Loading
گزارش ها و ايران در آئينه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنيها ، نوشته ها و انديشه ها
Bis 24. Mai 2019 April, Mai 2019

15. Juli 2019

۲۴ تیر ۱۳۹۸
نشست اتحادیه اروپا برای نجات برجام
در حالی که از زمان خروج آمریکا از برجام تنش میان ایران و ایالات متحده تشدید شده است، وزیران خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل گرد آمده‌اند تا درباره چگونگی کاهش تنش‌ها و ایجاد گفت‌وگو مذاکره کنند.

از راست به چپ: جرمی هانت، وزیر خارجه بریتانیا، هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان، ژان ایو لودریان، وزیر خارجه فرانسه و فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
در واکنش به تحریم‌های مجدد آمریکا، که به‌طور عمده جریان اصلی درآمدهای نفتی ایران را هدف قرار داده، تهران برخی از تعهدات هسته‌ای خود به برجام را کاهش داده است و این موجب شده تا طرف‌های اروپاییِ توافق هسته‌ای، فرانسه، بریتانیا و آلمان، نسبت به این موضوع هشدار دهند. در این زمینه صبح دوشنبه ۲۴ تیر / ۱۵ ژوئیه وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه در بروکسل نشست خود را آغاز کردند.
این سه کشور در کنار روسیه و چین که توافق هسته‌ای با ایران را امضا کرده‌اند، تلاش می‌کنند تا تنش‌ها را کاهش دهند، به‌ویژه پس از آن‌که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در ماه گذشته طرحی را برای حملات هوایی این کشور به ایران در آخرین لحظه متوقف کرد.
امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه هفته گذشته امانوئل بون، دیپلمات ارشد خود را به تهران فرستاد تا در سفر دو روزه‌اش به تهران طرحی را با عنوان توقف در برابر توقف ارائه دهد که بر اساس آن ایران فعالیت‌های هسته‌ای‌اش را در حد فعلی نگه دارد و در مقابل آمریکا تحریم‌های بیشتری را علیه ایران اعمال نکند.
بون در این‌باره گفت: ‌ما به رئیس‌جمهوری (حسن روحانی) گفتیم که مؤلفه‌های توقف چگونه می‌تواند باشد و ما منتظر پاسخی از سوی ایرانی‌ها هستیم، اما نقطه‌نظر آن‌ها نسبتاً دور بود، زیرا آن‌ها خواستار لغو فوری تحریم‌ها هستند.
روز گذشته یکشنبه ۲۳ تیر / ۱۴ ژوئیه، ژان ایو لودریان، وزیر خارجه فرانسه افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران را در واکنش به با تصمیم غلط آمریکا در خروج از برجام، اقدامی اشتباه ارزیابی کرد و گفت افزایش تنش‌ها می‌تواند به رویدادهای ناگواری منجر شود.
حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران نیز روز یکشنبه موضع تهران را چنین عنوان کرد که اگر آمریکا تحریم‌ها را لغو کند و به توافق هسته‌ای بازگردد، آماده مذاکره خواهد بود. ترامپ هیچ واکنشی به بازگشت نشان نداده است اما مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا به واشنگتن پست گفت: این همان مسیر نازلی‌ست که جان کری و باراک اوباما در پیش گرفتند، و به برجام رسید. هم رئیس‌جمهوری و هم من معتقد هستیم آن توافق فاجعه‌بار بود. ترامپ با وجود مذاکره در مورد ایران با مکرون، هفته گذشته اعلام کرد که ایران با تحریم‌های بیشتری روبه‌رو خواهد شد.
محمدجواد طریف، وزیر امور خارجه ایران روز یکشنبه در نیویورک با اشاره به کشورهای اروپایی به صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفت: این‌که اظهار علاقه و اعلام اراده کنید برای حفظ یک توافق بین‌المللی با این‌که آمادگی برای سرمایه‌گذاری داشته باشید، تفاوت جدی وجود دارد و اروپایی‌ها هنوز این را نشان نداده‌اند.

وزیر خارجه فرانسه از تصمیم ایران برای نقض تعهدات خود در برجام ابراز نگرانی کرد

ژان ایو لودریان وزیر امور خارجه فرانسه - آرشیو
وزیر امور خارجه فرانسه روز یکشنبه ۲۳ تیر از افزایش تنش‌ها در منطقه خاورمیانه و بروز یک درگیری نظامی ابراز نگرانی کرد و گفت، تصمیم جمهوری اسلامی برای نقض برخی از تعهدات خود در توافق هسته‌ای ۱۳۹۴ با قدرت‌های جهانی به نگرانی‌ها افزوده است.
به گزارش رویترز، ژان ایو لودریان به خبرنگاران در پاریس گفت هیچکس خواهان جنگ نیست. من متوجه شده‌ام که همه می‌گویند نمی‌خواهند به سمت تشدید تنش حرکت کنند. نه رئیس جمهوری (ایران) روحانی، نه پرزیدنت ترامپ یا رهبران کشورهای خلیج (فارس).
وی که در مراسم روز ملی فرانسه صحبت می‌کرد، در انتقاد از تصمیم ایران برای غنی‌سازی اورانیوم بالاتر از سطح تعیین شده در برجام گفت، این یک تصمیم بد است، یک واکنش بد به یک تصمیم بد دیگر، که خروج یک سال پیش ایالات متحده از توافق هسته‌ای باشد.

وزیر خارجه بریتانیا برای تسهیل آزادسازی نفتکش گریس ۱ از ایران تضمین خواست

پس از توقیف نفتکش عظیم ایرانی به ظن دور زدن تحریم‌های اتحادیه اروپا، جرمی هانت، وزیر خارجه بریتانیا برای تسهیل کردن آزادسازی این نفتکش از ایران تضمین خواست.
وزیر خارجه بریتانیا روز یکشنبه ۲۳ تیرماه در چند پیام توئیتری با اشاره به گفت‌وگوی خود با همتای ایرانی‌اش محمدجواد ظریف نوشت که اگر تضمین‌هایی دریافت کنیم که این نفتکش به سوریه نخواهد رفت، پس از فرایندها در دستگاه قضایی جبل‌الطارق، بریتانیا آزاد شدن این نفتکش را تسهیل خواهد کرد.
جبل‌الطارق هفته گذشته اقدام به توقیف یک نفتکش ایرانی به نام گریس‌ ۱ کرده بود. مقام‌های این منطقه اعلام کرده بودند شواهد محکمی در دست دارند که نشان می‌دهد این کشتی به سمت سوریه در حرکت بود.
وزیرخارجه بریتانیا همچنین  در این توئیت‌ها از گفت‌وگوی خود با فابین پیکاردو، رئیس دولت محلی جبل‌الطارق، در رابطه با نفتکش گریس ۱ خبر داد.
پیشتر رویترز گزارش داده بود که  مقام‌های جبل‌الطارق اعلام کرده‌اند که تصمیم به توقیف نفتکش ایرانی گریس ۱ به طور مستقل از طرف مقام‌های این منطقه و بدون در نظر گرفتن درخواست دیگر کشورها صورت گرفته است

۲۴ تیر ۱۳۹۸
ماجرای ویزای ظریف و کشمکش بر سر خیابانگردی در نیویورک
قرار بود وزارت خزانه‌داری آمریکا محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران را تحت تحریم قرار دهد. اما پنجره دیپلماسی باز ماند و ظریف برای شرکت در نشست شورای اقتصادی-اجتماعی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرد. مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا گفت شخصاً ویزای ظریف را صادر کرده و ویزای وزیر خارجه ایران محدود به خیابان‌های اطراف سازمان ملل است. وزارت خارجه ایران پاسخ داد در مأموریت ظریف تأثیری ندارد.

