار احتیاجی به آن نداشت.
سرانجام مظفرالدین شاه قبول کرد که عمارت بهارستان در اختیار آنها قرار بگیرد در حالی که وضعیت انتقال مالکیت و مسائل وقفی مربوط به آن مشخص نشده بود. عمارت بهارستان که آمیخته‌ای از معماری سنتی ایران و مدرن غرب با محوریت نمادهای ایرانی بود، به سفارش میرزا حسین خان سپهسالار از دیوان‌سالاران تجددخواه  عصر ناصری و معماری میرزا مهدی‌خان ممتحن‌الدوله شقاقی اولین مهندس عمران و آرشتیکیت ایران ساخته شده بود و مالکیت آن به میرزا حسین خان سپهسالار تعلق داشت. اما ناصرالدین شاه بعد از فوت او که فرزندی نداشت، بدون رعایت تشریفات قانونی و شرعی با تصرف ع مارت بهارستان، همه بخش‌های آن را به املاک دربار الحاق کرد.
نمایندگان مجلس اول که ۶۰ نفر از آنها تهران و دیگران از شهرستان‌ها بودند، به صفت فردی و در یک انتخابات غیرآزاد که کاندیداتوری و رأی دادن حق همگانی نبود، انتخاب شده بودند. در مجلس اول احزاب وجود نداشتند. اما در جمع نمایندگان گرایش‌های سیاسی، ایدئولوژیک و رفتاری متمایز قابل مشاهده بود.

اجتماعی از نمایندگان دور نخست مجلس شورای ملی
کاندیداها فقط مجاز بودند از شش گروه شاهزادگان و درباریان، روحانیان و طلبه‌ها، اشراف و اعیان، تاجرانی که مکان مشخصی برای کسب داشته باشند، ملاکینی که زمین‌های‌شان حداقل ۱۰۰۰ تومان ارزش داشته باشد، و استادکاران دارای مغازه (اصناف) باشند که فقط شامل اشراف، خوانین، زمینداران و ثروتمندان و صاحبان عناوین دینی، تجاری و دیوانی می‌شد.
همگان نیز نمی‌توانستند رأی بدهند و زنان، کارگران، مجانین، کشاورزان، صاحبان مشاغل کوچک و شاگردان اصناف از حق رأی محروم بودند. همچنین از اقلیت‌ها و دگرباوران مذهبی خواسته شد تا در انتخابات نامزد نشوند و به جای آنها سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی، دو مجتهد شیعه، به ترتیب نماینده یهودیان و ارمنیان در مجلس شدند.
در واقع اولین تجربه انتخابات در ایران، انتخابات هدایت‌شده، کاستی (طبقاتی) و محدود و در عین حال مؤثر بود، چون شیوه حکمرانی و توزیع قدرت را به نحو چشمگیری تغییر داد. سامان سیاسی ایران قبل و بعد از شروع به کار مجلس اول شورای ملی تغییرات فاحشی داشت. برای نخستین بار مفهوم قانون شالوده حکمرانی و تنظیم مناسبات بین مردم و حکومت را تشکیل داد. حتی احکام شرعی نیز با میانجی‌گری قانون در مناسبات جامعه و نهادهای حاکمیتی رسمیت یافتند.
البته عملکرد این مجلس با انتظارات و الزامات دمکراسی تفاوت زیادی داشت ولی در بستر واقعیت‌های آن زمان و توجه به مرحله‌ای و تدریجی بودن سیر شکل‌گیری و تثبیت نظام‌های قانونگذاری در دنیا، مجلس اول مجلسی تأثیرگذار و چه بسا با همه افت و خیزهایش بهترین دوره مجلس در تاریخ ایران بوده است.
این مجلس ترتیبات حکمرانی را به نحوی دگرگون ساخت که دیگر احکام سلطانی که خود را سایه خدا می‌دانست و ساماندهی امور را وظیفه‌ای تلقی می‌کرد که از آسمان‌ها به او سپره شده، حداقل در سطح نظری و گفتمانی از اعتبار ساقط شده و به جایش تصمیمات نمایندگان منتخب مردم تنظیم‌کننده سیاست‌ها و مقررات و تعیین‌کننده سرنوشت کشور شدند.

از راست: صنیع‌الدوله، احتشام‌السلطنه و ممتاز الدوله، سه رئیس دوره نخستین مجلس شورای ملی
کشور در پرتو تشکیل مجلس شورای ملی ملک مشاعی شد که همگان در اداره آن باید مشارکت داشته باشند و دیگر تیول پادشاه و منصوبانش نبود و او نیز یک رأی معادل هر ایرانی ساکن در کشور داشت. بدین ترتیب نظام رعیتی در ایران فروشکست. این تحول به خوبی در بخش‌هایی از نطق افتتاحیه مظفرالدین شاه نمایان است:
مجلسی که مظهر افکار عامه و احتیاجات اهالی مملکت است، مجلسی که نگهبان عدل و داد شخص همایون ماست در حفظ ودایعی که ذات واجب‌الوجود به کف کفایت ما سپرده. امروز روزی است که بر وداد و اتحاد ما بین دولت و ملت افزوده می‌شود و اساس امور دولت و ملت بر شالوده محکم گذارده می‌شود، امروز روزی است که یقین داریم رؤسای محترم ملت وزرای دولت خود را دوست و امنا و اعیان و تجار و عموم رعایای صدیق مملکت در اجرای قوانین شرع انور و ترتیب و تنظیم دوائر دولتی و اجرای اصلاحات لازمه و تهیه اسباب و لوازم امنیت و رفاهیت قاطبه اهالی وطن ما بکوشند و هیچ منظوری نداشته باشند جز مصالح دولت و ملت و منافع اهالی مملکت و البته می‌دانید که نیت اساسی مقدسی که به ملاحظات شخصی مشوب و مختل نشود و به اغراض نفسانی فاسد نگردد. حالا بر انتخاب‌شدگان است که تکالیف خود را چنانچه منظور نظر دولت و ملت است انجام بدهند.
البته پادشاه حالت نمادین هم نداشت و حتی بعدها با تصویب متمم قانون اساسی در زمان سلطنت محمدعلی شاه قاجار باز پادشاه از اختیاراتی چون عزل و نصب وزرا و تصمیمات عمده مملکتی از قبیل اجازه تشکیل مجلس، ریاست عالیه قوه مقننه و اجرائیه، مرجعیت انشای قوانین، اعلام جنگ و صلح و فرماندهی قوای نظامی برخوردار بود.
مجلس اول که البته حالت موقت داشت تا قانون اساسی و همچنین قوانین عادی ومقررات در حوزه‌های مختلف را تدوین کند، در گام نخست برکناری سران ضدمشروطه از مدارج کشوری و لشکری (همچون عین‌الدوله) و خون‌خواهی شهدای نهضت صدر مشروطه را در دستور کار قرار داد.
مرتضی قلی خان هدایت، ملقب به صنیع‌الدوله داماد مظفرالدین شاه، به ریاست مجلس برگزیده شد تا به دلیل رابطه نزدیک او و نگرانی از فوت پادشاه بیمار، روند تدوین قانون اساسی به سرعت پیموده شود. این تدبیر کارساز افتاد و ظرف دو ماه اولین قانون اساسی ایران با الهام از قانون اساسی ۱۸۳۱ بلژیک و قانون اساسی ۱۸۷۹ بلغارستان در ۵۱ ماده تدوین شده و در هشتم دی ۱۲۸۵ به تأیید مضفرالدین شاه قاجار رسید. البته بعدها متمم قانون اساسی نیز در مجلس اول تهیه و توسط محمدعلی شاه امضا شد.
در عین حال باید توجه داشت که ساماندهی به امور مملکتی و مسائل عمومی بر مبنای مدرن قانون پیش از انقلاب مشروطه در ایران شروع شده بود. آنها اگرچه اسم قانون اساسی نداشتند، اما عملاً چنین کارویژه‌ای را ایفا می‌کردند.