ظریف به نیویورک رسید و پنجره دیپلماسی باز ماند. وزیر خارجه آمریکا پیشنهاد روحانی برای رفع تحریم به عنوان پیش‌شرط آغاز مذاکرات را رد کرد. احتمال دیدار پمپئو و ظریف اما وجود دارد.
مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در گفت‌وگویی تلفنی که غروب یکشنبه ۱۴ ژوئیه/ ۲۳ تیر با واشنگتن پست انجام داد تأیید کرد که ویزای ظریف را شخصاً صادر کرده است با این هدف که ایالات متحده آمریکا به تعهدات خود در برابر سازمان ملل عمل کند. پمپئو در این گفت‌وگوی تلفنی اعلام کرد که ویزای وزیر خارجه ایران محدود به چند خیابان اطراف سازمان ملل است:
دیپلمات‌های آمریکایی هم در تهران خیابان‌گردی نمی‌کنند. بنابراین دلیلی ندارد که دیپلمات‌های ایرانی آزادانه در نیویورک بگردند.
پمپئو در ادامه این گفت‌وگوی تلفنی ظریف را متهم کرد که در این سفر از فرصت استفاده می‌کند و در گفت‌و‌گو با رسانه‌های آمریکایی به دروغ‌پردازی‌هایش ادامه می‌دهد:
او یک شخصیت سیاسی است حامی حکومتی که مخالفان سیاسی را زندانی می‌کند و با زنان به طور وحشتناکی رفتار می‌کند. او سخنگوی اقتدارطلبانی است که آزادی بیان را محدود می‌کنند.
پمپئو برای گفت‌گو با رسانه‌های ایران اعلام آمادگی کرد.
سیدعباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران شامگاه یکشنبه به وقت محلی در پاسخ به سوال ایرنا درباره اعلام محدودیت برای ظریف گفت:
همان‌طور که وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه‌شان اعتراف کرد ناراحتی آنها از تأثیرگذاری سفرهای کاری دکتر ظریف و حضور رسانه‌ای ایشان و اثری است که بر افکار عمومی آمریکا و جهان می‌گذارد. قطعاً اعمال محدودیت حضور در برخی خیابان‌های نیویورک تأثیری در برنامه های کاری ایشان ندارد. دکتر ظریف معمولاً در مقر سازمان ملل متحد، نمایندگی دائم ایران و اقامتگاه سفیر جمهوری اسلامی ایران در رفت و آمد هستند و همه دیدارها، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایشان را در همین مکان‌ها انجام می‌دهند.

جمهوری اسلامی بازداشت فریبا عادل‌خواه پژوهشگر دوتابعیتی را تایید کرد

خانم عادل‌خواه نویسنده کتاب مدرن بودن در ایران است.
پس از انتشار خبرهایی از بازداشت فریبا عادل‌خواه پژوهشگر موسسه مطالعات سیاسی پاریس در فرانسه، جمهوری اسلامی بازداشت این پژوهشگر ایرانی فرانسوی را تایید کرد.
علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران، درباره بازداشت فریبا عادل خواه پژوهشگر مقیم فرانسه گفت که اطلاعی در این زمینه ندارم، خبر را شنیدم و نمی‌دانم چه کسی و به چه دلیلی وی را بازداشت کرده است.
پیش از این خبرهای غیررسمی درباره بازداشت این پژوهشگر منتشر شده بود. براساس این خبرها گفته می‌شود که خانم عادل‌خواه ۱۷ خردادماه امسال  توسط حافظت اطلاعات سپاه دستگیر شده است.
اما هنوز جزئیات بازداشت این پژوهشگر از سوی مقامات رسمی ایران تایید نشده است و مشخص نیست که دلیل بازداشت او چه بوده است.
بازداشت دوتابعیتی‌ها در ایران سابقه دار است و تحلیلگران غربی می‌گویند جمهوری اسلامی از افراد دوتابعیتی به عنوان گروگان استفاده می‌کند تا از دولت‌های غربی پول و امتیاز بگیرد. فرانسه که در کارزار فشار حداکثری با ایالات متحده همراه شده، همزمان مشاور ارشد رئیس جمهوری این کشور را برای مذاکره با مقامات تهران هفته پیش به ایران فرستاده بود.
تاکنون چند فرانسوی در دهه گذشته در ایران بازداشت شدند که با رایزنی و بعضی اوقات با مبادله زندانی، ایران این افراد را آزاد کرد.  یکی از این موارد آزادی کلوتیلد ریس دانشجوی فرانسوی بود که در حاشیه اعتراضات ۸۸ ایران بازداشت شد و در نهایت با علی وکیلی‌راد متهم به قتل شاپور بختیار و مجید کاکاوند متهم به همکاری بازرگانی تسلیحاتی با ایران مبادله شد.

 

زنگنه: نفت‌دزدی یک رئیس حراست از لوله اصلی نفت با حفر چاهی پنج متری

بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت ایران
پس از سخنان وزیر نفت درباره نفت‌دزدی رئیس حراست یکی از ادارات وزارت نفت، یک نماینده مجلس نیز گفت که تعدادی از نیروهای حراست وزارت نفت اقدام به قاچاق نفت می‌کردند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، غلامعلی جعفرزاده، نایب رئیس فراکسیون مستقلین ولایی مجلس، به نقل از وزیر نفت گفت: تعدادی از عوامل حراست وزارت نفت اقدام به قاچاق نفت می‌کردند که مدیران کل حراست به این موضوع پی‌برده و با آنها برخورد کرده است.
بیژن زنگنه، وزیر نفت، نیز روز شنبه بدون اشاره به جزئیات گفته بود که در یکی از ادارات این وزارتخانه رئیس حراست اقدام به نفت‌دزدی می‌کرد و با حفر چاهی پنج متری از لوله اصلی نفت را می‌دزدید.
آقای زنگنه جزئیات بیشتری در این باره بیان نکرده است. پیش از این گزارش‌هایی درباره دزدی نفت با استفاده از نصب کردن لوله‌هایی در مسیر لوله‌های نفت در استان‌های تهران و بوشهر منتشر شده است.
از جمله دی ماه سال گذشته گزارشی درباره سرقت سوخت از خط لوله پالایشگاه نفت تهران منتشر شده بود.
نیروی انتظامی اعلام کرده بود که قاچاقچیان با حفر یک تونل تقریبا ۷۰ متری و اتصال لوله به لوله اصلی انتقال فرآورده‌های نفتی از پالایشگاه نفتی شهر‌ری به مازندران این فرآورده‌ها را سرقت می‌کردند.

آدرس‌دهی‌‌های دقیق حسن نصرالله در مورد هدف‌گیری زیرساخت‌ها در منطقه

دبیر کل حزب‌الله در مورد مجموعه‌اهداف حمله به اسرائیل آدرس‌های دقیقی داده است
شاخ و شانه کشیدن‌های متقابل روزهای اخیر اسرائیل از یک‌سو و جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان از سوی دیگر، که از نظر صراحت کلام کم‌سابقه بوده است.
در این چند روز و در اوج بحرانی شدن وضعیت در خلیج فارس و تشدید تنش میان آمریکا و ایران، حسین دهقان، وزیر دفاع پیشین ایران، مجتبی ذوالنور، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، و سپس محمد علی موحدی کرمانی، خطیب موقت نماز جمعه تهران، در ارتباط با احتمال آغاز حمله‌ای علیه ایران، از توانایی‌های حکومت خود در نابودی اسرائیل سخن گفتند هر چند آدرسی که موحدی کرمانی داد دقیق‌تر بود؛ او با گفتن اینکه اسرائیل ۲۰۰ کلاهک هسته‌ای دارد، گفت: می‌توان کوره اتمی دیمونا را زد تا اسرائیل با بمب‌های خودش بارها شخم زده شود.
چند روز بعد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، که مدتی است عنوان وزیر دفاع را نیز دارد، به پایگاه هوایی نواتیم رفت و پس از بازدید از تجهیزات و امکانات رزمی خیره‌کننده کشورش، در جلوی یک جنگنده اف۳۵ ایستاد و در یک کلیپ نیم‌دقیقه‌ای، در واکنش به تهدیدهای اخیر ایران به نابودی اسرائیل، گفت این جنگندهٔ پشت سر من به ایران و سوریه می‌رسد.
تنها چند ساعت بعد از حضور نتانیاهو در این پایگاه، وب‌سایت اسرائیلی وای.نت خبر داد که علاقه‌مندان هوانوردی با تجهیزات رؤیت غیرنظامی، مشاهده کردند که جنگنده‌های اسرائیلی ساعت ۲ بامداد از یک پایگاه (احتمالا همان پایگاه محل بازدید نتانیاهو) به پرواز درآمدند؛ مسیر ۱۱۰۰ کیلومتری را تا آسمان جزیره یونانی کرت طی کرده و با رسیدن به نقاطی مشخص در هوا، به جای قوس طبیعی بازگشت، به ناگهان جهش برگشت را انجام دادند؛ این رفتار غیرطبیعی جنگنده‌ها در تمرین کوتاه سه‌ساعته، به احتمال تمرین حمله به اهدافی مشخص در ایران تعبیر شد.
ارتش اسرائیل در مورد این گزارش وای.نت سکوت کرد اما یک روز بعد، زاخی هانگبی، وزیر همکاری‌های منطقه‌ای و عضو کابینه امنیتی و سیاسی، در مصاحبه با روزنامه حامی دولت، اسرائیل هیوم، گفت کشورش برای جنگی در طول دو سال آینده آماده می‌شود؛ به گفته هانگبی، احتمال این‌که جنگ با ایران رخ دهد، بیش‌تر از احتمال درنگرفتن جنگ است.