شهروندان تبریزی در بدرقه نمایندگان تبریز در نخستین دور مجلس شورای ملی
نخستین بار ملکم‌خان آیین‌نامه حکمرانی را تهیه کرد و در اختیار میرزا جعفرخان مشیرالدوله صدراعظم ناصرالدین شاه قرار داد. دومین نظام‌نامه حکومتی تحت نام لایحه تشکیل دربار اعظم را میرزا حسین خان سپهسالار به ناصرالدین شاه در ۱۲۵۱ شمسی پیشنهاد کرد که مورد موافقت شاه قرار گرفت و بر اساس آن وزارتخانه‌ها زیر نظر صدراعظم و با نظارت فرادستانه شاه تشکیل شدند. سومین چارچوب قانونی در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه پیشنهاد شد که هویت تنظیم‌کننده آن مشخص نیست.
مجلس اول عمر چندانی نیافت و بعد از ۲۱ ماه فعالیت پر فرازونشیب و همراه با تنش‌های بسیار با دربار، با حمله قزاق‌ها به دستور محمدعلی شاه منحل شد. بعد از صنیع‌الدوله، میرزا محمودخان علامیر احتشام‌السلطنه و اسماعیل‌خان ممتازالدوله به ترتیب ریاست مجلس را برای مدتی عهده‌دار شدند.
مجلس اول شورای ملی علاوه بر قانون اساسی نظام‌نامه انتخاباتی را نیز اصلاح کرد که بر مبنای آن نمایندگان پایتخت به صورت مستقیم و نمانیدگان شهرستان‌ها به صورت غیرمستقیم انتخاب می‌شدند. در شهرستان‌ها ابتدا مردم انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به عنوان پارلمان‌های محلی تعیین می‌کردند، سپس نمایندگان انجمن‌های ایالتی و ولایتی در مجلس شورای ملی حضور پیدا می‌کردند.
مجلس اول مجلس پرکاری بود و اقدامات آن تأثیرات ماندگاری داشته است. برخی از اقدامات و تصمیمات مهم مجلس را می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد.
حوزه سیاسی:
تدوین ساختار قانونی و مبانی مشروعیت حکومت
محدود کردن اختیارات پادشاه
تثبیت و تشریح مبانی و اصول سلطنت مشروطه
عرفی‌سازی حکمرانی در کشور
این اقدام با گرفتن تأیید برخی از مراجع تقلید و مجتهدان طراز اول در خصوص قانون و پذیرش آن از سوی شرع انجام شد. البته نمایندگان مجلس اول در ایجاد موازنه و تحت تأثیر فشار شیخ فضل‌الله نوری و دیگر مشروعه‌خواهان تشکیل هیئتی پنج نفره را از علما در قانون قرار دادند که نمایندگان مجلس آنها را از میان ۲۰ مجتهد معرفی‌شده از سوی مراجع  تقلید انتخاب می‌کردند. البته این اصل از قانون اساسی هیچگاه اجرا نشد اما به مراتب مشکلاتش کمتر از شورای نگهبان در جمهوری اسلامی بود.
کار مهم مجلس اول جاانداختن این پارادایم بود که حکومت عرفی است و جزو منطقه الفراق شرع محسوب می شود. تأیید قانون اساسی از سوی رهبران دینی نیز بدین معنی تفسیر می‌شد که شرع در این نقطه دیگر تبدیل به عرف شده است و بعد از این مصوبات مجلس اعتبار شرعی هم دارد بدون آنکه مستقیماً و به صورت الزام‌آور از منابع شرعی باشد و علما فقط امکان بررسی تطبیق مصوبات مجلس با احکام شرع فقه جعفری اثنی عشری را دارند.
قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی
تصویب این قانون و مبنای نظری نهفته در آن از شاهکارهای مجلس اول شورای ملی است که با ارزیابی درست و دوراندیشانه راهکاری مناسب برای گذار از الگوی پراکنده و سنتی ممالک محروسه قاجار به حکومتی منسجم و مدرن با رعایت تنوع زبانی، قومی، جغرافیایی و مذهبی بود که ساماندهی کشور را بر اساس الگوی توزیع قدرت و نفی انباشت منابع در مرکز دنبال می‌کرد. همچنین مشارکت مردم در اداره مناطق خود را از طریق تشکیل پارلمان‌های محلی و اعطای اختیارات لازم در شکلی سازمان‌یافته و مؤثر محقق می‌کرد. متأسفانه این قانون هیچگاه اجرا نشد.
قانون شهرداری (بلدیه)  در ۱۰۸ ماده
قانون مطبوعات در ۵۲ ماده
قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام که به قوانین وزارت داخله معروف است. شامل ۴۳۲ ماده و ۲۶ ماده ضمیمه
قانون وظایف یا مستمریات شامل ۱۰ ماده
قانون ممیزی علمی و اجرای آن
قانون رشوه و مجازات آن
انتخاب دو هیئت دولت با صدرالوزرایی مشیرالدوله و علی‌اصغرخان اتابک امین‌السلطان
قانون انتخابات
حوزه اقتصادی
قانون انجمن‌های تجارتی
قانون تعیین مقرری دربار سلطنتی
ترتیب بودجه و تعیین مخارج اداراتپ
تاسیس بانک ملی
لغو نظام تیول‌داری
در میان اینها، قانون تعیین مقرری دربار سلطنتی که حقوق و مقرری شاه، درباریان و شاهزاده‌ها را کاهش داد، اهمیت زیادی در تغییرات ساختار حکومتی داشت که باعث می‌شد جایگاه آنها  به عنوان هسته مرکزی قدرت استبدادی در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی ضعیف شود. یکی از عوامل دشمنی محمدعلی شاه و برخی از دیوان‌سالاران و شخصیت‌های مذهبی با مشروطه و تلاش برای الغای آن اهتمام مجلس برای جلوگیری از حیف و میل اموال عمومی و سامان‌دهی به توزیع ثروت در جامعه بود.

اجتماع شماری از نمایندگان نخستین دوره‌های مجلس شورای ملی در مقابل ورودی بهارستان
مجلس اول شورای ملی پایان خونینی یافت. اگرچه ابتدا مجاهدین با مقاومت دلاورانه توانستند حمله قوای قزاق را دفع کرده و آنها را به عقب برانند، اما در نهایت قوای قزاق به فرماندهی ولادیمیر لیاخوف روسی چیره شدند و به حیات مجلس پایان دادند.
۳۹ نفر از نمایندگان بازداشت شدند که ۶ نفر از آنها چون میرزا مهدی تبریزی (در حین درگیری)، میرزا نصرالله ملک‌المتکلمین، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، یحیی میرزا اسکندری (شاهزاده قجری)، سیدجمال‌الدین واعظ اصفهانی و شیخ احمد روح القدس جان باختند. برخی نیز چون سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی که مجتهدان مشروطه‌خواه پرآوازه تهران بودند، تبعید شدند. ممتازالدوله رئیس مجلس توانست از ایران به روسیه فرار کرده و از دولت فرانسه پناهندگی بگیرد. او در دوران استبداد صغیر در لندن و پاریس و بخصوص در جمع مطبوعات به روشنگری علیه فاجعه به توپ بستن مجلس م شروطه پرداخت و سعی کرد حمایت غرب از جنبش مشروطه ایران در شکست استبداد صغیر را جلب کند.
در مجموع تشکیل مجلس اول شورای ملی، دو ماه بعد از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه اتفاقی دوران‌ساز در تاریخ معاصر ایران بود که به قول دکتر حسین بشیریه مرز تاریخ جدید و قدیم ایران را مشخص می‌سازد.
با این رویداد مفاهیم مدرن وارد نظام سیاسی ایران شد و ساختار حکومتی از سلطنت مطلقه به پادشاهی مشروطه  تحول یافت. آغاز قانونگذاری در ایران در واکاوی ریشه‌ای محصول دهه‌ها روشنگری روشنفکران و پیشگامان تجدد و نوسازی در ایران، مبارزات سیاسی مسالمت‌آمیز چندساله، بن‌بست نظام پادشاهی قاجار در بهبود اوضاع، اوضاع پریشان اقتصادی جامعه، تحولات زمانه و تأثیر عوامل خارجی بود.