۲۲ تیر ۱۳۹۸
زارا واگِن‌کنِشت: نجات اقتصاد بازار از دست سرمایه‌داری
بهرام محیی

Sahra (Sarah) Wagenknecht
زارا (زهرا) واگن‌کنشت، اقتصاددان و سیاستمدار آلمانی، در تاریخ ۱۶ ژوئیه‌ی ۱۹۶۹ در شهر گرا واقع در جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) زاده شد و امسال پنجاه ساله می‌شود. پدرش دانشجویی ایرانی مقیم برلین غربی بود که با مادرش در آلمان‌شرقی آشنا شد و ثمره‌ی ازدواج آن دو زارا بود. واگن‌کنشت در مصاحبه‌ای مطبوعاتی گفته که وقتی کودکی خردسال بود، پدرش به ایران ‌سفری کرد، اما هرگز بازنگشت و سرنوشت او تا امروز ناروشن مانده است. او می‌افزاید که نمی‌داند اگر پدرش بازمی‌گشت مسیر زندگی او چه تغییری می‌کرد. پدر نقش محافظ را دارد و زمانی که نباشد، کودک ناچار است خود از خود محافظت کند، زیرا کسی نیست که او را روی شانه‌هایش بنشاند و به او احساس بزرگی و امنیت بدهد. او همین قدر می‌داند که در کودکی کمبود پدر را بشدت حس می‌کرده و همواره حسرت دیدن او را داشته و به دلیل شاغل بودن مادرش، ناچار بوده اوقات زیادی را در تنهایی بسر ‌برد. همین امر باعث شده که تا اندازه‌ای روحیه‌ی تکروانه پیدا کند.
زارا واگن‌کنشت در قبال این پرسش که آیا این نیاز را حس کرده که به میهن پدرش سفر کند، پاسخ می‌دهد که همیشه به این موضوع فکر کرده، اما احتمال اینکه پدرش زنده باشد اندک است. در عین حال مادامی که او به ایران سفر نکند، نمی‌تواند از این موضوع اطمینان حاصل کند و به همین دلیل ترجیح می‌دهد خاطرات را به گونه‌ای که در ذهن دارد حفظ کند.
استالینیست زیبارو
زارا واگن‌کنشت در جوانی در سازمان جوانان حزب کمونیست حاکم بر آلمان‌شرقی، یعنی حزب متحد سوسیالیستی آلمان فعالیت داشت. او در دوره‌ی دبیرستان از شرکت در آموزش مقدماتی ‌نظامی که در آلمان‌شرقی برای دانش‌آموزان اجباری بود خودداری کرد و به اتهام نداشتن روحیه‌ی جمعی از تحصیل در دانشگاه محروم شد. به گفته‌ی خودش پس از گرفتن دیپلم دبیرستان ناچار شده در خانه بنشیند و افلاطون و ارسطو و کانت و هگل بخواند و با تدریس ریاضیات و زبان روسی خرج خودش را دربیاورد.
پس از فروپاشی دیوار برلین در سال ۱۹۸۹، حزب حاکم به حزب سوسیالیسم دموکراتیک تغییر نام داد و واگن‌کنشت به گفته‌ی خودش برای مبارزه با فرصت‌طلبان به این حزب پیوست و از همان اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی عضو هیئت‌رئیسه‌ی آن شد. او جزو جناح چپ این حزب به شمار می‌رفت و دیدگاه‌های رادیکالی داشت. از این رو مخالفان سیاسی به او لقب شیطانک سرخ و استالینیست زیبارو داده بودند.

دیروز در دادگاه محمدعلی نجفی، چه چیزهایی را ندیدیم؟
پنج‌نکته از روایت مرجان لقایی روزنامه‌نگار در توییتر
۱محمدعلی نجفی دیروز در تالار امام خمینی دادگاه کیفری یک محاکمه شد که به خاطر دادگاه متهمان انتخابات سال ۱۳۸۸ معروف شد؛ یکی از تمیزترین و شیک‌ترین تالارهای دادگاه است که همه آن‌چه را دادگاه باید داشته‌باشد، دارد.محمدی کشکولی، عباسی و ترابی سه قاضی رسیدگی‌کننده بودند.
شمار شرکت‌کننده‌ها زیاد بود و تلاش می‌شد جلوی رویارویی خبرنگاران با دوطرف پرونده را بگیرند. چون به دادسرا درباره برخوردش با متهم انتقاد زیادی شده.
وقتی پشت در ایستاده بودیم تا کارت‌های خبرنگاری را بدهیم و وارد شویم یک دیوار از سربازان درست شد. نجفی قد متوسطی دارد از پشت دیوار رد شد و کسی او را ندید.
من دقیقا جلوی در بودم. صدایی گفت: دخترم اجازه بده رد بشم. برگشتم و نجفی را دیدم. بهت‌زده شدم. زیرکانه عبور کرد بی‌سروصدا.
۲ نکته مهم، حرف‌های رئیس دادگاه بود که تلویحا از عمل‌کرد صدا و سیما و شیوه پوشش خبر انتقادکرد.
محمدی کشکولی صراحتا گفت خبرنگار بازپرس نیست و نباید متهم را در اتاق بازپرس قرارداد تا خبرنگار مثل یک بازپرس از متهم سوال کند.
او از دخالت برخی دستگاه‌ها انتقاد کرد و گفت تلاش شده در مرحله دادگاه همه‌چیز عادلانه باشد. به ایرادهای وکیل‌ها هم با حضور خودشان رسیدگی شد.
۳ نکته مهم دیگر که درخبرها نیامده حرف‌های شهریاری، نماینده دادستان، بود که در کیفرخواست از برخورد سیاسی با نجفی انتقاد تندی کرد.
نماینده دادستان گفت: محمدعلی نجفی پیش‌ازاین‌که چهره شناخته‌شده سیاسی باشد یک نخبه است و فردی باهوش، تحصیل‌کرده و باوقار؛ کارنامه مدیریتی نجفی را هم گفت.
نماینده دادستان گفت نجفی، همیشه لبخند دارد.هرچند از این لبخند انتقاد شد اما این شخصیت دکترنجفی است.
او افزود: بنابراین بهتر است جناح‌های سیاسی توپ را به زمین هم پرت نکنند و ازپرستو و فاسدبودن مقتول و متهم صحبت نکنند.
قتل ممکن است به دست هرانسانی هرانسانی(دوبار تاکید کرد) رخ دهد.انسان‌ها در شرایطی کارهای ناگهانی می‌کنند.
۴ نکته دیگر که دیده‌نشده دعوت کیفرخواست به مصالحه بود. نماینده دادستان چندبار تاکید کرد که دوطرف پرونده را به مصالحه دعوت می‌کند و فکر می‌کند این بهترین راه برای پایان این پرونده است.
۵ از دادستان تا قاضی‌ها و وکیلان همه نجفی را دکترنجفی خطاب می‌کردند..
و حتی برادر میترا که در گفت‌وگوها حرف‌های تندی علیه نجفی می‌گوید با احترام با او برخورد می‌کرد و توسط وکیلان‌اش درخواست کرد که با نجفی گفت‌وگو کند