۱۵ مهر ۱۳۹۸
آمریکا از خط مرزی شمال سوریه عقب‌نشینی کرد
فقط چند ساعت بعد از مکالمه تلفنی رئیسان جمهوری آمریکا و ترکیه، نیروهای آمریکایی از شمال سوریه شروع به عقب‌نشینی کردند. اتحادیه اروپا، سازمان ملل و کردهای شمال سوریه هشدار داده‌اند که حمله نظامی ترکیه به شمال سوریه ممکن است ثبات شکننده این منطقه را به هم بزند.

آمریکا از خط مرزی شمال سوریه عقب‌نشینی کرد
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه دوشنبه ۷ اکتبر/۱۵ مهر فقط چند ساعت بعد از گفت‌وگوی تلفنی با دونالد ترامپ، رئیس جمهوی آمریکا از عقب‌نشینی نیروهای نظامی آمریکا در شمال سوریه خبر داد. اردوغان در جمع خبرنگاران در آنکارا گفت:
جمله‌ای هست که ما مدام تکرار کرده‌ایم: ما می‌توانیم هر زمان حتی نصف شب [عملیاتمان در شمال سوریه] را آغاز کنیم. محال است که ما به تهدید گروه‌های تروریستی تن بدهیم.
کاخ سفید شامگاه گذشته، پس از گفت‌وگوی تلفنی اردوغان با ترامپ اعلام کرد که ترکیه در شمال سوریه برای ایجاد منطقه امن عملیات نظامی انجام می‌دهد و ارتش آمریکا نیز از این عملیات حمایت نمی‌‌کند اما در صدد مقابله با آن هم برنمی‌آید. بلافاصله پس از اعلام این خبر نیروهای آمریکایی عقب‌نشینی خود را از تل ابیض و رأس العین آغاز کردند.
عبدالکریم عمر، مقام بلندپایه کردهای سوریه با انتقاد از بیانیه کاخ سفید گفت ترکیه می‌بایست مسئولیت هزاران اسیر داعشی را که در اردوگاه الهول زندگی می‌کنند به عهده بگیرد.
به گفته این مقام‌بلندپایه کرد، چنانچه ترکیه در شمال سوریه عملیات نظامی انجام دهد، یگان‌های مدافع خلق کرد ناگزیرند به جای محافظت از اردوگاه داعشی‌ها، از مرزها دفاع کنند. در اردوگاه الهول بیش از ۷۳ هزار نفر از داعشی‌ها و خانواده‌هایشان زندگی می‌کنند.
عبدالکریم عمر از جامعه بین‌المللی خواست که مانع از عملیات ارتش ترکیه در شمال سوریه شوند.
دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل در سوریه اعلام کرده است که برای بدترین رویدادها خود را آماده کرده. این دفتر فهرستی از مراکز درمانی، مدارس، منابع آب آشامیدنی، بازارها و مناطق مسکونی تهیه کرده با این هدف که چنانچه عملیات نظامی ترکیه آغاز شد، به غیرنظامیان کمک کند در مناطق امن پناه بگیرند.

آیا دقت کرده اید؟
بسیاری که خود را مبارز و مخالف رژیم می دانند و در فضای مجازی مشغول تبلیغ اند، به اپوزیسیون ایران بیش از حکومت ایران می تازند. جالب اینجا است که اگر گاهی انتقادی هم به رژیم می کنند، فقط متوجه دولت است. آنچه این وسط غایب است، نقش ولی فقیه است که در مرکز تصمیم گیری نظامی قرار گرفته که کشور ما را به خاک سیاه نشانده و برای چندمین بار به آستانه جنگ کشانده است. انگار فردی به نام رهبر عالیقدر وجود ندارد که تمامی سرنخ های تصمیم گیری به او ختم می شود. هیچ ارگان و نهادی در ایران بدون اجازه وی نمی تواند آب بنوشد. چنین بنظر می رسد که توافقی نانوشته صورت گرفته که خامنه ای را، بعنوان مسبب اصلی وضعیت کنونی کشور، زیر ضرب نبرند. انگار فعالان خارج از کشور هم اجازه داده اند که سازمان های اطلاعاتی رژیم برای شان عرصه فعالیت را تعیین کنند. چنین به نظر می رسد که دستگاه های اطلاعاتی در ایران گفتمان خارج از کشور را تنظیم می کنند.
در شگفتم و برای این مساله پاسخی ندارم!

۱۲ مهر ۱۳۹۸
فاجعه‌های زیست محیطی در تالاب انزلی
س. اقبال
فاجعه از آنجا آغاز می‌شود که چهارده کیلومتر از طول تالاب انزلی را اتوبان کشیده‌اند. این اتوبان چهار باندی را تا کنون حدود شش کیلومتر آسفالت کرده‌اند ولی هشت کیلومتر باقی مانده هنوز خاکی است و در برخی از مناطق فقط تسطیح و زیرسازی آن را به انجام رسانده‌اند. با چنین رویکرد غیر کارشناسانه‌ای پهنه‌ی مرداب انزلی را به مناطقی جدا از هم تبدیل نموده‌اند که حوضچه‌هایی منفک از هم از آن سر بر می‌آورد. ناگفته نماند که در این خصوص هرگز از مردم محلی نیازسنجی به عمل نیاورده‌اند. حتا نظر کارشناسانه‌ی سمن‌های (سازمان‌های مردم نهاد) محلی را نیز ناشنیده باقی گذاشته‌اند. با پول مالیات و عوارض مردم برای آنان تصمیم می‌گیرند و تصمیم‌های خودانگارانه‌ی نهادهای دولتی را به جای نظر و نگاه مردم جا می‌زنند.

کنارگذر انزلی
  اتوبان یاد شده از هفت کیلومتریِ روستایی به نام بشمن در غرب انزلی آغاز می‌گردد تا در هفت کیلومتری شرق انزلی به روستایی به نام طالب‌آباد بپیوندد. تازه مدیران شهری استان گیلان از خودشان خیلی هم ممنون و متشکر‌اند که دارند چنین طرحی را به پایان می‌رسانند. طرحی که در نهایت به مرگ و نابودی همیشگی تالاب انزلی و گیاهان و جانداران آن می‌انجامد.
  از هم اکنون نه فقط درختان حاشیه‌ی مرداب یکی پس از دیگری به اعتبار بیل‌های میکانیکی دولت از جا کنده می‌شوند بل‌که مجموعه‌ای از درختچه‌های سه- چهار ساله هم از یورش اره‌های برقی حکومت در امان نمانده‌اند. در زمان تهیه‌ی این گزارش، دو مجموعه از همین درختچه‌های بریده شده در کنار اتوبان به چشم می‌آمد که وزن آن‌ها به بیش از دویست تن تخمین زده می‌شد. درختچه‌هایی که در نهایت از سوی کامیون‌ها به جاهای مورد نظر انتقال می‌یابد تا کارکردی سوداگرانه و نامردمی برایشان تعریف گردد.
  در طی همین مسیر چهارده کیلومتری اتوبان است که مافیای دولتی هدف‌های تجاری خود را برای تخریب هرچه بیش‌تر مرداب به اجرا می‌گذارند. چنانکه هرجایی از پهنه‌ی مرداب که بگویی تابلوها و بنرهایی به چشم می‌آیند که روی آن‌ها نوشته‌اند: این قطعه زمین به فروش می‌رسد. بسیاری از این تابلوها را حتا در فضای آب‌های مرداب بر زمین فروکرده‌اند. زمینخواران دولتی از هم اکنون انتظار روزی را می‌کشند که درنهایت سرتاسر مرداب را بخشکانند تا بر بستر آن زمین‌هایی از این نوع برای سوداگران وابسته‌ی به حکومت باقی بماند.

ربیعی: اتهام خبرنگار روسی بازداشت شده در تهران، جاسوسی نیست

علی ربیعی سخنگوی دولت ایران می‌گوید بازداشت خبرنگار خانم روسی در تهران مربوط به معاونت ضد جاسوسی نبوده و مربوط به تخلفات پیرامون ویزای ایشان بوده و به سرعت هم رسیدگی می‌شود.
روز جمعه، ۱۲ مهرماه، یک منبع به رادیو فردا گفت که یک خبرنگار زن اهل روسیه به نام یولیا یوزیک به دست سپاه پاسداران در ایران بازداشت شده‌است.
در پی رسانه‌ای شدن این خبر، عباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارحه ایران، گفت که این خبرنگار روس به‌زودی آزاد می‌شود.
مهدی سنایی، سفیر ایران در مسکو، نیز که به وزارت خارجه روسیه احضار شده بود گفتهٔ سخنگو را تأیید کرد.
در همین زمینه خبرگزاری رویترز با پوشش خبری سخنان آقای ربیعی گفته‌است روسیه روابط اقتصادی و سیاسی نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد و هدف قرار گرفتن شهروندی روسی توسط ایران موضوعی غیر معمول بود.
دمیتری پِسکوف، سخنگوی کاخ ریاست جمهوری روسیه، نیز بعد از احضار آقای سنایی به وزارت خارجه این کشور گفته بود بازداشت خبرنگار روسی در تهران غیرقابل قبول است و امیدواریم وی به زودی آزاد شود.
اظهارت ربیعی دربارهٔ تخلف در ویزا برای خانم یوزیک در حالی است که این روزنامه‌نگار روسی سه‌شنبه هفته گذشته در تماس با مادر خود، گفته بود نیروهای امنیتی به اتاق وی در هتل یورش برده و وی را به ظن رابطه با سرویس‌های امنیتی اسرائیل بازداشت کرده‌اند.
بوریس وویتسخووسکی، همسر سابق وی، نیز گفته‌است او نه شهروند دوتابعیتی اسرائیل و روسیه است و نه روادید سفر به اسرائیل را دارد. وی گفته‌است آخرین سفر همسر سابقش به اسرائیل ۱۵ تا ۱۷ سال پیش بوده که برای تهیه گزارشی دربارهٔ زندگی روزمره نظامیان اسرائیل بود.
روسیه روابط نزدیکی با ایران دارد و در کنار چین، مهم‌ترین حامی ایران در صحن بین‌المللی است. آمارهای هفت‌ماهه گمرک روسیه نیز نشان می‌دهد به رغم افت تجارت ایران با شرکای اصلی خود، این کشور صادرات به ایران را ۴۰ درصد افزایش داده و به نزدیک یک میلیارد دلار رسانده‌است.
روسیه و ایران همچنین مهم‌ترین حامی دولت بشار اسد هستند.
ایران طی سال‌های اخیر تعدادی از دوتابعیتی‌ها و شهروندان خارجی را به اتهامات امنیتی بازداشت کرده و در برخی موارد همزمان با آزادی آنها، برخی زندانیان ایرانی در همین کشورها نیز آزاد شده‌اند. برخی کشورها، از جمله آمریکا و بریتانیا ایران را به گروگان‌گیری و باج‌خواهی متهم کرده‌اند.
مقام‌های ایران با رد اتهام‌ها، عمدتاً این زندانیان خارجی و دوتابعیتی را به جاسوسی متهم می‌کنند.
یکی از بازداشت‌شدگان نازنین زاغری، محبوس ایرانی-بریتانیایی زندان اوین که زمانی کارمند بنیاد خیریه تامسون رویترز بود، تاکنون چندین بار دست به اعتصاب غذا زده و اخیراً نیز طی نامه‌ای جمهوری اسلامی را متهم کرد که او را برای مطالبات سیاسی خودش به حراج گذاشته‌است.
اخیراً محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران گفت که بریتانیا در ازای آزادی خانم زاغری پیشنهاد داده بود که ۴۰۰ میلیون پوند دارایی ضبط شده ایران را آزاد کند، اما به این وعده عمل نکرد.

 

در جست‌وجوی عدالت
کامل‌ترین نوع بی‌عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم (افلاطون)
تحولات فکری پس از رنسانس، بسیار شگرف و اساسی بود؛ زیرا همه مفاهیم، صبغه انسانی یافتند و تنها در درون حوزه عمل انسانی معنادار شدند. دین ترتیب، در عصر جدید، عملی عادلانه محسوب شد که از حقوق اساسی بشری و حرمت، شرف و عزت انسان‌ها صیانت کند.
در بند ۹ اصل سوم قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی و دولت موظف شدهاند همهی تلاش خود را مصروف رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینههای مادی و معنوی کنند.
در دنیای امروز، یکی از مهمترین ملاکهای ارزیابی نظامها، میزان موفقیت آنها در کاهش نابرابری و بردن جامعه در مسیر عدالت بیشتر است. نابرابری و تبعیض، ابعاد گسترده و وسیعی از نابرابری درآمدی تا نابرابری منطقهای، قومی، جنسیتی و امثال آن دارد. یکی از موانع اصلی توسعه، نابرابری عمیق و مزمن است که فرصتها را محدود و بافت اجتماعی را فرسوده می‌کند.
شواهد حاکی از آن است که یک درصد افزایش درآمد ملی به کاهش ۴/۳ درصدی فقر درآمدی در جوامعی با بیشترین برابری درآمدی و ۰/۶ درصدی در جوامعی با کمترین میزان برابری می‌انجامد. نابرابری نه‌تنها برای فقیرترین مردم که در انتهای نظام توزیع قرار دارند، بلکه برای کل جامعه نیز اهمیت دارد؛ چرا که با تهدید انسجام اجتماعی و تشدید تنش‌های اجتماعی می‌تواند به ناآرامیهای شهری و بی‌ثباتی منجر شود.
نتیجه وضعیت کنونی تورم شدید و فزایندهی بیش از ۴۰ درصدی است و این به معنای پولدارتر شدن پولدارها و فقیرتر شدن فقیرها و تعمیق شکاف نابرابری است. شاخصهای نابرابری، از جمله ضریب جینی، پس از انقلاب تقریباً پایدار بوده که نشاندهنده انعطاف‌ناپذیریِ نظام برای کاهش نابرابری‌ها است.
جنبه‌ای دیگر از نابرابری ، نابرابری درون استانها است. مطالعات نشان داده‌اند این جنبه از نابرابری، بیش از نابرابری بین استانها، بر نابرابری در سطح ملی اثرگذار است. نکته مهم آنکه، در برخی موارد، محرومترین استانها مثل سیستان و بلوچستان دارای بیشترین نابرابری درون استانی نیز بوده‌اند. استان‌های سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، گلستان و مرکزی بالاترین میزان نابرابری درون استانی را داشته‌اند. تشدید نابرابری منطق‌های، دامنه منازعات قومی در سطح ملی و منازعات گروهی در مناطق مختلف را تشدید کرده است.
نابرابری را نباید منحصر به نابرابری درآمدی کرد؛ چراکه بی‌تردید گسترش یا تحدید نابرابری، در زمینه آموزش و سلامت، با میزان و نحوه سرمایه‌گذاری دولت در توسعه انسانی ارتباط دارد. در واقع، ازآنجا که دولت بزرگترین، یا تنها سرمایه‌گذار، در هر دو حوزه آموزش و سلامت است، سیاست‌های تخصیص منابع در زمینه سلامت و آموزش از اهمیت بسیاری برخوردار است.
زنان بسیاری از مصائب و تبعیضها در درآمد، سلامت، آموزش و اشتغال را متحمل میشوند. شاخص نابرابری جنسیتی در ایران، در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان، آسیا و منطقه، نامطلوب گزارش شده است. دامنه تبعیض و نابرابری جنسیتی فراتر از شاخص‌های سیاسی است و شامل دسترسی نابرابر زنان به بسیاری از خدمات اجتماعی نیز می‌شود. بررسی شاخص توسعه جنسیتی نشان می‌دهد که با وجود روند بهبود نسبی در شاخص توسعهی انسانی، سرعت رشد در حوزه مسائل جنسیتی بسیار کمتر است. علت اساسیِ پایین بودن شاخص توسعهی جنسیتی در ایران، تفاوت قابل ملاحظهای است که سهم درآمدی زنان در مقایسه با مردان دارد.
دامنه نابرابری در ایران امروز، بسیار وسیع‌تر از مختصر گزارش در این یادداشت است. شواهد نشان می‌دهد ادراک عمومی مردم از نابرابری و موفقیت نظام در کنترل و کاهش آن بسیار ناامیدکننده است. برای مثال، در پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌ها در سال ۱۳۹۵، وقتی از مردم سوال شده وضعیت فقر و نابرابری نسبت به ۵ سال قبل بهتر یا بدتر شده، درصد پاسخ داده‌اند که وضعیت بدتر شده است. وقتی از همین گروه سوال شده که به نظر آنها وضع فقر و نابرابری در ۵ سال آینده چگونه خواهد بود، ۷۶/۳ درصد پاسخ داده‌اند که وضع بدتر خواهد شد. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد عدالت همچنان در ردیف اول مطالبات مردم و یکی از مهمترین مسائل جامعه ایران است.
منبع: ایران فردا