انقلاب فرهنگی؛ خمینی و بنی‌صدر و سروش در یک جبهه

مهدی شبانی - بی بی سی
فروردین امسال، سی و نه‌ سال از شروع دوره‌ای که به نام "انقلاب فرهنگی" در تاریخ جمهوری اسلامی نام‌گذاری شده است، می‌گذرد. دوره‌ای که در آن طی درگیری‌هایی خونبار، دانشگاه‌ها اشغال و نیروهای مخالف تصفیه و روند گزینش برای دانشجویان، اساتید و حتی کارکنان دانشگاه‌ها پایه‌گذاری شد، تلاش برای اسلامی کردن متون دانشگاهی، به‌ویژه علوم انسانی، آغاز و تا به امروز ادامه دارد.
بسیاری با برجسته کردن تقابل سنت و مدرنیته این واقعه را تلاشی برای مستحیل ساختن دانشگاه‌ها در حوزه‌های علمیه خواندند، گروه دیگری انقلاب فرهنگی چین در سال ۱۹۶۶ به رهبری حزب کمونیست چین را الگوی حاکمیت نوپای جمهوری اسلامی برای تصفیه مخالفان در دانشگا‌ها دانسته و برخی دیگر فضای متشنج دانشگاه‌ها پس از انقلاب و وجود گروه‌های سیاسی در دانشگاه‌ها و درگیری‌های موجود در آن را دلیل شروع این واقعه دانسته‌اند.

10. Juli 2019

وزارت خارجه: از تلاش‌ فرانسه برای حفظ برجام استقبال می‌کنیم
نماینده  رئیس جمهوری فرانسه برای دیدار و گفت‌وگو با دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه ایران وارد تهران شده است. دومین سفر امانوئل بن به تهران آخرین گام فرانسه برای حفظ برجام همزمان با دومین گام ایران در کاهش تعهداتش در توافق هسته‌ای، قبل از برگزاری نشست فوق‌العاده شورای حکام به شمار می‌آید. هدف کاهش تنش‌هاست. سخنگوی وزارت خارجه ایران می‌گوید خواسته ایران تنها اجرای توافق هسته‌ای و تعهدات اروپاست.

وزارت خارجه ایران مذاکرات فشرده درباره مکمل‌های برجام را تکذیب کرد
سید عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران صبح سه‌شنبه ۱۹ تیر در گفت‌وگو با ایرنا با اشاره به سفر امانوئل بن مشاور امور دپیلماتیک رئیس‌جمهوری فرانسه به تهران و دیدارهای امروز او با علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران گفت:
اگر کسی می‌خواهد تلاشی انجام دهد تا هم تنش‌ها کاهش یابد و هم برجام به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک چندجانبه حفظ شود که هم به سود ایران و هم حفظ صلح و ثبات جهان و منطقه است باید قدری منصفانه عمل کرده و به سراغ ریشه اصلی آن‌ها یعنی آمریکایی‌ها برود. ما چیز پنهانی نداریم. خواسته ما اجرای همین توافقی است که از سوی آنها نقض شده یا اجرا نمی‌شود.
یکشنبه گذشته ایران گام دوم کاهش تعهدات خود در برجام را بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی آغاز کرد. سطح غنی‌سازی اورانیوم در تأسیسات هسته‌ای ایران از صبح دوشنبه ۱۷ تیر/ ۸ ژوئیه از مرز ۴,۵ درصد عبور کرد. یوکیا آمانو، دبیرکل آژانس به گزارش حکام گزارش داده که بازرسان آژانس عبور ایران از حد مجاز غنی‌سازی اورانیوم ۲۳۵ به غلظت مجاز ۳,۶۷ درصد را تأیید کرده‌اند.
ژان ایو لودریان، وزیر خارجه فرانسه روز گذشته (سه‌شنبه) در سخنانی در مجلس سنا با اشاره به کاهش تعهدات ایران در برجام گفت:
آمریکایی‌ها هر چند دیگر از امضاکنندگان برجام نیستند، اما می‌توانند حرکت لازم را برای باز کردن یک فضای گفت‌وگو انجام دهند تا از تنش غیر قابل مهار و حتی تصادف پیشگیری شود.