محسن آرمین: برخی اصلاح طلبان برای بقا به زد و بندهای پنهان با باندها و لابی‌های‌ قدرت خو کرده‌اند
محسن آرمین از چهره‌های شاخص جریان اصلاحات به بیان نظرات خود درباره تحولات مهم کشور پرداخت. وی تشکیک در اهداف مطرح کنندگان شعار جوان گرایی و مساله حذف نیروهای باسابقه جریان اصولگرایی را از جمله تحولات مهم فضای سیاسی کشور توصیف کرد و در مورد حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس یازدهم، راهبردهای گذشته را دیگر برای حضور در این میدان کافی ندانست و بر حمایت از چهره‌هایی در انتخابات که خواسته‌ها و مطالبات اصلاح‌طلبانه داشته باشند، تاکید کرد.
مشروح گفتگوی ایرنا با محسن آرمین را در زیر می‌خوانید:
برخی صاحب نظران معتقدند با دستیابی اصلاح طلبان به قدرت، این جنبش منابع اجتماعی خودش را از دست داده است و بهتر بود که اصلاح‌طلبی در سطح یک جنبش منتقد اجتماعی باقی می‌ماند موافق هستید؟
محسن آرمین: در پاسخ به این پرسش چند نکته به نظرم می‌رسد، اجمالاً با این داوری موافقم که بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان طی دو سه سال اخیر ریزش داشته است. اما این که آیا این ریزش به خاطر تصمیم اشتباه اصلاح طلبان در انتخابات سال‌های ۹۲ و ۹۴ و یا ۹۶ بوده، محل تأمل است. تصور نمی‌کنم در این حقیقت بتوان تردید کرد که بخش اعظم منتقدان امروز، در حمایت از اصلاح‌طلبان در انتخابات‌های سال‌های ۹۲ و ۹۴ و۹۶ شرکت کرده‌اند و اکنون که انتظارات و تصورات خود را برآورده نمی‌بینند در موضع و تصمیم اصلاح طلبان در قبال انتخابات‌های مذکور تردید می‌کننند. در واقع این تحلیل‌ها و قضاوت‌ها اگر هم درست باشند؛ تحلیل بر اساس نتایج است. وقتی اعتماد جامعه به کارآمدی نظام در حل مشکلات و امید به آینده بهتر کاهش می‌یابد طبیعتاً اعتماد و امید به همه نیروهایی که معتقد به اصلاحات در چارچوب نظام هستند، کاهش می‌یابد. به گمان من علت ریزش بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را باید در این واقعیت جستجو کرد
نکته دوم این که باید میان یک جریان سیاسی و یک جریان روشنفکری فرق گذاشت. روشنفکر می‌تواند همواره به عنوان یک منتقد باقی بماند. اساساً فاصله گرفتن از قدرت به منظور نقد آن، یکی از مؤلفه‌های تعریف روشنفکری‌ست. از نظر روشنفکر حضور در عرصه رقابت سیاسی و کسب قدرت نوعی تردامنی است. از واژه تردامنی معنای منفی آن را مد نظر ندارم. بلکه مقصودم این است که ورود به عرصه رقابت سیاسی با تعریف و نقشی که روشنفکر برای خود تعریف می‌کند تعارض دارد اما یک کنشگر و فعال سیاسی نمی‌تواند در حد منتقد باقی بماند. آن چه برای یک روشنفکر تردامنی است برای یک کنشگر و جریان سیاسی یک ضرورت است، هرچند می‌تواند و باید از افکار و اندیشه‌های روشنفکران استفاده کند اما نمی‌تواند و نباید در سطح آرمان‌ها باقی بماند، زیرا عرصه سیاست عرصه واقعیت‌ها و محدودیت‌هاست. اساساً حیات یک جریان سیاسی در حضور قدرتمند، مؤثر و جدی در عرصه رقابت سیاسی است. به نظر من برخی دوستان ما به عرصه سیاست نگاهی آرمانگرایانه و تنزه ‌طلبانه دارند. دستکم یکی از عوامل و علل این نگاه آرمانگرایانه، بدبینی به عرصه سیاست و قدرت در فرهنگ ماست. البته دو نقش روشنفکری و کنشگری سیاسی مزاحم و نافی یکدیگر نیستند. روشنفکر می‌تواند و باید به دور از قدرت باشد تا بهتر و آزادانه‌تر بتواند آن را نقد و ارزیابی کند. کنشگر سیاسی هم باید در عرصه رقابت و قدرت سیاسی حضور فعال داشته باشد و از نقدهای روشنفکر استفاده کند.
سوم آنکه، در انتخابات‌های ریاست جمهوری ۹۲ و مجلس ۹۴ اصلاح طلبان پس از یک دوره هشت ساله هدف تهاجم همه جانبه بودند، به میدان آمدند. هدف آن تهاجمات همه‌جانبه حذف کامل جریان اصلاح طلبی از عرصه سیاست و جامعه بود. اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال۹۲ در حالی وارد عرصه رقابت شدند که از تریبون‌های رسمی؛ پایان حیات جنبش اصلاحی و اصلاح طلبان اعلام می‌شد.
با توجه به نکات سه‌گانه فوق در پاسخ به پرسش شما عرض می‌کنم تصمیم اصلاح طلبان به حضور در سه انتخابات گذشته تصمیمی به‌هنگام و از نظر سیاسی درست بوده است. آن دو انتخابات فرصتی بود تا اصلاح طلبان پس از آن تهاجمات گسترده و به رغم تمام محدودیت‌ها و ناعادلانه بودن عرصه رقابت انتخاباتی با دو هدف وارد عرصه رقابت شوند: اول تثبیت حیات سیاسی و اثبات پشتوانه اجتماعی آن هم چنان مؤثر و تعیین‌کننده که با یک شعار تکرار می‌کنم پروژه رقیب را برهم بزند و دوم روی کار آمدن دولتی معتدل و ایجاد مجلسی معتدل که جریان راست افراطی در آن نقش تعیین‌کننده نداشته باشد، آن اهداف تأمین شد و با حضور اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ دولتی معتدل روی کار آمد و فضای سیاسی کشور گشایش بیشتری پیدا کرد. احزاب و تشکل‌های سیاسی و مدنی و دانشجویی منتقد آزادی عمل بیشتری پیدا کردند، برخی پس از یک دوره محرومیت فعالیت خود را آغاز کردند، فضای فرهنگی بازتر شد و در عرصه سیاست خارجی توافقنامه برجام به امضا رسید و امیدها به آینده‌ای روشن بیشتر شد و با حضور در انتخابات ۹۴مجلسی شکل گرفت که در آن افراطیون اقلیت بودند و اکثریت آن را اصول‌گرایان معتدل، مستقلین و معدودی اصلاح طلب تشکیل می‌دادند.
به نظر من انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ گام‌ لازمی بود که در ادامه همین راه باید برداشته می‌شد. تصور کنید اگر در انتخابات سال ۹۶ اصلاح طلبان از دولت حمایت نمی‌کردند و بعد همین مشکلاتی که امروز شاهد آن هستیم در سیاست خارجی و توافقنامه برجام و در حوزه اقتصادی رخ می‌داد، همین منتقدان امروزی چه قضاوت و تحلیلی داشتند؟ آیا اصلاح طلبان را متهم نمی‌کردند که به خاطر تنزه‌طلبی، از حمایت دولت روحانی دست کشیدند و مجلس را به جریان تندرو واگذار کردند و موجب شکست برجام و وضعیت نابسامان اقتصادی کشور شدند؟

مبارزه با فساد جدی نیست؛ دادگستری ایران به خانه تکانی اساسی نیاز دارد

آرش کیخسروی
بیش از یک ماه است که از اعتراف آقای صادق لاریجانی ، رئیس سابق قوه قضائیه ، به ارتکاب جرم می گذرد و در این مدت دستگاه قضایی کشور که ریاست جدید آن داعیه مبارزه با فساد دارد کوچکترین واکنش عملی به اعترافات تلخ و تکان دهنده ی نامبرده نشان نداده است. مستحضرید که آقای لاریجانی در نامه مورخ ۹۸/۵/۲۵ خود به آقای محمد یزدی رئیس اسبق قوه می گوید: سینه اش خزانه الاسرار اتهامات مجموعه‌ای از معاونان، قائم مقامان و آقازاده‌های مدیران و شخصیت هاست و این یعنی، قاضی القضات وقت کشورمان در قریب به ۱۰ سالی که هدایت و مدیریت دادگستری ایران را برعهده داشته ،در برابر فساد های کلان و مفسدان غارتگری که جزء خودی های نظام محسوب می شده اند نقش تماشاچی را ایفا نموده است و به جای برخورد قانونی با ایشان دست روی دست گذاشته و اینک دارد به زعم خویش به دیگر مسئولان گوشزد می کند تا مواظب باشند که اگر او را به نحوی زیر سوال ببرند این خزانه اسرار باز می‌شود و به سخن می افتد و آن وقت است که دیگر واویلا.
شیخ صادق لاریجانی که از همان ابتدای انتصاب به ریاست قوه قضاییه فاقد شرایط اولیه پذیرش چنین مسئولیت خطیری بود با شناختی که از نحوه ی برخورد با فساد در کشور دارد مطمئن و بی تفاوت نسبت به آن است که این جمله ، اعتراف به جرمی است که پیش از این در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است .
مطابق با ماده ۶۰۶ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) هر یک از روسا یا مدیران و مسئولانی که از وقوع جرم ارتشاء یا اختلاس یا تصرف غیر قانونی یا کلاهبرداری و در سازمان یا موسسات تحت اداره یا نظارت خود مطلع شده و مراتب را حسب مورد به مراجع صلاحیتدار اعلام ننمایند علاوه بر حبس از ۶ ماه تا ۲ سال به انفصال موقت به همین مدت محکوم خواهند شد .
اگر مبارزه با فساد جدی باشد هم اینک می باید آقای لاریجانی با این اعتراف صریحش ،دست کم به همراه آقایان محسنی اژه‌ای ، محمد جعفر منتظری، مرتضوی مقدم و جمعی دیگر از مسئولان سابق و لاحق قوه قضائیه و قوه مجریه و تحت پیگرد قرار گرفته و پاسخگوی اهمال کاری ها و قصورهای فراوانشان درخصوص غارت سفره ی ملت باشند. به نظر اگر دادرسی منصفانه هم باشد و چنانچه دادستان جسور و مقتدری نیز می داشتیم ،حتی جناب رئیسی و جناب روحانی هم نمی‌توانند به سادگی از زیر بار چنین اتهامی شانه خالی کنند.
گرچه من هم می دانم که بروز این اتفاق محال است و حتی یک بازجویی ساده از مشارالیهم انجام نخواهد گرفت منتهی خواستم بگویم برای مبارزه با فساد صرفا قیافه ی حق به جانبی که مسوولان به خود می گیرند کفایت نمی کند، که اگر در کوتاه مدت بشود افکار عمومی را با بگیر و ببندهای موقتی از مسیر درست و واقعیت های ناگوار موجود منحرف کرد اما در دراز مدت فعالیت های نمایشی در راه مبارزه با فساد چیزی جز ویرانی بیشتر برای کشور به ارمغان نخواهد آورد