خروج از برجام به کجا می‌انجامد؟
اروپایی‌ها این روزها شتابزده می‌کوشند سامانه مالی تجارت با تهران را سروسامان دهند تا مانع فروپاشی دستاوردی شوند که به نوعی به اعتبار و حیثیت اتحادیه اروپایی گره خورده است. حسین واله، استاد دانشگاه و دیپلمات پیشین کشورمان در گفت‌و‌گو با ایران از چشم‌انداز و پیامدهای تحولات قریب‌الوقوع برجام سخن گفته است
به نظرمی رسد سازوکار مالی موسوم به اینستکس که راهکار اروپایی برای حفظ برجام به شمار می آید ابزار چندان موثری برای جلوگیری از برداشتن گام بعدی ایران برای کاهش تعهدات برجامی اش نباشد. ایران همچنان اقدامات اروپایی ها را ناکافی می داند این ارزیابی نهایتا ممکن است تا ۱۶ تیرما ه به متوقف شدن بخش مهمی از تعهدات هسته ای ایران شود. ارزیابی شما از چنین اقدامی از سوی ایران چیست؟ آیا واکنش به موقع و موثری به شمار می آید؟
من مقدمتا باید عرض کنم که اولا کل بحران جاری را باید یکپارچه دید و کانون اصلی و شاخ وبرگ هایش را باید درست تشخیص داد ثانیا باید منطق های موجود در کشور در مواجهه با این پدیده را درست تشخیص داد. در بخش اول معتقدم جوهر بحران فعلی کوشش بازهای غرب برای سوارشدن روی شکافهای داخل ایران و مجبور کردن حکومت ایران به تسلیم در برابر خواسته های آنان است. خطر اصلی برای ایران هم این است که نیروهایی د رهر طرف از اطراف منازعۀ سیاست در ایران، ممکن است فریب این بازی را بخورند و به سرباز ارتش بازها مبدل شوند. در بخش دوم، معتقدم که در ایران دو دیدگاه راجع به برخورد غرب با برنامۀ ایران و بخصوص با برنامۀ اتمی ایران وجود دارد. یک دیدگاه می گوید غرب بطور یک پارچه علیه اقتدار ایران متحد است و تفاوت مواضع رهبران غربی بازی پلیس بد و پلیس خوب است. دیدگاه دوم می گوید غرب واقعا متکثر است؛ باز و کبوتر دارد و هر کدام از آنها اهداف وروش های خاص خود را پی می گیرد. لذا تفاوت برخورد آنها با ایران تاحد زیادی از تفاوت نگرش ها و منافع آنها ریشه می گیرد.
دیدگاه نخست، از اول با برجام مخالف بود؛ با هرگونه مذاکره با غرب مخالف است و آنرا تسلیم و شکست بی نبرد می داند. این دیدگاه تا توانست مانع از برجام شد و بعد مترصد فرصتی بود برای برهم زدن برجام. با خروج ترامپ از برجام، فرصت را بدست آورد. اکنون فشار می آورد که باید ایران هم برجام را ترک کند. این فرصت را تصادفا فرصتی برای دست بالایافتن در سیاست داخلی هم می شمارد. به نظر من همین جا خطر مهیبی در کمین است.
دیدگاه دوم به دنبال فورمولی بود و هست که بطور کلی در منازعه با غرب و مشخصا در بحران اتمی همه طرفهای مناقشه خارجی را به نوعی برد برد برساند. روحانی که نماد این دیدگاه است از اول به تفوق نسبی موقعیت امریکا در باشگاه غرب واقف بود. لذا خنثی کردن خصومت امریکا بخشی از برنامۀ او بود. آرایش قوا در داخل جمهوری اسلامی ایران در مجموع اجازه نداد که روحانی خنثی سازی خصومت امریکا را به سرانجام برساند. لذا با خروج ترامپ، روحانی گرفتار سخت ترین چالش دورۀ خود شد. سختی این چالش از این جهت است که روحانی باید در چارچوب راهبردی متمایز با راهبرد خودش برای تنگناهای حاصل از حرکت ترامپ چاره جویی کند. منافع ملی حیاتی ایران روحانی را ناگزیر به ادامه این مسیر ساخته است.
فشارهای امریکا روی شرکای ایران در برجام مؤثر تر از آن بود که دیدگاه اول می پنداشت. طرفداران جنگ تمام عیار با امریکا باور داشتند و دارند و علنا می گویند که امریکا رو به زوال می رود و چیزی بیش از اشتلم و تظاهر به اقتدار در چنته ندارد. لذا در تمسخر روحانی می گفتند لازم نیست کسی دم کدخدا را ببیند. به دلایل بسیار زیاد و متنوع، بالاخره بقیه طرفهای برجام عملا از انجام تعهدات خود بازماندند. روحانی ناچار شد برای علاج این مسأله در چارچوب راهبردی متفاوت چاره اندیشی کند. کاهش متقابل تعهدات ایران در این پیش زمینه قابل فهم است.
چون من با دیدگاه اول مخالفم و معتقدم طرفهای اروپایی برجام ظرفیت ها و انگیزه ها و اهداف و روشهای متفاوت با امریکا دارند، در حد امکانات عینی که دارند، می توانند به برجام کمک کنند. منتها باید تحت فشاری معادل یا بیشتر از فشار امریکا قرار گیرند تا تمام ظرفیت های خود را بکار گیرند. لذا کاهش تعهدات ایران تا مرزی خاص می تواند محرک آنها باشد.
با وجودی که منافع اقتصادی ایران در چارچوب برجام همچنان تحقق نیافته است اما به نظر می رسد که در عرصه سیاسی فضای بین المللی در مواجهه با سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران است تا جایی که فرانسه اعلام کرده حتی در صورت بازگشت بخش دیگری از فعالیتهای هسته ای ایران، کشورهای اروپایی فعلا به تحریم جمهوری اسلامی فکر نمی کنند این رویکرد حمایت آمیز از ایران دست کم در عرصه سیاسی چه تاثیری بر تنش های منطقه ای میان نیروهای ایرانی و امریکایی به ویژه در آبهای خلیج فارس دارد؟ اهمیت حمایت سیاسی اروپا از ایران در عرصه مبادلات بین الملل چه اندازه بوده است؟
حمایت سیاسی اروپا مفید است اما کافی نیست. اروپا برای منافع حیاتی خودش از برجام حمایت می کند نه برای کمک به ایران. البته که امنیت اروپا امنیت ایران هم هست و بالعکس. در برابر فشار امریکا و اسرائیل بر متحدان خود در منطقه برای درگیر شدن با ایران و حد اقل خود داری از نزدیک شدن و همکاری با ایران، حمایت اروپایی ها از برجام به این کشورها پیام می دهد که بخش مهمی از جامعه جهانی درگیری با ایران را برنمی تابد. اینها درست است اما همه موضوع را نباید از این منظر دید. الحاق ایران به اقتصاد جهانی شرط ضروری پیشرفت اقتصادی ایران است و این به بیش از امنیت نیاز دارد. باید موانع سیاسی آن برطرف شود. خصومت امریکا از موانع اصلی این مسیر بوده است. در چهل ساله اخیر هرجا که ایران توافقی قراردادی یا گفتگویی برای مشارکت و همکاری داشته، امریکا براه افتاده و آنرا برهم زده است. تحریم های اخیر ترامپ هم در همین راستا ست. اگر اروپایی ها نمی توانند مانع تصمیم های کاخ سفید بشوند که نمی توانند- دست کم باید بکوشند مانع پیروی مؤسسات خودشان از آن تصمیم ها بشوند.
در صورتی که ایران بخش دیگری از تعهدات هسته ای اش را که به نظر می رسد جز مهمترین تعهداتش به شمار می آید متوقف کند، باعث می شود این ارزیابی را داشته باشیم که از حالا می توان برجام را از دست رفته دانست؟
هدف اصلی ترامپ از حد اکثر فشار روی ایران وادار کردن ایران به خروج از برجام است. اگر ایرانی ها این بازی را بخورند، نشان خواهند داد که از ترامپ کم هوش تر اند. همه ذکاوت و توانایی ملی را باید بکار بست تا از این عقبه با هزینه کمتر عبور کرد.
توضیحش این است: اصل معرکه را اسرائیل و لابی آن در امریکا براه انداخت تا بدست قوی ترین قدرت نظامی جهان، بزرگترین مانع توسعه طلبی اش در منطقه را نابود کند. به گزارش اسکات ریتر، اطلاعات مربوط به فعالیت سری اتمی ایران را اسرائیلی ها پخت و پز کردند و به امریکایی ها و افکار عمومی فروختند. شک و تردیدهای اروپایی ها از این بایت طی مذاکرات سه بعلاوه یک حل وفصل شد اما مخالفت بوش پسر مانع از پایان یافتن پرونده شد. تنها در برجام بود که طلسم این مکر اسرائیلی گشوده شد. ترامپ فرصتی برای اسرائیل بشمار می رفت تا ورق را برگرداند. فعلا موفق شده است کاخ سفید را از برجام خارج کند. اگر موفق شود ایران را هم بیرون کند، آنگاه به هدف نهایی بسیار نزدیک خواهد شد. مکانیزم ماشه عمل خواهد کرد و تحریم های بین المللی قانونی بازخواهد گشت.
در صورت فروپاشی برجام عرصه مناسبات سیاسی ایران و کشورهای منظومه غرب تا چه اندازه متحول می شود و رو به عقب می رود؟ تندتر می شود؟
خروج ایران از برجام قصد تولید سلاح اتمی معنا خواهد داد. ادعاهای اسرائیل را به کرسی خواهد نشاند. آرایش قوا در جامعه بین الملل را تغییر خواهد داد. اما بطور قطع نمی توان پیش بینی کرد که تک تک اعضای جامعه بین المللی چه تصمیم خواهند گرفت. در همان آغاز مناقشۀ اتمی نیز شیراک با لولو سازی از ایران موافق نبود و می گفت گیریم ایران سلاح اتمی بسازد، خب چه می شود؟ هیچ تهدیدی متوجه غرب نخواهد بود چون ایران می داند که نمی تواند علیه غرب از آن استفاده کند. همه رهبران جهان می دانند که اسرائیل علم اتمی شدن ایران را برداشته تا جنایات خود را توجیه و ملحق نشدن به ان پی تی را پنهان کند. اینها درست. اما ارسال این پیام به جهان فی حد ذاته غلط است. چنانکه رفتار و مواضع ترامپ نقض فاحش و وقیحانه ارزشهای انسانی و بازگشت از ارزشهای روشنگری به امپراتوریگرایی خشونت بار و نژادپرستانه است. ما نباید جهان را از یک بحران امنیتی فراگیر دیگر بترسانیم. آب به آسیاب اسرائیل و صادرکنندگان تسلیحات نباید بریزیم. در پروژه غارت دارایی عربهای خلیج فارس نباید مشارکت غیر مستقیم بکنیم. اروپایی ها خود را فدای ما و منافع ما نمی کنند. این درست. از سر اخلاق هم به تعهدات خود وفادار نمی مانند. این هم درست. اما نباید به این سبب اجماعی جهانی علیه خودمان ایجاد کنیم.
بالاخره امریکا از برجام خارج شده و اروپا هم تعهداتش را بطور کامل اجرا نمی کند لذا ایران به منافع برجام دست نیافته است. چکار باید کرد؟ همین جور بنشینیم و شاهد تضییع حقوق مردم ایران باشیم؟
همه ظرافت دیپلماسی و حساسیت سیاست همین جا ست. اگر کوچه های سیاست سر راست بود که هزاران چرچیل می داشتیم. آن وقت، هیچ چرچیلی نمی داشتیم! هنر این است که از نقطه ضعفت استفاده کنی و آنرا به نقطه قوت تبدیل کنی. در سیاست و شطرنج باید حدس بزنی حریف کدام بازی را خواهد کرد. باید مانع از مات شدن در آن بازی بشوی. نباید نگران از دست رفتن فیل و اسب و حتی وزیرت باشی. اگر همه نیروهایت را نگهداشتی اما مات مختنق شدی، باخته ای. اگر با یک تک پیاده حریف را مات کنی، برده ای. در سیاست هم همین طور است. بازی های ممکن حریف را باید پیش بینی کرد و مطابق آن بازی کرد. به نظر من، بازی ترامپ وجوه مختلف دارد: جنگ تبلیغاتی- روانی، جنگ اقتصادی ، جنگ دیپلماتیک و جنگ نظامی. کانون اصلی بازی تعمیق شکاف ملت دولت در ایران است. در همه این جبهه ها امریکا محدودیتهایی دارد. درست است که قوت امریکا در جبهه دیپلماتیک و نظامی از قضا نقطه ضعف آن است. اما باید نقطه های قوت آنرا تضعیف و نقطه های ضعفش را تقویت کردو بالعکس، باید نقطه قوت خودمان را تقویت کنیم. از این منظر، جبهه تبلیغاتی روانی و جبهه اقتصادی را باید دریابیم. چون در این جبهه، ما ضعف داریم. راه اصولی مبارزه با امریکا از سامان دادن سیاست داخلی مان می گذرد. باید خانه را دوباره مرتب کنیم. برای بی اثر کردن فشارهای اقتصادی، بازسازی روانی و سیاسی جامعه لازم است. برای بی اثر کردن جنگ روانی، به میدان آوردن همگان در سپهر سیاست لازم است. چون بازی حریف واداشتن ایران به تن دادن به خواستهای او از طریق جداکردن حکومت از مردم و شوراندن مردم علیه حکومت و مجبور کردن حکومت به تسلیم برای پیش گیری یا پایان شورش است، دقیقا باید پادزهر این بازی را بکار گرفت. باید داخل را بازآرایی کرد. نباید در زمینی که ترامپ تعیین کرده بازی کرد. معلوم نیست ترامپ دور دومی داشته باشد یا نه. اگر داشته باشد وحشی تر شود یا نه. جانشین او به برجام برگردد یا نه. لذا اصلا نباید کانون اصلی دفاع ایران روی این عوامل بنا شود. اینها خارج از قلمرو توان ماست. ما باید دفاع را بر اساس توان خودمان آرایش دهیم. باید همه ایران را سنگر کرد. در این صورت، آن طرف هر اتفاقی بیفتد، هر حکومتی سرکار بیاید ، با ایران یکپارچه طرف خواهد بود. نه با یک طیفی خاص در ایران. خواب شوراندن طیف های دیگر علیه حکومت و مجبور کردن آن به -تسلیم پریشان خواهد شد.
ایران بعد از متوقف کردن بخش دیگری از تعهدات برجامی اش چه سیاستی را باید در مواجهه با واکنش های احتمالی تند اروپایی ها در پیش بگیرد؟ اساسا برگ بازی ایران در عرصه بین الملل در دوره ای که اگر برجام دچار فروپاشی شود چیست؟
به نظرم راه اصولی ایران از سیاست داخلی می گذرد. اروپا و امریکا و همسایگان ما همه به سامان داخلی ما می نگرند و بر اساس قضاوتی که راجع به آن دارند آرایش خود را تعریف می کنند. فراموش نکنیم که بخشی از وضعیت فعلی نتیجه طبیعی بازی سیاست در دهه های اخیر ایران است. ترامپ پاتکی به راهبردی می زند که بر استفاده از شکافهای جامعه جهانی با تکیه بر شکافهای داخل ایران استوار بوده. حالا باید برای خنثی کردن این پاتک، جبهه داخلی را بطور واقعی یکپارچه کرد و حاکمیت ملی را ملموس ساخت. توانایی های منطقه ای ایران بازتاب توانایی ملی ایران است و اگر موفق شویم جبهه داخلی را تحکیم کنیم، می تواند نیروی مقابل را خنثی کند