تتلو، صدای دگردیسی
عمادالدین باقی
درشرایطی که رسانه‌های غول پیکر حکومتی که با پول شهروندان اداره می‌شوند و تک تک آنها در صدا و سیما حق دارند وعدم رضایت شهروندان سبب حرام بودن صرف وجوه است وامثال ما علیرغم ذیحق بودن بایکوت هستیم اما دلخوش به محافلی انجمنی،  دوشنبه هشت مهر درنشستی از فعالان سیاسی ومدنی یکی ازشهرهای نزدیک شرکت کردم.  قرار بود پیرامون موضوع عاشورا صحبت کنم.  پرسش وپاسخ ها نیز درزمینه حقوق بشر بود. آنچه توجهم را جلب کرد این بود که از جمعیتی که عصاره فعالان حزبی ومدنی شهر بودند یک چهارمش جوان و بقیه میان سال به بالا بود. درست که جمعیت ایران در حال پیر شدن ست اما این تفاوت محسوس یک دلیل مهمتر هم دارد و آن عدم زایندگی نیروی های سیاسی نسل پیش است.  آنچه این موضوع را در ذهنم برجسته تر می کرد این بود که همزمان با این نشست،   خبرهایی در فضای مجازی درباره رکورد شکنی کامنت‌های تتلو دراینستاگرام پیچیده بود.
امیر مقصودلو چندی پیش از هوادارانش درخواست کرد برای انتشار قطعه جدیدش او را با ده میلیون کامنت تشویق کنند و حالا این تعداد از مرز هجده میلیون هم گذشته. حساب قبلی او در اینستاگرام چهارمیلیون وصدهزار فالور داشت که بخاطر ادبیات او وخشونت علیه زنان،   اینستاگرام حسابش را بست وحساب جدید او نزدیک به دو میلیون فالور گرفته.  نمی‌دانم چقدر امکان دارد که بخشی از کامنت ها فیک باشند اما بدون شک آمار واقعی بالا خواهد بود و این پدیده بگمانم یک زلزله اجتماعی است. اکنون درمقام تفسیر معنای آن نیستم.  اینکه چرا این اتفاق می افتد واین جمعیت فالور و کامنت گذار چه انگیزه‌ای دارند و آیا لزوما معنای سیاست گریزی یا دین گریزی دارد یا ندارد؟اینها پرسش های درخور پژوهش‌اند اما رفتار آنها به یک رفراندوم شبیه است شاید هم رفراندوم ناخواسته.  آنها عمدتا جوان هستند که فردای کشور متعلق به آنهاست،  دارند اعلام موجودیت می‌کنند،  دارند اعلام تفاوت می‌کنند،   دارند به متولیانی که یکسره از جوانان مؤمن انقلابی می‌گویند باصدای بلند اعلام می‌کنند که اینقدر آنها را انکار نکنید. از تتلو تشکر می‌کنم بخاطراینکه سبب شد آنچه زیر پوست و در دل جامعه می‌گذرد وپیوسته انکار می‌شود فرصتی بیابد که خودنمایی کند شاید متولیانی که همچنان اسیر نوستالژی‌های سیاسی وعقیدتی خویش اند یا باورهای رسوبی شده‌شان که به آن خو گرفته‌اند موجب شده واقعیت را آنچنانکه دوست دارند ببینند نه آنچنانکه هست بیدار شوند.  آنها دوست دارند واقعیت را آنچنان بنگرند که آرامش‌شان را بهم نمی‌زند و با پنداشته‌هایشان همنواست وحس خوشتری از این همنوایی القا می‌کند.
بازهم شگفت انگیزتر اینکه وقتی تتلو در کنسرت تازه‌اش از ادبیاتی استفاده می‌کند که ما از بیان کردنش عرق شرم بر جبین مان می نشیند اما مخاطبانش از آن کلمات رکیک نه تنها رنجیده نمی‌شوند که لذت می برند.
در چنین شرایط و شکافی عده ای چنان پیله‌ای گرد خویش تنیده‌اند که مسئله شان منع کنسرت و منع نشان دادن ساز در تلویزیون و منع حضور زنان در ورزشگاه و فتوای حرام بودن ساخت فیلم درباره مولوی، عارف بزرگ و جهانی است. منع موسیقی خیابانی و موسیقی اصیل و شادی‌های مشروع خلایی را ایجاد می‌کند که هرکسی ممکن است آن را پر کند.
در جامعه شناسی،   همه اینها بیانگر مقدمات و اجزای شکل گیری تحولات آینده‌اند،   نشانه‌های انقراض یک نسل و یک تفکری است که منجمد شده و از انعطاف می گریزد و خود را تصحیح نمی‌کند. اینها برای چندمین بار نشان می دهند نظریه مهندسی اجتماعی نظریه ای شکست خورده است. نشان می‌دهد همانطور که راست روی افراطی حکومت شاه به چپ روی افراطی دامن زد،   چگونه چهاردهه چپ روی افراطی حکومت کنونی منجر به پیدایش راست افراطی در جامعه می‌شود.  چهل سال است از در و دیوار و کتاب درسی و رادیو و تلویزیون و منابر و تریبون ها و. . .  ارزش‌های رسمی می‌بارند اما جامعه قانونمندی مستقلی دارد و جدای از این مهندسی راه خودش را می‌رود.
دهشتناک‌تر از همه اینکه متولیان هنوز به همان شیوه ادامه می‌دهند و بلکه دستگاه های رسمی رسانه‌ای همچنان بسته تر،   فرقه‌ای‌تر و واقع گریزتر عمل می‌کنند.  ولی معلوم نیست در گام بعدی مانور قدرت مجازی در حد اتمام اعلام موجودیت و اتمام حجت بماند.
منبع: روزنامه سازندگی

بیانیه جمعی از نواندیشان دینی: از اعمال زورمندانه اراده تکلیفی فقها به مردم سخت نگرانیم
جمعی از نواندیشان دینی در نقد فتوای عرفان‌ستیز برخی فقیهان قم بیانیه‌ای صادر کرده و در آن از اِعمال زورمندانه اراده تکلیفی و فقیهانه در عرصه فرهنگ برای بستن کمترین روزنه‌های معنویت و مدارا در جامعه ایرانی ابراز نگرانی کرده‌اند.
این بیانیه بعد از آن منتشر شد که دوم مهرماه امسال ناصر مکارم شیرازی و حسین نوری همدانی، دو تن از مراجع تقلید شیعه در قم، اعلام کردند که ساخت فیلم سینمایی درباره شمس تبریزی به دلیل ترویج فرقه ضالّه صوفیه جایز نبوده و حرام است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
فتوای دو مرجع تقلید حوزه علمیه قم آقایان مکارم شیرازی و نوری همدانی در حرمت فیلم‌سازی از دو چهره سرشناس میراثی و جهانیِ محبوب یعنی شمس و مولانا، بار دیگر مناقشه سنتی فقه و عرفان را در خاطره‌ها زنده کرده است. این جدال درازدامن تاریخی که اغلب با سلاح تکفیر و تحریم همراه بوده گرچه فتوحات فقیهانه به همراه آورده اما نتیجه آن انزوای فرهنگ مداراگر عرفانی بوده است. این جدال تاریخی این بار در زمانه حاکمیت فقیهان سیاسی و با تکلیف‌تراشی برای ساحت فرهنگ‌ و هنر تکرار می‌شود.
ما جمعی از نواندیشان دینی ایرانی، به عنوان منادیان اسلام مدارا و مدافعان قانون و جامعه مدنی، نه تنها ناخشنودی خود را نسبت به استفاده از حربه فتوا در قلمرو حاکمیت قانون ابراز می‌داریم که از اِعمال زورمندانه اراده تکلیفی و فقیهانه در عرصه فرهنگ برای بستن کمترین روزنه‌های معنویت و مدارا در جامعه ایرانی سخت نگرانیم

در هشت ماه گذشته، تجارت ترکیه با ایران شاهد کاهش شدیدی بوده است
داده‌های مرکز آمار ترکیه نشان می‌دهد که تجارت بین ایران و ترکیه در هشت ماه نخست سال جاری میلادی ۲۰۱۹، در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته، ۳۳.۸۷ درصد کاهش یافته است.
وبسایت فایننشال تریبیون روز شنبه سیزدهم مهر در گزارشی نوشت که ایران در این مدت دو میلیارد و نهصد میلیون دلار کالا به ترکیه صادر کرده است که این از افتی در حدود ۴۳ درصد حکایت دارد.
واردات ایران از ترکیه نیز در هشت ماه نخست سال ۲۰۱۹ یک میلیارد و پنجاه و شش میلیون دلار گزارش شده است، که در مقایسه با آمار مدت زمان مشابه سال قبل ۶.۰۲ درصد کاهش داشته است.
ایران نوزدهمین هدف بزرگ صادراتی ترکیه و شانزدهمین صادرکننده بزرگ به ترکیه در مدت یاد شده بوده است.
طبق آمار اداره گمرک جمهوری اسلامی ایران، گاز طبیعی مایع، روی غیرآلیاژی، آلومینیوم، سنگ آهن، و قیر، عمده صادرات غیرنفتی ایران به ترکیه در سال گذشته خورشیدی (۱۳۹۷) بوده‌اند.

وزیر نفت ایران می‌گوید شرکت نفت دولتی چین از طرح توسعه پارس جنوبی کنار رفته است
وزیر نفت ایران می‌گوید شرکت نفت دولتی چین از توافقنامه طرح توسعه بخشی از میدان گازی پارس جنوبی کنار رفته است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از پایگاه خبری اداره کل روابط عمومی وزارت نفت ایران، نوشته است که بیژن نامدار زنگنه روز یکشنبه ۱۴ مهر گفت شرکت ملی نفت چین دیگر در این پروژه حضور ندارد. او به دلیل کنار رفتن شرکت چینی از این پروژه گازی اشاره‌ای نکرده است.
پیش از این قرار بود شرکت توتال فرانسه این پروژه را اجرا کند؛ اما به دلیل تحریم‌های آمریکا از این کار انصراف داد.
آسوشیتدپرس می‌گوید پکن اظهار نظری در این باره نکرده‌ است و شرکت ملی نفت چین نیز به تماس‌های آن پاسخ نداده‌ و مطلبی هم در وبسایت رسمی شرکت در مورد کناره‌گیری از این پروژه گازی ایران منتشر نشده است.
این در حالی است که دولت ایالات متحده به رهبری پرزیدنت ترامپ فشارها بر ایران را به شدت افزایش داده و بر ادامه آنها تاکید کرده است.
معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی چندی پیش گفت واشنگتن به تحریم کسانی که نفت ایران را بخرند یا با سپاه پاسداران معامله کنند ادامه می‌دهد و هیچ معافیتی هم صادر نمی‌شود. وی همچنین تاکید کرد که به دلیل تحریم‌های آمریکا، فروش نفت ایران افت جدی داشته است.
برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، نیز ​ گفت  که کارزار فشار حداکثری آمریکا به طور قاطع نشان داده است که هیچ مصونیت یا معافیتی در تحریم‌های ایران در کار نخواهد بود و هرگونه اقدام قابل تحریم، تحریم خواهد شد.

شورای "مدیریت گذار به تجزیه ایران" آغاز بکار کرد
چهل و دو زندان سیاسی-عقیدتی زن در زندان اوین
دوستان سلام: خبرگزاری هرانا، خبرگزاری حقوق بشری ایران، گزارش خوبی‌ درباره ۴۲ زندانی سیاسی-عقیدتی زن در زندان اوین منتشر کرده است. در میان این ۴۲ نفر از خانم‌های جوان تا سالخورده، از خانم‌هایی‌ که با فرزند کوچک خود در زندان هستند تا زندانیان عقیدتی از قبیل هموطنان بهائی و هموطنی که به مسیحیت ایمان آورده، از فعال دانشجویی تا شهروندان کشور‌های دیگر، و از کسانی که با اتهام جاسوسی در زندان هستند تا فعالان صنفی دیده میشوند. دستکم سه نفر از این زندانیان، مریم اکبری منفرد، فاطمه مثنی، و زهرا کتابچیان از هواداران فرقه مجاهدین هستند. همچنین، اینطور که گفته میشود، اگر هموطنانی اعتقاد به اسلام را کنار بگذارند و به دین دیگری ایمان آورند، ولی‌ تعهد دهند که برای دین جدید خود تبلیغ نکنند، دستگیر نمیشوند [اینکه آیا در شرایط کنونی کشور چنین تبلیغی عاقلانه است، بحث است جدا].
گزارش همچنین به مشکلات این زندانیان نیز پرداخته است، و بعنوان مثال ذکر می‌کند که،
"جیره غذای خشک که از طرف زندان به زندانیان داده می‌شود بسیار کمتر و بی‌کیفیت‌تر از قبل شده است؛ به طوری که در بازه‌های زمانی ۴۰ روزه جیره‌ای به اندازه ۱۵ الی ۲۰ روز مصرف یک زندانی به آنان تحویل داده شده و علاوه بر اینکه گوشت و سبزیجات از اواسط سال گذشته از جیره خشک زندانیان حذف شده است، از آغاز سال جدید نیز برخی اقلام از جمله ماکارونی نیز از این سهمیه حذف شده است. این در حالی است که حیات الغیب، پس از انتصاب به ریاست سازمان زندان‌ها پس از بازدید از بند زنان دستور داده بود میزان جیره خشک زندانیان به دوبرابر افزایش پیدا کند. با این حال این دستور توسط مسئولین زندان تاکنون اجرایی نشده است.
اقلام حذف شده از جیره غذایی که پیشتر مسئولیت توزیع آن با سازمان زندان‌ها بوده است، در فروشگاه زندان دو تا سه برابر قیمت خارج از زندان به فروش می‌رسد و زندانیان بالاجبار باید مایحتاج خود را از این فروشگاه تهیه کنند. علیرغم دستور رئیس جدید سازمان زندان‌ها مبنی بر فروش اجناس فروشگاه با قیمت درج شده روی محصول، مسئولین زندان قیمت اقلام مصرفی در فروشگاه را افزایش داده‌اند. به عنوان مثال هر پاکت سیگار که قیمت روی بسته بندی آن ۴۵۰۰ تومان درج شده است به قیمت ۱۲ هزار تومان به فروش می رسد. مواد غذایی وضعیتی مشابه دارند."
همچنین این گزارش به بررسی‌ حقوق این زندانیان پرداخته و مینویسد،

منوچهر صالحی
این بار هم کوه موش خواهد زائید

پیش از آن که شورای مدیریت گذار را مورد اندک بررسی قرار دهم، باید یادآور شوم که رژیم جمهوری اسلامی ایران بنا بر قانون اساسی خویش رژیمی استبدادی و خامنه‌ای به‌مثابه ولی فقیه از ولایت مطلقه برخوردار است و بنابراین کسی چون من که شش دهه برای تحقق حکومت مردم بر مردم، یعنی حکومت دمکراتیک و ایرانی مستقل مبارزه کرده است، نمی‌تواند هوادار رژیمی باشد که در ۴۰ سال گذشته در رابطه با تحقق امپراتوری شیعه در خاورمیانه روند رشد جامعه ایران را ناموزون و دست‌خوش خشونت و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده کرده است. اما مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی نمی‌تواند سبب پشتیبانی از کارکردها و برنامه‌های آن دسته از گروه‌های سیاسی شود که به خاطر دست‌یابی به قدرت سیاسی حاضر به پذیرش بی کم و کاست منافع منطقه‌ای دولت‌های مخالف جمهوری اسلامی هستند.

پادزهر اضطراب گذار از استبداد، سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران
https://alisedarat.com/1398/05/26/5108/ 
اضطراب و ترس و دلهره و ناامنی، وسایلی هستند که هر استبداد، در جهت ساختن و پرداختن آنها، بطور مستقیم و یا غیرمستقیم،  تلاش می‌کند، و آنها را بر علیه مردم به کار می‌برد تا آنها را رام و سربه‌زیر و ساکت کند، تا بتواند چند صباحی دیگر بر قدرت بماند.
این وحشت و دو  دلی که اگر حاکمان مستبد و سلطه‌گر نباشند، وضعت مردم زیرسلطه بسیار بدتر خواهد شد، از کارسازترین و مهم‌ترین و موثرترین اضطراب‌ها بوده است، که بدون هیچ استثنائی، در طول تاریخ و در عرض جغرافیا، توسط همه مستبدان، به اشکال به ظاهر متفاوت،  بکار برده شده است. بدون این رویه، که امتحان خود را، با موفقیت پس داده است، امکان ادامهٌ سلطهٌ مستبدان، که همیشه اقلیتی زورگو و خشونت‌گستر، و حاکم  بر اکثریت منفعل و فعل‌پذیر هستند، غیر ممکن است.
نکته مهم دیگر اینکه طول عمر مستبد و نیز میزان اعمال خشونت مستبدان، نسبت مستقیم دارد با میزان اضطراب مردم که باز با نسبتی مستقی باعث انفعال و فعل‌پذیری و بی‌غمی مردم تحت‌سلطه می‌گردد. و در این حالت اکثریت این خود ما مردم هستیم که با انفعال خود، اجازه می‌دهیم ابعاد اضطراب، چون زهر مهلکی، کل جامعه را فرا بگیرد و ما را در سکون، منفعل‌تر سازد، تا که خود ما، مستقیم و غیر مستقیم، عاملی از عوامل ادامهٌ حیات رژیم بگردیم.

Bis 27. September 2019