نیاز امروز نظام جمهوری اسلامی؛ تنش‌زایی یا تنش‌زدایی؟
احمدرضا احمدپور:
شرایط کنونی ایران به‌گونه‌ای‌است که در عرصۀ بین‌الملل به تنش‌زدایی کارآمد و در عرصۀ داخلی به آشتی ملی و گسترش آزادی‌ها نیازمند است؛ ازهمین‌رو، نظام به‌وسیلۀ مقام‌های دولتی بر آن است تا سیاست تنش‌زدایی را جانشین تنش‌زایی و از رخدادهای تلخ و ناگوار احتمالی پیشگیری کند.
بااینکه در مرامنامۀ جمهوری اسلامی و تهِ ذهنیات رهبران قبل و کنونی ایران، سیاست محو اسرائیل بوده است؛ اما شرایط داخلی و جهانی کنونی نظام جمهوری اسلامی ایران، حکم می‌کند تا مسئولان چنین ذهنیاتی را دست‌کم، موقتا کنار بگذارند؛ ازاین‌روی، چندی پیش، وزیر خارجۀ ایران، ادعای نابودی اسرائیل از سوی حکومت جمهوری اسلامی را تکذیب کرد تا بهانه‌ای بیشتر، برای تضعیف حکومت ایران به دست دشمنانش نیفتد.
در دنیای سیاست، درست و حرفه‌ای حرف‌زدن و حرفه‌ای عمل‌کردن، پیروزی و قدرت‌نمایی نابه‌هنگام و ناشیانه رفتارکردن، شکست و تحقیر را به‌دنبال خود دارد که البته، چنین رابطه و قاعدۀ کلی در سیاست خارجه از اثرگذاری بیشتری برخوردار است؛ بااین‌حال، حسین دهقان وزیر سابق دفاع و فرماندۀ کنونی سپاه پاسداران در گفت‌وگو با شبکۀ عراقی النجبا از توان نیروهای مسلح ایران، برای محوکردن اسرائیل سخن به‌میان آورد و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سابق سپاه نیز به سپاهیان هشدار می‌دهد که در برابر توقیف نفتکش ایران ازسوی انگلیس، نفتکش‌های بریتانیایی در خلیج فارس را توقیف کنند که درهمین راستا روز گذشته نفتکشی انگلیسی را برای چندساعت متوقف [و نه توقیف] کردند و نیز روز جمعه، محمدعلی موحدی کرمانی، امام‌جمعۀ تهران، در خطبه‌های نماز جمعه، اسرائیل را به حملۀ موشکی به نیروگاه اتمی دیمونا تهدید می‌کند و گفت که درنتیجۀ این حمله، اسرائیل نابود و چندبار شخم زده می‌شود!
گفته‌های سه‌تن یادشده، خلاف شرایط امنیتی‌وسیاسی و مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران و ارادۀ دولت آن است که به‌جای تنش‌زدایی، آگاهانه یا ناشیانه و به نام اقتدار توان نظامی ایران و توهم ترساندن آمریکا و اروپا و اسرائیل، اقدام به تنش‌زایی به‌نفع اسرائیل و ترامپ و انگلیس و علیه منافع ایران می‌کنند!
آشکارشدن چنین رفتارهای ناپخته ازسوی پاره‌ای از مسئولان کشوری و لشکری و روحانی، نشان از بی‌سامانی چشمگیر در مدیریت کلان کشور دارد و معنایش این است که برخی دانسته یا ندانسته تلاش می‌کنند تا تابلوی هیچ‌کاره‌بودن و ناکارآمدی دولت رسمی و دستگاه دیپلماسی ایران را در شرایط بسیار حساس کنونی کشور، نزد دشمنان، برجسته‌ و آنان را تشویق به تنش و درگیری و فشار بر ایران و مردم ایران کنند؛ اما به‌راستی چرا!؟/ پژواک پندار

۱۹ تیر ۱۳۹۸
روحانی: بریتانیا پیامدهای توقیف نفتکش را بعداً خواهد دید
حسن روحانی در سخنان تازه‌ای هم به بریتانیا و آمریکا تاخت و هم اتحادیه اروپا. او بریتانیا را به‌دلیل توقیف نفتکش ایران آغازگر ناامنی دانست و گفت این کشور پیامدهای اقدام خود را بعداً خواهد دید. روحانی رجوع آمریکا به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را هم خنده‌آور توصیف کرد و نگرانی اروپا از کاهش تعهدات برجامی ایران را بی‌جهت خواند.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران
حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، چهارشنبه ۱۹ تیر در جلسه هیأت دولت، درباره توقیف نفتکش ایران در جبل‌الطارق گفت: اقدام انگلیسی‌ها کاری بسیار سخیف، غلط و اشتباه بود و به زیان آن‌ها است. () به انگلیسی‌ها گوشزد می‌کنم که شما آغازگر ناامنی هستید و تبعات آن را بعداً درک خواهید کرد.
روحانی بریتانیا را به‌عنوان کشوری اشغالگر در منطقه جبل‌الطارق عنوان کرد و گفت: این سرزمین متعلق به اسپانیا است و دولتی اشغالگر که به ناروا در این منطقه حضور دارد این کار سخیف را انجام داده است و این در حالی است که مردم اسپانیا هم از این کار انگلیس اعلام انزجار دارند.
فابیان پیکاردو، سر وزیر جبل‌الطارق پنج‌شنبه ۱۳ تیر / ۴ ژوئیه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که یک فروند سوپرتانکر با نام گریس ۱ در حال انتقال نفت خام ایران به بندر بانیاس در سوریه بود که بر اساس حکم قضائی توسط نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا به دلیل دور زدن تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه سوریه توقیف شد.
سرپرست وزارت خارجه اسپانیا اما ساعتی بعد اعلام کرد که ایالات متحده از بریتانیا خواسته بود این نفتکش را که در تملک یک شرکت سنگاپوری است و با پرچم پاناما حرکت می‌کرد توقیف کند.
جوزپ بورل، سرپرست وزارت خارجه اسپانیا نیز گفت بر اساس اطلاعاتی که دولت اسپانیا در اختیار دارد، این نفتکش در منطقه آبی توقیف شده که اسپانیا بر آن حاکمیت دارد، اما بریتانیا گفته است این منطقه تحت حاکمیت بریتانیاست.
ایران می‌گوید مقصد این نفتکش سوریه نبوده و بریتانیا را به راهزنی دریایی متهم کرده ‌است.
روحانی این امکان را داد که بریتانیا به دستور آمریکا دست به‌چنین اقدامی زده باشد که به‌گفته او باز هم اقدام غلط و اشتباهی است.
رئیس جمهوری ایران وضعیت داخلی بریتانیا را به‌هم‌ریخته و بدون انسجام خواند و گفت: اما در عین این سراسیمگی و به‌هم‌ریختگی، توقیف کشتی نفتکش ایرانی کاری احمقانه بود.

دو درس از چپ‌های یونان!
حزب سیریزای یونان به رهبری آلکسیس سیپراس از رقیب راستگرای خود در انتخابات پارلمانی آن کشور شکست خورد.
سیریزا که مخفف "ائتلاف چپ رادیکال" است، در سال 2015 با وعدۀ مخالفت با برنامۀ ریاضت اقتصادی اتحادیۀ اروپا برای یونان به قدرت رسید.
اتحادیۀ اروپا پس از بروز بحران اقتصادی سال 2009 در برخی کشورهای عضو اتحادیه بخصوص یونان، آنان را ملزم به اجرای برنامۀ ریاضت اقتصادی و ادامۀ کمک‌های خود به آنها را به اجرای آن برنامه مشروط کرد. در واقع یونان و برخی دیگر از اعضای اتحادیه در بخش جنوبی اروپا دچار کسری بودجۀ بی‌سابقه‌ای شده بودند که این نیز ریشه در خدمات اجتماعی گستردۀ این کشورها داشت. طبق برنامۀ ریاضتی اتحادیه، اعضای دارای کسری بودجۀ هنگفت، موظف به کاهش دامنۀ تأمین اجتماعی و انضباط مالی شدید دولت در این زمینه شدند. سیاست ریاضتی، اعتراض مردم این کشورها را به دنبال داشت و موجی از تظاهرات خیابان‌های پایتخت‌های آنها بخصوص آتن را فراگرفت.
در آن میان، آلکسیس سیپراس رهبر حزب سیریزا در مقام نمایندگی مردم معترض، با اجرای برنامه‌های ریاضت اقتصادی به مخالفت برخاست و با وعدۀ مقابله با آنها در انتخابات پارلمانی سال 2015 شرکت کرد و پیروز میدان شد و به مقام نخست وزیری رسید.
در مقام نخست وزیری اما سیپراس چپگرا به خلاف وعده‌های انتخاباتی خود توصیه‌های ریاضتی اتحادیۀ اروپا را به مو به مو به اجرا گذاشت و در این زمینه کاری کمتر یا بیشتر از علایق احزاب میانه یا راست نکرد! در این بین، برخی از دوستانش او را به "خیانت" متهم کردند و از او جدا شدند.
سیپراس اما آیا به همفکران خود خیانت کرد؟ روشن است که پای خیانت در میان نیست و این اتهامی نارواست! به نظرم سیپراس در حوزۀ اقتصاد کاری کرد که چاره‌ای جز آن نداشت چرا که اقتصاد عرصۀ وعده‌های موهوم و پا در هوا و عوام‌فریبانه نیست. زمینی سنگلاخی است که منطق گذر از آن را به رهروان تحمیل می‌کند.
از این رو به نظرم می‌توان از سرنوشت سیپراس دو درس بزرگ گرفت. درس نخست به دوستان چپگرای ایرانی و نوع مواضع اقتصادی‌شان مربوط می‌شود.
درس دوم اما برای همۀ نیروهای سیاسی است. چرا اجرای برنامۀ ریاضت اقتصادی در یونان، از احزاب راست و میانه که موافق آن بودند، بر نیامد، اما همان برنامه از سوی یک حزب چپ که مخالف سرسخت آن بود و حتی وعدۀ مقابله با آن را می‌داد، به راحتی امکانپذیر شد؟
آیا این بدان معنا نیست که در بزنگاه‌های بحرانی، هنگامی که اجرای برخی از برنامه‌های سیاسی و اقتصادی ضرورت عملی پیدا می‌کند، از موافقان آن برنامه‌ها عملاً کاری ساخته نیست و از قضا مخالفان آن برنامه‌ها در صورت به دست گرفتن قدرت، ناخواسته و به رغم میل خود، کار را از پیش می‌برند؟
به نظرم دیالکتیک در اینگونه موارد خودنمایی می‌کند نه بدان صورتی که مارکس و بخصوص انگلس آن را تبیین کرده‌اند! ما ایرانیان اما با این شیوه عملکرد هستی بیگانه‌ایم!
احمد_زیدآبادی

 

چکیده ای از زندگی سیاسی عباس امیرانتظام
بیانیه جبهه ملی ایران-سامان ششم- در سالگرد عباس امیرانتظام
مهندس عباس امیرانتظام، زاده ۱۳۱۱ تهران، از زمان دانش آموزی در دبیرستان دارالفنون جزو جوانان هوادار جنبش ملی کردن نفت و مجذوب دكتر مصدق شده بود. پس از کودتای سال ۱۳۳۲، و تشکیل نهضت مقاومت ملی، در حالیکه در دانشکده فنی دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس مهندسی برق و ماشین یا الکترومکانیک را میگذراند، از جوانان فعال نهضت مقاومت هم بود، و او بود که نامه اعتراضی نهضت مقاومت ملی به کودتای ۲۸ مرداد را هنگام دیدار ریچارد نیکسون از تهران، به کارمند سفارت امریکا داد تا به نیکسون برساند.
در سال ۱۳۴۰ که مهدی بازرگان، یدالله سحابی و آیت الله طالقانی از جبهه ملی ایران جدا شدند و حزب نهضت آزادی را بنیاد گذاشتند، امیرانتظام به آن حزب پیوست و مهندس بازرگان هم امیرانتظام، حسن نزیه و ابراهیم یزدی را بعنوان کمیته حزب نهضت آزادی در دانشگاه تعیین کرد. امیرانتظام در سال ۱۳۴۲، برای ادامه تحصیل به پاریس رفت و در آنجا دوره گواهینامه مهندسی بتون را گذراند و در سال ۱۳۴۳ به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در رشته مهندسی سازه مشغول تحصیل شد، و در سال ۱۳۴۵، فوق لیسانس خود را در این رشته دریافت کرد. از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹ امیرانتظام با تشکیل شرکت مهندسی و بازرگانی به فعالیت اقتصادی و عمرانی پرداخت، و هیچگونه فعالیت سیاسی نمیکرد

نام های قشنگ ایرانی پارسی

باغبانها به روي گل هاشان،
نامهايي قشنگ بگذارند
نامي از جنس آفتاب و بهار،
نام خوش آب و رنگ بگذارند

تا شبت را سپيده گل بزند،
نام مهتاب و ژاله را بنويس
شور شهناز تا دلارام است،
نسترن را و لاله را بنويس

عشق هنگامه مي كند بر پا،
با نگار و نگين و ركسانا
با هماي و شراره و نوشين،
با پريسا و هستي و مينا!

با پريا و مهري و مينو،
مهرناز و مهستي و مهشيد
با دل افروز و نازنين و بهار،
باز نوش آفرين شود خورشيد!

مانده طرحي قشنگ در يادم،
روي دستان آب، نيلوفر
بيشتر از شكوفه بنويسيم،
از زري، از فرشته، از زيور

روشنك را به پرنيان بسپار،
تا به دريا به آرزو برسي
نام آزاده را رها بنويس،
تا به گل ها به عطر و بو برسي

ارغوان و ستايش و مهناز،
شهرزاد و بهاره و مهسا
نام سودابه، خوب و خوش آواست،
همچو لبخند يار خوش سيما

ماهرخسار و ماهرخ زيباست،
نام هايي قشنگ و پر شورند
شهربانو و مهرنوش و پري،
همچو فيروزه ي نشابورند

همچنان مانده است در يادم،
شاهرخ، پارسا و گوهرشاد
مهربانو به نازگل مي گفت،
نام ايران ما گرامي باد

بنويسيد هومن و فرشيد،
يا كيان و كيارش و نيما
آرمين، آريا، سروش، ارژنگ،
مهرزاد و سپهر يا سينا

داريوش اين گل هخامنشي،
شهريار بزرگ ايران است
باربد، برد يا، نكسيا، حال،
نوبت آرمان و اشكان است

ماني و ماهيار با مزدك،
از گذرگاه جاده مي آيند
شاه انوشيروان و شروين،
با آبتين هم پياده مي آيند

روي گلدختران آبادي،
بگذاريد نام باراني
چون فروغ و فرانك و پوران،
نام هايي هميشه ايراني

نام رودابه و كتايون را
نام سارا و مريم و سيمين
شهرناز و انوشه و سيندخت،
ياسمين و ستاره و نسرين

غصّه دارد هنوز تهمينه،
داغ سهراب در دلش جاري ست
با فرنگيس مهربان باشيد،
ياد آن ها نشان بيداري ست

تا به ياد منيژه مي افتم،
بيژن آزاد مي شود از چاه
نام جمشيد و ايرج و هوشنگ،
ميشود با بهار و گل همراه

شاه تهمورث و سيامك و سام،
رنگ و بوي گل وطن دارند
گيو و بهرام و آرش و مهران،
ريشه در كشوري كهن دارند

ياد فرهاد و بيستون باشيد،
بلكه شيرين شود روان شما
با كيومرثِ جان قدم بزنيد،
گل كند باز ، باغ جان شما

به منوچهرِ عشق، دل بدهيم،
نام او همرديف باران است
سورنا را به ياد بسپاريم،
آبرودار خاك ايران است

نام كوروش ز يادمان نرود،
با خشايار هم عنان باشيم
با فرامرز و اردشير و قباد،
زير چتري از آسمان باشيم

بايد از مازيار بنويسيم،
از فريدون و بهمن و سامان
از فريبرز و بابك و شاپور،
از رهام و سيامك و ساسان

آريو برزن اين شهيد وطن،
قهرمان هميشه ي ايران
رستم و يزدگرد و فيروزان،
نام شان سربلند و جاويدان

بنويسيد كاوه را با شوق،
نام كسرا و نام آرش را
نام افشين و بابك و خسرو،
نگذاريد جا، سياوش را ....

پارسي اين زبان ايراني،
مظهر اتحادمان باشد
نام اين سرزمين جاويدان،
تا هميشه به يادمان باشد

از سایت ۱۰ مهر
۱ـ نامه آبراهامیان، چامسکی و ۲۷ تن دیگر به دبیر‌کُل سازمان ملل
۲ـ استراتژی جدید پنتاگون برای منطقه جدید اقیانوس آرام و هند
۳ـ فراخوان فعالیت ضدجنگِ هنرمندان و فعالان مدنی
۴ـ بیانیه مشترک ۶۹ حزب کمونیستی و کارگری درباره خطر جنگ آمریکا علیه ایران
۵ـ بی‌سابقه‌ترین تجربه‌های تاریخی در زمینه‌ صنعت‌زدایی در دو دهه گذشته
۶ـ جنگ انگلیس با ایران (۲)

مقالات توفان الکترونیکی شماره ۱۵۶نشریه الکترونیکی حزب کارایران تیر ماه ۱۳۹۸
www.toufan.org
دراین شماره می خوانید:
چه باید كرد؟
چالش حجاب اجباری و رانندۀ آتش به اختیارِ اسنپ!
درحاشیه قتل علیرضا شیرمحمدعلی
به مناسبت دهمین سالگرد جنبش دمکراتیک سال ۱۳۸۸
تداوم دستگیرشدگان تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر را محکوم می‌کنیم
برکشورم چه رفته است!گزارشی از ایران
هذیان گویی رهبر ورشكسته جمهوری اسلامی
سی وهشت سال از تیرباران قهرمانان توفانی گذشت
تحریمهای تازه و غیرقانونی امپریالیسم آمریكا علیه پتروشیمی ایران را قویاً محكوم می‌كنیم
تحریكات امپریالیسم آمریكا ادامه دارد.پهپاد جاسوسی در مرز هوایی ایران ساقط شد
آیا پهپاد آمریکایی وارد حریم هوایی ایران شده بود؟
درحاشیه آتش سوزی دو نفت‌كش در دریای عمان
چرا اسرائیل خواهان نابودی ایران است؟
امپریالیسم آمریكا وجنون گاوی
چرا شعار دست‌ها از ایران كوتاه باد! شعار صحیحی است؟
کمک چین کمونیست به پیشبرد برنامه ساخت موشک‌های بالستیک در عربستان
درجبهه نبرد طبقاتی.اخبار و گزارشات کارگری خرداد ماه۱۳۹۸
مُرسی را به صورت دمكراتیك به قتل رساندند.
فقر وجه مشترک ۱۵۲ میلیون کودک کار در جهان
خامنه‌ای، روحانی را فرمانده جنگ اقتصاد کرد
امپریالیسم و تحولات دموکراتیک در ایران
گشت و گذاری درفیسبوک، پاسخ به یک پرسش
پرسش و پاسخ در شبکه تلگرام

گدا

چادر

Bis 24. Mai 2019